عامل اصلی در لاینحل‌ماندن مشکلات منابع‌ طبیعی، نداشتن جایگاه تشکیلاتی مناسب است

یک وزارتخانه متولی ۸۴ درصد خاک ایران

میان وزارت جهاد کشاورزی و سازمان منابع طبیعی، تعارض وظایف وجود دارد؛ در حقیقت منابع طبیعی دستگاهی حاکمیتی است که ذیل یک وزارت خدمات‌رسان قرار گرفته است





یک وزارتخانه متولی ۸۴ درصد خاک ایران

۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ۹:۲۸

«رهاشدگی» توصیف رایجی است که این روزها متخصصین، کنشگران و کارشناسان، در شرح وضعیت منابع‌ طبیعی ایران به کار می‌برند؛ توصیف ِ جنگل‌هایی که همه‌ساله به‌خاطر تصرفات غیرقانونی، قاچاق چوب، پاک‌تراشی و تغییر کاربری، واگذاری‌های افسارگسیخته به ذی‌نفوذان، اجرای طرح‌های عمومی و عمرانی، آتش‌سوزی‌های مکرر و ...، سطحشان کاهش می‌یابد؛ جنگل‌ها و مراتعی که خشکسالی، حضور دام غیرمجاز و بیش از حد توان اکولوژیکی این اکوسیستم‌ها، آفات، کشت زیراشکوب و...، قدرت زادآوری را از آن‌ها گرفته است.

عملکرد سازمان متولی، گویای این واقعیت تلخ است که مسئولین این سازمان عملاً تسلیم وضعیت موجود شده و راه‌حل را نه در کنترل و مدیریت بحران‌ها، که گریز و انحراف از وظایف کلان این سازمان می‌جویند. اینکه چه عامل یا عواملی وضعیت فعلی را رقم زده‌ است و یا کارآمدترین اقدام برای خروج از وضعیت فعلی چیست، پرسش‌هایی است که بارها میان صاحب‌نظران حوزۀ منابع طبیعی مورد بحث قرار گرفته است. در این میان دو پاسخ برجسته‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌آیند: بی‌برنامگی و یا نداشتن جایگاه تشکیلاتی مناسب.

 

هرچند نداشتن برنامۀ کلان ملی در ایجاد وضعیت موجود بی‌تأثیر نبوده است، اما عمیق‌تر که بنگریم، عامل اصلی در لاینحل‌ماندن مشکلات منابع‌ طبیعی، نه صرفاً بی‌برنامگی، که نداشتن جایگاه تشکیلاتی مناسب است؛ البته چنین هم نبوده که هیچ برنامۀ کلانی در این سازمان تاکنون تجربه نشده باشد. (برنامه و طرح ملی خروج دام از جنگل، تعادل دام و مرتع، کاداستر و …)

 

 برای درک بهتر این موضوع، بهتر است نگاهی بیندازیم به امر حفاظت، که مهم‌ترین هدف و وظیفۀ اصلی سازمان منابع طبیعی کشور است. لیکن مسئولین این سازمان از آن غفلت کرده و بیشترین آسیب نیز از همین غفلت و کوتاهی‌ها به منابع طبیعی وارد شده است. جنگل‌ها و مراتع به حال خود رها شده‌اند و حفاظت اگر نگوییم تعطیل، عملاً در شکل بسیار ضعیفی صورت می‌گیرد. آیا این بدین‌خاطر است که دربارۀ حفاظت، برنامه‌ای ملی نداشته و نداریم؟!  بی‌شک خیر؛ بخشی از ساختار منابع طبیعی تحت عنوان یگان حفاظت و همچنین معاونت حفاظت و امور اراضی است که چندین هزار نیرو فقط در این دو بخش به کار گرفته شده‌اند. قوانین صریحی برای حفاظت نیز وجود دارد؛ به‌عنوان مثال، «مادۀ ۵۵ قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع کشور» درباره خلع‌‌ید از اراضی تصرف‌ شده است، اما به‌طور جدی اجرا نمی‌شود. برای اجرای این قانون، کار حفاظتی و حقوقی باید صورت گیرد. آیا با اجرای این قوانین و پیگیری‌های حقوقی، نمی‌توان از منابع ملی (اعم از عرصه‌های تصرف‌شده توسط دستگاه‌های دولتی، نهادها و اشخاص حقیقی و یا حقوقی) رفع تصرف کرد و این اراضی را به منابع طبیعی بازگرداند؟ آیا با اجرای واقعی قوانین حفاظت، نمی‌توان جلوی قاچاق چوب را گرفت؟! آیا با کوتاه‌کردن دست شرکت‌های بهره‌بردار چوب، نمی‌توان میزان قاچاق را کاهش داد؟!  یکی دیگر از مشکلات منابع طبیعی، واگذاری این اراضی به دستگاه‌ها ، نهادهای دولتی و افراد بانفوذ است. به‌راستی برای جلوگیری از این واگذاری‌ها، برنامه لازم است یا اراده‌ای برای اجرای قوانین مربوط به ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های واگذاری و بستن راه رانت و رانت‌بازی؟! دربارۀ احیاء جنگل‌ها و مراتع نیز، وضع همین‌گونه است؛ کاهش زادآوری جنگل‌ها و مراتع، بیشتر ناشی از خشکسالی و چرای دام غیرمجاز است. بسیاری از دامداران، بیش از تعداد دام مجاز ثبت‌شده در پروانۀ چرا، دام وارد مراتع می‌کنند، ولی مسئولین سازمان به‌خاطر جلوگیری از تنش‌های اجتماعی، نظارت چندانی بر آن‌ها ندارند. فقط کافی‌ست قوانین مربوط به صدور، تمدید و ابطال پروانۀ چرای دام را اجرایی کنند و نظارت بر مراتع را بیشتر نمایند!

 

مصادیقی که بدان اشاره شد، نشان می‌دهد که نبود برنامه، مسئلۀ اصلی نیست، بلکه موضوع مهم‌تر، ضعف در اجرای قوانین است. مسئلۀ مهم‌تر از برنامه، ترک فعل مدیران است. اما چرا این قوانین به‌درستی اجرا نمی‌شوند؟ چرا جلوی واگذاری‌های غیرقانونی و یا غیرضروری گرفته نمی‌شود؟ چون سازمان منابع‌ طبیعی در جای درستش قرار نگرفته است. این سازمان به نمایندگی از مردم، مالکیت 84 درصد از منابع ملی و دولتی را دارد و متولی حفاظت و صیانت از آن‌هاست، اما به‌جای استقلال و داشتن جایگاهی در حد وزارتخانه و یا معاونتی زیر نظر رئیس‌جمهور، زیر نظر وزارت جهاد کشاورزی است؛ از وزیری دستور می‌گیرد که مهم‌ترین وظیفه و دغدغه‌اش، تولید است! میان وزارت جهاد کشاورزی و سازمان منابع طبیعی تعارض وظایف وجود دارد؛ در حقیقت منابع طبیعی دستگاهی حاکمیتی است که ذیل یک وزارت خدمات‌رسان قرار گرفته است. 

 

به‌خاطر روند کاهشی سطح جنگل‌های کشور، بیابان‌زایی، خشکسالی، گرمایش جهانی، فقیرشدن مراتع و صدها دلیل دیگر، سازمان منابع طبیعی بایستی اولویتش حفاظت و احیاء جنگل‌ها و مراتع باشد، حال آنکه افزایش سطح زیر کشت از طریق واگذاری مراتع در راستای تولید محصولات غذایی بیشتر، همواره از اولویت‌ها و برنامه‌های وزارت جهاد کشاورزی است. سازمان منابع طبیعی بایستی حضور دام را در جنگل‌ها و مراتع کاهش دهد تا احیاء آن‌ها ممکن شود. وزارت جهاد کشاورزی اما به‌دنبال افزایش تعداد دام در مراتع برای تأمین تولیدات لبنی و گوشتی مورد نیاز کشور است؛ یعنی در شرایط فعلی، تمایلی به خروج دام از جنگل‌ها و مراتع ندارد! منابع طبیعی بایستی گونه‌های جنگلی و مرتعی‌اش را حفظ کند، درحالی‎‌که معاونت باغبانی وزارت جهاد، در تلاش است تا تولیدات باغی‌اش را افزایش دهد و نتیجه این می‌شود که برخی از رؤسای سازمان منابع طبیعی که اهداف اولیۀ این سازمان را فراموش کرده‌اند، برای جلب رضایت وزیر، تولید و کاشت درختان باغی در سازمان منابع طبیعی را از افتخارات خود می‌دانند و فراموش می‌کنند که آن وظیفۀ معاونت باغبانی است نه سازمان منابع طبیعی کشور! متأسفانه وظایف این وزارتخانه باعث انحراف در وظایف سازمان منابع طبیعی شده است و رؤسای سازمان، به‌جای پیگیری وظایف خود، به شعارهای تولیدمحور روی می‌آوردند. 

وقتی برای یک شورای راهبردی در ظرف چند هفته معاونتی جداگانه زیر نظر رئیس‌جمهور می‌توان ایجاد کرد، چطور در طول چند دهه برای ساختاری که ۸۴ درصد سرزمین را نمایندگی و مدیریت می‌کند، جایگاهی در هیئت دولت نتوان ایجاد کرد

نمونه‌اش زراعت چوب، توسعۀ باغ در اراضی شیب‌دار، تولید درختان مثمر و زراعت چوب در طرح کاشت یک میلیارد نهال و… است! حال آنکه سازمان منابع طبیعی، حتی اگر هیچ نهالی تولید نمی‌کرد و صرفاً شرایط احیاء طبیعی را با حفاظت درست در جنگل‌ها و مراتع فراهم می‌آورد، امروز وضعیت منابع طبیعی کشور چنین نبود.

 

رئیس سازمان منابع طبیعی، مستقیماً توسط وزیر جهاد کشاورزی عزل و نصب می‌شود. رؤسای این سازمان، برای ماندن در پست و جایگاه خود، نیاز به جلب رضایت و نظر او دارند و خود را مکلف به تبعیت از خواسته‌های وزیر که قاعدتاً تولیدمحورند تا حفاظت‌محور می‌دانند. وزراتخانۀ جهاد کشاورزی، تنها یکی از مراکز فشار بر این سازمان است. از سوی دیگر رئیس سازمان منابع طبیعی برای اینکه به‌درستی به وظایف خود عمل کند، بایستی بتواند در مقابل گروه‌های دیگرِ فشار یعنی برخی نمایندگان مجلس، ذی‌نفوذان و رانت‌خواران و… نیز مقاومت کند. چنین رئیس سازمانی باید استقلال رأی داشته باشد و بی‌شک بدون جایگاه تشکیلاتی قوی، قادر به مقاومت و ایستادگی نخواهد بود؛ بدون چنین جایگاهی، هر برنامه‌ای به انحراف کشیده خواهد شد.

 

بدون داشتن تشکیلاتی مستقل، قوانین منابع‌طبیعی به‌ویژه قوانین حفاظت از منابع طبیعی و قوانین مربوط به ممنوعیت‌ها و محدودیت های واگذاری، جز بر روی کاغذ نخواهند بود و هرگز رنگ واقعیت به خود نخواهند گرفت.

 

آری؛ سازمان منابع طبیعی نیاز به رئیس سازمانی شجاع دارد که بتواند بایستد و خطاب به تمام زمین‌خواران و  مافیایی که به‌نام طرح‌های توسعه (و در عمل ضدتوسعه)، به‌دنبال غارت منابع طبیعی هستند، خطاب به برخی نمایندگان و… نه بگوید؛ ما به چنین رئیس سازمانی نیاز داریم، نه صرفاً برنامه یا طرحی برای اجرا و این شجاعت، جز از جایگاهی محکم و مستقل برنخواهد خاست؛ متولی منابع مردم باید محکم سخن بگوید و زیر پایش هم محکم باشد!

بدون داشتن تشکیلاتی مستقل، قوانین منابع‌ طبیعی به‌ویژه قوانین حفاظت از منابع طبیعی و قوانین مربوط به ممنوعیت‌ها و محدودیت های واگذاری، جز بر روی کاغذ نخواهند بود و هرگز رنگ واقعیت به خود نخواهند گرفت

مسئولین و تصمیم‌گیران این مملکت، باید آگاه باشند که حیات در این سرزمین در خطر است، چون منابع طبیعی‌اش در گردنۀ سقوط و هلاکت افتاده است و برای نجات این سرزمین فرصت زیادی باقی نمانده است. زمان هزینه‌کردن از منابع طبیعی در قبال تصمیمات نادرست و یا طرح های ضدتوسعه، به پایان رسیده است. وقت تصمیمات بزرگ برای توجه و تقویت این منابع است. زمان فرصت‌دادن به جنگل‌ها و مراتع برای احیاء و بازیابی آن‌هاست و نخستین اقدام در این راه، قرار دادن تشکیلات و ساختار اداری منابع طبیعی در جایگاه واقعی‌اش است؛ در سطح معاونت رئیس‌جمهور و یا وزارتخانه‌ای مستقل به‌نام منابع طبیعی.  نگوییم شدنی نیست، نگوییم بار مالی دارد. وقتی برای یک شورای راهبردی در ظرف چند هفته معاونتی جداگانه زیر نظر رئیس‌جمهور می‌توان ایجاد کرد، چطور در طول چند دهه برای ساختاری که ۸۴ درصد سرزمین را نمایندگی و مدیریت می‌کند، جایگاهی در هیئت دولت نتوان ایجاد کرد؟! برای اینکه منابع طبیعی کشور از وضعیت بحرانی‌اش خارج شود، باید در عمل قدر و منزلت ببیند و فقط ذکر اهمیت آن در گفتار مسئولین کافی نیست. برای تحقق چنین جایگاهی، لازم است ذهنیت حاکمیت و دولت‌مردان تغییر کند. 

 

آن‌ها باید بحران های موجود که معیشت مردم را به خطر انداخته و مهاجرت را برای برخی هموطنانمان اجباری کرده، درک کنند، بپذیرند، به ساختار ادارۀ این منابع استقلال و بها دهند درغیراین‌صورت، وضعیت منابع طبیعی کشور از این هم بدتر خواهد شد، همچنان ذی‌نفوذان سهم‌خواهی می‌کنند، همچنان منابع طبیعی با واگذاری‌ها تکه‌تکه خواهد شد، زاگرس به مرگش نزدیک‌تر و  نوار باریک هیرکانی در حاشیۀ کاسپین، روزی محو  و ایران خشک‌تر خواهد شد.

 

امید که منابع طبیعی این سرزمین، هرگز به نقطۀ بی بازگشتش نرسد!

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *