از مرگ تدریجی تئاترشهر
خاطرات و کابوسهای حوضها
۲۵ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۰۴
«پلان مجموعه تئاترشهر براساس دو نیمدایره درهم است که سازه اصلی یعنی ساختمان در بخش جنوبی نیمدایره کوچکتر است و نیمدایره بزرگتر این فضا را در بر میگیرد که دایرههای درهم آن را کامل میکند. دو حوض با سکوی نشستن تماشاگران کاملکننده فضای بیرونی است که بخشی از پلان دایرهای میانه را کامل میکند. یکی از این دو حوض یا حوض اصلی مرکز فضا مقابل سازه تئاترشهر قرار دارد و برای نمایشهای سنتی ایرانی مثل تعزیه و تختهحوضی و سایر نمایشهای بیرونی ساخته شده است و محل نشستن تماشاچی شبیه کولوسیومهای رومی است. تکمیلکننده این فضا حوض دومی است که پشت سکوهای نشستن و در فاصله مجموعه با خیابان اصلی (خیابان انقلاب) قرار دارد. این حوض هم برای برنامههای نمایشی طراحی شده است…»
اینها بخشی از نکاتی است که در این چند سالی که بر تئاترشهر گذشت، در یکی از منابع خواندم. زمانی که یکی از هزاران بلایی که بر سر این استوانه آجری آمد، داشتم پژوهش میکردم و دیدم. اما آنقدر بلا سر این ساختمان آمده که یادم نیست این مطلب را در کجا خواندم یا از چه کسی شنیدم، اما کلماتش را کامل به یاد دارم. یکی از نمادهای این ساختمان و عرصه آن که تا همین چند روز پیش، یعنی پاییز ۱۴۰۴، نشان از ایده مجموعه نمایشی مهم شهر داشت.
حالا یکی از این دو حوض، یعنی حوض دوم به سرنوشت خیلی از اتفاقاتی پیوست که در اطراف تئاترشهر رخ داده است. چند روزی است که ماشینهای آسفالت و سنگشکن در حوض دوم ایستادهاند و پتک بر زمین میزنند. حوضی که البته چند سالی بود که بهخاطر قرارگرفتن در حاشیه ورودی متروی تئاترشهر کمتر در دید کسی میآمد و یکی از پنج حوض خالی این مجموعه بود.
مسئولان شهرداری منطقه ۱۱ به رسانهها گفتهاند این حوض دوباره بازسازی میشود. با باور نیمه پر لیوان هم نمیتوان تصور کرد آن حوض کاشی دوباره در میان اینهمه سازوساخت حریم و عرصه تئاترشهر قرار گیرد. مگر مجسمه مرد نینواز برگشت که حوض برگردد؟
حوض هم که برگردد، اینکه از پشت دیوارهای آبی موقت دور تا دور حوض اصلی به گوش میرسد این است که جایگاه تماشاچیان خارج در حال تخریب است. صدای تخریبش هم از پشت دیوارهای بسته به گوش میرسد.
این دیگر بازسازی نخواهد شد و چه کسی میداند که دامنه این تخریب به حوض اصلی نرسد؟ نیمه پر لیوان را میبینیم، اما مگر در این سالها کم مصیبت بر این تکه شهر آمده که بخواهیم باور کنیم همه این کارها برای ساماندهی اطراف تئاترشهر و حریمدار کردن آن از فضای بیرونی و خواست هنرمندان بوده است؟ درست است که هنرمندان تئاتر در چند سال پیش درخواست کردند محیط پیرامونی تئاترشهر را سازماندهی کنند و حریمی برایش بگذارند، اما مشکل حوض دوم بود؟ مشکل سکوی تماشاگران بود؟ آن قهوهخانهای که شهرداری با افتخار بنری در خیابان ولیعصر بابت ساختش زده، عرصه تئاترشهر و پارک دانشجو را خراب نکرده است؟ ورودی مترو که قرار بود کاملاً زیرزمینی باشد، منظر بصری مهمترین سالن تئاتر را مخدوش نکرده است؟ در این سالها هیچجایی از شهر آنقدر که تئاترشهر حاشیه داشته است، نداشت.
تئاترشهر رؤیای همیشگی تئاتریها برای داشتن یک سالن حرفهای بود. ایدهاش از دهه ۳۰ در بین اهالی تئاتر مطرح شد و درنهایت در دهه ۴۰ سازمان رادیو تلویزیون ملی دست به کار شد و با همکاری شهرداری تهران قرار شد این بنا ساخته شود. مکانهای مختلفی هم انتخاب شد، اما قرعه به ساختمان پر از حرفوحدیث اما پرخاطره کافه شهرداری خورد که در همین مکان وجود داشت و در اطرافش خانهبهدوشها زندگی میکردند.
طراحی بنا را علی سردار افخمی با ایده بیژن انصاری و طراحی پارک را بیژن صفاری انجام دادند و در ۸ بهمن ۱۳۵۱ رسماً با نمایش «باغ آلبالو» به کارگردانی آربی آوانسیان افتتاح شد. بنایی که از ایده تئاتر بکمن تا نشانههایی از برج طغرل و معماری ایلخانی را میتوان در آن دید. مجموعهای که در طی ۵۴سال سالنهای دیگرش شکل گرفتند و بخشی از خاطره شهر و مردمانش شدند.
اما در این ۳۰ سالی که گذشته است، هرچه از اهمیت تئاترشهر در تئاتر کمتر میشد، بلاهایی که سرش میآمد بیشتر میشد. تئاترشهری که روز تعطیلشدنش (حدود ۱۰-۱۵ سال پیش) تئاتر تهران را نیمهتعطیل میکرد، حالا کمتر کسی حوصله میکند از ماز پیشساخته فلزی رد شود و به سالنهایش برسد. تئاترشهری که روزگاری دور دیواره استوانهایاش حلقه میزدیم تا بلیت نمایشی مثلاً «لوبیای سحرآمیز» یا «شب هزارویکم» بهرام بیضایی را ببینیم، مجموعهای که روزگاری به شوق دیدن «خاطرات و کابوسهای جامهدار از قتل میرزا تقیخان فراهانی» با بازی مهدی هاشمی به آن رسیدند و برای دیدن «خروس» محمد رحمانیان یا «رقص کاغذپارههای» محمد یعقوبی و «شب سیزدهم» حمید امجد دلمان تنگ میشد، حالا مجموعهای پر از کابوس شده است.
مگر میشود یک ساختمان اینهمه مصیبت بکشد؟ حتی شمردنش هم چندین صفحه زمان میبرد، اما بیاییم مهمترینهایش را مرور کنیم: اول که مترو آمد و از زیرش گذشت؛ بدون توجه به هشدارهای کارشناسان. بعد یک زمانی شهرداری که سودای پاستور داشت، آمد و زمینی را که قرار بود پارکینگ یا سازه دوم تئاترشهر در آن ساخته شود، تبدیل به مسجد کرد. چند سال بابت مسجد، خیابان پشت تئاترشهر بسته بود؟ هنوز هم خیابان شیرزاد تبدیل به کوچه شده است. آتشسوزی تالار خورشید و سوختن کامل آن. آن روزی که ورودی و بخشی از سالن قشقایی فروریخت. روزی که مجموعه آتش گرفت. چندسالی که مترو چیزی بهعنوان محوطه بیرونی نگذاشت…
نه، نوشتن از همه اینها ساعتها طول میکشد و گفتنش تکرار مکررات است و تکرار و تکرار اتفاقاتی که بر سر این موجود تنهای شهر آمده است؛ موجودی که انگار کابوسهایش مثل نمایشی که علی رفیعی روزگاری در آن روی صحنه برد پایانی ندارد.
روتیتر: برگرفته از نام تئاتر خاطرات و کابوسهای جامهدار از قتل میرزا تقیخان فراهانی و کاری از دکتر علی رفیعی که برای بار اول سال ۱۳۵۶ در تئاتر شهر به روی صحنه رفت.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
پارک پردیســـــــــان را دریابیم
میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بومگردی
پرفروشهای نمایشگاه کتاب تهران چه تصویری از جامعه ایران به دست میدهند؟
فهرست پرفروشها سند اجتماعی میشود
کلکِ خیـــــــالانگیز
تیــــم مــا
یادمان باشد که این خاک خشک است
روایتی از احیای میراث صنعتی ایران در قلب پایتخت
ایستگاه راهآهن تهران؛ موزهای زنده بر ریلها
مسکن و طبقه متوسط فقیرشده
گاهی بحران تمام میشود، اما سیستم هشدار مغز هنوز خاموش نشده است
ذهن در وضعیت آمادهباش
کوهنوردان راه آزادی
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید