تحلیل ناکارآمدی فرایندها و ساختار موجود در سیاستگذاری جنگلهای هیرکانی و تاثیر آن بر مدیریت منابع طبیعی
جنگلهای هیرکانی در دنیای بینظم سیاستها
آیا طرحی که پشت درهای بسته نوشته میشود، با حکمرانی مطلوب همخوانی دارد؟! چه تضمینی وجود خواهد داشت که دوباره با فشار گروههای ذینفع مختلف، متوقف نشود؟
۱۷ دی ۱۴۰۳، ۱۶:۴۹
تلاش برای حذف و نادیده گرفتن اندیشه مخالف، برچسب بیسوادی، وابسته بودن به گروههای مافیای چوب، نادان، احساسی، متخصصان هفتدرصدی، لشکرکشی مجازی و ... را امروز از سوی طرفداران و مخالفان طرح تنفس جنگل میشنویم. تأسفبارتر آنکه در این کشمکش اگر تا دیروز با چشمپوشی از جنگلهای زاگرس، ایران و تورانی، خلیج و عمانی و ارسبارانی منظور از جنگلهای کشور، جنگلهای هیرکانی بود! امروز منظور آن بخشهایی از جنگلهای هیرکانی است که قابلیت برداشت درختان شکسته و افتاده دارند!
سیاست یا خطمشی مجموعهای از اقدامات یا عدم اقدامات به نسبت ثابت و هدفمند است که یک یا مجموعهای از بازیگران در برخورد با یک مسئله یا دغدغه در پیش میگیرد. همچنین سیاست، راهنمای تصمیمگیری است. سیاستها چارچوب وسیعی ایجاد میکنند که مدیران باید در محدوده آنها تصمیمات لازم را اتخاذ کنند. سیاست حساسترین حوزه فعالیت انسان در جامعه است و سخت تحتتأثیر فرهنگ، اندیشه، منافع و نظریات گروهی و شخصی هر جامعه قرار دارد و خود نیز از آن تاثیر میگیرد. در فرهنگستان علوم، سیاستگذاری با عبارت فرایند تصمیمگیری در مورد یک راهکار برای رسیدن به یک هدف مشخص تعریف شده است.
«ماکس کرات»، استاد سیاست جنگل دانشگاه گوتینگن، سیاستگذاری و سیاست جنگل را چنین تعریف میکند: سیاستگذاری فرایند اجتماعی چانهزنی برای تنظیم منافع ناسازگار ذینفعان متفاوت است. سیاست جنگل آن فرایندهای چانهزنی اجتماعی است که منافع ناسازگار ذینفعان مختلف در استفاده و حفاظت جنگل براساس برنامههای بخش جنگل را تأمین کند. با این توصیف اگر سیاست را چارچوبی برای تصمیمگیری، فرایند چانهزنی اجتماعی برای تنظیم منافع ناسازگار دستاندرکاران یک موضوع، یا مجموعهای از اقدامات برای دستیابی به اثرات یا تغییرات دلخواه بدانیم؛ فرایند سیاستی شیوهای است که یک سیاست در آن شکل میگیرد، اجرا و ارزیابی میشود. بنابراین، یک سیاست خوب الزاماً از یک فرایند سیاستی خوب متولد میشود. از سوی دیگر یکی از روشهای تحلیل سیاست، تحلیل فرایندهایی است که سیاست در بستر آنها شکل میگیرد. در تحلیل سیاست براساس فرایندهای سیاستی، توجه و تمرکز تحلیلگران بر چگونگی ساخته شدن تصمیمهای سیاستی و شکلگیری سیاستها (ساختار) در عمل است. بنابراین، اگر سیاستی کارآمدی لازم و کافی را نداشته باشد، نهتنها باید به «محتوی» آن بلکه باید به دو مقوله سازنده و تشکیلدهنده آن یعنی «ساختار» و «فرایند» نیز پرداخته شود.
با این مقدمه، مروری بر مسئله سیاست جنگل کشور با تمرکز بر سه عنصر محتوی، ساختار و فرایند خواهیم داشت.
بهطورکلی، «محتوا»ی سیاستهای بخش جنگل کشور، در یک «فرایند» کارشناسمحور و با تمرکز بر دیدگاه کارشناسان سازمان جنگلها و استادان و پژوهشگران دانشگاهها و مؤسسات تحقیقات، در «ساختار»:
۱- دیدگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام و رهبری (سیاستهای کلی نظام در بخش منابع طبیعی)؛
۲- قوانین مجلس شورای اسلامی [ملی قبل از انقلاب] (قوانین عادی و برنامههای توسعهای کشور)؛
۳- مصوبات هیئت وزیران (تصویبنامهها)؛
۴- بخشنامه وزارت جهادکشاورزی و سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری در سطح ملی (طرح و برنامههای ملی)؛
۵- تصمیمات کمیتههای فنی ادارههای کل استانها و شورایعالی جنگل و مرتع (طرحهای منطقهای)، تعیین و تدوین میشود.
گرچه تاکنون سیاستها و قوانین متعددی برای حفظ، احیا، توسعه و بهرهبرداری پایدار از جنگلها تصویب شده، اما در این بین، مهمترین محتوای سیاستی بخش جنگل، ماده ۳ قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع (۱۳۴۶) است. طبق مفاد این ماده قانونی، بهرهبرداری از جنگلها و مراتع و بیشههای طبیعی و اراضی جنگلی ملی توسط اشخاص حقیقی یا حقوقی بهمنظور استحصال چوب و هیزم و زغال باید طبق طرحی بهعمل آید که به تصویب سازمان جنگلبانی رسیده باشد و سازمان مزبور با رعایت مفاد طرحهای مصوب پروانه بهرهبرداری صادر خواهد کرد. این طرح، در بند ۱۲ ماده ۱ این قانون، طرح جنگلداری نامیده میشود و طرحی است که در آن مقدار و محل و موقع برداشت و مدت اجرا و نحوه بهرهبرداری و عملیات احیایی و عمرانی که در داخل جنگل یا جنگلهای مربوط باید بهعمل آید، درج شده و به تصویب سازمان جنگلبانی ایران رسیده باشد.
این قانونی در حالی تصویب میشود که بهرهبرداری از جنگلها در قالب طرح از سال ۱۳۳۹ آغاز شده است. بنابراین، هر سیاستی در ارتباط با جنگل، در قالب طرح جنگلداری نمود پیدا میکند. بهعبارت دیگر، این طرحها، آینه «محتوا، ساختار و فرایند» بخش سیاست جنگل در کشور هستند. بر این اساس، در بیش از شش دهه گذشته تلاش سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور بر تهیه و اجرای طرحهای جنگلداری با تمرکز بر جنگلهای با امکان بهرهبرداری چوبی در شمال کشور بوده است و برای ۱.۳ میلیون هکتار از مساحت ۱.۹ میلیون هکتاری این جنگلها طرح تهیه شده که ۹۵۰ هزار هکتار از آن تا سال ۱۳۹۵ (سال توقف بهرهبرداری چوبی در برنامه ششم توسعه) در حال اجرا بوده است (حدود ۵۰ درصد جنگلهای شمال کشور). علاوهبراین، تربیت نیروی متخصص در دانشگاهها نیز بر همین بخش از جنگلهای کشور متمرکز بود (هفت درصد از ۱۲ میلیون هکتار جنگلهای کشور با پوشش طبیعی بیش از ۵ درصد).
جهت شناخت بهتر این طرحها، نتایج پژوهشی با عنوان «نقاط قوت و ضعف طرحهای جنگلداری در جنگلهای شمال ایران (۱۳۹۹)»، که توسط نگارنده و همکاران در گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشگاه تهران انجام شد، مرور میشود. در این پژوهش بااستفاده از روش نمونهگیری هدفمند، به بررسی دیدگاههای ۳۲ نفر از استادان، کارشناسان، صاحبنظران، مسئولان دستگاههای اجرایی و مجریان طرحهای جنگلداری پرداخته شد. نتایج نشان میدهد نقاط قوت این طرحها شامل شش مؤلفه اصلی: ۱- حفاظت و حمایت جنگل؛ ۲- اصلاح نظام مدیریت و بهرهبرداری جنگل؛ ۳- احیا و توسعه جنگل؛ ۴- توسعه شبکه جادههای جنگلی؛ ۵- ایجاد تعاونیها بهمنظور افزایش مشارکت جوامع محلی در مدیریت جنگل؛ و ۶- اشتغالزایی برای ساکنین جنگل، بوده است. نقاط ضعف این طرحها را نیز میتوان به سه بخش تقسیم کرد: الف) ضعف «رویکردی و عدم جامعنگری» که شامل مقولههای اصلی ۱- بخشینگری و بیتوجهی به فعالیتهای سایر ذینفعان بهویژه جوامع محلی؛ ۲- تمرکز بر تولید چوب و نادیده گرفتن سایر کارکردهای جنگل و جنگلداری چندمنظوره؛ ۳- نبود نگرش اکوسیستمی و بیتوجهی به حیاتوحش جنگل؛ و ۴- تأکید بر اقدامات فنی و کمتوجهی به جنبههای انسانی و عدم حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی عرصههای طرح، ب) ضعفهای «فنی و آموزشی» که شامل مقولههای اصلی ۱- ضعف در آماربرداری، اجرای شیوههای جنگلشناسی، نشانهگذاری و مدیریت و برنامهریزی متناسب با وضعیت جنگل؛ ۲- عدم وجود تحول، توسعه، انعطافپذیری، بهروزرسانی و نوآوری علمی در ساختار طرحهای جنگلداری؛ ۳- عدم بومیسازی جنگلداری در ایران؛ و ۴- ضعف آموزش و ارتقای آگاهی مردم و مسئولان، ج) ضعفهای «مدیریتی و نظارتی» که شامل مقولههای اصلی ۱- نبود پایگاههای اطلاعاتی منسجم و ضعف سیستمهای پایش و ارزیابی مبتنیبر شاخصها و معیارهای بومیشده؛ ۲- وجود بوروکراسی اداری پیچیده و محدودکننده؛ ۳- عدم شفافیت، فساد، رشوهخواری، تبانی و شبکههای مافیایی در مدیریت طرحها؛ و ۴- عدم کاهش عوامل تخریب جنگل (دام، سوخت، قاچاق چوب)، است.
بنابراین، گرچه محتوای این سیاستهای ملی بخش جنگل بر حفظ، احیا، توسعه و بهرهبرداری پایدار از جنگلها با تمرکز بر جنگلهای هیرکانی در قالب طرحهای جنگلداری بود، اما خروجی آنها با انتظارات بخش زیادی از کارشناسان و افکار عمومی همخوانی نداشته است. این موضوع سبب شد از اوایل دهه ۷۰ مسئله استراحت جنگلهای شمال یا طرح موسوم به تنفس جنگل مطرح شود. مسئلهای که حدود دو دهه طول کشید و درنهایت در سال ۹۵، بهرهبرداری تجاری و صنعتی از جنگلهای کشور از ابتدای سال چهارم برنامه ششم توسعه ممنوع و با دستور وزیر وقت، در همان سال شروع شد. از آن تاریخ هشت سال میگذرد، سازمان متولی همیشه مدعی در دست تهیه بودن طرح جایگزین است، اما هنوز یا تهیه نشده یا انتشار عمومی پیدا نکرده است. این مهمترین دلیل جهت بیان بنبست سیاست جنگل در کشور است. این بنبست، بنمایه ستیز بیپایان اصطلاحاً طرفداران و مخالفان طرح تنفس جنگل است. بهطوریکه اگر بحثهای طرفین را در اوایل دهه ۹۰ با این روزها، مقایسه کنیم، کوچکترین تغییری ملاحظه نمیشود! تفاوت مهم در میزان همرسانی است که این روزها به لطف توسعه شبکههای اجتماعی بهشدت افزایش یافته است! چرایی این مسئله را باید در چگونگی مسیر طیشده برای حل مسئله جستوجو کنیم! تلاش برای حذف و نادیده گرفتن اندیشه مخالف، برچسب بیسوادی، وابسته بودن به گروههای مافیای چوب، نادان، احساسی، متخصصان هفت درصدی، لشکرکشی مجازی و … بخش زیادی از این مسیر بوده است و این مسیر هنوز ادامه دارد. تأسفبارتر آنکه در این کشمکش اگر تا دیروز با چشمپوشی از جنگلهای زاگرس، ایران و تورانی، خلیج و عمانی و ارسبارانی منظور از جنگلهای کشور، جنگلهای هیرکانی بود! امروز منظور آن بخشهایی از جنگلهای هیرکانی است که قابلیت برداشت درختان شکسته و افتاده دارند!
اما در عرصه، با رهاشدگی مدیریت جنگلها مواجه هستیم. گرچه افزایش قاچاق چوب مهمترین موضوعی است که بر آن تأکید میشود، اما از بین رفتن ساختار مدیریتی طرحها، تخریب شبکه جاده، فرسایش سرمایهگذاری، عدم انتقال تجارب، تغییرکاربری، افزایش ورود دام،… هزینههای پیدا و پنهان زیادی دارد، که هرکدام نیازمند، ارزیابی جداگانه است.
متأسفانه سازمان متولی در یک سردرگمی کامل بهسر میبرد و خلاقیتی برای حل مسئله در هیچ گروه دیگری نیز مشاهده نمیشود. همه انرژی طرفین صرف حق به جانب خود دادن میشود. پیکان پیکار هر دو گروه بهسمت سازمان متولی است. با وجود اینهمه دانشگاه و مؤسسه و مراکز تحقیقات در کشور، هنوز هیچگونه کار پژوهشی و تحلیلی روی این دیدگاهها صورت نگرفته است! نهایتاً دیدگاهها در قالب گزارش، خبر و … منتشر شده است. این درحالیاست که تحلیل ذینفعان (Stakeholders Analysis) و مدیریت حل تعارض (Conflict Resolution Management)، هر یک شاخهای از دانش روز بهشمار میرود. از یک طرف، علایق مادی (Interests) و علایق معنوی (Values) آدمها منحصربهفرد است. از طرف دیگر، خدمات متنوع اکوسیستمی جنگلها، گزینههای مختلفی را در معرض این علایق متفاوت قرار میدهد. این مسائل، ضرورت و اهمیت سیاست جنگل را دوچندان میکند. سیاستی که باید منجر به یک حکمرانی مطلوب شود. مهمترین ویژگیهای یک حکمرانی مطلوب نیز شامل مشارکت ذینفعان، پاسخگویی، مسئولیتپذیری، حاکمیت قانون، اجماعمحوری، شفافیت، کارایی و اثربخشی است.
آیا طرح جایگزین مورد نظر قانون برنامه ششم توسعه (محتوای سیاست) چنین ویژگیهایی خواهد داشت؟ درواقع، برای برخورداری از چنین ویژگیهایی باید ساختار و فرایند تهیه آن را مدنظر قرار داد. مرور اسامی و وابستگی سازمانی تهیهکنندگان دستورالعمل تهیه طرح اجرایی (جایگزین طرح جنگلداری سابق) نشان میدهد، سازمان متولی با تکیه بر دانش کارشناسی و بهرهگیری از دانش استادان دانشگاه و مؤسسات تحقیقات همان ساختار و فرایند طیشده سابق را دوباره پیش گرفته است. بهنظر میرسد سازمان منابع طبیعی اعتقادی به مشارکت سایر گروههای نقشآفرین و ذینفع ندارد و از جایگاه جوامع محلی و سازمانهای مردمنهاد در این سیاستگذاری غافل مانده است. آیا طرحی که پشت درهای بسته نوشته میشود، با حکمرانی مطلوب همخوانی دارد؟! چه تضمینی وجود خواهد داشت که دوباره با فشار گروههای ذینفع مختلف، متوقف نشود!؟
درحالیکه هنوز تحلیلی از دیدگاه گروههای موافق و مخالف طرح تنفس که عمدتاً از کارشناسان سازمان جنگلها و استادان و پژوهشگران دانشگاه و مؤسسات وجود ندارد، تلاشی برای تحلیل سایر ذینفعان و میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنان صورت نگرفته و راهحلی برای رفع تعارضات داده نشده است، سازمان متولی مدعی در دست تهیه بودن طرح جایگزین با تکیه بر دانش تخصصی سازمانی است
از آن مهمتر، چگونه در شرایطی که هنوز اختلافات عمیقی بین دیدگاههای متخصصان وجود دارد و فلسفه و رویکرد تعامل آنان نسبت به مدیریت جنگلها با هم بسیار فاصله دارد، سازمان متولی مدعی در دست تهیه بودن طرح جایگزین است؟ بهعبارت دیگر، درحالیکه هنوز تحلیلی از دیدگاه گروههای موافق و مخالف طرح تنفس که عمدتاً از کارشناسان سازمان جنگلها و استادان و پژوهشگران دانشگاه و مؤسسات (یک گروه ذینفع) وجود ندارد، تلاشی برای تحلیل سایر ذینفعان و میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنان صورت نگرفته و راهحلی برای رفع تعارضات داده نشده است، سازمان متولی مدعی در دست تهیه بودن طرح جایگزین با تکیه بر دانش تخصصی سازمانی است! این درحالیاست که اگر انتظار تغییر در محتوای سیاستها مدنظر است، این تغییر باید در ساختار و فرایند نیز رخ دهد و هر چهار گام سیاستگذاری، برنامهریزی، اجرا و پایش ارزیابی با مشارکت ذینفعان کلیدی انجام شود.
در چنین شرایطی، با توجه به اینکه همرأیی یا اجماع (Consensus) بسیار دور از ذهن بهنظر میرسد، باید تمرکز بر سازش، همسازی و مصالحه (Compromise) گذاشته شود. به این منظور موارد زیر پیشنهاد میشود:
۱- تحلیل محتوا دیدگاههای مختلف از طریق تحلیل گزارشها، مصاحبهها، یادداشتها و …؛
۲- تعیین و گردهم آوردن نمایندگان دیدگاههای متفاوت؛
۳- ارائه جزئیات دقیق هر رویکرد (روشن شدن مواضع در همه سطوح از سیاستها تا پروژههای اجرایی)؛
۴- توافق روی اشتراکات؛
۵- سازش و مصالحه روی اختلافات.
انجام این فرایند، در نبود اندیشکده سیاستگذاری قوی در این حوزه، نیازمند تشکیل گروهی بیطرف و بهرهمند از دانش ۱- تحلیل محتوای کیفی؛ ۲- حقوق و سیاستهای منابع طبیعی و سیاستگذاری در این زمینه؛ ۳- تحلیل ذینفعان؛ و ۴- تسهیلگری و مدیریت تعارض است.
گرچه افزایش قاچاق چوب مهمترین موضوعی است که بر آن تأکید میشود، اما از بین رفتن ساختار مدیریتی طرحها، تخریب شبکه جاده، فرسایش سرمایهگذاری، عدم انتقال تجارب، تغییر کاربری، افزایش ورود دام و … هزینههای پیدا و پنهان زیادی دارد
بهنظر میرسد این مسیر کمهزینهترین و کوتاهترین مسیر برای دستیابی به یک چارچوب سیاستی برای مدیریت جنگلهای کشور باشد و از نتایج آن میتوان برای تهیه برنامه ملی جنگل، طرح جایگزین و حتی بازنگری سیاستهای کلی نظام در حوزه منابع طبیعی و همچنین، ترکیب ساختارهای مشورتی و اجرایی از سطح ملی تا مناطق عملیاتی بهره برد. در یک فرایند حمایتگرانه مدت دستیابی به این چارچوب سیاستی حداکثر شش ماه زمان میبرد.
برچسب ها:
بهرهبرداری، تخریب جنگل، جنگلهای هیرکانی، حیاتوحش، قاچاق چوب، وزارت جهاد
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
گفتوگوی اختصاصی «پیام ما» با سفیر ژاپن در تهران
ژاپن چگونه به تالابهای ایران کمک میکند؟
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید