صنایع‌دستی؛ از مهارت تا منزلت





صنایع‌دستی؛ از مهارت تا منزلت

۳ خرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۵۴

صنایع‌دستی یکی از بسترهای تحقق توانمندسازی انسانی در جوامع است که می‌تواند شالوده‌ای استوار برای پیوند میان توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی با یکدیگر مهیا کند. ظرفیتی جذاب و چندلایه که در دنیای امروز کشورهای مختلف از رهگذر آن، هم داشته‌های فرهنگی خود را برجسته و جاذبه گردشگری خلق می‌کنند و هم زمینه مساعدی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی اقشار مختلف، به‌ویژه در مناطق دورتر از کلانشهرها مهیا می‌کنند. برای بسط بیشتر این موضوع، نیاز است ابتدا مفهوم «توانمندسازی انسانی» (Human Empowerment) را تشریح کنیم.

به بیان ساده، این مفهوم به افزایش و رشد فرصت‌ها، ظرفیت‌های افراد برای انتخاب و حرکت آزادانه در مسیر حیات و سبک زندگی که برایشان ارزشمند است، دلالت دارد. به‌عبارت دیگر، توانمندسازی انسانی برابر است با افزایش امکان و فرصت زیستن به شیوه و سبک دلخواه فرد در مدت زمانی که زندگی می‌کند. از همین رو، در فرایندهای توسعه، مفهوم توانمندسازی انسانی همواره مورد توجه جدی قرار می‌گیرد؛ زیرا توسعه بدون حضور انسان و تعامل آگاهانه با او امری غیرممکن است. در منابع مختلف نیز مانند فرهنگ آکسفورد واژه‌ توانمندسازی را قدرتمند شدن، ارائه خدمات و توانا شدن معنا کرده‌اند. این مفهوم در معنای خاص بر قدرت بخشیدن به انسان‌ها و دادن آزادی عمل به آنها برای اداره‌ خود و توسعه زندگی‌شان است. به‌اعتبار این ویژگی‌ها، توانمندسازی انسانی در ابعاد مختلفی تجلی پیدا می‌کند و از منظرهای گوناگونی می‌توان آن را مورد پایش قرار داد. برای مثال، توانمندسازی اقتصادی یعنی دسترسی به منابع مالی، اشتغال و مالکیت. همچنین، توانمندسازی در جنبه اجتماعی و فرهنگی، مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها و تقویت جایگاه انسانی افراد و حس اعتماد‌به‌نفس و مطالبه‌گری آنها را شامل می‌شود. بنابراین، توانمندسازی انسانی را هم می‌توان یک فرایند در نظر گرفت، مثل توانمندسازی افراد یک روستا از طریق آموزش، هم آن را نتیجه کار برشمرد، مثل افزایش حضور روستاییان در تصمیم‌گیری‌های محلی.

اما پرسش مبنایی بحث ما این است که صنایع‌دستی چگونه موجب توانمندسازی انسانی می‌شود؟ همان‌گونه‌که بیان شد، عرصه صنایع‌دستی بنابر ویژگی‌هایی که دارد، عرصه‌ای مستعد برای پیوند میان توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. صنایع‌دستی امکان توانمندسازی اقتصادی را برای شهروندان مهیا می‌کند و با ایجاد اشتغال بومی برای جوامع محلی منبع درآمد پایدار برای آنها ایجاد می‌کند و درنهایت منجر به بهبود معیشت و رفاه خانواده‌ها می‌شود. همچنین، درنتیجه رشد کسب‌و‌کارهای صنایع‌دستی، درآمد افراد بیشتر می‌شود و قدرت انتخاب آنها در زندگی شخصی‌شان هم بیشتر می‌شود و این یعنی امکان انتخاب گزینه‌های بهتر برای زندگی، بهره‌مندی از آموزش مؤثرتر و کسب تجربیات تازه و اثربخش. از منظر توانمندسازی فرهنگی و اجتماعی نیز صنایع‌دستی قابلیت‌های مؤثری دارد. این عرصه با بازتولید فرهنگ بومی و انتقال دانش و سنت‌های هنری در بین نسل‌ها، موجب حفظ و تقویت هویت فرهنگی جامعه می‌شود و این مسئله یکی از راهبردهای روز کشورهای دنیا برای برجسته‌تر شدن و جذب گردشگران بیشتر و توسعه گردشگری است. توسعه تعاملات اجتماعی صنعتگران صنایع‌دستی و مشاهده اثربخشی خود و محصولشان بر مخاطب، بی‌تردید احساس مفید بودن به آنها می‌دهد و درنتیجه آن، به‌مرور اعتمادبه‌نفس اجتماعی آنها افزایش می‌یابد. حضور در رویدادهای فردی و جمعی مانند نمایشگاه‌های داخلی و خارجی، قرار گرفتن در معرض مخاطبانی با روحیات و ویژگی‌های مختلف و زمینه‌ای مؤثر برای توسعه تجربه زیسته فعالان صنایع‌دستی، از ویژگی‌های بارز و مثبت این هنر صنعت کهن است که از دیرباز تأثیرات سازنده‌ای بر فعالانش داشته است.

همچنین، باید افزود که انجام فعالیت خلاقانه و هنری در صنایع‌دستی را می‌توان نوعی مراقبه ذهنی در نظر گرفت که موجب ارتقای سلامت روانی و جسمی افراد جامعه به‌ویژه زنان و سالمندان می‌شود. مقوله‌ای که امروزه در کشورهای توسعه‌یافته نیز بسیار مورد توجه قرار دارد و برنامه‌های جدی برای آموزش صنایع‌دستی و هنر به افراد میانسال و سالمند وجود دارد تا از رهگذر آن بتوانند با چالش بیماری‌های دشواری مانند آلزایمر و زوال عقل مقابله کنند. رویکردی توسعه‌یافته که از هزاران سال پیش به این‌سوی یکی از آداب تربیتی خانواده‌ها در ایران بوده و هنر و صنایع‌دستی از مادران و پدران به فرزندان آموزش داده می‌شد و سبک آموزش استاد-شاگردی را تبدیل به یک سبک و شیوه اثربخش در آموزش هنر کرده است. پدیده‌ای که متأثر از آن، متون مختلفی به رشته تحریر درآمده و رساله‌های مهمی مانند رساله صناعیه میرفندرسکی در عصر صفوی نگاشته شده است.

منزلت و اعتباری که صنایع‌دستی و فعالانش در بطن جوامع کوچک و بزرگ نواحی مختلف ایران داشته‌اند، همگی برآمده از قابلیت‌های توانمندسازانه این هنر-صنعت کهن و غنی ایران بوده است. عرصه‌ای ممتاز و مستعد که در دنیای پیشرفته و دیجیتال امروز نیز همچنان می‌تواند بستری قابل‌اتکا برای شهروندان ایران و جوامع محلی باشد. قابلیتی تحسین برانگیز که در همه‌جای دنیا مورد تحسین قرار می‌گیرد و شوربختانه، در کشور خودمان کمتر و کمرنگ‌تر به آن توجه می‌شود. در این میان، مدیریت سلیقه‌ای و به‌دور از تخصص و اولویت قرار گرفتن شوآف و آمارسازی‌های بی سر و ته در سطح مدیریت ملی و استانی صنایع‌دستی کشور و نگرش سلیقه‌ای به مسائل آن، تبدیل به پاشنه‌آشیل برای این عرصه راهبردی ایران و فعالان آن شده است. اتفاقی ناخوشایند که در سال‌های اخیر تحت‌تأثیر تصمیمات هیجانی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خسران زیادی پدید آورده و جامعه ایران و فرایند توسعه عقلانی در آن را از قابلیت‌های حیات‌بخش توانمندسازی انسانی صنایع‌دستی محروم کرده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *