تعویق انتخابات و هزینه‌ای که مدیریت شهری می‌پردازد





تعویق انتخابات و هزینه‌ای که مدیریت شهری می‌پردازد

۱۳ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۰۴

از زمان مطرح‌شدن احتمال برگزاری انتخابات شوراها در ابتدای پاییز و انتشار گمانه‌زنی‌هایی درباره برگزاری آن در ۲۴ مهر، چند نکته اساسی قابل طرح است. نخست آنکه ابعاد قانونی تعویق انتخابات شوراها همچنان محل بحث است. هرچند تعویق انتخابات در شرایط جنگی با مصوبه مجلس و سپس شورای عالی امنیت ملی توجیه شد، اما همچنان میان این مصوبات و قوانین موجود تعارض‌هایی دیده می‌شود و این ابهام‌ها تاکنون برطرف نشده است. در کنار این موضوع، بلاتکلیفی دولت و مراجع مسئول، از جمله هیئت نظارت بر انتخابات شوراها، نیز وضعیت ادامه فعالیت شوراها و به‌تبع آن شهرداری‌ها را با ابهام حقوقی روبه‌رو کرده است. این ابهام تنها به ادامه فعالیت شوراهای فعلی محدود نمی‌شود، بلکه درباره نحوه برگزاری انتخابات آینده، مدت فعالیت شورای بعد، زمان پایان اعتبار شورای فعلی و چگونگی انتقال مسئولیت میان شوراها و شهرداری‌ها نیز پرسش‌های جدی وجود دارد.

موضوع مهم‌تر آن است که زمان و نحوه برگزاری یا تعویق انتخابات شوراها می‌تواند به نمادی از میزان توجه یا بی‌توجهی به یکی از مهم‌ترین وجوه مردم‌سالاری در جمهوری اسلامی تبدیل شود. شوراها نماد مردمی‌ترین و اجتماعی‌ترین بخش ساختار سیاسی کشور هستند و به‌طور مستقیم با مسائل کف جامعه، از جمله شهرها و روستاها، سروکار دارند. اگر در شرایط جنگی مدیریت شهری تنها به نهادی برای رسیدگی به خسارت‌ها و امور اجرایی تقلیل پیدا کند و جایگاه سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری آن نادیده گرفته شود، این تلقی در افکار عمومی شکل می‌گیرد که نقش شوراها و به‌تبع آن نقش رأی مردم در اداره امور محلی کم‌رنگ شده است. چنین برداشتی می‌تواند بر ارزیابی عمومی از میزان پایبندی حاکمیت به تعهدات قانونی خود در زمینه اداره کشور بر پایه آرای عمومی نیز اثر بگذارد.

اگر واقعاً اراده‌ای برای برگزاری انتخابات شوراها وجود دارد، اهمیت اصلی آن، بیش از نتیجه انتخابات، در خود برگزاری انتخابات و پیام آن نهفته است. مسئله فقط این نیست که چه کسانی به شوراها راه پیدا می‌کنند یا چه شهرداری بر سر کار می‌آید، بلکه مهم‌تر آن است که این شائبه از میان برداشته شود که نقش مردم و منتخبان آنان در اداره کشور کم‌اهمیت شده است. به‌ویژه در شرایطی که پس از جنگ و تحولات اخیر، در فضای سیاسی و عمومی از آغاز دوره‌ای جدید سخن گفته می‌شود، جهت این تغییرات نباید به‌گونه‌ای تفسیر شود که کاهش نقش رأی مردم را القا کند. به نظر می‌رسد بخشی از تصمیم‌گیران بیش از آنکه به اعتبار مراجعه به آرای عمومی و ارزش روش دموکراتیک توجه داشته باشند، به نتایج سیاسی انتخابات می‌اندیشند، درحالی‌که نگاه ابزاری و کوتاه‌مدت به چنین موضوعی می‌تواند به اعتبار نهاد شورا آسیب بزند. مهم‌تر از ترکیب شورای آینده در تهران یا دیگر شهرها، آن است که جایگاه شورای شهر به‌عنوان محلی‌ترین، مدنی‌ترین و اجتماعی‌ترین بخش حاکمیتی تضعیف نشود.

از سوی دیگر، برگزاری انتخابات شوراها در ماه‌های آینده می‌تواند یک تیغ دولبه‌ای است. اگر انتخابات برگزار شود، این پیام را به جامعه منتقل می‌کند که کشور از شرایط اضطراری فاصله گرفته و به مسیر عادی اداره امور بازگشته است. برگزاری انتخابات و استقرار صندوق‌های رأی می‌تواند نشانه‌ای از بازگشت به وضعیت عادی و حامل پیامی امیدبخش برای افکار عمومی باشد. اما همین موضوع یک تیغ دولبه است. اگر انتخابات به شکل مطلوب برگزار نشود یا هر روز اخبار ضدونقیض درباره زمان برگزاری یا تعویق آن منتشر شود و در نهایت نیز انتخاباتی برگزار نشود، نتیجه کاملاً معکوس خواهد بود. در آن صورت، این تصور تقویت می‌شود که کشور همچنان در وضعیت اضطرار قرار دارد و توان بازگشت به روال قانونی اداره امور را ندارد؛ پیامی که بی‌تردید آثار منفی بر افکار عمومی خواهد گذاشت.

از این منظر، زمان انتخابات حتی از خود انتخابات نیز مهم‌تر است. آنچه اهمیت دارد، پیام ثبات، انسجام و قطعیتی است که از تصمیم حاکمیت به جامعه منتقل می‌شود. انتشار روزانه اظهارنظرهای متفاوت از سوی نمایندگان مجلس یا مسئولان و نبود یک نظام اطلاع‌رسانی روشن درباره انتخابات، فضای ابهام را تشدید می‌کند و تصویری از بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری به جامعه ارائه می‌دهد؛ وضعیتی که قابل نقد است و نیازمند اصلاح در شیوه اطلاع‌رسانی و تصمیم‌گیری است.

نکته دیگری که نباید از آن غافل شد، تأثیر این تعویق بر جایگاه مدیریت شهری است. در سال‌های گذشته، حتی اختلاف‌نظرهای سازنده و جدی میان جریان‌های مختلف حاضر در شورای شهر تهران، به‌ویژه در میان طیف‌های اصولگرا، باعث شکل‌گیری بحث‌های مهم درباره مدیریت شهری می‌شد و این اختلاف‌دیدگاه‌ها در رسانه‌ها و تصمیمات شورا بازتاب پیدا می‌کرد. اما در ماه‌های اخیر، این پویایی تا حد زیادی جای خود را به رکود داده است. منتقدان احساس می‌کنند امکان اثرگذاری بر مدیریت شهری کاهش یافته و حامیان مدیریت شهری نیز دیگر اهمیت گذشته را برای اقلیت منتقد قائل نیستند. در بسیاری از شهرهای بزرگ نیز وضعیت مشابهی دیده می‌شود. این روند به سود مدیریت شهری نیست. مدیریت شهری به‌تدریج از متن مباحث سیاسی و اجتماعی فاصله گرفته و بیش از آنکه نهادی سیاست‌گذار برای اداره شهرهای چندمیلیونی باشد، به مجموعه‌ای اجرایی برای برگزاری مراسم‌ها، ارائه خدمات شهری، پاک‌سازی معابر یا در شرایط جنگی، آواربرداری و رسیدگی به خسارت‌ها تقلیل یافته است.

در نهایت، مسئله فراتر از زمان برگزاری انتخابات یا مدت فعالیت شورای آینده است. استمرار بلاتکلیفی شوراها، شهرداری‌ها و انتخابات، به‌تدریج مدیریت شهری را از جایگاه و اهمیت خود خارج می‌کند. اگر این اعتبار آسیب ببیند، حتی با برگزاری انتخابات و تشکیل شورای جدید نیز بازگرداندن جایگاه شوراها و احیای نقش رأی مردم در اداره امور محلی به‌آسانی ممکن نخواهد بود و فردا هم اگر شورایی تشکیل شود و شهرداری را انتخاب کند، دیگر اهمیت سابق را چه در مخاطب عام و چه در تأثیرگذاری نهادی در کشور و در شهرهای بزرگ نخواهد داشت.

 

سرنوشت مبهم انتخابات شورا

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *