معاون پارلمانی دولت، هر کسی نیست!





معاون پارلمانی دولت، هر کسی نیست!

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۷:۱۰

به‌تازگی یادداشتی در فضای رسانه‌ای حوزه گردشگری کشور منتشر شده که از سفر نوروزی قطب جنوب «شهرام دبیری»، معاون پارلمانی برکنارشده دولت چهاردهم، دفاع می‌کند. نگارنده یادداشت که از فعالان باسابقه گردشگری و بخش خصوصی است و دستی بر آتش برگزاری تورهای قطب جنوب دارد، استدلال‌هایی آورده و معادلاتی برهم زده که این سفر را توجیه کند، با کلماتی مانند هرکسی می‌تواند و حق دارد که به سفر قطب جنوب برود؛ چراکه نشان از نواندیشی و نوگرایی در سبک زندگی دارد و چه اشکالی دارد که آقای دکتر و همسرش، خانم دکتر، سفر به قطب جنوب را برای تعطیلات نوروز انتخاب کرده‌اند!


نه آقای صاحب تور، اینگونه نیست و خیلی هم اشکال دارد. ابتدا باید گفت یادداشت مذکور بیش از آنکه در دفاع از سبک زندگی نوآورانه و ماجراجویانه که برای خارج شدن از دایره امن زندگی تعبیر شده، نوشته شده باشد، حس یک رپورتاژ آگهی ماهرانه را به ذهن متبادر می‌کند که تورهای بعدی آن شرکت برای سفر به قطب جنوب را پرتقاضا کند که از صمیم قلب امیدوارم همیشه پررونق باشد.


اما آنچه سبب نگارش این سطور یعنی یادداشت پیش رو شده، استفاده از جمله «این شیوه زندگی برای هرکسی با هر درآمدی می‌تواند صدق کند» در آن نوشته است. آیا واقعاً چنین است؟ آیا معاون پارلمانی دولت چهاردهم حتی اگر مولتی میلیاردر باشد و از محل درآمد شخصی برای این سفر هزینه کرده باشد، باز هم حق دارد برای خارج شدن از دایره امن زندگی خود چنین تصمیم فردی بگیرد؟ کاری به تکذیبیه‌ای که بعداً گندش درآمد هم ندارم که نااهل بودن این شخص برای مسئولیتی به این مهمی را نشان می‌دهد. مسئله این است که وقتی رئیس دولت خودش در متن حکم عزل آقای معاون به تناقض رفتاری این دوست گرمابه و گلستانش اشاره می‌کند، چه جای سخن از دایره امن زندگی و فرار از آن با سفر به قطب جنوب؟

حکم عزلی که شبیه به بخشی از نامه چهل و پنجم نهج‌البلاغه است. نامه‌ای منتسب به کسی که دکتر پزشکیان دولتش را مفتخر به اقتدا به او می‌داند و شاید بخشی از سبد رأی‌اش را هم مدیون به ایشان باشد. خطاب این نامه، فرماندار یا حاکم وقت بصره، عثمان‌‌بن‌حُنَیف است که وقتی خبر حضور او در یک مهمانی غیرموجه به علی‌بن‌ابیطالب می‌رسد، با چنین ادبیاتی با او که اتفاقاً رفاقت و ارادتی میانشان برقرار است، برخورد می‌کند: «و برای تو دردی بزرگ و کافی است که با شکمی پر بخوابی و در پیرامون تو جگرهایی باشد که آرزوی شدید داشته باشد به خوردن پوستی دباغی نشده! آیا درباره خودم به این قناعت کنم که گفته شود: (این امیرالمومنین است) ولی در ناگواری‌های روزگار با آنان شرکت نورزم، یا در سختی زندگی الگوی آنان نباشم؟»

 

نکته این نیست که آقای دبیری حق سفر رفتن ندارد یا کسی با فرهنگ سفر به قطب جنوب یا هرجای دیگر از این سرزمین پهناور مخالف باشد، نکته مهمی که باید در این اتفاق و برخورد رئیس‌جمهور مورد توجه قرار داد، این است که ایشان معاون رئیس‌جمهوری بود که خود را حامی و خدمت‌گذار کم‌‌برخورداران جامعه می‌داند. آن هم معاون پارلمانی دولت که وزنه مردمی بودنش بیشتر از معاون امور زنان یا حقوقی و یا اجرایی است.

اگر رئیس‌جمهور با تکیه بر چیزهای دیگر، رئیس‌جمهور می‌شد و دولتش را مفتخر به هرچیز دیگر می‌دانست، بحثی دیگر بود و شاید مانند وزیر بهداشت دولت روحانی که با پورشه شخصی‌اش به جلسات هیئت دولت می‌رفت، انتقادات به حسادت تعبیر می‌شد و واقعاً نمی‌شد از او خرده گرفت و ناز شصتش!

 

آقای دبیری می‌توانست کمی مدبرانه‌تر عمل کند و پس از پایان دوره معاونت و مسئولیت در چنین دولتی، آن‌هم در چنین وضعیت تورمی که طبیعتاً فشار افکار عمومی را به چنین اتفاقی صدچندان می‌کند، سفرهای خود را کمافی‌السابق ادامه دهد و کور شود هرآنکه نتواند دید! اما استفاده از عباراتی مانند خارج شدن از نقطه امن و زندگی نوآورانه در دفاع از این تصمیم خودخواهانه که مسبب عدم شرکت در جلسات هیئت دولت شد، وصله ناجوری‌ست که هیچ‌جوره به قبای آقای دکتر دبیری و همسر محترمش نمی‌چسبد؛ چراکه با کمی دقت در سبک زندگی ایشان کاملاً پیداست که بسیار زیاد خوب زیستن را بلد است، اما معاون رئیس‌جمهور بودن را خیر. برای همین با کمال احترام به نویسنده یادداشتی که بانی این سیاه‌قلم شد، شاید بهتر بود اتفاق دیگری سبب نوشتن از سفر الحق‌والانصاف هیجان‌انگیز به قطب جنوب و تأثیرات روانکاوانه‌اش می‌شد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

سبحان

عالی بود علییی جووون

سبحان

عالی بوددد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *