ملاحظاتی درباره مدیریت پایدار جنگل‌های شمال کشور





ملاحظاتی درباره مدیریت پایدار جنگل‌های شمال کشور

۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۰۰

به‌عنوان یک کارشناس برنامه‌ریز حوزه منابع‌طبیعی و محیط‌زیست موارد ذیل را درباره مدیریت پایدار جنگل‌های شمال کشور تأیید و تأکید می‌کنم.

 

۱- گستره یکپارچه جنگل‌های هیرکانی ماهیتاً پارک ملی نیست که به‌مثابه پارک ملی با آن رفتار شود.

مدیریت قسمت اعظم جنگل‌های هیرکانی با رویکرد حاکم بر قوانین ملی شدن و حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع قابل تحلیل، تفسیر، تصمیم و اقدام است و هرگونه سیاست مدیریتی جز توجه به متون این قوانین برای منطقه رویشی هیرکانی به بیراهه پا گذاشتن است.

 

۲- بعد از مصوبه برنامه بهینه‌سازی پایش … (۱۳۹۲) آنچه در ضرورت تنفس جنگل‌های هیرکانی از دل جلسات کارشناسی مستمر ضروری تشخیص داده شد، فرصتی برای اجرای برنامه خروج دام از جنگل، ممیزی مجریان ذی‌صلاح طرح‌های جنگلداری، انجام دخالت‌های پرورشی در توده‌های جنگلی در دوره گذار، مرمت و بازسازی جاده‌های جنگلی، حصار قطعات یا پارسل‌های طرح و حفاظت توده‌های جنگلی در برابر پدیده‌های نوظهور بوده است. بنابراین، مشاهده می‌کنید که تأکید خط‌مشی‌های چیدمان‌شده برنامه تنفس عموماً تمرکز بر توجه به برنامه خروج دام از جنگل‌های شمال و  اصلاح و بهبود روش‌ها و رویه‌ها در دوره گذار ۵ تا ۱۰ ساله بود که بایست به‌‌عنوان سند در قانون برنامه ششم لحاظ می‌شد.

 

متأسفانه ماده ۳۸ قانون برنامه ششم بدون توجه به نیازمندی‌ها و برنامه‌ها و اهداف برنامه تنفس تنها به توقف بهره‌برداری چوبی تأکید کرد.

هر تلاشی که برای تصویب این ماده صورت گرفته است، به نظرات و تجارب کارشناسان سازمان و اسناد تهیه‌شده برای دوره تنفس بی‌اعتنا بود. بسیاری از نابسامانی‌های اجرایی مدیریت جنگل‌های شمال ریشه در تقنین ناقص همین ماده قانونی دارد.

 

۳-  هم‌زمان با تهیه طرح‌های مدیریت منابع طبیعی که در حال تهیه است، در طی دوره گذار طرح‌های اجتناب‌ناپذیر فنی نیز تهیه شد که پایه‌های شکسته-افتاده و ریشه‌کن در آن طرح‌ها آماربرداری شد. پس برداشت این پایه‌ها نیز مبتنی‌بر طرح است. هرچند از این بابت اگر طرحی هم وجود نداشته باشد، اشکالی بر تصمیم و اقدام سازمان وارد نیست. سابقه برداشت پایه‌های شکسته-افتاده و ریشه‌کن از جنگل‌هایی که طرح نداشته کم نیست.

 

در نظام اجرایی جنگلداری برداشت پایه‌های شکسته-افتاده و ریشه‌کن عموماْ مبتنی‌بر ضرورت است تا طرح. خصوصاً برای جنگل‌های شمال ایران که به‌دلیل شرایط فیزیوگرافی، عمق کم خاک و شرایط اقلیمی پاییز و زمستان درصد بادافتادگی قابل‌ملاحظه است.

 

۴- اصطلاح مافیای چوب حرفی غیرکارشناسی و غیرمستند است. حتی چنانچه برنامه‌ریزی برای برداشت پایه‌های شکسته-افتاده و ریشه‌کن براساس درخواست صاحبان صنایع سلولزی هم باشد، بازهم بر سازمان منابع‌طبیعی حرجی نیست؛ زیرا حفاظت و مدیریت از جنگل‌ها را نمی‌توان در فضای انتزاعی پیش برد.

 

اگرچه سازمان قانوناً موظف به تأمین مواد اولیه چوبی واحدهای سلولزی نیست، اما برای مهار تهدیدهای قاچاق چوب و انجام برنامه‌های احیا و توسعه ضرورت دارد به ظرفیت این واحدها نظر داشته باشد. فراموش نکنیم سازمان یک دستگاه اجرایی است.

 

۵- در ارتباط با تهیه طرح‌های تفصیلی اجرایی مدیریت پایدار جنگل‌های هیرکانی بارها تأکید کرده‌ام که تهیه طرح‌های تفصیلی اجرایی به‌جز قسمتی که با هدف پرورش کارشناس به‌صورت امانی صورت می‌گیرد و اقدام درستی است، تهیه سایر طرح‌ها باید انگیزه اقتصادی داشته باشد و از خاستگاه  غیردولتی برخوردار باشد، وگرنه تضمینی برای اجرای طرح‌های تهیه‌شده با اعتبارات دولتی نیست.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *