بایگانی

شاعری از جنس روشنایی

طاهره صفارزاده، شاعر برجسته، مترجمی توانا و پژوهشگری نامدار در عرصه ادبیات فارسی بود. او که در ۲۷ آبان ۱۳۱۵ در سیرجان به دنیا آمد، زندگی ۷۲ساله و آثارش، همگی نمایانگر عزم و اراده‌ای قوی در برابر چالش‌های زمانه و پیشرفت‌های زبانی و ادبی ایران است. یاد و نام او به‌عنوان یکی از بزرگترین تأثیرگذاران در شعر نو فارسی و همچنین نخستین مترجم دوزبانه قرآن به انگلیسی و فارسی، همواره در تاریخ ادبیات این سرزمین باقی خواهد ماند.

صفارزاده از سنین نوجوانی به شعر و ادبیات علاقه‌مند بود و نخستین شعرش را در سن سیزده‌سالگی سرود. او تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه شیراز ادامه داد و با توانمندی‌هایش به‌سرعت به یکی از چهره‌های اثرگذار دانشگاهی و ادبی تبدیل شد. صفارزاده با تدریس در دانشگاه، به پایه‌گذاری آموزش ترجمه به‌عنوان یک علم و ترویج نقد ترجمه در جامعه ایران کمک بسیاری کرد. او گروه‌های مطالعاتی و کارگاه‌های آموزشی متعددی در این زمینه برپا کرد که نسل‌های متعددی از دانشجویان را تحت‌تأثیر قرار داد.
چالش‌های زندگی از او شخصیتی قوی و خلاق ساخت که بر ادبیات و شعر معاصر ایران تأثیری همیشگی بگذارد. صفارزاده برای مواجهه با بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌های اجتماعی راه ادب و فرهنگ را برگزید و با آثار ادبی خود با بداخلاقی‌ها و ناشایستگی‌ها به مبارزه پرداخت.

در شعر نه‌فقط به زندگی شخصی‌اش بازمی‌گردد، بلکه به مضامین انسانی و اجتماعی نیز نظر دارد. اشعارش بااستفاده از زبان خاص و اشعاری با عواطف عمیق، به موضوعاتی چون عدالت، آزادی و هویت انسان می‌پردازند و بازتاب‌دهنده دغدغه‌های مردم زمانه‌اش هستند. او با لطافت کلمات و قدرت بیان خلاقانه‌اش، توانست مشکلات و معضلات اجتماعی را در آثارش به تصویر بکشد و به جست‌وجوی مفاهیم انسانی و برقراری ارتباط بین نسل‌ها بپردازد.

صفارزاده تلاش کرد تا از محدودۀ تاریخ و آنچه قرارداد انسانی است، فراتر رود. او به زنجیری که قواعد و اندازه‌های تدوین‌شدۀ انسانی، بر اندیشه و گام‌های افراد تحمیل می‌کند، واقف بود؛ پس به طبیعت و به اصل بازمی‌گردد، و به عناصر طبیعی و خدادادی‌ای فکر می‌کند که در چارچوب قواعد گرفتار نشده‌اند و راه آزاد خود را طی کرده‌اند. صفارزاده، شعر «شهری» زنانه را به‌سمت شعر «دنیا»یی زنانه راهبر می‌شود.
از دیگر دستاوردهای طاهره صفارزاده، ترجمه قرآن به دو زبان انگلیسی و فارسی بود که نتیجه ۲۷ سال تلاش و مطالعه او در زمینه معانی و تفاسیر قرآن و زبان عربی است. او باتوجه‌به مضامین و معانی عمیق قرآن، اثری ماندگار خلق کرد که به‌خاطر روانی و دقت در معانی، تحسین‌های زیادی را به خود جلب کرد. این ترجمه نه‌تنها متنی است که در آن به تفاسیر دینی توجه شده، بلکه تلاشی است برای ارائه مفاهیم بنیادی قرآن به جهانیان و برقراری ارتباط بین دو فرهنگ.

در ۴ آبان ۱۳۸۷ صفارزاده از این جهان رخت بربست و جامعه ادبی ایران و شاعران جوانی را که با نگاه به آثار او، الگو و الهام می‌گرفتند، با فقدانی همیشگی روبه‌رو کرد. او نه‌‌فقط یک شاعر، بلکه نماد مبارزه برای برابری و آزادی زنان در جامعه‌ای بود که هنوز با چالش‌های بسیاری روبه‌رو است.
آزادی در نطفه‌های پراکنده‌ست
در سنگریزه‌های بی‌نشان
و در کوه‌های بی‌نام
خیال سبزی که از رگ‌های گیاه می‌گذرد
هم‌چون برف‌های گنگ
و برگ‌های نالان
صفارزاده با سپردن مجموعه‌ای از آثار و افکار به‌جامانده‌اش، جایگاه خاصی در تاریخ ادبیات ایران پیدا کرده است. او به‌عنوان شاعری از جنس روشنایی، همواره در قلب و ذهن مردم ایران زنده خواهد ماند. دلمشغولی او به تحقق عدالت و آزادی در جامعه، الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهد بود. هرچند که زمان بر فراق او سایه انداخته، اما آثار و آموزه‌های او همچنان مسیر را برای خیل شاعران و هنرمندان جوان روشن می‌کند. یادش گرامی باد.

نجات جنگل توسط ربات وحشی!

اگر از طرفداران سینمایی هستید که به موضوع محیط‌زیست و حیات‌وحش می‌پردازد و همچنین به‌دنبال دیدن فیلم‌های انیمیشن هستید، پیشنهاد ما به شما این است که برای تماشای «ربات وحشی» محصول ۲۰۲۴ انیمیشن جدیدی که در سینماهای دنیا هم پرفروش شده است، تعلل نکنید.
شما در این فیلم با رباتی آشنا می‌شود که دست سرنوشت او را به جنگلی می‌برد که طبیعتاً حیوانات آن از او می‌ترسند، ولی توانایی‌های فنی ربات به او این امکان را می‌دهد که زبان حیوانات را بفهمد و به‌مرور او چنان با فضای طبیعت و حیوانات اخت می‌گیرد که عضو جدانشدنی آنجا می‌شود و البته کم‌کم دارای عواطفی می‌شود که او را از ربات بودن دور می‌کند.
«ربات وحشی» داستانی زیبا و خلاقانه است که به تقاطع بین فناوری و طبیعت می‌پردازد. شخصیت اصلی این داستان، رباتی به‌نام رز است که پس از یک کشتی‌شکنی، در جزیره‌ای دورافتاده و بدون سکنه به ساحل می‌رسد. او که هیچ دستورالعمل یا شناختی از محیط اطرافش ندارد، باید یاد بگیرد چگونه با دنیای طبیعی که برای او بیگانه است، سازگار شود. با گذشت زمان، او یاد می‌گیرد که با حیوانات جزیره همزیستی داشته باشد و بخشی از اکوسیستم شود.

این انیمیشن به چند موضوع کلیدی محیط‌زیستی اشاره دارد:
۱. همزیستی با طبیعت
یکی از پیام‌های اصلی «ربات وحشی» نیاز به همزیستی بین فناوری و دنیای طبیعی است. رز که به‌عنوان یک ماشین ابتدا در دنیای وحش بیگانه به‌نظر می‌رسد، با گذشت زمان یاد می‌گیرد به قوانین طبیعت احترام بگذارد و آنها را درک کند. این داستان نمادی از توانایی بشر برای زندگی در هماهنگی با محیط‌زیست، به‌جای تخریب آن است. سفر رز از یک موجود کاملاً مکانیکی به کسی که ارتباطات عمیقی با حیوانات برقرار می‌کند، نشان‌دهنده دیدگاه امیدوارانه‌ای نسبت به این است که چگونه فناوری می‌تواند بدون ایجاد آسیب، با طبیعت تلفیق شود.

۲. تأثیر فناوری بر محیط‌زیست
هرچند رز به‌خودی‌خود به محیط‌زیست آسیب نمی‌زند، اما داستان به‌صورت غیرمستقیم به تأثیر فناوری و مداخله انسان بر اکوسیستم‌ها اشاره می‌کند. ورود رز به جزیره نتیجه یک فاجعه انسانی است که می‌تواند به‌عنوان نمادی از این باشد که چگونه فناوری انسانی اغلب زیستگاه‌های طبیعی را مختل می‌کند. این روایت ما را به تأمل در مورد پیامدهای گسترده‌تر فناوری وا‌می‌دارد و یادآور می‌شود که هرچند فناوری می‌تواند مفید باشد، اما باید به‌گونه‌ای توسعه یابد و به‌کار گرفته شود که به محیط‌زیست آسیب نرساند.

۳. سازگاری و بقا
در «ربات وحشی»، سازگاری موضوعی مرکزی است. رز که برای بقا برنامه‌ریزی شده است، با مشاهده و تقلید از رفتارهای حیوانات، یاد می‌گیرد چگونه با محیط جدید خود سازگار شود. این سازگاری نشان‌دهنده استقامت طبیعت و اهمیت احترام به سیستم‌های اکولوژیکی است. داستان تأکید می‌کند فناوری و بشر نیز باید برای حفظ محیط‌زیست سازگاری نشان دهند و نشان می‌دهد که تغییر امکانپذیر است؛ اگر به تعادل زیست‌محیطی اولویت دهیم.

۴. وابستگی متقابل در اکوسیستم‌ها
موضوع مهم دیگری که به آن پرداخته شده، وابستگی متقابل است. بقای رز نه‌تنها به تلاش‌های خودش بستگی دارد، بلکه به روابطی که با حیوانات اطرافش برقرار می‌کند نیز وابسته است. در مقابل، او به محافظ جزیره تبدیل می‌شود، به حیوانات در زمان نیاز کمک می‌کند و حتی از آنها در برابر شکارچیان دفاع می‌کند. این رابطه همزیستی بازتابی از هم‌پیوندی اکوسیستم‌های دنیای واقعی است، جایی که نقشی همه‌جانبه در حفظ تعادل محیط‌زیست دارد.
«ربات وحشی» پیامی تفکربرانگیز درباره امکان هماهنگی بین فناوری و دنیای طبیعی ارائه می‌دهد. از طریق سفر رز، بینندگان به بازنگری نقش فناوری در زندگی خود و چگونگی تعامل آن با محیط‌زیست دعوت می‌شوند. این انیمیشن یادآوری امیدبخشی است که با درک و احترام، امکان همزیستی انسان و فناوری با طبیعت وجود دارد، نه اینکه در تضاد با آن باشند.
این داستان به ما یادآور می‌شود که برای توسعه فناوری باید رویکردی آینده‌نگر اتخاذ کنیم که به رفاه سیاره توجه داشته باشد.

کارآفرینی و توسعه پایدار

حوزه پایداری و کارآفرینی برای دستیابی به اهداف هزاره و کسب‌وکارهای پایدار در سال‌های اخیر مورد توجه محققان قرار گرفته است. این حوزه بر پایداری اجتماعی و زیست‌محیطی تمرکز ویژه دارد. محققان پایداری و مدیریت عموماً موافقند که توسعه پایدار در جامعه با توسعه پایدار سازمان‌ها مرتبط است و محرک‌های کارآفرینی پایدار است. 

پیش ازاین‌‌، پایداری را معادل حمایت از محیط‌زیست می‌دانستند، اما اهداف ۱۷گانه پایداری در سال‎های اخیر این مفهوم را به‎طور کامل متحول ساخته است و کماکان بسیاری تصور متفاوتی در درک واقعی مفهوم پایداری دارند. شش عامل: تغییراقلیم، محیط‎زیست، مردم، نوآوری، اخلاقیات و فناوری شکل‎دهنده پایداری هستند و به‌طور حتم سیاستگذاری‌های کلان در چند جنبه می‌تواند حمایت‌کننده و یا بازدارنده باشد. اقتصاد دانش‌بنیان که برپایه نوآوری و فناوری شکل گرفته، به‌طورحتم در مسیر این تحول قرار دارد. حمایت دولت و تسهیل‌گری عامل تحریک مسیر شکل‌گیری استارتاپ‌ها و شرکت‌های فناور و تغییر در سبک زندگی مردم است. دستیابی به اهداف پایداری که برخی از آنها شامل ریشه‌کن کردن فقر و گرسنگی، حق دستیابی به بهداشت عمومی و آموزش با کیفیت، آب سالم، حقوق منصفانه زنان و مردان، عدالت، کاهش نابرابری و …است که برپایه ماتریس چندگانه دولت، صنعت، دانشگاه، مردم و بازار محقق خواهند شد. دولت با قانون‎گذاری جهت‎دهی و تسهیل پیدایش و رشد کسب‎وکارها را محقق می‎کند و دانشگاه‎ها با جهت‌دهی تحقیقات و صنعت با سفارش دادن پروژه‌های تحقیقاتی و گسترش نوآوری می‌تواند خون‌ تازه‌ای در این اکوسیستم به جریان بیاندازد. از سوی دیگر جامعه و مردم نیز با تغییر سبک زندگی می‌توانند از کل این چرخه و زیست‎بوم حمایت کنند.

ادبیات مدیریت و پایداری بر اهمیت کارآفرینی و رهبری تأکید دارد. تمرکز همزمان بر شرکت‌های بزرگ که لوکوموتیوهای توسعه اقتصادی و صنعتی هستند و شرکت‌های کوچک و متوسط که جریان نوآوری را ایجاد می‌کنند، لازم است. مسئولیت اجتماعی شرکتی و نوآوری در فرآیند و محصول به‌تنهایی نمی‌تواند تغییرات موردنیاز برای دستیابی به پایداری واقعی در جامعه را ایجاد کند. ازاین‌رو، ایجاد ارزش پایدار برای مشتریان باید شامل ایجاد ارزش برای طیف گسترده‌تری از ذی‌نفعان باشد. کسب‌وکارها زمانی بر پایداری سرمایه‌گذاری می‌کنند که از نظر اقتصادی سودآور باشد. بنابراین، باید به اهمیت این مسئله از دیدگاه‌های سطح بنگاه و دولت همزمان توجه شود. شرکت‌هایی که به‌جای رشد کوتاه‌مدت، چشم‌انداز رشد بلندمدت دارند، می‌توانند به یک جامعه پایدار کمک کنند. ایجاد شتاب‌دهنده‌ها و صندوق‌های تخصصی به‌ویژه در حوزه نوآوری‌های اجتماعی و انرژی‌های تجدیدپذیر از ارکان کلیدی برای شکل‌گیری و تقویت زیست‌بوم است.

تهران، استانبول و لس‌آنجلس: آیا زلزله‌ای بزرگ در راه است؟

در جنوب  کالیفرنیا ۱۷ زمین‌لرزه با بزرگای بیش از ۴ در فاصله یک‌ساله منتهی به ۱۹ اکتبر ۲۰۲۴ رخ داده که سه رخداد با بزرگای بیش از ۴.۴ در نزدیکی شهر لس‌آنجلس و در شش ماه اخیر رخ داده است. در ۱۲ زمین‌لرزه با بزرگای بیش از۴ در فاصله یک سال قبل از ۱۹ اکتبر ۲۰۲۴ در نزدیکی استانبول رخ داد که سه زمین‌لرزه روی شاخه جنوبی سامانه گسله آناتولی شمالی در ساحل جنوب دریای مرمره به وقوع پیوسته است. همین مدت یک‌ساله سه زمین‌لرزه با بزرگای بیش از ۴ در نزدیکی تهران، یکی در دشت قزوین و دیگری در گرمسار و سومی در شمال دشت کویر مرکزی ایران، رخ داده است.

آیا مناطقی که این شهرهای مهم و پرجمعیت دنیا در نزدیکی آنها قرار دارند و در ماه‌های اخیر چندین زلزله را تجربه کرده‌اند، باید منتظر زمین‌لرزه‌ای بزرگ در آینده‌ای نزدیک باشند؟

ماهیت زمین‌لرزه‌ها، پیش‌بینی آنها را سخت می‌کند. هیچ زلزله‌ای با زمین‌لرزه‌ای مشابه نیست، زیرا در ژرفای پوسته، میزان انرژی آزادشده و واکنش سنگ‌های اطراف آن متفاوت است. پیش‌بینی زلزله برای سال‌ها چالشی برای جامعه دانشمندان زلزله‌شناسی بوده است. در سال‌های اخیر در ایران و چندین کشور دیگر در جهان درحال‌توسعه مدل‌های احتمالی پیش‌بینی زلزله بااستفاده از الگوهای لرزه‌خیزی (تکرار زمین‌لرزه‌ها در یک منطقه) بوده‌ایم. هنگامی که یک زلزله بزرگ رخ می‌دهد، بسیاری از مردم می‌دانند که پس از آن یکسری زمین‌لرزه‌های کوچکتر به نام پس لرزه ها شناخته می شود. این نوع خوشه‌بندی زلزله بسیار رایج است، اما افراد کمتری می‌دانند که خوشه‌هایی از زلزله‌های قبل از یک زلزله بزرگ نیز وجود دارد که به‌عنوان پیش‌لرزه زلزله اصلی عمل می‌کنند. در مدل‌های احتمالی سعی می‌شود از این زلزله‌های کوچک در پیش‌بینی زلزله بزرگ بعدی استفاده شود. خوشه‌های زلزله قبل از یک رویداد بزرگ به‌عنوان پیش‌لرزه‌های زلزله اصلی عمل می‌کنند. هنگامی که یک زلزله بزرگ درحال آماده‌سازی برای رخداد است، منطقه‌ای که در آن زمین‌لرزه می‌خواهد رخ می‌دهد، قبل از رویداد، یک توالی از زلزله‌های کوچک‌تر را تجربه می‌کند. این خوشه‌بندی از زمین‌لرزه‌ها می‌تواند تنها در طی چندماه یا طی یک دوره چندساله قبل از زلزله بزرگ رخ دهند. هرچه زلزله آتی بزرگتر باشد، پیش‌لرزه‌های آن بزرگتر خواهند بود و مدت زمان طولانی‌تر و مساحت اشغال‌شده توسط پیش‌لرزه‌ها بیشتر می‌شود. این پدیده به‌عنوان افزایش اندازه پیش‌رونده precursory scale increase شناخته می‌شود.

  مدل هر زلزله، یک پیش‌لرزه براساس اندازه (EEPAS) از روابط بین بزرگای پیش‌لرزه‌ها، بزرگای زلزله بزرگ و دوره بازگشت و مساحت اشغال‌شده با پیش‌لرزه‌ها برای پیش‌بینی احتمال زلزله‌های بزرگ آینده در یک منطقه خاص استفاده می‌کند. این مدل فرض می‌کند که هر زلزله مشاهده‌شده ممکن است پیش‌لرزه‌ای از یک زلزله بزرگتر باشد.  

 با اعمال مدل به‌صورت گذشته‌نگر بر روی داده‌ها امکان آزمایش توانایی پیش‌بینی مدل وجود دارد.

 «کامل بودن» کاتالوگ‌ها و اطلاعات زمین‌لرزه پیش از وقوع به بزرگای زلزله اصلی و طول زمان تأخیر -نبود یا سکون لرزه‌ای- بستگی دارد. براساس ارزیابی داده‌های موجود، در‌حالی‌که احتمال وقوع زلزله‌های شدید با بزرگای بیش از ۶، در دهه پیش رو کم است، ولی رخداد زمین‌لرزه‌های شدید در بازه زمانی پیش رو در نواحی یادشده بیش از بازه‌های زمانی دهه‌های قبل ارزیابی می‌شود.

اکنون به‌دلیل پیچیدگی پدیده رخداد زمین‌لرزه و اینکه درک ما از پوسته دینامیکی زمین دائماً در حال تغییر است، زلزله‌شناسان از شبیه‌سازهای عددی زلزله برای ایجاد داده‌های مصنوعی زلزله به‌ویژه با بهره‌گیری از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند که امکان مطالعه دقیق بسیاری از سناریوهای مختلف زلزله فراهم شود.

پدیده افزایش اندازه پیش‌لرزه که در آن خوشه‌بندی پیش‌لرزه‌های زمین‌لرزه نشان‌دهنده یک زلزله بزرگ آینده است، نیز در این مجموعه داده‌های زلزله مصنوعی لحاظ می‌شود.

در کالیفرنیا گسل سن‌آندریاس حدود هزار و ۳۰۰ کیلومتر از شمال کالیفرنیا تا مرز مکزیک امتداد دارد و مسئول برخی از ویرانگرترین زمین‌لرزه‌ها در تاریخ این ایالت بوده است. بخش جنوبی گسل سن‌آندریاس بیش از ۳۰۰ سال است که زلزله بزرگی را ثبت نکرده است. به‌ویژه آنکه معمولاً هر ۱۴۰-۱۵۰ سال یک زلزله بزرگ را تجربه می‌کند. زمین‌لرزه ۱۹۰۶ سانفرانسیسکو با بزرگای ۸.۰ یکی از مهمترین رویدادهای لرزه‌ای در تاریخ ایالات متحده است. در زلزله ۱۷ اکتبر ۱۹۸۹ لوماپریتا با بزرگای ۶.۷ در کالیفرنیای شمالی باعث کشته شدن ۶۳ نفر و خسارت تقریباً ۶ میلیارد دلاری شد. در جنوب کالیفرنیا، زلزله سال ۱۹۹۴ نورتریج به بزرگای ۶.۷ منجر به ۵۴ کشته و آسیب رساندن به بیش از ۱۱۲ هزار ساختمان شد و خسارت تخمینی تا ۲۰ میلیارد دلار برآورد شد.

 

پیش‌بینی‌های پس‌لرزه‌ها نیز اطلاعات مهمی را ارائه می‌دهد که می‌تواند جان افراد جوامع آسیب‌دیده را نجات دهد. خدمات اضطراری از این پیش‌بینی‌ها برای تصمیم‌گیری در مورد زمان انجام بازرسی ساختمان‌های آسیب‌دیده و انجام عملیات جست‌وجو و نجات استفاده می‌کنند. اطلاع از پتانسیل پس‌لرزه‌ها می‌تواند تفاوت قابل‌توجهی در ایمنی ایجاد کند. زمین‌لرزه‌های بزرگتر تمایل به ایجاد پس‌لرزه‌های بیشتری دارند و داده‌های اندازه‌گیری‌شده توسط شبکه لرزه‌نگاری منطقه‌ای برای تخمین بزرگی و احتمال آنها ضروری است.

 دانشمندان می‌توانند با تجزیه و تحلیل امواج لرزه‌ای، الگوهای غیرعادی را در پوسته زمین که ممکن است نشان‌دهنده وجود گسل‌های ناشناخته باشد، تشخیص دهند. مطالعه حرکات لرزه‌ای به دانشمندان اجازه می‌دهد تا نحوه رفتار گسل‌ها را درک کنند، از جمله نحوه شکستن و تعامل آنها که می‌تواند سیستم‌های گسل جدیدی را آشکار کند.

چنین زمین‌لرزه‌های خوشه‌ای همیشه مردم را به این فکر می‌اندازد که آیا معنای آنها بیشتر از تکان‌های تصادفی معمول است. فعالیت‌های زمین‌لرزه‌ای جزئی تقریباً به‌طور مداوم در امتداد گسل‌های فعال رخ می‌دهد، اگرچه بیشتر آنها مورد توجه قرار نمی‌گیرند. مشکل عباراتی مانند «پیش‌لرزه» و «پس‌لرزه» این است که دانشمندان هرگز نمی‌دانند چگونه یکی از رخدادها یا دیگری را به‌عنوان رخداد اصلی تلقی کنند، به‌ویژه تا قبل از آنکه زمین‌لرزه‌‌های آن منطقه کاهش نیافته‌اند.

 

خبر بد آن است که ایده‌ای که اغلب تکرار می‌شود مبنی‌بر اینکه لرزه‌های کوچک برای کاهش فشار بر روی گسل و کاهش احتمال یک رویداد بزرگ رخ می دهند، الزاماً درست نیست.

گسل یا بخش‌های مختلف یک گسل را می‌توان به‌عنوان قفل‌شده یا در حال خزش طبقه‌بندی کرد. گسل‌هایی که با خزش تغییر شکل نشان می‌دهند، با گذشت زمان به‌آرامی جابه‌جا می‌شوند و ممکن است زمین‌لرزه‌های کوچکتری مانند آنچه در این یک‌ سال اخیر در نزدیکی تهران، استانبول و لس‌آنجلس رخ داده است، متحمل شوند. بااین‌حال، گسل‌های قفل‌شده حرکت نمی‌کنند و تمرکز استرس و افزایش فشار تا زمانی ادامه می‌یابد که زلزله‌ای با بزرگی زیاد کل این استرس جمع‌شده را یکجا آزاد کند.

به‌نظر می‌رسد علی‌رغم خزش در بعضی بخش‌های گسل‌های پیرامون تهران، استانبول و لس‌آنجلس، باید گوش‌به‌زنگ رخداد زمین‌لرزه‌ای بزرگ در پیرامون این شهرهای مهم دنیا بود.

دیپلماسی «اعظم»

«مسئولان افغانستان زیر بار اعداد و ارقام ایران درخصوص حقابه هیرمند نمی‌روند.» این خبری است که دوم مرداد ۱۴۰۱ و یکسال پس از آغاز دوباره زمامداری «طالبان»‌ بر افغانستان از سوی «علی سلاجقه»‌، رئیس وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست، منتشر شد. طالبان فقط در فاصله چندماه از استقرار در افغانستان، نخستین طرح‌هایی که از سر گرفت طرح‌های آبی بود که نه‌فقط ایران بلکه تمام منطقه را تحت‌تأثیر قرار می‌داد. در میان کشورهای همسایه افغانستان، ایران تنها کشوری است که در یک آبراهه فرامرزی، رودخانه هیرمند، با افغانستان معاهده آبی دارد، اما طالبان با وجود همه برائت‌جویی‌هایش از منش حاکمان قبلی، روشٍ عمل در مدیریت آب را تغییر نداده است و حتی با جدیت بیشتری همان مسیر را پی‌گیرند. آب امتیاز و برگ برنده حکامی است که حتی در عرصه بین‌المللی رسمیت ندارند. دستِ زیرِ ساتور همسایگان اما موجب شد تا حاکمان نامشروع کشور همسایه، تا همین لحظه هم امتیازات بالایی از همه همسایگان به‌دست بیاورند. اگرچه پیش از حضور دوباره طالبان هم حقابه قانونی ایران از هیرمند هیچ‌گاه به‌تمامی تأمین نشد؛ اما چشم‌انداز مذاکرات، حرکت به‌سمت بازی برد_برد را نشان می‌داد. حالا اما سه سال است که ورق بازی برگشته و دورنما چیزی جز باخت ایران، هیرمند و سیستان را تداعی نمی‌کند.

درحالی‌که حقوق بین‌المللی آب، آشکارا معاهده ایران را به رسمیت می‌شناسد و حق ایران بر این حقابه و اثراتش را در رده حقوق بنیادی رده‌بندی می‌کند، اما طالبان زیر بار تأمین آن نمی‌رود و حتی با بستن دریچه‌های سد کمال‌خان در زمان سیلاب فروردین ۱۴۰۳، حجم قابل‌توجهی از سیلابی را که باید در مسیر طبیعی به‌سمت ایران حرکت می‌کرد، به‌سمت «شوره‌زار گودزره» هدایت کرد.

در فقر دیپلماسی ایران طی چند سال گذشته، شکست‌های پیاپی و باور خوشدلانه به وعده‌های پوشالی طالبان، ایران یک‌بار دیگر میزبانی همسایه‌ای را برعهده گرفته است که نه‌فقط حق همسایگی را به‌جا نیاورده بلکه شمشیرآخته طمع به حق ایران و مرگ هامون و سیستان دوخته است. «فاروغ اعظم» نامِ آشنای مذاکرات آبی ایران و طالبان است که قرار است به دعوت کرسی یونسکو در بازیافت آب و به‌عنوان دانشمندان برجسته مسلمان در کشورهای اسلامی برای سخنرانی در حوزه آب در دانشگاه تهران حاضر شود. همان کسی که به طالبان یاد می‌دهد «زیر بار اعداد و ارقام ایران درخصوص حقابه هیرمند» نروند. او که دانش‌آموخته «مهندسی منابع آب» دانشگاه لندن است، خوب می‌داند که با آب یا بی‌ آب، بازی در عرصه بین‌المللی چگونه رقم خواهد خورد. دیپلماسی آب طالبان که در کلام، حق ایران را تأیید و در عمل، آن را کتمان می‌کنند، دیپلماسی «اعظم» است. او مواضع تند علنی زیادی در مورد ایران گرفته است و با علم به اثرات تأمین نشدن حقابه ایران از هیرمند و البته از فراه و با آشنایی کامل با آنچه حقوق بین‌الملل نهی و یا تکلیف کرده، آب را به روی ایران بسته و عملی مصداق دقیق نقض حقوق بین‌الملل و بشر انجام داده است. بااین‌حال، نظریه‌پرداز «فشار آبی بر ایران و امتیازگیری به‌نفع طالبان» قرار است در ایران به‌عنوان دانشمند برتر جهان اسلام و در مورد آب برای صلح صحبت کند. کسی که مسئله آب را به ورطه جنگ نیز می‌کشاند و دوستانش در برابر پیام معین و مشخص رئیس‌جهموری وقت کشور (ابراهیم رئیسی) دبه انتحاری به‌دست می‌گیرند.

حامیان دعوت از فاروغ این اقدام را اقدامی دیپلماتیک و معطوف به بازپس‌گیری حقابه ایران می‌دانند. حال اینکه یک سخنرانی و دست زدن‌های مداوم برای کسی که به آب به‌عنوان ابزار صلح باور ندارد، نمی‌تواند تأثیری بر «تصمیم طالب» در مورد حقابه ایران داشته باشد؛ چه اینکه، کلید سفارتخانه افغانستان در ایران هم نتوانست، جاده ترانزیتی و مسیر ریلی هم نتوانست. «آب و عدم تخصیص آن به ایران» تلاش طالبان برای جلب رضایت و مشروعیت از جامعه افغانستان و ایجاد آرایش جمعیتی جدید در منطقه است و طالبان تنها برای یک دست و کف و هورا از آن دست نخواهد کشید. 

آهنگ کوثر، عاشق میهن

«بنا به خواسته‌اش اصلاً مراسمى نخواهیم داشت و فقط خاکسپارى. به‌خاطر جلوگیرى از آلودگى محیط‌زیست، هیچ‌گونه بنر و پارچه و غیره به در و دیوار نزنید و به آشغال‌ها اضافه نکنید». این آخرین خواسته سید آهنگ کوثر به‌گفته همسرش است. اما آهنگ کوثر که بود و چه کرد؟ «محمد درویش» در مطلبی در نشریه طبیعت ایران آورده است: «دکتر کوثر از سال ۱۳۵۱ کار خود را از پژوهش درباره پخش سیلاب در ایستگاه نودهک قزوین در سطحی کوچک، و از دی ۱۳۵۸ در جونگان ممسنی فارس شروع کرد. او از سال ۱۳۶۳ طرح‌های آبخوان‌داری -Management Aquifer – را در منطقه گربایگان فسا و دیگر مناطق عمدتاً مرکزی کشور به اجرا گذاشت؛ عاملی که سبب شد از او با عنوان پدر دانش نوین آبخوان‌داری ایران یاد کنند. او دارای مدرک تحصیلی دکترای روابط آب و خاک و گیاه، با گرایش مهندسی آبیاری و آب‌شناسی جنگل از دانشگاه اورگن آمریکا است. دکتر کوثر سرانجام در آیین روز جهانی علم – ۱۹ آبان – ۱۳۸۴ در حضور مدیرکل وقت یونسکو، کوییچیرو ماتسورا،  در بوداپست مجارستان جایزه عالی یونسکو در حوزه آب را دریافت کرد که افتخاری بزرگ برای ایران محسوب می‌شود.» کوثر در این مراسم ترجیح داد تنها از یک نفر تشکر کند. او گفت: «از همسرم که زندگی در بیابان‌ها با مهارکننده سیلاب‌ها را بر آسایش زیستن آسوده در خانه ترجیح داد، قدردانی می‌کنم.» دیروز، چهارشنبه، همسرش نیز آخرین خواسته او را به همه اعلام کرد،‌ نه بنری، نه پارچه‌ای و برنامه‌ای،‌ تنها یک خاکسپاری ساده؛ مبادا که طبیعت وطن ذره‌ای آسیب ببیند.

لیلا مرگن: آهنگ کوثر در سال ۱۳۶۱ طرح آبخوانداری گربایگان فسا را  با کاشت درخت اکالیپتوس و آکاسیا اجرا کرد و اگر حیات در آن منطقه هنوز جریان دارد، حاصل تلاش دکتر آهنگ کوثر و کارشناسان بعد از ایشان است

درگذشت سید آهنگ کوثر در روز سه‌شنبه، اول آبان‌ماه، موجی از واکنش‌ها را در شبکه‌های اجتماعی به‌همراه داشت. اولین آنها فرزندش نیک‌آهنگ کوثر بود. که خبر را با دو جمله منتشر کرد: «پدر رفت.» او در پست دیگری در ایکس نوشت: «پدر توانست ثابت کند که می‌توان با هزینه‌ای بسیار کم، اما به‌شکلی حساب‌شده و براساس تلفیق دانش قدیم و جدید، سفره‌های آب زیرزمینی بسیاری از مناطق کشور را پرآب کرد و سطح زمین را هم احیا نمود. راهکاری طبیعت‌محور که بسیاری از مهاجران را به خانه خودشان بازگرداند.» «لیلا مرگن» از خبرنگاران آب و منابع‌طبیعی در ایکس نوشت: «درگذشت اولین مجری طرح آبخوان‌داری در ایران خبر ناراحت کننده‌ای بود.

دکتر سید آهنگ کوثر در سال ۱۳۶۱ طرح آبخوانداری گربایگان فسا را با کاشت درخت اکالیپتوس و آکاسیا اجرا کرد و اگر حیات در آن منطقه هنوز جریان دارد، حاصل تلاش دکتر آهنگ کوثر و کارشناسان بعد از ایشان است.» «جواد حیدریان» نیز دراین‌باره در ایکس آورده است: «فقدان دانشمند برجسته جناب دکتر آهنگ کوثر برای ایران جبران‌ناپذیر است. تجربه‌ و دانش او می‌توانست آبخوان‌ به گل نشسته ایران را احیا کند. او در گربایگان فسا و جاهای دیگر یادگار جاودانه به‌جا گذاشت و بیابان را به جنگل بدل کرد. ایده‌ای که می‌تواند الگوی جلوگیری از فرونشست ایران باشد.» «حمیدرضا میرزاده»، روزنامه‌نگار، هم در این زمینه در ایکس نوشت: «دکتر آهنگ کوثر درگذشت. خوشحالم که در زمان حیاتشان با ایشان چندباری صحبت کردم و از ایشان درباره  مدیریت آب و آبخوان‌داری آموختم.»

محمد درویش، فعال محیط‌زیست، در صفحه شخصی خود در اینستاگرام آورده است: «آهنگ کوثر یکی از ایرانی‌ترین فرزانه‌های روزگار ماست که می‌شناسم؛ مردی که عاشقانه سرزمین مادری‌اش و خانه پدری‌اش را می‌ستاید و هرگز حاضر نشد به ایران‌بانو پشت کند. او به‌رغم آنکه همه مدارج تحصیلی خود را از معتبرترین دانشگاه‌های ایالات متحده آمریکا اخذ کرده و می‌توانست به ساحت قدرت بسیار نزدیک باشد، اما زندگی مرفه و پیشنهادهای مدیریتی فریبنده را نپذیرفت و زندگی در یک کانکس را در بیابان‌های گربایگان فسا ترجیح داد تا به ما نشان دهد: راه پایداری اندوخته‌های آبی کشور از مسیر آبخوان‌داری می‌گذرد و نه سدسازی.

محمد درویش: سید آهنگ شاید طنازترین کودکِ ۸۸ساله‌ای است که دنیا به خود دیده باشد؛ عارفی خوش‌صحبت و کاریکلماتورساز که عجیب جدی، خشک و منضبط به‌نظر می‌رسد، اما درست مانند آبخوان‌های درشت‌دانه‌ گربایگان فسا، دل‌گُنده، بخشنده و با ظرفیت است

او البته در این راه تا آنجا موفق بود که برنده جایزه جهانی قهرمان آب توسط سازمان ملل متحد شد و اینک بدون قطره‌ای آبیاری انسانی، جنگلی باورنکردنی در بیابان‌های فسا آفریده است. دوست دارم این پیرمرد دریادل را؛ مردی که ۳۳ سال پیش وقتی که برای نخستین‌بار در گربایگان دیدمش، چنان گرم و مشوقانه از پایان‌نامه‌ام تمجید کرد که زندگی و مسیر حرفه‌ای‌ام را متحول ساخت. این دانشی‌مرد ۸۸ساله شاید بیشتر از هر ایرانی دیگری برای حفظ موجودیت گنجینه‌های زیرزمینی آب ایرانیان تلاش کرده است. مردی فرزانه و دانشمندی بین‌المللی که هنوز کودکِ درونش را به رسمیت می‌شناسد. آنها که کوثر را از نزدیک دیده‌اند، می‌دانند که چه می‌گویم. سید آهنگ شاید طنازترین کودکِ ۸۸ساله‌ای است که دنیا به خود دیده باشد؛ عارفی خوش‌صحبت و کاریکلماتورساز که عجیب جدی، خشک و منضبط به‌نظر می‌رسد. اما درست مانند آبخوان‌های درشت‌دانه‌ گربایگان فسا، دل‌گُنده، بخشنده و با ظرفیت است و همچنان شیفته‌ دانستن، بی‌پروا و شجاع پیش می‌رود و به شاگردانش می‌آموزد که ایران را نباید از یاد برد. او همچنان از خرخاکی به‌عنوان بهترین و بامرام‌ترین دوست همه‌ زندگی‌اش یاد می‌کند. موجود به‌ظاهر نادلپذیری که تجربه آبخوان‌داری در گربایگان را به‌شدت دلپذیر کرد.»

خسارت‌های شهرداری تهران بر شهروندان

محمود احمدی‌نژاد، شهردار دهه ۸۰ تهران برای رفع موانع ترافیکی؛ در معابر و خیابان‌های تهران دوربرگردان‌هایی ترافیکی را ساخت که تا حدودی موجب رفع موانع ترافیکی در کلانشهر تهران شد؛ هرچند بعد از تصدی شهرداری توسط محمدباقر قالیباف، تمامی دوربرگردان‌های ترافیکی از سطح معابر تهران برچیده شد و هزینه‌های ساخت و تخریب آنها روی دست شهروندان تهرانی ماند. سنگفرش کردن برخی خیابان‌ها و معابر تهران نیز از جمله دستاوردهای شهرداری تهران در دوره قالیباف بود که در برخی از موارد به‌دلیل فرسودگی و سایش لاستیک اتومبیل‌ها تا حدودی از برخی معابر تهران در دوره شهرداری محمدعلی نجفی و پیروز حناچی برچیده شد و به‌جای آن مسیر دوچرخه‌سواری با هزینه‌های گزاف به جیب شهروندان تحمیل شد.

فارغ از تلاش‌های اعضای شورای دوره پنجم و پیروز حناچی، شهردار اصلاح‌طلبان مبنی‌بر ترویج دوچرخه‌سواری در شهر تهران، این موضوع آن‌چنان هم مورد استقبال شهروندان قرار نگرفت و نهایتاً مسیر دوچرخه‌سواری نیز به‌عنوان مسیر خطرناک موتورسیکلت‌ها در اختیار آنان قرار گرفت. بگذریم که بابت خرید دوچرخه‌های «بیدود» هزینه‌های مضاعفی برگرده شهروندان تهرانی تحمیل شد، اما در دوره تصدی شهرداری توسط علیرضا زاکانی همین دوچرخه‌ها نیز غیب شدند و به‌جای آنها شرکت دیگری متولی اجاره دوچرخه به شهروندان تهرانی انتخاب شد. این‌ها را نوشتم تا این نکته را یادآور شوم که شهرداری تهران به‌عنوان بزرگترین کارفرمای کلانشهر تهران باید حواسش به دخل و خرج خزانه مردم تهران باشد تا خدای ناکرده بیت‌المال شهروندان به‌سادگی هرز و تلف نشود. اخیراً شهرداری تهران نیز سنگفرش‌های  معابر دوره قالیباف را به‌تدریج از مناطق تهران برچیده و سنگفرش‌های جدیدی را جایگزین آنها می‌کند. انتظار می‌رود شورای اسلامی شهر تهران نسبت به دخل و خرج و هزینه‌های عمرانی شهرداری تهران نظارت بیشتری اعمال کند تا با خرج‌کردهای بدون توجیه عقلانی و شرعی هزینه‌های عمرانی بر جیب شهروندان تهرانی تحمیل نشود.

پساب شهرک صنعتی اشتهارد؛ مسئله‌ای فرابخشی

موضوع پساب شهرک صنعتی اشتهارد دیگر یک موضوع بخشی نیست، یک موضوع فرابخشی است. پساب از طریق رودخانه شور وارد استان‌های دیگر مثل تهران و قم و سایر استان‌های همجوار شده است. ما داریم آلایندگی را از یک نقطه به نقطه‌های دیگر در سایر استان‌ها انتقال می‌دهیم.

 شک نکنید که تمام شعاع اطراف جایی که این فاضلاب می‌ریزد، آلوده است. آلایندگی از طریق خاک نفوذ کرده و وارد آب‌های زیرزمینی شده است؛ بدانید که تصفیه‌خانه‌های آب ما قادر به تصفیه این نوع از آلایندگی نیستند.

 وقتی شما مواد شیمیایی دارید که غیرقابل‌تجزیه هستند، این مواد قادرند تا در فواصل دور حرکت کنند و اثراتشان را تا فواصل بیشتری ببرند. حتی به‌خاطر تلاطمی که در مسیر رودخانه وجود دارد، ممکن است که آلایندگی موجود در رودخانه شور به هوا منتقل شود.

 

 درست است که شهرک صنعتی اشتهارد مجوز محیط‌‌زیست و طرح ارزیابی داشته است؛ اما این مجوز برای یک نوع از صنعت بوده است، اما به‌مرور این شهرک خصوصی شده و کارخانه‌های متعددی در آنجا آمده و مستقر شدند که ماهیتشان با هم متفاوت است؛ یکی کلاً شیمیایی است و دیگری هیچ‌گونه آلودگی شیمیایی ندارد.

زمان استقرار این شهرک یک تصفیه‌خانه به روش بیولوژیکی آنجا ساخته شد؛ اما این تصفیه‌خانه به‌درستی راهبری نشده و به‌مرور به‌سمت تصفیه شیمیایی رفته است. شما به‌هیچ‌عنوان نمی‌توانید پساب صنعتی را با مواد شیمیایی تصفیه کنید. تصفیه شیمیایی جز آنکه لجن تولید کند، هیچ‌چیز دیگری ندارد.

این لجن معضل بزرگی می‌شود، شما این پساب را به‌هیچ‌عنوان نمی‌توانید استفاده کنید؛ چراکه مواد شیمیایی که در داخل آن ریخته شده، خودش می‌تواند سمی باشد. باید سریعاً برای تصفیه‌خانه اشتهارد فکر اساسی شود، حتی نیازی نیست که سرمایه‌گذاری عظیم برای ساخت تصفیه‌خانه جدید صورت گیرد. اگر همان تصفیه‌خانه موجود را بهینه‌سازی کنند، مشکل این شهرک حل می‌شود. بارها گفته و تأکید کرده‌ام که تصفیه شیمیایی به‌هیچ‌عنوان برای فاضلاب‌ها صنعتی مناسب نیست و باید روش بیولوژیکی استفاده شود.

شوربختی رودخانه شور

 لوله ورودی پساب اشتهارد مرز بین بهشت و جهنم است. رود شور دوتکه شده، از همان جایی که پساب شهرک صنعتی وارد رود می‌شود، نه ماهی و نه هیچ موجود زنده‌ای دیده نمی‌شود. فقط یک آب چرک و زغالی است که تا ۴۰ کیلومتر، تا پلیس‌راه ماهدشت، ادامه دارد و در ادامه مسیر به تالاب «مره» در قم می‌رسد. 

 آذر ۱۴۰۲ تاریخ بازدید هیئت دولت وقت از البرز و تصفیه‌خانه شهرک اشتهارد است. «علی سلاجقه»، معاون سابق رئیس‌جمهور و ریاست سابق سازمان حفاظت محیط‌‌زیست، با مطالبه‌گری مردم به اشتهارد رفت. وضعیت وخیم بود. همان‌موقع سه دستور آنی صادر شد. اول آنکه تا پایان سال ۱۴۰۲ ورود پساب صنعتی غیراستاندارد به زهکش کشاورزی و رودخانه شور ممنوع است. دوم، درصورت عدم استاندارد سازی خروجی تصفیه‌خانه شهرک صنعتی، تمامی چاه‌های آب داخل شهرک مسدود شود. سوم، آب منطقه‌ای موظف است نسبت به شناسایی چاه‌های آب غیرمجاز داخل شهرک و پر کردن آنها اقدام کند.

 سلاجقه تأکید کرده بود که تا پایان سال ۱۴۰۲ دیگر پسابی وارد شور نمی‌شود: «تا قبل از شروع سال ۱۴۰۳ یک قطره آب از فاضلاب شهرک صنعتی اشتهارد وارد رودخانه شور نمی‌شود.» 

هفت ماه از سال گذشته، اما آب چرکین حاصل از پساب شهرک اشتهارد همچنان وارد رودخانه شور می‌شود. فعالان محیط‌زیستی اردیبهشت‌ماه هشدار دادند. یک ویدئو از محل تخلیه فاضلاب شهرک صنعتی نشان می‌دهد، آبی به رنگ زغال و با شدت در حال ورود به زهکش‌هاست.

 چندماه بعد به‌صورت رسمی این خبر تأیید شد. ۱۵ مهر ۱۴۰۳، «غلامرضا احمدی» مدیر منابع آب شهرستان اشتهارد رسماً اعلام کرد که همچنان پساب آلوده وارد رودخانه شور می‌شود: «پساب و فاضلابی که از کارخانه‌ها خارج می‌شود، باید به‌صورت استاندارد تصفیه و بعد رهاسازی شود. متأسفانه این کار در حال حاضر اتفاق نمی‌افتد و بدون تصفیه این آب وارد رودخانه شده و مشکلات بسیار زیادی را ایجاد کرده است.»

آلوده بودن پساب تأیید شده، اما مسئولان همچنان زیر بار آلودگی هوایی که بوی آن در اشتهارد پیچیده است، نمی‌روند. «مجید درگی»، مدیرکل محیط‌‌زیست البرز، در آخرین مصاحبه‌اش با صداوسیما تأکید کرده که آلودگی هوا برطرف شده و مشکل پساب درحال پیگیری است: «طبق قانون مسئولیت کنترل و پایش خروجی‌های هوا با محیط‌زیست بوده است که با پیگیری مستمر درطول این مدت و بازدید دو تا سه روز در هفته توسط کارشناسان، بخش آلودگی هوا مرتفع شده است و اکنون شهرستان اشتهارد بهترین هوار را دارد. در بخش پساب‌های صنعتی، مسئولیتش به‌لحاظ قانونی با شرکت خدماتی شهرک صنعتی اشتهارد است که این شرکت به وظیفه قانونی خود عمل‌ نکرده است و ما به‌عنوان دستگاه ناظر اخطاریه صادر کردیم و این دوستان را به مراجع قضایی معرفی کردیم.» 

 

بوی اسید خواب را از اشتهارد گرفت

 بوی تند اسید خواب را از مردم ربوده. بااین‌حال، از دید محیط‌‌زیست آلودگی در هوا نیست. موضوعی که «عبدالله هادی»، رئیس شورای شهر اشتهارد، به آن باور ندارد و به «پیام ما» می‌گوید: «در بحث هوا می‌گویند مشکلات حل شده. این چطور حل‌شدنی است که مردم اشتهارد از نماز مغرب تا صبح از بوی گند نمی‌توانند بخوابند؟ این افراد مدت‌هاست نتوانستند از پس یک معمای حل‌شده برآیند.» آلودگی هوای این شهرک اعتراض همگانی را به‌همراه داشته است. جمعه بیستم مهر «مسعود داوودی» در خطبه‌های نمازجمعه شهر اشتهارد با بیان اینکه نفس‌کشیدن از حقوق ابتدایی مردم است، بازدیدهای مسئولان از این شهرک را بی‌فایده دانسته و گفته است: «مسئولان روز می‌آیید و می‌روید؛ اما بو از اول شب آغاز می‌شود، تا صبح هم قطع می‌شود. شما هم که در جاهای خوش‌آب‌وهوا زندگی می‌کنید، متوجه وضع ما نمی‌شوید! این مردم درد دارند، این مشکلات حل‌شدنی است.» 

 

هیچ صنعتی زیر بار بازچرخانی آبی که از تصفیه‌خانه می‌آید،‌ نمی‌رود

آلودگی هوا که به‌همراه بوی اسیدی شب‌ها خودش را نشان داده، بخش ملموس ماجراست. کسی هنوز متوجه پساب واحدهای صنعتی که به رود شور می‌ریزد، نیست.

«عمران باخرد»، بازرس قانونی دو دوره گذشته شرکت خدماتی شهرک صنعتی اشتهارد، در گفت‌و‌گو با «پیام ما» از آلایندگی بالای پساب این شهرک می‌گوید، پسابی که به‌گفته او، هیچ صنعتی زیر بار بازچرخانی آن نمی‌رود. باخرد در این رابطه می‌گوید: «فاضلاب هزار و ۵۰۰ واحد صنعتی با یک لوله جمع می‌شود و به تصفیه‌خانه می‌رسد. تصفیه‌خانه‌ای که جزو پروژه‌های دولتی است و هزاران میلیارد برایش خرج شده است، اما تنها نامی از تصفیه‌خانه دارد. ما در شهرک صنعتی اشتهارد اصلاً سیستم بازچرخانی آب نداریم. این آب به هیچ صنعتی قابل‌برگشت دادن نیست، این پساب به‌قدری وحشتناک است که پای هر درختی که بریزد، آن درخت خشک می‌شود. متأسفانه همین پساب شهرک بدون بازچرخانی با لوله‌ای، دو کیلومتر مسیر را طی می‌کند و به شور ریخته می‌شود.»

عمران باخرد، بازرس قانونی دو دوره گذشته شرکت خدماتی شهرک صنعتی اشتهارد: فاضلاب هزار و ۵۰۰ واحد صنعتی با یک لوله جمع می‌شود و به تصفیه‌خانه می‌رسد. تصفیه‌خانه‌ای که جزو پروژه‌های دولتی است و هزاران میلیارد برایش خرج شده، اما تنها نامی از تصفیه‌خانه دارد. ما در شهرک صنعتی اشتهارد اصلاً سیستم بازچرخانی آب نداریم. این آب به هیچ صنعتی قابل‌برگشت دادن نیست، این پساب بقدری وحشتناک است که پای هر درختی که بریزد، آن درخت خشک می‌شود 

شور از بعد از پسابی که از طریق زهکش به رودخانه می‌ریزد، آلوده است. «رودخانه شور و چاه‌های کشاورزی اطراف آلوده است»؛ این را بازرس  سابق شهرک صنعتی اشتهارد می‌گوید و از رسیدن این آب آلوده به تالاب «مره» در قم از طریق آب واردشده از طریق رودخانه شور ماهدشت خبر می‌دهد. فعالان محیط‌‌زیست منطقه به‌همراه ریاست شورای شهر اشتهارد بخشی از پساب این شهرک صنعتی را برای آزمایش در اختیار یک آزمایشگاه در تهران قرار دادند. نتایج این آزمایش که در اختیار روزنامه «پیام ما» قرار گرفته است، آلودگی شدید این پساب را تأیید می‌کند.

 

فاضلاب خروجی شهرک صنعتی اشتهارد چهار برابر آلاینده‌تر از فاضلاب شهری

  «مرتضی قاسمی»، دکترای بهداشت محیط و فردی که ۴۰ سال به‌صورت تخصصی در زمینه فاضلاب صنعتی کارکرده است، در تشریح نتایج این آزمایش به «پیام ما» می‌گوید: «مقدار COD یا Chemical Oxygen Demand خروجی (مقدار اکسیژن موردنیاز برای اینکه مواد شیمیایی موجود در فاضلاب اکسید شوند) طبق آزمایش انجام‌شده در آزمایشگاه معتمد دانشگاه تهران رقم هزار و ۹۰۴ میلی‌گرم در لیتر بوده است که ۱۹ برابر حد مجاز یعنی ۱۰۰ است. پارامتر یا شاخص COD یک شاخص اصلی و مادر برای شناسایی وضعیت آلایندگی فاضلاب‌های صنعتی و شهری است و به‌عنوان نمونه و این شاخص برای فاضلاب شهری خام یا تصفیه‌نشده بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ است؛ یعنی وضعیت فاضلاب خروجی شهرک صنعتی اشتهارد چهار برابر آلاینده‌تر از فاضلاب شهری است. در کنار این امر، فاضلاب این شهرک حاوی انواع ترکیبات و مواد سمی و خطرناک آلی و معدنی است که معمولاً در فاضلاب شهری یافت نمی‌شود.»

مرتضی قاسمی، دکترای بهداشت محیط: مقدار COD طبق آزمایش انجام‌شده در آزمایشگاه معتمد دانشگاه تهران رقم هزار و ۹۰۴ میلی‌گرم در لیتر بوده است که ۱۹ برابر حد مجاز یعنی ۱۰۰ است. پارامتر یا شاخص COD یک شاخص اصلی و مادر برای شناسایی وضعیت آلایندگی فاضلاب‌های صنعتی و شهری است و به‌عنوان نمونه و این شاخص برای فاضلاب شهری خام یا تصفیه‌نشده بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ است؛ یعنی وضعیت فاضلاب خروجی شهرک صنعتی اشتهارد چهار برابر آلاینده‌تر از فاضلاب شهری است

او با بیان اینکه بحث این پساب فراتر از انجام آزمایش است، ادامه می‌دهد: «جایی که فاضلاب شهرک صنعتی اشتهارد به رودخانه شور می‌ریزد، یک نقطه مشخص و در دسترس همه است؛ یک فاضلاب سیاه بدبوی غلیظ و بسیار آلاینده که حاشیه رودخانه را پر از لجن‌های فاضلاب کرده و وضعیت بسیار وخیمی ایجاد کرده است. رود شور فراتر از آلوده بودن است و از نقطه‌ای که فاضلاب وارد می‌شود، هیچ موجود زنده‌ای در این رودخانه وجود ندارد.»  

طبق اسنادی که به‌صورت محرمانه در اختیار این رسانه قرار گرفته است، در پی آلودگی رود شور و آب‌های زیرزمینی دادگاه استان البرز احکامی را برای برخی مسئولان مرتبط با این مسئله صادر کرده است. اتهام این افراد ترک فعل و عدم اقدام و استفاده از ظرفیت‌های قانونی‌ای است که منجر به استمرار آلودگی در اثر تولید و رهاسازی پساب و فاضلاب بدون تصفیه از سوی واحدهای تولیدی آلاینده شده. دراین حکم صراحتاً قید شده که چندین سال فاضلاب و پساب صنعتی دارای آلودگی‌های میکروبی و عناصر مضر برای سفره‌های زیرزمینی آب و همچنین خاک و رواناب بدون تصفیه رهاسازی شده است. تأکید مسئولان اشتهارد بر ساخت یک تصفیه‌خانه دیگر است. موضوعی که «مجتبی عبداللهی»، استاندار البرز، به‌عنوان نماینده دولت در این استان بر آن تأکید کرده و خواستار مطالعات جدید برای احداث تصفیه‌خانه شماره ۲ با تکنولوژی‌های نوین و متناسب با تعداد واحدهای مستقر است.

فارغ از اینکه این شهرک سال‌ها قبل میلیاردها تومان هزینه برای ساخت تصفیه‌خانه‌ای داده است که عملاً کارایی ندارد و فاضلاب را به‌صورت خام تحویل می‌دهد، هیچ مقام اجرایی در این شهر درباره ادامه فرایند تخلیه چهار هزار مترمکعب پساب غیراستاندارد به رود شور اظهارنظر نکرده است. طبق اصل ۵۰ قانون جمهوری اسلامی ایران حقوق عامه مردم شهرستان اشتهارد و حتی استان‌های همجوار تحت‌الشعاع این بی‌توجهی‌ها و آثار ناشی از این تخلفات و جرایم قرار گرفته است. تبعاتی که این تخلیه بر رود شور آورده با مرگ ماهیان و محیط‌زیست آن خطه کاملاً محرز است؛ اما مشخص نیست آبی که از این طریق به تالار «مره» ریخته، در آینده چه بر سر این اکوسیستم خواهد آورد.

آینده سبز ایران در گرو کاهش گازهای گلخانه‌ای

براساس گزارش اخیر مرکز پژوهش‌های مجلس، در شاخص عملکرد محیط‌‌زیستی در سال ۲۰۲۴ رتبه ایران تا حدی بهبود یافته و از رتبه ۱۳۳ در سال ۲۰۲۲ به ۱۱۲ ارتقا پیدا کرده است. در بخش سلامت انسانی کشور ایران در زیرگروه‌های بهداشت و آب شرب و مدیریت پسماند رتبه نسبتاً مطلوب‌تری را کسب کرده، اما در فلزات سنگین(سرب) رتبه بسیار نامناسب ۱۵۶ را کسب کرده است. در این بخش، ایران وضعیت بهتری نسبت به کشورهای مصر و عربستان داشته، اما یک رتبه از ترکیه پایین‌تر است. در بخش سرزندگی بوم‌سازگان، کشور ایران صرفاً در زیرگروه شیلات رتبه مناسبی(۶۳) کسب کرده است، اما در زیرگروه کشاورزی به‌ویژه نماگر عملکرد نسبی محصول وضعیت مطلوبی ندارد. در این بخش، مصر و عربستان بالاتر از ایران هستند، اما ترکیه وضعیت مناسبی ندارد. در بخش خط‌مشی اقلیمی، ایران به‌دلایلی نظیر نرخ رشد بالای انتشار گازهای گلخانه‌ای رتبه نامناسب ۱۳۲ را کسب کرده که در مقایسه با رتبه ایران در دو بخش دیگر به‌طور معنی‌داری پایین‌تر است و همین باعث تنزل رتبه ایران در شاخص کل عملکرد محیط‌زیستی شده است.

مقایسه سرانه ردپای بوم‌شناختی و ظرفیت زیستی در بخش‌های مختلف نشان می‌دهد ایران در بخش‌های زمین زراعی و چراگاه فراتر از ظرفیت زیستی خود ردپا دارد و در مقابل در بخش ماهیگیری و جنگل کمتر از ظرفیت زیستی خود بهره‌برداری کرده است و در وضعیت پایداری قرار دارد. مقایسه نسبت ردپای بوم‌شناختی به ظرفیت زیستی بدون احتساب ردپای کربن کشورهای دیگر با ایران نشان می‌دهد ترکیه و عربستان در وضعیت ناپایدارتری در مقایسه با ایران قرار دارند، اما مصر در شرایط پایدارتری قرار دارد.

کشور ایران در شاخص رقابت‌پذیری پایدار جهانی ذیل زیرشاخص سرمایه طبیعی، رتبه نامطلوب ۱۴۶ را کسب کرده و مصر پایین‌تر از ایران قرار گرفته است. در مقابل عربستان و ترکیه با رتبه‌های ۹۷ و ۷۳ وضعیت مناســب‌تری دارند.

در شاخص عملکرد تغییراقلیم، ایران در معیارهای انتشار گازهای گلخانه‌ای، انرژی‌های تجدیدپذیر و مصرف انرژی رتبه بسیار پایین و در سیاست‌های اقلیمی رتبه پایین را کسب کرده و در مجموع رتبه کلی ایران بسیار پایین ارزیابی شده و عربستان سعودی تنها کشوری است که در این دسته‌بندی رتبه نامطلوب‌تری کسب کرده است. در مقایسه با سال گذشته، ایران توانسته توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر خود را بهبود بخشد و به همین علت، این تنها شاخصی است که ایران در آن وضعیت مناسب‌تری داشته است. در شاخص ابتکار جهانی‌ سازگاری نوتردام امتیاز آسیب‌پذیری پایین و امتیاز آمادگی بالا ایران را در ربع پایین سمت راست ماتریس شاخص قرار می‌دهد. درواقع، چالش‌های سازگاری همچنان وجود دارد، اما ایران موقعیت نسبتاً خوبی برای سازگاری دارد. عربستان سعودی و ترکیه نیز در ماتریس مشابه ایران در ربع پایین سمت راست قرار دارد؛ با این تفاوت که آمادگی مقابله بالاتری دارند و کشور مصر هرچند از منظر آسیب‌پذیری شرایطی شبیه ایران دارد، اما از منظر آمادگی به‌طور معنی‌داری پایین‌تر است و در ربع پایین سمت چپ ماتریس قرار می‌گیرد.

این گزارش درحالی منتشر شده که این مرکز پیش از این در برخی گزارش‌ها به بررسی عملکرد محیط‌زیستی ایران در سطح بین‌الملل پرداخته است. گزارش بررسی تطبیقی ساختار شاخص عملکرد محیط‌زیستی EPI در سال ۲۰۲۰ با تأکید بر جایگاه ایران به بررسی شاخص جهانی عملکرد محیط‌زیستی طی سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۰ با تمرکز بر جایگاه کشور ایران پرداخته و تغییر اجزا و مؤلفه‌های این شاخص را در دوره‌های مختلف مورد واکاوی قرار داده است. درنهایت، جایگاه ایران در گزارش‌های مربوطه طی سالیان مختلف بررسی شده و پس از استخراج نقاط ضعف در عملکرد محیط‌زیستی، پیشنهادهایی جهت ارتقای جایگاه کشور ارائه شده است. در گزارش دیگری با عنوان «بررسی شاخص‌های ملی و بین‌المللی سنجش عملکرد محیط‌زیستی و تحلیل جایگاه ایران» نیز ابتدا روش‌های مختلف ملی و بین‌المللی سنجش عملکرد محیط‌زیستی بررسی شده و سپس جایگاه ایران در شاخص‌های بین‌المللی ارزیابی شده است. در پایان این گزارش پیشنهاد شده است روش جامع ملی سنجش عملکرد محیط‌زیستی با شاخص‌هایی شفاف و سنجش‌پذیر ایجاد شود. علاوه‌براین، پیشنهاد شد سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌طور سالیانه براساس این روش ملی سنجش عملکرد، امتیاز محیط‌زیستی کشور در بخش‌های مختلف را برآورد و منتشر کند.

 

پیشرفت نسبی در برخی زمینه‌ها
بررسی و مقایسه جایگاه جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها در شاخص‌های مورد مطالعه در این پژوهش نشانگر پیشرفت نسبی در برخی زمینه‌ها نظیر جمعیت استفاده‌‌کننده از آب آشامیدنی و بهداشت، انتشار 2CO ناشی از احتراق سوخت به‌ازای کل تولید برق، سهم انرژی‌های تجدیدپذیر از کل انرژی کشور، وضعیت ذخایر آبزیان و… است. در همین راستا، اگرچه جایگاه کشور در موضوعاتی نظیر قرارگیری در معرض فلزات سنگین و خط‌مشی اقلیمی ارتقا یافته است، اما همچنان با وضع مطلوب فاصله فراوان وجود دارد. در سوی مقابل ارزیابی‌ها نشان ‌می‌دهد جایگاه کشور در بخش‌هایی نظیر کیفیت هوا، مدیریت کنترل‌شده پسماندها، مدیریت و بهره‌وری‌ منابع و تولید، جمع‌آوری، تصفیه و بازیافت فاضلاب با افت روبه‌رو بوده و نیازمند توجه بیشتر در طی ســالیان آتی‌ است. یکی از نقاط ضعف اصلی که در شاخص‌های مختلف (شاخص عملکرد محیط‌زیستی، ردپای بوم‌شناختی، عملکرد تغییراقلیم) بدان اشاره شده، انتشار بالای گازهای گلخانه‌ای در کشور و فقدان برنامه‌ریزی لازم جهت کاهش انتشار طی سالیان آتی است. سهم پایین انرژی‌های تجدیدپذیر و شدت بالای انرژی، تأثیرگذاری جدی در وضعیت انتشار کشور دارد که در شاخص‌های مدیریت و بهره‌وری منابع و شاخص عملکرد تغییراقلیم مورد توجه قرار گرفته‌اند.

در بخش سرزندگی بوم‌سازگان، کشور ایران صرفاً در زیرگروه شیلات رتبه مناسبی(۶۳) کسب کرده است، اما در زیرگروه کشاورزی به‌ویژه نماگر عملکرد نسبی محصول وضعیت مطلوبی ندارد. در این بخش، مصر و عربستان بالاتر از ایران هستند، اما ترکیه وضعیت مناسبی ندارد.

از دیگر معضلات محیط‌زیستی کشور، آلودگی‌های کلانشهرهای کشور است که وضعیت نامطلوب کشور در مقایسه با دیگر کشورها در شاخص عملکرد محیط‌زیستی به‌طور واضح نشان داده شده است. مدیریت نامناسب فاضلاب و عدم‌تصفیه و رهاسازی آن به منابع آبی کشور نیز یکی دیگر از محورهایی است که در شاخص عملکرد محیط‌زیستی وضعیت نامطلوبی دارند. در کنار این نقاط ضعف، برخی نقاط قوت محیط‌زیستی نیز وجود داشته است؛ به طورمثال، ایران در زمینه وضعیت ذخایر آبزیان با ۲۴ پله صعود به رتبه ۱۷ دنیا و رتبه نخست خاورمیانه دست یافته است.

ایران در زمینه صید ترال نیز نمره قابل‌قبولی کسب کرده است. به‌نظر می‌رسد اقداماتی نظیر ممنوعیت صید ترال که به‌واسطه تلاش‌های انجام‌گرفته در مجلس یازدهم و با همراهی و پشتیبانی دولت سیزدهم انجام شد، موجب بهبود وضعیت در این شاخص شده است.

در گزارش حاضر ضمن بررسی روش‌ها و شاخص‌های مختلف ارائه‌شده طی سالیان اخیر جهت ارزیابی عملکرد و وضعیت محیط‌زیستی کشورها، تصویری از وضعیت و جایگاه محیط‌زیست ایران در سطح جهان و منطقه مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفته است. متأسفانه به‌دلیل کمبود داده‌های متقن و عدم شفافیت، صحت‌سنجی نمره‌دهی‌های انجام‌شده در شاخص‌های بین‌المللی بااستفاده از داده‌های ملی مقدور نیست. از طرفی این احتمال وجود دارد که اطلاعات و امتیازهای ارائه‌شده در شاخص‌های بین‌المللی درباره کشور ایران با صحت و دقت کافی نباشد و چه‌بسا در برخی موارد با سوگیری همراه باشد. لذا بررسی وضعیت محیط‌زیست کشور براساس شاخص‌های بین‌المللی با هدف اطلاع و آگاهی‌ سیاستگذاران و تصمیم‌گیران گزارش حاضر نه به‌معنای تأیید کامل اینگونه امتیازدهی‌ها و رتبه‌بندی‌ها، بلکه صرفاً نسبت به روایت‌های مختلف بین‌المللی از وضعیت محیط‌زیستی کشور و شناخت دقیق‌تر نقاط قوت و ضعف محیط‌زیستی کشور است. در این شرایط انتظار می‌رود سازمان حفاظت محیط‌زیست با همکاری دستگاه‌های اجرایی و دستگاه‌های نظارتی نظیر دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور نسبت به رصد مستمر وضعیت محیط‌زیستی کشور بااستفاده از شاخص‌های کّمی و سنجش‌پذیر در قالب گزارش‌های سالیانه شفاف اقدام کند. باتوجه‌به ارزیابی شاخص‌های مورد بررسی در مطالعه حاضر، می‌توان از پارامترهایی نظیر تغییراقلیم، سلامت محیط‌زیست، سرمایه طبیعی، مدیریت و بهره‌وری منابع، ردپای بوم‌شناختی و همچنین ظرفیت زیستی به‌عنوان سنجه‌های ارزیابی وضعیت کشور استفاده کرد. در راستای تعیین نماگرهای ذیل پارامترهای اصلی فوق نیز می‌توان از نمونه‌های بین‌المللی و استماع خبرگانی در حین بهره‌مندی حداکثری از ظرفیت مراکز پژوهشی کشور استفاده کرد.

تامین آب از بیرون مرزها امید واهی است

روایت عراقچی از مذاکرات ایران و افغانستان بر سر «آب» در دولت دوازدهم

با شروع سال آبی جدید و همچنین بارش‌های قابل توجه در افغانستان یک بار دیگر موضوع عدم تامین حقابه ایران از هیرمند به میان آمده‌است.

حالا با تغییر در دستگاه دیپلماسی موفقیت در این بخش امیدوارکننده تر شده‌است. به ویژه اینکه وزیر فعلی امور خارجه پیشتر مسئولیت کمیته تخصصی آب و امنیت در مذاکرات آبی ایران و افغانستان در دوران اشرف غنی را عهده دار بود‌.

عراقچی پیشتر و پیش از تصدی‌اش در وزارت امور خارجه در مورد آخرین مذاکرات ایران با افغانستان با حاکمان پیشین این کشور به «پیام‌ما» گفته بود:

گفتیم هدف ما این است که «منازعه» بر سر آب را به «همکاری» تغییر دهیم.

اما اشرف غنی بهانه تراشید و سند همکاری را امضا نکرد تا اینکه طالبان آمدند و قدرت را از او گرفتند.

توافق شده بود معاهده هیرمند معتبر است و به شکل گذشته باید اجرا شود. پیشرفت خوبی هم در زمینه هریرود ایجاد شده بود.

این مذاکرات با شروع زمامداری دوباره طالبان بر افغانستان و پایان دولت دوازدهم بی‌دستاورد ماند.

تأمین آب از بیرون مرزها امید واهی است

استان البرز، یک ورشکسته آبی

شکل شماره ۱ شمای کلی فرونشست البرز-قزوین
شکل شماره ۱ شمای کلی فرونشست البرز-قزوین

به جوجه‌کرکس چندروزه در شکل شماره ۱ نگاه کنید. مظلوم و ناتوان به‌نظر می‌آید، اما اگر طول نوک تا دمش به ۱۱۶ کیلومتر برسد و در حال نوک زدن به محمدشهر کرج باشد چه؟ اگر پایش را روی شهر اشتهارد گذاشته باشد، باز هم می‌پندارید که بی‌آزار است؟ در شکل شماره ۱ شمایی کلی از این جوجه غول‌پیکر را می‌بینید که نوکش را تا کرج رسانده و دمش روی تاکستان قرار گرفته است. این جوجه‌کرکس، یعنی همان لکه فرونشستی البرز-قزوین، آنقدر بزرگ است که مجبوریم سر را به‌صورت مجزا از تن و گردن بررسی کنیم؛ پس ابتدا به‌سراغ فرونشست در استان البرز می‌رویم که در شکل شماره ۲ تصویر آن را می‌بینید.

شکل شماره ۲ نقشه فرونشست در استان البرز
شکل شماره ۲ نقشه فرونشست در استان البرز

فرونشست در استان البرز به‌طول ۵۰ کیلومتر از غرب کرج آغاز شده است و تا مرز غربی این استان امتداد می‌یابد. این عارضه ۸۱۶ کیلومترمربع (معادل ۱۶ درصد) از مساحت البرز را درگیر کرده است. مناطق ۳، ۴، ۵ و ۶ کرج، مهرشهر، چهارباغ، کمالشهر، تنکمان و نظرآباد درون این لکه فرونشستی هستند. در شکل شماره ۲ ملاحظه می‌شود که ۴۰ کیلومتر از خط راه‌آهن تهران-تبریز ضلع بالایی لکه را قطع کرده یا در مجاورت فرونشست قرار گرفته است. بخشی از آزادراه شهید فلاحی در شمال‌شرق و نزدیک به ۲۰ کیلومتر از آزادراه غدیر در غرب استان نیز درگیر فرونشست است. همچنین، گفتنی است که از شهر اشتهارد به‌سمت غرب در امتداد جاده اشتهارد-بوئین‌زهرا و نیز دنباله لکه فرونشستی تهران که وارد شرق استان البرز شده و ماهدشت را در بر گرفته، درگیر فرونشست است (در شکل شماره ۱ ببینید).

نواحی داخلی لکه به‌رنگ آبی مشخص شده است که یعنی بیش از ۱۰ سانتی‌متر در سال فرونشست دارد. البته این عارضه در مناطقی از البرز مثل سرخاب، احمدآباد اعتمادالدوله، قاسم‌آباد کوچک، فیروزآباد، قره‌قباد و نمکلان به ۲۹ سانتی‌متر در سال هم می‌رسد که این مناطق را در جایگاه سوم از نظر شدت فرونشست در کل ایران قرار می‌دهد. مهرشهر، چهارباغ، رامجین و تنکمان نیز فرونشست بالای ۲۰ سانتی‌متر در سال را تجربه می‌کنند. در شکل شماره ۲ می‌توان ملاحظه کرد که رنگ‌ها در لبه‌های لکه به رنگ نارنجی مایل شده‌اند که یعنی هرچه به لبه‌ها نزدیک‌تر می‌شویم، اندازه فرونشست کمتر می‌شود. اما این تغییر رنگ‌‌ها به‌معنای افزایش گرادیان (اختلاف شدت فرونشست) نیز هست. همانطور که در نقشه می‌بینید، موقعیت مکانی بخشی از راه‌آهن تهران-تبریز (حدود ۱۹ کیلومتر) و آزادراه غدیر روی نواحی با گرادیان فرونشستی بالا قرار دارد که یعنی ریسک تخریب، شکست و ترک‌خوردگی بناها و زیرساخت‌ها بیشتر است. در نقشه شماره ۲، فرودگاه بین‌المللی پیام را نیز می‌بینیم که جایی بین دو فرونشست تهران و البرز واقع شده است.

در نقشه شماره ۲ مکان دو سد امیرکبیر و طالقان جانمایی شده است. الگویی که در گزارش‌های پیشین درباره مشاهده لکه‌های فرونشستی در پایین‌دست سدها و آب‌بندها بیان شده بود، اینجا برای این دو سد نیز قابل مشاهده است. پیشتر در گزارش مربوط به فرونشست تهران درباره ارتباط سد امیرکبیر با فرونشست غرب تهران و ارتباط سد ماملو با فرونشست دشت ورامین توضیحاتی ارائه دادیم و اکنون باز هم یک لکه فرونشستی بزرگ را در استان البرز ملاحظه می‌کنیم که در پایین‌دست سد و دریاچه طالقان پدید آمده است. این سه سد و فرونشست‌های پایین‌دست آنان را می‌توانید در شکل شماره ۴ ببینید.

شکل شماره۳ موقعیت فرونشست‌ها و سدهای بالادست
شکل شماره۳ موقعیت فرونشست‌ها و سدهای بالادست

براساس برآوردهای حاصل از داده‌های فرونشست زمین در ایران که در مقاله‌ای با عنوان «کشف اثرات کاهش سطح سفره‌های آب زیرزمینی: تحلیل سنجش از دور فرونشست زمین در ایران» در نشریۀ علمی ساینس ادونسز (Science Advances) منتشر شد، با وجود اینکه استان خراسان‌رضوی با کاهش حدود ۳۸۰ میلیون مترمکعب در سال آب زیرزمینی، رتبه نخست ایران را در تنش آبی و نابودی منابع آب زیرزمینی در اختیار دارد، اگر میزان از دست رفتن منابع آب زیرزمینی را برحسب مساحت استان‌ها محاسبه کنیم، استان البرز صاحب رتبه نخست ورشکستگی آبی در کشور خواهد شد. براساس آمار اعلامی شرکت مدیریت منابع آب ایران در سال ۱۴۰۳، تعداد ۱۹ هزار و ۹۷۸ حلقه چاه در استان البرز به‌ ثبت رسیده است.

همچنین براساس این مقاله حداقل ۱۴ میلیون نفر از مردم ایران به‌نوعی در معرض خطرهای مستقیم‎ ناشی از فرونشست زمین هستند. در این میان حدود یک میلیون نفر در مناطق با گرادیان فرونشست بالا زندگی می‌کنند که خطرات ناشی از فرونشست بیشتر است. حدود ۹۵ درصد از این جمعیت در استان‌های تهران، البرز، فارس، خراسان‌رضوی و کرمان هستند. استان البرز از این نظر نیز جزو استان‌های پرخطر کشور محسوب می‌شود.