تصمیم‌های خوب در ساختاری که نفس نمی‌کشد





تصمیم‌های خوب در ساختاری که نفس نمی‌کشد

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۹:۴۶

ساخت پتروشیمی میانکاله متوقف می‌شود، حداکثر سرعت مجاز در جاده‌ گذرگاه یوز افزایش پیدا نمی‌کند، صدور مجوز باغ‌وحش متوقف می‌شود و درخواست‌هایی برای ممنوعیت یک‌ساله‌ صدور مجوز شکار پرندگان مطرح می‌شود. همه خوشحال می‌شویم؛ اینها خبرهایی است که حاصل تلاش ما برای اقناع سازمان حفاظت محیط‌زیست است و نتیجه‌ حضور مدیرانی در پردیسان که تا حد زیادی برای حرف ما ارزش قائل‌اند.
دروغ نگویم، تا کمتر از یک سال پیش، آرزوی من هم همین بود: خوشحال از تغییر ریاست سازمان حفاظت محیط‌زیست، تغییر معاونان و مدیران کل، که حاصلش شد همین خبرهای خوب. اکنون، اما بیش از آنکه خوشحال باشم، نگرانم؛ زیرا کمپین‌های موفق ما، حاصل تجمیع نیروهای ما و سپس تصمیم مدیران برای اصلاح مصادیقی است که اصطلاحاً «خبری» شده‌اند. زمانی که صحبت از تصمیم‌گیری درباره‌ی یک مصداق از یک رویه‌ نادرست است، تصمیم یک مدیر می‌تواند تعیین‌کننده باشد. اما وقتی بخواهیم نه‌فقط مصادیق، بلکه ریشه‌ها و درنتیجه ساختار را به‌روزرسانی و کارآمد کنیم، دیگر تصمیم یک مدیر به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست. در اینجا، آنچه تعیین‌کننده است، مهمترین دارایی هر مدیری است: منابع انسانی.
تغییر ساختار مدیریتی سازمان حفاظت محیط‌زیست چیزی را آشکار کرد که سال‌هاست همه می‌دانیم، اما کمتر به آن توجه کرده‌ایم: ضعف منابع انسانی در ساختار این سازمان به‌شدت جدی شده است. اقدامات ریشه‌ای در روندهای اداری قفل می‌شود، تصمیم‌هایی که گرفته می‌شود اجرا نمی‌شود و فراموش می‌شود. مدیرانی که از روندهای ناصحیح خسته‌اند و نمی‌توانند آن را اصلاح کنند، با تصمیم برای اصلاحِ صرفاً مصادیق، هم از ناامیدی بیشتر خود جلوگیری می‌کنند و هم ما را امیدوار به تغییر نگه می‌دارند.
نباید فراموش کرد که همین مصادیق نیز بسیار مهم‌اند و اگر مدیران فعلی نبودند، اتفاق‌های بد بسیاری رخ می‌داد. اما پرسش اساسی این است که هدف ما ایجاد ساختاری است که در آن اصولاً این مصادیق تخریب محیط‌زیست پیش نیاید؟ یا هدف آن است که تا وقتی این مدیران هستند، اتفاقات بد کمتر بیفتد؟
اگر هدف دوم است، مسیر فعلی ما شاید درست به‌نظر برسد، اما نه‌تنها عاقلانه نیست، که هدر دادن عمر است. لحظات زندگی تک‌تک ما -چه کنشگران عرصه‌ محیط‌زیست، چه مدیران و کارشناسان- ارزشمندتر از آن است که در پاس‌کاری‌های مدیریتی هدر برود، بی‌آنکه روندها و رویه‌ها از ریشه اصلاح شوند.
نگارنده تلاش دارد یادآوری کند که پس از خوشحالی از خبرهای خوب، دوباره نوبت به تغییرات می‌رسد و سیل خبرهای بد بازمی‌گردد. آنچه امروز بیش‌ازپیش به آن نیاز داریم، تمرکز بر اصلاح سازوکارها، ساختارها و قوانینی است که به «ثبات در پایداری» منجر شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن