از رستاخیـــــــــز تا یارانه نقدی





از رستاخیـــــــــز تا یارانه نقدی

۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۴۹

«این‌ها که قیافه روشنفکری می‌گیرند، به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند. چرا مردم باید در آپارتمان زندگی کنند؟ به هر ایرانی یک قطعه زمین می‌دهیم تا در آن ویلاسازی کند. ما همین الان فردی را داریم که وقتی به زمین نگاه کند، تمام معادن زیر آن را به‌طور تضمینی به شما معرفی می‌کند.»

جملاتی که خواندید، از زبان یکی از شخصیت‌های طراز اول دولتی بیان شده است؛ آقای احمدی‌نژاد که خود را تنها نماینده مبارزه مردم علیه فساد و ثروت‌اندوزی برآمده از دولت سازندگی و دولت اصلاحات قلمداد می‌کرد. به عبارتی، او خود را شاخصه صادق گفتمان انقلاب اسلامی می‌دانست. خواسته‌های انقلابیونی که در سال ۵۷ علیه شاه به خیابان‌ها آمده بودند، ریشه در شعارهایی داشت که برآمده از مشروطیت بود. قرار بود با دولت سردارسپه، مجدداً این خواسته‌ها اجابت شوند و او در یک جمهوری نوین، نگاهبان مشروطه باشد. اما نخبگان آن زمان، تاریخ باستان‌گرایانه‌ای را برای ایران شکل دادند و مؤسس سلسله پهلوی، شاهنشاهی خود را ادامه حکومت شاهان هخامنشی، چون کورش کبیر، دانست.

بعدها در عصر پهلوی دوم، احزاب معدودی هم تأسیس شدند؛ مانند حزب مردم که توسط اسدالله اعلم در همین راستا شکل گرفت تا مثلاً هماورد حزب ایران نوین حسنعلی منصور، سیاست بله‌قربان‌گویی و چشم‌قربان را ادامه دهد. هر دو این احزاب سپس منحل و در یک حزب به نام «رستاخیز» ادغام شدند. یازدهم اسفند ۱۳۵۳ شاه ایران در کنفرانس مطبوعاتی گفت: «همه مردم باید عضو این حزب شوند؛ در غیر این صورت باید از کشور بروند یا روانه زندان شوند.»

هم احمدی‌نژاد با نهضت ملی مسکن و یارانه و هم محمدرضا شاه، به مردم‌انگیزی و ایجاد جریان پوپولیستی مبادرت ورزیدند. وجود ایده‌های افراطی مذهبی در نگرش احمدی‌نژاد آن زمان، مثل هاله نور، یا شعار «کورش آسوده بخواب که ما بیداریم» محمدرضا شاه، این جریان پوپولیستی و مردم‌انگیزی را به سمت شکل‌گیری جریان‌های افراطی سوق دادند که عوارضی خطرناک داشت. اما اکنون بسیار مهم است که بدانیم این «مردم» چه کسانی هستند؟ تنوع عقیدتی را در بین خود تاب می‌آورند یا سرکوب می‌کنند؟ یا اصلاً کدام پروژه سیاسی «مردمی» است؟ «فهم مردم» از تحولات سیاسی پیرامون مهم است یا «درک نخبگان» از قضایا مهم‌تر است؟

وقتی طبقات اجتماعی همه در هم ادغام شده و جای خود را به مردم می‌دهند، تنها چیزی که قوت می‌گیرد، شکل‌گیری مقاومت در برابر گروه کوچک نخبگان است. انگار نخبگان خواسته‌های مشروع مردم را ناکام و خنثی کرده و در مقابل آن‌ها قرار می‌گیرند. سخنان آقای احمدی‌نژاد در صدر نوشته فوق نشان می‌دهد که او خود را نماینده مردم دانسته و با نثار خشم خود علیه نخبگان، می‌کوشد موتور یک جریان پوپولیستی را روشن کند. به همین دلیل، برخی از جامعه‌شناسان پوپولیسم را در قالب «رابطه متضاد بین مردم و نخبگان» تعریف می‌کنند. اما آن‌ها خوب می‌دانند که واژه مردم، در برهه‌های گوناگون و رویدادهای خاص زمانی، منعکس‌کننده راهبردهای سیاسی متفاوت است. اینکه مردم را بدون قدرت تغییرپذیری بدانیم و مدام به گروه‌ها و ادعاهای یکسانی ارجاعشان دهیم، ساده‌لوحانه به نظر می‌رسد، چرا که «ساخت مردم» پس از گذراندن وقایع سیاسی و انباشت تجربیات تاریخی، تا اندازه قابل ملاحظه‌ای تغییر می‌کند. به عنوان مثال، مردم در عصر پهلوی با مردم سال ۵۷ متفاوتند. یا مردم دهه شصت با مردم دوم خرداد ۷۶ یکسان نبودند. لزوماً قواعد مردم‌انگیزی دوران ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد نیز با قواعد مردم‌انگیزی جنگ دوازده‌روزه متفاوت بود. حتی تعریف مردم جنگ دوازده‌روزه با جنگ اخیر یکسان نیست. در جنگ دوازده‌روزه، مردم هنوز داغدار اتفاقات دی‌ماه سال قبل نبودند و در جنگ اخیر، مردم هم سوگوار وقایع دی‌ماه بودند و هم سوگوار مدرسه میناب و ورزشگاه لامرد و…

امروزه در سیاست‌ورزی مدرن، نه تنها مبارزه بین پوپولیسم راست و چپ رنگ باخته است، بلکه «پوپولیسم» در آن مسابقه‌ای است برای تعریف و گسترش «مفهوم مردم»؛ اینکه مردم چه کسانی هستند و چه چیزی را می‌توانند با هم به دست بیاورند. چگونه می‌توان از انرژی این نیروی بزرگ برای ستاندن حقوق تاریخی که به دست قدرت‌های استعماری نادیده گرفته شده، استفاده کرد؟

«پوپولیسم» در ذات خود مذموم نیست، ولی هنر حکمران در برانگیختن این نیرو باید قانونگذاران را موظف سازد که در زمان‌های معینی به خواسته‌های قانونی مردم که به شکل تقاضاهای عمومی درآمده، ترتیب اثر دهند. تصویب قوانین جدید و اجرایی کردن آن‌هاست که منجر به بازنمایی هویت جمعی می‌شود. بیان قانونی مطالبات مردمی، هر از گاهی مردم‌انگیزی مثبت و پوپولیسمی را شکل می‌دهد که در آن اجتماع بین مردم و نخبگان تقسیم شده و به جای روبه‌رو کردن آن‌ها با هم، درک متقابلشان از هم را افزایش می‌دهد و به نخبگان، به‌عنوان سرمایه‌های راهگشا و آگاهی‌بخش مردمی، ارزش می‌نهد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی

شهــرکُــشــــــی