جنگ برای ویلچر نشینان تمام نمیشود
۲۵ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۳۲
برای بسیاری از شهروندان، خروج از خانه در لحظه بحران چند ثانیه بیشتر طول نمیکشد؛ اما برای رضا، مرد ۵۴ سالهای که به دلیل آسیب شدید مچ پا و بیماری دیستروفی از ویلچر استفاده میکند، همین مسیر حدود یک ربع زمان میبرد؛ از بلند شدن با بالابر، نشستن روی ویلچر تا پایین آمدن از طبقه سوم با آسانسور. خودش با تلخی میگوید: «تا آن موقع هر اتفاقی باید میافتاده، افتاده است.»
رضا روزهای جنگ را با اضطراب گذرانده است. او از شبی میگوید که صدای انفجار، او و همسرش را از خواب پرانده: «انفجار که شد، از خواب پریدیم. فکر کردم موشک به دیوار بغلی خورده است.»
او که حدود پنج، شش سال است به دلیل بیماری روی ویلچر مینشیند، میگوید در همان روزهای بحرانی هم تهران را ترک نکرده است: «بهجز یک روز، بقیه روزهای جنگ را تهران بودیم. بقیه شهرها برای ما حتی از تهران هم بدتر بودند.»
جنگ چهلروزه برای بسیاری از شهروندان با اضطراب و تنش همراه بود، اما برای افراد دارای معلولیت، ترس فقط به صدای انفجار محدود نمیشد. تهران در روزهای غیربحرانی هم، به گفته افراد با نیاز ویژه، مناسب نیست؛ چه برسد به زمان بحران که شرایط سختتر هم میشود.
نبود رمپ در جاهای مختلفی مثل بانک، مطب دکتر و…، وجود پلههای کمارتفاع یا بلند در سطح پیادهرو، مرتفع بودن جای عابربانک، جویهای کوچک در مسیر و… تعدادی از مصداقهای نامناسب بودن شهر برای افرادی است که از ویلچر استفاده میکنند.
رضا میگوید: «بهجز یک روز، بقیه روزهای جنگ را تهران بودیم چون بقیه شهرها برای ما اوضاعشان از تهران بدتر است. همسرم استرس زیادی داشت اما به خاطر من از شهر خارج نشد و استرس او به من هم منتقل شد. ما افسریه هستیم. صدای چند انفجار بهقدری زیاد بود که فکر کردم کنار خانه ما را زدند اما با ما حدود یک چهارراه فاصله داشت.
تنش برای بیماری دیستروفی خیلی ضرر دارد و باعث افت قند هم میشود و این خودش مشکلات دیگری را اضافه میکند. کرختی بعد از استرس، امکان حرکت را خیلی سخت میکند و شوک بدی ایجاد میشود.»
نه فقط پیادهروها، بلکه برخی مراکز بهزیستی هم، به گفته او، مناسب افراد با ویلچر نیستند. رضا ادامه میدهد: «اتوبوسهای برقی جدید رمپ و جایگاه معلولان دارند اما خیلیهایشان رمپ را باز نمیکنند و توجیهشان هم این است که بهشان گفتهاند باز نکنید! یکبار که شارژ ویلچرم خیلی کم بود، به راننده گفتم اگر باز نکنی کنار نمیروم. آن موقع بود که توانستم از رمپ استفاده کنم. برای دو، سه ایستگاه بهترین گزینه اتوبوس است، اما وقتی نشود از آن استفاده کرد، چه فایدهای دارد؟»
رضا سالها معلم بوده است. او نامناسب بودن شهر را عاملی برای خانهماندن مدام میداند و اینطور ادامه میدهد: «بعضی از دانشآموزان هنوز به من سر میزنند اما در کل وقتی شهر مناسب رفتوآمد ما نباشد، مجبوریم در خانه بمانیم و این یعنی عادت به انزوا. اگر جایی یک پله هم داشته باشد، عبور با ویلچر خیلی سخت میشود. بهجز آن، مسئله سرویس بهداشتی هم مهم است و اگر سرویس فرنگی نباشد، برای ما قابل استفاده نیست.»
«اگر شهر مناسب باشد، احساس نیاز نمیکنیم»
در بسیاری از کشورهای اروپایی، مناسبسازی معابر فقط به نصب رمپ محدود نمیشود؛ بلکه مجموعهای از راهکارها شامل همسطحسازی گذرگاهها، مسیرهای ویژه نابینایان، حذف موانع فیزیکی، استانداردسازی عرض پیادهروها و طراحی فراگیر فضاهای شهری به گونهای است که عبور و مرور برای معلولان راحت باشد. تجربه کشورهایی مانند هلند، آلمان، سوئد و بریتانیا نشان میدهد میشود شهرها را طوری طراحی کرد که افراد با نیاز ویژه به آسانترین شکل ممکن در جامعه حضور داشته باشند. رضا میگوید تجربه دوستانش در اروپا نشان میدهد که «اصلاً حس معلولیت ندارند». اما در تهران، حتی مسیرهای کوتاه هم میتواند به مانع ختم شود: «گاهی وسط مسیر میفهمی دیگر نمیتوانی ادامه بدهی و باید برگردی. حتی مساجد هم مناسب حضور ما نیستند. دو سال پیش خواستم از پیادهرو بروم اما نمیشد و از کنار خیابان رفتم. با موتور تصادف کردم و فکم شکست. افسری که آمد، من را سرزنش کرد که چرا از خیابان رفتی. به او گفتم با ویلچر به پیادهرو برو، ببین آیا میتوانی؟» مادر یک نوجوان مبتلا به فلج مغزی نیز از تجربهای مشابه میگوید: «وسط خیابان جوی بزرگی گذاشتهاند. وقتی پسرم میخواست رد شود، ویلچر کج شد و من هم با او فاصله داشتم و با فریاد خانمی که آن سمت خیابان بود، به پسرم رسیدم.» آنطور که مادر و پسر میگویند، شرایط کوچهها و خیابانهای تهران برای عبور با ویلچر «خیلی سخت» است.
پیادهروهایی که مناسب عابران نیستند!
کیانوش ذاکرحقیقی، استاد گروه شهرسازی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب، در گفتوگو با «پیام ما» میگوید ما اساساً شهر را برای انسان پیاده طراحی نکردهایم و این مسئله فقط مربوط به افراد دارای معلولیت نیست. به گفته او، تهران حتی برای کودک، سالمند و در برخی موارد حتی برای عابر پیاده عادی هم مناسب نیست.
او نمونههای این وضعیت را در جزئیات طراحی شهری میبیند؛ از نبود امنیت در پیادهروها گرفته تا درهای مغازهها و کرکرههایی که به سمت بیرون باز میشوند و وارد مسیر عابر میشوند، یا تجهیزات شهری که در نقاط نامناسب نصب شدهاند. به باور او، در چنین شرایطی عابر پیاده جایگاه اصلی در طراحی شهر ندارد. حتی در تقاطعها نیز همزمان با عبور عابر، گردش خودروها به راست و چپ آزاد است؛ در حالیکه در استانداردهای شهری باید زمان مشخصی برای عبور ایمن عابر در نظر گرفته شود.
این وضعیت، به گفته او، باعث میشود افراد دارای معلولیت، بهویژه کسانی که از ویلچر استفاده میکنند، با شرایطی بسیار سختتر روبهرو شوند؛ تا جایی که حتی خروج از خانه برای آنها به یک ریسک جدی تبدیل میشود.
ذاکرحقیقی یادآوری میکند که در مقررات شهری نیز موضوع مناسبسازی دیده شده است؛ از جمله در نشریه ۲۴۶ سازمان برنامه و بودجه که از سال ۱۳۸۱ لازمالاجراست و دستگاههای اجرایی را موظف به مناسبسازی فضاهای عمومی و ساختمانها میکند. اما به گفته او، فاصله میان قانون و اجرا همچنان زیاد است.
او میگوید بخشی از ساختمانهای عمومی مناسبسازی شدهاند، اما ساختمانهای قدیمی همچنان مشکل دارند و روند اصلاح آنها کند پیش میرود. علاوه بر این، تعدد نهادهای مسئول در مدیریت شهری باعث شده هماهنگی لازم شکل نگیرد و اجرای این ضوابط در بسیاری موارد ناقص بماند.
در برخی موارد حتی اقداماتی مانند نصب آسانسور ویلچر در ساختمانها انجام شده، اما این تجهیزات بعد از مدتی از کار افتاده یا به دلیل سرقت و نبود تعمیر، عملاً بلااستفاده شدهاند؛ وضعیتی که نشان میدهد مناسبسازی در عمل تحقق پیدا نکرده است.
او در ادامه به مفهوم شهر همهشمول در استانداردهای جهانی اشاره میکند؛ مفهومی که فقط به حملونقل عمومی محدود نمیشود و از مترو و اتوبوس و تاکسی تا پیادهروها، تقاطعها و کیفیت فضاهای عمومی مانند پارکها و فضاهای بازی را دربر میگیرد.
به گفته او، در حوزه فضاهای بازی کودکان وضعیت حتی نگرانکنندهتر است؛ چرا که تقریباً در هیچیک از پارکهای شهری امکانات مناسب برای کودکان دارای معلولیت یا کمتوان وجود ندارد. حتی برای کودکان اوتیستیک نیز فضاهای شهری مناسبسازی نشده و محیطها برای آنها امن و پذیرنده نیست. نتیجه این وضعیت، شهری است که به جای پذیرش، حذف میکند و باعث میشود افراد با نیازهای ویژه احساس امنیت نکنند و در نهایت از حضور در شهر کنار بکشند.
او همچنین به سه اولویت فوری برای تهران اشاره میکند: «مناسبسازی پیادهروها، تقاطعها و حملونقل عمومی»؛ سه نقطهای که به گفته او اگر اصلاح نشوند، بخش بزرگی از شهر همچنان برای این گروهها غیرقابل استفاده باقی میماند.
برق که برود، شهر متوقف میشود
فاطمه ۲۶ ساله است و از ویلچر استفاده میکند. او درباره دغدغهاش در بحرانهایی مثل جنگ میگوید: «ترس از اینکه اگر برق برود و نشود از آسانسور استفاده کرد، خیلی سخت است. یکبار در جنگ برق قطع شد و شش ساعت در خیابان و بعد هم در پارکینگ منتظر بودم.»
او هم از نامناسب بودن شهر برای عبور با ویلچر گلایه میکند و حرفش را اینطور ادامه میدهد: «شرایط شهر طوری است که امکان مستقل بودن را میگیرد و همیشه باید کسی همراهم باشد. جویهایی در مسیر هستند که چرخ ویلچر در آنها گیر میکند و گاهی منتظر بودم تا کسی رد بشود و کمکم کند. خیلی از جویها اصلاً پلی ندارند که بشود با ویلچر از روی آن عبور کرد.
این شرایط باعث میشود بخواهم از خیابان بروم که آنجا هم خطرناک است. در زمان جنگ استرس زیادی داشتم چون پیش خودم میگفتم در شرایط عادی شهر مناسب حضور ما نیست، چه برسد به حالا! و اگر جایی را بزنند باید کجا فرار کنم و پناه بگیرم؟»
حتی سینما هم نمیشود رفت
آقای شفیعی ۳۷ ساله است و هر بار با صدای جنگندهها گوشه خانه «کز» میکرده است. او هم از قطعی برق و استفاده از آسانسور نگرانی زیادی را از سر گذرانده است. وقتی صحبت مسیرهای شهری به میان میآید، میگوید: «معلوم نیست میلههای پرانتزی که در پیادهرو گذاشتهاند چه کارکردی دارند؟ آنها را گذاشتهاند که موتور رد نشود و ویلچر برود اما دقیقاً برعکس است! اگر ویلچر بزرگ باشد یا معلول سنگینوزن و قدبلند باشد، یا رد نمیشود یا خیلی سخت حرکت میکند. بارها پیش آمده است که یک مسیری را رفتم اما به مانعی برخوردم و مجبور شدم دوباره برگردم!»
نه فقط پیادهروها، بلکه استفاده از اماکن تفریحی مثل سینما هم برای آقای شفیعی «سخت» و حتی «نشدنی» است. او میگوید: «سینمایی که در خیابان پیروزی است به من خیلی نزدیک است اما پله دارد و از طرفی بالابر درِ کوچه هم فعال نیست. اگر بخواهم پاساژی برای خرید یا تفریح بروم، رمپ و آسانسور ندارد و کلاً مجبورم منصرف شوم. اگر رانندگان اتوبوسهای برقی توجیه شوند که رمپ اتوبوس را باز کنند، ما هم میتوانیم از آنها استفاده کنیم و منتظر سامانه جانبازان و معلولان نباشیم. چون استفاده از آنها هم چالشهای خاص خودش را دارد.»
او درباره پناهگاهها اینطور ادامه میدهد: «گفته بودند از ایستگاههای مترو میشود برای پناهگاه استفاده کرد. اما کدام مترو؟ از متروهایی که در شرایط عادی هم مناسب نیستند، چطور میشود در زمان بحران استفاده کرد؟ وزن من با ویلچر حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلوگرم میشود. وقتی نه رمپ وجود دارد و نه آسانسور، ما که در جنگ ترس و استرس زیادی را تجربه میکنیم، باید کجا برویم؟»
روایت افراد دارای معلولیت نشان میدهد نامناسب بودن شهرها، حق حضور، امنیت و زندگی آنها را گرفته است. تا زمانی که پیادهرو، حملونقل عمومی و فضاهای پناهگیری برای همه قابل استفاده نباشد، افراد با نیاز ویژه به انزوا و خانهنشینی خو میگیرند و سلامت روانی و جسمی آنها هم به خطر میافتد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایتی از کار کودکان مهاجر در استان فارس؛ جغرافیای درد از کابل تا شیراز
بازمانده از کودکی، جامانده از درس
در نشست روز مبارزه با کار کودک در مؤسسه رحمان بیان شد
بلوغ اجبـــــاری کودکان کار
کودکی با کوپن میانسالی با کالابرگ
گفتوگو با مرتضی فرهادی، استاد تمام جامعهشناسی بهمناسبت ۲۵ خرداد، روز ملی گل و گیاه
مردمشناسی که برای درختـــــــان، خطابه سرود
حفاظت از زاگرس در صدر اولویتهای محیط زیست لرستان
کارشناسان معتقدند فعالان مدنی آثار کارهای خود را در جامعه نمیبینند و دلسرد میشوند
جامعه مدنی در بنبست تصمیمگیران
حاضران در نشست «زنان در مواجهه با جنگ» چه گفتند؟
جنگ روایتها زنان را به حاشیه میبرد
طالبان حلقه محدودیت بر زنان افغانستان را تنگتر کرد
فصل تازه سرکوب زنان افغانستان
« پیام ما» به تبیین جامعه شناختی رشد مصرف داروهای لاغری در ایران و جهان میپردازد
بدن بهعنوان پروژه دائمی در اقتصاد زیبایی
وزیر ارتباطات در نخستین نشست خبری خود مطرح کرد
محدودسازی اینترنت توسعه اینترنت روستایی را کُند میکند
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بازگشت به تریاک بهجای درمان
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید