بحران پساب در شهرک‌های صنعتی؛ آلودگی روانه محیط‌زیست می‌شود

تصفیه‌خانه‌های خاموش

محیط‌زیست تهران هشدار نشت آلودگی صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی به منابع آبی را صادر می‌کند، معاون انسانی سازمان آن را رد می‌کند





تصفیه‌خانه‌های خاموش

۳ شهریور ۱۴۰۴، ۲۰:۳۵

تأمین سوخت دیزل‌ژنراتورهای تصفیه‌خانه‌ها، در زمان قطعی برق اولویت فهرست مشکلات تولید نیست. تصفیه‌خانه‌های مشاع، مثل مشاعات یک ساختمان، شانس کمتری برای دریافت سوخت دارند. اولویت با واحدهای تولید است؛ واحدهایی که برای جلوگیری از تعطیلی و ورشکستگی، برق خود را به روش‌های مختلف از جمله دیزل‌ژنراتور تأمین می‌کنند. نتیجه این اقدام، پساب فعالی است که وارد تصفیه‌خانه‌های خاموش می‌شود. «صدیقه ترابی»، معاون محیط‌زیست انسانی، این موضوع را رد می‌کند و می‌گوید «نمی‌توان همه آلودگی‌ها و مشکلات را به قطعی برق نسبت داد؛ بسیاری از واحدها مجهز به ژنراتور هستند.» باوجوداین، دبیرکل خانه صمت کشور به‌صراحت این آلودگی را اعلام کرده است: «نگاه‌ها در محاسبه خسارت‌ها بیشتر به خط تولید است، اما تصفیه‌خانه‌ای که نفسش گرفته و پسابی که راهی برای رهایی ندارد، در حاشیه می‌ماند.»

خرداد امسال، مسئولان محیط‌زیست استان تهران هشدار دادند قطعی‌های مکرر برق می‌تواند کیفیت منابع آب‌های سطحی و زیرزمینی را تحت‌تأثیر قرار دهد. «حسن عباس‌نژاد» با اشاره به کمبود منابع مالی و دشواری تأمین تجهیزات، گفت: «قطعی مکرر برق روند بهره‌برداری را با اختلال مواجه کرده و درصورت تداوم، می‌تواند به افزایش آلودگی منابع آب‌های سطحی و زیرزمینی منجر شود.»
صنایع بزرگ مانند پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها با نیروگاه‌های اختصاصی خود از خاموشی‌ها مصون‌اند، اما شهرک‌های صنعتی کوچک‌تر هر قطعی برق را به‌شکل ملموس و خطرناکی تجربه می‌کنند. «عبدالحسین بیات»، عضو هیئت‌مدیره شرکت ملی صنایع پتروشیمی، می‌گوید: «برق پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها به‌صورت مستقل تأمین می‌شود و حتی مازاد برق تولیدی خود را به شبکه سراسری منتقل می‌کنند.» او تأکید می‌کند این الگوی تأمین برق نه‌تنها پایداری تولید را تضمین می‌کند، بلکه مدیریت انرژی را بهینه می‌سازد و امکان رقابت در بازار داخلی و خارجی را فراهم می‌آورد.

تصویر تلخ
اما وقتی چراغ‌ها در شهرک‌های صنعتی کوچک خاموش می‌شوند، داستان کاملاً متفاوت است. خاموشی‌های طولانی در شهرک‌های صنعتی، تنها خطوط تولید را از حرکت نمی‌اندازند؛ آنچه کمتر دیده می‌شود، سرنوشت فاضلابی است که پشت درِ تصفیه‌خانه‌ها می‌ماند. جایی که موتورهای پمپاژ و سیستم‌های هوادهی با قطع برق از کار می‌افتند و شبکه‌ای که باید زنده و جاری باشد، ناگهان به سکون و رسوب می‌رسد.
«آرمان خالقی»، دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت ایران، می‌گوید این بحران پنهان، خسارتی کم‌سروصدا اما پرپیامد است: «در شهرک‌های صنعتی، بخشی از واحدها ملزم به پیش‌تصفیه پساب‌های خود هستند و باقیمانده به شبکه مشترک می‌رسد. اما وقتی برق برای هشت ساعت در روز قطع می‌شود، تصفیه‌خانه دیگر نمی‌تواند حجم ورودی را مدیریت کند. مخزن‌ها تنها چند ساعت تاب می‌آورند و بعد، پساب سرریز می‌شود؛ یا به فضای سبز همان شهرک بازمی‌گردد یا راهش را به زمین‌های پایین‌دست و حتی کشاورزی اطراف باز می‌کند.»

تصفیه‌خانه‌های بی‌رمق
خالقی هشدار می‌دهد: «قطع برق تنها یک سو ندارد: موتورهایی که خاموش می‌شوند و تجهیزاتی که آسیب می‌بینند، سوی دیگر است اما به چشم نمی‌آید؛ آلودگی‌ای که در سکوت پخش می‌شود و به زمین و آب می‌رسد.»
او می‌گوید: «نگاه‌ها در محاسبه خسارت‌ها بیشتر به خط تولید است. کارخانه‌ای که سه روز در هفته تعطیل می‌شود یا سردخانه‌ای که محصولش را از دست می‌دهد، خبرساز است؛ اما تصفیه‌خانه‌ای که نفسش گرفته و پسابی که راهی برای رهایی ندارد، در حاشیه می‌ماند.»
مشکل تنها به نبود برق محدود نمی‌شود. حتی آن دسته از شهرک‌ها که ژنراتور دارند، حالا با بحران سوخت روبه‌رو هستند. ژنراتوری که قرار بود در شرایط اضطراری چندساعتی کمک کند، برای کارکردن روزانه و هشت‌ساعته طراحی نشده. تأمین سوخت هم ماجرای دیگری است؛ سهمیه‌ای وجود ندارد و حساسیت‌ها بر سر قاچاق، دست واحدها را بسته. تصویر خالقی از شهرک‌های صنعتی، بیشتر به آپارتمانی بزرگ می‌ماند؛ آپارتمانی با صدها واحد که باید هزینه‌های مشاع خود را بپردازند. همان‌طورکه در یک ساختمان کوچک، اگر چند خانواده از پرداخت سهم خودداری کنند، تعمیرات به تعویق می‌افتد، در شهرک‌های صنعتی هم این اتفاق رخ می‌دهد. تصفیه‌خانه، خیابان‌ها، فضای سبز و حتی برق و آب مشترک‌اند؛ اگر سرمایه‌گذاری و تسهیلاتی برای نگهداری‌شان نباشد، کل سیستم مختل می‌شود.
با این‌همه، هنوز آماری روشن از وضعیت تصفیه‌خانه‌ها در دست نیست. خالقی می‌گوید: «نمی‌توان با قطعیت گفت چند درصد از آنها مجهز به دیزل‌ژنراتور هستند یا اصلاً توان استفاده از آن را دارند. فناوری‌ها متفاوت است؛ بعضی هوادهی عمقی دارند، بعضی سیستم بسته. اما سناریوی مشترک همه‌شان یک چیز است: بی‌برقی یعنی توقف، و توقف یعنی بحران.»

پایش مستمر
«صدیقه ترابی»، معاون محیط‌زیست انسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست، به «پیام ما» می‌گوید این مسئله نیازمند بررسی دقیق‌تر است و نمی‌توان درباره آن حکم کلی صادر کرد: «هر تصفیه‌خانه با یک روش خاص کار می‌کند. در بسیاری از آنها پیش‌بینی استفاده از دیزل‌ژنراتور شده و همچون ادارات و واحدهای دیگر، در زمان قطعی برق از این تجهیزات استفاده می‌شود. بنابراین، اگر جایی ژنراتور نداشته باشد، ممکن است فرایند تصفیه مختل شود، اما نمی‌توان این موضوع را به همه تعمیم داد.»
او تأکید می‌کند پایش مستمر تصفیه‌خانه‌ها بخشی از وظایف ذاتی سازمان است: «ما به‌طور روتین، چه از طریق ادارات کل و چه آزمایشگاه‌های معتمد، همه تصفیه‌خانه‌ها را پایش می‌کنیم. درصورت مشاهده آلودگی، موضوع به مراجع ذی‌ربط گزارش می‌شود.»
ترابی همچنین به اظهارات اخیر مدیرکل محیط‌زیست استان تهران اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر گفته شده قطعی برق موجب آلودگی آب‌های زیرزمینی می‌شود، باید مشخص شود منظور کدام شهرک صنعتی است. نمی‌توانیم بگوییم همه شهرک‌ها چنین مشکلی دارند. بسیاری از واحدها ژنراتور دارند و سیستم‌هایشان ادامه کار می‌دهد.»
او تأکید می‌کند قضاوت کلی درباره آلودگی ناشی از قطعی برق می‌تواند «گمراه‌کننده» باشد: «باید براساس شواهد و بررسی‌های دقیق صحبت کرد. اینکه بگوییم در سراسر کشور با قطعی برق همه تصفیه‌خانه‌ها از کار می‌افتند و آب‌های زیرزمینی آلوده می‌شوند، درست نیست. هر واحد شرایط خاص خود را دارد و باید به‌طور موردی بررسی شود.»
او یادآور می‌شود قطعی برق تنها یکی از عوامل احتمالی اختلال در کار تصفیه‌خانه‌هاست و نباید به‌عنوان عامل اصلی یا قطعی آلودگی معرفی شود.

سرپوشی بر ضعف مدیریت
«غلامرضا نبی بیدهندی»، استاد و پژوهشگر حوزه آب و تصفیه‌خانه‌ها، معتقد است قطعی برق «بحران اصلی» نیست، بلکه نشانه‌ای از ضعف مدیریت و نظارت است. می‌گوید: «قطعاً قطعی برق مشکل ایجاد می‌کند، ولی این بهانه‌ای است برای آنکه اصل موضوع را فراموش کنیم؛ وگرنه با یک ژنراتور ساده هم می‌شود بخش زیادی از مشکل را حل کرد.»
به‌گفته نبی، تمرکز سازمان حفاظت محیط‌زیست بر قطعی برق، گاهی می‌تواند سرپوشی بر ضعف مدیریت و نظارت باشد: «اکنون بسیاری از پساب‌ها استاندارد تخلیه را رعایت نمی‌کنند. اگر نظارت درست باشد، راهبران تصفیه‌خانه می‌توانند قطعی هشت‌ساعته را هم مدیریت کنند.»
بااین‌حال، نبی از ضعف استانداردها هم گلایه دارد. استانداردهایی که برای تخلیه پساب صنعتی تعریف شده، به‌گفته او، «قدیمی» است و تفاوت اقلیم‌ها را در نظر نمی‌گیرد: «استانداردی که برای تهران نوشته شده، نمی‌تواند همان باشد که در یزد یا کرمان اعمال می‌شود. آنجا سطح آب‌های زیرزمینی پایین رفته و خطر آلودگی جدی‌تر است، درحالی‌که در شمال با عمق کم به آب می‌رسیم و باید سختگیرانه‌تر عمل کنیم.»
او به پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های دانشگاهی اشاره می‌کند که بارها از آلودگی آب‌های زیرزمینی در اثر شیرابه زباله یا تخلیه غیراصولی پساب‌ها خبر داده‌اند. اما این گزارش‌ها کمتر به چشم تصمیم‌گیران می‌آید: «آلودگی موضوعی ایستا نیست؛ باید هر چندسال یک‌بار پایش شود. شدت آن می‌تواند افزایش پیدا کند و ما نمی‌توانیم با آمار قدیمی خیالمان را راحت کنیم.»
نبی معتقد است تمرکز بیش‌ازحد بر قطعی‌های برق «پاک کردن صورت‌مسئله» است: «مسئله اصلی، مسئولیت‌پذیری و نظارت دقیق بر عملکرد تصفیه‌خانه‌ها و به‌روزرسانی استانداردهاست. اگر این بخش اصلاح نشود، حتی بدون خاموشی برق هم منابع آب در معرض تهدید جدی خواهند بود.»
مطابق آنچه نبی می‌گوید پژوهش‌هایی وجود دارند که نشان می‌دهند ورود چنین پساب‌های صنعتی به منابع آب زیرزمینی می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد. برخی از این مطالعات با جست‌وجویی ساده در اینترنت نیز در دسترس قرار می‌گیرند. این یافته‌ها تأکید می‌کنند خاموشی و توقف تصفیه‌خانه‌ها تنها بخشی از مشکل است و اثرات زیست‌محیطی آن می‌تواند گسترده و پایدار باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *