پنجاه سال از آغاز به کار نخستین رئیس مرکز آمار ایران گذشت

در این خانه بزرگ، چند نفریم؟ چه احتیاجاتی داریم؟





در این خانه بزرگ، چند نفریم؟ چه احتیاجاتی داریم؟

۱۹ مرداد ۱۴۰۴، ۱۴:۲۳

«با اینکه کمیت و کیفیت کار مرکز آمار ایران همواره مورد توجه و تشویق صاحب‌نظران و دانشمندان و علاقه‌مندان به آمار بوده، مع‌الوصف سال‌های دیگر نیز باید با آهنگ شدیدی که تاکنون کار شده، کوشش کرد تا کلیه نیازهای آماری کشور برطرف گردد.»

عباس جامعی، اردیبهشت ۱۳۴۸

 

آمار و سرشماری برای دیروز و امروز نیست. در منابع کهن و سنگ‌نبشته‌های باستانی ایران می‌توان ردّ و نشانش را یافت. اگرچه اداره‌کل‌ احصائیه و سجل احوال کل مملکتی وابسته به وزارت داخله در سال ۱۳۰۷ تأسیس شد، اما هیئت و هیبت مدرنش، شصت‌ سال پیش رسماً کلید خورد. سیزدهم تیر ۱۳۴۴ بود که «قانون تأسیس مرکز آمار ایران» به تصویب مجلس بیست‌ویکم شورای ملی رسید تا بدین‌ترتیب «اداره‌کل آمار عمومی از وزارت کشور منتزع و به‌نام مرکز آمار ایران وابسته به سازمان برنامه [و بودجه]» و با اهداف و وظایف «تهیه طرح و اجرای برنامه‌ها و طرح‌های آماری و آمارگیری نمونه‌ای و انجام سرشماری‌ها، استخراج تجزیه و تحلیل و نتیجه‌گیری و انتشار آمارهای جمع‌آوری‌شده، انتشار سالنامه آماری حاوی کلیه آمارهای کشور، ‌انجام خدمات آماری برای وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی و ملی، تهیه و اجرای برنامه‌های کارآموزی برای تعلیم آمارگران و کارشناسان مورد نیاز خود و سایر دستگاه‌های آماری کشور، ‌و استخراج کلیه اطلاعات آماری دستگاه‌های دولتی که به‌وسیله ماشین‌های الکترونیکی انجام می‌گیرد (‌به‌استثنای شرکت ملی نفت و بانک مرکزی ایران)» تأسیس شود.

اداره آمار عمومی یک‌ دهه پیش، در نیمه اسفند ۱۳۳۴، براساس «قانون مربوط به آمار و سرشماری» و «به‌منظور جمع‌آوری و تمرکز آمارهای متنوع اجتماعی و اقتصادی و کشاورزی و فرهنگی و بهداشتی کشور و اجرای آمارگیری نفوس و‌ کشاورزی» به تصویب مجلس هجدهم شورای ملی رسیده بود و در آن بسیار جزئی‌تر وظایف نهاد آمارگیری کشور را برشمرده و مثلاً آورده بود که «وزارت کشور درصورت احتیاج برای تعلیم و تربیت آمارشناسان و آمارگران به تعداد کافی می‌تواند کلاس‌های مخصوص تشکیل دهد و دانشجویان آن را از بین کارمندان دولت که سن آنها از سی‌ سال بیش‌تر و پایه تحصیلاتشان از دوره کامل متوسطه کم‌تر نباشد، انتخاب نماید» و حتی مجاز دانسته شده بود تا «حداکثر پنج‌ نفر متخصص در امر آمار از اتباع کشورهایی که صلاح بداند با تصویب هیئت وزیران برای مدت حداکثر ‌پنج‌ سال به خدمت دعوت نماید» و یا «برای اجرای سرشماری‌های نفوس لدی‌الاقتضا از طرف دولت تعطیل عمومی اعلام می‌شود. دراین‌صورت به‌استثنای کسانی که مأمور سرشماری می‌شوند، عموم افراد باید در مدت اعلام تعطیل عمومی از مساکن خود خارج نشوند؛ مگر در موارد ضروری که آیین‌نامه معین خواهد کرد.»

اما در این قانون جدید، «کلیه وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی موظفند جدول‌ها و پرسش‌نامه‌هایی را که برای آمارگیری تهیه می‌نمایند، قبل از اجرای طرح برای جلب‌ موافقت به مرکز آمار ایران ارسال دارند و از روش‌ها و تعاریف و معیارها و دستورالعمل‌های آماری مرکز مذکور تبعیت نمایند و همچنین، نتیجه آمارهای‌ جمع‌آوری‌شده را قبل از انتشار در اختیار مرکز آمار ایران قرار دهند» و مکلف شدند نه‌تنها «هر نوع اطلاعی که مورد احتیاج باشد در اختیار مرکز آمار ایران بگذارند و همکاری لازم را در‌جمع‌آوری آمار انجام دهند»، که «در موقع انجام سرشماری‌های عمومی نفوس آنچه از وسایط نقلیه و وسایل مخابراتی و افراد را که ‌لازم باشد، برای مدت تعیین‌شده طبق تصویب هیئت وزیران به رایگان در اختیار مرکز آمار ایران بگذارند.» از سوی دیگر «عموم ساکنان ایران و همچنین اتباع ایران مقیم خارج» موظف شدند «به پرسش‌های مربوط به سرشماری‌ها و آمارگیری‌های نمونه‌ای پاسخ صحیح‌بدهند»؛ اطلاعاتی که ضمانت «محرمانه» دارند و «به‌هیچ‌وجه در مراجع قضائی و اداری و مالیاتی قابل استناد نخواهد بود.»

اداره آمار عمومی تنها فرصت برگزاری یک سرشماری عمومی نفوس و مسکن را طی دهم تا ۲۵ آبان ۱۳۳۵ را یافت و از دوره بعد، این مهم برعهده مرکز آمار ایران محول شد که با حضور ۱۱ هزار و ۸۸۵ نفر، از هشتم تا ۲۴ آبان ۱۳۴۵ برقرار شد. هرچند ناگفته نماند پیش‌تر در اسفند ۱۳۱۹ نیز یک دوره سرشماری برگزار شد و به‌این‌ترتیب می‌توان مدعی شد سرشماری مدرن در ایران پیشینه‌ای ۸۵ساله دارد.

«عباس جامعی»، رئیس اداره آمار و بررسی نیروی انسانی وزارت کار و امور اجتماعی، یک‌ ماه پس از تصویب قانون تأسیس مرکز آمار ایران، در نوزدهم مرداد ۱۳۴۴ به ریاست آن منصوب شد و همین نشان می‌دهد از همان آغاز بر زمین گذاشتن سنگ بنا، تخصص‌محوری سرلوحه بوده است، چنان‌که پس از او بزرگانی چون «شاپور راسخ» و «فیروز توفیق» به ریاست آن منصوب شدند و خود جامعی هم پس از این نهاد، از مهر ۱۳۴۹ تا هنگام انقلاب به ریاست دانشگاه جندی‌شاپور اهواز گمارده شد. هرچند دیگر سال‌هاست این روش و منش رخت بربسته است.

او در گفت‌وگو با مجله بورس (شماره ۲۸، آذر ۱۳۴۴) گفته بود: «نخستین‌ کاری که از اولین روز تصدی اینجانب شروع به اقدام گردیده، تهیه طرح آزمایش سرشماری نفوس بود که با استفاده از تجربه ممتد خود و همکارانم با یک کار شبانه‌روزی تهیه گردید. کلیه کارشناسان ایرانی و خارجی که در این زمینه اطلاعاتی داشتند، همکاری نمودند و نظرات آنان مورد استفاده قرار گرفت» و اظهار امیدواری کرد «با وجود سپاهیان دانش و بهداشت و ترویج که در اعتلای سطح معرفت و سواد روستاییان یعنی ۷۵ درصد جمعیت کشور نقش مؤثری دارند، سرشماری سال آینده دقیق‌تر و جامع‌تر از قبل صورت گیرد. این سرشماری در آبان‌ماه سال ۱۳۴۵ ظرف مدت ۱۰ روز انجام خواهد گرفت.» او همچنین گفته بود «هدف از انجام این سرشماری به‌دست‌آوردن یک آمار کلی و جامع از کلیه رشته‌های فعالیت و اشتغال برای جوابگویی به احتیاجات مملکت و برنامه‌ریزی می‌‎باشد… و در برنامه ما پیش‌بینی شده که بعد از سرشماری یک آمارگیری دقیق برای کنترل و اندازه‌گیری اشتباهات سرشماری به‌عمل آید.» در ضمن بنا شده بود برای نخستین‌بار، نسبت به سرشماری‌های پیشین، «امر تهیه آمار با اعزام مأموران محلی تعمیم» یابد و جالب آنکه «برای تهیه مقدمات سرشماری آزمایشی از مناطق مراغه و سبزواران» نمونه باشند. اگرچه این نخستین سرشماری رسمی بود که خروجی آن به جمعیت ۲۵ میلیون و ۷۸ هزار و ۹۲۳ نفر رسید و تا لحظه نگارش این یادداشت که به ۸۶ میلیون و ۴۳۳ هزار و ۵۸۵ نفر رسیده است.

حالا باید منتظر نتایج نهمین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در پاییز ۱۴۰۵ بود که گفته می‌شود پایان آمارگیری کلاسیک یا سنتی و با عملیات پیچیده و هزینه‌بر (مراجعه حضوری به خانوار و تکمیل اطلاعات پرسشنامه بر اساس اظهار پاسخ‌گو) خواهد بود.

 

تیتر – برگرفته از آگهی مربوط به سرشماری سال ۱۳۴۵ در هفته‌نامه بامشاد

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق