وقتی پشت‌بام‌ها به خط دفاعی انرژی تبدیل می‌شوند

کارشناسان انرژی می‌گویند نیروگاه‌های تجدیدپذیر کوچک‌مقیاس می‌توانند سپر پنهان شبکه برق در عصر بحران باشند





وقتی پشت‌بام‌ها به خط دفاعی انرژی تبدیل می‌شوند

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۰:۱۶

در روزهای جنگ چهل‌روزۀ اخیر، میلیون‌ها ایرانی شب‌ها را با دغدغه‌ای مشترک به صبح رساندند: «اگر فردا نوبت زیرساخت‌های برق باشد چه؟» در آن مقطع حساس، تهدیدهای علنی به نابودی زیرساخت‌های حیاتی و هشدارهای پیاپی دربارۀ حمله به تأسیسات برق، نفت و گاز، یک حقیقت غیرقابل‌انکار را عیان کرد: در میدان جنگ مدرن امروز، انرژی نخستین و اصلی‌ترین قربانی است. برقی که در زندگی روزمره صرفاً به‌عنوان «روشنایی خانه‌ها» می‌شناسیم، درواقع ستون فقرات بیمارستان‌ها، شریان‌های ارتباطی، سامانه‌های آب‌رسانی، شبکه حمل‌ونقل و بخش عظیمی از صنعت کشورمان محسوب می‌شود. در ایران اما این نگرانی حیاتی با یک چالش قدیمی‌تر گره خورده است: ناترازی مزمن برق و خاموشی‌هایی که هر تابستان و زمستان، سایه‌شان بر سر کشور می‌افتد. ترکیب این دو عامل، یک پرسش را پیش روی ما می‌گذارد: اگر در اوج بحران و تنش، شبکه برق ایران هدف قرار بگیرد، چه میزان تاب‌آوری خواهد داشت؟ پاسخ به این سؤال، مستقیماً به آینده امنیت ملی کشورمان پیوند خورده است. کارشناسان حوزۀ انرژی بر این باورند که در چنین شرایطی، نیروگاه‌های تجدیدپذیر کوچک‌مقیاس، از یک «سیاست انرژی» صرف فراتر رفته و نقشی حیاتی در «پدافند غیرعامل» ایفا خواهند کرد.

وقتی جنگ چراغ‌ها را هدف می‌گیرد

جنگ‌های امروز صرفاً نبرد نظامی در میدان‌های کلاسیک نیستند. یکی از مهم‌ترین راهبردهای جنگ مدرن، فلج کردن زندگی روزمره از طریق هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی است. تجربۀ جنگ اوکراین نمونۀ روشنی از این واقعیت است. در طول این جنگ، حملات مکرر به نیروگاه‌ها، پست‌های انتقال و زیرساخت‌های برق باعث خاموشی‌های گسترده شد؛ خاموشی‌هایی که زنجیره‌ای از بحران‌ها را در پی داشت: اختلال در آب‌رسانی، گرمایش، ارتباطات و حتی خدمات درمانی.

این تجربه نشان داد شبکه‌های برق متمرکز که به چند نیروگاه بزرگ و خطوط انتقال اصلی وابسته‌اند، در برابر حملات یا بحران‌های شدید آسیب‌پذیرند. از کار افتادن یک نیروگاه بزرگ می‌تواند بخش‌های وسیعی از شبکه را دچار خاموشی کند و اثر آن در کل کشور گسترش یابد.

در چنین شرایطی، مفهوم «امنیت انرژی» دیگر صرفاً یک مسئلۀ اقتصادی یا صنعتی نیست؛ بلکه به یک موضوع امنیتی و حتی دفاعی تبدیل شده است. کشورهایی که شبکۀ برق آنها برپایه نیروگاه‌های بزرگ و متمرکز طراحی شده، در برابر بحران‌های ژئوپلیتیک یا حملات زیرساختی آسیب‌پذیری بیشتری دارند.

ایران؛ شبکه‌ای متمرکز در برابر بحران

ساختار شبکه برق ایران عمدتاً بر نیروگاه‌های بزرگ حرارتی و خطوط انتقال گسترده استوار است. این مدل در دهه‌های گذشته برای تأمین برق کشور کارآمد بوده، اما از منظر پدافند غیرعامل با چالش‌هایی روبه‌رو است. نیروگاه‌های بزرگ و پست‌های کلیدی انتقال برق در چنین شبکه‌ای به «اهداف با ارزش بالا» تبدیل می‌شوند؛ یعنی نقاطی که آسیب به آنها می‌تواند اختلالی گسترده ایجاد کند.در شرایطی که کشور با ناترازی تولید و مصرف برق نیز مواجه است، این تمرکز می‌تواند ریسک شبکه را افزایش دهد. خاموشی‌های زنجیره‌ای، اختلال در خدمات حیاتی و کاهش تاب‌آوری زیرساخت‌ها از پیامدهای چنین وضعیتی است.
در همین چارچوب، سیاست توسعۀ نیروگاه‌های تجدیدپذیر کوچک‌مقیاس در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این نیروگاه‌ها، به‌ویژه سامانه‌های خورشیدی پشت‌بامی و واحدهای تولید پراکنده، می‌توانند بخشی از بار شبکه را در همان محل مصرف تأمین کنند و وابستگی به شبکۀ سراسری را کاهش دهند.

«علیرضا پرندمطلق»، معاون فنی و مهندسی سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری انرژی برق (ساتبا)، معتقد است توسعه این نیروگاه‌ها «کلید تأمین انرژی پایدار کشور» محسوب می‌شود: «حتی وارد مدار شدن یک نیروگاه تجدیدپذیر «یک ساعت زودتر» نیز می‌تواند در تأمین پایدار انرژی مؤثر باشد. در حال‌حاضر کشور در شرایطی قرار دارد که باید توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر را با سرعت بیشتری دنبال کند، به‌ویژه در شرایطی که توسعه نیروگاه‌های گازی با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده است.»

براساس اعلام ساتبا، در سال ۱۴۰۳ بیش از سه هزار مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر وارد مدار شده و برای سال جاری نیز برنامه‌هایی برای افزایش چند هزار مگاواتی ظرفیت در نظر گرفته شده است. در کنار نیروگاه‌های بزرگ، تمرکز ویژه‌ای بر توسعۀ نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس به‌ویژه سامانه‌های خورشیدی خانگی قرار دارد.

در همین زمینه، برنامه‌ای برای توسعۀ پنج هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی خانگی و پشت‌بامی در کشور مطرح شده است. این نیروگاه‌ها می‌توانند علاوه‌بر افزایش ظرفیت تولید برق، به کاهش فشار بر شبکۀ سراسری نیز کمک کنند.

«رضا فتاحی»، مدیرکل دفتر توسعۀ مردمی تجدیدپذیرهای ساتبا، با اشاره به برنامه‌ریزی برای احداث ۵۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی کوچک‌مقیاس جدید می‌گوید: «تاکنون حدود ۵۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی کوچک‌مقیاس در کشور احداث شده که حدود ۴۰ درصد آن در دولت چهاردهم به بهره‌برداری رسیده است.»

این طرح‌ها علاوه‌بر افزایش ظرفیت تولید برق، اهداف اجتماعی و اقتصادی نیز دارند؛ از ایجاد اشتغال در مناطق روستایی گرفته تا توانمندسازی اقشار کم‌برخوردار. برنامه‌هایی برای نصب سامانه‌های خورشیدی در مدارس و برای مددجویان کمیته امداد نیز در نظر گرفته شده است.

اما شاید مهم‌ترین مزیت این نیروگاه‌ها، نقشی باشد که در افزایش امنیت انرژی ایفا می‌کنند. تولید پراکنده باعث کاهش تلفات انتقال برق، کاهش فشار بر شبکه و افزایش تاب‌آوری سیستم در برابر بحران‌ها می‌شود. از منظر پدافند غیرعامل نیز، پراکندگی منابع تولید برق باعث می‌شود شبکه به یک یا چند نقطه حساس وابسته نباشد.

«محمد موسوی»، کارشناس اقتصادی و پژوهشگر حوزۀ انرژی، در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید: «اگر بخواهم ساده بگویم، نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس مثل بیمۀ بدنه برای اقتصاد ایران هستند. سال‌ها فقط به هزینۀ اولیۀ ساخت نیروگاه نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم نیروگاه بزرگ به‌صرفه‌تر است، چون هر مگاوات را ارزان‌تر می‌سازد. اما امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که ریسک جنگ، تحریم، حملات سایبری و شوک‌های انرژی بخشی از معادله است. وقتی این ریسک‌ها را وارد مدل اقتصادی کنیم، تصویر کاملاً تغییر می‌کند.»

او ادامه می‌دهد: «نیروگاه کوچک‌مقیاس شاید در ظاهر برای هر مگاوات هزینه بیشتری داشته باشد، اما دو کار مهم انجام می‌دهد: نخست، ریسک قطع برق را کاهش می‌دهد و دوم، هزینه‌های پنهان ناترازی و خاموشی را کم می‌کند. اگر خاموشی یک شهر صنعتی میلیاردها تومان خسارت به تولید و اشتغال وارد کند، هر مگاواتی که به‌صورت محلی تولید شود درواقع یک سپر اقتصادی است.»

به‌گفتۀ موسوی، افزایش ساخت نیروگاه‌های تجدیدپذیر کوچک‌مقیاس در کشور نشانۀ تغییر نگاه به‌سمت تولید پراکنده است: «اگر این روند ادامه پیدا کند، این نیروگاه‌ها ظرف چند سال می‌توانند سهم قابل‌توجهی از ناترازی برق کشور را جبران کنند؛ آن‌هم بدون فشار بر بودجۀ عمومی و با مشارکت مردم و بخش خصوصی.»

او با اشاره به تجربه جنگ اوکراین می‌افزاید: «در جنگ مدرن، زیرساخت انرژی یک هدف درجه‌یک است. وقتی نیروگاه‌ها و پست‌های اصلی هدف قرار می‌گیرند، همه‌چیز از آب و گرمایش تا درمان و حمل‌ونقل تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. اگر شبکه برق یک کشور بر چند نیروگاه بزرگ متمرکز باشد، همان‌ها به اهداف اصلی تبدیل می‌شوند. اما وقتی هزاران نیروگاه کوچک خورشیدی و بادی در سراسر کشور -از پشت‌بام خانه‌ها تا شهرک‌های صنعتی- فعال باشند، عملاً “هدف جذاب” از بین می‌رود.»

موسوی درباره اثرات اجتماعی این طرح‌ها نیز می‌گوید: «نیروگاه‌های کوچک یک شبکه گسترده اشتغال محلی ایجاد می‌کنند؛ از نصاب‌های پنل خورشیدی و تکنسین‌های نگهداری گرفته تا شرکت‌های کوچک طراحی و تولید تجهیزات. علاوه‌براین، بسیاری از طرح‌های حمایتی ساتبا روی روستاها، حاشیۀ شهرها، مدارس و مددجویان کمیته امداد متمرکز است. این یعنی ترکیب امنیت انرژی با عدالت اجتماعی.»
شتاب گرفتن تجدیدپذیرهای کوچک‌مقیاس؛ اعداد چه می‌گویند؟

بررسی روند توسعۀ نیروگاه‌های تجدیدپذیر کوچک‌مقیاس از سال ۱۳۹۶ تا پایان ۱۴۰۴ نشان می‌دهد این بخش در سال‌های نخست رشد نسبتاً کندی داشته است. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱، متوسط افزایش سالانه ظرفیت نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس حدود ۱۹.۴ مگاوات بوده؛ رقمی که در مقیاس کل کشور چندان چشمگیر محسوب نمی‌شود.

اما از اواخر سال ۱۴۰۱، هم‌زمان با اجرای مجموعه‌ای از سیاست‌های حمایتی مالی و تعرفه‌ای، روند توسعه این نیروگاه‌ها سرعت گرفت. در سال ۱۴۰۲ ظرفیت جدید به حدود ۳۸.۹ مگاوات رسید؛ بیش از دو برابر متوسط سال‌های قبل.

این روند در سال ۱۴۰۳ به جهشی محسوس تبدیل شد و رکورد ۹۸.۳ مگاوات توسعه جدید ثبت شد؛ رقمی نزدیک به چهار برابر میانگین سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱. از این میزان، ۷۲ مگاوات پس از استقرار دولت چهاردهم به بهره‌برداری رسیده است.

سال ۱۴۰۴ نیز نقطه‌عطف دیگری در این مسیر به شمار می‌رود. براساس اعلام ساتبا، در این سال توسعۀ نیروگاه‌های تجدیدپذیر کوچک‌مقیاس با رشدی بیش از ۱۰۰ درصد نسبت به سال قبل همراه بوده و بیش از ۲۵۶ مگاوات ظرفیت جدید وارد مدار شده است.

به بیان ساده، ظرف چند سال روندی که پیش‌تر تنها چند ده مگاوات در سال بود، اکنون به چند صد مگاوات رسیده است. این ارقام نشان می‌دهد سیاست‌های حمایتی و تغییر نگاه به نقش نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس، از مرحله برنامه‌ریزی عبور کرده و به تغییر واقعی در میدان اجرا رسیده است.

تجربه جهان؛ وقتی امنیت از تمرکززدایی می‌آید

ایدۀ تولید پراکنده و نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس تنها به ایران محدود نیست. در بسیاری از کشورها، به‌ویژه در کشورهای اروپایی، این رویکرد به یکی از ارکان اصلی سیاست انرژی تبدیل شده است.

آلمان یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها در این زمینه است. این کشور در چارچوب سیاست «گذار انرژی» (Energiewende) تلاش کرده است ساختار تولید برق را از مدل متمرکز نیروگاه‌های بزرگ به‌سمت شبکه‌ای متشکل از هزاران واحد تولید کوچک و محلی تغییر دهد.

امروز بخش قابل‌توجهی از ظرفیت انرژی‌های تجدیدپذیر در آلمان در اختیار شهروندان، تعاونی‌های محلی و شهرداری‌ها قرار دارد. هزاران سامانه خورشیدی پشت‌بامی، توربین بادی محلی و واحدهای تولید هم‌زمان برق و حرارت در نقاط مختلف کشور پراکنده شده‌اند.

نتیجۀ این ساختار آن است که شبکه برق آلمان دیگر به چند نیروگاه بزرگ وابسته نیست. حتی اگر تعدادی از واحدهای تولید کوچک از مدار خارج شوند، اثر آن در مقیاس ملی بسیار محدود خواهد بود.

این مدل، شبکه را در برابر بحران‌های انرژی نیز مقاوم‌تر کرده است. پس از آغاز جنگ اوکراین و قطع بخش بزرگی از گاز وارداتی از روسیه، آلمان با یکی از شدیدترین شوک‌های انرژی تاریخ خود روبه‌رو شد. بااین‌حال، پراکندگی تولید و سهم بالای انرژی‌های تجدیدپذیر محلی کمک کرد شبکه برق کشور دچار فروپاشی نشود.

در بسیاری از کشورهای دیگر نیز مفهوم «ریزکردن شبکه» و توسعۀ ریزشبکه‌ها (Microgrids) در حال گسترش است. این شبکه‌های محلی می‌توانند حتی درصورت اختلال در شبکۀ سراسری، به‌طور مستقل به تأمین برق مناطق خاص ادامه دهند.

آینده‌ای که از پشت‌بام‌ها شروع می‌شود

جهان امروز در حال ورود به دوره‌ای است که در آن انرژی نه‌تنها یک کالای اقتصادی، بلکه ابزاری راهبردی در رقابت‌های ژئوپلیتیک محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، کشورهایی که شبکه‌های برق آنها انعطاف‌پذیرتر و پراکنده‌تر است، تاب‌آوری بیشتری در برابر بحران‌ها خواهند داشت.

برای ایران نیز توسعۀ نیروگاه‌های تجدیدپذیر کوچک‌مقیاس می‌تواند فراتر از یک برنامه زیست‌محیطی یا اقتصادی باشد. این مسیر، درواقع بازطراحی تدریجی ساختار شبکه برق به‌سمت مدلی تاب‌آورتر است؛ مدلی که در آن برق تنها از چند نیروگاه عظیم تولید نمی‌شود، بلکه هزاران منبع کوچک در سراسر کشور به تولید انرژی کمک می‌کنند.

اگر این مسیر به‌درستی طی شود، پشت‌بام خانه‌ها، مدارس، کارخانه‌ها و ساختمان‌های شهری می‌توانند به بخشی از زیرساخت انرژی کشور تبدیل شوند؛ زیرساختی که نه‌تنها به کاهش ناترازی برق کمک می‌کند، بلکه در زمان بحران نیز چراغ‌ها را روشن نگه می‌دارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *