گزارشی از ۵۶ کودک بهزیستی فارس که در جنگ به خانواده‌های دیگر سپرده شدند

چهل روز در آغـــــوش امن





چهل روز در آغـــــوش امن

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۰۹

در هیاهوی روزهای جنگ، سازمان بهزیستی فارس، تصمیمی گرفت که فراتر از تمام بخش‌نامه‌های اداری بود. ۵۶ کودک، به دست‌های مهربان کارکنان و خانواده‌های داوطلب سپرده شدند. آن‌ها از مراکز در معرض خطر به روستاهای امن اطراف منتقل شدند.

به گواه آمارهای موجود از تعداد ۵۶ کودک بی‌سرپرست انتقال‌یافته جنگ اخیر به مناطق امن در استان فارس، سهم شهرستان داراب هجده دختر ۶ تا ۱۲ سال، اقلید یازده دختر ۱۲ تا ۱۸ سال، فیروزآباد دوازده دختر ۱۲ تا ۱۸ سال و سرای عاطفه‌های شیراز پانزده پسر ۱۲ تا ۱۸ سال بود که طی یک عملیات حساب‌شده، به خانه‌های امن خانواده‌های داوطلب و کارکنان بهزیستی منتقل شدند.

این تجربه ۴۰ روزه، نشانی از تعهد بالای کارکنان و مشارکت بی‌چشمداشت مردم بود. در این میان، نه‌تنها امنیت فیزیکی کودکان تأمین شد، بلکه با فراهم‌کردن بستر زندگی خانوادگی، از آسیب‌های روانی ناشی از شرایط بحرانی پیشگیری شد.

«آنها امانت بودند»

زن می‌گوید: «کار بزرگی نکردم، فقط در خانه‌ام را باز کردم.» حرف‌هایش قابل‌تأمل است. او خود از کارکنان بهزیستی است و برایمان از چهل روزی می‌گوید که زندگی‌اش رنگ‌وبوی متفاوتی گرفت. «اسمم را ننویسید. فقط بدانید که چهل روز، خانه ما بهشت کوچک دو کودک شد». دو کودکی که دنیای امنشان با صدای مهیب موشک‌ها و اضطراب بزرگ‌ترها ترک برداشته بود. «وقتی خبر تخلیه مرکز بهزیستی را شنیدیم، انگار پتک توی سرم خورد که این بچه‌ها را کجا می‌برند؟ خودم هم خانواده داشتم، نگران امنیت خودم و بچه‌های خودم بودم، اما وقتی به آن کودکان نگاه کردم، ترس را در سلول به سلول جسم و جانشان دیدم. چیزی درونم فریاد می‌زد: این‌ها امانت تو هستند.»

با صدایی که هنوز گرمای آن روزها را دارد، ادامه می‌دهد: «آن چهل روز، فقط پر از واهمه نبود، پر از شیرینی گس مسئولیت هم بود. کنار سفره ما می‌نشستند، لقمه‌شان را با بچه‌های من تقسیم می‌کردند، با هم می‌خندیدند و در آن روزهای سیاه، طعم واقعی «خانواده» را چشیدند. وقتی می‌دیدم آرامش به صورتشان برگشته، خستگی از تنم در می‌رفت. آن‌ها دیگر مهمان نبودند، آنها هر چند موقتی، عضو خانه ما شده بودند.»

ایده از کجا آمد؟

نکته مهم در این تجربه، همراهی داوطلبانه کارکنان بهزیستی و مردم بود. «حمید گودرزی»، مدیرکل بهزیستی فارس در همین رابطه به «پیام ما» می‌گوید: «بسیاری از مربیان مراکز، شیرخوارگاه‌ها، به دلیل ارتباط عاطفی نزدیک با فرزندان، خودشان مسئولیت نگهداری از کودکان را بدون چشمداشت و تنها با انگیزه انسانی و مسئولیت اخلاقی به عهده گرفتند. از سوی دیگر، مردم روستاها و خانواده‌های پذیرنده نیز با حس نوع‌دوستی و احساس مسئولیت، به این طرح پاسخ مثبت دادند و نشان دادند که در بحران، همبستگی اجتماعی می‌تواند از هر سازوکار اداری مؤثرتر باشد.»

این‌طور که مدیرکل بهزیستی فارس می‌گوید، در طول این چهل روز، کودکان در بستر خانواده احساس امنیت و حمایت عاطفی بیشتری را تجربه کردند. هرچند شرایط بحرانی، دشواری‌های خاص خود را داشت، اما خانواده‌ها با مدیریت صحیح و تحت نظارت تیم تخصصی فرزندخواندگی استان، توانستند آرامش نسبی کودکان را حفظ کنند و از شدت اضطراب آنان بکاهند.

او ادامه می‌دهد: «اولویت اصلی ما در آن روزها، حفظ امنیت کودکان بود؛ اما نه فقط امنیت فیزیکی، بلکه آرامش روحی آنان نیز اهمیت داشت. به همین دلیل، محل جدید اسکان کودکان با دقت و بر اساس اصول استاندارد و با درنظرگرفتن «منافع عالیه کودک» تعیین شد.»

گودرزی توضیح می‌دهد که این تصمیم، در ادامه جلسات پدافند غیرعامل و تشکیل کمیته بحران استان و شهرستان اتخاذ شد و مراکزی که در مجاورت مکان‌های حساس قرار داشتند، جابه‌جا شدند. اما مهم‌تر از جابه‌جایی، شیوه‌ای بود که برای نگهداری از کودکان با سپردن آنان به خانواده‌ها، چه در روستا و چه در شهر، در قالب طرح «میزبان» انتخاب شد.

به گفته او این ایده از تجربه‌های موفق گذشته و ضرورت جلوگیری از زندگی گروهی و تجمعات در شرایط بحران شکل گرفت و خانواده‌های متقاضی نیز پیش از پذیرش کودک، بر اساس شیوه‌نامه‌ها و شرایط مشخص ارزیابی شدند تا این واگذاری، هم ایمن و هم به نفع کودک باشد.

مدیرکل بهزیستی فارس تأکید می‌کند: «در این مسیر، هماهنگی با مرکز «شوق زندگی» و تعامل با «مؤسسه خانواده‌محور» در کنار برگزاری جلسات کارشناسی تخصصی، ضامن موفقیت این طرح در استان فارس شد.»

کودک، خانواده، امنیت پایدار

مدیرکل بهزیستی فارس این تجربه را فراتر از یک تصمیم اضطراری می‌داند. از نگاه او، مهم‌ترین دستاورد این طرح، اثبات دوباره این حقیقت است که کودک، بیش از هر چیز، به خانواده نیاز دارد؛ به فضایی که در آن حمایت عاطفی، امنیت روانی و حس تعلق را تجربه کند. او تأکید می‌کند: «تأمین بهداشت روان در بستر خانواده در سایه حمایت‌های اجتماعی و عاطفی، از بزرگ‌ترین درس‌های این تجربه بود. این تجربه می‌تواند الگویی برای مواجهه با بحران‌های مشابه در آینده باشد؛ الگویی که نشان می‌دهد اگر سازمان، خانواده و جامعه در کنار هم قرار بگیرند، حتی در سخت‌ترین شرایط هم می‌توان از کودکان بهتر مراقبت کرد.»

گودرزی در آخر می‌گوید بهزیستی فارس بنا دارد با حمایت از خانواده‌های داوطلب، به‌ویژه در موارد خاص مانند کودکان با نیازهای ویژه، این آمادگی را در آینده حفظ کند.

آنچه در شیراز گذشت، فراتر از یک جابه‌جایی اضطراری یا تغییر مکان زیستی بود. این واقعه، الگوی موفقی از تاب‌آوری اجتماعی را به تصویر کشید. اگرچه انتقال این کودکان ماهیتی موقتی داشت، اما حسرت داشتن خانواده، زخمی است که شاید تا ابد در جان آن‌ها باقی بماند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

بازگشت به تریاک به‌جای درمان

حذف «شربت اپیوم» از چرخه درمان پایدار اعتیاد، نگرانی پزشکان را افزایش داد

بازگشت به تریاک به‌جای درمان

چگونه مردمانـــــی هستیم؟

چگونه مردمانـــــی هستیم؟

مردم، بازیگر اصلی حل مسائل اجتماعی

گزارش «مرکز پژوهش‌های مجلس» از مفهوم و الزام‌های «نوآوری اجتماعی»

مردم، بازیگر اصلی حل مسائل اجتماعی

استرس پساجنگ در کمیـــن ایرانیـــــان

«پیام ما» از وضعیت سلامت روان ایرانیان، دو ماه پس از آتش‌بس گزارش می‌دهد

استرس پساجنگ در کمیـــن ایرانیـــــان

زندگـــــی در تعلیــــق

جنگ برای بسیاری از زنان با پایان حملات متوقف نشد فقر، ناامنی شغلی و ازدست‌رفتن درآمد همچنان ادامه دارد

زندگـــــی در تعلیــــق

پیگیری شکایت بین‌المللی درباره خسارات زیست‌محیطی جنگ

رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست: 

پیگیری شکایت بین‌المللی درباره خسارات زیست‌محیطی جنگ

انسان گـــرگِ انسان است

انسان گـــرگِ انسان است

ما هم روایـــــــت‌ خود را داریم

درباره اهمیت روایتگری در گفت‌وگو با «مهدی سلیمانیه»، «مهسا اسداله‌نژاد» و «علی‌اصغر سیدآبادی»

ما هم روایـــــــت‌ خود را داریم

روایت جنگ، ادبیات جنگ نیست

گفت‌وگو با «مهرنوش ارزاقی»، پژوهشگر و منتقد ادبی

روایت جنگ، ادبیات جنگ نیست

نمی‌توانم ضدِجنگ نباشم

نمی‌توانم ضدِجنگ نباشم

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت