رونمایی از کتاب «از سرزمین بیپرنده تا قلعه»
زیستن در «درکه»، ماندن در «بلوچستان»
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۱:۳۱
«محمود زندمقدم» در بلوچستان ماند. حتی وقتی که در اوج سالخوردگی دیگر توان سفر نداشت و در خانهای در درکه، مرور خاطرات و انبوه نوشتهها بود که او را در بلوچستان نگه میداشت. سفری در ۲۵سالگی بهعنوان کارمند دولت و برای آمارگیری، او را مسحور مردم و خاک این منطقه کرده بود. بعدها، مجموعه هفتجلدی «حکایت بلوچ» شد حاصل بیش از ۵۰ سال پژوهش از این نقطه ناشناخته که البته کتاب «از سرزمین بیپرنده» هم از دل همین پژوهشهای قبل از انقلاب نوشته شد. اما زندمقدم از میان این سفرها و رفتوآمدهای تابستانه از بلوچستان به تهران کتاب دیگری هم نوشت. مقالهای خوانده بود درباره تئاتر قلعه که باعث شد روزها و شبهایی را در «شهر نو» آن سالها سپری و پژوهش کند. نتیجه این پژوهش درباره وضعیت آن روزهای تنفروشی در این محله به سفارش ستار فرمانفرماییان، شد کتابی دیگر با نام «قلعه». روز یکشنبه، چهاردهم اردیبهشت، خانه هنرمندان ایران میزبان رونمایی از این دو پژوهش او در کتابی با عنوان «از سرزمین بیپرنده تا قلعه» بود که از سوی انتشارات وزن دنیا به چاپ رسیده است. همچنین در این برنامه، مستند «مردی با یک استکان چای شن» ساخته فرشاد فدائیان که پرترهای است از این مردمشناس، به نمایش گذاشته شد تا یاد او در نبودش نگاه داشته شود.
«اگر فرصت و توان جسمی ۶۰ساله دوبارهای پیدا میکردید، آیا بلوچستان را همانطور میدیدید و مینوشتید که قبلاً دیدید و نوشتید؟»
زندمقدم در روزهایی که از بلوچستان دور مانده، با خاطرات ۶۰ سال سفر جلوی دوربین فدائیان نشسته است و در پاسخ به این پرسش میگوید «خیر»: «برای اینکه آنچه نوشتم، حدیث آن روزگار بود. روزگار تغییر کرده، دولتها رفتند و دولتهای جدید آمدند، من هم با این تغییر، تغییر کردم.»
اما او در تمام طول این سالها، یک انسانشناس در پی کشف چیزهای نادیدهمانده و بیاننشده، باقی ماند و نوشتههایش علاوهبر ارزشهای ادبی بهنوعی در ردیف پژوهشهای انسانشناسی توسعه قرار گرفت.
«فؤاد نظیری»، شاعر و مترجم، یکی از سخنرانان این برنامه رونمایی بود که از اهمیت آثار زندمقدم گفت: «نثر بیمانند زندمقدم در کتاب «حکایت بلوچ» باعث میشود آن را جدا از یک گزارش مردمشناسی، یک رمان و ای بسا جزو انگشتشمار رمانهای درخشان ادبیات امروز بهشمار آورد.»
او یکی از ویژگیهای مهم این کتاب را سبک سیال و روان زندمقدم در نوشتار دانست: «این سبک بهقدری یادآور صحراهای بلوچستان، گردش ریگها و خلوتهاست که به شعر پهلو میزند. بعدها که زندمقدم را از نزدیک ملاقات کردم، متوجه شدم حتی تسلط حیرتانگیزی بر ادبیات کلاسیک و بهخصوص شعر کلاسیک دارد.»
او درباره کتاب «قلعه» هم گفت این کتاب در گزارشهای مستندی به حالوهوای آن روزگار شهر نو میپردازد: «وجه جالب دیگر کتاب، نمایشنامههای فیالبداههای است که آن زمان در شهر نو اجرا میشد.»
نظیری درباره «مردی با یک استکان چای شن» نیز اشاره کرد این مستند گویای حالوهوای زندمقدم در همان ماهها و سالهای آخر است و مروری است بر شمای کلی دیدگاههای او.
«قلعه»؛ روایتی دیگر از شهر نو
زندمقدم در مقدمه «قلعه» نوشته است خواننده نباید گمان کند چنین محلههایی فقط در پایتخت ایران وجود دارد: «در همه شهرهای روی زمین و حتی پیشرفتهترین و مشهورترینشان هم چنین محلههایی یافت میشد و هیچگاه نمیتوان ادعا کرد اگر مقامی وظیفهاش را درست انجام میداد، چنین پدیدهای در جامعه ریشهکن میشد.»
«لیلی ارشد»، جامعهشناس، یکی دیگر از مهمانان این برنامه بود. او خود را یکی از معدود بازماندگانی دانست که بهعنوان دانشجوی مددکاری اجتماعی توانسته بود در قلعه شهر نو با زنان و کودکان آنان در آنجا کار کند: «حدود سال ۵۳ بود که با کودکان و زنان قلعه شهر نو یک کار دانشجویی داشتم. یکی از فعالیتهای اجتماعی شرکت ملی نفت ایران این بود که دو خانه برای دختران و پسران زنان قلعه شهر نو تأسیس کرد. یعنی شرکت نفت یک مسئولیت اجتماعی را در دهه ۵۰ انجام داد که این کودکان در قلعه نمانند و آسیب نبینند.»
او خاطراتش درباره این کودکان را اینطور شرح داد: «این کودکان، تضاد عاطفی عجیبی با مادرشان داشتند. از یک طرف این زنان مادرشان بودند و از طرفی دیگر هر ملاقات و دیداری آنان را بهشدت اذیت میکرد. بهعلاوه، آنان همزمان داشتند با افرادی بزرگ میشدند که فرق داشتند و اصلاً شبیه مادرانشان نبودند.»
نمایشهایی که زندمقدم در کتاب «قلعه» به آن اشاره کرده نیز بخشی از کارهایی بود که در شهر نو انجام میشد. ارشد درباره این تئاترهای بداهه توضیح داد: «بهعنوان سرگرمی افرادی که به آنجا رفتوآمد میکردند، کسانی که کمی طناز بودند، نمایشهایی را در محوطه آنجا اجرا میکردند و دیگران را سرگرم میکردند.»
کتاب «از سرزمین بیپرنده تا قلعه» شامل دو متن است. متن اول شامل شرحی از شهر نو تهران که پژوهشهای مربوط به آن از اواخر دهه ۴۰ شروع شد و زندمقدم آن را در سال ۵۶ نوشت. متن دوم هم حاصل سفر او در سال ۴۱ به بلوچستان است که جوهر اشتیاق و تخیل زندمقدم، مخاطب را بهسوی کشف این ناشناختهها سوق میدهد. همانطورکه در بخشی از مقدمه «ایمان پاکنهاد» بر این کتاب هم آمده است: «این دو متن دو چشماند: نظارهگران بیتعارف زمین و زمان، برخاسته از نازکی طبع لطیف و قلمی ادیب.»
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ادبیات چگونه جنگ را به تصویر میکشد؟
هیچ جنگی بینویسنده نیست
نگاهی به کتاب «آخرین شب دیکتاتور» که به چاپ چهارم رسید
نگاهی به «حریر غزاله» که نمونهای از ادبیات پسااستعماری زنانه در جهان عرب است
روایتی زنانه از مهاجرت
پروانههای سیاه در آسمان شهر شناورند
نگاهی به کتاب «چرخ خیاطی» که روایتی از امید در دل تاریکیهای مهاجرت است
داستانی از تلاش و پایداری
آیندهای که به تصمیمهای امروز گره خورده است
انتشارات «کتابسرای نیک» منتشر کرد:
«فرهنگ هزارههای اساطیر ایران و افسانهها و باورهای عامهٔ ایران»
«شب ملخ» با نگاهی طنزآمیز به ترس و خشونت نهادینه دوران جنگ میپردازد
بازگشت یک رمان پس از ۳۵ سال
بازخوانی تاریخ؛ وقتی «تمدن» یک فاجعه بود!
انتشار کتاب «الزامات سیستمهای مدیریت برای کیفیت در سازمانهای مراقبت از سلامت»
کتاب راهنمای اجرای استاندارد جهانی ISO 7101:2023 منتشر شد
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید