سفیر سابق ایران در سازمان ملل می‌گوید امارات متحد عربی یادداشت تفاهم پیشین با ایران بر سر جزایر سه‌گانه را نادیده می‌گیرد

فرصت‌طلبی امارات

«باقر اسدی»: در گرفتاری‌های منطقه‌ای ایران، اتحادیه اروپا و کشورهای عربی از موضوع حاکمیت جزایر برای افزایش فشار بر ایران استفاده می‌کنند





فرصت‌طلبی امارات

۲۷ مهر ۱۴۰۳، ۱۹:۱۵

درحالی‌که شواهد تاریخی مستندی از انعقاد یک یادداشت تفاهم میان شاه ایران و امیر شارجه به‌عنوان مالک ابوموسی برای حق حکمرانی ایران بر این جزیره حکایت می‌کند، اما سایر شیوخ کشور نوپای امارات متحده، امضای امیر شارجه را زیر سؤال می‌برند و تفاهم حقوقی و قانونی او را که در رژیم گذشته منعقد شده است، نادیده می‌گیرند. به‌نظر می‌رسد این‌بار در نخستین اجلاس سران اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج‌فارس در بروکسل، اروپا پا را از حدود همکاری‌های متعارف بیرون گذاشت و بر طبل سیاست‌های عربی علیه ایران کوبید و حق حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه خلیج‌فارس را زیر سؤال برد. در پایان این نشست و در بیانیه مشترک، ادعا‌هایی علیه جزایر سه‌گانه ایرانی (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) مطرح شد. در بیانیه مشترک نشست پایانی کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج‌فارس و اتحادیه اروپا ادعا شده است: ما از ایران می‌خواهیم به اشغال جزایر سه‌گانه امارات متحده عربی، تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی که نقض حاکمیت امارات متحده عربی و اصول منشور سازمان ملل متحد است، پایان دهد. از سوی دیگر، «سید عباس عراقچی» بامداد پنجشنبه، ۲۶ مهر ۱۴۰۳، در شبکه ایکس نوشت: دوران سیاست خبیثانه «تفرقه بینداز و حکومت کن» اروپایی‌ها در منطقه ما مدت‌های مدیدی است که به‌سر رسیده است. بخش ایران در بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج‌فارس پیام‌های زیادی در خود دارد. از نظر ما روشن است که مسیر همکاریِ بااحترام که از سوی ما در ملاقات‌های مختلف از جمله در نیویورک به آنها پیشنهاد شد، اکنون با تمایل اروپا برای «تقابل» پاسخ داده شده است؛ از طریق تحریم پرواز‌های مسافری و ایراد اتهام عبث «اشغالگری» به ایران. به‌گفته عراقچی، جزایر سه‌گانه همیشه متعلق به ایران بوده‌اند و تا ابد نیز چنین خواهد بود. اما ماجرای این جزایر در تاریخ حکمرانی ایران بر چیست و چرا در چنین بزنگاه سیاسی و نظامی برای ایران این ادعا تکرار می‌شود؟ «باقر اسدی» دیپلمات وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران است که در سمت‌هایی همچون سفارت ایران در سازمان ملل متحد (سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۲)، ریاست گروه ۷۷ (سال ۲۰۰۱)، ریاست کمیته دوم پنجاه‌وسومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد (سالهای ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹) و ریاست مشترک گروه بین‌الدولی در امور جنگل مربوط به سازمان ملل متحد را داراست. اسدی که بر روابط چندجانبه تمرکز دارد، در مورد جزایر سه‌گانه و تاریخچه حکمرانی ایران بر آن، با «پیام ما» گفت‌وگو می‌کند. اسدی مانند بسیاری تحلیلگران دیگر تأیید می‌کند که این ادعا فرصت‌طلبی غربی‌ها و اروپایی و سودای افزایش فشار بر کشور است و نه موضعی حقیقی.

چرا این ادعا در مورد جزایر سه‌گانه و نقض حاکمیت ایران طی این چندسال در فواصل زمانی کوتاه تکرار می‌شود؟

برخی از تحلیلگران می‌گویند جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در منطقه افت کرده است و جایگاه قدرتمند گذشته را ندارد. در این شرایط مسئله‌ای که وجود داشت، دارد و البته خواهد داشت و در حال حاضر هم کسی برای آن راه‌حلی قائل نیست، تکرار می‌شود. این راه‌حل ندارد؛ چون یک ادعاست و این ادعا همواره از سوی امارات متحده عربی برقرار بوده است. موضع ایران هم همواره برقرار است.

 

پیشینه و استنادات تاریخی ما چه می‌گوید؟

استنادات هر دو طرف چه ایران و چه آن طرف دعوی به‌گونه‌ای نیست که بتواند یک حق معینی را اعلام کند. در دورانی که انگلستان بر خلیج‌فارس حاکم بود و روابطی که مجموعه‌ هفت‌گانه‌ای که در خلیج‌فارس موجودیت داشتند و بعداً امارات متحده عربی را تشکیل دادند، روابط مبتنی‌بر ادعای ارضی و مرزی بوده است. در یک مقاطعی هم نوع روابط جزایر با دولت مرکزی ایران متفاوت بوده است. زمانی رابطه امرای آن جزایز با حاکم ایران بسیار حسنه بود، زمان‌هایی هم بود که این روابط و شکل آن اصلاً شفاف نبود. انواع و اقسام مکاتبات در این تاریخ وجود دارد. شما یک ادعا و یکسری شواهد دارید که حاکمیت شما را بر جزایر سه‌گانه تأیید می‌کند و می‌گوید که اینها بخشی از خاک ایران بوده‌اند. طرف مقابل هم شواهدی دارد که خلاف آن را تأیید می‌کند و ادعا می‌کند که حاکمیت جزایر در دست ساکنان محلی آن بوده است. به‌دلیل سلطه انگلستان بر خلیج‌فارس در گذشته، عمده منابعی که در این زمینه وجود دارد در کتابخانه‌های انگلستان به‌ویژه لندن است. بخشی هم در کتابخانه انگلستان در دهلی است که از قدیم مانده است. یعنی همه افرادی هم که بر سوابق مکاتباتی این بخش کار کرده‌اند، به یکی از این دو جا مراجعه می‌کنند. متأسفانه ایران چنین سابقه یا کتابخانه غنی‌ای ندارد که ما حداقل منابع مربوط به مکاتبات رسمی و دیوانی کشور در ۲۰۰ سال گذشته را داشته باشیم. بگذریم.

امارات متحد عربی به تصور اینکه جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در منطقه تضعیف شده است و قدرت گذشته را ندارد، مکرر ادعای خود درباره جزایر ایرانی را مطرح می‌کند. چین، روسیه و حالا اتحادیه اروپا هم آن را حمایت می‌کنند

به‌هرحال، این ادعاها متناقض هستند. در یک مقطعی حکومت وقت ایران بر جزایر سوار شده است و حاکمیتش را تحکیم کرده است. تنب بزرگ و تنب کوچک هم البته محل اصلی دعوا نیست، بلکه موضوع درحقیقت ابوموسی است که شیخ‌نشین شارجه بر آن ادعا داشت. واقعیت این است که از زمان تحکیم زمامداری ایران بر جزایر هم از کسی صدایی در نمی‌آمد، اما بعد از جنگ ایران و عراق این موضوعات شدت پیدا کرد. پیشتر وقتی وزرای خارجه، فرهنگ و دفاع کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس جمع می‌شدند، این ادعاشان را تکرار می‌کردند؛ اما الان چیزی که این مسئله را مهم می‌کند، این است که حالا با مجموعه‌های دیگری این را تکرار می‌کنند. پیشتر چین و روسیه از آنها حمایت کردند و حالا اتحادیه اروپاست که از آن حمایت می‌کند. پیشتر آمریکا در امور ارضی و مرزی کشورها دخالت نمی‌کرد، حالا او هم وارد شده و از موضع امارات حمایت کرده است؛ خوشبختانه هنوز بیانیه‌ای صادر نکرده است. واقعیت این است که گرفتاری‌های کشور در امور خارجه زیاد است. ایران رفیقی ندارد و آن دو رفیق شرقی هم روابط بسیار گسترده عظیمی با دولت‌های نفتی خلیج‌فارس برقرار کرده‌اند و روابط صدها میلیارد دلاری دارند که قابل‌مقایسه با همکاری‌های تجاری ما نیست. طبیعی است که امارات حرفش را راحتتر می‌فروشد؛ قبلاً اما این‌طور نبوده است.

 

آیا ایران باید در انتظار اقدام دیگری علیه جزایر باشد؟

نه. من تحلیلم این نیست که کسی می‌تواند مثلاً اقدام نظامی علیه ایران انجام دهد. من تأکید می‌کنم که همه این فشارها امروز به‌دلیل گرفتاری‌های ایران در منطقه و تضعیف اوست. ما هم نمی‌توانیم اقدامی کنیم؛ حتی اقدام حقوقی هم نمی‌توانیم انجام دهیم. شواهد مکاتباتی این تاریخ بلند زیاد است که به اقدام حقوقی قطعی در یک دادگاه بین‌المللی نمی‌رسد. ایرانی‌ها مطالعات فراوانی بر این جزایر کرده‌اند، آن طرف دعوا منابع عربی هم وجود دارد که در تضاد بر آن چیزی است که ما می‌گوییم. بنابراین، شواهد امر از دو منظر جدا مطرح می‌شود و اساساً به‌گونه‌ای نیست که بتوان به یک دادگاه ارائه داد تا منجر به یک نتیجه حقوقی قطعی شود. این نتیجه‌ای‌ست که در میانه دهه ۶۰ میلادی و ۴۰ شمسی گرفته شده است.

پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن، تا پیش از جنگ تحمیلی، امارات متحده عربی به توافق بر ایران بر سر جزیره ابوموسی احترام می‌گذاشت؛ اما ابوظبی توافق شیخ شارجه را طی سال‌های اخیر فراموش کرده است

وزارت خارجه ایران پادشاهی، یا همان رژیم سابق، از دو حقوقدان بین‌المللی برجسته می‌خواهد مقاله جامعی پیرامون وضعیت حقوقی جزایر تهیه کنند. نتیجه‌ای که آنها اعلام می‌کنند، این است که این پرونده قابل ارجاع به دادگاه بین‌المللی نیست. اما در دهه ۶۰ میلادی در چارچوب برنامه قدرتمندتر شدن ایران زمان شاه، یعنی پیش از اتفاقات دهه بعد و بالارفتن قیمت نفت، یک دهه پیش از ژانویه ۴۶، دولت انگلستان اعلام کرد که ظرف سه سال نیروهایش را از کانال سوئز خارج می‌کند و دولت ایران به این فکر افتاد که مسائل ارضی و مرزی می‌باید حل شود. طی یک فرایند سه‌ساله نهایتاً در آستانه تشکیل دولت امارات متحده عربی، یک روز قبل از اعلام تشکیل این دولت که هفت جزیره تحت یک دولت فدرال به‌هم می‌پیوستند و تشکیل کشور می‌دادند، دولت ایران با هماهنگی با امیر شارجه نیروهایش را در ابوموسی و به‌طور همزمان در تنب بزرگ و تنب کوچک پیاده می‌کند. دو جزیره که از سوی شارجه توجیه‌شده نبودند، درگیری‌ای ایجاد می‌کنند؛ اما طبیعتاً چون در مقابل توان نظامی ایران قدرتی نداشتند، شکست می‌خورند. آنچه این میان باید به آن توجه بشود، این است که پیش از اقدام نظامی ایران بر سه جزیره، روی ابوموسی یک یادداشت تفاهمی نوشته می‌شود که اکنون نیز موجود است. اما در  مورد دو جزیره دیگر که غیرمسکونی بودند، هیچ سند مکتوبی وجود ندارد. اما در زمان رژیم سابق این یادداشت تفاهم مورد احترام هر دو طرف بوده است.

 

در آن زمان امیر شارجه که این موضوع در حوزه استحفاظی او بود و مشخصاً روابط خوبی با شاه ایران داشت، این تفاهم را منعقد کرد و طبق آن هم عمل می‌کرد. در دوران بعد از انقلاب و جمهوری اسلامی نیز تا مدتی اصلاً مشکلی در این زمینه وجود نداشت. بعداً مشکلاتی در ترتیبات عملی در جزیره ابوموسی در امارت شارجه پیش آمد. از یک مدتی دولت امارات متحد عربی و به‌شکل مشخص ابوظبی تصمیم گرفت که سیاست خارجی را در دست خودش بگیرد و از دست شش شیخ‌نشین امارت دیگر بگیرد. از آن زمان دیگر کار مشکل شد. ما دیگر طرف شارجه نبودیم که امیرش رفیق ما بود، بلکه با دولت امارات روبه‌رو بودیم که ادعاهای خودش را داشت. دیگه شیخ شارجه‌ای در کار نبود که بگوید من این توافق را انجام دادم و دولت فعلی ایران، یعنی جمهوری اسلامی هم به آن پایبند است و من هم به آن پایبندم. همه‌چیز در اختیار ابوظبی قرار گرفت.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

سینماگران پای کارِ ایران

سینماگران پای کارِ ایران