به یاد «امیرمحمد خالقی» و بخشش قاتل توسط پدر
مسیری مشابه «هایلاین» نیویورک بسازید
17 دی 1404، 17:45
در خبرها آمد که پدر «امیرمحمد خالقی»، قاتل فرزندش را بخشیده است. امیرمحمد همان دانشجوی ۱۹سالهای است که شامگاه ۲۴ بهمن سال گذشته حوالی کوی دانشگاه با ضربات چاقوی دو موتورسوار کشته شد، لپتاپ و موبایلش به سرقت رفت و این حادثه موج کوتاهی از اعتراضات دانشجویی را بهدنبال داشت. اعتراضاتی که منجر به استقرار پلیس در کوی جنت (محل حادثه) و بعد ماجرای بیمه لپتاپ و موبایل دانشجویان از سوی وزارت علوم شد.
بدون شک اقدام انساندوستانه پدر امیرمحمد خالقی، شایسته قدردانی و تحسین است که پدری چنین قلب بزرگی دارد و از داغدار شدن خانواده دیگری پیشگیری میکند؛ حتی با اینکه او مسبب داغ بزرگی بر دلش شده است.
حال که این خانواده اهل «درمیان» از خراسان پهناور در این زمانه پُر از خشم و عقوبت اینچنین سینه فراخی از خود نشان دادند، شهرداری تهران و مجموعه دانشگاههای مستقر در آن منطقه نیز میتوانند سهمی از این مِهر برای خود برچینند. به قول زندهیاد «توران میرهادی»، نویسنده کودک: «بیایید غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کنیم.»
هر لحظه امکان تکرار حادثه هست
من روزهای زیادی در هفته، عابر یا سواره از همان محل حادثه قتل دانشجو عبور میکنم. کنارگذر جلال آلاحمد، حد فاصل خیابان کارگر تا اتوبان چمران. از ساعات عصر به مسیری نیمهتاریک تبدیل میشود که هر لحظه امکان تکرار حادثه مشابهی وجود دارد. همانطورکه اهالی منطقه روایت کردهاند، شاهد چنین حوادثی بودهاند.
این کنارگذر که دانشجویان زیادی برای دسترسی به مترو از آن استفاده میکنند، محل عبور دانشجویان مقیم کوی دانشگاه، دانشجویان دانشگاه تربیتمدرس، دانشجویان دانشکده مدیریت و دانشکده روانشناسی و علومتربیتی در ضلع غربی اتوبان چمران و همچنین مراجعان سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و شهروندان ساکن این منطقه است.
این منطقه بهدلیل تجمع چند دانشگاه و مرکز درمانی شاهد تردد بالای عابران است. از همین رو، گرههای ترافیکی زیادی هم دارد. اگرچه واکنش مدیریت شهری در اینگونه مناطق اغلب یا نادیدهگرفتن موضوع است یا احداث دوربرگردان و پُل و اتوبان جدید، اما راه دیگری نیز وجود دارد که میتواند مشوق استفاده از حملونقل عمومی، بهویژه مترو، باشد.
یک پیشنهاد شهری مشابه نیویورک
این منطقه از شهر تهران یک ویژگی مشابه با «هایلاین» یا همان «پل هوایی» نیویورک دارد. با وجود پنج قطعه پل هوایی موجود در این منطقه میتوان با هزینه نهچندان گزافی آن را به یک مکان امن پیاده، یک جاذبه گردشگری و مسیری مفرح تبدیل کرد و تجربهای نظیر «هایلاین» را در آن تکرار کرد.
پارک هوایی نیویورک یا همان هایلاین، یکی از پروژههای شهری نیویورک است که اغلب گردشگران در این شهر بخشی از برنامه توریستی خود را به قدمزدن در آن اختصاص میدهند. این پارک هوایی درواقع بخشی از راهآهن قدیمی نیویورک بود که بعد از توسعه حملونقل هوایی، در سالهای دهه ۱۹۵۰ به فضایی متروکه تبدیل و مثل تمام نقاط حاشیه و متروکه شهرها، این نقطه هم زمینه بروز ناهنجاریهای اجتماعی زیادی در منهتن شده بود؛ پس ایده تغییر کاربری ریل هوایی مطرح شد تا این مکان به یکی از جاهای دیدنی نیویورک تبدیل شود.
در سال ۲۰۰۹، معماران برجسته نیویورکی این فضای متروکه را برای استفاده بهتر، دوباره طراحی کردند. در طراحی جدید، این ریل به یک پارک هوایی به طول ۳.۲ کیلومتر تغییر کاربری یافت. درنهایت، این پارک به یکی از موفقترین پروژههای شهرسازی نیویورک بدل شد. امروزه پارک هایلاین به یکی از نقاط محبوب نیویورک برای پیادهروی و تفریح تبدیل شده است.
کف این پُل هوایی چوبی و مناسب پیادهروی طراحیشده، در مسیر فضای سبز سبک و نشیمنگاههایی طراحی شده و هر عابر به هر اندازه که تمایل دارد، میتواند مسیر را بپیماید و درصورت خستگی میتواند از یکی از پلهای عابر خارج شود و به مترو دسترسی پیدا کند.
مسیر پیاده مفرح بسازید
اکنون در حد فاصل دانشگاه تربیتمدرس، دانشکده مدیریت و ضلع شرقی، غربی و جنوبی کوی نصر (گیشا) شهرداری نیمی از راه را رفته است. چندین پل عابر در این منطقه هماکنون وجود دارد و تنها باید بهسازی و بههم متصل شوند. علاوهبر اینکه در ادامه همین مسیر میتوان برای تردد دانشجویان از محیط کوی دانشگاه بهسمت مترو تربیتمدرس نیز آن را بهصورت مستقیم ادامه داد.
شهر تهران بهشدت نیازمند مسیرهای تنفسی است، مسیرهایی که مردم در میانه شتابهای هرروزه بتوانند کمی از حضور در آن لذت ببرند.
بدون شک طراحی و اجرای چنین پروژهای میتواند به امنیت دانشجویان نیز کمک کند و از بروز حوادث مشابهی مانند آنچه برای امیرمحمد خالقی رخ داد، پیشگیری کند. چه خوب است اگر شهرداری تهران کار بزرگ خانواده خالقی را جبران کند و به یاد آن دانشجویی که مهمان تهران بود، اما در تهران بهجای میهماننوازی، قربانی میهمانکشی شد، این طرح را پیاده کند و نامش را بر آن بگذارد تا غم بزرگش به کار بزرگی تبدیل شود.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به رمان «آخر دنیا» نوشته «جنی ارپنبک»؛ روایتی از زندگیهایی که میتوانستند اتفاق بیفتند
اگر میشد زندگی را از نو نوشت
تمامقد به احترام شهدای دانشآموز میناب و لامرد
ای داغ، از قلب پریشانم چه میخواهی
پشت روایت «روستای گمشده»
صلح از جایی آغاز میشود که «دیگری» را به رسمیت بشناسیم
نورپردازی بناهای مسکونی؛ از نمایش اجتماعی تا هزینههای پنهان انرژی و شهری
پیامدهای یک هشدار جهانی برای ایران
همزمان با تثبیت بودجه «صندوق بیماران خاص و صعبالعلاج»، سهم بیماران اتیسم نامشخص است
اتیسم، گمشده در بودجههای رسمی
روایت چگونه امکان تجربه روزگار نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
«پیام ما» گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره سلامت شرکتهای دولتی و نقش حکمرانی شرکتی را بررسی میکند
مالک و ناظر، روی یک صندلی
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید