«بهنوش حمیدی»، فعال حوزه کودک و طبیعت، درباره تأثیر تجربه زیسته کودکی بر آینده محیط‌زیست ایران می‌گوید

ولگردی در طبیعت، اولین درسِ حفاظتگری

وقتی سراغ دوران کودکی حفاظتگران می‌رویم، اکثر آنها تجربه ولگردی سرخوشانه‌ای در طبیعت داشته‌اند





ولگردی در طبیعت، اولین درسِ حفاظتگری

۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۰۱

«فرق نمی‌کند ایران باشد یا ایتالیا،‌ والدین می‌خواهند به‌جای ولگردی فرزندانشان در طبیعت،‌ از سنین ابتدایی آنها را درگیر فرایند آموزش کنند.» این گفته «بهنوش حمیدی»، فعال حوزه کودک و طبیعت، است. او سال ۱۳۶۷ در بیرجند به دنیا آمد. تجربه طبیعت در کودکی او را به محیط‌زیست کشاند و «عبدالحسین وهاب‌زاده» ترغیبش کرد وارد مقوله کودک و محیط‌زیست شود. پس از چند سال کار در این حوزه تصمیم گرفت برای کسب تجربه به ایتالیا برود. حمیدی هم‌اکنون دانشجوی رشته محیط‌زیست و تغییراقلیم دانشگاه میلان است. او در مصاحبه با «پیام ما» درباره اهمیت تجربه کودکی در حفاظت از طبیعت ایران می‌گوید.

چه شد سراغ محیط‌زیست آمدید، آیا تجربه خاصی در کودکی داشتید؟ در این حوزه چه کرده‌اید؟

این از خوش‌شانسی من بود که از کودکی زمان زیادی را در روستای پدری خود بگذارنم. صبح‌ها دور از نگرانی پدر و مادر با خواهر و برادرانم و دیگر کودکان فامیل فقط با تعدادی سیب‌زمینی از خانه روستایی دور می‌شدیم، به مزارع و کوه‌های اطراف می‌رفتیم، تا غروب فقط با همان آذوقه کم و آبی که همراه داشتیم، سر می‌کردیم و با حال خوب به خانه روستا برمی‌گشتیم. 

گاهی هم با دخترعموهایم دو یا سه نفره تلاشمان این بود که به‌قدر کافی از خانه دور و درنهایت گم شویم. به‌ویژه تابستان‌ها‌، یا پنجشنبه و جمعه‌ها زندگی‌مان سرشار بود از بوی علف تازه، دیدن و شنیدن صدای آب جویبارها، تماشای پرنده‌های متنوع و گوش‌دادن به صداهایشان، لذت چشیدن طعم سیب‌زمینی کلوخی در کوه و… .

سال ۱۳۹۲ با مؤسسه «کاوشگران حیات‌وحش پارت» در بیرجند آشنا شدم که به‌صورت تخصصی در زمینه حفاظت فعالیت داشت. به‌دلیل علاقه زمینه‌ای که از کودکی به طبیعت و حیوانات داشتم، بدون معطلی با «آرش مودی» تماس گرفتم و گفتم تمایل دارم در مؤسسه او فعالیت داشته باشم. 

بعد از اولین سفر فیلدی که به پناهگاه حیات‌وحش نایبندان به مناسبت روز ملی یوزپلنگ داشتیم، متوجه شدم مشتاقم در زمینه طبیعت و حیات‌وحش ایران مؤثر باشم.

سال ۱۳۹۳ با استاد عبدالحسین وهاب‌زاده و ایده مدرسه طبیعت آشنا شدم. پس از شرکت در اولین جلسه تسهیلگری کودک و طبیعت در مشهد تصمیم به راه‌اندازی ششمین مدرسه طبیعت ایران در بیرجند گرفتیم. به‌این‌ترتیب، همان سال مدرسه طبیعت «کنکاج» آغاز به کار کرد. 

آشنایی بیشتر با این ایده ارزشمند مرا به دوران کودکی خودم برگرداند. به اینکه در مورد علایقم مثل یک کودک و بیشتر از قبل پافشاری کنم، با این تفاوت که مشکلاتی را که این روزها گریبان‌گیر همه است، ببینم. یکی از محرک‌ها برای تجربه تحصیل در رشته مورد علاقه‌ام در کشور دیگر هم همین موضوع بود.


چرا حوزه کودکان را دنبال کردید؟

تجربه مدرسه طبیعت این مهم را برایم روشن ساخت که کار با کودکان نتیجه مؤثرتری دارد. ما در کودکی به‌صورت ذاتی به عناصر طبیعی علاقه‌مندیم. چنانچه شانس این را داشته باشیم در آن زمان هم‌سو با شیوه‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی‌های شهری تجربه غنیِ بودن در طبیعت را هم داشته باشیم، در بزرگسالی شادتر و خلاق‌تر خواهیم بود.

علاوه بر اینکه این تجربه برای شکل‌گیری شخصیت کودک حیاتی است، وقتی مهر و عشق به طبیعت و سرزمین به‌صورت طبیعی به‌واسطه تجربه حضور برای کودک ایجاد می‌شود،‌ معمولاً در آینده نمی‌تواند در مورد هرگونه تخریبی بی‌تفاوت بماند. همان‌طورکه وقتی سراغ دوران کودکیِ حفاظتگران می‌رویم، اکثر آنها تجربه ولگردی سرخوشانه‌ای در طبیعت داشتند.


فکر می‌‌کنید با توجه به حجم تخریب‌هایی که با آن مواجه‌ایم، حوزه کودکان می‌‌تواند راهگشا باشد یا اینکه تا
زمان بزرگ‌شدن ما چیزی برای ازدست‌دادن نخواهیم داشت؟

گمانم کسانی که همین الان هم در ایران در حوزه کودک و طبیعت فعالیت دارند، نگاه کاملاً ناامیدانه‌ای به آینده ندارند. من هم مثل آنها ترجیح می‌دهم با وجود آگاهی از تمام مشکلات، کار در کنار کودکان همچنان برایم لذت‌بخش باشد. ترجیح من این است که بدون در نظر گرفتن آینده، مثل خود کودکان در کنار آنها و در اکنون زندگی کنم و آنها را، تا قبل از نوجوانی، در جریان اخبار تلخ محیط‌زیستی نگذارم.


در جامعه‌ای که اغلب خانواده‌ها ترجیحشان آموزش زبان و سایر مهارت‌ها به کودکان است و مدرسه نیز بر همین موضوعات تمرکز دارد،‌ چطور می‌‌توان طبیعت را گنجاند؟

در کنار فراهم‌کردن بسترهای متنوع تجربه آزاد برای کودکان، ارتباط مستمر با والدین قطعاً مهم است. بسیاری از والدین خودشان تجربه کودکی خوبی داشتند، بنابراین وقتی از نقش حیاتی طبیعت برای کودکانشان می‌گوییم، برایشان قابل‌درک است.

در رابطه با مدارس سال‌ها پیش استاد وهاب‌زاده برشی از طبیعت را همراه با تیمی‌ به مهد کودک‌ها و مدارس می‌بردند و کودکان تجربه لمس یک سوسک زمینی، مارمولک، مار غیرسمی‌ و… را داشتند و از نزدیک بیشتر آشنا می‌شدند یا در مدارس طبیعت ساعاتی را به مهدکودک‌ها و مدارس اختصاص می‌دادیم. اما در مجموع والدینی که مهم بودن این تجربه را درک کنند، خودشان تجربه‌هایی اینچنینی برای کودکانشان فراهم می‌کنند و در مورد درس و مشقشان کمتر سخت می‌گیرند.


تجربه شما در ایتالیا درباره مقوله کودک و طبیعت چیست؟ و آیا امکان بهره‌گیری از تجربه آنها در ایران وجود دارد؟

در آنجا به‌صورت جدی و مستمر فعالیتی درباره کودک و طبیعت نداشتم. اما به‌عنوان شغل، مدتی را به‌صورت روزانه در کنار کودکی چهارساله ایتالیایی بودم و با همدیگر ساعاتی در روز وقت می‌گذراندیم. گاهی این تجربه فردی به گروهی تبدیل می‌شد و در کنار دوستانش زمانی را در پارک‌ها و محیط‌های باز سپری می‌کردیم. مهم‌ترین چیزی که در آن دوران متوجه شدم، این بود که دغدغه‌ها و نگرانی‌های والدین از آموزش، امنیت، سرما، گرما و… بین والدین ما در ایران و آنجا مشابه است. 

آنجا هم آموزش از سنین پایین مسئله‌ای حیاتی است و کودکان وقت زیادی برای بازی و کودکی ندارند. البته که مثل اینجا استثنائاتی وجود دارد. تجربه دیگرم درباره پروژه‌های دانشگاهی بود که چندین‌بار موضوع کودک و طبیعت انتخاب کردم و سعی کردم مدارس طبیعت ایران را به سایر دانشجوها و اساتیدم معرفی کنم.


چه شد از ایران رفتید؟ و در چه صورت حاضرید برگردید؟

چند سالی می‌شد که کنجکاوی و تجربه تحصیل در کشور دیگری به‌ویژه در رشته حیات‌وحش همراه من بود، ولی شاید تعطیلی ناگهانی مدارس طبیعت در آن زمان من را واداشت که در این زمینه مصمم‌تر شوم. درنهایت همراه همسرم آرش مودی تصمیم گرفتیم فعالیت در کشوری دیگر را، حتی به‌صورت موقت، تجربه کنیم.

از حدود سه سال پیش که برای تجربه تحصیل به ایتالیا رفتم، هرگز حس نکردم ایران را ترک کرده‌ام و تکه‌ای از من در اینجا مانده بود. اما از همان ابتدا شاید ارزش خیلی فعالیت‌ها را در ایتالیا می‌دانستم که در ایران شرایط تجربه کردنش مهیا نبود. دانشگاه و به‌خصوص کلاس‌های مورد علاقه‌ام مانند اکولوژی و تنوع‌زیستی را با اشتیاق دنبال می‌کردم. حتی بعد از گذراندن درس‌ها، همچنان در کلاس‌ها و بحث‌هایشان شرکت می‌کردم. همچنان، امیدوارم بتوانم در زمینه دانش و تجربه‌ای که کسب کرده‌ام، برای ایران مؤثر باشم.


آینده محیط‌زیست و حفاظت را در ایران چطور می‌‌بینید؟

متأسفانه خبرهای خوبی نمی‌‌شنویم. اما مگر می‌شود ناامید بود؟ به‌قول جین گودال، هر کدام از ما انسان‌ها که روی این کره زمین زندگی می‌کنیم، روزانه بر‌ آن تأثیری می‌گذاریم؛ پس مهم آگاه باشیم که می‌خواهیم چه تأثیری بر آن داشته باشیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

Sheyda

بهنوش حمیدی، انسانی صبور و آرام و تاثیرگذار است،امیدوارم به ایران برگردد تا فرزندان ایران از حضورش بهره مند شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *