نوشتاری در مورد وضعیت ناترازی انرژی و درخواست‌های دولت از شهروندان

آقای رئیس‌جمهور! ما از ناترازی‌ها مطلعیم؟ شما چطور؟





آقای رئیس‌جمهور! ما از ناترازی‌ها مطلعیم؟ شما چطور؟

۳۰ آذر ۱۴۰۳، ۱۹:۱۶

هوای شش شهر خوزستان در وضعیت خطرناک است. دید افقی به کمتر از صد متر رسیده است و گردوخاک و ریزگردی که از بستر تالاب‌های خشک برخاسته راه نفس خوزستانی‌ها را بریده است. آسمان سایر شهرها نیز پر از دود است و مازوت‌سوزی در نیروگاه‌ها ادامه دارد، درحالی‌که برق مناطق مختلف کشور ساعاتی از روز قطع می‌شود. نیمی از استان‌ها هم تعطیل شده است تا در دمایی که معمول زمستان‌های همه سال‌های گذشته بوده، گازرسانی مختل نشود. تا چندوقت پیش انتظار داشتیم هریک از این پدیده‌ها در فصل خودش رخ دهد. کمبود برق در تابستان و آلودگی در روزهای آخر پاییز. اما همچون تورم و رشد دائمی قیمت‌ها که برای تجربه کردنش نیاز نیست که تا فصل خاصی منتظر بمانیم، سایر مسئله‌ها نیز مستمرتر شده‌اند تا همیشه جلوی چشم باشند.

همه این موارد مربوط به وضعیتی است که با نام ناترازی از آن یاد می‌شود. ناترازی در آب، برق، گاز، بنزین و البته بودجه. اما این‌‍ها حرف‌های جدیدی نیست. نمی‌شود شهروند اینجا بود و از ناترازی‌ها بی‌خبر بود. بااین‌حال رئیس‌جمهور ما شهروندان مطلع را خطاب قرار داد و از ما خواست که کمتر مصرف کنیم تا زمینه سوخت‌رسانی به همه مردم فراهم شود و چاره‌ای برای آلودگی هوا نیز باشد. توصیه‌هایی که همچون خود مسئله، تکراری و به گوش آشنا است. در تابستان خطاب قرار می‌گیریم تا آب و برق کمتری مصرف کنیم و در فصل سرد گاز و خودرو شخصی و مجدداً برق.

آقای رئیس‌جمهور پیش از درخواست شما نیز دماسنج خانه ما در زمستان اعدادی بین ۱۷ تا ۲۰ و در تابستان ۲۹ تا ۳۲ را نشان می‌داد. خودرو شخصی نداریم و آب و برق را هم با دقت بسیار مصرف می‌کنیم. چون ما از خیلی پیشتر مطلع بوده‌ایم که در چه وضعیتی هستیم و چه بر سرمان آمده است.

اما به‌عنوان یک شهروند و پژوهشگر آب، شما و مدیر دولت و وزارتخانه‌ها را خطاب قرار می‌دهم تا بپرسم شما چقدر اطلاع دارید؟ درباره پروژه انتقال آب ماندگان از رودخانه ماربر در سرشاخه‌های کارون به زاینده‌رود صحبت می‌کنم. پروژه‌ای که بر افسانه مازاد و بی‌صاحب بودن آب کارون و انرژی و بودجه، در پستوهای وزارت نیرو و استانداری مجوز گرفت و در حال اجراست. آب و انرژی و بودجه که مازاد و بی‌صاحب شد، دیگر جای نگرانی‌ای بابت ناترازی و کمبودش نیست. چالش‌های جزئی و بی‌اهمیتی همچون اعتراض اهالی روستاهای ماندگان و سیور درباره از دست رفتن آب و زمین‌شان هم با گارد ویژه و بازداشت مرتفع می‌شود. لابد مردم کهگیلویه‌وبویراحمد و چهارمحال‌وبختیاری و خوزستان هم خسته می‌شوند و مخالفت با انتقال آب از سرشان می‌افتد تا مجدداً شهروندان شنوای توصیه‌های صرفه‌جویی شوند. دولت که ناترازی‌ها را و مردم که مخالفت‌ها را فراموش کردند، دیگر همه چیز آماده است تا لوله‌ها ۲۸۰ میلیون مترمکعب آب ماربر را که خوزستان و تالاب‌هایش از آن بی‌نیاز بودند با برق‌های مازادی که نیروگاه‌های پاک با منابع انرژی نامحدود کشور تولید کردند، به صدها کیلومتر آن‌طرف‌تر و صدها متر بالاتر پمپ کنند.

 این پروژه را بگذارید در کنار طرح‌های متعدد دیگری که قرار است آب خلیج فارس و دریای عمان را شیرین و به فلات مرکزی منتقل کند. در این موارد بی‌صاحب بودن آب راحت‌تر توجیه می‌شود. برای فراموش کردن، این‌بار ناترازی انرژی و بودجه کافی است. اگرچه برای شیرین‌سازی آب دریا و انتقال آن، اعداد بزرگتری از نیاز به انرژی و بودجه باید فراموش شوند. ولی ظاهراً ایرادی ندارد. گویا اگر مدیر دولتی باشی، فراموش کردن راحت‌تر می‌شود و صرفه‌جویی ضرورتی ندارد. باز هم مسئله جزئی و بی‌اهمیت اعتراض مردم، این‌بار ساحل‌نشینان که در جمع‌وجور کردن آن هم استادیم. دیگر چه مسئله‌ای باقی می‌ماند؟

نه آقای رئیس‌جمهور! من اشتباه می‌کردم. آنقدرها هم مطلع نیستم. سؤالات جدیدی برایم مطرح شده که پاسخی برایش ندارم. اگر شما اطلاع دارید ما شهروندان بی‌اطلاع ولی حرف گوش‌کن و صرفه‌جو را هم در جریان بگذارید تا بدانیم مدیر دولتی آیا لازم است دغدغه ناترازی و صرفه‌جویی داشته باشد؟ و اگر مسائل عمومی ناترازی و راهکارهای عملی پرداختن به آنها نه صرفاً مربوط به شهروندان، که وظیفه مدیران دولت هم هست، آنها چگونه قرار است نه برای حلش، لااقل برای جلوگیری از تشدیدش، کاری بکنند؛ یا شاید کاری نکنند؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق