عقب‌نشینی دریای کاسپین و فعالیت کانون‌های خارجی دردساز شدند

مواجهه با دریای گردوغبار

دبیر شبکه تشکل‌های منابع‌طبیعی و محیط‌‌زیست مازندران: مسئله گردوغبار در استان‌های شمالی به دغدغه بدل نشده اما با شدت گرفتن عقب‌نشینی دریای کاسپین و خشکی تالاب‌‌ها در استان‌های شمالی باید دغدغه آینده را داشت





مواجهه با دریای گردوغبار

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۲۰

«اگر ۱۰ سال قبل کسی می‌گفت در مازندران غبار وجود دارد، همه فکر می‌کردند شوخی می‌کند، حالا چی؟ غبار به اینجا هم رسید.» این جمله را یکی از اهالی بابل می‌گوید که در چندین عکس و فیلم از آنجا در کانال بابلی‌ها و دیگر کانال‌ها، این شهر را هم با ریزگرد اندک نشان می‌دهد. در سال‌های اخیر غبار راهش به گلستان و بعد مازندران باز شد. مهمترین راهی که غبارها طی کرده‌اند، از بیابان قره‌قوم ترکمنستان بوده؛ اما حالا که آب خزر عقب نشسته، بیم افزایش غبارهای داخلی هم بالا گرفته است. شن‌های ساحل با پسروی دریا رطوبت خود را از دست می‌دهند و آب دریا که قبلاً تالاب‌های مهم استان‌های شمالی را سیراب می‌کرد، هر روز کم‌رمق‌تر از قبل می‌شود. چنانچه استاندار مازندران در روزهای اخیر گفت «۱۵ هزار هکتار از ۴۵ هزار هکتار پهنه آبی تالاب میانکاله رو به خشکی رفته است.»

بیش از یک دهه از اولین زمانی که صحبت از ورود ریزگرد به مازندران شد، می‌گذرد. «علی محمد شاعری»، نماینده اسبق مردم بهشهر، ‌نکا و گلوگاه در مجلس، یکی از افرادی است که خردادماه سال ۱۳۹۵ درباره این مسئله در همایش «کشاورزی، رکن اقتصاد مقاومتی» که در ساری برگزار می‌شد، هشدار داد. «ادامه کاهش تراز آبی میانکاله در مازندران این شبه‌جزیره را به کانون جدید ریزگردها در کشور تبدیل می‌کند و وضعیت کاهش آب در تالاب میانکاله بدتر از دریاچه ارومیه است. تراز آبی این تالاب نسبت به سال‌های پیش ۱۳۰ سانتی‌متر کاهش یافته است، درحالی‌که کاهش تراز آبی در دریاچه ارومیه ۸۰ سانتی‌متر بود. باید برای جلوگیری از بروز بحران ریزگرد در این شبه‌جزیره ۶۸ هزار هکتاری اقدامات فوری و لازم انجام شود تا زمانی که میانکاله وارد بحران جدی و بروز مسائل غیر قابل پیشگیری و حاد نشده است، جلسات لازم برای خروج از این وضعیت تشکیل و تدابیر و راهکارهای لازم اندیشیده شود.» از آن زمان تاکنون برای حل مسئله میانکاله جلسات بسیاری برگزار شده، اما «داریوش عبادی»، دبیر شبکه تشکل‌های محیط‌زیست و منابع‌طبیعی مازندران، به ‌«پیام‌ ما» می‌گوید در حال حاضر مسئله ریزگرد و غبار در استان‌های شمالی به دغدغه بدل نشده است، اما با شدت گرفتن عقب‌نشینی دریای کاسپین و خشکی تالاب‌‌ها در استان‌های شمالی باید دغدغه آینده را داشت. «ما نگران وضعیت میانکاله هستیم. بعضی تحقیقات می‌گویند این تالاب تا سال ۱۴۲۰ کاملاً خشک می‌شود و این، یعنی کانون بزرگی از ریزگرد ایجاد می‌شود که کیلومترها را درمی‌نوردد. این شرایط با پسروی آب خزر پیش خواهد آمد و بسیاری از تالاب‌هایی که از آب این دریاچه تغذیه می‌کنند، دچار وضعیت سختی می‌شوند.»
او به نظراتی که در سال‌های گذشته برای مواجهه با این وضعیت داده شده، اشاره می‌کند. نظراتی مانند کاشت درخت در اطراف تالاب یا لایروبی کانال‌های منتهی به آن «شوری خاک اطراف تالاب بالاست. درختان نمی‌توانند آنجا رشد کنند. اطراف تالاب هم درختی نیست. لایروبی هم انجام دادند، اما چندان جواب نگرفتند. برداشت از آب چاه در سال‌های اخیر بسیار بالا بوده است و درنتیجه سطح آب جاری کمی هم داریم. حتی صحبت از پمپاژ آب دریا به میانکاله هم مطرح شده است، اما ممکن است نتیجه مطلوبی نداشته باشد.» او نگران است، هرچند در حال حاضر وضعیت به‌نظر بحرانی نمی‌رسد و استان‌های شمالی با بحران‌های دیگر دست‌وپنجه نرم می‌کنند. «باید از الان به فکر آینده بود. هم باید فکری به حال منشأ ریزگردهای خارجی کرد و هم نگران داخل بود که تغییراقلیم، پسروی دریای خزر و خشکی تالاب‌ها ممکن است در آینده چه شرایطی ایجاد کنند.»

ریزگرد، مهمانی که به این راحتی‌ها نمی‌رود
«آسمان شهر ما مدتی‌ست که به‌صورت دائمی، مگر زمانی که باران شدید داشته باشیم، شاهد ریزگرد است. اگر تا همین ۱۰ سال قبل به کسی می‌گفتید که در مازندران و در شهر بابل و حتی در روستاهایش شاهد ریزگرد هستیم، فکر می‌کرد شوخی می‌کنید.» این را «جواد یعقوب‌زاده»، کنشگر و فعال محیط‌زیست مازندران که ساکن بابل است، می‌گوید. او همچنین معتقد است ریزگرد مهمانی نیست که به این راحتی‌ها برود، خواهد ماند؛ چون نشانه رفتار طولانی‌مدت و اشتباهات چنددهه‌‌ای ما نسبت به سرزمین مادری است. «ما نیازمند اقدام جدی و برنامه‌های فوری برای نجات مازندران هستیم. مقدار زیادی از پوشش گیاهی‌مان در دهه‌های گذشته از دست رفته و این صرفاً مرتبط با جنگل نیست، حتی در حوزه جلگه هم این اتفاق رخ داده است. یک نمونه‌اش اینکه در گذشته مرزهای زمین کشاورزی را با درختانی مانند درخت فِک یا بید سفید مشخص می‌کردیم و در عرصه‌هایی حدود ۲۵۰ هزار هکتار در مازندران تعداد بسیار زیادی درخت کاشته می‌شد، ولی حالا آنها را از بین برده‌ایم و به‌جای آن بتن ریخته‌ایم، بتنی که خود عامل ریزگرد است.»
تالاب‌ها به‌دلیل پوشش گیاهی انبوهی که دارند، یکی از مهمترین مدافعان در برابر ریزگرد هستند و گردوخاک‌ها را به خود جذب می‌کنند، اما بسیاری از تالاب‌ها یا آب‌بندان‌ها با تغییر کاربری به مزارع پرورش ماهی تبدیل شده‌اند و پوشش گیاهی‌شان از بین رفته است و توان اسفنجی‌شان در تصفیه را از دست دادند. «یکی دیگر از مهمترین عوامل مقابله با ریزگرد، جنگل‌ها هستند که مانند سپر عمل می‌کنند؛ اما انواع تغییر کاربری‌ها، قاچاق چوب و همچنین حفر چاه‌های عمیق برای کشت دوم برنج طبیعتاً سفره‌های آب ما را پایین‌تر برده و سطح خاک ما خشک‌تر می‌شود.»
به‌گفته یعقوب‌زاده، معادنی که در جاده هراز وجود دارند، از جمله دیگر منابع داخلی گردوغبار برای مازندران هستند؛ معادنی که هر کسی که از آن جاده عبور می‌کند با دریایی از گردوخاکشان مواجه می‌شود. «طبیعی است که آن دریای گردوخاک با بادهای درون دره هراز به‌سمت پایین دست بیاید و طبیعتاً شهروندان آملی و بابلی را دچار چالش‌های خطرناکی کند.»

سه کانون گردوغبار، تهدید استان‌های شمالی
سامانه‌های اخیر گزارشی از گردوغبار در استان‌های شمالی ثبت نکرده‌اند و «احد وظیفه»، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی، از غباری که در روزهای اخیر در برخی شهرهای مازندران دیده شده، بی‌اطلاع است؛ اما معتقد است در سال‌های آینده ممکن است مسئله گردوغبار در استان‌های شمالی به یک مسئله بدل شود. به‌گفته او، در کل سه کانون گردوغبار در منطقه می‌تواند استان‌های شمالی کشور را تهدید کنند که عبارتند از کانون اول عراق و صحرای عربستان، کانون دوم بیابان‌های آسیای میانه و به‌خصوص قره‌قوم در ترکمنستان و کانون سوم بیابان‌های شمال‌غربی کشور. «اما باید در نظر داشته باشید که به‌راحتی این طوفان‌ها و گردوغبارها به استانی مانند مازندران نمی‌رسد. گردوغبار پدیده سطوح پایین است و باید آنقدر خیزش داشته باشد که ارتفاعات البرز را رد کند. برای مثال اگر رطوبت کم شود، غبارها از شرق سوریه و عراق عبور می‌کنند و جریان سطحی شدید سبب خیزش گردوخاک می‌شود و این خیزش به تراز بالاتر هم می‌رسد و از شرق اردن و سوریه به مناطق بالاتر منقل می‌شود و به تراز سه هزار متر بالاتر از سطح دریا هم می‌رسد و ممکن است توسط جریان‌های جنوب‌غرب و غربی به سواحل خزر برسد.»
او هم به عقب‌نشینی خزر اشاره می‌کند و خیزش ماسه درصورت وجود بادهای پرسرعت اطراف این منطقه را یکی از منابع گردوغبار در این منطقه می‌داند. «باید جریان شرقی را که روی صحرای قره‌قوم ترکمنستان است، جدی دانست. این جریان در برخی از سال‌ها به استان گلستان و بعد مازندران رسیده.»
این وضعیت درحالی‌است که پژوهش‌ها دراین‌باره چندان نیست و نمی‌توان به کار علمی استناد کرد. چنانچه «فاطمه کاردل»، دانشیار محیط‌زیست-آلودگی هوا، پیش‌ازاین درباره وضعیت گردوغبار در استان‌های شمالی در ایسنا نوشته بود «تاجایی‌که من اطلاع دارم، در استان مازندران کار تحقیقاتی قابل‌استناد به‌ندرت انجام شده است، اما با توجه به مشاهدات و تحقیقات بنده با استفاده از مدل‌های مختلف اتمسفری در سال‌های اخیر غلظت ذرات معلق اتمسفری و گردوغبار به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است. از اردیبهشت ۱۴۰۱ که گردوغبار با منشأ خارجی (صحرای عربستان و عراق) به‌صورت گسترده وارد ایران شده بود، افزایش غلظت ذرات معلق اتمسفری در استان مازندران نیز کاملاً توسط مردم عادی قابل‌مشاهده بود. رشته‌کوه البرز تا حدودی از ورود گردوغبار از کشور‌های همسایه غرب کشور جلوگیری می‌کند، اما درصورت وزش باد‌های شدید، به استان مازندران هم خواهد رسید.»
در شرایط افزایش خشکسالی، تغییراقلیم و از بین رفتن تالاب‌ها باید نگران شکل‌گیری کانون‌های جدید گردوغبار بود؛ آن‌هم در کشوری خشک که تبعات بی‌آبی در همه ابعاد گریبان مردمانش را خواهد گرفت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *