بررسی نقش فستیوال‌های موسیقی در پیوند با ریشه‌ها

گم‌شدن صداهای بومی در داغی موسیقی تجاری

«هوشنگ جاوید»، پژوهشگر موسیقی، بر حفظ اصالت‌های موسیقی نواحی تأکید می‌کند





گم‌شدن صداهای بومی در داغی موسیقی تجاری

۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۱:۱۸

«تا کار دارند تحویلت می‌گیرند. وقتی کاری ندارند، خالو قنبر بی خالو قنبر». خالو قنبر گله نمی‌کند. فقط می‌گوید کسی خریدار موسیقی نواحی نیست: «مردم گوش نمی‌کنند. در همین بندرعباس هم کسی به موسیقی نواحی اهمیت نمی‌دهد». راضی‌ست که قرار است در جشنواره موسیقی نواحی، نی جفتی بزند: «اگر این هنر موسیقی را نداشته باشیم، دیگر هیچ‌چیز نداریم. مثل ماهی است که از دریا بگیری، بندازی در آب شیرین.» شاید «قنبر راستگو» که صدای ساز جفتی‌اش را همه اهل جنوب و غیرجنوب می‌شناسند، خوب می‌داند که همین جشنواره‌ها، هرچند کوتاه‌عمر و گه‌گاه، فرصتی‌اند برای ماندن در حافظه‌ جمعی. در روزهایی که بازار موسیقی تجاری داغ‌تر از همیشه است و صداهای بومی گم می‌شوند، همین فستیوال‌ها مانند «کوچه» و «جشنواره موسیقی نواحی ایران» می‌توانند صحنه‌ای باشند برای بازگشت به ریشه‌ها و یادآوری اینکه موسیقی نواحی روایتی است از زیست یک قوم، جغرافیا و فرهنگ.

هفدهمین جشنواره ملی موسیقی نواحی ایران از روز جمعه پنجم اردیبهشت با حضور گروه‌های مختلفی از اقصی نقاط ایران به میزبانی شهر بندرعباس آغاز شده است. فستیوال «کوچه» هم در نقاط مختلف بوشهر تا دهم اردیبهشت در حال برگزاری است.
در سال‌های اخیر، جشنواره‌ها و فستیوال‌های موسیقی در ایران به بستری پرجنب‌وجوش برای تنفس دوباره موسیقی نواحی بدل شده‌اند؛ آن‌هم در دورانی که بسیاری از سبک‌های محلی، زیر سایه جریان‌های موسیقی تجاری کم‌رنگ شده‌اند. می‌توان گفت این فستیوال‌ها هم محلی برای نمایش این گنجینه‌های صوتی هستند و هم موتور محرکی برای تعالی و بازتعریف جایگاه موسیقی نواحی.
این رویدادها می‌توانند بهانه‌ای باشند برای معرفی نوازندگان و موسیقیدانان محلی که کمتر دیده و صدایشان شنیده می‌شوند.
«قنبر راستگو» قرار است دوشنبه، هشتم اردیبهشت، در بندرعباس روی صحنه برود و اجرا کند. درباره فستیوال «کوچه» چیزی نشنیده، اما درباره موسیقی نواحی به «پیام ما» می‌گوید کسی آن را نمی‌شنود؛ «یکی دوبار جایی پخش می‌شود، اما نمی‌گذارن کسی گوش بکشه.» خالو قنبر می‌گوید نسل جوان‌تر هم کمتر آن را می‌شنود. او این روزها بیشتر برای دل خودش نی جفتی می‌زند، اما می‌گوید دیده است که در این سال‌ها از جشنواره موسیقی نواحی استقبال شده.
نوازندگی نی جفتی او در سال ۱۳۹۵ ثبت ملی شده. اما روزگار او مانند بسیاری دیگر از موسیقیدان‌های محلی است که یا شنیده نمی‌شوند یا به فراموشی سپرده می‌شوند و فعالیت‌هایشان به محل زندگی‌شان محدود شده. مثل «قربان بخشی» یا «غلامعلی پورعطایی» یا «شاه‌میرزا مرادی» که از صدای آنها و سازشان بیشتر از یک اسم نمانده است.
خطر فراموشی موسیقی نواحی و افراد شاخص آن، یکی از مشکلات موسیقی نواحی ایران است. «هوشنگ جاوید»، پژوهشگر موسیقی نواحی، در گفت‌وگو با «پیام ما» دراین‌باره می‌گوید: «من نسبت به این موضوع سال ۱۳۸۵ هشدار دادم. روزگاری «حاج قربان سلیمانی» در جهان با دوتارش درخشید و در فستیوال فرانسه همه مجذوب او شده بودند. اما الان باید آنقدر بگردید تا اثری از او پیدا کنید.»
به‌گفته او، کشورهای دیگر در فستیوال‌های خود بیشتر به این موضوع توجه کرده‌اند: «جشنواره موسیقی آیینی در مجارستان هر دو سال یک‌بار برگزار می‌شود. حدود ۱۰ سال پیش، سید جلال محمدی با هزینه شخصی خودش به این جشنواره رفت. بین تمام گروه‌های آیینی جهان، اول شد. اما زمانی که برگشت اداره ارشاد منطقه حتی به او یک تبریک ساده نگفت.»
جاوید اما تأثیر چنین فستیوال‌هایی بر علاقه‌مند کردن مردم به موسیقی نواحی و حفظ آن را به چند مورد مشروط می‌کند: «فستیوال کوچه اقدام خوبی بوده که شروع شده، اما باید دید قرار است در چه جهتی حرکت کند. اکنون ایتالیا، مصر، ترکیه و حتی تاجیکستان در تلاش هستند از جاذبه موسیقی محلی خود استفاده فراوانی کنند. حتی کشورهای عربی جشنواره‌های بین‌المللی برگزار می‌کنند تا هم هنرمندان بتوانند از نظر اقتصادی از آن بهره‌مند شوند و هم خود آن منطقه مورد توجه توریست‌ها قرار گیرد. این توجه می‌تواند منجر به سرمایه‌گذاری‌های خاصی از سوی همان توریست‌ها شود. اما متأسفانه در کشور ما تعریف دقیقی نشده است.» به‌اعتقاد او تأثیر فستیوال «کوچه» فعلاً بیشتر جنبه گردشگری داخلی دارد.

حفظ اصالت‌ها
مورد دیگری که جاوید بر آن تأکید می‌کند، انجام اجراهای اصیل در این نوع فستیوال‌هاست: «اکنون موسیقی نواحی ما دچار معضلات فراوانی است و ایجاد نوآوری در این نوع موسیقی یکی از این معضلات است. بنابراین، بانیان چنین فستیوال‌هایی باید این موضوع را در نظر بگیرند.»
او درباره دلیل حفاظت از این اصالت توضیح می‌دهد: «سال‌ها پیش یونسکو به جهان اعلام کرد تمام مواریث معنوی‌تان را به‌دلیل اینکه جهان در حال تغییر است، در هر قالبی معرفی کنید. حالا فرض کنید یک آواز خاص محلی مانند آواز بلوط‌چینی بختیاری را به آنجا معرفی می‌کنید تا ثبت جهانی شود. این ثبت جهانی‌ شدن به این معناست که چنین آوازی در هیچ کجای از دنیا نیست و فقط برای همین منطقه است. حال اگر ما به‌جای اینکه این آواز را حفظ کنیم، آن را تغییر دهیم، ۲۰ سال دیگر اصل این آواز وجود نخواهد داشت.»
جاوید معتقد است باید توجه کرد گاهی نوآوری‌هایی ایجاد می‌شود که در آنها فکر جدی برای ماندگاری وجود ندارد: «یک دوبیتی‌خوانی ساده از زمان رودکی حدود هزار و ۲۰۰ سال است که باقی مانده. در مناطق مختلف ایران، شیوه‌های اجرایی آن فرق دارد. این همان اصالت است که اگر در قالب نوگرایی قرار بگیرد، نمی‌توان آن را در قالب میراث‌ فرهنگی جا زد.»
او می‌گوید موسیقی نواحی در حافظه تاریخی و فرهنگی مردم ایران دارای جایگاه مهمی است، اما باید به حفظ اصالت‌های بومی هر منطقه توجه بیشتری کرد: «به هنر عاشیقی آذربایجان یا هنر بخشی‌گری شمال خراسان و ترکمن‌ها توجه کنید. چند نفر از هنرمندان امروزه می‌توانند داستان «غریب و صنم» را که در این دو فرهنگ مشترک هستند، از اول تا آخر اجرا کنند؟ اجرای این داستان تا پنج ساعت هم طول می‌کشد. به‌عبارت دیگر، فرهنگسازی‌ای که نسل گذشته با این داستان‌ها می‌کردند وجود ندارد و تعداد کسانی که می‌توانند امثال این آوازها را بخوانند انگشت‌شمارند.»
به‌گفته این پژوهشگر موسیقی نواحی، جشنواره‌هایی مانند «کوچه» می‌تواند به‌جای خوبی برسد: «به شرط اینکه اولاً روی آن فکر شده باشد و دوماً برنامه‌ریزان آن به پیروی از اصالت‌ها توجه کند.»

پاس‌ داشتن ریشه‌ها
در ایران باتوجه‌به گستردگی جغرافیای آن‌، هم از لحاظ فرم و هم از لحاظ محتوا با انواع گونه‌های موسیقی روبه‌روایم. «حماسه حق‌پرست»، رئیس انجمن موسیقی بوشهر و پژوهشگر موسیقی، دراین‌باره به «پیام ما» می‌گوید: «موسیقی فولکلور و نواحی هر کشور، یکی از شاخص‌ها و درواقع فاکتورهای هویتی و تمدنی آن جغرافیا است. فرقی نمی‌کند در کجا باشد؛ حتی سرخ‌پوست‌های کانادا و آمریکا هم موسیقی خاص خودشان را دارند.»
او معتقد است اگر در ایران موسیقی نواحی را پاس می‌داریم، به این دلیل است که از هویت و از ریشه‌های ما برآمده: «پس به هر میزان آن را پاس بداریم، به میراث اجدادی‌مان احترام گذاشته‌ایم. برگزاری چنین فستیوال‌هایی مانند کوچه و جشنواره موسیقی نواحی ایران یا فستیوال‌هایی که گاهی در قشم و کیش برگزار می‌شوند، می‌توانند بیش‌ازپیش باعث دیده‌ شدن موسیقی نواحی و اقوام شوند. درنتیجه، هم به حفظ و ترویج این نوع موسیقی کمک می‌کنند و هم باعث توسعه جهانی آن می‌شوند.»

اهمیت تکرار فستیوال‌ها
دنیا برای ترویج موسیقی نواحی خود چه می‌کند؟ حق‌پرست می‌گوید سیاست‌های هنری و برنامه‌ریزی نقاطی مانند شرق اروپا یا کشورهای حوزه خلیج‌فارس به این سمت رفته‌اند که فرهنگ آیینی و فولکلور خود را به جهانیان معرفی کنند: «تنوع لباس، خوراک و حتی نوع گفتار و رفتارهای اجتماعی در هر منطقه‌ای شاخص‌هایی دارند که امروزه جهان در حال تلاش است که به یک سرمایه‌گذاری اقتصادی منجر شود. ما هم جزو کشورهای نادری هستیم که باتوجه‌به گستره فرهنگی و زیستی‌مان می‌توانیم در صدر این موضوع قرار بگیریم.»
او یکی دیگر از دستاوردهای این نوع فستیوال‌ها را همکاری و آشنایی هنرمندان مختلف دانست که منجر به مراودات فرهنگی می‌شود: «این موضوع باز هم به یک وحدت برآمده از یک کثرت برمی‌گردد که نوعی بده‌بستان موسیقایی را ایجاد می‌کند.»
حق‌پرست معتقد است در مرحله اول باید تلاش کرد فستیوال‌های موسیقی ما در داخل شناخته شود: «به این معنا که آنقدر باید تکرار شود تا شنیده شود. بعد آرام‌آرام در بستر زمان به رسمیت شناخته شود. فستیوال‌هایی مانند کوچه هم در تلاش هستند که این موضوع را به مردم بشناساند.»
البته او تأثیر برگزاری چنین فستیوال‌هایی را مشروط به این موضوع کرد که در تعریف و عیان‌سازی اهدافمان، ضریب آزمون و خطا را پایین بیاوریم.
فستیوال‌ها حالا به پیوندگاهی میان موسیقی‌دانان بومی و نسل تازه‌ای از مخاطبان تبدیل شده‌اند. مخاطبانی که شاید تاکنون صدای سازها و این نوع موسیقی را نشنیده‌اند، حالا می‌توانند در فضای زنده‌ فستیوال‌ها با جان‌مایه این اصوات روبه‌رو شوند. موسیقی نواحی، که زمانی در کنج خانه‌ها و محافل محلی زمزمه می‌شد، اکنون اگر به‌درستی در دل این جشنواره‌ها و فستیوال‌ها روایت شود، می‌تواند صدای راویان خود را حتی به گوش جهانیان نیز برساند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *