«فهیمه گودرزی» از تغییر نگرش به حضور زنان در عرصه حفاظت می‌گوید

زنان پیشتاز حفاظت میان موج و جنگل

نگرش جامعه از غیرممکن بودن فعالیت زنان در حوزه حفاظت به‌سمت ارزشمند بودن حضور زنان در عرصه‌های طبیعی تغییر کرده است





زنان پیشتاز حفاظت میان موج و جنگل

۲۸ مرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۱۲

فهیمه گودرزی بارها در آب افتاده، تلفن همراهش را از دست داده، گرمازده شده و روزها از همسر و فرزندش دور بوده‌، اما همه اینها را جزئی از فرایند کار یک کارشناس حیات‌وحش می‌داند. او متولد سال ۱۳۶۰ است، در مقطع کارشناسی در رشته مهندسی کشاورزی گرایش گیاه‌پزشکی دانشگاه تبریز و در مقطع کارشناسی ارشد در رشته زیست‌شناسی دریا گرایش جانوران دریا دانشگاه هرمزگان تحصیل کرد و بعد در یک مؤسسه خصوصی در حوزه آموزش نرم‌افزار مشغول به کار شد. چند ماهی در آنجا ماند. اما خیلی زود از آن کار دست کشید. گودرزی در آزمون‌های استخدامی‌ سازمان جهادکشاورزی و محیط‌زیست هم‌زمان پذیرفته شد. «ترجیحم استخدام در مرکز استان بود،‌ برای همین محیط‌زیست را انتخاب کردم. براساس فراخوان استخدامی ‌اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست هرمزگان، برای پست کارشناس محیط طبیعی با شرط قبولی در آزمون ادواری در مصاحبه شرکت و از همان ابتدا در همین پست در بخش حیات‌وحش کارم را شروع کردم و حدود ۲۰ سال است که صرفاً در این حوزه فعالیت دارم.» در این دو دهه او در انواع و اقسام مأموریت‌ها در محیط خشکی و دریایی شرکت کرده‌ و شاهد تغییر فرهنگی که زنان را در این حوزه پس می‌زند، بوده است. «نگرش جامعه از غیرممکن بودن به‌سمت ممکن و حتی ارزشمند بودن حضور زنان در عرصه‌های طبیعی تغییر کرده است؛ هرچند این تغییر، کامل و یکدست در همه‌جا اتفاق نیفتاده است.»

شما در استان هرمزگان زیستگاه‌های متنوع اعم از خشکی و دریا را دارید. حفاظت از کدامیک سخت‌تر و پیچیده‌تر است؟ و آیا برای زنان و مردان این پیچیدگی و سختی مشابه است (به این معنا که مثلاً زیستگاه آبی برای زنان سخت‌تر از مردان باشد و…)

به‌نظرم هر منطقه چه خشکی و چه دریایی ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که می‌تواند حفاظت از آن را پیچیده‌تر کند، ولی در مجموع با توجه به گستردگی زیستگاه‌های ساحلی-دریایی و نیاز به نیروی کافی و تجهیزات و امکانات خاص برای حفاظت با پوشش قابل‌قبول و مستمر حفاظت از زیستگاه‌های دریایی پرچالش‌تر است.

ذات فعالیت در زیستگاه‌های دریایی فارغ از جنسیت مشکل‌تر است. به‌نظرم انجام مأموریت‌های دریایی صبر و بردباری بیشتری می‌طلبد. از رطوبت بالا و تابش شدید آفتاب، وزش باد، امواج بلند و ناپایداری دریا و خطرات ناشی از طوفان یا تغییرات ناگهانی آب‌و‌هوا تا تحمل ساعت‌ها ایستادن(گاهی تا هشت ساعت در برخی از سایت‌های سرشماری) یا نشستن در قایق یا شناور در شرایط ناپایدار، خستگی و استرس ناشی از محدود بودن فضا و امکانات، حمل تجهیزات اعم از دوربین چشمی، تلسکوپ یا ابزار نمونه‌برداری در طول سواحل و بسترهای گلی و چسبنده در جنگل‌های مانگرو و حتی راه‌رفتن در آب به‌همراه ابزاری که گران هستند و مراقبت خاصی می‌طلبد، از جمله مشکلات فعالیت در محیط‌های دریایی و تالاب‌های ساحلی است. علاوه‌بر این موارد، ساعت‌ها کار در محیط طبیعی بدون دسترسی به امکانات بهداشتی، لزوم حفظ پوشش با وجود شرایط سخت اقلیمی ‌و احتمال مشکلات جسمی ‌و فیزیکی در طول مأموریت از جمله سختی‌های کار میدانی، به‌ویژه در محیط‌های دریایی، است.


ممکن است از چالش‌هایی که در انجام کارتان با آن مواجه شده‌اید، بگویید؟

قایق‌های موتوری در‌صورتی‌که دریا در حالت جزر(پایین آمدن آب) باشد، به‌دلیل امکان برخورد موتور قایق با بستر سنگی و یا به گل نشستن نمی‌توانند در خشکی پهلو بگیرند. با توجه به اینکه برنامه‌های سرشماری و یا بررسی پرندگان تالابی ساعت‌ها طول می‌کشد، بارها در ساعت جزر در منطقه بوده و وارد پهنه‌های گلی شده‌ایم. هنگام پیاده‌شدن ممکن است نقاطی از بستر سست‌تر باشد که باعث فرو رفتن پاها و درنتیجه خیس‌شدن کامل لباس‌ها شود. پس از پایان کار، لاجرم باید با همین وضعیت به قایق برگردیم و با وجود سرما کار را ادامه دهیم. به‌ خاطر دارم که هنگام پیاده‌شدن از قایق در ساحل جزیره شیدور پوشش جلبکی سطح سنگ‌های ساحل لغزنده باعث سر خوردنم شد و کامل در آب افتادم و با گرفتن لبه قایق خود را بالا کشیدم. به‌تازگی نیز در جزیره بنی‌فارور هنگام سوار شدن به قایق نسبتاً بزرگی، به‌دلیل مواج بودن دریا، قایق عقب رفت و با موج بعدی به‌سمت من آمد که توانستم به‌سرعت خود را از جلوی آن کنار بکشم، ولی به پشت افتادم و موجی بلند کاملاً رویم آمد که خوشبختانه به خیر گذشت، ولی موبایلم از دست رفت.

باز در خاطرم است که در اولین تابستان سال استخدامم، سازمان اجرای سرشماری‌های تابستانه پستانداران را در برنامه سالانه قرار داد. به‌دلیل شدت گرمای هرمزگان اجرای سرشماری در این مقیاس واقعاً سخت و طاقت‌فرساست، ولی معاون وقت گفتند برای این کار در کل استان برنامه‌ریزی شود. تیمی متشکل از یازده نفر (هشت مرد و سه زن) با قایق به جزیره فارور رفتیم و هر گروه در نقطه شروع مسیر از قایق پیاده شد. ما خانم‌ها یک گروه سه‌نفره بودیم. دما و رطوبت به‌شدت بالا بود و هنوز نیم‌ساعت از مسیر را طی نکرده بودیم که علائم گرمازدگی پدیدار شد. این در حالی بود که بی‌سیم و موبایل آنتن نداشت و نتوانستیم به بقیه شرایط را اطلاع دهیم. تصمیم گرفتیم به‌جای ادامه، به نقطه شروع برگردیم برای خنک‌شدن وارد آب شویم. وقتی کمی حالم بهتر شد، یادم آمد که گوشی موبایلم در جیبم بود که سوخت. (گم‌شدن و افتادن موبایل در دریا در مأموریت‌ها برای سایر همکارانم هم افتاده است.) در ادامه بقیه همکاران که ما را در نقطه پایانی پیدا نکرده بودند، در گرمای بسیار شدید، جزیره را می‌گشتند که درنهایت دو نفر از آنها با قایق جزیره را دور زدند و ما را پیدا کردند. این ماجرا باعث شد سازمان متقاعد شود که اجرای سرشماری پستانداران(علفخواران شاخص) در هرمزگان و استان‌های با شرایط مشابه به‌شکلی که در زمستان اجرا می‌شود، میسر نیست.

یک‌ بار هم در سال ۱۳۸۸ به‌همراه تیمی از دانشجویانی که بر روی جوجه‌آوری حواصیل بزرگ و اگرت ساحلی کار می‌کردند، به جنگل‌های حرا در حد فاصل بندر خمیر و جزیره قشم رفته بودم. پس از انجام کار برای سوار شدن به قایق متوجه شدم به قسمتی از گِل‌ولای بسیار چسبنده و تیره وارد شده‌ام. هرچه تلاش کردم بیشتر فرورفتم و دیگر امکان حرکت نداشتم تا درنهایت با کمک بقیه و با کندن گل‌های اطراف پاهایم، خودم را رها کردم.


در هرمزگان «هماگ» را به‌عنوان یکی از زیستگاه‌های ارزشمند داریم، در کنار آن، در بشاگرد فعالیت‌های حفاظتی برای خرس سیاه توسط انجمن‌ها انجام می‌شود، جزایر این استان هم زیستگاه گونه‌های لاک‌پشت پوزه‌عقابی و… است. به‌علاوه استان زیستگاه پرندگان مهاجر است. با این اوصاف چند نیرو در کل استان به کار حفاظت مشغول‌اند؟ چند نفر از آنها زن هستند و مشکلات پیش‌‌رویتان چیست؟

استان هرمزگان برخلاف باور عمومی‌، تنوع زیستگاهی و به‌تبع آن تنوع‌زیستی بالایی دارد. به‌طوری‌که از بلندترین قله استان با بیش از سه هزار و ۲۰۰ متر ارتفاع در منطقه حفاظت‌شده هماگ تا سواحل شنی صخره‌ای و پهنه‌های گلی و جنگل‌های مانگرو مأمن بسیاری از گونه‌های گیاهی و جانوری اعم از خشکی‌زی و آبزی است و نزدیک به ۶۰ درصد از مهره‌داران(پستانداران، خزندگان و پرندگان) در معرض خطر کشور را براساس فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت شامل می‌شود. ۱۹ منطقه تحت مدیریت که دو ذخیره‌گاه زیست‌کره و چهار تالاب بین‌المللی را در بر دارد، نشان‌دهنده اهمیت حفاظت هرچه بیشتر این زیستگاه‌های ویژه است. بااین‌حال، استان هرمزگان هم مثل سایر استان‌های کشور با کمبود نیرو چه محیطبان و چه کارشناس مواجه است. ۱۹ منطقه ذکرشده که حدود ۸۰۰ هزار هکتار است، توسط کمتر از ۷۰ محیطبان حفاظت می‌شود. یعنی به‌طور میانگین ۱۱ هزار هکتار به‌ازای هر محیطبان داریم که چندین برابر کمتر از استاندارد جهانی است. همگی محیطبانان مرد، اما ۲۰ درصد از کل مجموعه حفاظت محیط‌زیست استان خانم هستند که نیمی‌ از آنها در پست‌های کارشناسی مشغول به کارند و از این تعداد، کمتر از ۱۰ نفر با امور محیط طبیعی درگیر هستند. درنتیجه، کمبود نیرو به‌وضوح مشهود است و امر حفاظت را دچار مشکل می‌کند. از مسائل موجود عدم تعریف کارشناس محیط طبیعی در چارت سازمانی شهرستان‌هاست و درنتیجه فعالیت افراد کاملاً قائم به روحیه، علاقه و تمایل آنها به این حوزه است. ازاین‌رو، لازم است پیش از استخدام، علاقه و روحیه افراد بررسی شود و نیروهای تازه‌نفس و علاقه‌مند جذب شوند تا با انتقال تجارب بتوان از تمرکزگزایی در ادارات کل دور شد و فعالیت‌های میدانی را به کل استان تسری داد. متأسفانه برنامه مشخصی برای این مسئله مهم و آموزش منسجم و مستمر کارشناسان به‌ویژه آموزش‌های میدانی و انتقال تجارب وجود ندارد.

به‌طورکلی، مشکلات زنان شاغل و قشر کارمند معمولاً ترکیبی از مسائل فرهنگی، ساختاری و سازمانی است و مسائل پیش روی زنان در سازمان محیط‌زیست از سایر ارگان‌ها مستثنا نیست. زنانی که دائماً در تلاش برای حفظ تعادل در کار حرفه‌ای و مسئولیت‌های زندگی شخصی هستند، در محیط کاری باید پابه‌پای مردان و حتی بیشتر فعال باشند تا بتوانند کلیشه‌های جنسیتی و این باور را که زنان توانایی کمتری به‌ویژه در زمینه‌های مدیریت یا تصمیم‌گیری دارند، بشکنند. این اثبات مدام توانایی برای احقاق حق و رفع تبعیض، بسیار فرساینده عمل می‌کند و در بسیاری از موارد باعث سرخوردگی و دلسردی و طبیعتاً پایین آمدن راندمان کاری فرد می‌شود و برای سیستم اداری هم خسارت‌بار است. فرایند ارتقای شغلی زنان نسبت به مردان با سختگیری چشمگیری همراه است و در اکثر موارد فرصت برابری به زنان داده نمی‌شود.

مسائل پیش روی یک کارشناس زن محیط‌زیست علاوه‌بر مواردی که گفتم به‌دلیل الزام در اجرای مأموریت‌های میدانی به‌مراتب پیچیده‌تر است. تردید دیگران نسبت به تاب‌آوری زنان در محیط‌های طبیعی و توقع جامعه از زن برای تمرکز بر خانه و خانواده تا حضور در مأموریت‌های میدانی که گاهی چندین شبانه‌روز طول می‌کشد، علاوه‌بر مشکلات ذاتی کار در محیط‌های طبیعی و کمبود امکانات، موجب ایجاد فشار و استرس بیشتری در موقعیت‌های مشابه نسبت به مردان می‌شود. 


یکی از ویژگی‌‌های شما شناختتان گسترده‌تان درباره پرندگان است. چطور این دانش را به‌دست آوردید؟

همان‌طورکه گفتم، رشته تحصیلی‌ام در دانشگاه محیط‌زیست نبود و واحدهای درسی‌ این رشته را اصطلاحاً نگذرانده بودم، ولی از وقتی در خاطرم است به حیات‌وحش توجه داشتم که ناشی از علاقه وافر پدر مرحومم به حیات‌وحش بود. در کتابخانه قدیمی‌ ما از کتاب چاپ اول پس از انقلاب پرندگان ایران تا سری کامل مجلات قدیمی‌ و صحافی‌شده شکار و طبیعت وجود داشت و تورق و خواندن آنها و دیدن مستندهای دنیای وحش که گاهی از تلویزیون پخش می‌شد، از خرده‌لذت‌های کودکی تا نوجوانی من بود. پس از استخدام، همان روز اول وقتی معاون وقت به من گفت مسئولیت بخش حیات‌وحش با توست، حس کردم بعد از سال‌ها یک موهبت نصیبم شده و انگار دنیا چرخیده بود تا من دوباره کتاب پرندگان ایران را این‌بار در محل کار و به‌عنوان شاغل در این حوزه در دست بگیرم که برایم بسیار باارزش بود. حالا من بودم و یک تلسکوپ در دسترس و یک ساحل که تا اداره کمتر از پنج دقیقه فاصله داشت. این تلسکوپ در آن زمان از معدود تجهیزات تخصصی پرنده‌نگری بود که در ادارات محیط‌زیست کشور وجود داشت و به تلاش آقای «نادر حمیدی» خریداری شده بود. ایشان از کارشناسان پرتلاش و برجسته در زمینه شناسایی و پژوهش در حوزه پرندگان بود که متأسفانه سه ماه قبل از استخدام من طی تصادف فوت شده بودند و من شانس آشنایی با ایشان را از دست داده بودم.

به‌هرصورت، شرایط برای یادگیری فراهم بود. خوشبختانه آقای مهندس «میثم قاسمی‌» که در حال حاضر معاون محیط طبیعی استان هستند و در زمینه شناسایی پرندگان تجربه دارند، راهنما و همراه بسیار خوبی بودند. ما در تیم‌های معمولاً سه تا چهار نفره به‌طور مرتب در سطح استان مأموریت‌هایی با هدف ثبت و شناسایی پرندگان داشتیم، به‌طوری‌که در نیمه دوم سال با توجه به حضور پرندگان مهاجر زمستانه و سرشماری سالانه در ژانویه هر سال، فعالیت‌ها بیشتر و فشرده‌تر بود. همچین، از سال ۸۵ در ادامه تحقیقاتی که مرحوم حمیدی از سال قبل در پناهگاه حیات‌وحش شیدور شروع کرده بود، بررسی وضعیت، شمارش پرستوهای جوجه‌آور و حلقه‌گذاری جوجه‌ها را در برنامه سالانه قرار دادیم. با توجه به تقدم و تأخر تخم‌گذاری چهار گونه مختلف، دو بار و هر بار به‌مدت سه شبانه‌روز به جزیره می‌رفتیم که شرایط بسیار سختی، اعم از رطوبت بالای ۹۰ درصد و دمای ۵۰ درجه داشت. اما زیبایی‌های جزیره با وجود صدها پرنده و لانه‌ها و جوجه‌های آنها و بکر بودن و عاری بودن از هرگونه آلودگی در آن سال‌ها -که متأسفانه در چند سال اخیر با تبعات منفی گردشگری ناپایدار روبه‌روست- انگیزه کافی را برای ادامه فعالیت و تکرار آن در سال‌های بعد ایجاد می‌کرد. درنهایت، این کار منجر به جمع‌آوری اطلاعات بسیار باارزش و انتشار مقالاتی در این ‌باره شد. البته باید تأکید کنم که حضور من در مأموریت‌های طولانی‌مدت بدون همکاری و حمایت خانواده، به‌ویژه همسر و مادرم که از دختر خردسالم نگهداری می‌کردند، به‌هیچ‌وجه ممکن نبود و من همیشه قدردانشان هستم. 

همچنین، در آن سال‌ها به همت مسئولین بخش پرندگان دفتر حیات‌وحش سازمان با همکاری ادارات کل استان‌ها چندین دوره آموزشی میدانی در سطح کشور از جمله هرمزگان برگزار شد که علاوه‌بر ایجاد ارتباط بین کارشناسان این حوزه در استان‌های مختلف و الگوبرداری‌های مثبت و مؤثر، انگیزه و شوق مضاعفی برای یادگیری بیشتر و ارتقای مهارت در شناسایی پرندگان به‌وجود آورد.


وضعیت حفاظت از گونه‌های مختلف در استان هرمزگان چطور است؟ کدام‌یک از گونه‌ها دچار مشکل هستند و چرا؟

به‌طورکلی، برای حفاظت از هر گونه حیات‌وحش حفظ زیستگاه مهم است. پرندگان به‌عنوان شاخص‌های سلامت زیستگاه هستند و کاهش تعداد و تنوع آنها زنگ خطری است برای حافظان و مدیران تا علت‌یابی کنند و مشکل را برطرف کنند. در غیر این‌صورت، نابودی کامل زیستگاه و درنتیجه گونه‌های جانوری وابسته به آن پیش می‌آید. از دلایل سرشماری سالانه پرندگان مهاجر بررسی همین مسئله در هر سایت و تالاب و زیستگاه آبی است. خوشبختانه، طی سال‌ها این فعالیت به‌شکل کاملاً سیستماتیک در کشور در حال انجام است و استان هرمزگان با نزدیک به ۵۰ سایت و زیرسایت سرشماری که عمدتاً مناطق حفاظت‌شده و تالاب‌های بین‌المللی را شامل می‌شود، بالاترین تعداد سایت سرشماری در کشور را دارد. سالانه تلاش می‌شود در زمستان هر سال جمعیت و تنوع پرندگان مهاجر آنها ثبت شود. گونه‌های در معرض خطری همچون تلیله بزرگ، پلیکان پاخاکستری و پرندگان شکاری وابسته به تالاب‌ها در این برنامه سالانه شمارش و اطلاعات برای جمع‌بندی و بررسی نهایی به سازمان منعکس می‌شود.

در هرمزگان از پلنگ ایرانی در ارتفاعات سراسر استان تا خرس سیاه بلوچی در زیستگاه‌های شرقی از گونه‌های بزرگ‌جثه مورد توجه هستند که به استناد تحقیقات و فعالیت‌هایی که توسط سمن‌های فعال و همیاران در شرق استان انجام شده، می‌توان گفت تعداد قابل‌توجهی از پلنگ در ارتفاعات شرقی و در خارج از مناطق تحت مدیریت قرار دارد که با زیستگاه‌های خرس سیاه نیز هم‌پوشانی دارند. به‌رغم تلاش‌هایی که تاکنون شده، هنوز این مناطق در محدوده مناطق حفاظت‌شده قرار نگرفته‌اند و امیدواریم با رایزنی‌هایی که در حال انجام است، این امر محقق شود. مسئله دیگر، در مورد آهوی کوهی دره‌شوری است که تنها جمعیت آن در جزیره فارور است که نیاز به ایجاد جمعیت پشتیبان دارد. اقداماتی دراین‌باره صورت گرفته و امیدواریم به‌زودی به‌طور کامل این مهم محقق شود. ماهی آفانیوس گنو(ماهی گورخری) نیز که گونه اندمیک کشور است و در آبگرم گنو و در حاشیه منطقه حفاظت‌شده گنو قرار دارد، از جمله گونه‌هایی است که نیاز به توجه بیشتری برای بهسازی زیستگاه دارد.


آیا این چالش‌ها نسبت به گذشته کمتر شده است؟ و اگر این‌طور است،‌ چطور این اتفاق افتاده؟

به‌نظرم، حضور زنان در عرصه‌هایی که قبلاً فضاهای صرفاً مردانه تلقی می‌شد، بیشتر از قبل پذیرفته شده است. در گذشته تصور می‌شد زنان به‌دلیل شرایط جسمی ‌یا اجتماعی توانایی حضور یا فعالیت جدی در این حوزه‌ها را ندارند و نقش زنان بیشتر به فعالیت‌های غیرمیدانی مثل پژوهش‌های کتابخانه‌ای یا کارهای اداری محدود بود. زنان سال‌ها تلاش کردند برای اینکه توانایی‌ها و شایستگی‌های خود را ثابت کنند. آگاه شدن آنها نسبت به حقوق و توانایی‌هایشان قدرت برخورد با مشکلات و اقناع عموم را به آنها داده است. قطعاً هنوز راه زیادی برای تغییر این نگرش باقی مانده، ولی در مجموع افزایش تعداد زنان تحصیلکرده در رشته‌های مرتبط با فعالیت‌های میدانی مثل محیط‌زیست و منابع‌طبیعی و حضور پررنگ زنان در پروژه‌های فیلدی به‌ویژه توسط سمن‌ها و فعالان دانشجویی و انعکاس این اخبار و مطالب مربوط موفقیت زنان در حوزه‌های طبیعی، در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی کلیشه‌های قدیمی‌ را شکسته است. به‌نظرم، در مجموع نگرش جامعه از غیرممکن بودن به‌سمت ممکن و حتی ارزشمند بودن حضور زنان در عرصه‌های طبیعی تغییر کرده است؛ هرچند این تغییر، کامل و یکدست در همه‌جا اتفاق نیفتاده است. مادامی‌ که برای حضور زنان در یک مأموریت باید توجیهات و دلایل را مطرح کرد و به‌طور پیش‌فرض این حضور بدون مشکل تلقی نمی‌شود، نیاز داریم برای تغییر نگرش و آگاهی عموم تلاش کنیم. 


چطور می‌توان فرصت‌های برابر برای زنان و مردان لااقل در سطح سازمان حفاظت محیط‌زیست ایجاد کرد؟

ایجاد فرصت برابر در سازمان حفاظت محیط‌زیست نیازمند ترکیب سیاست‌های حمایتی، فرهنگسازی، آموزش و فراهم‌کردن شرایط عادلانه کاری است. با تدوین آیین‌نامه‌های شفاف درباره استخدام، ارتقا و اعطای مسئولیت‌ها براساس شایستگی و نه جنسیتی، حتی ایجاد سهمیه‌های مثبت برای حضور زنان در پست‌های مدیریتی یا میدانی، شاید موانع ساختاری رفع شود. اجرای برنامه‌های آموزشی داخلی برای همه کارکنان با هدف رفع کلیشه‌های جنسیتی، معرفی الگوهای موفق زن در حوزه محیط‌زیست از طریق رسانه‌ها و نشریات سازمان، تقویت ارزش‌گذاری بر توانایی‌های علمی‌ و مهارتی، فراهم‌کردن کارگاه‌های آموزشی ویژه برای ارتقای مهارت‌های مدیریتی و میدانی زنان و برگزاری دوره‌های آموزشی در سطح مدیران برای تعامل با کارکنان زن و بهره‌مندی از پتانسیل آنها، حمایت از پژوهش‌ها و طرح‌های علمی‌ با مدیریت زنان، تسهیل شرایط کاری و ایجاد امکانات رفاهی و امنیتی در مأموریت‌های میدانی، انعطاف در ساعات کاری برای توازن بین مسئولیت‌های خانوادگی و کاری و نظارت و ارزیابی مستمر از جمله اقداماتی است که می‌تواند صورت گیرد.


با تمام مشکلاتی که برای حضور زنان وجود دارد، چه چیزی برای ادامه‌دادن در حفاظت به شما انگیزه می‌دهد؟

با وجود محدودیت‌هایی که برای حضور زنان در حوزه محیط‌زیست وجود دارد، انگیزه من بیشتر از احساس مسئولیت نسبت به طبیعت و نسل‌های آینده و دیگری، باور به اثرگذاری کارم نشئت می‌گیرد. باور دارم که فعالیت‌های ما می‌تواند تا اندازه‌ای، هرچند کوچک، در بهبود کیفیت زندگی جامعه و پایداری منابع‌طبیعی مؤثر باشد. همچنین، مشاهده نتایج کار، مثل رهاسازی یک گونه جانوری آسیب‌دیده پس از تیمار، افزایش آگاهی عمومی‌ که در چندسال اخیر کاملاً مشهود و رضایت‌بخش است، بهبود وضعیت یک زیستگاه یا جلب مشارکت جوامع محلی، برای من نیروی محرکه‌ای ایجاد می‌کند و مطمئن می‌شوم ادامه این مسیر ارزشمند است. هرچند موانع ساختاری و فرهنگی همچنان وجود دارد، اما اهمیت کار به‌گونه‌ای است که ادامه‌دادن آن منطقی و ضروری به‌نظر می‌رسد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *