بایگانی مطالب :
زخمهای پنهان یک شهرِ جهانی
اصفهان را شهر هنر و تاریخ میدانند؛ شهری که از دل تاریخ صفوی تا به امروز، همواره چون نگینی بر پهنهٔ تمدن ایرانی درخشیده است. اما امروز، در آستانهٔ هفتهٔ فرهنگی اصفهان، پرسشهایی جدی پیرامون وضعیت میراثفرهنگی و بناهای تاریخی این شهر مطرح است: چه به سر این گنجینهٔ عظیم آمده؟ آیا سازوکارهای حفاظت، معرفی و مستندسازی از میراث اصفهان با حجم تهدیدها و فراموشیهای امروز همخوان است؟ و مهمتر از آن، روایت اصفهان امروز در چشم نسل فردا چگونه شکل خواهد گرفت؟ در سالهای اخیر، فرسایش کالبدی بسیاری از بناهای تاریخی، گسست روایتهای فرهنگی و غفلت از ظرفیتهای مستندنگاری، موجب نگرانی فعالان حوزهٔ میراثفرهنگی شده است. اصفهان، باآنهمه عظمت در حافظهٔ جهانی، گویی در محاصرهٔ فراموشی، بیتوجهی و سوءتعبیر از معنای واقعی میراث گرفتار آمده؛ حالآنکه شهرهای تاریخی بدون روایت دقیق، مستند و مسئولانه، بهسرعت از حافظهٔ زنده به موزهای خاموش بدل میشوند. به همین مناسبت، و در آغاز هفتهای که قرار است فرصتی برای بازاندیشی در هویت فرهنگی اصفهان باشد، به سراغ سه صاحبنظر برجسته در حوزههای عکاسی مستند، باستانشناسی و بافت و بناهای تاریخی رفتهایم. این گزارش، روایتی چندصدایی از نگاهی انتقادی و درعینحال دغدغهمند به شهری است که همچنان میراثش نفس میکشد؛ اگر بخواهیم آن را ببینیم، بشنویم و حفظ کنیم.
مزههای قصهگو
|پیام ما| آتش نشریه «تنور» بار دیگر روشن و از دومین شماره این فصلنامه رونمایی شد. بیستوهشتم فروردینماه، فرهنگسرای نیاوران میزبان مهمانان و علاقهمندانی شد تا در اولین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی این فصلنامه و همراه با رونمایی از شماره جدید آن، به اهمیت غذا در تاریخ و فرهنگ ایرانی پرداخته شود.
معادله نابرابر حفاظت از تاریخ
هجدهم آوریل، روز جهانی حفاظت از بناها و محوطههای تاریخی، فرصتی است برای بازنگری در رفتارهای حفاظتی ما با گذشتهای که آینده را شکل میدهد. شعاری که هرساله توسط ایکوموس و نهادهای بینالمللی مطرح میشود، هشداری است به جوامع بشری که آنچه از تمدن و هویت باقی مانده، تنها با نگاه علمی، مسئولانه و مردمی میتواند از گزند فراموشی، تخریب و سوداگری در امان بماند. در ایران، کشوری با هزاران سال تاریخ و تمدن، این روز بیش از هر جای دیگری باید تلنگری باشد برای نهادهای دولتی، شهرداریها، قانونگذاران، مردم و فعالان این حوزه و همچنین، طرح این سؤال که آیا آنگونه که باید از این گنجینه بیهمتا صیانت کردهایم؟ یا میراث، هنوز قربانی توسعهای بیهویت، مرمتی سطحی، کاوشی ناتمام و قانونی بیضمانت است؟
حل معمای آپادانا
|پیام ما| «رومن گیرشمن» کاخ آپادانا در شوش را «گوهر تابناک معماری هخامنشی» توصیف کرده است. کاخی بهیادگارمانده از داریوش بزرگ که در طوفان حوادث تاریخ بارها طعم غارت و ویرانی را چشید و آسیب دید، اما بهجا ماند تا روایتگر تاریخ باشد. دمورگان، دیولافوآ و گیرشمن و باستانشناسان بسیاری تلاشهایی برای حل معمای آن کردند و هریک بخشی از آن را از خاک بیرون کشیدند و داستان و تاریخش را ثبت کردند. حالا اما پس از سالها، بخش دیگری از ماجرای آپادانا برای باستانشناسان روشن شده است. معدنی که سنگهای این کاخ را تأمین کرده، توسط پژوهشگران کشف شد؛ کشفی که به تعبیر رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری یکی از مهمترین اکتشافات باستانشناسی در خاورمیانه در سالهای اخیر است و علاوهبر اینکه یک معمای تاریخی دوهزارساله را حل میکند، میتواند معادل کشف معدن مرمر در آتن برای ساخت پارتنون در تاریخ معماری جهان باشد.
کاوشهای مبهم
|پیام ما| در روزهای گذشته تصاویری از حصارکشی در بخشی از قطعه ۲۵۲ بهشت زهرا در تهران در شبکههای اجتماعی منتشر شد که متن همراه آن، خبر از کشفیاتی در محدوده محصورشده میداد. شایعهای که درصورت مواجهه نادرست مسئولان و اطلاعرسانی نادرست، میتواند تبعات خسارتباری بهدنبال داشته باشد. هرچند دستگاههای مربوطه از سازمان بهشت زهرا و شهرداری تا شورای شهر آن را تکذیب کردند، اما ادارهکل میراثفرهنگی تهران اظهارنظر دقیق در مورد این حفاری را به بعد از بررسیهای دقیق موکول کرد و برخی کارشناسان در گفتوگو با رسانهها احتمال وجود آثار در این محدوده را دور از ذهن ندانستند. هرچند اطلاعرسانی در مورد این خبر باید با حساسیتهایی همراه باشد، اما بهنظر میرسد نهادهای مربوطه هم پختگی و دقت لازم را در مورد واکنش به چنین خبری مدنظر قرار ندادهاند؛ بدون اینکه توجه داشته باشند که بیاحتیاطی در چنین مواردی در کنار بیاعتمادی عمومی به اخبار رسمی، میتواند منجر به بروز چه اتفاقاتی در آینده شود. علاوهبراین، مسئولان شهری با تکذیب قاطعانه خبر، راه را برای انجام کاوشهای علمی و ورود وزارت و پژوهشگاه میراثفرهنگی در این منطقه میبندند. درحالیکه باتوجهبه اظهارات کارشناسانی که در جنوب تهران کاوش و مطالعات باستانشناسی انجام دادهاند، احتمال وجود لایههای تاریخی در این محدوده محتمل و نیازمند بررسی و مطالعات دقیق است.
نوروز در گذر تاریخ
نوروز، فراتر از یک آیین سنتی، بازتابی از هویت، فرهنگ و تاریخ ایرانیان است. این جشن کهن نهتنها نمادی از تجدید طبیعت و آغاز سال نو است، بلکه در گذر قرنها به یک عنصر بنیادین در ساختار اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی ایران تبدیل شده است. اما پرسش اساسی این است که چگونه نوروز توانسته است با وجود تغییرات تاریخی، تهاجمات فرهنگی و دگرگونیهای اجتماعی، همچنان زنده بماند و به یکی از معدود جشنهایی تبدیل شود که مرزهای جغرافیایی و تاریخی را درنوردیده است؟ پاسخ این پرسش را میتوان در لایههای مختلف تاریخ ایران جستوجو کرد؛ از سنگنوشتههای هخامنشیان در تختجمشید، که ردپای آیینهای نوروزی را در تشریفات درباری ثبت کردهاند، تا متون کهن زرتشتی که به فلسفه این جشن اشاره دارند. شاهنامه فردوسی، آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، و حتی گزارشهای مورخان عرب و یونانی، همگی گواهی بر دیرینگی و اهمیت این آیین هستند.
سوزن، نخ، روایت
قصه سوزندوزی روایت نقش است و نخ. روایت حسوحال آدمهایی است که ساعتها سوزن به دست؛ نقش روی نقش میآفرینند. آدمهایی که گذر زمان را نمیدانند و وقتی روشنی روز جای خود را به تاریکی شب میدهد، با دستهایی زخمشده از درد سوزن، نگاه به نقشونگارهای پارچه میاندازند. سوزندوزی گاهی راوی قصه زنان پرغصهای است که جایی برای فوران احساس و شور زنانگی خود ندارند. زنانی که تنها مأمن تنهایی آنان تاروپود پارچه است و سوزن و نخ…
داستان مرگ ناگهانی اکد و شهر سوخته
«شهر سوخته» را یکی از عجیبترین تمدنهای کهن بشری در جنوبشرق ایران میدانند. تمدنی با پنج هزار سال قدمت و مردمانی بسیار پیشرفته در مقایسه با تمدنهای همدورهشان! که در علم، صنعت و اقتصاد حرف اول را میزدند. در هنر چنان پیشرو بودند که در جامی زیبا نخستین انیمیشن جهان را خلق کردند. کشفیات این شهر باستانی نشان میدهد ساکنانش جمجمه جراحی و چشم مصنوعی طراحی میکردند. اما شهر سوخته با تمدن عجیب و پیشرفتهایی که داشت، یکباره از صفحه روزگار ناپدید شد. باستانشناسان سالیان طولانی گورها و تپههای شهر سوخته را کاویدند تا شاید دلیلی محکم و قانعکننده برای فروپاشی ناگهانی تمدن بزرگ مردمان شهر سوخته پیدا کنند؛ چراکه تمدن شهر سوخته با آنهمه ویژگیهای منحصربهفرد تمدنی، هیچگاه نتوانست در طول تاریخ احیاء شده و به اوج شکوفایی بازگردد. باستانشناسان براساس یافتههای علمی میگویند چراغ زیباترین و روشنترین تمدن بشری جهان در شرق ایران ناگهان و برای همیشه خاموش شد و از هزارههای گذشته تا آغاز دوره اسلامی در دل تاریکی فرو رفت. بهاعتقاد آنها، شهر سوخته تنها تمدنی نبود که به این سرنوشت محکوم شد، بلكه تمدن اکد در بینالنهرین بهعنوان بزرگترین تمدن بشری جهان نیز دچار همین سقوط تاریخی شد. اما دلیل نابودی این تمدنها چه بود؟ این گزارش براساس مستندات علمی و در گفتوگو با «حسن فاضلی نشلی» پاسخهایی برای این سؤال دارد.
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها
کارگاههای حفاری مترو زیر بافت تاریخی شیراز همچنان فعال هستند و در روزهای اخیر سفالهای قرون میانه اسلامی که احتمالاً متعلق به قرون ۵ تا ۱۰ هجری قمری هستند، در میان نخالههای یکی از کارگاههای حفر تونل مترو که قرار است به عبور اتوبوسهای برقی از زیر زمین در بافت تاریخی شیراز اختصاص پیدا کند، کشف شده است. این درحالیاست که بهگفته فعالان میراث فرهنگی شیراز، قرار بود تا پایان مطالعات و صدور مجوز وزارت میراثفرهنگی برای حفر مترو در بافت تاریخی شیراز، هیچ اقدامی از سوی شهرداری شیراز برای حفر تونل مترو انجام نشود.
خشت به خشت، روایتی از غفلت
|پیام ما|گردهمایی سالانه باستانشناسی ایران، که امسال بیستودومین دورهاش در موزه ملی ایران برگزار شد، به معرفی جدیدترین کشفیات باستانشناسی ایران اختصاص داشت. در این گردهمایی که از پنجم اسفند آغاز و تا هفتم اسفند ادامه داشت، گزارشهای جدید از کاوشهای باستانشناسی در نقاط مختلف ایران ارائه شد. یکی از مهمترین یافتههای امسال، تدفین نوزادی از هزاره پنجم پیش از میلاد در محوطه غرقشده «چپرآباد» در استان آذربایجانغربی بود. در کنار این گردهمایی، نمایشگاه گزیدهای از جدیدترین اکتشافات باستانشناسی ایران برپا شده که شامل ۲۷۳ اثر از ۱۳ محوطه باستانی از دورههای مختلف است. این نمایشگاه تا پایان فروردین ۱۴۰۴ در موزه ملی ایران قابل بازدید است. اما مهمترین نکته در این گردهمایی سالانه، نگرانی باستانشناسان و پیشکسوتان از وضعیت حاکم بر میراث فرهنگی کشور بود.
