نقدی به برنامه‌های معاون گردشگری وزیر میراث‌فرهنگی

 گزارش‌های خوش‌بینانه در برابر هتل‌های خالی





 گزارش‌های خوش‌بینانه در برابر هتل‌های خالی

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۲۹

 | پیام ما | وقتی مسئولی در نشست خبری از «تعطیل‌ناپذیری گردشگری» سخن می‌گوید و در همان نفس اعتراف می‌کند هتل‌های قشم، کیش، بندرعباس، بوشهر و خوزستان در اوج فصل گردشگری «تقریباً خالی» بوده‌اند، دیگر نیازی به تحلیل پیچیده نیست. تناقض، خودش را نشان داده است. اظهارات معاون گردشگری در نشست ۲۲ اردیبهشت را باید در این چارچوب خواند: نه یک گزارش عملکرد، بلکه تلاشی برای مدیریت روایت در شرایطی که واقعیت میدانی، روایت را پس می‌زند.

از آمارها شروع کنیم، چون آمار جایی است که ادعا با واقعیت روبرو می‌شود. رقم ۶۰۰ میلیارد تومان خسارت مستقیم به ۶۴ تأسیسات گردشگری در ۱۳ استان، عددی است که بدون تفکیک استانی، بدون مشخص شدن نوع تأسیسات آسیب‌دیده و بدون توضیح سازوکار جبران، بیشتر به یک رقم تبلیغاتی شبیه است تا یک گزارش مالی. اما عجیب‌تر از این، رقم ۲۸.۵ هزار میلیارد تومان عدم‌النفع است، عددی که تقریباً ۴۷ برابر خسارت مستقیم است. این نسبت غیرمعمول است و مبنای محاسباتی‌اش باید شفاف شود. بی‌پاسخ ماندن این پرسش، اعتبار کل گزارش را زیر سؤال می‌برد.

 

تناقض آماری دیگری هم وجود دارد که نمی‌توان از کنارش گذشت.

ادعای ورود ۱۴۰ هزار گردشگر در اسفند و ۱۷۸ هزار نفر در فروردین، با گزارش خالی بودن هتل‌های جنوب کشور در همین بازه زمانی چگونه کنار هم می‌نشیند؟ یا این آمار شامل سفرهای زیارتی کوتاه‌مدت بدون اقامت رسمی است، یا توزیع جغرافیایی گردشگران چنان نامتوازن بوده که عملاً اقتصاد گردشگری مناطق آسیب‌دیده را لمس نکرده. در هر دو حالت، ارائه عدد کلی بدون تحلیل، نه اطلاع‌رسانی که گمراه‌کنندگی است.

طراحی سه سناریو برای آینده گردشگری، «جنگ و بحران»، «نه جنگ نه صلح»، «صلح پایدار» در ظاهر رویکردی هوشمندانه است. اما سناریو بدون شاخص‌های گذار، نقشه‌ای است بدون مقیاس. چه زمانی و با چه معیاری از سناریوی دوم به سوم می‌رویم؟ هدف افزایش ۵۰ درصدی گردشگران ورودی در سناریوی صلح، نسبت به چه سال پایه‌ای؟ با چه زیرساختی؟ تجربه اهداف کلان گردشگری ایران، از جمله هدف ۲۰ میلیون گردشگر در سند چشم‌انداز که هرگز محقق نشد، نشان می‌دهد عدد بزرگ بدون مسیر روشن، آرزو است نه برنامه.

 

اما مهم‌ترین غیبت در این نشست خبری، چیزی است که اصلاً گفته نشد:

تصویر امنیتی ایران در رسانه‌های جهانی پس از جنگ و هشدارهای سفری که کشورهای مبدأ گردشگر صادر کرده‌اند. صحبت از جذب سرمایه‌گذاری خارجی در گردشگری سلامت و کریدورهای منطقه‌ای، وقتی برند گردشگری ایران در سطح بین‌المللی آسیب دیده و برنامه مشخصی برای ترمیم آن اعلام نشده، چندان واقع‌بینانه نیست.

 

راهکارهای پیشنهادی هم تکراری‌اند.

«تعویق حق بیمه، مالیات و اقساط وام» در بحران کرونا هم گفته شد، در سیل هم، در تحریم هم. این راهکار مشکل را حل نمی‌کند، فقط آن را به آینده منتقل می‌کند. آنچه جای خالی‌اش احساس می‌شود بسته حمایت بلاعوض برای واحدهای واقعاً آسیب‌دیده، معافیت مالیاتی واقعی نه تعویق، و بیمه ریسک سیاسی برای سرمایه‌گذاری در گردشگری است.

صنعت گردشگری ایران ۶۰۰ میلیارد تومان خسارت مستقیم دیده و بخش خصوصی آن زخمی است. این بخش، بیش از هر وعده بلندپروازانه‌ای، به دو چیز نیاز دارد: صداقت در گزارش وضع موجود، و واقع‌گرایی در هدف‌گذاری. شعار «تعطیل‌ناپذیری» وقتی هتل‌ها خالی‌اند، نه دلسوزی که بی‌احترامی به کسانی است که سرمایه‌شان را از دست داده‌اند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت