اگر شبکه برق نتواند با موج‌های گرما سازگار شود فشار اقلیمی به نابرابری اجتماعی تبدیل می‌شود

تاوان سال‌های عقب‌مانده

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس می‌گوید تابستان ۱۴۰۵ با کسری واقع‌بینانه ۱۳.۶ هزار مگاواتی برق روبه‌روست. بحرانی که فقط با ساخت نیروگاه حل نمی‌شود و به اصلاح اقتصاد برق، مدیریت مصرف و تاب‌آوری شهری گره خورده است





تاوان سال‌های عقب‌مانده

۵ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۴۱

| پیام ما |در شب‌های گرم تیر و مرداد، خاموشی فقط قطع چند چراغ نیست. آسانسوری است که میان طبقات می‌ماند، یخچالی است که صدای کار کردنش قطع می‌شود، بیماری است که دستگاه اکسیژن خانگی‌اش به برق وابسته است، و کودکی است که در اتاقی بی‌هوا، پشت پنجره‌های بسته، منتظر برگشتن باد کولر می‌ماند. بحران برق تابستان ۱۴۰۵، در ظاهر با یک عدد آغاز می‌شود: ۱۳.۶ هزار مگاوات ناترازی در سناریوی واقع‌بینانه. اما پشت این عدد، روایتی از اقتصاد فرسوده برق، زیرساخت‌های آسیب‌پذیر، گرمای فزاینده و شهرهایی است که هر سال بیشتر به سرمایش وابسته می‌شوند.

تابستان ۱۴۰۵ برای شبکه برق ایران، ادامه یک بحران قدیمی است؛ بحرانی که هر سال با گرم‌تر شدن هوا از دل گزارش‌ها بیرون می‌آید و به خانه‌ها، کارخانه‌ها، بیمارستان‌ها، کارگاه‌ها و خیابان‌ها می‌رسد. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی که خرداد امسال منتشر کرده، هشدار داده که در سناریوی واقع‌بینانه، ناترازی توان در اوج مصرف به حدود ۱۳ هزار و ۶۴۰ مگاوات می‌رسد. این عدد نسبت به سال گذشته کمی کمتر است، اما آن‌قدر بزرگ هست که نشان دهد شبکه برق کشور هنوز با فاصله‌ای جدی میان توان تأمین و تقاضای واقعی روبه‌روست.

در همین سناریو، حداکثر توان تأمین‌شده هم‌زمان حدود ۶۸ هزار و ۴۲۰ مگاوات برآورد شده، در حالی که تقاضای پیک به بیش از ۸۱ هزار مگاوات می‌رسد. در سناریوی خوش‌بینانه، کسری توان حدود ۱۰ هزار مگاوات و در سناریوی بدبینانه نزدیک به ۱۸ هزار و ۸۰۰ مگاوات پیش‌بینی شده است. این دامنه، نه فقط یک تفاوت آماری، بلکه فاصله میان تابستانی قابل مدیریت و تابستانی پرخاموشی است.

تاوان تصمیم‌های عقب‌افتاده

اما ناترازی برق ایران فقط مسئله کمبود تولید نیست. این بحران، صورت ظاهری یک زنجیره بلند از تصمیم‌های عقب‌افتاده است: قیمت‌گذاری تکلیفی، سرمایه‌گذاری ناکافی، فرسودگی بخشی از زیرساخت، رشد مصرف، وابستگی شدید به نیروگاه‌های حرارتی، ضعف بهره‌وری، و نبود یک سیاست جدی برای کاهش تقاضا در ساختمان‌ها، صنایع و شهرها. هر سال بخشی از بحران با برنامه‌های اضطراری مدیریت می‌شود، اما ریشه‌ها باقی می‌مانند؛ درست مانند بیماری مزمنی که تبش پایین می‌آید، اما درمان نمی‌شود.

گزارش مرکز پژوهش‌ها می‌گوید تابستان ۱۴۰۵ در مقایسه با سال قبل کمی بهتر است. اما این بهبود نسبی نباید با عبور از بحران اشتباه گرفته شود. کاهش ظاهری ناترازی، بیش از آنکه حاصل اصلاح بنیادین باشد، به مدیریت مصرف، تغییر محاسبات، محدودیت صنایع و اضافه شدن بخشی از ظرفیت‌های جدید وابسته است. به همین دلیل، خطر اصلی همچنان پابرجاست: اگر گرما شدیدتر شود، اگر مصرف خانگی کنترل نشود، اگر صنایع به دلیل قطع برق دوباره از مدار تولید بیرون رانده شوند، یا اگر ظرفیت نیروگاهی آسیب‌دیده دیرتر از انتظار بازگردد، ناترازی دوباره به خاموشی تبدیل می‌شود. زاویه انسانی بحران برق از همین‌جا آغاز می‌شود. سیاست‌گذار درباره مگاوات حرف می‌زند، اما شهروند خاموشی را با بدن خود حس می‌کند. گرمای شبانه، فقط یک ناراحتی گذرا نیست. برای سالمندان، بیماران قلبی و تنفسی، کودکان و ساکنان خانه‌های کوچک و کم‌تهویه، قطع برق در ساعات گرم می‌تواند به مسئله سلامت عمومی تبدیل شود. در شهرهایی که تابستان‌ها طولانی‌تر و دمای شبانه بالاتر شده، کولر دیگر کالای رفاهی نیست؛ بخشی از سازوکار بقاست.

تلاقی بحران برق و توسعه پایدار

این همان نقطه‌ای است که بحران برق با توسعه پایدار تلاقی پیدا می‌کند. اگر شبکه برق نتواند با موج‌های گرما سازگار شود، فشار اقلیمی به نابرابری اجتماعی تبدیل می‌شود. خانواری که توان خرید کولر کم‌مصرف، پنجره دوجداره، عایق‌بندی مناسب یا برق پشتیبان ندارد، سهم بیشتری از رنج خاموشی می‌برد. کارگری که در خانه‌ای اجاره‌ای و فرسوده زندگی می‌کند، انتخابی برای بهینه‌سازی مصرف ندارد.

بیمارستان، خانه سالمندان، نانوایی، کارگاه کوچک و مغازه محلی نیز به یک اندازه از ناترازی آسیب نمی‌بینند. خاموشی، اگر عادلانه و هوشمند مدیریت نشود، به یک سیاست نابرابر بدل می‌شود.

از سوی دیگر، صنعت نیز قربانی تکراری این بحران است. در سال‌های گذشته، بخش مهمی از مدیریت ناترازی با اعمال محدودیت بر صنایع انجام شده است. این روش شاید در کوتاه‌مدت شبکه را سرپا نگه دارد، اما هزینه آن در جای دیگری ظاهر می‌شود: کاهش تولید، افزایش هزینه تمام‌شده، آسیب به اشتغال، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران. وقتی کارخانه‌ای نمی‌داند در اوج تابستان چند ساعت برق خواهد داشت، برنامه تولیدش نیز به اندازه شبکه برق ناپایدار می‌شود.

با این حال، تمرکز صرف بر صنایع هم تصویر کاملی نمی‌دهد. بخش خانگی، به‌ویژه در روزها و شب‌های داغ، یکی از نقاط تعیین‌کننده پیک مصرف است. ورود میلیون‌ها کولر آبی و گازی به مدار، بار شبکه را در ساعت‌های حساس بالا می‌برد. در چنین شرایطی، توصیه به صرفه‌جویی اگر فقط در حد پیامک و هشدار باقی بماند، اثر محدودی خواهد داشت. مدیریت مصرف نیازمند سیاست عمومی است: استانداردسازی تجهیزات سرمایشی، اصلاح الگوی ساخت‌وساز، عایق‌کاری ساختمان‌ها، تعرفه‌گذاری پلکانی مؤثر، حمایت از خانوارهای کم‌درآمد برای بهینه‌سازی مصرف و توسعه کنتورهای هوشمند.

نگرانی از ساعاتی که شبکه به لبه می‌رسد

گزارش مرکز پژوهش‌ها نیز بحران را «بزرگ اما قابل مدیریت» توصیف می‌کند. یکی از نکات مهم این است که بیش از ۶۰ درصد ساعات تابستان، ناترازی کمتر از ۶ هزار مگاوات است و در حدود ۸۲ درصد ساعات، ناترازی زیر ۱۰ هزار مگاوات می‌ماند. این یعنی بحران برق، در بسیاری از ساعات، با ابزارهای دقیق مدیریت بار، جابه‌جایی مصرف، قراردادهای پاسخ‌گویی بار و کنترل مصرف مشترکان پرمصرف قابل مهار است. مسئله اصلی آن چند ساعت بحرانی است؛ ساعت‌هایی که شبکه به لبه می‌رسد و تصمیم‌های قبلی خود را نشان می‌دهد.

اما این مدیریت، اگر از اتاق‌های کنترل و دستورهای اضطراری فراتر نرود، هر سال تکرار خواهد شد. اقتصاد برق ایران سال‌هاست با شکاف میان قیمت فروش و هزینه واقعی تولید روبه‌روست. وقتی سرمایه‌گذاری در نیروگاه جدید جذاب نباشد، وقتی بازگشت سرمایه نامطمئن باشد، وقتی مطالبات تولیدکنندگان برق انباشته شود، و وقتی مصرف‌کننده پرمصرف هزینه واقعی رفتار خود را نپردازد، ناترازی به نتیجه طبیعی ساختار تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، ساخت نیروگاه جدید هم به‌تنهایی کافی نیست؛ چون تقاضا سریع‌تر از ظرفیت پایدار تولید رشد می‌کند.

تکیه شدید بر نیروگاه‌های حرارتی نیز نقطه آسیب‌پذیر دیگری است. این نیروگاه‌ها به سوخت نیاز دارند و سوخت نیز خود درگیر ناترازی است. هر اختلال در تأمین گاز، مستقیم به تولید برق ضربه می‌زند. گزارش مرکز پژوهش‌ها به کاهش سقف تولید گاز در نتیجه آسیب‌های واردشده به زیرساخت‌های انرژی در زمان جنگ اشاره کرده و هشدار داده که این موضوع می‌تواند ظرفیت تولید نیروگاه‌ها را تهدید کند. به بیان ساده‌تر، بحران برق و بحران گاز دو پرونده جدا نیستند؛ دو چهره از یک ناترازی انرژی‌اند.

جنگ و آسیب‌های ناشی از آن به زیرساخت‌های انرژی، تابستان ۱۴۰۵ را حساس‌تر کرده است. بخشی از ظرفیت نیروگاهی کشور از مدار خارج شده و بازسازی کامل آن زمان‌بر است. این وضعیت نشان می‌دهد امنیت انرژی فقط به میزان ظرفیت نصب‌شده وابسته نیست، بلکه به تاب‌آوری شبکه، پراکندگی تولید، امکان تعمیر سریع، ذخیره‌سازی، پدافند غیرعامل و انعطاف‌پذیری مدیریت مصرف نیز بستگی دارد. شبکه‌ای که در شرایط عادی ناتراز است، در شرایط آسیب زیرساختی شکننده‌تر می‌شود.

تجدیدپذیرها مهم اما ناکافی

در این میان، رشد تجدیدپذیرها نشانه‌ای مهم اما ناکافی است. ظرفیت نیروگاه‌های تجدیدپذیر نسبت به سال‌های قبل افزایش یافته و توان عملیاتی هم‌زمان آنها در تابستان ۱۴۰۵ حدود چهار هزار مگاوات برآورد می‌شود. این ظرفیت می‌تواند در ساعات روز به کاهش فشار شبکه کمک کند، اما مسئله شب همچنان باقی است. برق خورشیدی وقتی خورشید غروب می‌کند، از مدار تولید بیرون می‌رود؛ درست در زمانی که بخشی از مصرف سرمایشی ادامه دارد و خاموشی شبانه برای شهروندان سخت‌تر و خطرناک‌تر است. بنابراین توسعه خورشیدی باید با ذخیره‌سازی انرژی، مدیریت پیک شبانه و اصلاح مصرف همراه شود.

راه‌حل‌های فوری گزارش مرکز پژوهش‌ها از تضمین سوخت نیروگاه‌ها و مدیریت بار صنایع تا تشویق صرفه‌جویی خانگی و تسریع اتصال نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس تجدیدپذیر را در بر می‌گیرد. اما راه‌حل‌های بلندمدت مهم‌ترند: اصلاح اقتصاد صنعت برق، توسعه بازار گواهی صرفه‌جویی، تکمیل واحدهای بخار نیروگاه‌های گازی و تبدیل آنها به سیکل ترکیبی، تنوع‌بخشی به منابع تولید و هوشمندسازی شبکه توزیع. اینها اقداماتی نیستند که در چند هفته نتیجه دهند، اما بدون آنها، تابستان ۱۴۰۶ و ۱۴۰۷ نیز با همین ادبیات آغاز خواهند شد.

مسئله کلیدی، تغییر نگاه از «تأمین بیشتر» به «تاب‌آوری بیشتر» است. کشوری که با گرمای شدیدتر، رشد مصرف و محدودیت منابع سوخت روبه‌روست، نمی‌تواند فقط با افزودن ظرفیت تولید از بحران عبور کند. باید مصرف را هوشمند کند، ساختمان‌ها را کم‌مصرف‌تر بسازد، صنایع را به پاسخ‌گویی بار وارد کند، قیمت‌ها را عادلانه و هدفمند اصلاح کند، و هم‌زمان از خانوارهای آسیب‌پذیر حمایت کند تا اصلاح اقتصادی به فشار معیشتی تازه تبدیل نشود. تابستان ۱۴۰۵ احتمالاً تابستانی کاملاً تاریک و گرم نخواهد بود، اما می‌تواند تابستانی هشداردهنده باشد؛ هشدار درباره اینکه زیرساخت انرژی، مانند آب و هوا، دیگر موضوعی فنی و دور از زندگی روزمره نیست. برق، در عصر گرمایش زمین، بخشی از حق زیستن در شهر است. سیاست‌گذار بایستی بداند که دیگر نمی‌توان بحران ناترازی خصوصا در تابستان‌های پیش‌رو را به منظور عبور از بحران با توصیه به صرفه‌جویی، محدودیت صنایع و وعده پروژه‌های تازه عقب انداخت.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *