چالش‌های سه‌گانه مستندهای محیط‌زیستی





چالش‌های سه‌گانه مستندهای محیط‌زیستی

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۸:۰۸

مستندهای محیط‌زیست از حوزه‌های نسبتاً پرطرفدار فیلمسازی مستند در ایران به‌شمار می‌آید و از همان سال‌های نخست راه افتادن جریان تولید فیلم مستند ایرانی در دهه ۱۳۳۰ آثار مرتبط با محیط‌زیست در زمره تولیدات قرار داشته‌اند. مستندهای ایرانی ساخته‌شده در حوزه‌های مربوط به محیط‌زیست عموماً در دو حوزه کلی قرار می‌گیرند: یکی آثاری که عمدتاً با نگاهی انتقادی به بررسی بحران‌های محیط‌زیستی می‌پردازند و دیگری مستندهای حیات‌وحش که رویکردی اکتشافی داشته و یا گونه‌های زیستی در خطر انقراض جغرافیای ایران را دستمایه اثر قرار می‌دهند. سینمای مستند ایران به‌خصوص در ۲۰ سال گذشته در هر دو حوزه موفق به ارائه آثار تأمل‌برانگیز و قابل‌توجهی شده است. پیشرفت ابزارهای فیلمبرداری و مونتاژ در کنار گسترده‌تر شدن امکان پژوهش و پرداخت به سوژه‌های تازه‌تر، از مهمترین دلایل این امر به حساب می‌آید. بااین‌حال، ساخت فیلم‌های مستند محیط‌زیستی از چند نظر با چالش‌ها و دشواری‌هایی همراه است که در ادامه به اختصار به سه مورد از آنها می‌پردازم.

برهوت سرمایه‌گذار
این احتمالاً مهمترین عاملی است که امکان ساخت فیلم مستند در حوزه‌های مربوط به محیط‌زیست را محدود کرده است. به‌طور سنتی، مهمترین منبع سفارش ساخت و نیز مهمترین مدیوم نمایش فیلم مستند، تلویزیون است. فیلم مستند در مقایسه با فیلم داستانی، جنبه‌های رسانه‌ای و ژورنالیستی عیان‌تری دارد و این دقیقاً نسبتی است که تلویزیون با سینما برقرار می‌کند. بنابراین، حتی امروز باوجود گسترش پلتفرم‌های مختلف آنلاین، تلویزیون همچنان مناسب‌ترین رسانه برای نمایش فیلم مستند است. در ایران نیز شبکه‌های سراسری و استانی سیمای جمهوری اسلامی ایران، در طول سال‌های گذشته اصلی‌ترین سفارش‌دهندگان برای تولید مستندهای سینمایی و یا سریالی بوده‌اند. بااین‌حال، گرایش صداوسیما به پررنگ‌تر کردن سهم برنامه‌های سیاسی در یک دهه گذشته خود را در بخش مستند نیز نشان داده است. مستندهای سیاسی از نظر مدیران کارآتر بودند و افزایش سهم سفارش این‌گونه از سینمای مستند، رابطه مستقیمی با کاهش سفارش و ساخت مستند در سایر حوزه‌ها، از جمله محیط‌زیست داشت. مستندهای حیات‌وحش از نظر مدیران سازمان، خنثی‌تر از آن بودند که به کار سیاست بیایند و مستندهای انتقادی مربوط به بحران‌های محیط‌زیستی نیز فراتر از بازی‌های جناحی، عملکرد پارادایم سیاسی را زیر سؤال می‌برد و طبعاً نمی‌تواند خوشایند اهالی سیاست باشد. از همین رو، امکان‌ تأمین سرمایه برای مستندسازان حوزه محیط‌زیست محدود به تلویزیون‌های بین‌المللی و فاندها و جوایز جشنواره‌ای و یا مراکز پراکنده‌ دولتی همچون مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی شد و آمار تولیدات را در سال‌های اخیر کاهش داد.

فقر آرشیو، ضعف در پژوهش
فیلمسازان مستند در سینمای ایران علاقه فراوانی دارند تا در اثر خود هرچه بیشتر از نماهای فیلمبرداری‌شده و دست اول استفاده کنند. این را می‌توان از یک‌سو به ذهنیتی مربوط دانست که فیلمبرداری را باعث خوش رنگ و لعاب شدن و افزایش جذابیت فیلم می‌داند و از یک‌سو به این باور ناخودآگاه اما ریشه‌دار که مستند فیلمبرداری‌شده، اورجینال و حاصل خلاقیت فیلمساز است و استفاده از تصویر آرشیوی کار فیلمسازان سطح پایین. بااین‌حال، ضعف اصلی را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد و آن، فقر آرشیو تصویری است. با وجود فعالیت چند مرکز فیلمخانه و آرشیو در سطح کشور، اما دسترسی به بسیاری از فیلم‌های خبری و تلویزیونی مربوط به دوران گذشته مقدور نیست. آثار در آرشیو‌ها موجود نیست و حتی درصورت وجود، روندهای اداری پیچیده مانع از در دسترس قرار گرفتن بخش مهمی از فیلم‌های قدیمی می‌شود. آن ذهنیت قدیمی و این فقر آرشیو، منجر به ضعف پژوهشی آثار تولیدشده در حوزه محیط‌زیست شده است. این درحالی‌است که استفاده مناسب و هنرمندانه از تصویر آرشیوی، می‌تواند غنای فراوانی به روایت فیلم ببخشد و میزان شناخت و آگاهی ارائه‌شده در یک فیلم مستند را نیز به‌طرز قابل‌توجهی افزایش دهد. مستند «مادرکشی» نمونه قابل‌اعتنایی دراین‌باره به‌شمار می‌آید.

ناتوانی در خلق درام
با وجود اینکه نمونه‌های موفقی از فیلم مستند دراماتیک در سال‌های اخیر ساخته شده که توانسته‌اند توجه افراد بسیاری را به موضوع خود جلب کنند («مادرکشی»، «اسرار دریاچه» و «در جستجوی پلنگ ایرانی»)، اما ناتوانی در خلق درام، مهمترین ضعف کارگردانان مستندهای محیط‌زیست است. آثار این حوزه به‌شدت مستعد افت ریتم و تکرار اطلاعات هستند و تماشای آنها در بسیاری از لحظات ملال‌آور است. فرق نمی‌کند مستند باشد یا داستانی؛ فیلم وقتی جذاب است که روایتی دراماتیک ارائه کند. سوژه باید بتواند با زندگی تماشاگر و شناخت او از جهان پیرامون ارتباط برقرار کند. فیلمساز باید سوژه خود و پتانسیل‌هایش را به‌خوبی بشناسد و سیر روایتی را طراحی کند که در آن بر تضادها، عظمت‌ها، شگفتی‌ها و دریغ‌های مربوط به سوژه تأکید شود. تنها در چنین شرایطی فیلم می‌تواند یقه تماشاگر را بچسبد و او را متوجه اهمیت موضوع فیلم کند. بی‌شک این موضوع یک مؤلفه تعیین‌کننده است و فیلمی که نتواند آن را در خود ایجاد کند، با داشتن جذاب‌ترین سوژه‌ها نیز در جلب نظر تماشاگر ناموفق خواهد بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن