گاردین برآمدن و سقوط تمدن‌ها در گذشته و امروز بر اثر «تغییراقلیم» را بررسی کرد

فروپاشی‌، توهم یا واقعیت

اغلب پژوهشگران روی این موضوع اتفاق‌نظر دارند که فروپاشی به‌معنای از دست رفتن ساختارهای اجتماعی و سیاسی پیچیده طی چند دهه است





فروپاشی‌، توهم یا واقعیت

۲۸ دی ۱۴۰۳، ۱۹:۰۰

|پیام ما|«ما به تغییرات چشمگیر اجتماعی و فناوری نیازمندیم؛ آیا فروپاشی جامعه اجتناب‌ناپذیر است؟» این عنوان یادداشتی است که در گاردین توسط «دامیان کارینگتون» منتشر شده است. او در این یادداشت به گفته‌ای از دانیلو بروزوویچ استاد مدرسه کسب‌وکار دانشگاه «کوده» سوئد اشاره می‌کند که بقای جامعه را نیازمند تحول بنیادین می‌داند. این استاد دانشگاه ۳۶۱ مطالعه و ۷۳ کتاب درباره فروپاشی جوامع را بررسی کرده است.

 فروپاشی تمدن‌های گذشته، از امپراتوری قدرتمند مایا گرفته تا راپانویی جزیره ایستر همواره موضوعی جذاب برای بسیاری از مردم بوده است، درعین‌حال این فروپاشی‌ها یک پرسش هم به‌همراه خود دارد؛ جامعه ما چه حد پایدار است؟ آیا ممکن نیست ما هم به سرنوشت آن تمدن‌ها دچار شویم؟ در شرایط بحران اقلیمی، تخریب بی‌رویه طبیعت، تنش‌های ژئوپلیتیکی روبه‌افزایش و مسائل دیگر، پرداختن به این پرسش‌ها بیش از هر زمان دیگری ضروری است.

«مقالات آکادمیک بیشتری در حال اشاره به تهدید فروپاشی به‌دلیل تغییراقلیم هستند.» بروزوویچ با بیان این جمله می‌گوید مسئله فروپاشی زمانی توجه او را جلب کرد که در یک پروژه درباره پایداری کسب‌وکار با این مقوله مواجه شد و درنهایت در سال ۲۰۲۳ بررسی‌های جامعی درباره آن انجام داد.

به‌گفته این مدرس دانشگاه، برخی معتقدند چالش‌های پیش روی بشر به حدی گسترده شده که باید با انقراض خود کنار بیاید و حتی به فکر تشکیل پایگاهی برای ثبت بزرگترین دستاوردهای فرهنگی خود به‌عنوان مدرکی برای تمدنی در آینده باشد. گروه دیگری هم در این زمینه به داده‌های مرتبط با جنگل‌زدایی اشاره می‌کنند که باعث فروپاشی فاجعه‌بار بشر خواهد شد.

بااین‌حال اغلب پژوهشگران به بدبینی دو گروه قبلی نیستند. به‌‌گفته بروزوویچ، «آنها معتقدند فروپاشی تنها به‌معنای پایان زندگی به شیوه امروزی است. ما با وضعیتی مواجه می‌شویم که استاندارد زندگی کاهش یافته است و همین موضوع بر سلامت عمومی تأثیر منفی می‌گذارد.»

نگاهی به این دو دیدگاه نشان می‌دهد اغلب پژوهشگران روی این موضوع اتفاق‌نظر دارند که فروپاشی به‌معنای از دست رفتن ساختارهای اجتماعی و سیاسی پیچیده طی چنددهه است. از نظر بروزوویچ در یک دهه گذشته همچنین این پرسش مطرح شده است که آیا  جامعه راپانویی در جزیره ایستر فروپاشید یا خود را بازآفرینی کرد؟

پرسش به اینکه چرا فروپاشی اتفاق می‌افتد یک پاسخ ندارد. «توماس مالتوس» در قرن هجدهم با بهره‌گیری از اصل جمعیت و «ادوارد گیبون»، تاریخ‌نگار بریتانیایی، در همین قرن با بررسی سقوط امپراتوری روم به آن پاسخ داده‌اند. گیبون دلیل فروپاشی این امپراتوری را به فساد دستگاه حاکمه و تهاجم «هون»‌ها مرتبط می‌داند. (قوم هون، بیشتر از گروهای مختلف ترک‌تبار و مغول‌ها بودند که در قرون چهارم تا ششم میلادی  در آمودریا، قفقاز، اروپای شرقی و آسیای میانه زندگی می‌کردند و سبک زندگی عشایری داشتند.)

شکاف روبه‌رشد بین ثروتمندان و فقرا به‌عنوان یک عامل در فروپاشی مطرح می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد افزایش نابرابری یکی از مراحل نزدیک به فروپاشی است

مطالعات اخیر درباره فروپاشی به این مقوله تک‌عاملی نگاه نمی‌کند بلکه به ترکیبی از موارد مانند مشکلات محیط‌زیستی، بیماری‌ها، آشفتگی‌های سیاسی یا اقتصادی، بحران‌های مذهبی و فرسایش خاک اشاره دارند، حتی اگر یک عامل خاص محرک اصلی فروپاشی باشد.»

به‌گفته این استاد دانشگاه، نظریه‌ای که این روزها بیشتر درباره فروپاشی مطرح می‌شود به نظریه پیچیدگی معروف است که آن را «جوزف تینتر» مطرح کرده است. «از نظر تینتر جوامع برای حل مشکلات روی منابع سرمایه‌گذاری می‌کنند. بااین‌حال، با پیچیده شدن جوامع،‌ مشکلات هم پیچیده‌تر می‌شوند و نیازمند سرمایه‌گذاری بیشتر هستند. درنتیجه جوامع وارد مارپیچ فروپاشی می‌شوند؛ زیرا نمی‌توان این روند را برای همیشه ادامه داد. گرچه گاه از فناوری برای ساده کردن مشکلات استفاده می‌شود، اما این مقوله نمی‌تواند برای همیشه ادامه داشته باشد.» از سوی دیگری به‌گفته بروزوویچ، جوامع عموماً قصد ندارند آنچه برایش سرمایه‌گذاری کرده‌اند را کنار بگذارند، حتی اگر چشم‌انداز آن تیره‌وتار باشد. شاید این موضوع به غرور یا تکبر بیش‌ازحد جوامع مربوط باشد که هشدارها را نادیده می‌گیرند و از اقدامات پیشگیرانه خودداری می‌کنند.  «این وضعیت مشابه یک ازدواج بد است. شما می‌دانید که باید از آن خارج شوید، اما زمان زیادی از زندگی‌تان را صرف آن کرده‌اید و انجام این کار واقعاً دشوار است.»

شکاف روبه‌رشد بین ثروتمندان و فقرا به‌عنوان یک عامل در فروپاشی مطرح می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد افزایش نابرابری یکی از مراحل نزدیک به فروپاشی است. «حتی اگر این نابرابری عامل فروپاشی نباشد، یکی از نشانه‌های آن است.»

بااین‌حال، یکی از موضوعاتی که باید مدنظر قرار دهیم، این است که در گذشته فروپاشی‌ها محلی یا منطقه‌ای بودند. موضوعی که در جهان جدید از نظر بروزوویچ متفاوت است. «ما در یک جامعه جهانی و بسیار پیچیده زندگی می‌کنیم. موضوعی که باید به آن توجه کنیم، این است که صرف‌نظر از علت فروپاشی،‌ واکنش جامعه به این مقوله بسیار حیاتی است.»

در شرایط بحران اقلیمی، تخریب بی‌رویه طبیعت، تنش‌های ژئوپلیتیکی رو‌به‌افزایش و مسائل دیگر، پرداختن به این پرسش‌ها بیش از هر زمان دیگری ضروری است

در کتاب «فروپاشی یا چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمی‌گزینند» نوشته «جرد دایموند»، نویسنده دو مقوله‌ای را که جوامع شکست‌خورده را از بازمانده متمایز می‌کند، بررسی کرده است. در این کتاب او شرح می‌دهد که به‌جای اقدامات کوتاه‌مدت باید برنامه‌ریزی بلندمدت داشت و تصمیمات جسورانه و شجاعانه گرفت تا مشکلات تبدیل به بحران نشوند. دایموند در همین زمینه شوگون‌های توکوگاوا، امپراتوران اینکا و زمین‌داران آلمانی قرن شانزدهم را به‌عنوان نمونه‌های مثبت ذکر می‌کند که با جنگل‌زدایی فاجعه‌بار روبه‌رو شدند و آن را معکوس کردند.

دومین راه‌حل از نظر دایموند مقابله با غرور اجتماعی است که نیازمند بازنگری در ارزش‌های بنیادین است. او می‌گوید: «کدام یک از ارزش‌هایی که پیش‌تر برای یک جامعه مفید بوده‌اند، می‌توانند در شرایط جدید حفظ شوند؟ و کدام‌یک از این ارزش‌ها باید کنار گذاشته شوند و با رویکردهای متفاوت جایگزین شوند؟» او مهاجران اسکاندیناوی در گرینلند در قرون وسطی را به‌عنوان یک نمونه منفی ذکر می‌کند و می‌گوید آنها از کنار گذاشتن هویت کشاورزی اروپایی خود امتناع کردند و به همین دلیل نابود شدند.

با بررسی جامع مطالعات مرتبط با فروپاشی جوامع، آیا بروزوویچ سبک زندگی کنونی بشر را پایدار می‌داند؟ او می‌گوید: «نه، قطعاً پایدار نیست. ما باید کاری انجام دهیم. این نتیجه‌ای است که از مطالعه همه این پژوهش‌ها به‌دست می‌آید.»

او ادامه می‌دهد: «درنهایت، ما باید جامعه را به‌طور ریشه‌ای متحول کنیم و این کار را سریع انجام دهیم.» این شامل تغییر سیاست‌ها، اصلاح نهادها، حفاظت از تولید غذا و حفظ عرصه‌های طبیعی است که از حیات روی زمین حمایت می‌کند.

بروزوویچ می‌گوید: «این نسخه‌ای برای کاهش احتمال فروپاشی است. اما هیچ اقدام اساسی‌ای در حال انجام نیست. بسیاری از کارهای مثبت در حال انجام هستند، اما سؤال این است که آیا این تغییرات به‌اندازه کافی سریع رخ می‌دهند؟» بررسی‌های این استاد دانشگاه به مانع مهمی اشاره می‌کند؛ متقاعد کردن مردم به ضرورت چنین اقداماتی، وظیفه‌ای که با گسترش اطلاعات نادرست در فضای آنلاین دشوارتر شده است.

ایده اینکه سرنوشت بشر در دستان خودش است، جدید نیست. در میانه قرن بیستم، «آرنولد توین‌بی» که سرنوشت‌های متفاوت ۲۸ جامعه را بررسی کرده بود، گفت: «تمدن‌ها از خودکشی می‌میرند، نه از قتل.»

 

ایران هوشیارتر باشد

«فروپاشی: چگونه جوامع راه فنا یا بقا را بر می‌گزینند» سال ۱۳۹۸ توسط «فریدون مجلسی» توسط نشر «نو» منتشر شده است. «پیام ما» در سال ۱۴۰۰ در گفت‌وگو با مترجم ضمن پرداختن به محتوای کتاب، درباره شرایط ایران پرسیده بود.

به‌گفته مجلسی، در کتاب نامی از ایران نیامده است. اما از آثار گرمای فزاینده اقلیمی سخن گفته‌اند که یعنی ایران! از تأثیر گرما بر بازده محصول سخن گفته شده، از خیزش دریا سخن آمده که مسئله‌ای جهانی است، هرچند به ایران جز در سواحل شمالی خلیج‌فارس مانند ماهشهر ارتباط ندارد. تحلیل جنگل‌ها یعنی ایران، ذکر مثال‌هایی درباره جنگل‌کاری‌های گسترده در ژاپن و چین و کره‌جنوبی یعنی ایران هوشیار باشد. پیشروی بیابان‌ها یعنی ایران! تخریب زیستگاه‌های ماهیان و ناپدید شدن گونه‌ها یعنی ایران! تأمین آب و آبیاری بهینه یعنی ایران! اصولاً افزودن بر سواد محیط‌زیستی یعنی ایران! خوشبختانه کشور ایران بزرگ است؛ با منابع بسیار و امکان تمرکز جمعیت در مناطقی که توانایی تدارک آب و غذا و کار جمعیت‌های میلیونی را دارد. اما بزرگی و امکانات پاسخگوی مسئله نیست. دست‌به‌کار شدن و برنامه‌های و تأمین کار و مسکن و درآمد و رفاه را به اجرا گذاشتن ملاک است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *