مصادره معنا و فراموشی رهایی
تأملی در باب فلسطین
۳۰ شهریور ۱۴۰۴، ۲۱:۰۷
بیاییم اندکی مکث کنیم، شاید پرسش بنیادین نه این باشد که «چرا فلسطین؟»، بلکه «چرا هنوز هم نمیشنویم؟». ما در جهانی زندگی میکنیم که در آن، ماشین رسانهای سلطه، بسان آینهای خمیده، واقعیت را واژگون نشان میدهد؛ اشغالگر را قربانی، قربانی را تروریست؛ گلوله را دفاع و فریاد را خشونت. در این آینه کژتاب خودِ ما نیز، بی آنکه بدانیم، بهتدریج شکل میگیریم: در عادت به سکوت، در خو کردن به بیعدالتی و در توجیهِ مداومِ ناتوانی.
فلسطین در این معنا تنها جغرافیای جنگ و خون نیست، بلکه صحنهای است که در آن، حقیقت عریان میشود: حقیقت رابطه سلطه و مقاومت. و هر بار که این حقیقت عریان میشود، ما در برابر انتخابی قرار میگیریم: یا با بیتفاوتی چشم بپوشیم و در آینه کژتاب سلطه بمانیم یا با جسارت به آینهای دیگر بنگریم؛ آینهای که شاید ترکخورده، شاید غبارگرفته باشد، اما تصویر راستین انسان مقاوم را بازمیتاباند.
صریحتر بگوییم، آنچه امروز در فلسطین در جریان است، بازنمایی فشرده همان چیزی است که در زندگی روزمره ما، در مقیاسی دیگر رخ میدهد. آنگاه که در برابر تبعیض ساختاری سکوت میکنیم، آنگاه که در برابر تحقیر جنسیتی یا قومی سر فرو میآوریم، آنگاه که با بیاعتمادی به امکان جمعیبودن به کنج فردی خویش پناه میبریم، درحقیقت همان سازوکاری را بازتولید میکنیم که کودکی فلسطینی را در برابر تانک بیپناه میگذارد. سلطه بی آنکه مرز بشناسد، با منطق مشترک خردکردن و خاموشکردن کار میکند.
اگر چنین است، پس همبستگی با فلسطین صرفاً یک موضع سیاسی خارجی نیست، نوعی تمرین در بازسازی خویشتن است. تمرینی برای بازیابی جرئت ایستادن، برای بازآفرینی زبان مقاومت و برای پسگرفتن مفاهیمی که سالهاست در اسارت مصادره و تحریف گرفتار آمدهاند.
در تاریخ بارها دیدهایم که همبستگیها چگونه مرزها را درنوردیدهاند؛ جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی پژواک مبارزات سیاهان آمریکا را شنید، انقلابهای آمریکای لاتین از تجارب آسیا الهام گرفتند و زنان در خیابانهای پاریس، قاهره و تهران، هر یک با زبان و زمینه خاص خود اما با افقی مشترک از رهایی، فریاد زدند. پرسش این است: آیا ما آمادهایم که بار دیگر، به این شبکه جهانی رهایی بپیوندیم؟ یا ترجیح میدهیم در حصار «مسائل داخلی» خود به انزوایی خودخواسته پناه بریم؟
زیرا باید دانست سلطه، جهانی میاندیشد و مقاومت اگر محلی بماند، بهسادگی در تله همان نظم جهانی گرفتار میشود. رهایی اگر قرار است واقعی باشد، باید افق خود را از مرزهای جغرافیایی فراتر ببرد. باید بتوانیم در رنج دیگری، پژواک رنج خود را بشنویم و در ایستادگی دیگری، امکان رهایی خویش را بیابیم.
فلسطین به این معنا نهتنها «مسئلهای سیاسی» بلکه «امتحانی اخلاقی» است. آزمونی که نشان میدهد آیا هنوز توانایی همدلی جهانی را داریم یا خیر. اگر پاسخ ما منفی باشد، اگر در برابر فلسطین به بیتفاوتی تن دهیم، بهتدریج به انسانهایی تبدیل میشویم که دیگر توان ایستادن در برابر هیچ بیعدالتیای را ندارند؛ نه در خیابانهای تهران، نه در میدانهای شهرهای خودمان و نه حتی در درونِ خانههایمان.
پس شاید رسالت همبستگی، پیش از هر چیز، رسالتی انسانی است برای بازگرداندن انسان به جایگاهی که در آن، درد دیگری بیگانه نیست؛ که رهایی دیگری، بخشی از رهایی ماست، که عدالت نه مفهومی مصادرهشده بلکه حقیقتی مشترک است. و این، درنهایت همان چیزی است که از پسِ آوار غزه، از دل سنگفرشهای خونین نابلس و از چشمهای اشکآلود مادران فلسطینی همچون ندا و فراخوانی جهانی بهسوی ما میآید.
و شاید اینجا، پرسشی ژرفتر رخ مینماید اگر فلسطین آینهای است برای دیدنِ خود، آیا ما جرئت نگاهکردن در این آینه را داریم؟ آینهای که تنها سیمای مقاومت را بازتاب نمیدهد، بلکه بیعملی، ترس و عادتِ ما به سکوت را نیز عریان میکند. نگاه کردن به آن همچون نگریستن به زخم خویش است؛ دردناک، اما شفابخش.
در این معنا، همبستگی با فلسطین، نوعی فراتر رفتن از «خود» است؛ حرکتی بهسوی افقی که در آن، فردیتِ منزوی جای خود را به جمعیتِ همسرنوشت میدهد. درست همانگونه که رودخانهها، هرچند از سرچشمههای گوناگون آغاز میشوند، در نهایت به دریا میپیوندند، رنجها و امیدهای ملتها نیز در یک اقیانوس مشترک گرد میآیند.
بیاییم از این زاویه بنگریم اگر امروز دفاع از فلسطین را به «وظیفهای خارجی» تقلیل دهیم، فردا چه تضمینی است که جهانیان در برابر سرکوب ما سکوت نکنند و آن را «مسئلهای داخلی» نخوانند؟ همبستگی، زنجیریست که اگر یک حلقهاش گسسته شود، دیگر استوار نخواهد ماند.
از همین رو، سخن بر سرِ «مسئلهای دور» نیست؛ سخن بر سر خودِ ماست، بر سر امکان آیندهای که یا در تنهایی و انزوا فرومیپاشد یا در پیوند با دیگران به نیرویی رهاییبخش بدل میشود.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ر
روایت زندگی در جوار دود مشعلها
«گچساران» و ثروتی که هر شب میسوزد
۶۰ سال پس از «سازمان جلب سیّاحان» و تحولی که در گردشگری ایجاد کرد
ایران؛ دروازه جهان
«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم
پرندگان؛ پیامآوران صلح و زندگی
در ظاهر پرآب و در واقعیت خشک
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
نگاه پژوهشگران و فعالان دانشجویی به مسئولیت اجتماعی دانشگاه در زمان جنگ
دانشگاه از دانشجو خبر ندارد
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید