ضعف دسترسی، مسئله اصلی روستاها
۱۶ مهر ۱۴۰۳، ۱۷:۵۵
در طی شش دهه گذشته، متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی هر برهه زمانی، سیاستگذاریها، برنامهریزیها و مداخلاتی در سطح جوامع روستایی و عشایری رخ داده، ولی بهجای حل مسائل و مشکلات آنها، سبب شده است وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی روستاها پیچیدهتر و بغرنجتر شود و روند مهاجرت (بهخصوص مهاجرت نسل جوان جویای کار) از روستاها به شهرها افزایش یابد. بهعنوان مثال، در دهه ۱۳۴۰، اجرای قوانینی نظیر اصلاحات ارضی، ملی شدن آب و ملی شدن جنگلها و همچنین بر هم خوردن نظام مدیریت یکپارچه مناطق روستایی و عشایری (نظام ارباب و رعیتی) و عدم جایگزینی نظام مدیریتی مناسب برای مدیریت منابع ذیقیمت آب و خاک، سبب بروز هرجومرج و تخریب سرزمین (تغییر کاربری اراضی و فرسایش خاک تشدیدشونده) در سطح اراضی ملی و حاشیه روستاها شد (بخشی از تبعات اجرای سیاستهای اصل ۴ ترومن آمریکا در منطقه و وقوع انقلاب سفید شاه و ملت).
در دهه ۱۳۴۰، اتخاذ سیاست توسعه صنعتی در سطح ملی و تشویق روستاییان برای اشتغال به کار در کارگاهها و کارخانجات صنعتی (بهعنوان نیروی کارگری فعال، باانگیزه و کمتوقع) سبب شد موجی از مهاجرتها از مناطق روستایی به شهری بهوجود آید و سبک زندگی مردم بهتدریج عوض شود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بهبهانه محرومیتزدایی و ارائه خدمات رفاهی مورد نیاز روستائیان و عشایر، پروژههای عمرانی و زیرساختی (توسعه فیزیکی) در دستورکار نهادهای انقلابی (بهخصوص نهاد جهادسازندگی) قرار گرفت. مداخلات و اقداماتی در زمینه کمک به برداشت محصول، تأمین آب لولهکشی سالم، دسترسی به شبکه برق سراسری، احداث توالت، حمام، مدرسه، کتابخانه، جاده (راه دسترسی)، خانه بهداشت، درمانگاه و نظایر آن در اولویت قرار گرفت و به موضوعات اشتغالزایی و درآمدزایی و افزایش بهرهوری از منابع آب و خاک و گیاهان و یا توسعه گردشگری و صنایعدستی و صنایع روستایی (بهطور کلی، تولید ثروت و درآمد) کمتر توجه شد.
اقدامات طرح هادی
بنیاد مسکن انقلاب اسلامی نیز با هدف تأمین مسکن و یا بهبهانه مقاومسازی ساختمانهای روستایی در برابر زلزله و یا بهمنظور بهسازی و زیباسازی محیط روستا و یا افزایش سطح بهداشت محیط و حفظ سلامت روستاییان، اقدام به طراحی و اجرای «طرح هادی روستا» کرد که بعضاً تبعات منفی هم داشت. بهعنوان مثال، بعضاً سبب تغییر بافت روستا و یا تغییر الگوی معماری روستا و یا استفاده از بعضی مصالح در ساخت مسکن روستایی که با شرایط محیطی منطقه سازگاری نداشت و یا اقدام جهت خروج دام از محیط روستا (ساخت آغل و محل نگهداری دام در خارج از روستا) که موجب سخت شدن شرایط کار روستاییان شد (و امکان تلفات و یا سرقت دام افزایش یافت) و یا راه افتادن بورس املاک و تغییر کاربری در حاشیه روستاها (بهدلیل افزایش تقاضا برای ساخت خانه دوم توسط شهرنشینها در مناطق خوش آبوهوای روستایی و ییلاقی).
توزیع یارانه نقدی و کمکهای اعانهای نهادهای حمایتی و مؤسسات خیریه سبب وابستگی مردم محلی به کمکهای بیرونی و کاهش انگیزه کار در بین ایشان شده است
اخیراً بنیاد مسکن، «طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی» را با هدف تحقق توسعه محلی و باتوجهبه مزیتهای نسبی و رقابتی هر منطقه و با رویکرد پایین به بالا در دست اجرا دارد تا مسائل روستاها با توجه به تعاملات و پیوندها و جریانهای منابع بین روستاها با همدیگر و روستاها با شهرها و طراحی پروژههای پیشران مرتفع شوند.
موج بعدی مداخله نهادهای دولتی و یا حکومتی، ارائه خدمات آموزشی و ترویجی (با رویکرد بالا به پایین و عرضهمحور) به روستاییان و عشایر بود که معمولاً تناسبی با نیاز روستاییان و بهرهبرداران محلی نداشت و درنتیجه اثربخشی لازم را نداشت (بدون توجه به دانش بومی غنی و ارزشمند آنها). فرض بر این بود که سطح سواد و آگاهی روستاییان پایین است و با ارائه خدمات آموزشی و ترویجی صرف، مشکل روستاییان حل میشود و روستاها آباد میشوند. غافل از آنکه، برگزاری دورههای آموزشی میبایست براساس نیازسنجی آموزشی (رویکرد پایین به بالا و تقاضامحور) باشد و قبل از ارائه خدمات آموزشی، ابتدا میبایست بااستفاده از اصول و فنون تسهیلگری، برای تغییر نگرش و ایجاد انگیزه (توانافزایی و توانمندسازی روانشناختی) در بین جامعه هدف، اقداماتی را انجام داد و بسترسازی کرد برای مشارکت فعال و مؤثر جامعه محلی در دورههای آموزشی مورد نیاز خودشان (به قول معروف: خواستن، توانستن است).
سایر اقدامات و مداخلات:
- ارائه خدمات آموزش مهارتی که عمدتاً توسط «سازمان آموزش فنی-حرفهای» و با «رویکرد عرضهمحور» ارائه میشود. لذا اثربخشی کمی دارد و منجر به یافتن شغل و درآمدزایی برای فراگیران نمیشود.
- ارائه خدمات آموزشی «خلق ایده و کارآفرینی» که بهدلیل بروکراسی اداری پیچیده و برخی سختگیریهای نهادهای دولتی و عدم دسترسی به منابع و تسهیلات و مجوزهای مورد نیاز، معمولاً منجر به ایجاد شغل نمیشود.
- با فرض اینکه مسئله اصلی روستاییان «تأمین مالی» است، مداخله بعدی «ارائه تسهیلات کمبهره» و ارزان بود که اکثراً تالی فاسد داشت و نهتنها سبب اتلاف منابع دولتی و بانکی شد، بلکه سبب شد بعضی افراد بیکار تبدیل شوند به «افراد بیکار بدهکار» (ارائه آمار صوری اشتغالزایی بهصرف اعطای تسهیلات زودبازده و کمبهره).
- رویکرد ایجاد شرکتهای تعاونی در زمینههای مختلف تولیدی و خدماتی که بهدلیل ضعف سرمایه اجتماعی و برخی ملاحظات قومی-فرهنگی، غلبه اقتصاد رانتی و ضعف در ظرفیتسازی، شرکت تعاونیها چندان موفق نبودهاند.
- ایجاد تشکلها و انجمنهای صنفی برای بهرهبرداران و یا تولیدکنندگان مختلف (انجمن صنفی کشاورزان، مرتعداران، زنبورداران، باغداران و نظایر آن) که بهدلیل ضعف سرمایه اجتماعی، غلبه اقتصاد رانتی و مداخلات دولتیها (غلبه نظام برنامهریزی بالا به پایین و عدم تفویض اختیار دولتیها) چندان موفق نبوده اند.
- توجه به رویکرد خوشهسازی (Cluster) و سازماندهی کسبوکارهای روستایی در قالب خوشهها و راهاندازی شهرکهای صنعتی و یا شهرکهای کشاورزی، دامپروری و گلخانهای که بهدلیل اجرای ناقص چندان موفق نبودهاند.
- توجه به بازار (بازاریابی و بازاررسانی محصولات کشاورزی و روستایی) و حل مشکل فروش محصول روستائیان و عشایر بود که خوشبختانه، در این زمینه، استارتاپهای زیادی در حوزه بازاریابی دیجیتال (Digital Marketing) راهاندازی شدهاند؛ نظیر باسلام، کشمون، روستاتیش، روستاکالا، ایران نُمد تورز (Iran Nomad Tours) و نظایر آن (حتی شرکت بزرگ دیجیکالا هم در زمینه عرضه و فروش محصولات روستایی ورود کرد).
- توجه به رویکردهای مشارکتی و تسهیلگری توسط نهادهای مختلف، بهطوریکه در «قانون برنامه توسعه ششم»، بندی آمده بود و تأکید داشت بر تربیت یکصد هزار تسهیلگر برای ورود به روستاها و ارائه خدمات آموزشی و تسهیلگری.
- استفاده از «رویکرد بسیج اجتماعی و اعتبارات خُرد» (رویکرد تشکیل «گروههای خودیار» و یا گروه همیار و افزایش سواد مالی اعضای گروه و تشویق ایشان به پسانداز ماهیانه و کمک به تأمین مالی خُرد و راهاندازی و توسعه کسبوکارهای خانگی و خُرد).
- توجه به رویکرد نوآوری اجتماعی و کسبوکارهای اجتماعی که تجربیات موفقی داشته و در حال گسترش هستند و امید میرود با حمایت دستاندرکاران کلیدی (دولتی و حاکمیتی) بتوانند نقش مؤثری در حوزه آگاهی بخشی، ظرفیتسازی، توانافزایی و تحقق توسعه محلی داشته باشند.
- توزیع یارانه نقدی (بهصورت مساوی و بدون لحاظ نمودن شرط و شروطی) و کمکهای اعانهای نهادهای حمایتی و بعضی از مؤسسات خیریه (ارائه کمکهای نقدی و یا تأمین مواد غذایی و یا کالاهای ضروری مورد نیاز مددجویان) که سبب وابستگی مردم محلی به کمکهای بیرونی شده و سبب کاهش انگیزه کار و تلاش (ضعف فرهنگ کار و تلاش) در بین ایشان شده است. خوشبختانه، اخیراً رویکرد نهادهای حمایتی (کمیته امداد و سازمان بهزیستی) و خیلی از مؤسسات خیریه و نیکوکاری تغییر کرده است و بیشتر به موضوعات توسعه انسانی (آگاهیبخشی، آموزش، ظرفیتسازی و توانافزایی) میپردازند.
- توجه به زنجیره تأمین و «زنجیره ارزش» که بعضی نهادها بهطور ناقص و یا مقطعی به آن پرداختهاند.
- توجه به رویکرد «کشاورزی قراردادی» (Contract Farming) که در بعضی کسبوکارها (نظیر کارخانجات تولید قند و یا کنسروسازی و یا روغنکشی) آزمایش شده است و بعضاً تجربیات موفقی هم وجود دارد، ولی هنوز نقش بخش خصوصی و «کسبوکارهای متوسط و بزرگ» در حمایت از کسبوکارهای کوچک و خُرد و خانگی شناخته نشده و سازوکارهای مناسب آن طراحی نشده است.
هرچند هرکدام از مداخلات فوق، در برهه زمانی خاص خود، دارای توجیه اقتصادی و فنی لازم بوده و اجرای آنها ضرورت داشته است، نویسنده این یادداشت قصد ندارد تا عملکرد نهادهای متولی را نقد و بررسی کرده است و یا زیر سؤال ببرد؛ ولی عقل سلیم حکم میکند که بااستفاده از تجربیات قبلی، راهکار جامع و یکپارچه و مناسبی ارائه شود تا مشکل اصلی روستاییان و عشایر که همانا دسترسی سهل و آسان به منابع و خدمات است، مرتفع شود (لزوم درس آموختن از تجربیات موفق و یا حتی برخی اشتباهات و یا شکستها که بهدلیل شتابزدگی و یا اجرای ناقص و یا عدم اجرای درست و اصولی آن مداخلات اتفاق افتادهاند).
فرض بر این بود که سطح سواد روستاییان پایین است و با ارائه خدمات آموزشی و ترویجی صرف، روستاها آباد میشوند. غافل از آنکه، برگزاری دورههای آموزشی میبایست براساس نیازسنجی آموزشی باشد
پیشرفتهای حیرتانگیز بشری در حوزه علوم و فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات (ICT) و بهخصوص استفاده روزافزون از فناوریهای هوش مصنوعی، یادگیری ماشین (Machine Learning) و کلان دادهها (Big Data) و امکان طراحی و ساخت پلتفرمهای کاربردی و هوشمند، این فرصت را فراهم میکند که بتوان مسئله دسترسی روستاییان به منابع و خدمات را برطرف کرد (اقدام مهمی که یک شرکت دانشبنیان از سال گذشته، مشغول طراحی و پیادهسازی آن شده است و بهزودی از آن پلتفرم، رونمایی خواهد شد).
باتوجهبه شعار سال (جهش تولید با مشارکت مردم)، انتظار میرود دولت چهاردهم و نهادهای حاکمیتی ذیربط (که در حوزه توسعه روستایی فعالیت دارند) عزم و ارادهای برای حمایت هرچه بیشتر از بخش خصوصی و نهادهای مدنی (تشکلهای مردمنهاد، انجمنها و اتحادیهها و شبکهها و …) و استفاده هرچه بیشتر از دانش و تجربیات و ظرفیتهای ایشان داشته باشند و بستری را فراهم کنند تا استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان بتوانند در حوزه آبادانی و پیشرفت روستاها و کشور نقشآفرینی کنند. حکمروایی خوب ایجاب میکند اجازه رشد و گسترش به بخش خصوصی و نهادهای مدنی داده شود و با اعتمادسازی و جلب مشارکت فعال ایشان، مسائل کشور و روستاها بهتدریج مرتفع شوند.
ما همه مسئولیم.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تاریخ در محاصره زمان
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
برخاستن از آتــــــش
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستانهای تهران گزارش میدهد
کاغذبازی برای درمـــــــان
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گوگل، تو دلت برای ما تنگ نشده؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید