چالش‌های اصلی در مسیر پیگیری پرونده‌های محیط‌زیستی

فشار سیاسی و اقتصادی؛ مانع اصلی حل پرونده‌های محیط‌زیستی

اعلام پیروزی پیش از نتیجه نهایی پرونده‌ها، ممکن است باعث ایجاد آرامش کاذب در جامعه شده، جنبش‌های اجتماعی را از هدف اصلی خود دور کند و سبب کاهش مشارکت عمومی شود





فشار سیاسی و اقتصادی؛ مانع اصلی حل پرونده‌های محیط‌زیستی

۲۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۶:۲۲

پرونده‌های محیط‌زیستی به‌دلیل تأثیر مستقیم و گسترده‌ای که بر سلامت انسان‌ها و آینده سرزمین‌مان دارند، نیازمند پیگیری دقیق و مستمر هستند. این پرونده‌ها نه‌تنها بر طبیعت بلکه بر زندگی و رفاه مردم تأثیر می‌گذارند و همراهی و مشارکت عمومی‌ برای رسیدن به نتیجه مطلوب ضروری است. بااین‌حال، در مسیر پیگیری این پرونده‌ها چالش‌هایی وجود دارد که باید به آنها توجه شود.

حساسیت مردم نسبت به مسائل محیط‌زیستی نسبت به قبل افزایش پیدا کرده است. اگر قبلاً محیط‌زیست به زباله نریختن و حساسیت‌های مرتبط با این موضوع خلاصه می‌شد، آرام‌آرام مسائل دیگری در این حوزه وارد شدند. پای بی‌آبی به مناطق باز رسید، رودخانه‌ها خشکیدند، تالاب‌ها حذف شدند، مشاهدات گونه‌های جانوری کاهش یافت و برخی از آنها در معرض خطر انقراض قرار گرفتند، گروهی از آنها منقرض شدند، روزبه‌روز از حجم جنگل‌ها کاسته شد، آلودگی هوا نفس مردم را برید، زمین‌خواری، آتش‌سوزی، طغیان گونه‌های مهاجم، سدسازی و انتقال آب بین‌حوضه‌ای افزایش یافت. زمین‌های کشاورزی دچار فرسایش خاک و بی‌آبی شدند، فرونشست به شهر‌ها و روستاها رسید.

 

مجموعه این چالش‌ها باعث شد مردم از دل و جان بفهمند که محیط‌زیست نه‌تنها مسئله دست چندم نیست بلکه اولویت اول است. در همین راستا اعتراض‌های عمومی، جنبش‌ها و کمپین‌های زیادی شکل گرفتند و پای اعتراضات خیابانی هم به این مطالبات باز شد. در کنار این مطالبه‌گری‌ها، ایجاد کارزار و بحث‌های حقوقی در بین این فعالیت‌ها جا باز کرد و برخی چهر‌ه‌های جدید بدون سابقه، حضور پررنگ و همراه با هیاهو پیدا کردند؛ اقداماتی که ظهور بخش جدیدی از جنبش‌های محیط‌زیستی را نوید می‌داد.

 

 گرچه افزایش حساسیت را در سطح جامعه داشتیم، اما همچنان برنامه‌های توسعه به برداشت از منابع طبیعی تأکید داشت. ازآنجاکه تأمین نیاز‌ها و باگذاری‌های قبلی و جدید حامیانی در حاکمیت و بخش خصوصی به‌واسطه توسعه، تأمین نیاز و سود و منفعت مالی دارد، آنها هم دست به کار شدند تا تهدید‌ها را تبدیل به فرصت کنند. اما چگونه؟

برخی جریان‌ها و حتی حامیان این طرح‌ها تلاش کردند با ورود، تهدید، جریان‌سازی، موازی‌سازی و منتشر کردن اخبار، در این پرونده‌ها دخالت و مردم را ناامید کنند. فشار و تهدید فعالان هزینه زیادی دارد؛ پس چه راهی بهتر از ناامید کردن، موازی‌سازی و بی‌اعتبار کرن جریان‌های مدنی کشور! پروژه‌ای که می‌تواند جنبش‌های محیط‌زیست و فعالان را دچار چالش‌های مهمی‌کند.  

 

 از اقداماتی که در راستای تبدیل تهدید به فرصت می‌توان از آن نام برد،‌ این است که برخی گروه‌ها یا افراد پیش از اینکه پرونده‌ها به نتیجه قطعی برسند، اقدام به اعلام پیروزی می‌کنند. یا برخی افراد در این پرونده‌ها دخالت می‌کنند و نتیجه را آن‌طور‌که می‌خواهند انعکاس می‌دهند، نه به‌شکلی که پیش می‌رود. این بخش ممکن است بدبینانه به‌نظر برسد، اما بارها دیده‌ایم که برخی برای بهره‌برداری از این فرصت‌ها اقدام کرده‌اند. برخی حرکت‌های قهرمان‌گونه با شعار نجات طبیعت شروع می‌شود، ولی درنهایت خروجی آن، به طبیعت کمک نمی‌کند و بیشتر کاربرد تصدی پست دارد.

 

پیروزی زودهنگام و آگاهی کاذب

پیروزی زودهنگام، ورود و موازی‌سازی در جنبش‌های محیط‌زیستی باعث می‌شود بسیاری از پرونده‌های محیط‌زیستی به نتیجه نرسند و درنهایت، وضعیتی که مردم امیدوار به حل آن بودند، بدون تغییر باقی بماند

به‌علاوه، اعلام پیروزی پیش از حصول نتیجه قطعی، نوعی آرامش کاذب ایجاد می‌کند و باعث می‌شود مردم به اشتباه فکر کنند مشکل حل شده است. این اقدام باعث تخلیه‌ انرژی مردمی‌ می‌شود و جنبش اجتماعی برای حمایت از پرونده، پیش از زمان مناسب، فروکش می‌کند. متأسفانه، برخی گروه‌ها از این وضعیت بهره‌برداری می‌کنند تا با نمایش پیروزی زودهنگام، خواسته‌های مردم را به‌شکل سطحی پاسخ دهند، بدون آنکه تغییری اساسی ایجاد کنند. این رویه، درنهایت به‌نفع روند قانونی یا بهبود وضعیت محیط‌زیست نیست و باعث ناامیدی عمومی‌و کاهش اعتماد به نهادهای مربوطه می‌شود.

برخی جریان‌های قدرتمند، با استناد به اینکه پرونده‌ها در مراحل قانونی و طولانی قرار دارند، مردم را از پیگیری و حساسیت نسبت به موضوع بازمی‌دارند. این توجیه که «قضیه در مسیر قانونی قرار دارد و دیگر نیازی به حضور عمومی‌ نیست» در برخی مواقع توسط گروه‌های خاصی که به‌دنبال کاهش توجه به پرونده هستند، به‌عنوان یک راهکار برای سرد کردن فضای اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. درنتیجه، جریان‌های مردمی‌ فروکش می‌کند و فشار عمومی‌ کاهش می‌یابد. حال آنکه در مسائل حساس محیط‌زیستی، اغلب حضور و حمایت مداوم مردم، نیرویی مؤثر برای پیگیری منصفانه و شفاف پرونده‌ها است. نمی‌توان تنها به‌بهانه روند قانونی از حمایت دست کشید. باید مردم، رسانه‌ها، فعالان و تشکل‌ها به‌عنوان چشم ناظر تا حصول نتیجه قطعی در صحنه باشند. تا زمانی که مردم همچنان پیگیر و حاضر در صحنه باشند، تغییرات ملموس به وقوع خواهد پیوست.

 

 پیروزی زودهنگام، ورود و موازی‌سازی در جنبش‌های محیط‌زیستی باعث می‌شود بسیاری از پرونده‌های محیط‌زیستی به نتیجه نرسند و درنهایت، وضعیتی که مردم امیدوار به حل آن بودند، بدون تغییر باقی بماند. مردم با تصور اینکه مشکل حل شده است، از پیگیری دست می‌کشند، اما بعد از مدتی متوجه می‌شوند هیچ بهبودی‌ای حاصل نشده و مسئله همچنان باقی است. این روند، به‌شدت به اعتماد عمومی‌آسیب می‌زند و ناامیدی و بی‌اعتمادی را در جامعه گسترش می‌دهد.

 

  برای موفقیت در پیگیری پرونده‌های محیط‌زیستی باید از شفافیت، پیگیری مستمر و حمایت مردمی‌ استفاده کرد. مردم باید تا رسیدن به نتیجه نهایی، پرونده‌ها را با دقت و توجه کامل دنبال کنند. این تنها راهی است که می‌تواند از سوءاستفاده‌ها جلوگیری و به حفظ محیط‌زیست کمک کند. به‌علاوه، برای جلوگیری از انحراف از هدف اصلی، لازم است در تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات خود به منافع بلندمدت طبیعت و مردم توجه شود. نباید به منافع کوتاه‌مدت و مقطعی استان یا منطقه تنها توجه شود؛ زیرا چنین تصمیماتی ممکن است به تخریب منابع طبیعی و محیط‌زیست در بلندمدت منجر شود.

 

ورود غیرمتخصصان و آسیب‌‌های آن

متأسفانه در برخی موارد حذف معنادار و عدم مشارکت فعالان و تشکل‌های محیط‌زیستی و اجتماعی و در مقابل حضور افراد غیرتخصصی، در پرونده‌های محیط‌زیستی را شاهد هستیم.حوزه‌های مختلف نیاز به حضور کارشناسان آن حوزه دارد، عدم حضور گروهی و افراد شناخته‌شده هر حوزه می‌تواند مسیر درست پیگیری را مختل کنند. حضور این افراد نه‌تنها کمکی به حل مسائل محیط‌زیستی نمی‌کند بلکه ممکن است باعث انحراف پرونده‌ها از مسیر صحیح شود.

متأسفانه در برخی موارد حذف معنادار و عدم مشارکت فعالان و تشکل‌های محیط‌زیستی و اجتماعی  و در مقابل حضور افراد غیرتخصصی، در پرونده‌های محیط‌زیستی را شاهد هستیم

در مقابل، حضور متخصصان و گروه‌های متخصص ضروری است. کسانی که دارای دانش و تجربه در زمینه محیط‌زیست هستند، می‌توانند مسیر صحیح را برای پیگیری پرونده‌ها ترسیم کنند و به حل مشکلات یاری رسانند. در یک پرونده محیط‌زیستی تنها بحث حقوقی مطرح نیست بلکه باید تمامی‌جنبه‌های تأثیر پروژه‌ها در مناطق اعم از فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیط‌زیستی باید در نظر گرفته شود.

حذف فعالان یک مرحله است، این پازل لایه‌های مختلفی دارد،  مرحله بعدی فشار به تشکل‌ها و فعالان در برای عدم همراهی در موضوعی است که نام محیط‌زیست دارد، ولی اهداف دیگری در آن نهفته است و یا اینکه هیچ خبری در مورد آن منتشر نشده است و در بی‌خبری و بدون اطلاع پیش رفته است. گروه‌ها چگونه باید مشارکت کنند، وقتی یا اطلاعی ندارند و یا شأن و جایگاه تشکل‌ها و فعالان رعایت نمی‌شود؟! این مسائل بخشی از ماجرای دو موضوع قبلی است. 

 

از انجمن‌ها باید حمایت شود

پرونده‌های محیط‌زیستی باید با حضور همه اقشار و گروه‌ها خصوصاً محیط‌زیستی‌ها پیگیری شود تا در مسیر درست قرار بگیرد. باید در نظر گرفت که تشکل‌ها و نهادهای مردمی‌ با تعداد مشخص و داوطلبانه هستند، در زمینه‌های زیادی فعالیت میدانی دارند و توان آنها به حضور و مشارکت مردم بستگی دارد. باید از این تشکل‌ها، در زمینه‌های مختلف، مخصوصاً در وجه حقوقی حمایت کرد. این گروه‌ها مردمی‌هستتند و تنها به‌دلیل دغدغه در راستای اهداف تعیین‌شده خود و در حوزه خاصی فعالیت می‌کنند.

بخش دیگر ماجرا، پیچیدگی برخی پرونده‌ها است. که مسائلی غیر از محیط‌زیست ولی به اسم محیط‌زیست وارد ماجرا می‌شود. فعالان محیط‌زیست باید در برابر فشارهای مختلف ایستادگی کنند و به هیچ‌عنوان تحت‌تأثیر منافع مقطعی منطقه‌ای قرار نگیرند. قطعاً تخریب، تهمت در این مسیر وجود دارد، هر جایی منافع قدرت تأمین نشود، اولین ترکش آن به فعالان می‌خورد. تخریب‌گران از هیچ تخریب و فشاری دریغ نخواهند کرد، تا فعالان تحت‌فشار قرار بگیرند. 

 

نمی‌توان همزمان حامی پروژه مخرب و فعال محیط‌زیست بود

از یک پزشک انتظاری جز طبابت بر اصول علمی‌ نیست، از یک وکیل انتظاری جز حمایت از دادرسی قانونی نیست، همچنان که یک فعال محیط‌زیست کار حفاظت از طبیعت را انجام می‌دهد. نباید فعالان تحت فشار منطقه‌ای قرار بگیرند؛ به این دلیل که بر اصول توسعه پایدار و حفظ میراث ملی تأکید می‌کنند، یک فعال محیط‌زیست نمی‌تواند حامی‌ طرح‌های مخرب با هر اسمی‌ و به هر عنوانی باشد. فعالان محیط‌زیست باید بر توسعه‌ای پایدار و سازگار با طبیعت تمرکز کنند، نه توسعه‌ای که به تخریب منابع طبیعی منجر شود.

 

یک فعال محیط‌زیست نمی‌تواند حامی‌ توسعه‌ای باشد که جز ویرانی نتیجه‌ای ندارد، باید نگاهی اکولوژیکی به مسائل داشته باشد. تاریخ به کسانی که در مسیر حفاظت از طبیعت و منابع ملی ایستادگی کرده‌اند، احترام خواهد گذاشت. حتی در زمان‌های سخت و تحت فشار، مهم این است که در کنار حقیقت و اصول علمی‌ بایستیم و از منافع کوتاه‌مدت چشم‌پوشی کنیم. کسانی که در مسیر درست ایستاده‌اند، در تاریخ به یاد خواهند ماند و اعتبارشان در چشم نسل‌های بعد حفظ خواهد شد.

 

 درنهایت، تمام این موارد نیازمند همبستگی عمومی‌ و حمایت مستمر مردم، رسانه‌ها و هر کسی که دل در گروه این خاک وطن دارد، است. حضور مردم در پرونده‌های محیط‌زیستی نه‌تنها عامل مهمی‌ برای پیگیری و رسیدن به نتیجه است بلکه مانع از انحراف پرونده‌ها و سوءاستفاده‌ها خواهد شد. اگر همه ما در این مسیر همراه شویم و با تلاش‌های خود از محیط‌زیست و منابع طبیعی کشور حفاظت کنیم، می‌توانیم آینده‌ای پایدارتر و سالم‌تر برای نسل‌های آینده بسازیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *