تأملی بر آتشسوزی بازار جنت و نابرابریهای ساختاری و اقتصاد خُرد زنانه
بازاری که اخطارها، از سوزاندن نجاتش نداد
۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۲۴
خبر را که خواندم، بلافاصله شمارهاش را در لیست مخاطبینم جستوجو کردم. در دل خداخدا میکردم جواب دهد. با صدایی گرفته و پربغض گفت: «سمیهجون دیدی چی شد؟! تمام مغازهها سوختند.» اولین پرسشم نه درباره مغازهها، بلکه درباره «ایلیا» و «کیان» است؛ پسران ۲۵ و ۲۰ سالهاش. میگوید: «خدا رحممان کرده است، بچهها زندهاند. آسیبی ندیدهاند. حادثه تلفات جانی نداشت. ولی سمیهجون چهارپنج میلیاردمون رفت… .» بغضش ترکید و همان صدای گرفته زیر و بیرمق، کامل قطع شد. اتفاقات اخیر، پرپر شدن هزاران تن از جوانان و هموطنان آزادهام، سوگواری مادران جانسوخته، قلبهایمان را شرحهشرحه کرده، گویی در مواجهه با هر خبر تلخ میتوانیم دریادریا اشک بریزیم. بغضم شکسته شد. چند ثانیهای فقط سکوت بود.
با «فرزانه» در جریان رهن و اجاره یک واحد مسکونی در غرب تهران آشنا شده بودم. حدودا ۱۰ سالی است که میشناسمش. ایلیا شانزدههفدهساله است و کیان در آستانه نوجوانی، که تصمیم میگیرد از همسرش جدا شود. مسیر کاری او شبیه مسیر بسیاری از زنان خردهکاسب در شهر است؛ شروع از خانه، با سرمایهای محدود و شبکهای کوچک از مشتریان. فروش پوشاک را ابتدا از خانه خودش شروع کرده بود؛ با چیدن چند رگال در گوشهای از سالن آپارتمانش. گلایهاش این بود که خانه کوچک است و فضای کافی برای آوردن جنسهای بیشتر نیست، یا زمانی که پسرها خانه هستند، دوست ندارند مشتریها رفتوآمد کنند. به همین دلایل، تلاش کرده بود به پیشنهاد یکی از دوستانش غرفهای در بازار جنت اجاره کند.
فرزانه، زن پرتلاش و پرامیدی است. همیشه آراسته و مرتب است و به ظاهرش میرسد. پرانرژی و شاداب است. اهل ورزش است و صبحها باشگاه میرود. ویژگیهای فردیاش را دوست دارم. زندگی را زندگی میکند؛ نه از سر آسودگی، بلکه از سر مقاومت. در برابر مشکلاتش وانداده و استوار ایستاده است و مصمم میجنگد. نگذاشته است چرخدهندههای ماشین غولآسای اقتصاد فرسوده، بحرانزده و بیرحم استخوانهای پیکر زندگی حداقلی و زیست فروکاستهشان را خرد کند.
بازار جنت واقع در جنتآباد مرکزی، تقاطع خیابان جنتآباد و اتوبان نیایش است. سولهای دوهزارمتری، فضایی نیمهرسمی با بیش از ۳۰۰ غرفه که انواع اقلام از جمله پوشاک، لوازمخانگی، کفش و کیف، آرایشی بهداشتی در آن عرضه میشد و بخش مهمی از نیازهای روزمره ساکنان غرب تهران را تأمین میکرد. بسیاری از این غرفهها در اختیار زنانی قرار داشت که یا سرپرست خانوار بودند یا نقش اصلی در تأمین معیشت خانواده را برعهده داشتند. برای این گروه، بازار نهفقط محل کسب درآمد، بلکه بستری برای نوعی استقلال اقتصادی نسبی بود؛ استقلالی ناپایدار و وابسته به شرایطی که خارج از کنترل آنان قرار داشت. فرزانه هشتسالی بود که در بازار جنت یک غرفه حدوداً ششمتری برای فروش پوشاک زنانه و مردانه اجاره کرده بود. از فروشش راضی بود، ولی همیشه از کمبود فضای کافی برای چیدن لباسها شکایت میکرد تا اینکه دو سال اخیر، غرفهای دیگر در همان راهرو به فاصله ۱۰ متر از غرفه اول اجاره کرد و فروش پوشاک مردانه به آنجا منتقل شد. ایلیا، کیان و خودش غرفهها را اداره میکردند.
َصبح روز سهشنبه، چهاردهم بهمنماه، حدود ساعت ۹:۵۰ بازارچه دچار آتشسوزی میشود. بهگفته سخنگوی آتشنشانی تهران، این بازار اصول ایمنی را رعایت نکرده و با وجود اینکه این مجموعه تجاری، در فواصل زمانی مختلف سه بار اخطار گرفته، هیچ اقدامی برای ایمنسازی محل صورت نگرفته بوده است. نکته قابلتأمل اینکه در مجاورت بازار جنت، مجتمع تجاری نیایشمال قرار دارد که بهمحض وقوع آتشسوزی و بهدلیل انتشار دود، سیستمهای اعلام هشدار بهسرعت عمل کردند و افراد حاضر در این مجتمع تجاری سریع محل را تخلیه کردند. اما در بازار جنت هیچ سیستم اعلام خطر و اصولاً هیچ طبقهبندی ایمنی با توجه به اجناس و اقلام موجود در آن صورت نگرفته بود و متأسفانه تمام غرفهها و کل سوله بهطور کامل سوخت.
این همجواری، تفاوت میان دو منطق متفاوت از ساماندهی فضاهای اقتصادی شهری را بهوضوح نشان میدهد. این هممکانی و مجاورت ما را با یک سیاست نابرابر مراقبت مواجه میکند؛ جایی که سرمایه بزرگ، ایمن است و سرمایههای خرد، قابل سوختن. نمادی عریان از سیاستگذاری تبعیضآمیز شهری. درحالیکه منطق ایمنی، سرمایهگذاری و مراقبت نهادی برای فضاهای مصرف بورژوایی و سرمایهمحور بهکار گرفته میشود، بازارهای خُرد، که محل زیست اقتصادی گروههای فرودستترند، به حال خود رها میشوند.
از نیمه دهه ۸۰، با گسترش شتابان شاپینگمالها و فروشگاههای زنجیرهای، الگوی خردهفروشی شهری بهنفع سرمایههای بزرگ و متمرکز دگرگون شده است. این فرایند، نه حاصل «دست نامرئی بازار»، بلکه نتیجه دست مرئی سیاستگذاری بهنفع سرمایههای بزرگ است، جایی که ذینفعان اصلی، سرمایهگذاران مستغلات، بانکهای بحرانزده و شبکههای قدرت اقتصادی، در مرکز تصمیمگیری قرار دارند و کسبه خرد به حاشیه رانده میشوند. در این میان، زنان خردهکاسب بیش از دیگران آسیبپذیرند، چراکه دسترسی محدودتری به سرمایه، اعتبار بانکی، بیمه و حمایتهای نهادی دارند.
آتشسوزی بازار جنت را میتوان نمونهای از پیامدهای این نابرابری ساختاری دانست. فقدان ایمنی، بیتوجهی نهادی و نابرابری در تخصیص منابع، پیش از وقوع حادثه وجود داشته و آتش صرفاً آنها را آشکار کرده است. درحالیکه مگامالها بهمثابه فضاهای ایمن، کنترلشده و سودآور حفاظت میشوند، بازارهای خُرد و نیمهرسمی، که محل امرار معاش گروههای اجتماعی فرودستترند، در برابر بحرانها بیدفاع باقی میمانند.
در این نظم اقتصادی، مفهوم «تقاضای مؤثر» معنایی طبقاتی و جنسیتی مییابد. زنانی چون فرزانه، با وجود مشارکت فعال در تولید و گردش سرمایه، فاقد قدرت چانهزنی برابر در بازار هستند. آنها نه برند دارند، نه تبلیغات پرهزینه، نه دسترسی به فضاهای لوکس مصرف. بااینحال، بار اصلی تداوم زندگی روزمره، آنچه فمینیستها از آن بهعنوان کار بازتولیدی نام میبرند، بر دوش آنهاست.
از منظر فمینیستی، آتشسوزی بازار جنت را میتوان شکلی از خشونت ساختاری دانست؛ خشونتی که نه ناگهانی، بلکه انباشته و تدریجی است. فقدان ایمنی، بیتوجهی نهادی و نابرابری در تخصیص منابع، همگی پیش از آتش وجود داشتهاند. آتش فقط آنچه را پیشتر نادیده گرفته شده بود، عیان کرد: زندگیهایی حداقلی، زیستهایی فروکاسته، و بدنهایی که زیر فشار یک اقتصاد فرسوده و بیرحم، تاب آوردهاند اما هر لحظه در معرض فروپاشیاند.
مگامالها را میتوان تبلور «هژمونی پول در زمان» دانست؛ فضاهایی که آینده را پیشخور میکنند و مصرف را به رؤیایی ایمن، تمیز و کنترلشده بدل میسازند. در مقابل، بازارهای سنتی و نیمهرسمی، بهرغم نقش حیاتیشان در اشتغالزایی و مشارکت اقتصادی زنان، از دایره ارزشگذاری سیاستگذاران بیرون میمانند. این حذف تدریجی، نهتنها اقتصادی، بلکه فرهنگی است: سبک زندگی، روابط اجتماعی و حتی اخلاق کار این گروهها بهتدریج از ایدئولوژی مسلط طرد میشود.
آتشسوزی بازار جنت، درنهایت، پرسشی بنیادین پیش روی ما میگذارد: رشد اقتصادی برای چه کسانی و بهبهای حذف چه زیستهایی؟ اگر سرمایهگذاری مولد، مشارکت زنان و عدالت در دسترسی به فرصتهای اقتصادی صرفاً در سطح شعار باقی بماند؛ چنین فجایعی نه استثنا، بلکه قاعده خواهند بود.
سوگواری برای مغازههایی که سوختند، بدون بازاندیشی در ساختارهایی که آنها را قابل سوختن کرد، کافی نیست. آنچه نیاز است، نگاهی نقادانه به سیاستهای شهری و اقتصادی است که نابرابری را بازتولید میکنند و نام آن را «توسعه» میگذارند.
آنچه در بازار جنت سوخت، فقط کالا نبود؛ کار بازتولیدی نامرئی سوخت، شبکههای اعتماد زنانه سوخت و شکلی از مشارکت اقتصادی که خارج از منطق سرمایهداری کلان دوام آورده بود، از میان رفت. برای زنانی مانند فرزانه، ازدسترفتن غرفهها بهمعنای ازدستدادن تنها یک منبع درآمد نیست؛ بلکه بهمعنای فروپاشی مسیری است که سالها برای ساختن آن تلاش شده است. این واقعه بار دیگر این پرسش را پیش میکشد که رشد اقتصادی شهری، در عمل به سود چه گروههایی عمل میکند و هزینههای آن بر دوش چه کسانی میافتد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وقتی تابآوری کافـــــی نیست
آقای پزشکیان، کنار ما باشید برای حفظ هیرکانی
شهــرکُــشــــــی
بانک مرکزی و مرکز ملی آمار بهرغم انتشار اعداد و شاخصهای متفاوت از رشد شدید تورم سالانه و نقطهبهنقطه خبر میدهند
تورم افســـــار پاره کرد
روایت رئیس شورای شهر شیراز از رنج شهروندان در نامهای به شهرهای خواهرخوانده
جنگ، جان شهر را میگیرد
وعده کاهش قیمت میوه و کالاهای اساسی در تهران
تورم و معیشت
تورم نقطهبهنقطه اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۸۳.۹ درصد رسید
زنگ خطر برای تابآوری اقتصاد ایران
در نشست نقد و بررسی کتاب «زیستن با فلسفه دلقکها» مطرح شد
نسلی که جهان را تهدید فرض نمیکند
گزارشی از سیلاب سنگین «جهرم» که زیر اخبار بمباران دیده نشد
سیلزدگان فرامــــوش شدند
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بومگردی در بحران هویت
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید