«چکاوک عباسپور» از دیوارهای نامرئی علیه زنان در محیط‌زیست می‌گوید

زنان اجازه محیطبانی ندارند

ورود به حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش برای زنان در هر بخشی دشوار‌ است، پستاندار و پرنده و خزنده هم ندارد





زنان اجازه محیطبانی ندارند

۴ شهریور ۱۴۰۴، ۲۰:۱۶

«اگر در ایران به زنان و حضورشان در جایگاه‌های متفاوت نگاهی عادلانه یا حداقل نگاهی برابر با مردان وجود داشت، احتمالاً اولین کاری که می‌کردم شرکت در آزمون محیطبانی بود.» این را «چکاوک عباسپور» می‌گوید. او جزو نسل دهه هفتادی‌های حفاظتگر است و رکورد پرنده‌هایی که مشاهده کرده به ۳۱۸ گونه می‌رسد. عباسپور در رشته مهندسی صنایع مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد. پس‌ازآن دوره‌های راهنمای گردشگری را گذراند و به‌واسطه علاقه‌مندی زیاد به حیات‌وحش و طبیعت تصمیم گرفت رشته کارشناسی ارشد محیط‌زیست با گرایش تنوع‌زیستی را انتخاب کند. او اکنون داوطلبانه با گروه‌های حفاظتگر در حوزه پرندگان کار می‌کند.

آیا تجربه‌ای در کودکی داشتید که شما را به‌سمت طبیعت و حفاظت سوق داد؟

شکل‌گیری علاقه من به طبیعت و بعد‌ها دغدغه‌مندی برای حفاظت از آن به‌واسطه علاقه آشکار مادر و پدرم و سفرهای طبیعت‌گردی‌مان در کودکی شکل گرفت. اما در نوجوانی برای اولین‌بار با تجربه حضور لوتو در زندگی‌ام (سگی که مهرش برای همیشه در قلبم هک شده است) متوجه پررنگ شدن حسی در خود شدم و آن، چیزی نبود جز احساس نزدیکی و مسئولیت در قبال زیستمندانی که زندگی‌مان به‌هم گره خورده است.


چرا حوزه پرندگان را انتخاب کردید؟

چرا پرندگان؟! خیلی ساده است. مگر می‌شود چکاوک باشی و قلبت برای چکاوکیان نتپد؟! راستش خودم هم نمی‌دانم! پرندگان در دنیای من معنا و مفهوم متفاوتی دارند. اینکه ساعت‌ها در سکوت آنها را فقط مشاهده کنم، لذتی دارد که قابل توصیف نیست. آشنایی جدی من با دنیای پرندگان، با کلاس‌های پرنده‌نگری مهندس بختیاری شروع شد. یکی از جلسات درباره ساختار پر پرنده‌ها بود. خیلی هیجان‌انگیز بود. دیدن آن پرهای رنگی و جذاب و اینکه بدانی چرا این‌طور است و چه کاربردی برای پرنده دارد. خلاصه هرچه از جذابیت این موجودات بگویم، کم گفته‌ام. دریایی است که در شکوه و عظمتش غرق می‌شوی و از این غرق شدن لذت می‌بری.


آیا ورود به عرصه حفاظت و پرنده‌نگری برای زنان آسان‌تر از سایر حوزه‌ها نیست؟

راستش ورود به حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش برای زنان در هر بخش آن دشوار‌تر است، پستاندار و پرنده و خزنده هم ندارد! یک مثال خیلی ساده، محیطبان زن است که حتی نامش هم بسیاری از مدیران را آزرده‌خاطر می‌کند. از نظر من هر زنی که وارد این حوزه می‌شود، فارغ از اینکه علاقه و دغدغه حفاظت از کدام بخش را دارد، کاری ارزشمند و قابل‌احترام کرده است. هر بخش با چالش‌ها و محدودیت‌های خاص خود همراه است که فقط علاقه و پشتکار، آن را انجام‌شدنی می‌کند.


برای مشاهده پرندگان به چه مناطقی سفر کرده‌اید؟ آیا در این سفر‌ها با چالشی مواجه شده‌اید که به جنسیت شما مرتبط باشد؟

برای مشاهده پرندگان و فعالیت‌هایم به مناطق مختلفی سفر کرده‌ام، اما سرشماری پرندگان زادآور جزیره شیدور با انجمن «آوای بوم» تجربه به یادماندنی و متفاوتی است. سرشماری در گرمای هوای تیرماه که به‌معنای کلمه طاقت‌فرساست، انجام شد. من هم به گرمایی بودن معروف هستم. بنابراین، می‌‌توانید حدس بزنید چقدر شرایط برایم دشوار بود! اما دیدن لانه پرستو‌های دریایی‌ و جوجه‌هایی که تازه از تخم درآمده‌اند، جوجه‌های کمی ‌بزرگ‌تر که تلوتلوخوران سعی می‌کنند راه بروند، تلاش والدین برای مراقبت از آنها و غروب آفتابی که با صدا و پروازشان به پایان می‌رسد، تجربه‌ای نیست که به این راحتی‌ها فراموش شود. اما این سؤال در گوشه ذهنم باقی مانده است که اگر مردی در تیممان نبود، باز هم چنین فعالیتی شدنی بود؟


اگر زن نبودید، امروز چه جایگاهی داشتید؟

بهتر است بگویم اگر در ایران به زنان و حضورشان در جایگاه‌های متفاوت نگاهی عادلانه یا حداقل نگاهی برابر با مردان وجود داشت، احتمالاً اولین کاری که می‌کردم شرکت در آزمون محیطبانی بود. اینکه در کارهای میدانی همیشه با شک‌و‌تردید انتخاب شوی، چون زن هستی و دردسر داری، آزاردهنده است. مثلاً شنیده‌ای آقای فلانی ترجیحش به حضور مردان است. چرا؟ کم‌دردسرترند یا به‌قولی بدون حاشیه و سروکله زدن با کسی می‌توانی کارت را پیش ببری.


چرا با وجود حضور بسیار پررنگ زنان در عرصه پرنده‌نگری در حوزه‌های مدیریتی پروژه‌ها و… یا به‌عنوان مشاوران سازمان حفاظت محیط‌زیست کمتر شاهد حضور آنها هستیم؟

اگر کل‌نگر به قضیه نگاه کنیم، در ایران چندسالی است که به پرندگان و حفاظت از آنها نگاه متفاوتی می‌شود. در گذشته اهمیت توجه به پرندگان و حفاظت از آنها به‌خوبی درک نشده بود. البته تعداد محدود متخصصان و کارشناسان در این زمینه هم بی‌تأثیر نبوده است، اما در واقعیت دلیل کمتر دیده شدن زنان در جایگاه‌های مدیریتی، این است که با وجود آنکه در مقایسه با گذشته بیشتر به زنان توجه می‌شود، اما همچنان در ظاهر کار است. پذیرش این مسئله هنوز آن‌طورکه باید درونی و واقعی نشده است. اینکه تخصص تو چیست، چه مهارت‌ها، تجربه‌ها و پتانسیل انجام چه کارهایی داری، باید معیاری برای انتخاب شدن یا نشدن تو باشد و نه جنسیت تو.


آیا به مهاجرت فکر می‌کنید و چرا؟

 اگر بگویم هرگز به مهاجرت فکر نکرده‌ام، دروغ گفته‌ام. به‌ویژه آن سال‌هایی که عمر و جوانی حفاظتگران و کارشناسان محیط‌زیست پشت میله‌هایی سپری شد که حقشان نبود. همچنان امید دارم تغییرات مثبتی در بدنه و ساختار سازمان محیط‌زیست رخ دهد، اما روزی که این امید اندک هم نباشد، نمی‌دانم کجا خواهم بود.


فکر می‌کنید تلاش حفاظتگران در مقابل بروکراسی‌های دولتی راهگشا است؟

 تلاش حفاظتگران همواره با موانع و بروکراسی‌های دولتی همراه بوده و است، اما زمان نشان داده است که تنها با استمرار و پیگیری می‌توان بر این موانع چیره شد. هرچند تلاش‌ها و نتایج همیشه با هم همخوانی ندارند و گاهی فاصله زیادی بین آنها وجود دارد، اما به‌قطع می‌توانم بگویم که انفعال چاره آن نیست. به‌قول سعدی بزرگ «به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل».


چشم‌انداز حفاظت در ایران را چگونه می‌بینید؟

من آدم خیلی مثبت‌نگری نیستم، البته سعی می‌کنم منفی‌نگری هم نداشته باشم. از نگاه من، چشم‌انداز حفاظت در ایران مانند خیلی موضوعات دیگر با مشکلات و چالش‌های جدی روبه‌رو است، اما امیدوارم درنهایت این چالش‌ها منجر به تغییراتی مثبت و پایدار شود. همان‌گونه‌که همگی در این سال‌ها دیده‌ایم روند تخریب زیستگاه‌ها، انقراض گونه‌ها و تغییرات آب‌وهوایی خیلی سریع‌تر از چاره‌اندیشی‌های دولتی‌هاست. بنابراین، اگر جلوی حفاظت و حفاظتگران گرفته و یا سنگ‌اندازی‌هایی در کارهایشان شود، در آینده چیزی جز تأسف نخواهیم داشت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *