زندگی در حاشیه توسعه پایدار





زندگی در حاشیه توسعه پایدار

۵ آبان ۱۴۰۳، ۱۳:۱۴

توسعه پایدار از نگاه سازمان ملل متحد اهداف ۱۷گانه‌ای دارد، از جمله ریشه‌کنی فقر، سلامتی و رفاه همه، کاهش نابرابری و توجه به محیط‌زیست.
ازآنجاکه ایران در موضوع توسعه پایدار تقریباً در اجرای همه اهداف نقض‌هایی دارد، به موضوع آداب و سنن و برگزاری مراسم عروسی و ختم و… نگاه می‌کنیم؛ با این منظور که آیا این‌گونه مراسم‌ها با کدام اصل توسعه سازگار یا ناسازگار است. قضاوت با خوانندگان عزیز.
چندی پیش، بعد از گذشت ماه‌های محرم و صفر جشن‌ها با فشردگی و تراکم شروع شده است، طوری که هر هفته یک عروسی یا عقدکنان می‌‌رویم.
از مقدمات جشن از قبیل نامزدی و خرید طلا و لباس برای عروس و داماد و آماده‌سازی یک سرپناه با وسایل رفاهی معمولی زندگی که بگذریم، می‌رسیم به ارسال «کارت عروسی» که اغلب شامل یک پاکت و یک کارت توضیحی و تزئینی می‌شود. با وجود فضای مجازی و ارتباط تقریباً همه مردم باهم در گروه‌های مختلف فامیلی، دوستانه و همکاران همچنان چاپ کارت و ارسال آن نوعی احترام به حساب می‌آید.
چاپ و ارسال کارت همان و شور و ولوله خانواده‌های مدعو همان. سؤال مهم حالا «چی بپوشم؟» است. عموماً دختران و زنان جوان فامیل و آشنا لباس تکراری نمی‌پوشند. حتی شاید لازم باشد دو دست لباس جدید استفاده کنند.
از آن طرف عموماً خانواده داماد درگیر پیداکردن سالن مناسب و آبرومند با پذیرایی ساده شام، شیرینی و میوه هستند که بخشی از آن دورریز است. عروس و دامادها هم درگیر آرایشگاه خوب، گل، کیک و ماشین عروس هستند.
فرض ما این است که در شرایط کنونی تلاش طبقه متوسط و عموماً کارمندان، بر کم‌کردن هزینه‌هاست. مهمانان مسئله مهمی هم هستند. برای همین وقتی لیست را دوباره و چندباره نوشته‌اند، شده ۴۵۰ نفر. فامیل پدر و مادر داماد، فامیل عروس خانم، همکاران و دوستان صمیمی اولیا عروس و داماد و دوستان نزدیک خود عروس و داماد. در آخر با همه حذف و اضافه‌ها و در نظر گرفتن مسائل مختلف و حاشیه‌ای و اصلی، بالاخره هر تعداد مهمان باید خود را به این گوشه از شهر برسانند. همه آنها از وسیله نقلیه شخصی استفاده می‌کنند. تعدادی از مهمان‌ها از شهرهای دور و نزدیک می‌آیند. اسکان آنها هم در خانه‌های فامیل دور و نزدیک مسئله دیگر است.
می‌رویم داخل سالن. فضای شاد و فرح‌بخش، دیدار اقوام و دوستان به‌همراه همه تعارف‌ها و تبریک‌ها در موج صدای بلند باندهای پرقدرت گم می‌شود و تقریباً همه در حال لب‌خوانی کردن صحبت‌های یکدیگر هستیم و دست‌ها بر سینه، تشکر می‌کنیم و لبخند می‌زنیم.
در سکوی پرنوری عده‌ای از جوانان در حال پایکوبی و شادی هستند. امثال من میانسال و مادربزرگ‌ها و خاله و عمه خانم‌ها به‌دنبال میزهایی هر چه دورتر از باندهای صدا هستیم. تقریباً هیچ جای سالن بی‌نصیب از بلندگو و باند صدا نیست.
بعد از ساعتی عروس خانم تازه وارد سالن می‌شود و هلهله همه بلند می‌شود. پذیرایی ادامه دارد در شلوغی تقریباً خیلی‌ها نمی‌دانند چه خورده‌اند و اضافه خوراکی‌ها مال چه فردی بوده است.
مراسم اصلی در حیاط تالار شروع می‌شود. بالاخره خانواده‌ها یکدیگر را می‌بینند و تبریک‌ها و خوش‌و‌بش‌های دلنشین مراسم جشن جان می‌گیرد. برنامه خداحافظی بیش از یک ساعت طول می‌کشد. بسیاری دسته‌دسته با هم عکس یادگاری می‌گیرند و تندتند راجع‌به تحصیلات و شغل فرزندان و بازنشستگی و این موضوعات حرف می‌زنند.
در این زندگی‌های اغلب ماشینی و فرصت‌های اندک دیدار و گفت‌وگو، این جشن‌ها باعث خوشحالی و سرور است. حفظ آداب و رسوم، جمع شدن در شادی‌ها، دیدار با فامیل و دوستان زیبا و ضروری است، اما شاید بتوان آرام‌آرام تغییراتی در این آداب و رسوم ایجاد کرد که هم «بار» و «نگرانی» خانواده‌ها را در این مراسم‌ها کم کرد و هم آسیب کمتری به محیط‌زیست رساند. کما اینکه در بسیاری از شهرها چندسالی است شاهد مختصر شدن مراسم‌ها هستیم.
شاید بتوان قسمتی از هزینه‌ها را برای شروع زندگی زوج جوان ذخیره کرد. شاید بتوان جمع شدن‌ها را ساده‌تر و پرمایه‌تر برگزار کرد. قسمتی از فضیلت دیدارها، به گفت‌وشنود است که از احوال هم باخبر شویم.
شاید بپرسید این شرح واقعه معمولی چه ربطی به توسعه پایدار دارد. راستش همه تلاشم این بود یافتن «ربط» را به خواننده گرامی واگذار کنم. بدون قضاوت و پند و نصیحت‌های تکراری.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *