نگاهی به یک تجربه داوطلبانه در حفاظت از میراث‌فرهنگی در اردکان، به‌‌مناسبت «روز جهانی داوطلب»

نجات قلعه خرگوشی با اراده مردمی





نجات قلعه خرگوشی با اراده مردمی

۱۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۱۳

|پیام ما| نجات کاروانسرای «قلعه خرگوشی» به دست مردم اردکان، نشان‌دهنده تغییر نگاه مردم به میراث‌فرهنگی و احساس مسئولیت در قبال آن است؛ اینکه باور کنند با مشارکت جمعی می‌توان یک بنای تاریخی را نجات داد و به یاد متولیان آورد که نسبت به حفاظت از میراث تاریخی مسئولیت‌پذیرتر باشند. پاییز امسال داوطلبان گروه «داما» در اردکان در پنجمین پویش خود برای سومین بار به سراغ قلعه خرگوشی رفتند تا با اقدامات حفاظتی بنا را از تخریب و آسیب بیشتر نجات دهند. قلعه‌ای فراموش‌شده در جاده قدیم یزد به اصفهان، شاهد حضور مردمی شد که برای نجاتش آمده بودند؛ بی آنکه منتظر تحقق وعده‌ها بمانند و تماشاگر تخریب تدریجی میراث‌فرهنگی شهرشان باشند.

امروز «روز جهانی داوطلب» است و سازمان ملل امسال برای این روز شعار «هر مشارکتی مهم است» را انتخاب کرده. هدف از انتخاب روزی به‌نام داوطلبان، این است که کشورها از توان نیروهای داوطلب در سطح محلی، ملی و جهانی در راستای توسعه پایدار بهره ببرند.

درباره نقش داوطلبان در مسائل اجتماعی و امدادرسانی زیاد گفته شده، اما در میراث‌فرهنگی کمتر به این پرداخته می‌شود که فعالیت‌های داوطلبانه و کنشگری جوامع محلی چقدر می‌تواند در حفاظت آثار مؤثر باشد. 

در سال‌های اخیر و با افزایش دغدغه عمومی نسبت به میراث‌فرهنگی، شاهد فعالیت‌های ارزشمند داوطلبانه در حوزه حفاظت از این میراث‌ هستیم. یکی از این تجربه‌ها در اردکان و با گروه «داما» رقم خورده است.


استادان کار تیمی

در استان یزد، کار گروهی فقط یک مهارت نیست؛ بخشی از زیست روزمره مردم است. کافی است نگاهی به فعالیت‌های جمعی مردمش بیندازید تا ببینید همکاری و هماهنگی چگونه در تاروپود زندگی اجتماعی‌شان ریشه دارد. 

زمانی که قرار بود بافت تاریخی یزد در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شود، همین روحیه جمعی یکی از امتیازهای مهم مردم یزد بود. از کسبه تا ساکنان محله‌های قدیمی، هر کدام گوشه یک کار را گرفته بودند تا شهر برای حضور ارزیاب یونسکو آماده شود؛ بعد از ثبت جهانی نیز کوچه‌ها پر از شادی و شیرینی و جشن شد برای موفقیتی که حاصل یک اراده جمعی و مشترک بود. 

با این پیش‌زمینه ذهنی، اینکه مردم یکی از شهرستان‌های یزد، گروهی داوطلب تشکیل داده‌اند تا میراث در معرض تخریب شهرشان را نجات دهند، چندان دور از ذهن نیست. آنها استادان کار تیمی هستند و علاقه‌مند به میراث و ریشه‌های فرهنگی‌شان.

در گروه «داما» اهالی اردکان و شهرهای دیگر ایران -از زن و مرد و کودک و نوجوان- داوطلبانه برای حفظ آثار تاریخی به میدان آمده‌اند و در چند پویش مردمی بخشی از میراث شهر را از تخریب نجات داده‌اند. 

در شرایطی که منابع دولتی سال‌هاست پاسخگوی نیازهای حفاظتی میراث‌فرهنگی نیست و فرسایش تدریجی بناهای تاریخی سرنوشت محتوم بسیاری از آنها شده، این کنش‌های مردمی می‌تواند یکی از مهم‌ترین امیدها برای حفظ میراث فرهنگی باشد؛ مردمی که باور دارند میراث‌فرهنگی تنها متعلق به یک گذشته دور نیست، بلکه بخشی از حافظه مشترک و هویت زنده آنهاست. برای همین، به‌جای تماشای تخریب و فراموشی، ترجیح می‌دهند خودشان وارد عمل شوند؛ نه از سر هیجان، بلکه از سر مسئولیتی که در شرایط موجود برای نجات ایران احساس می‌کنند.

 

روایت یک نجات‌بخشی مردمی

گروه داوطلبی میراث دوستان شهرستان اردکان «داما» از سال ۱۳۹۶ شکل گرفته و در چند شهر اطراف اردکان اقدامات حفاظتی در بناهای تاریخی انجام داده است. آخرین پویش «داما» نجات‌بخشی کاروانسرای صفوی «قلعه خرگوشی» در نزدیکی روستای «سرو علیا» است که پاییز امسال صورت گرفته است. جزئیات این اقدام را «محسن میرجانی»، سرپرست این گروه و از فعالان و کارشناسان میراث‌فرهنگی اردکان، در گفت‌وگو با «پیام ما» روایت کرده است: «جرقه این اقدام را دغدغه اهالی روستای سرو علیا زد. با ما تماس گرفتند و گفتند وضعیت قلعه خرگوشی بسیار اسفناک است. با دیدن وضعیت این بنا فکر کردیم چطور هم افکار عمومی را آگاه کنیم و هم اقدامی برای کاهش آسیب به بنا انجام دهیم.» 

قلعه خرگوشی چنان به حال خود رها شده بود و به‌واسطه فاصله‌اش با شهر کسی سراغی از آن نمی‌گرفت که قاچاقچیان اموال فرهنگی، علاوه‌بر تخریب بخش‌های زیادی از آن، کتیبه ارزشمند سردر بنا را هم به سرقت بردند. کتیبه‌ای که توسط خطاط هنرمند و معروف دوره صفوی «علیرضا عباسی» روی ۱۵ قطعه سنگ یشم به‌طول هشت متر و عرض ۶۰ سانتی‌متر حکاکی شده بود. هر چند سارقان دستگیر شدند و کتیبه به میراث‌فرهنگی تحویل داده شد، اما به‌دلیل ناامنی بنا هرگز به محل خود برنگشت. 

اما میرجانی روایت دیگری از این کتیبه و سرنوشتش دارد: «مولاژی دقیق از کتیبه اصلی تهیه شد و در اختیار اداره‌کل میراث اردکان بود. ما تصمیم گرفتیم برای شروع کار در این بنا مولاژ کتیبه‌ سردر قلعه را که در انبار میراث اردکان خاک می‌خورد، در محل اصلی نصب کنیم تا به‌این‌ترتیب، هم کار مرمت بنا آغاز و هم توجه‌ها به وضعیت آن جلب شود.» نصب موفقیت‌آمیز کتیبه با کمک مردم گام نخست حرکتی بود که تا امروز ادامه دارد: «این تجربه یک تلنگر بود که بدانیم می‌توانیم با حرکت‌‌های کوچک اما هدفمند، بخشی از تخریب آثار تاریخی را با کمک مردم را مهار کنیم.» حالا «داما» پنج پویش را در کارنامه دارد. میرجانی تأکید دارد اقدامات آنها بدون مداخله‌های پیچیده مرمتی و تخصصی است و صرفاً با تمرکز بر تثبیت وضعیت و پیشگیری از تخریب بیشتر انجام می‌شود.

میرجانی درباره رویکردشان می‌گوید: «ما به‌هیچ‌وجه نمی‌خواهیم اقدامی انجام دهیم که به‌جای بهبود، آسیب بیشتری وارد کند. به همین دلیل، اقدام مرمتی انجام نمی‌دهیم. هدف ما فقط تقویت و حفاظت از بنا است. وقتی کتیبه را در قلعه خرگوشی نصب می‌کردیم، متوجه شدیم بنا دچار گسست‌هایی است و بسیاری از قسمت‌های آن به‌دلیل اقدامات حفاران غیرمجاز آسیب دیده است.» همین بود که قصه قلعه خرگوشی با نصب کتیبه به پایان نرسید: «ضربه‌های قاچاقچیان و باورهای اشتباه درباره «گنج»، پشت‌بام و دیوارها را زخمی کرده بود. وجود هماتیت آهن در خاک منطقه باعث می‌شود دستگاه‌های گنج‌یاب در هر نقطه به صدا در‌آیند و همین توهم، سبب حفاری‌های مخرب در بخش‌های مختلف بنا شده بود.» 

در سال ۹۸، گروه برای جلوگیری از فروریختن بخش‌های آسیب‌دیده به‌ویژه سقف بنا، ۱۲ شمع در جبهه‌های داخلی به‌ویژه بخش جنوب‌غربی ایوان نصب کرد؛ ستون‌های سنگی تقویت شد تا وزن سازه را بهتر تحمل کنند. اما هنوز وضعیت قلعه بحرانی بود.

داما با کمترین منابع مالی و با اتکا به استادکاران محلی و متخصصان دانشگاهی، چهار پروژه کاری در قلعه خرگوشی تعریف کرد: «ترمیم پشت‌بام، بازسازی گنبدها، شمع‌گذاری دوباره در بخش‌های حساس و مرمت ناودان‌های سنگی» گِل مناسب از ورزنه تهیه شد و ملات محلی برای بستن درزها به کار رفت تا نفوذ آب به حداقل برسد. اینجا بود که بعضی از نهادها و ارگان‌های شهرستان، داوطلبان داما را کمک کردند تا پروژه بهتر پیش برود. حتی کسانی از شهرهای دیگر آمدند: «در پویش پنجم داما بیش از ۱۱۰ داوطلب از نقاط مختلف کشور اعلام آمادگی کرده بودند؛ اما به‌دلایلی تنها ۱۵ نفر انتخاب شدند.» داوطلبان از پزشک گرفته تا مهندس عمران و حسابدار در کنار جوانان محلی کار کردند و این تنوع نیروها به‌گفته میرجانی کار را به یک تجربه ملی تبدیل کرد.


غیبت اوقاف، حضور مردم

کاروانسرای قلعه خرگوشی در مسیر جاده قدیم یزد به اصفهان قرار دارد و در سال ۱۳۷۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و مالک فعلی آن سازمان اوقاف است. بسیارند بناهایی که تحت مالکیت این نهاد هستند و به حال خود رها شده‌اند و نظارت و حفاظتی برای آنها تعریف نشده است. مردم اما میراثشان را دوست دارند. 

به‌گفته میرجانی، کاروانسرای قلعه خرگوشی به‌دلیل آسیب‌هایی که دیده و وضعیت نابسامانی که داشت، با وجود اهمیتی که به‌لحاظ معماری و تاریخی داشت، در فهرست کاروانسراهای ایرانی ثبت‌شده در فهرست جهانی یونسکو قرار نگرفت: «قلعه خرگوشی واقعاً یک ظرفیت استثنایی است. این بنا در دل بیابان قرار دارد، اما با تمام آرایه‌های معماری‌اش، تکنیک‌های اجرای بی‌نظیر و صلابت ساختارش، یک مجموعه شگفت‌انگیز معماری است. چنین بنای باشکوهی چهار قرن پیش در این منطقه خشک و کم‌آب ساخته شده و حتی مکان‌یابی آن آنقدر با دقت انجام شده که یک منبع آب دائمی در کنار آن وجود دارد و همچنان دسترسی به آب در آن فراهم است.» 

میرجانی به این موضوع اشاره کرد که معادن و کارخانه‌های اطراف روزانه از این منبع کنار کاروانسرا آب برداشت می‌کنند. درحالی‌که اگر این مسئله مدیریت شود و کارخانه‌ها بابت این آب هزینه‌ای برای حفظ و نگهداری بنا پرداخت کنند، هزینه مرمت و حفاظت از بنا تا سال‌ها تأمین خواهد شد. اما اوقاف نه تخصص حفاظت و مدیریت این بنا را دارد و نه توان آن را.


پشتیبانی محلی

داوطلبان که برای نجات بنا فعالیتشان را شروع کردند، مردم سرو علیا هم به کمک آمدند، از تأمین امکانات لجستیکی و در اختیار گذاشتن مصالح و تراکتور تا تهیه غذا و کمک‌های اجرایی: «حتی بچه‌ها هم حضور داشتند و به‌نوعی سعی می‌کردند مشارکت کنند. همین حضور نشانه زنده‌شدن حس تعلق و ایران‌دوستی است، به‌ویژه بین کودکان.» میرجانی از حمایت مالی نهادهای شهرستان تا حدود صد میلیون تومان گفت و تجهیزات و مصالحی که یکی از شرکت‌های فعال در نزدیکی اردکان تأمین کرده است.

در پی این فعالیت‌ها، گروه‌های داوطلب دیگری هم در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی در استان یزد شکل گرفته‌اند. میرجانی معتقد است: «وقتی دولت توان رسیدگی به همه چیز را ندارد، همین مشارکت‌های کوچک مردمی است که می‌تواند از تخریب آثار تاریخی جلوگیری کند.»


گام بعدی؛ نجات قلعه تاریخی روستای سروعلیا

محسن میرجانی بر این باور است که: «کار داوطلبانه باید از هر نقطه از این سرزمین شروع شود. ما خوشحالیم که توانستیم این حرکت را در اردکان آغاز کنیم. در خرانق هم اقداماتی انجام دادیم. پل آب‌بر تاریخی خرانق که آسیب دیده بود و طاق‌هایش شکسته بود، با کمک نیروهای محلی و داوطلبان احیا شد و مردم محلی از آن بهره‌برداری می‌کنند. درخواست‌های زیادی از روستاهای اطراف برای انجام پروژه‌های مشابه داریم، اما چون ما تنها توان انجام دو پروژه در سال را داریم، فعلاً قادر به پذیرش بیشتر پروژه‌ها نیستیم.»

میرجانی درباره گام بعدی گروه داما گفت: «پویش بعدی داما قرار است در بهمن امسال یا فروردین ۱۴۰۵ در قلعه تاریخی سرو علیا اجرا شود؛ پروژه‌ای که شامل سقف‌زنی و مرمت اتاق‌های این بنای تاریخی است.» او معتقد است اگر سقف‌ها ترمیم شوند، قلعه می‌تواند تبدیل به فضایی کاربردی و پویا برای اهالی روستا شود.

تجربه داما فقط یک اقدام محلی نیست؛ بلکه نشانه تغییر در شیوه مواجهه مردم با میراث‌فرهنگی است. مردمی که باور دارند این میراث بخشی از هویت آنهاست و می‌توانند در حفظ آن نقش داشته باشند. میراث‌فرهنگی ایران، با همه گستردگی و شکنندگی‌اش، در شرایطی که جای دولت در بسیاری از موارد در حوزه حفاظت خالی است، به چنین تکیه‌گاه‌های مردمی احتیاج دارد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت