گذار از آب به توسعه در پساجنگ





گذار از آب به توسعه  در پساجنگ

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

کسان بسیاری را می‌شناسم که در پی اصلاح آب، سال‌ها، آسیمه‌سر دویدند و جانانه کوشیدند و به هیچ نرسیدند! هرچه بیشتر خواستند، کمتر یافتند. همه نصیبشان از این مسیر پر سنگلاخ، سینه‌ای سوزان و اندیشه‌ای پریشان و حسرتی بی‌پایان شد! چرا؟

در دیاری که خشکی قاعدهٔ زیست است، آب دیگر تنها یک منبع نیست، خودِ پیکرهٔ توسعه است. آب متغیر نیابتیِ توسعه است؛ نه نشانه‌ای منفصل که گوهرِ هر تصمیم، نبضِ هر برنامه و جانِ هر وعده است. اصلاح آب بدون اصلاح الگوی توسعه ممکن نیست.

آب سقفِ ممکنات را تعیین می‌کند. هر مترمکعب، مرزی است میان خیال و واقعیت، میان آرزویِ توسعه و تنگنایِ امکان. اگر الگوی توسعه را تغییر ندهیم، اصلاحِ آب ریشه‌زُدایی نیست، هرس شاخه‌های مشکلات است. قطره‌ها را می‌توان ذخیره کرد، اما اگر سازوکارهای تولید و تصمیم‌گیری بر بنیادِ مصرفِ بی‌محاسبه پابرجا بماند، ذخیره‌سازی‌ها دوختنِ پارچه‌ای بر زخمی عمیق خواهند بود. زخم می‌ماند، تنها روی آن پوشانده می‌شود.

بهره‌وریِ آب، پیش از آنکه محاسبه‌ای اقتصادی باشد، پرسشی فلسفی است. به‌ازای هر قطره، چه اندازه کرامت انسانی تولید می‌کنیم؟ چه اندازه عدالت؟ چه اندازه زیستنِ شایسته؟ آب و توسعه دو رویِ یک حقیقت‌اند که جدایی‌شان هر دو را به نیستی می‌کشاند. پس هر سیاستِ آبی باید بازنویسیِ الگوی توسعه را در دستور کار خود قرار دهد. تغییر تخصیص آب، در حقیقت بازنگری در معادله‌های قدرت، بازتوزیعِ منافع و بازآفرینیِ قراردادهای اجتماعی است. هر قطره، روایتی است از شرافت یا بی‌رحمیِ انتخاب‌های ما.

پایان سخن تیز و ساده است. اصلاحِ آب بدون بازآفرینیِ توسعه بی‌معنی‌ست. تا توسعه بازآفریده نشود، آب نجات نمی‌یابد. برای اصلاح آب، باید از آب گذر کرد و به توسعه پرداخت. گریز و گزیری نیست، من کارشناسان زیادی می‌شناسم که چشم بر این واقعیت بستند و جز یاس و رنج نیافتند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق