قتل بیسلاح؛ زنکشی در سکوت خانواده، قانون و نظام درمان
15 آذر 1404، 19:15
در ایران مواردی وجود دارد که زنان پس از سالها تجربه خشونت روانی، تحقیر، تهدید و فشارهای اقتصادی، بر اثر ابتلا به افسردگی و بیماریهای ناشی از استرس مزمن، دچار سکته قلبی یا مغزی میشوند و جان خود را از دست میدهند؛ مرگهایی که در ظاهر «طبیعی» خوانده میشوند، اما درواقع پیامد مستقیم خشونتی طولانیمدتاند.
«س» یکی از همین زنان بود؛ زنی که سالها در معرض خشونت روانی، تحقیر، تهدید، فحاشی و دستکاری روانی قرار داشت. او پس از ابتلا به افسردگی شدید تحت درمان دارویی قرار گرفت، اما وضعیتش وخیمتر شد و بهدلیل حملههای عصبی چند بار در بیمارستان اعصاب و روان بستری شد و حتی شوک الکتریکی دریافت کرد. با وجود هشدار پزشکان درباره ناتوانی او در تحمل فشارهای روانی، عامل خشونت همچنان در زندگیاش حضور داشت. چند ماه بعد «س» بر اثر سکته مغزی جان باخت؛ اما در پرونده پزشکیقانونی، علت مرگ تنها «سکته مغزی» ثبت شد و نام او هرگز در فهرست قربانیان زنکشی قرار نگرفت.
نبود قانون مستقل خشونت خانگی در ایران موجب میشود خشونتهایی که ماهیتی روانی، اقتصادی یا کلامی دارند، نه قابل ثبت باشند و نه قابل پیگیری. طبق قانون، تنها زمانی امکان شکایت و رسیدگی قضائی وجود دارد که آثار ضربوجرح در بدن زن مشاهده شود. این خلأ قانونی باعث میشود بسیاری از زنان خشونتدیده، حتی در مراحل حاد افسردگی و خطر خودکشی، دسترسی مؤثری به حمایتهای حقوقی و اجتماعی نداشته باشند.
از سوی دیگر، خانوادهها نیز در موارد بسیاری بهجای حمایت، زنان را به تحمل و ادامه زندگی مشترک تشویق میکنند؛ با جملاتی مانند «همه مردها همیناند»، «زندگیات را بکن» یا «با لباس عروس رفتی، با کفن برگرد». این فشار فرهنگی، همراه با نبود نهادهای حمایتی رسمی، زنان را در چرخهای از خشونت و بیماری رها میکند.
نظام درمانی نیز بهدلیل نبود پروتکل مشخص برای شناسایی خشونت خانگی، اغلب تنها به درمان دارویی یا شوک الکتریکی اکتفا میکند و امکان ارجاع زنان به مراکز حمایتی وجود ندارد. درنتیجه، علت اصلی بیماری و مرگ این زنان پنهان میماند و خشونت خانگی در هیچ آماری بازتاب نمییابد.
کارشناسان حوزه زنان و آسیبهای اجتماعی میگویند: «این شکل از مرگ، زنکشی خاموش است؛ قتلی غیرمستقیم که عامل آن نه در سیستم سلامت شناسایی میشود، نه در سیستم قضائی و نه در نهاد خانواده.» در چنین مواردی، فرد خشونتورز اغلب بدون هیچگونه مسئولیت یا پیگردی به زندگی خود ادامه میدهد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به رمان «آخر دنیا» نوشته «جنی ارپنبک»؛ روایتی از زندگیهایی که میتوانستند اتفاق بیفتند
اگر میشد زندگی را از نو نوشت
تمامقد به احترام شهدای دانشآموز میناب و لامرد
ای داغ، از قلب پریشانم چه میخواهی
پشت روایت «روستای گمشده»
صلح از جایی آغاز میشود که «دیگری» را به رسمیت بشناسیم
نورپردازی بناهای مسکونی؛ از نمایش اجتماعی تا هزینههای پنهان انرژی و شهری
پیامدهای یک هشدار جهانی برای ایران
همزمان با تثبیت بودجه «صندوق بیماران خاص و صعبالعلاج»، سهم بیماران اتیسم نامشخص است
اتیسم، گمشده در بودجههای رسمی
روایت چگونه امکان تجربه روزگار نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
«پیام ما» گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره سلامت شرکتهای دولتی و نقش حکمرانی شرکتی را بررسی میکند
مالک و ناظر، روی یک صندلی
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید