نیایش مظفری از حفاظتگران دهه هشتادی از تجربهاش در کار حفاظت از پرندگان شکاری و آموزش محیطزیست به کودکان میگوید
مهاجرت،ایستگاه آخر
اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیتهای حفاظتیام وجود ندارد و جایی دیگر این امکان برایم فراهم است، خواهم رفت
۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۱۵:۲۳
«نیایش مظفری» از جمله حفاظتگران نسل جدید ایران که کار میدانی خود را با شمارش پرندگان شکاری مهاجر آغاز کرده است، میگوید: «مهاجرت آخرین مسیریست که دلم میخواهد بروم. تصور جمع کردن چمدانی که در آن نتوانم خانوادهام، جنگلهای هیرکانی، خلیجفارس، دریای کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسهای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» او که ۲۲ سال دارد، آکادمی حیاتوحش «چمروش» را برای آموزش محیطزیست به کودکان راهاندازی کرده است، تأکید میکند: «اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیتهای حفاظتیام وجود ندارد، میروم». مخاطب این گفته مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست و سایر نهادها هستند؛ کسانی که میتوانند نسل جدید را در ایران نگه دارند یا باعث شوند چمدانشان را ببندند و جایی را برای زندگی انتخاب کنند که امکان فعالیت داشته باشند. در این گفتوگو با نیایش مظفری که در شیراز به دنیا آمده و در ساری بزرگ شده، علاوهبر اهمیت شمارش پرندگان شکاری مهاجر و نقش آنها در اکوسیستم به موانع پیش پای زنان حفاظتگر محیطزیست و همچنین اهمیت آموزش به کودکان و نوجوانان پرداختهایم که در ادامه میخوانید:
چرا تصمیم گرفتید در رشته محیطزیست تحصیل کنید؟ آیا تجربه خاصی در دوره کودکی داشتید؟
اولین تجربه من از حفاظت به خاطرهای در دوران کودکی بازمیگردد. در شیراز، باغی داشتیم پر از درختهای میوه و در میان این درختان، یک درخت توت کوچک در انتهای باغ که جدا از دیگر درختها کاشته شده بود؛ درختی که نه قد میکشید، نه توت میداد. پدربزرگ به باغبانها سپرد که آن را خشک کنند. شاید مشغول بازی بودم و دلیلش را نمیدانم، اما به پا خاستم و گفتم: «آن درخت، درخت من است. نمیخواهم قطعش کنید.» پدربزرگ هم به حرف تنها نوهاش گوش سپرد و آن درخت کوچک، شد «درختِ نیایش». از آن سال بهبعد، هر سال بار میدهد و توتهایش طعمی خوش دارند. این خاطره برای من نمادی است از پیوند عمیقی که از کودکی با طبیعت داشتهام؛ پیوندی که بعدها در زندگیام، بهشکل روحیهای حفاظتگرایانه بروز پیدا کرد. آنچه باعث شد مسیر زندگیام تحتتأثیر سیستم آموزشی نادرست و غفلت از علاقهام قرار نگیرد و رشته محیطزیست را بهعنوان مسیر تحصیلیام انتخاب کنم، شانس داشتن خانوادهای آگاه بود. خانوادهای که امکان حضور در مدرسه طبیعت را برایم فراهم کرد؛ خانوادهای که در کنار دلنگرانیهایشان، همواره مشوق من در کشف و لمس تجربههای تازه بودند و در این مسیر با من همراهی کردند. در کنار آن خاطره، واقعیت دیگری از گذشتهام نقش بسته که شاید برای بسیاری باورپذیر نباشد. من تنها نوه خانواده مادریام بودم، خانوادهای که بیشترشان شکارچی بودند. مادربزرگم، «ایران»، و پدربزرگم روزهای زیادی را در بیابانها به شکار میگذرانند. شاید عجیب بهنظر برسد که از دل چنین خانوادهای، نوهای با دغدغهی حفاظت پا به عرصه محیطزیست بگذارد؛ اما حقیقت آن است که همان پدربزرگی که اسلحه به دوش داشت، روزی به خواست من برای همیشه با تفنگش خداحافظی کرد. برای من، این تنها یک خاطره خانوادگی نیست؛ بلکه نشانهایست از قدرت گفتوگو، مهر و امکان دگرگونی. اینکه چگونه در دل همان سنتهای قدیمی، میتوان بذر نگاهی نو را کاشت؛ نگاهی که بهجای شکار، به حفاظت میاندیشد.
شما جزو نسل جدید حفاظتگران و عضو تیم مدیریتی پروژه شمارش شکاریها در گلوگاه هستید، در این پروژه چه میکنید؟
پروژه شمارش پرندگان شکاری گلوگاه، نجاتبخش روزهای ناامیدیام در این رشته بود. من با دنیا دنیا علاقه، مشغول تحصیل در رشته محیطزیست بودم، اما در سال اول تحصیلم، درسهای عمومی و سختیهای زندگی دانشجویی، از ادامه مسیر دلسردم کرده بود تا اینکه سهسال پیش بهعنوان داوطلب در این پروژه شرکت کردم. تجربه حضور در این پروژه به من یادآوری کرد که بودن، زیستن و تلاش در مسیر حفاظت، تنها راهیست که باعث میشود بودنم را فراموش نکنم. ابتدا فقط برای سه روز ثبتنام کردم، اما آنقدر تحتتأثیر افراد و محیط قرار گرفتم که تا پایان شمارش آن سال، هر آخر هفته به گلوگاه میرفتم. آنجا شاهد افرادی بودم که از طلوع تا غروب به پای شمارش و شناسایی پرندگان شکاری مهاجر میایستادند و شبها برای داوطلبان از پرندگان شکاری، شیوه مهاجرت و شناساییشان میگفتند. بودن در کنار این تیم، برایم پر از شگفتی و آموزش بود. گلوگاه برای من تمرین بردباری و یادگیری بود و تأثیر زیادی در درک من از اکولوژی، رفتارشناسی و حفاظت گذاشت. سال بعد، به تیم مدیریتی پروژه دعوت شدم و در بخش روابطعمومی مشغول به فعالیت شدم.
این پروژه چه کمکی به حفاظت از پرندگان میکند؟
شمارش پرندگان شکاری مهاجر، بهدلیل اینکه این گونهها در رأس هرم غذایی قرار دارند، اهمیت زیادی دارد. تغییر در جمعیت آنها میتواند نشاندهنده تغییرات در سایر بخشهای اکوسیستم باشد. همچنین، گلوگاه بستری امن و مناسب برای «آموزش» است؛ این رکن اساسی و تأثیرگذار در حفاظت از طبیعت.
شما در حال راهاندازی آکادمی حیاتوحش کودک و نوجوان به اسم «چمروش» هستید. چمروش به چه معناست و تیم شما چه کسانی هستند؟
«چمروش» پرندهای اساطیری است که در رشتهکوه البرز لانه دارد، در درخت مقدس هوم زندگی میکند و مأموریتش حفاظت از ایران در برابر نیروهای اهریمنی است. همچنین، از چمروش بهعنوان رهبری یاد میشود که پرندگان را گرد هم میآورد و از آنها مراقبت میکند؛ پرندگانی که میتوانند نمادی از جوامع انسانی باشند که چمروش پشتیبان آنهاست. در انتخاب نام «چمروش»، نزدیکی آوایی و مفهومی آن با واژه «چموش» نیز بیتأثیر نبود؛ چراکه استاد عبدالحسین وهابزاده، کودک سالم را «چموش» مینامد؛ کودکی رها، سرزنده و خلاق. تیم «چمروش» متشکل از نسل جدیدی از دغدغهمندان محیطزیست است؛ اغلب ما دانشجو یا دانشآموخته رشتههای محیطزیست و علوم زیستی هستیم. من شخصاً دوران نوجوانیام را در مدرسه طبیعت گذراندهام و طبیعت را، بهزعم استاد وهابزاده، «حق مادرزاد هر کودک» میدانم. باور دارم نجات زمین در گروی کودکی و کودکان است.
چمروش در حوزه کودک و نوجوان چه کاری انجام میدهد؟ آیا به مدرسه طبیعت یا آنچه مؤسسه کاوشگران طبیعت دنیا انجام میداد، نزدیک است؟
اگرچه رویکردهای چمروش با مدرسه طبیعت شباهتهای بسیاری دارد، اما در اینجا به رکن آموزش نگاهی متفاوت داریم و با تمرکز بیشتری به حیاتوحش میپردازیم. چمروش همچنین مشغول اجرای مطالعاتی در زمینه ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد کودکان در مناطق حاشیه پارکهای ملی است و این نگاه متفاوت به آموزش، متأثر از استادانم در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان است.
استقبال از چمروش چطور بوده؟
در حال حاضر، بهدلیل فرایندهای اداری پیشرو و البته مشغلههای دانشگاهی من، فعالیتهای اجرایی چمروش موقتاً کمرنگ شده است. بااینحال، درخواستهای مکرر از سوی مدارس، خانوادهها و گروههای طبیعتگردی برای همکاری با چمروش نشانه استقبال امیدبخش جامعه از آن است.
امروز، حضور برای ما زنان نیز نسبت به سالیان گذشته آسانتر و همراه با امنیت بیشتری شده است. بیتردید، این تغییرات بدون تلاشها و حضور مدام زنان دغدغهمند ممکن نبود
گفته میشود تفاوتهای جنسیتی در نسل جدید و دهه هشتادیها کمرنگتر است، آیا شما این گزاره را تأیید میکنید؟ یا اینکه همچنان محدودیتهایی را در جامعه برای پیشبرد کارتان میبینید که به جنسیت شما مربوط است؟
بهطور واضحی شاهد حضور پررنگ زنان در عرصه حفاظت طی سالهای اخیر هستیم. نسل ما نگاهی فراجنسیتیتر از نسلهای گذشته دارد؛ توجه ما معطوف به توانمندیها و ویژگیهای فردی است، نه جنسیت. اما هنوز هم حضور آقایان در مناطق طبیعی با امنیت بیشتری همراه است، اما نباید از تغییرات مثبت غافل شد. امروز، حضور برای ما زنان نیز نسبت به سالیان گذشته آسانتر و همراه با امنیت بیشتری شده است. بیتردید، این تغییرات بدون تلاشها و حضور مدام زنان دغدغهمند ممکن نبود.
شما هم مشابه گروه بزرگی از دهه هشتادیها به فکر مهاجرت از ایران هستید؟
مهاجرت، آخرین مسیریست که دلم میخواهد بروم. تصور جمع کردن چمدانی که در آن نتوانم خانوادهام، جنگلهای هیرکانی، خلیجفارس، دریای کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسهای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است. اما اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیتهای حفاظتیام وجود ندارد و جایی دیگر این امکان برایم فراهم است، خواهم رفت.
تصور جمعکردن چمدانی که در آن نتوانم خانوادهام، جنگلهای هیرکانی، خلیجفارس، دریایکاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسهای برایشان ساخته نشده، جا دهم برایم بسیار سخت است
برچسب ها:
اکوسیستم، پارکهای ملی، پرندگان شکاری، پرندهنگری، جنگلهای هیرکانی، محیطزیست، مدرسه طبیعت، منابع طبیعی، هیرکانی
نظر کاربران
امیر جبارزاده اسفنجانی
حرکت و اقدام بسیار ارزنده ای است. امیدوارم خدمتگذاران به ملت و طبیعت از عدم وجود امکان و فعالیت در میهن ناامید نشوند و رخت سفر برنبندند
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
گفتوگوی اختصاصی «پیام ما» با سفیر ژاپن در تهران
ژاپن چگونه به تالابهای ایران کمک میکند؟
هشدار جوی برای شمال خلیج فارس
خلیج فارس در آستانه موجهای دو متری
افزایش دمای بهار در کشور نسبت به شرایط نرمال؛ میانگین دما ۰.۳ درجه بیشتر شد
مدیریت تالاب آققشلاق با صدور سند رسمی مالکیت وارد فاز جدید شد
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




امیر جبارزاده اسفنجانی
حرکت و اقدام بسیار ارزنده ای است. امیدوارم خدمتگذاران به ملت و طبیعت از عدم وجود امکان و فعالیت در میهن ناامید نشوند و رخت سفر برنبندند