موزه متعلق به جامعه‌ای است که به آینده می‌اندیشد





موزه متعلق به جامعه‌ای است که به آینده می‌اندیشد

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۹:۵۵

محوری که شورای بین‌المللی موزه‌ها برای فعالیت‌های موزه‌ها در سطح جهانی در سال جاری تعیین کرده، نشان‌دهنده جایگاه و نقش موزه‌ها در جوامعی است که به‌سرعت در حال تغییر هستند. شاید بیش از دو دهه است که محور فعالیت‌های موزه‌ها هر سال بر مبنای یکی از مشکلات و معضلات مهمی که جامعه بشری با آن مواجه است، قرار می‌گیرد. از مسائلی همچون صلح گرفته تا موضوعات مهمی مانند تغییر اقلیم، گرمایش زمین و مسائل دیگر؛ موزه‌ها در این سال‌ها به‌طور ویژه به نقش خود در این زمینه‌ها پرداخته‌اند.
موزه‌ها در پی تغییرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی که پس از جنگ جهانی دوم در سطح جهانی رخ داد، تعریف جدیدی از خود ارائه کرده‌اند. این تغییر در تعریف باعث شده که گستره مخاطبان موزه‌ها به مراتب وسیع‌تر شود. هرچه زمان می‌گذرد و جلوتر می‌رویم، این تغییرات عمیق‌تر و برجسته‌تر می‌شوند. موزه‌ها از پرداختن به حفظ اشیایی که هویت ملی و افتخار جامعه‌ای است که صاحب آن آثار است، عبور کرده‌اند و به زمانی رسیده‌اند که به چگونگی و چرایی ساخت و پیدایش این آثار توجه کردند. در مرحله بعدی، موزه‌ها به این پرداخته‌اند که چگونه این آثار می‌توانند در حل مشکلات امروز جامعه مؤثر باشند. در گامی فراتر، که امروز در آن قرار داریم، موزه‌ها به بیان اندیشه‌ها و تفکرات انسانی می‌پردازند و به‌عنوان مکان‌هایی برای حفظ و معرفی این اندیشه‌ها، در شکل‌ ملموس و ناملموس، عمل می‌کنند.
وقتی از جایگاه موزه در هر کشوری صحبت می‌کنیم، این جایگاه به‌طور مستقیم نشان‌دهنده توسعه‌یافتگی آن کشور است. به همین دلیل، در جوامع توسعه‌یافته، با تعداد بیشتر موزه‌ها و نقش برجسته‌تر آنها مواجه هستیم. این نقش، تنها به حاکمیت مربوط نمی‌شود، بلکه به خود مردم نیز بستگی دارد. در جوامع توسعه‌یافته، می‌بینیم که هر دو طرف، یعنی دولت و مردم، برای موزه‌ها ارزش اساسی قائل هستند. اما این ارزش، تنها به ‌عنای احترام و داشتن موزه نیست؛ بلکه در این جوامع موزه مبنای توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. به‌عبارتی دیگر، یکی از ارکان طرح‌های توسعه اجتماعی و فرهنگی هر کشور، موزه‌ها و میراث فرهنگی و طبیعی آن کشور هستند.

وقتی جایگاه فرهنگ را در ایران بررسی و آن را با سایر کشورها مقایسه می‌کنیم، به‌راحتی متوجه می‌شویم فرهنگ به‌عنوان بنیان جامعه ما نقش اساسی‌ ایفا نمی‌کند. مانند این است که بگوییم فرهنگ عقربه‌های ساعت نیست، بلکه بند ساعت است. به همین دلیل است که به‌راحتی اعتبارات فرهنگی و آنچه به فرهنگ مربوط است، حذف می‌شود و اقتصاد فرهنگی به‌طور جدی به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ در‌حالی‌که مسائل دیگر به اولویت تبدیل شده‌اند. این بی‌توجهی به فرهنگ، به بحران‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی منتهی شده است؛ بحران‌هایی که ریشه اصلی آنها، بی‌توجهی به زیر بنای فرهنگ است، که یکی از ارکان آن موزه‌ها هستند.
وقتی به جایگاه فرهنگ در ایران و محصولات فرهنگی‌مان در سبد خانوار نگاه می‌کنیم، به‌راحتی می‌توانیم نتیجه بگیریم که جایگاه موزه‌ها باید به‌طور جدی تعریف شود. به‌طور قطع موزه‌ها در جایگاه مناسب خود قرار ندارند. موزه‌ها در ایران به‌عنوان زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی تلقی نمی‌شوند. وقتی در سیستم آموزش‌وپرورش ایران، که مسئولیت اصلی آموزش کودکان و نوجوانان را برعهده دارد، بازدید از موزه‌ها به‌عنوان یک فعالیت اختیاری در اوقات فراغت مطرح می‌شود و نه به‌عنوان یک بخش جدی از برنامه‌ درسی، نشان‌دهنده کم‌اهمیتی موزه‌ها در جامعه است. زمانی که موزه‌ها در برنامه‌های درسی گنجانده شوند و به‌عنوان حافظه‌ای برای برنامه‌ریزی‌های آینده در نظر گرفته شوند، می‌توانند به جایگاه اصلی خود دست پیدا کرده و نقش واقعی خود را ایفا کنند. موزه نباید تنها به‌عنوان ویترین یا تزئینات فرهنگی باشد؛ بلکه باید از محتوای موزه به‌عنوان منابعی برای توسعه بهره‌برداری شود.

اگر وزارت نیرو موزه‌ای دارد، باید پرسید چه میزان در فعالیت‌های خود به موزه‌های خود نگاه می‌کند تا از آنها در سدسازی‌های نوین و توسعه سازه‌های هیدرولیکی بهره‌برداری کند؟ ما در ایران مدیریت تاریخی آب را کنار گذاشته‌ایم و امروز با بحران‌هایی مواجهیم که یکی از نتایج آن فرونشست زمین است. چرا؟ چون اجازه داده‌ایم چاه‌های عمیق در کشور حفر شوند و سدهای غیرعلمی و غیراصولی در مناطقی که نباید ساخته شوند. این اشتباهات تاریخی امروز ما را به این بحران‌ها کشانده است؛ چون به تاریخ و گذشته توجهی نداریم، تاریخ و گذشته‌ای که در موزه‌ها روایت شده‌اند، اما در تصمیمات امروز مورد توجه نیستند.
اگر بخواهیم جایگاه موزه‌ها در ایران را با آنچه در جهان می‌بینیم مقایسه کنیم، باید به این نکته توجه داشته باشیم که در هر کشوری که موزه تنها به‌عنوان تزئین یا یک جاذبه گردشگری دیده شود، موزه‌ها به جایگاه واقعی خود نمی‌رسند. موزه می‌تواند مقصد گردشگری هم باشد، اما نباید صرفاً چنین نگاهی به موزه داشت. موزه‌ها در‌عین‌حال باید مبنای برنامه‌ریزی‌های اجتماعی، آموزشی و فرهنگی قرار گیرند و به‌عنوان یک ابزار برای رفع نیازهای جامعه، به جایگاه خود برسند. متأسفانه در حال حاضر، موزه‌ها فقط تأسیس می‌شوند، اما نگهداری و توسعه آنها به فراموشی سپرده می‌شود.
امیدوارم در جامعه‌ای که در حال تغییر است، به اهمیت نقش موزه‌ها پی ببریم. مشکلات بزرگ امروز جامعه ما، مانند بحران‌های آب، فرونشست و مسائل اجتماعی، به‌دلیل بی‌توجهی به این حافظه تاریخی و فرهنگی مهم است که در سرزمین‌مان وجود دارد. ما فقط بر مبنای نیازهای روز و تفکرات کوتاه‌مدت عمل کرده‌ایم. درحالی‌که موزه متعلق به جامعه‌ای است که به آینده می‌اندیشد. موزه متعلق به جامعه‌ای است که به کودکان و نوجوانان خود اهمیت می‌دهد. قطعاً اگر فقط به رفع مشکلات فوری و روزمره توجه کنیم، موزه‌ها در جامعه ما هیچ جایگاهی نخواهند داشت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن