بایگانی مطالب :

اعلام هشدار رسمی ایران به یونسکو

اصفهان، این نگین درخشان در جغرافیای فرهنگی ایران و جهان، بار دیگر در معرض تهدیداتی قرار گرفته که نه‌تنها امنیت شهروندان بلکه موجودیت میراث جهانی آن را هدف گرفته است. شهری که در تاریخ معاصر نیز طعم تلخ جنگ و تهدید را چشیده است؛ از جمله در دوران جنگ تحمیلی که مسجد جامع تاریخی آن در حملات هوایی رژیم بعث عراق آسیب دید. اکنون و در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای و تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی، مسئله‌ای فراتر از سیاست در مرکز توجه قرار گرفته است؛ حفاظت از هویت تاریخی و تمدنی یک ملت. «امیر کرم‌زاده»، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان، پیش‌تر در گفت‌وگوهایی با رسانه‌ها هشدار داده بود که هرگونه آسیب به آثار تاریخی، به‌ویژه آثار ثبت‌شده در فهرست جهانی یونسکو، نه‌تنها یک خسارت مادی یا فرهنگی، بلکه طبق کنوانسیون‌های بین‌المللی جنایت جنگی محسوب می‌شود. او تأکید کرده بود حتی موج انفجار و آلودگی صوتی ناشی از آن می‌تواند به سازه‌های چندصدساله، آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد کند؛ تجربه‌ای که در جنگ‌های مدرن، متأسفانه بارها و بارها شاهد آن بوده‌ایم. درحالی‌که نهادهای بین‌المللی مانند یونسکو، ایکوم و ایکوموس، همچنان در برابر تهدیدات مستقیم یا غیرمستقیم به این آثار سکوت کرده‌اند، اداره‌کل میراث‌فرهنگی اصفهان وارد فاز عملیاتی و حفاظتی اضطراری شده است. انتقال اشیای موزه‌ای به مخازن طبقه‌بندی‌شده و فوق‌امنیتی، پلمب موزه‌ها، استقرار نیروهای امنیتی و فعال‌سازی نقشه جامع حفاظت اضطراری از بناهای جهانی، همه، نشان از آن دارد که رویکردی کاملاً پیشگیرانه و سنجیده در جریان است. در گفت‌وگوی اختصاصی با «امیر کرم‌زاده» او با صراحت، شفافیت و جزئیاتی که تاکنون در هیچ رسانه‌ای منتشر نشده، از مکاتبات رسمی با یونسکو، هشدارهای حقوقی، طراحی نقشه واکنش سریع، تدوین سناریوهای چندلایه حفاظتی و هماهنگی با نیروهای نظامی و انتظامی سخن گفت. گفت‌وگویی که تنها روایت وضعیت نیست بلکه سندی رسانه‌ای برای ثبت دقیق آن چیزی است که امروز بر میراث جهانی اصفهان می‌گذرد.
اعلام هشدار رسمی ایران به یونسکو

خاستگاه بشری گرفتار ناکارآمدی

کابوس ویرانی با وجود پیگیری‌های کارشناسان و رسانه‌ها همچنان بالای سر محوطه کنارصندل مانده است. «محمدرضا میری»، باستان‌شناس پیشکسوت که حدود ۲۰ سال پیش همراه «یوسف مجیدزاده»، سرپرست کاوش‌، به جیرفت رفت و پیام خاستگاه بشری بودن ایران را -که نشانه‌هایش در منطقه کنارصندل یافت شده بود- به جهان مخابره کرد، به ما از روزهای کشف و ارتباط همراهانه با مردم می‌گوید و متعجب است که چرا جمهوری اسلامی از این ثروت به‌شکل شایسته نگهداری نمی‌کند، آن را به‌اندازه کافی گسترش نمی‌دهد و به مردم جهان معرفی نمی‌کند.
خاستگاه بشری گرفتار ناکارآمدی

غفلتی که چشم اصفهان را کور کرد

ماجرا از حفاری اداره برق در گذر تاریخی چهارباغ پایین اصفهان آغاز شد؛ جایی که پیمانکار بدون استعلام از اداره‌کل میراث‌فرهنگی، اقدام به کندن زمین کرد و طبق گزارش‌های منتشرشده، احتمال کشف اسکلت‌های انسانی در محدوده‌ای که روزگاری گورستان تاریخی «آب‌بخشان» نام داشت، مطرح و سپس تأیید شد. این اتفاق بار دیگر پرسشی مهم را پیش روی متولیان میراث‌فرهنگی کشور گذاشت: چرا در کشوری با پیشینه چندهزارساله هنوز نقشه دقیقی از لایه‌های مدفون شهرهای تاریخی وجود ندارد؟ این پرسش نه‌فقط مسئله‌ای محلی بلکه بحرانی ملی است که با هر کلنگ عمرانی، احتمال تخریب تاریخ را در دل خود دارد. «سید روح‌الله سیدالعسگری»، معاون میراث‌فرهنگی استان اصفهان، در گفت‌وگو با رسانه‌ها تأکید کرده است «هیچ‌گونه استعلامی از میراث‌فرهنگی انجام نشده بود و عملیات به‌محض اطلاع، متوقف شد». اما پرسش اینجاست: حتی اگر استعلام هم انجام شود، بر چه اساسی می‌توان لایه‌های پنهان در دل زمین را شناسایی کرد، وقتی هیچ نقشه‌ای وجود ندارد؟
غفلتی که چشم اصفهان را کور کرد

آب؛ از تقدس تا تباهی

ایرانیان هزاران سال پیش با آب نه‌تنها زیستند، بلکه تمدن ساختند؛ از اساطیر زرتشتی که آب را مقدس می‌دانستند تا باستان‌شناسانی که نخستین نشانه‌های کشاورزی و یکجانشینی را در فلات ایران یافته‌اند. تاریخ فرهنگی آب در این سرزمین، تاریخی است از احترام، خرد و همیاری. با این‌همه اما بحران کم‌آبی موضوع تازه‌ای در کشور ما نیست و سال‌هاست از آن گفته می‌شود. حتی پیش از فاجعه و در دهه‌های دورتر هم افرادی از حوزه علوم انسانی مانند محمدابراهیم باستانی پاریزی نسبت به آنچه که موجب بی‌آبی می‌شود، هشدار داده بودند. روز شنبه، دهم خردادماه، نخستین نشست از سلسله‌نشست‌های «کرآبی» با موضوع تاریخ فرهنگی آب در ایران برگزار شد. این برنامه با نمایش مستند «تالان» ساخته «محمدصادق دهقانی» همراه بود که زخم‌های امروز بر پیکر طبیعت را بازخوانی کرد و از فاجعه کم‌آبی که با آن مواجه‌ایم، گفت. در این نشست «ژاله آموزگار»، پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی و «مرتضی فرهادی»، جامعه‌شناس و مردم‌شناس از پیشینه ایرانیان و آنچه بودیم، گفتند. «داریوش رحمانیان» هم درباره کرآبی چندین دهه در ایران سخنرانی کرد و در گفت‌وگو با «پیام ما» توضیح داد که چرا توسعه پایدار بدون آب و نگاه تاریخی به آن بی‌معناست.
آب؛ از تقدس تا تباهی

میراث قجری پشت دیوار سیمانی پس از هشت ماه پنهان‌کاری

|پیام ما| درِ ورودی بوستان بسته است. نگهبان می‌گوید چند ماه است که اجازه ورود به کسی داده نمی‌شود. وقتی درباره کشف آثار تاریخی در بوستان می‌پرسم، می‌گوید: «شما کی هستی؟ از کجا می‌دانی؟» بالاخره در را باز می‌کند و می‌گوید: «هر چی هست پشت این دیوارهای سیمانی پیدا شده.» حدود دو متر دیوار سیمانی را اسفندماه گذشته دور گودالی عمیق که آثار در آن پیدا شده، کشیده‌اند. تابستان سال گذشته بود که آثار تاریخی در بوستان مادر و کودک (یاس) کشف شد و تا هفته گذشته که رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران و شهردار منطقه۳ آن را رسانه‌ای کردند، نه مسئولان میراث‌فرهنگی استان تهران و نه مدیران شهرداری درباره آن صحبت نکرده بودند. «محسن سعادتی»، معاون میراث‌فرهنگی استان تهران، به «پیام ما» می‌گوید: «پژوهشگاه میراث‌فرهنگی به موضوع ورود کرده و در حال بررسی است. ما منتظر نتایج پژوهشگاه بودیم تا اظهارنظر کنیم.» حفاری پروژه متوقف شده، اما هنوز اطلاعاتی درباره انجام مطالعات و جزئیات بررسی‌ها در دست نیست. تنها اظهارات کلی «احمد علوی»، رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران، درباره قدمت آثار کشف‌شده در دست است که گفته: قدمت آثار مربوط به دوران قاجار و پهلوی اول است. از طرفی نشانه‌ای از انجام مطالعات باستان‌شناسی در محوطه محصورشده دیده نمی‌شود و نگهبان هم می‌گوید: «تا جایی که من دیدم، همان روزهای اول چند نفر از میراث و شهرداری آمدند، دیدند و بعد رفتند و خبری نشد.» چندی پیش هم که در بهشت زهرای تهران آثاری به‌دست آمد، مسئولان در مورد حفاری‌های بهشت زهرا سکوت کرده بودند، تا روزی که یکی از فعالان شبکه‌های اجتماعی موضوع کشف آثار باستانی در این محدوده را منتشر و مسئولان را مجبور به واکنش کرد؛ هر چند در قبال این موضوع هم مسئولان میراث‌فرهنگی ابراز بی‌اطلاعی و دوباره سکوت پیشه کردند و مسئله را به گذر زمان سپردند و امید به هیاهوی اخبار روز بستند.
میراث قجری پشت دیوار سیمانی پس از هشت ماه پنهان‌کاری

«بی‌وطنی» یا «وطن‌فروشی»؟

|پیام ما| چهارمین فیلمواره «چشم هفتم در میراث»، در حالی در موزه سینما برگزار شد که مستندسازان نسبت به توجه و حمایت متولیان میراث‌فرهنگی به این حوزه ابراز ناامیدی کردند. رئیس ایکوم ایران در این مراسم گفت: سینما یک رسانه جامع و کامل است که می‌تواند مفهومی را منتقل کند که گاه با زبان و گاه با قلم امکان بیان آن وجود ندارد، اما افراد زیادی را داریم که در سینمای مستند این حوزه، فعالیت می‌کنند و حتی سال‌ها بعد می‌توان به آن‌ها استناد کرد. «سیداحمد محیط طباطبایی»، با اشاره به جشنواره فیلم‌های مستند «یادگار» که تا سال ۸۴ با همکاری سازمان وقت میراث‌فرهنگی، سازمان صداوسیما و انجمن مستندسازان برگزار می‌شد، ابراز امیدواری کرد شاید «فیلمواره چشم هفتم میراث» بخش کوچکی از آن جشنواره را جبران کند. او وجود امضای مؤلف پای کار مستند را مهمترین نکته مستندسازان سال‌های گذشته دانست و ادامه داد: دهه ۴۰ را می‌توان دهه طلایی سینمای مستند ایران دانست، زمانی که فیلمسازان ما همه مؤلف بودند و کارشان روایتگری صرف نبود.
«بی‌وطنی» یا «وطن‌فروشی»؟

حذف تاریخ از نقشه شهرری بدون مجازات

|پیام ما| «یک تپه باستانی در شهرری غیب شد.» این خبر دی‌ماه ۱۴۰۲ تیتر رسانه‌ها شد. تپه قمی‌آباد که کاوش‌های باستان‌شناسی در آن انجام شده و آثار تاریخی در آن به دست آمده بود، تسطیح شده و برای همیشه از بین رفته بود. مسئولان شهرستان و وزارت میراث‌فرهنگی زیر بار این اتفاق نرفتند و موضوع را از اساس تکذیب کردند و گفتند تپه‌ای که تسطیح شده ارزش تاریخی نداشت. بعدها مشخص شد پروژه امضای معاون میراث‌فرهنگی تهران را داشته است. تپه قمی‌آباد ثبت ملی نشده بود و این درحالی‌است که آثاری از دوره پیش از تاریخ تا دوره اسلامی در آن یافت شده بود. دو سال از این موضوع گذشته است. بدون اینکه پرونده قضائی برای این تخلف تشکیل شود، مقصران و عاملان این تخریب شناسایی یا معرفی شوند، مسئولانی که مجوز این تخریب را صادر کرده‌اند، پاسخگو باشند و ابعاد موضوع به‌صورت دقیق بررسی شود.
حذف تاریخ از نقشه شهرری بدون مجازات

جیرفت، تمدن گمشده

«جیرفت» این نام برای پژوهشگران و باستان‌شناسان جهان نامی آشناست. اما تا پیش از طغیان هلیل‌رود و جاری شدن سیل در آن منطقه، جیرفت شهری بود نزدیک کرمان با مردمانی که چندان مرفه نبودند و خبر نداشتند در همسایگی چه گنجینه بزرگی زندگی می‌کنند. سیل اما رازهای بزرگی را برملا کرد، با شسته شدن گورهای تاریخی منطقه، آثار فراوانی نمایان شد و این، شروع فاجعه‌ای فرهنگی در این منطقه بود. غارت آثار باستانی در سطحی گسترده و به‌شکلی بی‌سابقه آغاز شد. تا جایی که خبرنگار یکی از مجلات خارجی تصویرش از مواجهه با منطقه را این‌طور تصویر کرده است: «اینجا شبیه یک پنیر سوئیسی بزرگ است که در هر سوراخ آن یک نفر در حال حفاری و بیرون کشیدن آثار تاریخی است.» کاوش‌ها در جیرفت شروع شد و دو باستان‌شناس بزرگ در آن حفاری‌های علمی انجام دادند، اما این دولت مستعجل کُنارصندل بود؛ با تنگ‌نظری‌ حفاری‌ها را متوقف کرد و ۱۷ سال طول کشید تا باز کلنگ باستان‌شناسان به زمین جیرفت بخورد. هنوز جیرفت اسیر بی‌مهری‌هاست و به‌اندازه یک تمدن بزرگ که تاریخ بین‌النهرین را تغییر داده، قدر ندیده است. در هشتصد و چهل و چهارمین شب از شب‌های بخارا جیرفت محور سخنرانی‌ها شد و باستان‌شناسان و مسئولان پیشین و امروز میراث‌فرهنگی از خاطرات و تجربیاتی گفتند که در جریان کشف این تمدن بزرگ داشتند. در پایان نشست مستند «جیرفت تمدن گمشده» به کارگردانی «پژمان مظاهری‌پور» به نمایش درآمد؛ مستندی که به‌مرور حادثه و بررسی ابعاد حقوقی فاجعه غارت آثار باستانی در جیرفت پرداخته است.
جیرفت، تمدن گمشده

کتاب‌سازی، آفت پنهان

پس از برگزاری ۳۶ دوره از نمایشگاه کتاب، اکنون این رویداد فرهنگی جایگاهی دلخواه برای همه کسانی شده است که با کتاب و نشر آن پیوند دارند. هرساله تازه‌ترین عنوان‌ها، در نمایشگاه به‌دست دوستداران کتاب می‌رسد و آگاهی از آنچه در گذر یک سال چاپ و پخش شده است، در این میعادگاه فرهنگی به‌دست می‌آید. ازاین‌رو، شاید برگزاری نمایشگاه کتاب را بتوان مهمترین رویداد فرهنگی دانست که با صنعت نشر ایران پیوند دارد. همواره و هرساله نیز شمار بازدیدکنندگان از نمایشگاه فزونی می‌گیرد و خواستاران کتاب را، که شمارشان البته بسیار نیست، به‌سوی خود می‌کشد. اما نباید شمار این بازدیدکنندگان را سنجه‌ای برای دلبستگی ایرانیان برای خواندن کتاب دانست؛ زیرا شوربختانه بازدیدکنندگان بسیاری هستند که تنها برای سرگرمی و گذران وقت راهی نمایشگاه می‌شوند! این را از شمارگان و تیراژ پایین کتاب در ایران می‌توان گمان بُرد. هنوز برای آنکه عادت پسندیده کتابخوانی در میان مردم آنگونه گسترش پیدا کند که همسنگ با دیرینگی تمدن و فرهنگ ما باشد، راهی دراز در پیش است.
کتاب‌سازی، آفت پنهان

هیروشیمای فرهنـگی

| پیام ما | افسانه‌ای که حالا تبدیل به یک کابوس شده، راهی که این افسانه تا کابوس شدن طی کرده، از میان داستان‌ها گذشته تا امروز که دیگر نمی‌توان با رؤیا و افسانه همنشینش کرد، حالا دیگر غارت است و تاراج، تخریب هویت یک سرزمین است؛ آنچه در سکوتی سنگین و تلخ در جریان است. سکوتی منفعلانه و انفعالی آگاهانه از سوی آنان که قرار بود حافظان این میراث باشند، اما امروز نقش دیگری پذیرفته‌اند. روزی نیست که خبر دستگیری حفار غیرمجاز از گوشه‌ای از کشور در میان خبرها نباشد، آمارها می‌گوید سالانه ۵۰۰ نفر به جرم حفاری غیرقانونی بازداشت می‌شوند. گستره تخریب‌ها اما چیز دیگری می‌گوید؛ تاراج به‌مراتب وسیع‌تر از آن است که آمارها نقل می‌کنند. با این وضعیت چه باید کرد؟ بخشی از تشکل‌های فعال در حوزه‌ تاریخ و باستان‌شناسی، در نشستی هم‌اندیشانه که قرار است مستمر و ادامه‌دار باشد، تلاش کردند بخشی از زوایای این معضل ریشه‌دار را واکاوی کنند؛ تا شاید راهی برای نجات از این زخم عمیق که پیکر میراث فرهنگی ایران را تهدید می‌کند، پیدا کنند. البته «حامد وحدتی‌نسب»، رئیس انجمن علمی باستان‌شناسی ایران، معتقد است نخستین گام برای حل این معضل مسدود کردن صفحات مجازی کسانی است که اقدام به تبلیغ گنج‌یابی می‌کنند. اما همین کار هم تابه‌حال از سوی مقامات مربوطه صورت نگرفته است.
هیروشیمای فرهنـگی