«پیام ما» ابعاد مختلف مرگ زنجیرهای هفت نفر در روستایی در کوهدشت را بررسی میکند
فرار از فقر به چاه مرگ
یکی از بستگان جانباختگان: بمیرم برای وطن سوختهام که ۳۰ هزار نفر جمعیت در یک بخش آن، دسترسی به هیچچیزی ندارند. ما آمبولانس و امداد درستوحسابی نداریم. آتشنشانی نداریم. بخش ما هلالاحمر ندارد.
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۹:۲۳
صدای ضجههای زنان میآید. اما خیلی دورتر از جایی که مرد با من تلفنی صحبت میکند. اتفاق عجیب و دردناک بود. روستای «بساط بیگی» از توابع شهرستان «کوهدشت» هفت نفر از فرزندانش را در کمتر از یک ساعت در یک چاه آب از دست داد. جوانترین جانباخته ۲۹ سال سن داشته است. دو خواهر همزمان شوهر از دست دادهاند. یک روستا عزادار است. آخر برای چه؟ برای بیآبی مزارع. کدام مزارع؟ مزارع کشت خشخاش. کجا اتفاق افتاد؟ چاهی متروکه و البته ممنوعه که حفرش از همان ابتدا غیرقانونی بود. در چاه چه میکردند؟ دنبال آب بودند. «مردم ناچارند اینجا خشخاش بکارند. اینجا محرومیت مطلق است. یک لیوان آب اگر اضافه بیاید، میریزند پای مزارع خشخاش. رفته بودند چاه را احیا کنند که دچار گازگرفتگی شدند. یکی پس از دیگری برای نجات رفتند. هیچکس زنده بیرون نیامد. نیروهای امدادی وقتی رسیدند که همه مرده بودند. اینهم از بدبختی ماست.» اینها را آقای «طرهانی» میگوید که دو شوهرخواهر و دوستان و بستگانش را در حادثه جمعه «بساط بیگی» از دست داده است. حادثهای که میگوید اگر در این محرومیت شدید نبودیم، اتفاق نمیافتاد: «آدم بدبخت محکوم است به بلا و مصیبت.»
«من جیک و پیک قضیه را میگویم. هر کدام را خواستی بگو هر کدام را نخواستی نه. اما من باید تمام ماجرا را بگویم. این چاه ۱۳-۱۴ متر عمق دارد. در منطقه ما کاشت خشخاش برای نجات از فقر انجام میشود. تأکید میکنم مردم ناچارند. هر جایی یک ذره آب ببینند، آن را میریزند در مزارع خشخاش. خشخاشها را آب میدهند که شاید نانی دربیاورند. میخواستند این چاه متروکه را احیا کنند، از آن آب در بیاورند. نخستین کسی که میرود توی چاه با یک «کفکش» (یک ابزار) میرود. چاهی که چند سال از آن آب نکشیدهاند. باید برای این کار برق میداشت. پس با خودش یک موتور برق میبرد پایین. کفکش خاموش میشود. همان زمان است که «ساسان مرادی» (یکی از جانباختگان) از آنجا رد میشود و میرود داخل چاه ببیند چرا کفکش خاموش شده است. ساسان وارد چاه میشود، اما دیگر برنمیگردد.»
آقای طرهانی اینگونه روایت میکند: «یونس خودش دوباره میرود پایین (شخصی که ابتدا وارد چاه شده بود). یونس هم برنمیگردد. داد میشود در روستا (اهالی مطلع میشوند). این بار یوسف برادر ساسان میرود پایین ببیند چه اتفاقی افتاده، او هم میرود و برنمیگردد. بعدازآن تورج عموی یوسف و ساسان در چاه میرود. نفر پنجم یاسر کاظمی از سر مردانگی میرود که ببیند چه اتفاقی افتاده است که مردها هیچکدام بیرون نمیآیند. بعد از آن ایرج عموی دیگر یوسف و ساسان میرود پایین. فتحالله بابایی آخرین کسی است که میرود داخل چاه و بیرون نمیآید. وقتی من رسیدم سه نفر دیگر میخواستند بروند داخل چاه. اجازه ندادم. گفتم هیچکس دیگری نباید برود، همه میمیرید.»
مسمومیت و مرگ این افراد بهدلیل استفاده از موتور برق بنزینی در عمق چاهی متروکه و محصور، برای احیای چاه و برداشت آب اعلام شده است
وطن سوخته
آقای طرهانی به گریه میافتد: «بمیرم برای وطن سوختهام که ۳۰ هزار نفر جمعیت در یک بخش آن، دسترسی به هیچچیزی ندارند. ما نه آمبولانس و امداد درستوحسابی داریم، نه آتشنشانی. بخش ما هلالاحمر ندارد. بعد از سه ساعت تلاش و پیگیری ما نیروهای امدادی آمدند که حتی اکسیژن نداشتند، بروند در چاه ببینند چه خبر شده. اتفاق از ۵:۳۰ عصر شروع شد و تا ۱۰ شب ادامه پیدا کرد. چه انتظاری است که برای ما که در هیچ کجای این کشور اسمی نداریم، جایگاهی نداریم، کاری انجام دهند؟!»
وابستگی بالای معیشت اهالی به این کشت خشاش، باوجود امحای این مزارع، آنان را به فکر استفاده از چاههای قدیمی انداخته است
تقصیر فقر است
«فقر باعث میشود مردم بروند پی کشت خشخاش خانم. هیچچیز جز فرار از فقر نیست. بعد دستوپا بزنند و برای این کار غیرقانونی جانشان را بدهند. مردهاند. اینکه زندان یا دادگاه نیست، مرگ است.» آقای طرهانی اینها را میگوید: «ما نمیخواهیم دولت متصدی بهبود وضعیت زندگی ما شود. ولی میتوانستی بهعنوان دولت بعد از فوت این افراد حداقل آنها را با شأن از این چاه بیرون بکشی. جرثقیل آوردند. انگار اینها یک تکه آهن هستند. ما میدانیم که رفتن آدم بدون تجهیزات آنجا امکان نداشت. موتور برق را برده بودند عمق چاه، کار میکرد و مونوکسید کربن تولید میکرد. اینها زنوبچه داشتند. ایرج مرادی کارمند اداره آبوفاضلاب بود که رفته بود برادرزاده و برادرش را نجات دهد. یک پسر و دو دختر داشت. فتحالله بابایی معلم است، رفته بود که باجناقش را نجات دهد. حکایت ما این بود. تا وقتی که ما در این محرومیت هستیم، اینهم حال و روز ماست.»
فرماندار کوهدشت روایت بلندی از این تراژدی ندارد. «مراد ناصری» در جلسه شورای تأمین استان لرستان است که با «پیام ما» گفتوگو میکند: «همه موارد در دست بررسی است. اخبار را از طریق مدیرکل بحران دنبال کنید. در کل فقط این را بگویم که پزشکی قانونی هنوز جزئیات را اعلام نکرده اما ماجرا آنطورکه در فضای مجازی روایت شده، نبوده است.»
محرمیت، چهره واقعی لرستان
«مهدی پازوکی» مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری لرستان است. او «محرومیت» را چهره حقیقی لرستان میداند که پاکدشت و روستاهایش را هم بینصیب نگداشته است. پازوکی میگوید اصلاً برای ما مهم نیست که آنجا چه کشت میکردند و آب را برای چه میخواستند؛ برای ما مهم جانهای ازدسترفته است: «ما به این موضوع حتی ورود هم نکردیم تا مردم نترسند. این چاه، متروکه بوده است. سالهای سال بدون استفاده باقی مانده بود. این افراد میخواستند چاه را احیا کنند. چون این منطقه خارج از محل روستا و در زمینهای کشاورزی است، ناچار شدند برای تأمین برق چاه، موتور برق را داخل چاه ببرند. موتور را روی سهپایه گذاشتند و آن را به کفکشی که آب را بالا میآورد، وصل کردند. موتور را روشن گذاشتند و ایجاد مونوکسید کربن کرد. متأسفانه این افراد دیگر در قید حیات نیستند و ما تمام جزئیات را نمیدانیم، فقط براساس شواهد حرف میزنیم. میدانیم گاز چاه همان نفر اول را میگیرد و ایشان در جا فوت میکند. بعد از ۱۰ دقیقه نفر بعدی وارد میشود و به همین ترتیب، این زنجیره مرگ اتفاق میافتد.»
او گلایههای مردم از نبود امکانات و ادوات را قابل درک میداند، اما میگوید کوتاهی نشده است: «از نفر اول که وارد چاه میشود و جان میدهد تا ورود نفر هفتم حدود دو ساعت طول میکشد. وقتی محلیها متوجه اتفاق میشوند، بعد از بیش از دو ساعت از حادثه، اورژانس و نیروهای امدادی را مطلع میکنند. به فاصله ۱۱ دقیقه بعد از اولین تماس، بچههای اورژانس و هلالاحمر میرسند. وقتی متوجه میشوند موضوع از چه قرار است، اعلام میکنند به تجهیزات فنی نیاز دارند. با فرمانداری تماس میگیرند و فرمانداری دستور اعزام آتشنشانی و تجهیزات آتشنشانی را صادر میکند. به همه درمانگاهها آمادهباش میدهند و نیروهای فنی تخصصی را به منطقه میفرستند. پزشکی که آنها را پس از خروج از چاه معاینه کرده است، اعلام کرد این افراد در همان پنج دقیقه نخست جان باختهاند. متأسفانه یا بهدلیل اینکه چاه غیرمجاز بود و میخواستند به مصارف غیرمجاز برسانند، ترسیده بودند یا به هر دلیل دیگری، اهالی میخواستند خودشان برای نجات تلاش کنند. بسیار دیر به نیروهای امداد و نجات خبر دادند و متأسفانه این حادثه دلخراش رخ داد.»
پازوکی اما تأیید میکند که آنچه مردم این روستا از محرومیت میگویند، بهتمامی صحت دارد: «این روستا در یکی از بخشهای محروم کوهدشت است. اگر ما تمام امکانات کافی امدادی و درمانی و غیره را در تمام بخشها و روستاها داشتیم که دیگر از محرومیت حرف نمیزدیم. دیگر میتوانستیم بگوییم لرستان استانی برخوردار است. اما اینطور نیست. ما این موضوع را کتمان نمیکنیم. اما با همین حداقل امکانات ما تلاشمان را برای مردم میکنیم.»
تداوم مشکلات در کوهدشت
کافی است عبارت «نرخ بیکاری در کوهدشت» را در گوگل جستوجو کنید. حداقل از سال ۱۳۸۴ تا اکنون که ۱۴۰۴ است، به این جمله خبری بهنقل از منابع دولتی در لرستان برمیخورید: «کوهدشت بالاترین نرخ بیکاری در لرستان را داراست.» نرخی که بهگفته مسئولان این استان مشکلات عدیده اجتماعی و فرهنگی ایجاد کرده است. یکی از این مشکلات روی آوردن به کشت خشخاش و فروش این گیاه ممنوعه برای تأمین معاش است. معاشی که اینبار جان روستانشینان کوهدشت را نشانه گرفت. کمتر از یک ماه از انتشار خبر «امحای مزارع خشخاش» در لرستان میگذرد، اما بهنظر میرسد وابستگی معیشت این منطقه به این گیاه ممنوعه در ایران، به میزانی زیاد است که تلاش بیوقفهای برای ادامه کاشت آن وجود دارد؛ چنانکه زارعانش حاضرند به هر قیمتی آب و اسباب آن را فراهم کنند؛ اینبار به قیمت جان خود و دیگران.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
وقتی تعرفهگذاری پرستاری به بیعدالتی دامن میزند
سپیدپوشان ناراضــی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
هشدار درباره پیامدهای دوقطبیسازی اجتماعی
ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی
نحوه تبدیل غرامت بیمه عمر به کمک هزینه برای بازنشستگان و وظیفهبگیران نیروهای مسلح
واکنش یک نهاد صنفی به سیاستهای دسترسی به اینترنت؛
انتقاد انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز از طرح «اینترنت پرو»
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شکاف دستمزدها در دانشگاه
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید