برج آزادی و شیر بی‌ یال و دم و اشکم وزارت میراث





برج آزادی و شیر بی‌ یال و دم و اشکم وزارت میراث

۳۱ تیر ۱۴۰۴، ۱۷:۳۸

تقریباً روزی نیست که خبری از تخریب بناها و محوطه‌های تاریخی یا آسیب‌رسانی به آنها منتشر نشود. واکنش وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به این خبرها، به‌طور معمول، سکوت است. مگر آنکه فشار افکار عمومی و رسانه‌ها چنان سنگین باشد که خود را ناگزیر به پاسخگویی ببیند. چندی پیش وزیر میراث‌فرهنگی در واکنش به انتقادها از انفعال وزارتخانه متبوع خود در برابر تخریب فزاینده بافت‌ها و بناهای تاریخی گفت: «هیچ اقدام غیرقانونی در حوزه میراث‌فرهنگی بدون واکنش وزارتخانه نبوده و پیگیری‌ها به‌طور رسمی انجام شده است.» اما توضیح نداد که نتیجه واکنش‌ها چه بوده و چرا دامنه آسیب‌ها مداوماً در حال گسترش است؟

متأسفانه وزیر و بسیاری دیگر از مدیران وزارتخانه تصور می‌کنند که به‌صرف تذکر، هشدار، نامه‌نگاری اداری و استناد به برخی مواد قانونی می‌توانند جلوی تخریب بناها و محوطه‌های تاریخی را بگیرند و اگر موفق نشدند، به تکالیف قانونی خود عمل کرده‌اند و دیگر مسئولیتی متوجه‌شان نیست. باید توجه داشت که در ایران، قوانین ناظر بر میراث‌فرهنگی تا حد زیادی محکم هستند و اختیارات حاکمیتی و انحصاری قابل‌اتکایی را به وزارت م.گ.ص اعطا کرده‌اند، اما این نهاد فاقد اهرم‌ها و ابزارهای لازم برای اجرای آنهاست. درواقع، وزارتخانه مزبور به شخصی می‌ماند که مالک زمین بزرگی است و برای ساخت‌وساز در آن، مجوزهای قانونی لازم را دریافت کرده است، اما به‌علت نداشتن سرمایه و نیروی انسانی و نبود نقشه قادر به انجام هیچ‌کاری نیست و از آن بدتر، به‌دنبال فراهم کردن سرمایه و امکانات نمی‌رود.

متأسفانه وزارت م.گ.ص نه‌فقط برای پیشبرد مأموریت‌های قانونی و برنامه‌های خود (اگر به‌واقع برنامه‌ای داشته باشد)، اهرم‌سازی نکرده است بلکه اهرم‌هایی را که از پیش ایجاد شده بود، یک‌به‌یک از کف داده است. در اینجا تنها به یک قلم از اهرم‌های مؤثری که در سال‌های گذشته نابود شد، اشاره می‌کنم. آن اهرم، سرمایه اجتماعی میراث‌فرهنگی است که از نیمه دوم دهه هفتاد تا نیمه نخست دهه هشتاد در اوج بود و سپس با سرعتی حیرت‌انگیز رو به افول رفت؛ به‌گونه‌ای که امروزه در بسیاری از موارد، وزارت م.گ.ص نه‌فقط فاقد سرمایه اجتماعی است بلکه در موارد متعدد خود را در تقابل با افکار عمومی قرار داده است. چندوچون ازبین‌رفتن این اهرم، داستانی درازدامن دارد، اما شاید بتوان مهمترین علت آن را به‌کارگیری مدیرانی دانست که به‌جای اولویت دادن به حفظ میراث‌فرهنگی، به حفظ جایگاه سازمانی خود می‌اندیشند و برآنند تا دوره مدیریت خود را با کمترین چالش و کسب بیشترین منافع (مثلاً برندسازی شخصی) سپری کنند.

در روزهای اخیر، اتفاقی در میراث‌فرهنگی تهران رخ داد که به‌رغم ظاهر ساده خود، آینه تمام‌نمای وضعیت اسفبار وزارت م.گ.ص است. سه سال است که شهرداری تهران به‌دستاویز مراسم اربعین یا برگزاری جشن نوروزی، منظر تاریخی-فرهنگی برج آزادی را مخدوش و بازدید گردشگران از این اثر ملی را دچار اختلال می‌کند. تاکنون، واکنش اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان تهران به اقدام‌های شهرداری، سکوت و انفعال بوده است، شاید از آن‌رو که می‌دانند گوش مدیران فعلی شهرداری به این حرف‌ها بدهکار نیست. اما امسال و در روزهای اخیر، موج وسیعی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها در اعتراض به اقدام‌های شهرداری به راه افتاد که می‌توانست اهرم بازدارنده‌ای در دست وزارت م.گ.ص برای جلوگیری از اقدام‌های ناهنجار شهرداری در میدان آزادی باشد.

باوجوداین، هنگامی که خبرنگاران با معاون مدیرکل میراث‌فرهنگی استان تهران تماس گرفتند و نظر او را درباره مسائل پیش‌آمده برای برج آزادی جویا شدند، با این پاسخ تکان‌دهنده روبه‌رو شدند که: «روابط‌عمومی سازمان میراث‌فرهنگی استان تهران به این معاونت اجازه صحبت درباره این موضوع را نداده است!» بیایید خودمان را جای مدیران شهرداری بگذاریم. آن‌ها به‌جای اینکه به‌خاطر اقدام‌هایشان از واکنش منفی و بازدارنده اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان تهران واهمه داشته باشند، با مدیری مواجه شده‌اند که علناً اعلام می‌کند اختیار حرف‌زدنش هم دست خودش نیست و این پیام را به شهرداری مخابره می‌کند که سازمان متبوعش قصد استفاده از اهرم رسانه‌ها و افکار عمومی را ندارد.

این، تصویری از یک شیر بی‌ یال و دم و اشکم است که وزارت م.گ.ص برای خود ساخته است. هرچند که به‌واقع چنین است، اما روشن نیست که چرا آن را این‌گونه جار می‌زند؟! مایه تأسف و تعجب است که وزیر محترم میراث‌فرهنگی به‌رغم زمینه تحصیلی خود (کارشناسی ارشد علوم سیاسی و دکترای مدیریت دولتی) و سوابق طولانی فعالیت در نهادهای پراهمیت و حساس، متوجه ابعاد وحشتناک چنین رفتارهایی نیست یا با بی‌اعتنایی از کنار آن می‌گذرد.  

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق