کاهش پیش‌بینی‌شدهٔ جمعیت، ممکن است برای نجات محیط‌زیست کافی نباشد

معادلهٔ پیچیدهٔ جمعیت و پایداری محیط‌زیست

آیا گزارهٔ «جمعیت کمتر یعنی مهلت بیشتر برای طبیعت» صحیح است؟ خیر! چون موضوع به این سادگی نیست





معادلهٔ پیچیدهٔ جمعیت و پایداری محیط‌زیست

۸ شهریور ۱۴۰۳، ۹:۱۰

|پیام ما| درحال‌حاضر، رشد جمعیت انسانی، کاری را انجام می‌دهد که مدت‌ها تصور می‌شد غیرممکن است؛ ناپایداری. اکنون این امکان وجود دارد که جمعیت جهان خیلی زودتر از حد انتظار به اوج خود برسد و در دههٔ ۲۰۶۰ از مرز ۱۰ میلیارد نفر عبور کند و پس از آن سقوط جمعیت آغاز شود. در کشورهای ثروتمندتر، این اتفاق درحال‌‍حاضر رخ داده است. جمعیت ژاپن به‌شدت در حال کاهش است و ژاپنی‌ها در هر ساعت ۱۰۰ نفر را از دست می‌دهند. در اروپا، آمریکا و آسیای شرقی، نرخ باروری به‌شدت کاهش یافته است. بسیاری از کشورهای با درآمد متوسط یا پایین نیز در شُرُف کاهش جمعیت هستند؛ این یک تغییر غیر عادی است. همین ۱۰ سال پیش بود که جمعیت‌شناسان پیش‌بینی می‌کردند که جمعیت ما می‌تواند از هشت میلیارد نفر کنونی، به ۱۲.۳ میلیارد نفر برسد.

به مدت ۵۰ سال، برخی از فعالان محیط‌زیست تلاش کرده‌اند با کاهش رشد جمعیت جهان، محیط‌زیست را نجات دهند. در سال ۱۹۶۸، «پل ارلیش» (Paul Ehrlich) در کتاب مشهور خود با نام «بمب جمعیتی» (The Population Bomb)، قحطی‌های بزرگی را پیش‌بینی کرد و خواستار کنترل جمعیت در مقیاس بزرگ شد.

هرچه کشورهای بیشتری ثروتمندتر و سالم‌تر شوند، اما فرزندان کمتری داشته باشند، به‌ احتمال زیاد بخش بزرگ‌تری از جمعیت جهان، گازهای گلخانه‌ای بیشتری تولید و منتشر می‌کنند

بااین‌حال اکنون با واقعیت بسیار متفاوتی روبه‌رو هستیم. کاهش رشدِ بدون‌کنترل جمعیت آغاز شده و جمعیت کشورهای ثروتمند در حال کاهش است. این باعث تلاش‌های زیاد، اما عمدتاً بی‌اثر برای تشویق فرزندآوری و بازگرداندن نرخ رشد جمعیت به میزان سابق شده است. اما کاهش جمعیت جهان چه معنایی برای محیط‌زیست دارد؟

 همین حالا جمعیت رو به کاهش است

برای بسیاری از کشورها در اروپا، آمریکای شمالی و برخی از شمال آسیا، کاهش جمعیت برای چندین دهه در جریان بوده است. نرخ باروری در طول ۷۰ سال گذشته به‌طور پیوسته کاهش یافته و پایین مانده است، درحالی‌که امید به‌ زندگیِ طولانی‌تر به این معنی است که تعداد افراد بسیار مسن (با سن بیش از ۸۰ سال) در این مناطق، طی ۲۵ سال دو برابر خواهد شد. چین تا همین اواخر، پرجمعیت‌ترین کشور جهان بود و یک‌ششم جمعیت جهان را تشکیل می‌داد. اما جمعیت چین نیز اکنون در حال کاهش است و انتظار می‌رود که افت جمعیت به‌سرعت شتاب گیرد.

پیش‌بینی می‌شود تا پایان قرن، چین جمعیتی دو سوم کمتر از ۱.۴ میلیارد نفر امروزی داشته باشد. این افت ناگهانی، به‌ دلیل طولانی‌بودن خط مشی تک‌فرزندی است که در سال ۲۰۱۶ پایان یافت و این سیاست‌گذاری برای جلوگیری از افت جمعیت، بسیار دیر بود. ژاپن زمانی یازدهمین کشور پرجمعیت جهان بود، اما پیش‌بینی می‌شود جمعیت این کشور تا قبل از پایان قرن، به نصف کاهش یابد. آنچه در حال وقوع است، به‌عنوان گذار جمعیتی شناخته می‌شود. همان‌طور که کشورها از روستایی و کشاورزی به‌سمت اقتصادهای صنعتی و خدماتی حرکت می‌کنند، نرخ باروری نیز به‌شدت کاهش می‌یابد. هنگامی که نرخ پایین زادوولد و نرخ مرگ‌ومیر پایین با یکدیگر ترکیب می‌شوند، جمعیت شروع به کاهش می‌کند. چرا؟ یک عامل اصلی، انتخاب‌هایی است که زنان انجام می‌دهند. زنان در دوران جدید، به‌ دلیل داشتن انتخاب‌های بهتر و آزادی‌هایشان در رابطه با تحصیل و شغل، به‌طور فزاینده‌ای در سنین بالاتر بچه‌دار می‌شوند و به‌طور میانگین فرزندان کمتری دارند. اما سؤال اینجاست که با وجود کاهش نرخ زادوولد در کشورهای ثروتمند که از دهه‌ها قبل آغاز شده، چرا امروز و به‌طور ناگهانی بر کاهش جمعیت متمرکز شده‌ایم؟ زمانی که همه‌گیری کووید در سال ۲۰۲۰ آغاز شد، هم‌زمان با افزایش نرخ مرگ‌ومیر، نرخ زادوولد در اکثر کشورها قبل از بهبودی اندکی به‌سوی سقوط آزاد پیش رفت؛ این ترکیب باعث شد تا فرآیند شروع کاهش جمعیت، به‌طور گسترده‌تری پیش برود. 

کاهش جمعیت از نظر اقتصادی چالش‌هایی واقعی به‌ همراه دارد. در این شرایط کارگران کمتری در دسترس هستند و از سوی دیگر، افراد بسیار مسن بیشتری نیاز به حمایت دارند.  کشورهایی که جمعیت پیر دارند و نرخ زادآوری آن‌ها پایین است، ممکن است شروع به بازنگری در سیاست‌های مربوط به مهاجرت جمعیت خود کنند و به محدودکردن مهاجرت بپردازند تا مطمئن شوند که کارگران کم‌تعداد را داخل کشور نگه می‌دارند و از پیری و زوال بیشتر جلوگیری می‌کنند. علاوه‌براین، رقابت برای کارگران ماهر در سطح جهانی تشدید خواهد شد. البته، مهاجرت تعداد کل افراد در جهان را تغییر نمی‌دهد و فقط محل حضور آن‌هاست که دچار تغییر می‌شود.

اما آیا این‌ها فقط مشکلات کشورهای ثروتمند است؟ خیر. رشد جمعیت در برزیل، به‌عنوان یک کشور بزرگ با درآمد متوسط، اکنون کندترین رشد تاریخ است. انتظار می‌رود تا سال ۲۱۰۰، شش کشور «ساموآ»، «سومالی»، «تونگا»، «نیجر»، «چاد» و «تاجیکستان»، تنها کشورهای جهان باشند که در آن‌ها نرخ زادوولد بیشتر از نرخ مرگ‌ومیر باشد. پیش‌بینی آن است که در ۹۷ درصد کشورها، نرخ باروری کمتر از نرخ جایگزینی جمعیت (یعنی ۲.۱ فرزند به‌ازای هر زن) باشد. 

 

 کابوس اقتصاد، رویای محیط‌زیست؟

اینکه تعداد کمتری از ما انسان‌ها روی زمین زندگی کنند، به‌معنای مهلتی برای طبیعت است؛ این گزاره‌ای صحیح است؟ نه. موضوع به این سادگی نیست!  به‌عنوان مثال، میزان سرانهٔ انرژی که ما استفاده می‌کنیم، بین سنین ۳۵ تا ۵۵ سالگی به‌ اوج خود می‌رسد، پس از ۵۵ سالگی با کاهش روبه‌رو می‌شود، اما از ۷۰ سالگی به‌بعد، دوباره افزایش می‌یابد. زیرا افراد مسن، بیشتر در خانه می‌مانند و در خانه‌های بزرگ‌تر تنها زندگی می‌کنند. اگرچه رشد فوق‌العادهٔ جمعیت افراد مسن‌تر در این قرن می‌تواند کاهش نرخ افت جمعیت را جبران کند، اما بااین‌حال، تفاوت بزرگی نیز در استفاده از منابع به‌ وجود آورده است. اگر در ایالات متحده یا استرالیا زندگی می‌کنید، ردپای کربن شما تقریباً دو برابر چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ گازهای گلخانه‌ای است. 

فعالان محیط‌زیستِ نگران از افزایش جمعیت، مدت‌ها امیدوار بودند که جمعیت جهان کاهش یابد و ممکن است به‌زودی به آرزوی خود برسند، اما نه از طریق سیاست‌های اجباری کنترل تولد، بلکه عمدتاً از طریق انتخاب زنان تحصیل‌کرده و ثروتمندتر که خانواده‌های کوچک‌تر را انتخاب می‌کنند

کشورهای ثروتمند بیشتر مصرف می‌کنند؛ بنابراین، هرچه کشورهای بیشتری ثروتمندتر و سالم‌تر شوند، اما فرزندان کمتری داشته باشند، به‌ احتمال زیاد بخش بزرگ‌تری از جمعیت جهان، گازهای گلخانه‌ای بیشتری تولید و منتشر می‌کنند؛ مگر اینکه تلاش کنیم که اقتصاد را به‌گونه‌ای تغییر دهیم تا رشد اقتصادی در گرو انتشار بیشتر گازهای گلخانه‌ای و سربارکردن هزینه‌های محیط‌زیستی نباشد؛ یعنی همان‌ کاری که امروزه بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند که انجام دهند، اما بسیار کند پیش می‌روند. 

علاوه‌براین، انتظار می‌رود سیاست‌های مهاجرت آزادتر برای افزایش تعداد افراد در سنِ کار مشاهده شود. ما درحال‌حاضر شاهد چنین تغییراتی در سیاست‌ها هستیم؛ به‌طوری که اکنون نرخ مهاجرت پا را فراتر از پیش‌بینی‌هایی که برای سال ۲۰۵۰ انجام‌شده بود گذاشته است.

مهاجرت مردم به یک کشور توسعه‌یافته، می‌تواند از نظر اقتصادی هم برای مهاجران و هم برای کشور مقصد مفید باشد. اما از نظر محیط‌زیستی، باتوجه‌به اینکه ارتباط بین درآمد و انتشار گازهای گلخانه‌ای مشخص است (یعنی درآمد بیشتر منجر به انتشار بیشتر گازهای گلخانه‌ای‌ست)، این مهاجرت می‌تواند سرانهٔ انتشار گازهای گلخانه‌ای و سایر اثرات محیط‌زیستی را افزایش دهد.  پس از آن، تحولات احتمالی در پی پدیدهٔ تغییر اقلیم وجود دارد. با گرم‌شدن زمین، پیش‌بینی می‌شود که مهاجرت اجباری مردم برای فرار از خشکسالی، جنگ یا سایر بلایای متأثر از اقلیم تا یک ربع قرن به ۲۱۶ میلیون نفر افزایش یابد. مهاجرت اجباری، بسته به اینکه مهاجران و پناهجویان در کجا پناهگاه پیدا کنند، ممکن است الگوهای انتشار گازهای گلخانه‌ای را تغییر دهد. جدای از این مسائل، کماکان این امکان وجود دارد که کاهش جمعیت جهان بتواند مصرف کلی و فشار بر طبیعت را کاهش دهد.  فعالان محیط‌زیستِ نگران از افزایش جمعیت، مدت‌ها امیدوار بودند که جمعیت جهان کاهش یابد و ممکن است به‌زودی به آرزوی خود برسند، اما نه از طریق سیاست‌های اجباری کنترل تولد، بلکه عمدتاً از طریق انتخاب زنان تحصیل‌کرده و ثروتمندتر که خانواده‌های کوچک‌تر را انتخاب می‌کنند.  این یک سؤال کاملاً باز است که آیا کاهش جمعیت، فشار بر جهان طبیعی را کاهش می‌دهد یا خیر؟ این امر به‌هیچ‌وجه تضمین نمی‌شود، مگر با کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و تغییر الگوهای مصرف در کشورهای توسعه‌یافته.

منبع: 

متن اصلی این مقاله با عنوان «Will a falling population be better for the environment» و به‌ قلم «اندرو تیلور» (Andrew Taylor)، استادیار جمعیت‌شناسی و «سوپریو متیو» (Supriya Mathew)، پژوهشگر پسادکتری تغییر اقلیم و سلامت، هر دو از دانشگاه «چارلز داروین» استرالیا، روز دوشنبه ۶ شهریور در وب‌سایت «کانورسیشن» (The Conversation)  منتشر شده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *