گزارش «پیام ما» از برگزاری جلسات گروه‌‌درمانی در تهران

وقتی گروه، نجات‌دهنده است





وقتی گروه، نجات‌دهنده است

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۳۴

زیست اجتماعی، حس تعلق به قبیله و حمایت از گروه، مفاهیم مشترکی در ناخودآگاه و حافظه جمعی بشر هستند. اگرچه توسعه زندگی شهرنشینی و افزایش سرعت آن در سایه اینترنت بیش‌ازپیش فردیت را گسترش می‌دهد، اما کماکان نیاز به حضور در گروه یک نیاز غیرقابل‌انکار است. در شرایط بحرانی که بقا تهدید شده و موجودیت افراد در معرض خطر است، عضویت در گروه و شنیده‌شدن است که به آدمی اطمینان می‌بخشد. با توجه به وضعیت تعلیق و یأس فزاینده‌ای که به‌دنبال وقایع دی‌ماه در جامعه ایران وجود دارد، گروه‌های متعددی به‌صورت مستقل و عام‌المنفعه اقدام به برگزاری گروه‌درمانی حمایتی کرده‌اند. «رانه»، یکی از مراکز خصوصی در تهران است که با برگزاری جلسات گروه‌درمانی حمایتی در راستای ایفای مسئولیت اجتماعی و همراهی با مردم دردمند عمل می‌کنند.

گروه‌‌‌درمانی زاییده بحران‌های تاریخی است. پس از جنگ جهانی دوم، جوامع با تعداد بی‌سابقه‌ای از انسان‌های آسیب‌دیده روبه‌رو شدند؛ سربازانی که با اضطراب، کابوس، فروپاشی روانی و ناتوانی در بازگشت به زندگی عادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. امکانات محدود درمان فردی، پاسخگوی این میزان از گستردگی رنج نبود؛ این وضعیت، درمانگران را به‌سوی شیوه‌ای سوق داد که بتوانند هم‌زمان به تعداد بیشتری از افراد کمک کنند و تجربه‌های مشترک آنان را به رسمیت بشناسند. بنابراین، گروه‌‌درمانی به‌عنوان روشی عملی برای مواجهه با تروماهای جمعی، کاهش احساس انزوا و بازسازی پیوندهای انسانی شکل گرفت. امروز، در ایرانِ گرفتار بحران‌ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، در یک برهه حساس کنونی دیگر به‌سر می‌بریم؛ با رنج‌هایی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنیم که فردی به نظر می‌رسند، اما ریشه‌ای مشترک دارند. در چنین وضعیتی، تعدادی از گروه‌های درمانی و حمایتی با اتکا به مشارکت داوطلبانه و همیاری جمعی شکل گرفته‌اند. تلاشی خودجوش برای ساختن فضایی امن که امکان گفت‌وگو، همدلی و بازسازی روانی را فراهم می‌کنند.

از بیستم بهمن‌ماه تا زمان تهیه این گزارش، مرکز «روان‌پزشکی و روان‌شناسی رانه» جلسات پردازش گروهی حمایتی را برگزار کرده است. دوره‌ای کوتاه که با تسهیلگری «شیرین جلال‌الدینی» و «علیرضا زریباف»، روان‌پزشکان این مرکز، برگزار می‌شود. 

در این جلسات که رایگان و عمومی هستند، شرکت‌کنندگان در مورد تجربیات و احساسشان  در مواجهه با بحران و پس از آن صحبت می‌کنند. 


اشتراک در اندوه و استیصال

«علیرضا زریباف» در گفت‌وگو با «پیام ما» به سه جایگاه مواجهه آدمی با بحران‌هایی چون جنگ می‌پردازد: «جایگاه اول درواقع همان اتفاق مهیب است. جایگاه دوم، جسم و واکنش‌های جسمانی نظیر انقباض عضلات و بروز اضطراب است و جایگاه سوم که سوژه اصلی گروه‌درمانی به‌حساب می‌آید، ذهن انسان است. درواقع، معمولاً ذهن یک قدم عقب می‌رود و واقعه را به‌شکل روایت می‌نگرد. حال در شرایطی که وسعت و شدت تروما بیش از توان آدمی است، این ناظر درونی در ذهن آدمی از بین می‌رود و مغز قابلیت پردازش تجربه را به‌صورت روایت از دست می‌دهد. در این حالت فرد دچار بی‌حسی، سردی یا یخ‌زدگی می‌شود.» 

زریباف ناتوانی از بیان احساسات را از ویژگی فرد حبس‌شده در این مرحله می‌داند و گروه‌درمانی را راهی برای برون‌رفت از چنین وضعیتی تعریف می‌کند: «در گروه‌درمانی سه مکانیسم برای شرکت‌کننده رخ می‌دهد. فرد در ابتدا با قرارگرفتن در این جمع می‌داند تنها نیست و دیگرانی در اندوه و استیصال با او اشتراک دارند. اتفاق دیگری که برای فرد در گروه می‌افتد، احیای ناظر بیرونی به‌واسطه حضور در جمع است. سایر شرکت‌کنندگان در مواجهه با روایت فرد که گریه می‌کند یا از احساسات قوی همچون خشم و غم سخن می‌گوید، همدلی می‌کنند و این اتفاق به‌صورت موقت جای ناظر درونی (که به‌دنبال تروما حذف شده‌ است) را می‌گیرد.» 

زریباف وجه اثربخش دیگر گروه‌درمانی را توانایی شهادت‌دادن افراد می‌داند: «در شرایطی که التهاب و تنش در جامعه زیاد است، سوگیری‌های مضاعفی را در فضای مجازی شاهدیم. چنین وضعیتی منجر به تشدید ایزولاسیون اجتماعی و قضاوت‌‌های بین‌فردی می‌شود. اما در گروه‌درمانی به‌دلیل حضور حقیقی افراد و ارتباط و شناختی که در جریان گروه شکل می‌گیرد، گفت‌وگو جریان‌ می‌یابد و سوگیری‌های کمتری را می‌بینیم. پس، شناخت بیشتر و تعامل سازنده‌ای جریان می‌یابد و منجر به بروز کارکرد اجتماعی گروه‌درمان می‌شود.» 


ایزولاسیون اجتماعی مانعی در جهت تاب‌آوری

زریباف با تأکید بر اینکه ایزولاسیون اجتماعی در شرایط بحران‌های جمعی شرایط روحی فرد را بدتر می‌کند، به نتایج بدنمند حضور در گروه می‌پردازد: «در تحقیقات نوروساینس دریافته‌اند وقتی چند نفر در کنار یکدیگر بنشینند، ولو بدون صحبت کردن، بدن‌هایشان با هم ارتباط می‌گیرد. در جلسات گروه‌درمانی شاهد برقراری چنین ارتباط بدنمندی بین شرکت‌کنندگان هستیم.»

فضای دوقطبی و ملتهب جامعه امروز ایران، بررسی وجوه مختلف تروما بر افراد را سخت می‌کند. به‌گفته زریباف، در برخی مواقع تروما می‌تواند کارکرد توسعه‌ای داشته باشد و منجر به پیداش دیدگاه‌های جدید و کارآمدی در فرد نسبت‌ به خودش و زندگی شود.»


گروه‌درمانی در ایران شناخته‌شده نیست

«شیرین جلال‌الدینی» روان‌پزشک و تسهیلگر داوطلب جلسات پردازش گروهی است. جلال‌الدینی در گفت‌وگو با «پیام ما» مشارکت در گروه‌درمانی را در وهله نخست پاسخ به یک نیاز درونی برای خودش بیان می‌کند: «جامعه عزادار جان‌های ازدست‌رفته و خسته از سایه جنگ و تعلیق است. در این شرایط می‌خواستم در حد توان و تخصصم برای مردم کاری بکنم.» 

این درمانگر با اشاره به تجربه خود از گذراندن یک دوره دوساله گروه‌درمانی تحلیلی در استکهلم و نتایج مثبتی که از آن به دست آورده، معتقد است: «گروه‌درمانی در شرایط فعلی می‌تواند پاسخ مناسبی برای نیازهای روانی مردم باشد، اما این شیوه در ایران شناخته‌شده نیست و افراد عمدتاً تمایلی به بازگو کردن درد و سوگ‌های خود در جمع ندارند.» 

جلال‌الدینی نخستین تجربه‌ شخصی خود از شرکت در گروه‌درمانی را چنین بیان می‌کند: «برای حضور و گذراندن این دوره باید در گروه‌درمانی شرکت می‌کردم. اینکه در جمعی امن حضور داشته باشی و بدون ترس از قضاوت و سوگیری دیگران خوداظهاری بکنی، تجربه سخت اما جالبی بود.» 

این روان‌پزشک تعلق در گروه را یکی از کارکردهای مثبت گروه‌درمانی می‌داند: «پس از اتفاقات دی‌ماه شاهد ایزولاسیون اجتماعی در میان جامعه هستیم. گویی دردی مشترک بر شانه‌های تک‌‌تک مردم سنگینی می‌کند. از طرف دیگر، بی‌اعتمادی و دوقطبی ایجادشده‌‌‌ مانع از ایجاد گفتمان در جامعه شده‌ است. بنابراین، حضور در گروه می‌تواند برای طیفی از جامعه اثربخش باشد.»

در زمان تهیه این گزارش سومین جلسه از پردازش گروهی با تعداد کمتری از متقاضیان برگزار شد.  شرکت‌کنندگان تجربیات و حس‌های زیسته را بدون ترس از قضاوت بیان کردند و تسهیلگران شاهد ایجاد جریان گفت‌وگو بودند. به‌گواه جلال‌الدینی، کاهش تعداد افراد در جلسات پایانی موضوع قابل‌انتظاری است: «عمدتاً مقاومت افراد در برابر حضور در گروه زیاد است؛ این مقاومت تداوم حضور افراد در گروه را سخت می‌کند. همچنین مادامی‌که افراد برای دریافت خدمتی هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنند، انرژی و ارزش کمتری هم برای آن قائل می‌شوند. علاوه‌براین، نباید فراموش کنیم روند سازگاری آدمی با زمان رابطه مستقیم‌ دارد و طبیعی است افراد در هفته‌های نخست پس از بحران به‌کمک بیشتری نیاز داشته باشند و به‌مرور این نیاز کمتر شود.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت