میزگرد دهه‌هشتادی‌های حفاظتگر: وقتی جوانان به میدان می‌آیند، طبیعت دوباره نفس می‌کشد

ماندن مشروط در ایران

ما در کشورمان دغدغه‌هایی داریم که در سایر کشورها مطرح نیست و کارشناسان وقت و انرژی‌شان را برای آنها هدر نمی‌دهند





ماندن مشروط در ایران

۳ دی ۱۴۰۳، ۲۰:۱۱

سال ۱۴۰۱ سال دهه‌هشتادی‌ها بود،‌ در این سال‌ بارها و بارها خواسته‌ها و ویژگی‌های متولدین این دهه در رسانه‌ها از زبان جامعه‌شناسان و اهالی فرهنگ و سیاست مطرح شد. برخی رسانه‌ها هم مصاحبه‌هایی با متولدین این دهه داشتند و از آنها خواستند درباره مشکلات و چالش‌هایشان بگویند. یک سال بعد با آرام شدن عرصه عمومی، دهه‌هشتادی‌ها هم به حاشیه رفتند. بااین‌حال، این گروه سنی که بیشترین کرسی‌های دانشگاه را در اختیار دارد،‌ با انباشتی از مطالبه‌های برآورده‌نشده مواجه است. این مطالبه‌ها در کنار فضای عمومی جامعه و تعاریف این نسل از وطن و .. باعث شده است بسیاری از آنها مهاجرت، حتی به‌شکل کوتاه‌مدت، را در برنامه خود داشته باشند. آیا در حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش هم شرایط به همین ترتیب است؟ حفاظتگران دهه‌هشتادی این روزها با چه چالش‌هایی مواجهند؟ نگاهشان به نسل‌های پیشین چطور است؟ نسبت به رسانه چه دیدگاهی دارند؟ آیا آنها هم می‌خواهند مهاجرت کنند؟ چشم‌انداز حفاظت را چطور می‌بینند و چگونه از شبکه‌های اجتماعی برای معرفی و حفاظت از تنوع‌زیستی بهره می‌گیرند. در میزگردی با حضور «آذین سعیدی‌‌نسب» متولد سال ۱۳۸۰ و ترم اول ارشد علوم و مهندسی محیط‌زیست گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین، «شایان رومی» متولد ۱۳۸۰ ترم سوم کارشناسی ارشد با گرایش مدیریت و حفاظت از تنوع‌زیستی و «الوند محمدعلیزادگان» متولد ۱۳۸۲ و ترم پنجم کارشناسی علوم و مهندسی محیط‌زیست، از آنها در‌این‌باره پرسیدیم. آذین سعیدی‌نسب و شایان رومی در حوزه حفاظت از گوشت‌خواران و الوند محمدعلیزادگان در حوزه حفاظت از خزندگان فعالیت می‌کنند.

چطور به این حوزه علاقه‌مند شدید؟

آذین: مدت‌هاست که به محیط‌زیست و تنوع‌زیستی علاقه‌مندم،؛ درواقع، زمانی را به یاد نمی‌آورم که این دغدغه را نداشته باشم. شاید شروع آن از زمانی باشد که کتاب اطلس پستانداران ایران مهندس ضیایی را دست گرفتم. در دبیرستان هم درس انسان و محیط‌زیست را داشتیم و در این کلاس مستندهایی مثل سیاره آبی را می‌دیدم.

 

الوند: من هم از کودکی علاقه زیادی به حیوانات و حیات‌وحش داشتم. خانواده با مشاهده این علاقه‌مندی، کتاب‌ها و اسباب‌بازی مرتبط برایم می‌گرفتند. مادرم می‌گوید علاقه من باعث شد در دوره‌های راهنمایان گردشگری شرکت کند. در سفرهای کلاس خزندگان، پستانداران و پرندگان همراه او بودم. سفر میدانی با آقای کمالی در همین دوره‌ها نقش زیادی در شکل گرفتن علاقه من به خزندگان داشت.

 

شایان: من حیوانات خانگی زیادی داشتم و به‌واسطه اینکه منزلمان نزدیک پردیسان بود از ۱۲سالگی وارد مرکز بازپروری حیات‌وحش پردیسان شدم و از آن‌موقع فعالیتم را شروع کردم. در این مرکز با تیمار حیات‌وحش آشنا شدم و از ۱۵سالگی سفرهایم با انگیزه حفاظت آغاز شد.

 

قبل از اینکه وارد این حوزه حیات‌وحش شوید، چه انتظار یا برداشتی از کار در این فضا داشتید و آیا مطابق انتظاراتتان بود؟

الوند: حوزه کاری من تا الان با سازمان حفاظت محیط‌زیست خیلی مرتبط نبوده است و اکثر سفرهایم را به‌تنهایی رفته‌ام. بااین‌حال، تصور متفاوتی از کار در این حوزه به‌واسطه مستندهای زیادی که دیدم، داشتم. برداشت اولیه من کار میدانی بیشتر بود، اما در عمل مشاهده کردم که در ایران این موضوع کمتر اتفاق می‌افتد.

 

شایان: من با چالش‌ها آشنا بودم و دوستان گوشزد می‌کردند که شرایط مهیا نیست، اما گاهی برخی موارد فراتر از انتظارم بود. در بدو ورود به این حوزه با بازداشت کارشناسان این حوزه مواجه شدم که شوک بزرگی به جامعه محیط‌زیست وارد کرد. آن سال‌ها به‌وضوح می‌دیدم که سایر کارشناسان فعالیتشان کم شده است. همین موضوع، ارتباط گرفتن با دیگران را برایم سخت کرد و باعث شد فرصت‌هایی را از دست بدهم. البته در مقابل این چالش‌ها انتظار اینهمه زیبایی را هم نداشتم. وقتی طبیعت و حیات‌وحش را می‌دیدم، لذت کار برایم دوچندان می‌شد.

آذین سعیدی‌نسب: مدام با خودم فکر می‌کنم که آیا برای این کار یا پروژه جنسیت من مانعی است که به‌واسطه آن ممکن است برای کار در این زمینه حذف شوم

آذین: من این اتفاق را خیلی خوب یادم است. سال ۹۶ تازه وارد دبیرستان شده بودم و اکثریت می‌خواستند دو یا سه رشته شاخص را انتخاب کنند. من نمی‌دانستم رشته‌ای داریم که با طبیعت و حیوانات در ارتباط است. به همین خاطر، می‌خواستم زیست‌شناسی جانوری، دامپزشکی و … بخوانم که نزدیک‌ترین رشته به تصوراتم بود. وقتی با خبر بازداشت کارشناسان مواجه شدم و پیگیری کردم،‌ فهمیدم آنها چه هدف والایی برای حفاظت از یوز داشتند و اینکه رشته‌ای به اسم محیط‌زیست وجود دارد. دستگیری‌ها، اخبار تخریب و انقراض نه‌تنها باعث نشد دلسرد شوم بلکه مرا مصمم‌تر کرد. البته تصورم از این رشته مشابه پشت صحنه‌ مستندهای حیات‌وحش بود؛ یعنی کلی دوربین تله‌ای،‌ قفس و چندین روز ماندن در فیلد برای مشاهده یک گونه، که آنها را یکی-دو بار تجربه کردم.  البته گاهی حضور زن در فیلد غیرقانونی بود. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم جنسیت من مانعی برای انجام کار میدانی باشد و برایم محدودیت ایجاد کند.

 

حفاظت از حیات‌وحش کار سختی است. چه چیزی باعث شده که در این مسیر بمانید، حس کنید کارتان اثرگذار است و دیده می‌شوید؟

شایان: احساس دیده شدن را از وقتی که وارد فضای آکادمیک شده‌ام و جمع‌ها را انتخاب می‌کنم،‌ دارم. ولی این عشق و علاقه تا وقتی ادامه پیدا می‌کند که از پژوهش‌ها و تلاش‌ها استفاده شود و وارد فاز اجرایی شود. در موارد زیادی کارهایی انجام داده‌ایم که مکتوب شده است، اما وقتی وارد فاز اجرایی شد هزار سنگ پیش پای آن گذاشته‌اند. گاهی سازمان محیط‌زیست نمی‌خواهد تغییرات را باور و  مجوز استفاده از ابزارهای نوین را به ما ‌دهد. به‌عنوان مثال، قلاده ردیاب‌دار در مطالعات ما اثرگذار است و با آن می‌توانیم نیازهای اکولوژیک جانور را بشناسیم. من در پایان‌نامه باید از این قلاده‌ها استفاده می‌کردم، ولی اجازه نداشتم.

 

الوند: من تا حد زیادی با شایان هم‌نظرم و فکر می‌کنم صرف داشتن علاقه کفایت نمی‌کند. ولی اینکه چرا این مسیر را انتخاب کردم، به‌خاطر این است که گزینه دیگری پیش روی خود نمی‌بینم.  اصلاً در ذهن من هیچ‌وقت این گزاره نیامده که الوند قرار است روزی پزشک شود یا وارد هر حوزه دیگری جز حیات‌وحش و خزندگان شود. این تنها مسیری است که برای خودم در نظر گرفته‌ام. اما درباره دیده شدن که پرسیدید، بله این را حس می‌‌کنم؛ به‌ویژه وقتی در جمع‌های محیط‌زیست هستم. از سمت جامعه هم به‌واسطه محتواهایی که تولید کردم، بازخورد‌های زیادی گرفته‌ام و آنها هزاران بار دیده شده‌اند.

 

آذین: من احساس مسئولیت شدیدی نسبت به محیط‌زیست و تنوع‌زیستی ایران دارم. متأسفانه دلسردی و عدم انگیزه و امید در نسل ما زیاد است. نسلی که شروعش با کلی تخریب همراه بوده است و کارشناسان بارها گفته‌اند همه‌چیز از بین رفته و شرایط هم بدتر خواهد شد. زمانی فکر می‌کردم رئیس‌جمهور شدن اثرگذار است. امروز معتقدم ما به دنیا می‌آییم که اثری در حد خودمان بگذاریم. درباره دیده شدن هم که پرسیدید، اگر بخواهم شخصی بگویم، اینکه خودم یعنی شخص آذین دیده نشود، برایم مهم نیست و اهمیت ندارد، ولی می‌خواهم کارم دیده شود. اما حس می‌کنم گاهی به‌عنوان یک زن این مسئله به این سادگی نیست. مثلاً وقتی عکسی از فعالان و مسئولان محیط‌زیست می‌بینم شاید ۱۰ درصد از این افراد خانم باشند، ولی در کشورهای دیگر درصد بیشتری از زنان در بازار کار این حوزه،‌ حضور دارند. برای من به‌عنوان یک زن ایرانی که در ایران هستم و اگر روزی برای تحصیل مهاجرت کنم قصد بازگشت دارم، سخت است که امثال خودم را کم می‌بینم.

 

آیا با نسل‌های قبلی کارشناسان حیات‌وحش ارتباط دارید؟ و این ارتباط از نظر خودتان آورده‌ای دارد؟

الوند: با نسل قبلی در ارتباط هستم، بخشی از آن در قالب ارتباط کاری با اساتید دانشگاه داخل ایران و خارج از کشور است. و از بابت اینکه آورده داشته، واقعیت این است که بسیاری از چیزهایی که یاد گرفتم و تجربه‌هایی که داشتم با آنها بوده. اولین تجربه من با کامران کمالی بود و سفر با او علاقه من به خزندگان و دوزیستان را شکل داد.

 

آذین: بخش زیادی از ارتباط من هم با نسل قبل از طریق اساتید دانشگاه است. آنها نکاتی را به‌واسطه تجربیات خود از کار کردن در عرصه،‌ آن‌هم با امکانات محدود و در زمانه‌ متفاوت برای گفتن دارند که برای من بسیار سودمند است. برای من ارتباط با نسل قبلی، مثلاً با کسانی که با امثال آقای اسکندر فیروز در ارتباط بودند و آنچه من از ایشان در کتاب می‌خوانم را دست اول شنیده‌اند، بسیار جالب است. جدا از مطالب آکادمیک و کار کردن در عرصه و فیلد، انگیزه و امیدی که نسل قبلی برای حفاظت از طبیعت ایران برای سال‌ها داشتند، به‌نظرم امانتی است که به نسل ما داده می‌شود.

 

شایان: من ارتباط خوبی با نسل قبلی دارم. از همان ابتدا در دوره کارشناسی که می‌خواستم موضوع انتخاب کنم از مهندس ضیایی، مهندس فیروز و مهندس دره‌شوری و دیگر کارشناسان نسل گذشته مشورت گرفتم. آنها نیازهای حوزه محیط‌زیست را خوب می‌شناسند و به نسل‌های جدیدتر تجربیاتی را انتقال می‌دهند که برای حفاظت و رفتارشناسی به آنها نیاز داریم و وقت و هزینه را کم می‌کنند.

 

آیا برخورد نسل قبلی یعنی دهه شصت و پنجاهی‌ها خوب بود؟ یا حس کرده‌اید که دست‌کم گرفته می‌شوید؟

شایان: همه‌جوره بودند. یکی از دوستان گفت چرا به این رشته آمدید؟ ول کنید! پشیمان می‌شوید. مواردی هم بود که تجربیات آنها از وقت و هزینه ما کم کرد. به‌عنوان مثال در پژوهشی که اخیراً درگیر آن بودیم، درباره گونه موردنظر مواردی را منتقل کردند که ما را جلو می‌انداخت،‌ درحالی‌که بدون آن باید مدت‌ها زمان می‌گذاشتیم.

 

 الوند: تنوعی از آدم‌ها را دیده‌ام؛ بسیاری اوقات داده‌ها را در اختیار نگذاشته‌اند و یا حس کرده‌ام که جدی گرفته نمی‌شویم، اما در موارد دیگری هم تجربه متفاوتی داشته‌ام.  

 

در ارتباط با کارشناسان سایر کشورها هم همین تجربه مشابه را داشتید؟

الوند: ارتباط من با کارشناسان آن‌طرف کمتر از کارشناسان داخل است. برای همین، شاید مقایسه منطقی نباشد، ولی معمولاً کارشناسان خارجی برخورد دوستانه‌تری دارند. برای مثال اندرسون که روی خزندگان ایران کار کرده است، خیلی راحت راهنمایی می‌کرد و تجربه‌هایش را در اختیارم می‌گذاشت و مشتاق گفت‌وگو بود. البته شاید بخشی از این گشودگی به این خاطر باشد که ایران کشور جالبی برای کارشناسان حیات‌وحش است و در ارتباط بودن با هر متخصصی در داخل برایشان جذابیت دارد. ولی در یک نگاه کلی معمولاً برخورد مشتاق‌تری داشتند.

 

آذین: من گاهی متوجه این تفاوت شد‌ه‌ام. حدسم این است که در کشورهای دیگر ابعاد آموزشی و آکادمیک به اشتراک گذاشتن تجربیات بر رقابت و مسائل امنیتی مقدم است. ازاین‌رو، آنها آزادانه‌تر داده‌ها را در اختیار می‌گذارند، به‌ویژه زمانی که منتظر چاپ مقاله نباشند. همین موضوع سبب شده است به‌راحتی اطلاعات و داده‌های پایش ۱۰ساله‌شان را از آنها بگیرم،‌ حتی زمانی که از ایمیل دانشگاهی هم استفاده نکرده‌ام. برای آنها جالب است که نسل جدید روی علایق آنها کار می‌کنند، ولی درعین‌حال این موضوع بدان معنا نیست که من این گشودگی در ارائه اطلاعات را در کارشناسان داخلی اصلاً شاهد نبوده‌ام. هرچند این دست‌کم گرفته شدن و جدی ندیدن به‌واسطه سن هم بوده است.

 

شایان: تجربه من متفاوت بوده است؛ یعنی گاهی برایم اتفاق افتاده که فرد خارجی نه‌تنها داده‌هایش را به من نداده بلکه کارم را هم زیر سؤال برده است. کارشناسان فعال در خارج از کشور نسبت به شرایط ایران آگاهی ندارند و همین باعث می‌شود گاهی مشورتی که می‌‌دهند اینجا کارساز نباشد. ما محدودیت‌های زیادی درباره مجوز یا نیروی کار داریم. البته در موارد زیادی هم نظرات خوبی داده‌ و حتی پیشنهاد کرده‌اند که بخشی از کار را هم بدون چشمداشت و اینکه اسمشان در مقاله بیاید و یا نفر چندم در فهرست باشند، انجام داده‌اند.

 

آیا از سطح تلاش خودتان راضی هستید؟ و فکر می‌کنید اگر خارج از کشور بودید، شرایط متفاوت بود؟

آذین: احساس می‌کنم جواب مشترکی به این سؤال داریم. قصد دارم در مقطعی برای ادامه تحصیل به کشور دیگری بروم و در آنجا کار کنم و درنهایت برگردم. فکر می‌کنم اگر در کشور دیگری بودم، ذهنم اینقدر درگیر این مسئله نمی‌شد و به این میزان از من وقت و انرژی نمی‌گرفت؛ یعنی می‌توانستم وقت و انرژی‌ای که برای فکر کردن و تلاش کردن برای رفتن و مهاجرت و ادامه تحصیل می‌گذارم، صرف کارم کنم. این حواشی از ما زمان می‌گیرند و از کسانی که چنین دغدغه‌هایی ندارند، عقب می‌افتیم.

الوند محمدعلیزادگان: مهاجرت را بخشی از زندگی می‌بینم، ولی برای برگشت اثرگذاری و شرایط کار اهمیت دارد

شایان: به‌واسطه شرایط اقتصادی گاهی ناچارم فعالیت جانبی داشته باشم که مرا از کارم در حفاظت دور می‌کند و برایم آزاردهنده است. این موضوع سبب شده است وقت و انرژی‌ای را که می‌توانم برای محیط‌زیست بگذارم، صرف کاری دیگری کنم. فکر می‌کنم اگر در کشور دیگری بودم، قطعاً شرایط متفاوت بود.

 

الوند: ما در ایران دغدغه‌هایی داریم که در کشورهای دیگر مطرح نیست و کارشناسان وقت و انرژی‌شان را برای آنها هدر نمی‌دهند. به‌عنوان مثال، برای رفتن به فیلد با دو چالش امنیت و حمل‌ونقل مواجهیم. رفت‌وآمد بسیار هزینه‌بر است و اگر بخواهیم دنبال گونه‌ای برویم که راه دسترسی به آن چندان ساده نیست و ممکن است با مسائل امنیتی هم مواجه باشد، عملاً کار ما متوقف می‌شود.  

 

۲۰ سال دیگر خود را کجا می‌بینید؟

الوند:۲۰ سال بعد احتمالاً در کاستاریکا در حال کار کردن روی گونه‌های این کشور هستم.

 

آذین: جواب این سؤال هر سال یک‌بار برای من تغییر می‌کند؛ گاهی حتی دو-سه بار در سال. آرزوی من این است که ۲۰ سال بعد در کشور خودم در یک ایران آزاد بتوانم کاری را که دوست دارم، انجام دهم و برای کار در حوزه محیط‌زیست دیر نشده باشد. مسئله دیگر برای من آموزش و تدریس است؛ دوست دارم به نسل‌های بعدی تجربه‌هایم را منتقل کنم، کار مهمی‌ انجام داده باشم و از کشورهای دیگر تجربه کسب کنم. دوست دارم در این ۲۰ سال برای کار و تحصیل و تفریح ایرانگردی و جهانگردی سفر کنم تا محیط‌زیست مناطق مختلف را ببینم.

 

شایان: من هم مثل آذین. گاهی هر روز و گاهی در روز دو-سه بار نظرم عوض می‌شود. هدف‌گذاری برای ۱۰ سال آینده هم خیلی سخت شده است. امیدوارم تا آن زمان به تجربه قابل‌قبولی رسیده باشم و اثر فعالیت‌هایم پایدار باشد و بماند تا تجربه موفق و ناموفق خود را در قالب یک استاد دانشگاه یا کارشناس به نسل بعدی منتقل کنم. درنهایت امیدوارم اتفاق بهتری بیفتد.

 

قصد مهاجرت دارید و چرا؟

الوند: کاستاریکا شش درصد تنوع‌زیستی جهان را در خود جای داده، ضمن اینکه کشور جذابی است و در یک مساحت محدود تنوع بالایی از خزنده و دوزیست را شاهدیم. درباره بحث مهاجرت تا حد زیادی برنامه‌ام این است که برای ارشد و دکتری ایران نباشم؛ بخشی برای فرصت‌های بیشتر از جنبه آکادمیک و امکانات و بخش دیگری از این جهت که شرایط بهتری برای زندگی دارد، دلیل کوچکتر هم اطرافیان هستند، دوستان و اطرافیان و اقوام و آشنایان یا رفته‌اند یا در حال رفتن‌ هستند.

شایان رومی: از نظر من وطن جایی است که بتوانم تأثیرگذار باشم؛ وقتی تأثیرگذار نباشم، ترجیح می‌دهم جایی بروم که برای خودم ارزش قائل شوم و روانم آرام باشد

شایان: من شرایط را برای خودم فراهم کرده‌ام و برای ادامه تحصیل و دکتری به‌مدت چهار سال از ایران می‌روم. ولی برای بازگشت فکر می‌کنم همه‌چیز بستگی به شرایط داخل دارد. من در موضوع محیط‌زیست مرزوبوم رو در نظر نمی‌گیرم‌، از نظرم وطن جایی است که بتوانم تأثیرگذار باشم و وقتی اینجا تأثیرگذار نباشم، ترجیح می‌دهم جایی بروم که برای خودم ارزش قائل شوم و روانم آرام باشد.

 

آذین: من هم برای آینده خود گزینه مهاجرت را در نظر گرفته‌ام. ممکن است برگشت به ایران به هر دلیلی اتفاق نیفتد، ولی برنامه‌ام این است که برگردم. 

 

چه اتفاقی بیفتد، گزینه مهاجرت را کنار می‌گذارید؟

 

آذین: دوست دارم مهاجرت در مقطعی از زندگی جزو برنامه‌ام باشد. اما اگر شرایط پایدار باشد و بتوانم کار کنم، برمی‌گردم.

 

 شایان: همیشه فعالیتی را که انجام می‌دهم، با شاخص‌های خودم ارزیابی می‌کنم. تا زمانی که کارهایم اثرگذاری داشته باشد، می‌مانم؛ ولی اگر این اثرگذاری نباشد، می‌روم.

 

الوند: شرایط ایران هر طور باشد، دوست دارم بروم و کار و فعالیت در سایر کشورها را تجربه کنم. همان‌طورکه ایران برای کارشناسان سایر کشورها ناشناخته است، برای من هم تنوع‌زیستی آسیای جنوب‌شرقی، آفریقا و آمریکای مرکزی جذاب است. این مهاجرت را بخشی از زندگی می‌بینم، ولی برای برگشت اثرگذاری و شرایط کار اهمیت دارد.

شایان: دید جهان‌وطنی به‌نظرم اهمیت دارم.

 

آذین: من کمتر نگاه جهان‌وطنی دارم. فکر می‌کنم قسمتی از هویت من محیط‌زیست ایران است،. همین موضوع سبب شده است فکر کنم برای تحصیل بروم، اما برگردم. محیط‌زیست ایران نیاز به متخصص دارد؛ هرچند شاید در آینده اگر ببینم کارم اثرگذار نیست، نظرم عوض شود.

 

بخش بزرگی از کارشناسان مهاجرت کرده‌اند و نسل جدید هم برنامه‌شان مهاجرت است. با این شرایط چشم‌انداز حفاظت را چطور می‌بینید؟

شایان: سؤال سختی است. به‌نظرم وابستگی زیادی به شرایط جامعه دارد. در حال حاضر، وضعیت نابسامان و در حال تغییر است و ممکن است هر اتفاقی بیفتد. چشم‌اندازی که می‌بینم، یک کشور جهان سومی است که روزبه‌روز تخریب بیشتری می‌شود. درعین‌حال، تنوع زیستی ما همچنان خوب است و می‌توانیم آنچه داریم را حفظ و احیا کنیم. بسیاری از زیستگاه‌ها هنوز نیاز به معرفی مجدد گونه ندارد؛ اما اگر دیر بجنبیم، بسیاری از داشته‌هایمان را از دست می‌دهیم. با رفتن حفاظتگران طبیعتاً تخریب‌گران فرصت بیشتری پیدا می‌کنند، ولی ما در حال حاضر هم قدرت زیادی نداریم که بگوییم با ماندن‌ ما تخریب‌ها رفع می‌شود.  

 

الوند: علاقه ما به‌واسطه افراد علاقه‌مند شکل گرفت. بنابراین، با خروج کارشناسان در نسل بعدی هم افراد علاقه‌مند کمتر می‌شوند. درنهایت چشم‌انداز روشنی نمی‌بینم.

 

آذین: از بین کسانی که در دوره لیسانس بودیم، برخی در میانه تحصیل ناامید شدند و گروه دیگری در مقطع تحصیلی بالاتر تصمیم به رفتن گرفتند. اغلب فارغ‌التحصیلان این رشته آن را پله‌ای برای اپلای می‌بینند. شرایط به‌شکلی شده که دانشجویان یا می‌خواهند بروند یا قرار نیست کاری در طبیعت به‌شکل میدانی انجام دهند‌؛ اغلب می‌خواهند پست دفتری داشته باشند. برای کار میدانی شما نه امکان استخدام دارید و نه ضمانتی هست که بتوانید به‌شکل مستقل فعالیت کنید. وضعیت خیلی ناامیدکننده است.

 

شایان: خاطرم هست برای المپیادی‌ها زیست‌شناسی تدریس می‌کردم. سؤال اغلبشان این بود که آیا محیط‌زیست اپلای خوبی دارد.

 

آیا فکر می‌کنید در کمیته‌های معاونت محیط طبیعی باید نسل جدید حضور داشته باشند؟

الوند: در وهله اول باید بررسی کرد که کمیته اثرگذار است؟ من اثرگذاری برنامه‌های این‌چنینی را به‌اندازه پروژ‌ه‌هایی که توسط گروه‌های خصوصی انجام می‌شود،‌ نمی‌بینم. یکی از شرایط حضور در این کمیته‌ها سه تا پنج سال سابقه فعالیت است که به‌نظرم گزینه درستی است. باید کسانی که تجربه کار دارند، در این کمیته‌ها باشند.

 

آذین: به‌نظر من هم سابقه اهمیت دارد. افرادی که تجربه دارند، به‌واسطه این تجربه بیشتر موقعیت جدید به آنها داده می‌شود. به‌نظرم لازم نیست که حتماً بگوییم چون ما دهه‌هشتادی هستیم، باید تصمیم مدیریتی بگیریم. البته برای این که دهه‌هشتادی‌ها و کلاً نسل جوان بتوانند وارد این کمیته‌ها شوند و شروع به گرفتن تصمیمات مدیریتی کنند، باید نسل قبل متخصصان تجربه و تخصصشان را به اشتراک بگذارند و امکانی برای ورود نسل جدید باشد که ابتدا آموزش ببینند و کسب تجربه کنند.

 

شایان: من با الوند و آذین موافقم. پرسش اصلی به پایداری پروژه برمی‌گردد. آیا اگر آقای ظهرابی از معاونت محیط طبیعی برود، کمیته‌ها باقی می‌مانند؟ در دوره دیگری  که دکتر ظهرابی معاون بود، ما توانستیم خیلی خوب کار کنیم. فعالیت محیط‌زیستی نیاز به تداوم دارد. در محیط‌زیست هر رئیس یک سیاست کاری دارد و دستورالعمل مشخصی در این زمینه نداریم.

 

 

آیا سازمان محیط‌زیست داده‌هایش را در اختیار شما می‌گذارد؟

شایان: سازمان محیط‌زیست بایگانی خوبی ندارد و اگر بخواهیم داده بگیریم، زونکن جلوی ما می‌گذارند و باید همان‌جا مطالعه کنیم. چرا داده‌ها را به ما نمی‌دهند و با دید امنیتی جلوی کار را می‌گیرند؟ این پرسشی است که جوابی برای آن ندارم.

 

آذین: اغلب اوقات این داده‌ها وجود خارجی ندارد. متخصصان خارجی به ما مشاوره می‌دهند و می‌گویند داده فلان پایش را بردارید و در کارتان استفاده کنید، ولی اصلاً داده‌‌ای نیست که ما بتوانیم برای پیشبرد مطالعاتمان از آنها بهره بگیریم.

 

الوند: خطا هم در داده‌ها وجود دارد. به‌عنوان مثال، در سرشماری‌ها به‌ویژه درباره پرندگان خطا زیاد است.

 

چه چالش‌هایی را پیش روی کسانی که قصد دارند وارد این حوزه شوند، می‌بینید؟

شایان: به‌نظرم درباره برخی موارد صحبت‌ها را کردیم. بااین‌حال، بحث مالی بحث مهمی‌ است. راه‌هایی که برای دریافت بودجه وجود دارد، ولی به‌واسطه تحریم و شرایط سیاسی نمی‌توانیم آنها را دریافت کنیم. درعین‌حال، برخی فاندها را می‌شود گرفت؛ صندوق کمک‌های کوچک سازمان ملل و پژوهشکده محیط‌زیست در این زمینه کمک می‌کنند. البته زمانی که از این کمک‌ها نام می‌بریم، در سطحی است که بتوان پروژه را انجام داد، ولی برای گذران زندگی واقعاً شرایط سخت است.

 

فکر می‌کنید این منابع مالی محدود چقدر به رقابت ناسالم بین کارشناسان برای بهره‌ گرفتن از این منابع منجر می‌شود؟

الوند: گاهی به‌واسطه نبود بازدهی مالی بالا، این رقابت می‌تواند در جنبه‌های دیگر خودش را نشان دهد. بی‌اخلاقی علمی نمونه‌ای از آنهاست. وقتی متخصصان می‌بینند این پروژه‌ها سود مالی برای کسی ندارد، می‌خواهند سود علمی ‌و اعتباری لااقل داشته باشد که در مواردی به اجحاف در حق دیگران منجر می‌شود. من شاهد بوده‌ام که متخصصی اظهارنظر کرده و گفته است چرا اصلاً دانشجوی کارشناسی باید مقاله داشته باشد.

 

آذین: بخشی ممکن است به این خاطر باشد که دستورالعملی برای گرفتن این فاندها نداریم.  کنوانسیون‌های زیادی وجود دارند که می‌توانند در حوزه حیات‌وحش یا جوانان فاند بدهند. بااین‌حال، باید مسیر غربا‌لگری روشن باشد. از نظر من این منابع مالی وسیله هستند و نه هدف! اما در مواردی می‌بینیم که جای هدف و وسیله عوض شده و این موضوع نه به‌نفع محیط‌زیست است و نه به‌نفع کارشناس. کسی که انرژی و زمان می‌گذارد، باید بتواند از محل حفاظت درآمد داشته باشد؛ نه اینکه به‌واسطه دغدغه مالی سراغ کار دیگری برود. متأسفانه محدودیت در این موضوع باعث شده است رقابت بر سر پروژه شکل بگیرد یا افراد نتایج کارشان را با هم به اشتراک نگذارند، مبادا که دیگری با این نتایج برود و پروژه بگیرد.

 

الوند: بخشی از این رقابت ناسالم به‌واسطه شرایط اقتصادی است. علاوه‌براین، ما با چالش عدم شفاف‌سازی مالی هم مواجهیم. پروژه‌هایی که حتی منابع مالی خود را از مردم تأمین کرده‌اند، گزارش نمی‌دهند که چقدر بودجه آمده، چقدر هزینه کارشناسی شده، چقدر هزینه حلقه‌گذاری یا فنس‌کشی و …

 

آذین: در این زمینه در جامعه مطالبه‌گری را شاهد نیستیم. این موضوع برای کسی مهم نیست و برای مردم جا نیفتاده که می‌توانند درخواست گزارش مالی داشته باشند.

 

شایان: منابع مالی باید شفاف باشد، وگرنه اعتماد مردم سلب می‌شود. در شرایط عدم شفافیت ممکن است کارشناس، منافع اقتصادی خود را به‌جای حفاظت در اولویت قرار دهد. همچنین، باید روی پروژه‌ها نظارت وجود داشته باشد تا بتوانیم به نتیجه خوبی برسیم که متأسفانه در ایران نه از طرف کنوانسیون‌های بین‌المللی و نه ارگان‌های داخلی نظارتی صورت نمی‌گیرد.

 

رسانه‌ها در حوزه حیات‌وحش به‌شکل درست داده‌ها را منتقل می‌کنند؟

شایان: صحت داده‌ها از کل مارخور که گفتند بعد ۴۰۰ سال دیده شده است یا همای سعادت نشان می‌دهد وضعیت به چه ترتیب است. یکسری شبکه‌ها به‌شکل تخصصی کار می‌کنند، ولی مخاطب آنها کارشناسان هستند و مردم عادی نسبت به آنها اقبالی نشان نمی‌دهند.

 

الوند: افراد متخصص باید تلاش بیشتری کنند و با مخاطب عام ارتباط داشته باشد. به‌علاوه درباره محتوایی که ارائه می‌شود هم باید فکر شود که مخاطب چه گروه افرادی هستند. در اغلب موارد مخاطب محتواهای رسانه‌ها، کارشناسان هستند؛ ضمن اینکه بین اخبار هم خطاهای زیادی می‌بینیم.

 

آذین: یکسری از بحث‌های ما آنقدر تخصصی است که مخاطب رها می‌کند. البته اشتباهات اخبار هم زیاد شده است و برخی رسانه‌ها صلاحیتشان را برای من از دست داده‌اند. همین موضوع باعث شده است خبری را که برایم مهم باشد، با منابع دیگر چک کنم. به‌نظرم باید درباره محتوا بیشتر فکر شود و در حد عکس و فیلم نباشد.

 

به‌نظرتان انحصار رسانه‌ای روی برخی افراد و کارشناسان وجود دارد؟

الوند: این خیلی واضح است. یکسری افراد تکرار می‌شوند و در زمینه‌هایی که تخصصشان نیست هم صحبت می‌کنند.

 

شایان: سلیقه شخصی خبرنگار دخیل و اثرگذار است. در حوزه مدیریتی هم این را گاهی می‌بینم.

 

آیا در این میانه زنان کمتر دیده‌ نشده‌اند؟

آذین: بله این موضوع خیلی مشهود و ملموس است. ما با دو چالش مواجهیم، چالش‌های مرتبط با کار در حوزه حیات‌وحش و دوم چالش زن بودن. این تبعیض و سوگیری در ذهن اغلب افراد وجود دارد. متخصصان مرد تریبون بیشتری می‌گیرند و به صرف زن بودن موقعیتی از آنها گرفته نمی‌شوند. از سوی دیگر، خانم‌هایی که وارد این زمینه می‌شوند، کمترند. اما جدای از زن و مرد بودن، به‌نظر من یکسری متخصص هستند که به‌صورت چرخشی در رسانه‌های مختلف،‌ کارگاه‌ها،‌ وبینار،‌ تلویزیون و… حضور دارند. ممکن است بخشی از این فرایند ناشی از تبعیض باشد، اما عامل دومی را هم داریم که همان کمبود متخصص است. بنابراین، نمی‌توانم بگویم همیشه سوگیری خبرنگار را داریم، بلکه گاهی افراد فعال کم هستند.

 

شایان: بله، برخی هم خودشان علاقه ندارند در رسانه‌ها حاضر شوند.

 

الوند: گاهی اوقات هم گروهی از کارشناسان علاقه و انگیزه برای حضور در رسانه ندارند.

 

شایان: درباره جنسیت، در دانشگاه ما ۹۵ درصد دختران و تعداد کمی ‌پسر هستند، ولی در فضای کاری ۹۰ درصد آقایان حضور دارند. اگر این تعادل رعایت شود و فضا باز شود، خیلی کمک‌کننده خواهد بود و نیروی کار را افزایش می‌دهد. ما در مواقع زیادی نیروی کار میدانی نداریم.

 

آذین: شاید برخی به‌خاطر سختی از این حوزه خارج می‌شوند. محدودیت‌ها باعث می‌شود آنها علاقه به کار و انگیزه‌شان را از دست بدهند. مثلاً یکی از مشکلات، مسئله رفتن و کار در عرصه است. گاهی الزامی است که یک استاد با مسئول خانم همراه ما باشد که این کم پیش می‌آید. این مسئله ممکن است باعث شود تجربیات و آموخته‌های نابرابری به‌دست آوریم. جنسیت در این زمینه خیلی مطرح است؛ من مدام با خودم فکر می‌کنم که آیا برای این کار یا پروژه جنسیت من مانعی است که به‌واسطه آن ممکن است برای کار در این زمینه حذف شوم.

 

الوند: من محدودیت‌های زنان را قبول دارم، ولی در کنار آن نسبت جنسیتی علاقه‌مندان را هم باید در نظر گرفت.

 

شایان: کسی که وارد رشته محیط‌زیست می‌شود، باید حتماً علاقه داشته باشد تا بتواند سایر کمبودها در زمینه درآمد اندک و … را جبران کند. در کارشناسی تنها پسر بودم. ۹۵ درصد از پسرانی که وارد این رشته می‌شوند، با علم به این موضوع وارد شده‌اند و علاقه‌مند هستند. همین موضوع باعث شده است در حوزه کاری نسبت جنسی برابر باشد.

 

بازخورد جامعه چطور است؟

الوند: به من می‌گویند مارمولک به چه کار می‌آید، گاهی اوقات هم برایشان جالب است. البته نه‌تنها در ایران بلکه در همه دنیا این موضوع همیشه برای خزنده‌شناسان مطرح است.

 

شایان: حفاظت در ایران در اکثر مواقع با نگاه گونه‌ای است؛ من روی گوشت‌خواران کار می‌کنم که برای مردم خیلی جالب است. خاطرم است یکبار فیلم دوربین تله‌ای به یک شکارچی نشان دادم و او گفت می‌خواهد دوربین بگیرد و شکار را کنار بگذارد. اغلب مردم جذب تصاویر حیات‌وحش و نوع فعالیت‌های ما می‌شوند. درعین‌حال، باید تمام گونه‌ها در کنار هم اهمیت داشته باشند؛ زیرا حفاظت از یک گونه به‌تنهایی راهگشا نیست.

 

آذین: من شاهد بازخوردهای جالبی از نشان دادن دستاوردهای کارهای خودمان بوده‌ام. مثلاً وقتی عکس‌های گونه‌هایی را که دوربین‌های تله‌ای مؤسسه ما ثبت کرده‌اند، نشان می‌دهم، برای همه جالب است که این عکس‌ها را خودمان گرفته‌ایم و شاهد چنین صحنه‌هایی بوده‌ایم. اگر می‌خواهیم حفاظت گونه‌ای نباشد، باید به مردم گونه‌های بیشتری را بشناسانیم. کاری که الوند در شبکه اجتماعی خود انجام می‌دهد، بسیار مهم است.

 

چطور می‌شود از طریق شبکه اجتماعی ایجاد جذابیت کرد؟

الوند:

رقابت با برخی محتواها در شبکه‌های اجتماعی سخت است و نگاه علمی‌ و آکادمیک جلوی این رقابت را می‌گیرد. همین باعث می‌شود عموم علاقه نداشته باشند. من بارها نمونه‌های خزنده را در دستم گرفتم که برخی مخالفت کردند. اگر من چند عکس نشان می‌دادم، شاید یک‌دهم هم دیده نمی‌شد. برای همین باید کارشناسان دید کارشناسی را اندکی تلطیف کنند تا با محتواهایی که در سایر حوزه‌ها دیده می‌شوند، بتوانند رقابت داشته باشند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *