باید بیش‌ازپیش از ظرفیت بخش خصوصی و بهره‌برداران محلی استفاده کرد

پایداری سرزمین را دریابیم

تجربه شش دهه گذشته نظام برنامه‌ریزی مبتنی‌بر درآمدهای نفتی حاکی از آن است که نظام برنامه‌ریزی بالا به پایین، کارایی و اثربخشی لازم را ندارد و سبب اتلاف منابع و زمان می‌شود





پایداری سرزمین را دریابیم

۱۴ آبان ۱۴۰۳، ۱۸:۲۲

تجربه شش دهه گذشته نظام برنامه‌ریزی مبتنی‌بر درآمدهای نفتی حاکی از آن است که رویکردهای دستوری، آمرانه، تحکمی و نظام برنامه‌ریزی بالا به پایین کارایی و اثربخشی لازم را ندارد و سبب اتلاف منابع و زمان می‌شود. با توجه به گستردگی و پیچیدگی مسائل و مشکلات منطقه زاگرس، به‌نظر می‌رسد که علاوه‌بر ظرفیت بخش‌های دولتی و حکومتی، باید بیش‌از‌پیش از ظرفیت بخش خصوصی، نهادهای مدنی (نظیرتشکل‌های مردم‌نهاد) و همچنین خود بهره‌برداران و جوامع محلی استفاده کرد.

به‌دلایل مختلف (نظیر افزایش تدریجی دمای کره زمین بر اثر فعالیت‌های انسانی و انتشار گازهای گلخانه ای، بروز تنش آبی و خشکسالی طولانی، تغییر کاربری اراضی، فرسایش خاک و تخریب سرزمین، کشت زیراشکوب جنگل، چرای بیش از حد ظرفیت طبیعی مراتع، آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع، هجوم ریزگردها، قطع درختان برای تأمین سوخت و یا تولید زغال، فعالیت‌های مرتبط با معدن‌کاوی، اجرای طرح‌های عمرانی و زیرساختی نظیر راهسازی، احداث سد و کانال و …)، اکوسیستم جنگلی زاگرس دچار عدم تعادل و با بروز بحران‌های متعدد محیط‌زیستی دچار زوال و نابودی تدریجی شده است که هجوم آفات و بیماری‌ها و خشکیدگی درختان بلوط از شواهد و مصادیق آن است.

 علاوه‌بر عوامل جهانی و منطقه‌ای، عوامل اصلی تخریب سرزمین و بیابانزایی در ایران عبارتند از:

۱.پایین بودن سطح آگاهی مردم و مسئولین در مورد نقش و اهمیت منابع‌طبیعی و خدمات محیط‌زیستی اکوسیستم‌ها (و کم‌توجهی به ارزش‌ها و خدمات غیربازاری و غیرتجاری اکوسیستم‌ها در حساب‌های ملی).

۲. روش‌های نادرست بهره‌برداران محلی در زمینه‌های کشاورزی و دامپروری و بهره برداری غیراصولی از محصولات فرعی جنگل‌ها و مراتع (برداشت بی‎‌رویه صمغ، سقز، کتیرا و نظایر آن).

۳. نیاز نیازمندان و افراد فقیر و درحاشیه‌مانده (افراد محروم) که سبب بهره‌برداری بی‌رویه از منابع‌طبیعی می‌شود.

 ۴. حرص و طمع آزمندان و سودجویان و افراد فرصت‌طلب و رانت‌خوار (زمین‌خواری، کوه‌خواری، جنگل‌خواری و …).

 ۵. برخی سیاست‌های نادرست و ناکارآمد (ضعف در نظام سیاستگذاری و حکمروایی).

 ۶. خلأها و یا روی‌هم افتادگی برخی قوانین و مقررات (به‌عنوان مثال، تعارض در قانون معادن با قانون منابع‌طبیعی).

۷. کمبود ضوابط و استانداردهای فنی مورد نیاز جهت حفظ آب و خاک و پوشش گیاهی در زمان اجرای طرح‌های عمرانی و پروژه‌های زیرساختی (راهسازی، سدسازی، معدن‌کاوی، احداث تونل و کانال و شهرک مسکونی و …).

 ۸.  افزایش جمعیت و تغییر الگوی مصرف (به‌دلیل افزایش سطح بهداشت و رفاه نسبی در جامعه) و کمبود منابع (که سبب افزایش رقابت و فشار بیش از حد در بهره‌برداری از منابع طبیعی تجدیدشونده می‌شود).

۹. ضعیف شدن سرمایه اجتماعی (کاهش سطح اعتماد عمومی، ضعف روحیه همدلی، مسئولیت‌پذیری و مشارکت).

 ۱۰. سایر عوامل و دلایل محیطی و انسانی (دلایل سیاسی، امنیتی و …).

 

تجربه شش دهه گذشته نظام برنامه‌ریزی مبتنی‌بر درآمدهای نفتی، حاکی از آن است که رویکردهای دستوری، آمرانه، تحکمی و نظام برنامه‌ریزی بالا به پایین، کارایی و اثربخشی لازم را نداشته و سبب اتلاف منابع و زمان می‌شود. باتوجه‌به گستردگی و پیچیدگی مسائل و مشکلات منطقه زاگرس به‌نظر می‌رسد که علاوه‌بر ظرفیت بخش‌های دولتی و حکومتی، باید بیش‌ازپیش، از ظرفیت بخش خصوصی، نهادهای مدنی (نظیر تشکل‌های مردم‌نهاد) و همچنین خود بهره‌برداران و جوامع محلی استفاده کرد. بنابراین، راهکارهای ذیل پیشنهاد می‌شود:

الف- تلاش در زمینه حفظ وضع موجود در بخش منابع‌طبیعی تجدیدشونده و کند نمودن روند تخریب سرزمین فعلی (توجه بیشتر به سیاست حکیمانه پیشگیری بهتر از درمان است ).

ب- ارتقای سطح آگاهی عمومی و ارتقای فرهنگ محیط‌زیستی و مسئولیت‌پذیری مردم در حوزه حفاظت از منابع‌طبیعی (حساس‌سازی، آگاهی‌بخشی، دغدغه‌مندی و مطالبه‌گری مردم و تشکل‌های مردم‌نهاد، فعالان محیط‌زیستی و رسانه‌ها).

ج- برخورد قاطع و بازدارنده با افراد فرصت‌طلب و سودجو (آزمند) تا درس عبرتی برای دیگران شوند.

د- معرفی سازوکارهای مناسب جهت تأمین سوخت و بهبود معیشت مردم محلی (معرفی معیشت مکمل یا جایگزین) برای رفع نیاز نیازمندان از روش‌های ممکن جهت کاهش فشار بر منابع‌طبیعی و حفظ محیط‌زیست.

ﻫ- استفاده از ظرفیت تشکل‌های مردم‌نهاد (NGOs) جهت اعتمادسازی و تقویت سرمایه اجتماعی و همچنین آگاهی‌بخشی، حساس‌سازی، دغدغه‌مند کردن مردم و مسئولین نسبت به پدیده شوم تخریب سرزمین و عواقب آن، ظرفیت‌سازی و توان‌افزایی و نهادسازی (تشکیل گروه‌های خودیار و همیار که می‌توانند نقش یک مرکز رشد محلی را ایفا کنند).

و-  اعتماد به بخش خصوصی و استفاده از ظرفیت آنها جهت حفظ، احیا، اصلاح و بهره‌برداری اصولی از منابع‌طبیعی نظیر استفاده از ظرفیت مسئولیت اجتماعی بنگاه‌ها (CSR)، سازوکار پرداخت برای بهره‌مندی از خدمات اکوسیستمی (PES)  یعنی تعیین ضوابط و مقررات و دستورالعمل‌های لازم برای مبادله خدمات اکوسیستمی و استفاده از سازوکار قُرق‌های اختصاصی و توسعه کشاورزی قراردادی و گردشگری کشاورزی و طبیعت‌گردی (البته با اعمال نظارت دقیق و چندلایه توسط دولت و تشکل‌های مردم‌نهاد و مردم محلی).

ز- اعتماد بیشتر به مردم محلی و استفاده از ظرفیت مردم و بهره‌برداران محلی در قالب رویکردهای مشارکتی و اجتماع‌محور (در محدوده سامان‌های عرفی) نظیر رویکرد استفاده از قُرق‌های بومی (Indigenous Community Conserved Areas)  با اعمال نظارت دقیق و چندلایه توسط دولت و تشکل‌های مردم‌نهاد.

ح- توجه بیشتر به تجارب جهانی در حوزه استفاده از فناوری‌های نوین و نوآوری (به‌خصوص نوآوری اجتماعی و نوآوری جوامع روستایی و عشایری) جهت ارائه راه‌حل‌های مناسب برای افزایش بهره‌وری و تاب‌آوری در برابر تغییرات شرایط محیطی و شرایط اقتصادی و اجتماعی.

ط- استفاده از ظرفیت رویکرد بسیج اجتماعی و اعتبارات خُرد (گروه‌ها و صندوق‌هایی که با هدف تأمین مالی خُرد و راه‌اندازی کسب‌وکارهای خُرد و خانگی توسط نهادهای دولتی و حاکمیتی و مؤسسات خیریه ایجاد شده‌اند).

ی- اجرای اقدامات حفاظت آب و خاک (آبخیزداری و استحصال آب باران در بالادست حوزه آبخیز و آبخوان‌داری و پخش سیلاب در پایین‌دست حوزه آبخیز) و احیای جنگل‌ها و مراتع با رویکردهای مشارکتی و اجتماع.

 

در ادبیات جهانی، تأکید زیادی بر مدیریت پایدار سرزمین  می‌شود و ضرورت دارد که منابع حیاتی آب و اراضی تحت‌مدیریت و بهره‌برداری اصولی و درست قرار گیرند و ضمن رعایت ضوابط فنی و اصول بهره‌وری، حفاظت و پایداری این منابع توسط دستگاه‌های ذی‌ربط در اولویت قرار گیرد. برخی از چالش‌هایی که مدیریت پایدار سرزمین را به‌خطر می‌اندازند، عبارتند از:

۱. ضعف سرمایه اجتماعی و درنتیجه ضعف در مسئولیت‌پذیری و مشارکت بهره‌برداران محلی و همچنین آحاد مردم در حفاظت از منابع‌طبیعی و محیط‌زیست) لزوم رعایت شفافیت، اعتمادسازی و تقویت سرمایه اجتماعی).

۲. ضعف جایگاه تشکیلاتی دستگاه‌های متولی حفاظت از منابع‌طبیعی و محیط‌زیست (سازمان حفاظت محیط‌زیست زیر نفوذ مستقیم ریاست‌جمهوری است و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور که یک دستگاه حاکمیتی است، زیر نفوذ و فشار بخش کشاورزی مصرف‌کننده منابع طبیعی است که انگیزه‌ای برای حفاظت ندارد و دغدغه اصلی وزارتخانه، تأمین امنیت غذایی و رسیدن به خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی و دامی است).

۳. عدم ثبات قوانین و مقررات، ضعف در رعایت حقوق مالکیت و غلبه فساد سیستماتیک که مانع جذب سرمایه‌گذاران در بخش‌های مختلف اقتصادی می‌شود.

۴.  مشکلات ناشی از مالکیت اراضی ملی (۸۳ درصد اراضی کشور ملی است و تحت مالکیت دولت است که هم سبب بی‌انگیزگی و بی‌رغبتی مردم و بهره‌برداران محلی در حفاظت از اراضی ملی شده است و هم سبب رانت و سوءاستفاده برای برخی افراد طماع و حریص شده است و موجی از تغییر کاربری‌ها و ویلاسازی‌ها را در مناطق خوش آب‌وهوا و دارای جاذبه‌های گردشگری به‌وجود آورده است).

۵. کم‌توجهی به رویکردهای مشارکتی و بومی در زمینه حفاظت از منابع‌طبیعی و محیط‌زیست (تجربه نشان داده که هر جا مردم وارد میدان شده‌اند، موفقیت چشمگیری حاصل شده است).

۶. کم‌توجهی به خدمات اکوسیستمی و ارزش‌های غیربازاری منابع طبیعی (جنگل‌ها، مراتع و بیابان‌ها) و محیط‌زیست.

۷.  بی‌توجهی به رویکردهای اشتغالزایی پایین به بالا (اشتغالزایی فقرا) و گردش پول در دهک‌های پایین درآمدی جامعه (نقض در نظام فنی-اجرایی کشور که فقط دنبال تأمین اعتبار پروژه‌های عمرانی بزرگ است).

۸.  تأکید بر برخوردهای پلیسی، تحکمی و آمرانه در حفاظت از منابع طبیعی که کارآمدی لازم را ندارد (رویکردها می باید مشارکتی باشد و همراه با فرهنگسازی و افزایش آگاهی عمومی نسبت به اهمیت محیط‌زیست).

۹. خام‌فروشی و کم‌توجهی به زنجیره ارزش و زنجیره تأمین و بازاریابی (لزوم کاهش واسطه‌های غیرضروری).

۱۰. ضعف در مطالعه و تدوین برنامه آمایش سرزمین و همچنین ضعف در فرآیند تصویب، ابلاغ و لازم‌الاجرا بودن آنها.

۱۱. کم‌توجهی به تدوین الگوی کشت مناسب و درنتیجه برهم خوردن رابطه عرضه و تقاضای محصولات  کشاورزی و باغی (بعضاً مقرون‌به‌صرفه نبودن برداشت محصولات به‌دلیل ارزان شدن قیمت بازاری آنها).

۱۲. کم‌توجهی به اصول و مبانی صادرات آب مجازی، بهره‌وری آب، بهره‌وری اراضی و بهره‌وری محصول انتظار می‌رود که مسئولین امر، بیش‌ازپیش، در زمینه شفافیت، اطلاع‌رسانی، آگاهی‌بخشی و تقویت سرمایه اجتماعی بکوشند تا بتوانند تراژدی منابع مشترک (مسابقه و رقابت در بهره‌برداری بی‌رویه از منابع طبیعی) را کنترل کرده است و منابع حیاتی آب و خاک را بهتر حفظ کنند.

ما امانتدار نسل‌های آتی هستیم و مسئولیت داریم که این منابع حیاتی را برای استفاده اصولی و درست ایشان حفظ کنیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

احیای نسل «فسیل‌های زنده» دریای خزر در رودخانه تجن؛ ایجاد ذخیره‌گاه ژنتیکی ماهیان خاویاری در دستور کار

گامی مهم برای نجات گونه‌های در معرض خطر انقراض

احیای نسل «فسیل‌های زنده» دریای خزر در رودخانه تجن؛ ایجاد ذخیره‌گاه ژنتیکی ماهیان خاویاری در دستور کار

چرای غیرمجاز دام در خراسان شمالی؛ تهدیدی جدی برای بقای یوزپلنگ آسیایی

بحران در زیستگاه‌های حساس حیات‌وحش

چرای غیرمجاز دام در خراسان شمالی؛ تهدیدی جدی برای بقای یوزپلنگ آسیایی

بازگشت حیات‌وحش به طبیعت؛ ۳۵ گونه جانوری در مناطق حفاظت‌شده تهران رهاسازی شدند

گامی مؤثر در جهت حفاظت از تنوع زیستی استان تهران

بازگشت حیات‌وحش به طبیعت؛ ۳۵ گونه جانوری در مناطق حفاظت‌شده تهران رهاسازی شدند

پویش «محرم سبز» در استان تهران؛ کاهش پسماند و ترویج نذر سبز در مراسم عزاداری

محیط زیست و آیین‌های مذهبی

پویش «محرم سبز» در استان تهران؛ کاهش پسماند و ترویج نذر سبز در مراسم عزاداری

پارک پردیســـــــــان را دریابیم

پارک پردیســـــــــان را دریابیم

میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بوم‌گردی

میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بوم‌گردی

فهرست پرفروش‌ها سند اجتماعی می‌شود

پرفروش‌های نمایشگاه کتاب تهران چه تصویری از جامعه ایران به دست می‌دهند؟

فهرست پرفروش‌ها سند اجتماعی می‌شود

کلکِ خیـــــــال‌انگیز

کلکِ خیـــــــال‌انگیز

هشدار جدی به شرکت‌های حمل‌ونقل؛ قاچاق حیات‌وحش جرم است و مجازات سنگین دارد

مقابله با قاچاق حیات‌وحش

هشدار جدی به شرکت‌های حمل‌ونقل؛ قاچاق حیات‌وحش جرم است و مجازات سنگین دارد

پیشرفت ۹۰ درصدی پروژه احیای تالاب بامدژ خوزستان

پیشرفت ۹۰ درصدی پروژه احیای تالاب بامدژ خوزستان

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی |پیام ما

شهــرکُــشــــــی |پیام ما