بایگانی
ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر ایران از یک هزار و ۳۰۰ مگاوات عبور کرد
ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر کشور تا آخر مهرماه امسال به یک هزار و ۳۱۷.۱۲ مگاوات رسید. وزارت نیرو در دولت چهاردهم بر اساس سیاستهای این دولت مصمم به توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر است. برایناساس اقدامهای زیادی برای تحقق این هدف برنامهریزی کرده است. از طرف دیگر هم مسعود پزشکیان رئیسجمهوری بر ضرورت رفع موانع توسعه استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر تأکید کرده است.
بر اساس تازهترین آمار منتشر شده از سوی سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری برق ایران ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر کشور در پایان مهرماه امسال به یک هزار و ۳۱۷.۱۲ مگاوات افزایشیافته است. اکنون انرژیهای تجدیدپذیر ایران شامل خورشیدی، بادی، برقآبی کوچک، توربین انبساطی و زیستتوده است. در این میان انرژی خورشیدی با ۶۰۸.۰۳ مگاوات سهمی ۶۰ درصدی در سبد انرژیهای تجدیدپذیر دارد. بعد از آن انرژی بادی با ۳۷۶.۳ مگاوات سهمی ۲۹ درصدی به خود اختصاص داده است.
سهم نیروگاههای برقآبی کوچک با ۱۰۳.۷۳ مگاوات هشت درصد از مجموع کل انرژیهای تجدیدپذیر را دارد. نیروگاههای زیستتوده نیز با ۲۲.۱۳ مگاوات سهمی ۲ درصدی در سبد انرژیهای تجدیدپذیر را به خود اختصاص داده است. سهم نیروگاههای توربین انبساطی هم با ۹.۶ مگاوات یک درصد است. ۳۰ آبانماه امسال محسن طرز طلب معاون وزیر نیرو گفت: سه هزار و ۵۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر تا اوج بار سال آینده در مدار شبکه سراسری برق قرار میگیرد.
هالیوود همیشه بهعنوان سرزمین رؤیاها شناخته شده است؛ جایی که بزرگترین داستانها و جذابترین تصاویر خلق میشوند، اما پشت پرده این دنیای پرزرقوبرق، با مشکلات زیستمحیطی قابلتوجهی مواجه بوده است: دکورهای عظیم، سفرهای پرهزینه، مصرف انرژی بالا و کوهی از زبالهها و درست به همین دلیل، ستارگان سینما اینبار نهفقط جلوی دوربین بلکه پشت صحنه نیز به کمک زمین آمدهاند و انقلاب سبز در هالیوود آغاز شده و این صنعت را به یکی از الهامبخشترین حامیان محیطزیست تبدیل کرده است.
نور، دوربین، سیاره زمین!
ساخت یک فیلم چیزی فراتر از خلق صحنههای زیباست و پشت آن، انرژی، منابع و هزینههای سنگینی وجود دارد. از چراغهایی که شبانهروز میدرخشند تا غذاهایی که برای صدها نفر تهیه میشود، ردپای کربنی سینما بهشدت قابلتوجه است. اما حالا، استودیوهای بزرگ تصمیم گرفتهاند این چرخه را تغییر دهند.
وارنر برادرز، یونیورسال و دیزنی، همگی برنامههایی برای کاهش ضایعات، استفاده از انرژیهای پاک و اجرای سیستمهای بازیافت معرفی کردهاند. یکی از موفقترین نمونهها تولید فیلم «دنیای ژوراسیک: قلمرو» بود که توانست با مدیریت درست، تولید زبالهاش را نزدیک به صفر برساند.
دکورهای دوستدار محیطزیست: آیندهای پایدار برای صحنههای فیلمبرداری
اگر تابهحال به ساخت دکور فیلمها فکر کرده باشید، میدانید که بسیاری از این سازههای عظیم پس از اتمام پروژه دور ریخته میشوند، اما حالا بااستفاده از دکورهای مدولار و قابلاستفاده مجدد، استودیوها هزینهها را کاهش و زمین را نجات میدهند. سریال «مندلورین» که دنیای فضاییاش را با فناوری LED و صحنههای مجازی ساخت، نشان داد که حتی جلوههای بصری شگفتانگیز نیز میتوانند کمترین اثر مخرب را داشته باشند.
مد و طراحی صحنه با رنگوبوی پایداری
لباسها و وسایل صحنه همیشه یکی از منابع بزرگ اتلاف بودهاند، اما اکنون طراحان لباس بهسراغ استفاده از مواد بازیافتی، قطعات قدیمی، یا حتی اجاره لباسها میروند. مارول در «انتقامجویان: پایان بازی» از مواد بازیافتی برای طراحی لباسهایش استفاده کرد. علاوهبراین، وسایل بلااستفاده صحنه و لباسها اغلب به خیریهها اهدا میشوند یا برای استفاده در پروژههای آینده ذخیره میشوند.
مکانهای فیلمبرداری پایدار: تغییر مسیر سینما
فیلمبرداری در مکانهای واقعی همیشه هزینههای زیستمحیطی بالایی داشته است؛ از سفرهای طولانی تا مصرف سوخت، اما استودیوها حالا با انتخاب مکانهای پایدار یا جبران انتشار کربن از طریق پروژههای جنگلکاری تأثیر خود را کاهش میدهند.
همچنین، فناوریهای تولید از راه دور که در دوران کووید-۱۹ رایج شد، این امکان را فراهم کردهاند که تیمهای فیلمسازی بدون نیاز به سفرهای بیپایان، همکاری کنند. پایان پلاستیکهای یکبارمصرف در صحنهها
بطریهای پلاستیکی و ظروف یکبارمصرف همیشه در صحنههای فیلمبرداری وجود داشتهاند، اما حالا نتفلیکس و HBO استفاده از این مواد را ممنوع کردهاند و بطریهای قابلاستفاده مجدد و ایستگاههای پر کردن آب، جایگزین آنها شدهاند.
پذیراییهای سبز: غذاهایی که زمین را نجات میدهند
پذیرایی برای عوامل فیلمبرداری اگرچه ضروری است، اما میتواند منبع بزرگی از ضایعات باشد و به همین دلیل، بسیاری از پروژهها با همکاری مزارع محلی و استفاده از مواد تجدیدپذیر، ضایعات خود را کاهش دادهاند. تولیدات بازیهای گرسنگی از این روشها استفاده کردند و تأثیر مثبتی بر جامعه محلی و محیطزیست گذاشتند.
هالیوود با مدال سبز!
حالا پایداری به یک معیار مهم در هالیوود تبدیل شده است. انجمن تولیدکنندگان آمریکا (PGA) به پروژههایی که استانداردهای زیستمحیطی را رعایت کنند، گواهی Green Seal اعطا میکند. فیلمهایی مانند «زنان کوچک» و «یک روز زیبا در محله»، هر دو بهدلیل تلاشهای سبز خود شناخته شدهاند.
همچنین، ائتلافهایی مانند اتحاد تولید پایدار (SPA) که شامل استودیوهایی چون نتفلیکس و آمازون است، در تلاشند تا روشهای پایدار را در سراسر صنعت استاندارد کنند.
مخاطبان در نقش قهرمانان محیطزیست
یکی از دلایل اصلی این تغییرات، تقاضای روبهرشد مخاطبان برای سرگرمیهای سازگار با محیطزیست است. امروزه، مصرفکنندگان از برندهایی حمایت میکنند که با ارزشهایشان همسو باشند و سینما نیز از این قاعده مستثنا نیست.
آیندهای سبز برای سینمای جهان
با وجود پیشرفتهای شگرف، هنوز راه زیادی باقی است. سفرهای بینالمللی و فناوریهای پرمصرف همچنان چالشهایی برای این صنعت هستند. اما نوآوری در زمینه انرژیهای پاک، تولیدات مجازی، و جبران کربن، آیندهای روشنتر را نوید میدهد.
انقلاب سبز در هالیوود تنها یک تغییر نیست؛ این حرکت، پیامی است به تمام جهان که سرگرمی میتواند بدون آسیب رساندن به زمین، زیبا باشد. با پیشرفت این جنبش، هالیوود میتواند الگویی برای تمام صنایع شود و ثابت کند که حفظ محیطزیست، بخشی جداییناپذیر از داستانهای شگفتانگیزی است که همه دوست داریم به تماشا بنشینیم. این انقلاب نهتنها جادوی سینما را زنده نگه میدارد، بلکه به ما نشان میدهد که زمین نیز ستاره اصلی این داستان است.
ساخت نیروگاه برای استخراج «رمز ارز»
باتوجهبه افزایش تقاضای مصرف برق در کشور و از سوی دیگر محدودیتهایی که در حوزه تأمین سوخت نیروگاهی وجود دارد، از توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر میتوان بهعنوان فرصتی بینظیر برای تنوعبخشی به سبد تولید انرژی برق در ایران یاد کرد. اگرچه در دهههای گذشته بهدلیل حاکم بودن اقتصاد یارانهای در صنعت برق و سرکوب قیمت فروش برق تولیدی، عملاً توسعه انرژیهای تجدیدپذیر جذابیتی برای بخش خصوصی نداشت و به همین دلیل، توسعه این نوع انرژی در ایران پیشرفت قابلتوجهی نیافت، اما در سالهای اخیر اتخاذ تدابیر ویژه در حوزه جذاب کردن اقتصاد صنعت برق و نیز اصلاح قوانین سبب شده است سرمایهگذاری در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر از جذابیتهای کافی برای ورود بخش خصوصی برخوردار شود.
عرضه تابلوی برق سبز
وبسایت خبری وزارت نیرو (پاون) با انتشار گزارشی در مورد برنامههای وزارت نیرو نوشت: «یکی از مهمترین گامهای وزارت نیرو در راستای ترغیب و ایجاد انگیزه برای مشارکت بخش خصوصی، تعاونی و سرمایههای خرد مردمی در صنعت برق تجدیدپذیر، تعریف «تابلو برق سبز» در بورس انرژی است که در چارچوب دستورالعمل «نحوه توسعه معاملات برق در بورس انرژی» ابلاغ شده است، اقدامی که روند اجرای آن با تصویب ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانشبنیان تسریع یافت. مطابق این قانون صنایع با قدرت مصرف بیشتر از یک مگاوات موظفند معادل یک درصد از برق مورد نیاز سالانه خود را از طریق احداث نیروگاههای تجدیدپذیر تأمین کنند و این میزان را در پایان سال پنجم حداقل به پنج درصد برسانند.»
براساس «دستورالعمل عرضه و تبادل برق تجدیدپذیر در بورس انرژی» تمامی سرمایهگذاران دارای قرارداد با ساتبا میتوانند مطابق با ضوابط و مقررات تعیینشده، برق خود را در بورس انرژی به فروش برسانند.
انجام معاملات از طریق تابلو برق سبز از ابتدای خرداد ۱۴۰۲ آغاز شد و مطابق بررسیهای انجامشده حجم انرژی مبادلهشده در تابلوی سبز بورس انرژی ۷۷۸ میلیون کیلووات ساعت به ارزش ۲۷ هزار و ۳۰۰ میلیارد ریال بوده است.
ساخت نیروگاههای خورشیدی
استفاده از سازوکار اجرایی ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید بهمنظور پرداخت و سود سرمایهگذاران از محل سوخت صرفهجوییشده، یکی دیگر از ظرفیتهای قابلاستفاده است که وزارت نیرو از آن بهمنظور تسهیل سرمایهگذاری و توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر و پاک استفاده میکند. پاون نوشت: «براساس این دستورکار که احداث شش هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی را هدفگذاری کرده است، سرمایهگذاران حقوقی پس از ارزیابی کیفی در فرایند مناقصهای وارد میشوند که سقف نرخ آن ۶.۹ سنت دلار بهازای هر کیلووات ساعت است که در مدت شش سال به سرمایهگذاران پرداخت میشود. همچنین، درصورت درخواست سرمایهگذار، امکان دریافت کل ارزش سوخت صرفهجوییشده طی مدت چهار سال در ازای ارائه تضامین لازم امکانپذیر است و پس از طی دوره ششساله، سرمایهگذار میتواند از برق تولیدی خود مطابق مقررات جاری وزارت نیرو منتفع شود. از طریق اجرای این مدل توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و بعد از برگزاری پنج مرحله مناقصه تاکنون قرارداد سه هزار و ۹۰۱ مگاوات در ۱۲۲ ساختگاه منعقد شده که از این بین ۶۳.۱۱ مگاوات در ۱۴ ساختگاه به بهرهبرداری رسیده است.»
نیروگاههای بادی
دولت مکلف است به سرمایهگذارانی که کالا یا خدمات ارائهشده آنها منجر به صرفهجویی سوخت میشود، میزان سوخت صرفهجوییشده را تا سقف اصل و سود سرمایهگذاری پرداخت کند. طبق این گزارش ساخت سه هزار مگاوات نیروگاه بادی هدفگذاری شده است که مطابق آن سرمایهگذاران حقوقی پس از ارزیابی کیفی در فرایند مناقصهای وارد میشوند که سقف نرخ آن ۹.۵ سنت دلار بهازای هر کیلووات ساعت است و برای مدت ۴.۵ سال به سرمایهگذاران پرداخت میشود. در این مدل امکان فروش همزمان برق تولیدی در تابلوی سبز بورس انرژی از ابتدای بهرهبرداری امکانپذیر است.»
وزارت نیرو برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر جذب مشارکت صنایع پرمصرف برای احداث نیروگاه تجدیدپذیر از طریق اجرای مدل تهاتر برق صنایع را مد نظر قرار داده است: «براساس این مدل سرمایهگذاری صنایعی که اقدام به احداث نیروگاه تجدیدپذیر در هر نقطه از کشور کنند، به میزان برق تولیدی نیروگاه، در بازه زمانی ۸ تا ۲۴ ساعت (بنا به درخواست صنعت)، برق هموار در نقطه مصرف دریافت خواهند کرد که این برق مشمول قطع و محدودیت شبکه نخواهد شد.»
افزونبر روشهایی که اشاره شد، متقاضیان حقیقی و حقوقی دارای زمین شخصی یا دارای زمین در شهرکهای صنعتی نیز میتوانند براساس آییننامه اجرایی ماده ۶۱ قانون اصلاح الگوی مصرف انرژی اقدام به احداث نیروگاه خورشیدی تا دو برابر ظرفیت انشعاب تا سقف ۲۰۰ کیلووات و فاقد انشعاب حداکثر تا سقف سه مگاوات کنند. دراینباره تفاهمنامهای با سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران، برنامه خرید تضمینی برق نیروگاههای انشعابی تجدیدپذیر احداثشده بر روی انشعاب واحدهای موجود مستقر در شهرکها و نواحی صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی تحتپوشش سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران منعقد شده است.
شهرک تخصصی خورشیدی
احداث شهرک تخصصی خورشیدی یکی دیگر از دستورکارهای وزارت نیرو در این حوزه است که با هدف کاهش هزینههای سرمایهگذاری در احداث نیروگاههای خورشیدی، تسهیل در روند احداث این قبیل نیروگاهها در مناطق دارای پتانسیل، ایجاد زیرساختهای متناسب با سطح خدمات مورد نیاز و تخصیص اراضی با حداقل هزینه جهت ترغیب سرمایهگذاران در جریان است: «سرمایهگذارن بخش خصوصی میتوانند نسبت به احداث نیروگاه خورشیدی تا سقف سه مگاوات در شهرک تخصصی خورشیدی اقدام کنند و ساتبا با عقد قرارداد خرید تضمینی ۲۰ساله، برق تولیدی این نیروگاه را با نرخ ابلاغی که مشمول تعدیل نیز است، خریداری خواهد کرد. در راستای پیشبرد هرچه بهتر این مدل توسعهای نیز تفاهمنامهای چهارجانبه فیمابین استانداریها، سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی، شرکتهای برق منطقهای و ساتبا منعقد شده است تا شرایط و زیرساختهای لازم جهت ایجاد شهرکهای تخصصی خورشیدی در هر استان را مهیا کنند.»
صادرات برق
از دیگر مدلهایی که وزارت نیرو برای ترغیب سرمایهگذاری در بخش تجدیدپذیرها در دستورکار قرار داده است، احداث نیروگاه تجدیدپذیر با هدف صادرات برق است که بهمنظور اجرای وظایف قانونی وزارت نیرو و تحقق ظرفیتهای کشور در تولید برق، درآمدزایی، افزایش امنیت انرژی و توسعه ظرفیت تبادلات برونمرزی و افزایش سهم کشور در تأمین انرژی منطقهای دنبال میشود: «دستورکاری که با رویکرد سهگانه استفاده از ظرفیت خطوط موجود، توسعه خطوط صادراتی و ایجاد بازار منطقهای برق در بورس انرژی اجرایی میشود و بر این اساس، سرمایهگذار احداثکننده نیروگاه، مجاز به صادرات برق تولیدی مطابق با پروفایل بار صادراتی در هشت ماه غیرگرم و متعهد به فروش کل برق تولیدی در چهار ماه گرم سال (ابتدای خرداد تا انتهای شهریور) به شبکه سراسری کشور است.»
نیروگاه مقیاس کوچک
یکی دیگر از پروژههای توسعهای وزارت نیرو در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، طرح توانمندسازی اقشار کمبرخوردار از طریق توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس است.
براساس این طرح و درصورت وجود منابع کافی، پیشبینی میشود مجموعاً دو هزار و ۷۵۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر مقیاس کوچک طی پنج سال از طریق احداث سامانه خورشیدی پنج کیلوواتی به بهرهبرداری برسد، طرحی که در آن و با هدف ایجاد درآمد پایدار برای خانوادههای کمبضاعت، نرخ خرید تضمینی از این نیروگاه به میزان ۲۶ درصد نسبت به نیروگاههای مشابه بالاتر است.
زمانی سفر نهفقط جابهجایی از نقطهای به نقطهای دیگر که قصهای بود پر از دشواری و رنج، پر از روزهای بلند و شبهای بیپایان. سفر، نبردی بود با زمان، جغرافیا و حتی خویشتن، راهی بود برای پختگی، تجربهای بود که با عبور از سختیها و مصائب راه، به انبان آدمها اضافه میشد. سفر در روزگاران دور کار هرکسی نبود. جادهها شبیه به معماهایی پیچیده بودند. سفر شجاعت میطلبید و توان مواجهه با خطرات و گذر از سختیها. امروز اما سفر یک داستان نرم و روان است که فناوری آن را برایمان نقل میکند. این راویِ همیشه همراه؛ آنقدر به تاروپود زندگی بشر تنیده شده که گریزی از آن نیست. امروز دیگر نه نقشهها و راهها حکم معماهای پیچیده را دارند و نه خطرها در پس هر پیچ به کمین نشستهاند. کافی است به پلتفرمها، هوش مصنوعی و اینترنت اشیا اعتماد کنیم، سفر به همین سادگی شروع شده است. سفر دیگر نه یک نبرد، که رقصی است میان خیال و واقعیت، گام اول آن هم ورود به دنیایی است که بهراحتی در دستان ما جا میگیرد.
ناگفته پیداست که با پررنگ شدن نقش فناوری در زندگی امروز، شکل سفرها بهطور چشمگیری تغییر خواهد کرد و بهسمت هوشمند شدن پیش خواهد رفت. با پیشرفت فناوریهای نوین از هوش مصنوعی و اینترنت اشیا تا خودروهای خودران، دیگر مسافران برای برنامهریزی سفر یا مشکلات پیشبینینشده نگرانی ندارند. هر سفر به یک تجربه یکپارچه تبدیل میشود و اپلیکیشنهای هوشمند مسیرها را براساس علایق و نیازهای شخصی مسافران پیشنهاد میدهند. تجربههای سفر بااستفاده از واقعیت افزوده و مجازی غنیتر میشوند. خودروهای خودران و حملونقل عمومی هوشمند، جابهجاییها را سریعتر و راحتتر میکنند و بلاکچین امنیت تراکنشها را به بالاترین حد میرسانند. درنهایت، آینده سفرها دیگر تنها به مقصد محدود نیست.
هوشمندی در سفر
سفر با کمک پلتفرمها در آینده بهطور چشمگیری متحول میشود. سرعت این تحول بهاندازهای است که نمیتوان بهطور دقیق پیشبینی کرد که الگوی سفر در یک بازه زمانی یکساله تا چه اندازه تحتتأثیر آن قرار خواهد گرفت. اما آنچه مسلم است، این است که سفر در آینده نزدیک، شخصیتر، آسانتر و هوشمندتر خواهد بود. هوش مصنوعی میتواند در شخصیسازی سفرها نقش پررنگی داشته باشد. پلتفرمهای مبتنیبر AI براساس علایق مسافران، تاریخچه سفر و حتی انتشار تجربیات آنها بر بستر شبکههای اجتماعی و سایتهای مرتبط با سفر، بودجه، زمان در دسترس و شرایط آبوهوایی، بهترین گزینهها را پیشنهاد دهند.
قصه به همینجا ختم نمیشود، یکی از مهمترین چالشهای مسافران بهویژه در سفر به کشوری دیگر، مسئله برقراری ارتباط با شهروندان آن کشور و ناآشنایی با زبان آنهاست؛ هوش مصنوعی این مانع را هم از سر راه مسافران برداشته است. AI میتواند این مشکل را با ارائه ترجمههای دقیق و آنی حل کند. ابزارهای ترجمه خودکار این امکان را فراهم میکنند که مسافران در تمام نقاط دنیا بهراحتی با افراد محلی ارتباط برقرار کنند. ضمن اینکه چتباتها و دستیاران هوشمند مبتنیبر هوش مصنوعی، به مسافران کمک میکنند تا در هر زمان از سفر سؤالات خود را در هر زمینهای مطرح و پاسخ آن را در لحظه دریافت کنند.
بیاعتبار شدن محدودیتها
یکی از تحولات مهم در دنیای سفر آینده، استفاده از واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) است. مسافران میتوانند قبل از عزیمت به یک مقصد بااستفاده از فناوری به مقصد سفر کنند و بعد درصورتیکه جذابیتهای مورد نظر خود را در آن پیدا کردند، برای تجربه ملموس به آن سفر کنند. البته این امکان برای کسانی که فرصت یا شرایط سفر به برخی نقاط دنیا را ندارند هم تجربه ناب و منحصربهفردی است. بسیاری از علاقهمندان به سفر یا بازدید از موزهها، جزو مخاطبان پروپاقرص تورهای مجازی موزههای بزرگ دنیا و یا مقاصد شگفتانگیزی مثل ماچوپیچو و یا اهرام مصر هستند.
سفرهای دوستدار محیطزیست
با افزایش توجه به مسائل زیستمحیطی، و تشدید نگرانیها در مورد تغییراقلیم و گرمایش زمین، در دنیای فناوری هم توجه ویژهای به موضوع حفاظت از محیطزیست شده است. براین اساس، پلتفرمها میتوانند به مسافران این امکان را بدهند که سفرهایی سازگار با محیطزیست برنامهریزی کنند. بهطور مثال پلتفرمها گزینههای حملونقل سبز مانند قطار یا اتوبوسهای برقی یا هتلها و اقامتگاههایی را که از منابع انرژی تجدیدپذیر استفاده میکنند و با اصول گردشگری سبز انطباق دارند، پیشنهاد میدهند.
فناوری در مقاصد گردشگری هم میتواند به یاری مدیران اقامتگاه یا تاسیسات گردشگری بیاید. از جمله اینکه با کمک پلتفرمها میتوان اقداماتی در زمینه مدیریت آب و انرژی انجام داد. بهینهسازی مصرف انرژی از طریق تنظیم دما بهطور خودکار براساس حضور یا عدم حضور مهمانان، استفاده از نورپردازی و سیستمهای تهویه مطبوع هوشمند که تنها زمانی روشن میشوند که به آنها نیاز است و موارد دیگری ازایندست که در برخی مراکز گردشگری دنیا تجربه شده و مورد استقبال قرار گرفته است. بهطورکلی در آینده AI میتواند بیشتر از امروز به مسافران و فعالان صنعت گردشگری کمک کند تا تجربههای بهتری در سفر داشته باشند و درعینحال به حفظ منابعطبیعی و کاهش اثرات منفی سفر بر محیطزیست کمک کنند.
بهرهگیری از فناوری در سفر نیازمند توسعه زیرساختهای اینترنت و سهولت دسترسی به آن در تمام مناطق دنیا دارد. موضوعی که در کشور ما با چالشهای جدی مواجه است.
گردشگری ایران و راهی که تا بهرهگیری از فناوری دارد
بهرغم اینکه ایدههای خلاقانهای در حوزه فناوریهای سفر در کشور ارائه میشود، ضعف زیرساختها از طرفی و نبود حمایتهای لازم برای اجرایی شدن این ایدهها از سوی دیگر، مانع از تجربه بهرهگیری از فناوری در بخش گردشگری ایران شده است. در شرایطی که این بخش سالهاست در رکودی اجباری فرو رفته است، اما بهرهگیری از فناوری بهویژه در حوزه بازاریابی و مدیریت مقصد میتواند تا حدودی این رخوت را در بخش گردشگری ایران کمرنگ کند.
یکی از بزرگترین مشکلات زیرساختی در ایران، دسترسی به اینترنت پرسرعت و پایدار است. در برخی مناطق، بهویژه شهرهای کوچک یا مناطق روستایی، اینترنت با سرعت و کیفیت مناسب در دسترس نیست. این محدودیت میتواند استفاده از اپلیکیشنهای گردشگری، رزرو آنلاین هتل و بلیت، یا خدمات مبتنیبر واقعیت افزوده و مجازی را برای مسافران دشوار کند. درحالیکه بسیاری از مسئولان حوزه گردشگری از تلاش برای جذب گردشگران خارجی میگویند و در راستای تحقق این هدف فمتورهایی برای بلاگرها برگزار میکنند، هنوز ضروریترین نیاز گردشگران که دسترسی سریع و آسان به اینترنت است، در برخی مراکز و جاذبههای گردشگری بهشکل مطلوب امکانپذیر نیست. راهکار دولت قبل برای ارائه سیمکارت گردشگری بدون فیلتر هم بدون توجه به زیرساختهای موجود ارائه شد و پیشنهادی بود که درنهایت در میان اختلافنظرهای بینبخشی به فراموشی سپرده شد. اما متولیان گردشگری باید به این نکته توجه داشته باشند که دسترسی به اینترنت نیازی نیست که تنها بتوان برای گردشگران ورودی آن را به رسمیت شناخت و نسبت به نیاز گردشگران داخلی در این زمینه، بیتوجه بود. نقش فناوری در آینده گردشگری جهان موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت یا انکار کرد.
تلهکابین، کوه دراک را میبلعد
«سید ابراهیم حسینی»، رئیس شورای شهر شیراز، در روزهای اخیر و در حاشیه بازدید از محل احداث تلهکابین شیراز با بیان اینکه بخش عمده مسیر تلهکابین بدون مشکل پیش میرود، گفت: «ایستگاه سوم بهدلیل مسائل مربوط به منابعطبیعی و محیطزیست با برخی موانع مواجه شده است، اما شهرداری شیراز در تلاش است تا با همکاری سازمانهای مرتبط، مجوزهای لازم را اخذ کند. باتوجهبه بازدید انجامشده و گفتوگوهایی که با کارشناسان و مسئولان ذیربط صورت گرفت، بهنظر میرسد موانع اجرای این پروژه بزرگ فرهنگی و ورزشی تا حد زیادی برطرف شده است و مردم شیراز در آیندهای نزدیک میتوانند از این پروژه لذت ببرند.»
«مصطفی کیانی»، رئیس کمیسیون شهرسازی، معماری و هوشمندسازی شورای اسلامی شهر شیراز، هم در حاشیه این بازدید با ابراز امیدواری نسبت به بهرهبرداری هرچه سریعتر این پروژه گفت: «در این بازدید میدانی که با حضور مدیران حوزه سرمایهگذاری، معاونت عمران و خدمات شهری، دستگاههای نظارتی همچون ادارهکل منابعطبیعی، محیطزیست و جهادکشاورزی و همچنین دادستانی کل استان فارس انجام شد، روند پیشرفت پروژه تلهکابین و رفع موانع احتمالی مورد بررسی قرار گرفت. این پروژه نهتنها برای آرامش مردم شهر شیراز بلکه برای استفاده عموم مردم ایران و گردشگران خارجی نیز احداث میشود.» این صحبتها باتوجهبه نداشتن مجوزهای لازم این طرح حالا نگرانی مضاعفی برای فعالان و مخالفان این پروژه بهوجود آورده است.
اصرار به تخریب غیرقانونی کوهستان در شیراز
«بهمن ایزدی»، فعال محیطزیست، از جمله کسانی است که از ابتدای راهاندازی این طرح درباره تبعات آن هشدار داد. او از صد هزار میلیاردی شهرداری شیراز میگوید که در بیلبوردهای شهری به تبلیغ آن پرداختهاند و عنوان طرح تفریحی و گردشگری به آن دادهاند. این طرح عمدتاً در مناطق شمالغرب شیراز است، یعنی مناطقی که به ریه شهر معروفاند و آبخوانهای مهم جلگه شیراز در ارتفاعات آن مناطق قرار دارند. «متأسفانه شهرداری شیراز عمدتاً درباره اجرای طرحهای تفریحی-عمرانی فراقانونی عمل میکند و توجهی به اخذ مجوز از سایر دستگاههای ذیربط مثل منابعطبیعی، آب یا محیطزیست ندارد. طرح لبخند هم از جمله طرحهای بدون مجوزی است که بزرگترین آکواریوم و پارک آبی در محدوده شمالغرب شیراز و در پارک ۰ ۵۸ هکتاری در کوهپایه دراک ساخته شده و ایستگاه اصلی تلهکابین هم در همین منطقه ساخته خواهد شد. این ساختوساز یکی از مهمترین دغدغههای کنشگران، علاقمندان به طبیعت و جامعه ورزش کوهنوردی استان فارس و همچنین جامعه علمی شیراز است. در اولین اقدام ارتفاعات سه هزار متری کوهستان دراک را با ماشینآلات سنگین تخریب کرده و رویشگاههای گیاهی و زیستگاههای جانوران آن منطقه را از بین بردهاند.»
بهگفته او، با مخالفت فعالان محیطزیست، برگزاری تجمعات و نامهنگاری به مسئولان استانی و کشوری از قبیل ریاست دادگستری فارس، دادستانی و بازرسی و سایر نهادهای ذیربط موجب شد درنهایت ادارهکل منابعطبیعی که درباره این تخریبها ساکت بود، واکنش نشان دهد. «به منطقه خسارتدیده رفتند و جلوی ماشینآلات سنگینی را که درحال تخریب و جادهکشی در ارتفاعات مرتفع دراک بودند، گرفتند؛ اما پس از مدت کوتاهی با سهلانگاری و ترک فعل مدیران سازمان منابعطبیعی آبخیزداری استان فارس، ماشینآلات سنگین مجدداً شروع به جادهکشی کردند و دامنه تخریب را حتی تا مناطق صعبالعبور بردند. اینبار بعد از اعتراضات مردمی و کنشگران محیطزیست به مراجع قضائی، مرجع قضائی دخالت کرد و مجدداً جلوی فعالیت در ارتفاعات گرفته شد».
ایزدی میگوید در ادامه پیگیری، با مداخله جدی بخش قضائی استان در ۱۶ آبان کنشگران محیطزیست و جامعه علمی شیراز در دفتر نایبرئیس شورای شهر شیراز اعتراض خود به تصرفات و تخریبهای غیرقانونی شهرداری شیراز و شورای شهر را مطرح کردند، اما درنهایت هیچ پاسخ منطقی و قانعکنندهای نسبت به حرکات مخرب شهرداری نگرفتند.«اهمیت موضوع اما باعث شد در ۲۷ آبان نماینده دادستان فارس و قضات مربوطه و برخی از مسئولان شهر شیراز و اعضای شورای شهر از منطقه بازدید کنند و از نزدیک تبعات کار را ببینند. درنهایت مقرر شد شهرداری از هرگونه عملیات اجرایی در ارتفاعات دست بکشد تا سازمان منابعطبیعی و سازمان حفاظت محیطزیست با ارائه نظرات هیئتعلمی نظرشان را درباره جانمایی به بخش قضائی بدهند. این درحالیاست که رئیسجمهور محترم نیز بر حفظ منابعطبیعی و محیطزیست هم در شعارهای تبلیغاتی و هم در ماههای اخیر بسیار تأکید داشته و آن را جزو شاخصهای توسعه دانسته است. حال این سؤال پیش میآید که چرا شهرداری شیراز و شورای شهر بدون توجه به عرایض و برنامههای عالیترین مقام اجرای کشور با بهانه ایجاد اماکن گردشگری و یا توسعه اقتصادی مبادرت به حرکات غیرقانونی با تخریب سرزمینهای ارزشمندی کرده است که هیچوقت این تخریب و این خسران قابلجبران نیست و چرا بدون توجه به توان اکولوژیک سرزمین و رعایت الزامات محیطزیست بهصورت یکسویه و فراقانونی عمل میکند؟»
بهگفته این فعال محیطزیست، در برنامههای توسعه شهر شیراز برنامه آمایش سرزمین بهدرستی لحاظ نشده و ارزیابیهای محیطزیست جدی گرفته نمیشود و همچنین، گوش شنوایی برای نصایح و گفتههای علمی وجود ندارد. «شهرداری و شورای شهر شیراز باید جوابگوی تخریبی که بر فراز حساسترین آبخوان دراک انجام شده و رویشگاهها را از بین برده است و زیستگاه را از نابود کرده، باشند. بزرگترین و مهمترین آبخوان شهر شیراز «کوه دراک» محل تغذیه حداقل ۱۱ حلقه چاه عمیق در دامنهاش است و آب باکیفیت آشامیدنی بخشی از شهر شیراز را تأمین میکند. ازاینرو، کمترین خسارت به ارتفاعات این کوه باعث آلودگی چاههای آب شرب انسانی مناطق مسکونی میشود. برخی از مسئولان شورای شهر عنوان کردهاند که اجرای تلهکابین «پروژه بزرگ فرهنگی و ورزشی است»، درصورتیکه این پروژه نه فرهنگی است و نه ورزشی. این پروژه صرفاً تفریحی چه پویایی فرهنگی ایجاد میکند؟ از دیرباز ارتفاعات دراک محل صعود کوهنوردان حرفهای بوده و موقعیت صخرههای مرتفع آن، رشته ورزشی سنگنوردی را تسهیل کرده است و از دل همین کوه دراک بهترین سنگنوردان و قهرمان سنگنوردی آسیا را پرورش داده است. اصل مسئله تخریب مناطق مرتفع و ارزشمند است که با بیاعتنایی مسئولان شورای شهر و شهرداری شیراز به موازین قانونی انجام شده است. متخلفین با بزرگنمایی آن پروژه و عنوان سایر موضوعات غیرمرتبط سعی در انحراف اذهان عمومی و بیاحترامی به حقوق شهروندی با لاپوشانی تخلفات جبرانناپذیر خود میکنند.»
ایزدی همچنین به آخرین نامه ادارهکل محیطزیست استان فارس هم اشاره میکند و میگوید: «محیطزیست در تاریخ ۲۸ شهریور امسال بهطور کتبی تخلفات صورتگرفته در منطقه دراک را به شهرداری شیراز اعلام کرده و اخطار داده که پروژه پارک ۵۸۰ هکتاری واقع در دامنه کوه دراک مشمول ارزیابی اثرات زیستمحیطی در مرحله امکانسنجی و مکانیابی و فاقد گزارش ارزیابی اثرات زیستمحیطی و مجوز از این ادارهکل است. بنابراین، احداث هرگونه ابنیه و تأسیسات مرتبط با این پروژه مورد تأیید این ادارهکل نیست.»
شهرداری آدرس غلط میدهد
«در پنجم آذر سال جاری استانداری فارس خطاب به رئیس شورای شهر، شهرداری شیراز و سایر مسئولان ذیربط و دادستانی فارس درباره ادامه عملیات تخریب پروژه تلهکابین در ارتفاعات دراک باتوجهبه عدم وجود ارزیابی محیطزیست، خواهان بررسی موضوع و ارائه گزارش کارشناسی جهت استاندار فارس شده است. طرح هیچ پیوست محیطزیستی ندارد و در آخرین حضورم در اداره محیطزیست، آنها به من گفتند که شهرداری مطالعات محیطزیستی ندارد و ۱۵۰ مشاور برای این طرح را به شهرداری معرفی کردهاند تا قرارداد ببندند.» اینها گفتههای «آناهیتا نیکنام»، عضو انجمن محیطزیستی سبزگامان، است که در ماههای اخیر بارها به ادارات و سازمانهای مربوطه مراجعه کرده است. او که بههمراه جمعی دیگر از فعالان در روزهای اخیر جلسهای در شورای شهر داشته، معتقد است یکی از دلایل عدم پاسخگویی شهرداری به فعالان، نداشتن همین مجوز بوده است. «شهرداری تمام مدت گفته ما طرح را در کمیسیونی در استانداری یا شورا مصوب کردیم که هیچکدام پاسخ مناسبی برای نداشتن گزارش ارزیابی اثرات محیطزیستی نیست. ضمن اینکه در ابتدا چند نقطه برای ساخت تلهکابین تعیین شده بود و وقتی پرسیدم چرا در نقاط دیگر که آسیب کمتر بوده، طرح را اجرا نکردید؟ گفتند فرمانداری اینطور گفته. بنابراین، با وجود شروع فعالیت در کوه دراک و حضور این تعداد ماشین سنگین، شهرداری مجوز محیطزیست را نداشته است.»
بهگفته نیکنام، محل احداث تلهکابین در محدوده شهری شیراز بر سازند گچ نادیده گرفته شده، آنهم در نقطهای که رویشگاه و زیستگاه غنی انواع گیاهان اندمیک (منحصربهفرد و بومی شیراز) و همینطور گونههای مختلف جانوری است. «پروژههای اینچنینی علاوهبر بههم ریختن نظام آب منطقه که مسئله بحرانی فعلی ما است، میتواند دراک را تبدیل به منبع جدید ریزگرد کند. همچنین، اضافه شدن صدها تن زباله به عرصه دراک ناشی از افزایش تراکم حضور افراد، عبورومرور خودرو و انسان موضوعی غیرقابلانکار است و ساخت تلهکابین میتواند تهدیدی برای فعالیت برخی دامداران سنتی موجود در پهنه دراک هم باشد.»
«منع خشونت علیه زنان» شفاف رفت، مبهم ماند
لایحه پس از تغییرات ابهام دارد
اشرف گرامیزادگان در بخشی از سخنان خود درباره اهداف لایحه، تغییرات صورتگرفته در آن و علل به تصویب نرسیدنش گفت: «عنوان این لایحه را تغییر دادند و کلمه «آسیب» را جایگزین «خشونت» کردند. بهعبارتی کلمه خشونت را تقلیل دادند. این درحالیاست که خشونت یک مفهوم گسترده است و در سازمانهای بینالمللی تعریف مشخصی دارد. طی این مدت، این لایحه چهار بار دستبهدست شده و حتی حوزه مشهد هم در مورد آن اظهارنظر کرده است. من بصراحت بهعنوان یک حقوقدان میگویم ما آن لایحهای را قبول داریم که بهعنوان تأمین امنیت زنان در برابر خشونت بود. چرا؟ چون دو موضوع جالب داشت؛ یکی اینکه عنوانش خشونت بود و دوم آنکه تعریفی از خشونت ارائه داده بود.
مخالفان، این لایحه را مخل ارکان خانواده میدانند. شما اهدافی را که در این لایحه تصریح شده، مورد توجه قرار دهید و ببینید آیا ممکن است چنین لایحهای مخل ارکان خانواده باشد؟ ترویج هنجارهای مبتنیبر عدالت و نفی تبعیض، ترویج شاخصهای دادرسی منصفانه، حفاظت از کیان خانواده و ارتقای سلامت آن، تأمین امنیت و صیانت از امنیت زنان از جرائم خشونتآمیز علیه زنان، حمایت از زنان خشونتدیده یا در معرض خشونت، افزایش سطح آگاهی عمومی نسبت به پدیده خشونت علیه زنان و راههای کنترل آن، ترویج و قانونمند کردن آموزشهای اختصاصی برای مأمورین نهادهای عمومی در زمینه خشونت علیه زنان؛ کجای این اهدافی که تعریف میکند، خلاف کیان خانواده است؟ پس معلوم است متأسفانه نگرشهای ذهنی بیماری وجود دارد که همیشه میخواهند ما زنان عقبتر از آنها باشیم و نتوانیم کاری انجام دهیم و حقمان را بگیریم.»
طیبه سیاوشی نیز در بخشی از صحبتهای خود از ناکافی بودن قوانین حمایتی از زنان گفت. او معتقد است تغییراتی که در لایحه ابتدایی منع خشونت علیه زنان به وقوع پیوسته، روندهای قانونی را که در آن وضع شده، دچار ابهاماتی ساخته است: «متأسفانه در کشورمان بحث ولی قهری هنوز حتی بهشکل حداقلی هم حلوفصل نشده است. بحث خشونت خانگی عام است و علل و عوامل متعددی دارد. سنتهای فرهنگی و قوانین تبعیضآمیز موجود، باورهای مقوم فرهنگ مردسالاری، برخی تفاسیر سنتی (مانند اینکه با لباس سفید به خانه بخت میروی و با لباس سفید برمیگردی) و … زمینهساز خشونت و توجیه برخی قتلها از جمله قتلهای ناموسی در کشور میشود. یکسری قوانین و حمایتهای اجتماعی در کشور ما وجود دارد، ولی برای جلوگیری از خشونت خانگی علیه زنان کافی نبوده و بسیار ضعیف هستند. همین مسئله هم باعث تشدید خشونت خانگی علیه زنان میشود. لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت که بحث آن از دولت دهم شروع شد، مجموعهای از قوانین حمایتی، پیشگیرانه و کیفری را در بر میگیرد که هدفش کاهش خشونت علیه زنان و حمایت از حقوق آنان است و تلاش میکند مشکلات مرتبط با انواع خشونت و بهویژه خشونت خانگی را بهنوعی حل کند. برخی اقدامات حمایتی مثل مستندسازی آسیبها توسط مراکز درمانی، مداخله مددکاران اجتماعی و مباحث اینچنینی در این لایحه دیده شده است، ولی بهدلیل تغییراتی که در لایحه ابتدایی انجام شده، در تمام این روندهای قانونی بههرحال ابهاماتی وجود دارد. به همین دلیل، گفته میشود که صراحت کافی برای مقابله با خشونت خانگی در این لایحه دیده نشده است.»
تصویب قوانین خاص منجر به کاهش خشونت علیه زنان میشود
شهیندخت مولاوردی هم در این نشست با تأکید بر این نکته که در خشونتورزی علیه زنان دیگر چهاردیواری اختیاری نیست، گفت: «در گزارش اخیر نهاد زنان ملل متحد که در آستانه روز جهانی منع خشونت علیه زنان منتشر شد، بهوضوح آمده خشونت علیه زنان در کشورهایی که در این زمینه قوانین خاص دارند، شدت و فراوانی کمتری نسبت به کشورهایی دارد که در این زمینه قانون خاص ندارند.
ما بحث خانههای امن را پیش از این لایحه و در دولت اصلاحات هم داشتیم. یکی از دلایل مخالفت از همان ابتدا این بود که میگفتند چه دلیلی دارد که زن، شب بیرون از خانه باشد که به خانه امن برود، اصلاً دلیلی ندارد و همینها منجر به فروپاشی خانواده میشود. همین تصورها دلیل مخالفت است. درحالیکه بهگمانم در ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی که ۷۰ سال پیش نوشته شده، داریم که اگر احتمال ضرر جانی و مالی وجود داشته باشد، زن میتواند مسکن علیحده داشته باشد و دور از آن کسی که این ضرر را میخواهد به او برساند، زندگی کند؛ یعنی دادگاه و قانون این اجازه را داده است. بنابراین، ما این مبناها را هم در قانون داریم و امیدواریم که این بحثها به پیشبرد روند قانونشدن لایحه کمک کند. حسن لایحه منع خشونت این است که ما چون از همان ابتدا مجموعه تدابیر را در نظر گرفته بودیم، مواردی چون آیین دادرسی ویژه و رسیدگی خارج از نوبت به این موارد هم در آن دیده شده است. این لایحه بسیار جامع بود و تنها به چند بند و ماده محدود نیست. اینهایی که بیان شد، بخش کوچکی از این لایحه است. ما در آن تدابیر آموزشی و تقسیم کاری را درنظر گرفتهایم که فقط بین دستگاههای اجرایی و قضایی محدود نمانده است و به همافزایی میان نهادهای فرهنگی و آموزشی و رسانهها در این زمینه منجر خواهد شد.»
معصومه ابتکار نیز به استدلالهای بیپشتوانه مخالفان لایحهای که امضای رئیسجمهور و رئیس قوهقضائیه وقت را داشت، اشاره کرد: «نخست اینکه ادعا میشود ما در حوزه حمایت از زنان بهاندازه کافی قانون داریم. این درحالیاست که به تشخیص حقوقدانان و افراد متخصص در این حوزه، ما بهاندازه لازم در حوزه زنان قانون حمایتکننده نداریم. ضرورت دارد که در ابعاد مختلف قانون حمایتگر از زنان به تصویب برسد. مطلب دومی که مطرح میکنند، این است که این قانون مخل ارکان و تحکیم خانواده است. این درحالیاست که بارها توضیح دادیم که این قانون، تحکیم خانواده را در بر دارد و کمک میکند خانواده ایرانی مستحکم شود. مطلب سومی هم که بعضاً مطرح میکنند، بحث ولایت قهری همسر است که متأسفانه با یک زاویهدید انحرافی (از دید بسیاری از صاحبنظران و علما) مطرح میشود. این مسئله در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان هم یکبار مطرح بود. بههرحال، نوع تفسیری که از این موضوع انجام میشود، نمیتواند مخل هویت مستقل زنان باشد. دسته دیگری از منتقدان معتقدند که با این قانون زنها پررو میشوند و قدرتشان زیاد میشود که نوعی نگاه عوامانه به این مسئله دارند. این درحالیاست که سند پشتیبان در مورد همه این مباحث پاسخ داده است. بارها و بارها سعی کردیم در ارتباط با این موضوعات، توضیحات لازم را بدهیم. آمار نشان میدهد که ما باید مثل کشورهای دیگر برای بحث خشونت علیه زنان قانون داشته باشیم.»
شما هم در روز جمعه سیاه (Black Friday) خرید میکنید؟ از روز “چیزی نخرید” (Buy Nothing) خبر دارید؟ نمیگیم در دریای تخفیفها چیزی نخرید، اما این ویدیو رو هم از دست ندید.
تدوین: ساغر کوهستانی
چهارماه بلاتکلیفی ستاد احیای دریاچه ارومیه
پنجم آذرماه ۱۴۰۳ دقیقاً چهارماه از تاریخ انتصاب معاون اول رئیسجمهور میگذرد و به موجب حکم پایدار از زمان تشکیل کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه، مسئولیت این کارگروه نیز به ایشان محول شد.
بنابر آنکه ریاست دولت چهاردهم همواره خود یکی از منتقدان نحوه عملکرد دولت قبلی در خصوص احیای دریاچه ارومیه بوده، انتظار میرفت به محض در اختیار گرفتن دولت (مشابه اقدام حسن روحانی) اولین جلسه دولت خود را به تصمیمگیری برای دریاچه ارومیه اختصاص میداد.
جهت یادآوری به بخشی از گفتگوی مسعود پزشکیان در ۸ آبان ۱۴۰۲ با خبرگزاری خانه ملت مراجعه میکنیم:
« با مدیریت حاضر امیدی به احیای دریاچه ارومیه و زندگی دوباره آن نیست، تصریح کرد: ما همیشه منتظر میمانیم مشکل ایجاد و تبدیل به بحران شود سپس به دنبال راه حل خواهیم بود بی تردید چنین امری ممکن نخواهد بود تا زمانی که موضوعات را قربانی مسائل سیاسی کنیم و مدیران ناکارآمد که علم موضوعی را ندارند بر سرکار بیاوریم روز به روز نه تنها بر گسترش مشکلات دامن زده میشود بلکه شاهد بحرانی شدن اتفاقات هم خواهیم بود.»
ولی آنطور که از محتوای اطلاعرسانی شده توسط پایگاه اطلاعرسانی دولت از تصمیمات دومین جلسه این کارگروه به ریاست آقای عارف در ۵ آذر ۱۴۰۳ بر میآید، همچنان ریاست کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه بعد از گذشت چهارماه حتی قادر به تصمیمگیری برای انتخاب دبیر این کارگروه نیست و حتی برای آن نیز دو هفته دیگر زمان خریده است. وی باز هم صرفاً به جمله کلیشهای: « احیای دریاچه ارومیه یک طرح فراملی و حیثیتی است» همانند جلسه قبلی در ۱۸ مهر بسنده کرد.
در حالی که بنا بر اطلاعات وضعیت دریاچه ارومیه تراز این دریاچه طی همین چهارماه گذشته از عمر دولت چهاردهم، ۳۵ سانتیمتر دیگر کاهش یافته و بنا بر تصاویر ماهوارهای فقط لکه به وسعت ۶ درصد دریاچه ارومیه باقی مانده است.
چشمان نگران دوستداران دریاچه ارومیه همچنان باید دو هفته دیگر هم به اتاق جلسات معاون اول رییسجمهور دوخته باشد تا ببیند آیا اینبار دیگر لااقل انتخاب دبیر این کارگروه تعیین تکلیف خواهد شد یا خیر؟
ساختمان سینما عصر جدید برای فروش گذاشته شده است. کدام علاقه مند به سینما و فیلم است که از این سالن خاطره نداشته باشد اما به گفته مدیر آن، دیگر کسی رغبتی به تماشای فیلم در سینماهای قدیمی ندارد. در این ویدیو داستان سینما عصر جدید را تا به امروز دنبال کردیم
تدوین: ساغر کوهستانی
جادوی تجدیدپذیرها در عصر ناترازی برق
شاید به همین دلیل است که انرژیهای تجدیدپذیر و توسعه آن موردتوجه جدی دولت چهاردهم قرار دارد. بههر حال این موضوع راهی مطمئن برای غلبه بر ناترازیهای برق است؛ موضوعی که همه کارشناسان بر آن صحه گذاشتهاند وبه یکی از برنامههای مهم دولت بدل شده است. بر همین اساس در همان هفتههای نخست آغاز به کار دولت چهاردهم، «محمدرضا عارف» معاون اول رئیسجمهوری در جلسهای بر تشکیل کارگروهی برای رفع موانع توسعه انرژیهای تجدیدپذیر تأکید کرد. همچنین مسعود پزشکیان رئیسجمهوری نیز همواره بر تلاش برای توسعه استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر تأکید کرده است.د در همین زمینه هم در هفتههای اخیر عباس علیآبادی وزیر نیرو بهتازگی هم با تأیید وجود ناترازی شدید در بخش برق، گفته است که توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر با نگاه ملی و یکپارچه به حوزه انرژی و باهدف کاهش ناترازی در اولویت است.
او ضمن تأیید ناترازی برق گفته است که این ناترازی که اکنون بسیار بزرگ شده، به دلایل مختلفی بروز کرده و تقریباً همه شئون و ساحتهای اقتصاد و صنعت و رفاه را تحتتأثیر منفی قرار داده است.
وزیر نیرو به تلاش دولت برای کاستن از میزان ناترازی فعلی اشاره کرده و گفته است که اگر در طول دولت چهاردهم بتوانیم برنامهها را مطابق اهداف انجام داده و به وضعیت مطلوب برسانیم، کاهش ناترازی ممکن خواهد شد.
او یکی از اقدامها برای رفع ناترازی که در اولویت قرار دارد را توسعه ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر دانسته و گفته توسعه تجدیدپذیرها مانع ناترازی در دیگر حوزههای انرژی خواهد بود.
علی شبنورد، مدیرکل دفتر نظارت بر احداث و تولید نیروگاههای سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری برق ایران، هم یکی از محوریترین برنامههای سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری برق در راستای سیاست اصلی دولت چهاردهم را تمرکز بر احداث نیروگاههای تجدیدپذیر باهدف رفع بخشی از ناترازی برق در کشور دانسته است
او ظرفیت تجدیدپذیرهای در حال بهرهبرداری را یک هزار و ۳۷۱ مگاوات دانسته که فقط در آبانماه، به واسطه ریلگذاریهای مناسب در این حوزه، ظرفیت ۵۳ مگاوات از طرحهای ماده ۱۲، بورس انرژی، ماده ۶۱ و تهاتر برق صنایع در پنج واحد نیروگاهی در پنج استان کشور به بهرهبرداری رسیده است که معادل مصرف ماهانه شهری با جمعیت ۱۰۰ هزار نفر مانند مسجدسلیمان، ابهر و رباطکریم است و این افزایش ظرفیت معادل حداقل نیمی از افزایش سالانه ظرفیت در سنوات گذشته بوده است.
شبنورد خاطرنشان میکند که ظرفیت ماهانه نیروگاههای کوچکمقیاس به هشت تا ۱۰ مگاوات و نیروگاههای بزرگمقیاس به بیش از ۵۰ مگاوات رسیده است. او از برنامه فعلی برای توسعه ظرفیت نیروگاهی کشور، ارتقای ظرفیت تجدیدپذیرها به ۱۲ هزار مگاوات در یک بازه ۴ساله و رسیدن از ظرفیت ۱۲۲۴ مگاوات در شروع به کار دولت چهاردهم به بیش از ۱۰ هزار مگاوات توان اسمی تولید برق تجدیدپذیر خبر داده که بیانگر آن است که مجموعاً زمینه توسعه ۱۰ برابری تولید برق تجدیدپذیر مهیا خواهد شد.
گفتنی است که تاکنون برای ظرفیتی بیش از ۱۵ هزار مگاوات نیروگاه پروانه احداث صادر شده که ۱۰ هزار مگاوات با مبادله قرارداد و اخذ ضمانتنامه اجرا در برنامه احداث قرار گرفتند و همه این نیروگاهها در مراحل پیشبرد و احداث به سر میبرند.
احداث هشت هزار و ۵۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی با استفاده از ظرفیت ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید، احداث یک هزار و ۵۷۰ مگاوات نیروگاه بادی با استفاده از ظرفیت ماده ۱۲، ساخت سه هزار و ۷۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر با مشارکت صنایع بزرگ پرمصرف، توسعه یک هزار و ۸۰۰ مگاواتی نیروگاههای تجدیدپذیر در قالب طرح «تابلو سبز بورس انرژی»، توسعه ۴۰۰ مگاواتی نیروگاههای تجدیدپذیر با استفاده از ظرفیت ماده ۶۱ قانون اصلاح الگاو مصرف، ظرفیتهایی است که با استفاده از مدلهای سرمایهگذاری متنوع و جذاب در حوزه تجدیدپذیر ایجاد شده است.
همچنین «سید حمید حسینی» سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفت، گاز و پتروشیمی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را راهکاری برای غلبه بر ناترازی انرژی دانست و ادامه داد: باید بهسرعت در این زمینه اقدام کرد.
اکنون تلاش برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر بهعنوان راهکار غلبه بر ناترازی برق مورد توجه جدی قرار گرفته است.
در همین رابطه سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفت، گاز و پتروشیمی گفته: بهمنظور کاهش و رفع ناترازی برق باید به سمت استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر حرکت کنیم.
«سید حمید حسینی» افزود: باید بهجای سرمایهگذاری در احداث نیروگاههای حرارتی، برای ساخت نیروگاههای تجدیدپذیر سرمایهگذاری انجام شود.
او رفتن به سمت توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر بهترین اقدامی دانسته که برای کاهش و رفع ناترازی برق میتوان انجام داد.
به نظر میرسد که توجه جدی به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بهعنوان یکی از مهمترین اقدامات دولت، میتواند گامی مؤثر در راستای تأمین نیازهای انرژی کشور و بهبود شرایط فعلی باشد.
از کارخانه کابل سازی تا مرکز فرهنگی
بندر سوکیبل (Savkable Port) در سن پترزبورگ روسیه داستان جالبی دارد که افشین امیرشاهی سردبیر روزنامه، آن را با ما در میان گذاشته است.
تدوین: ساغر کوهستانی
چگونه نظام اقتصادی، تغییرات اقلیمی را تشدید کرده است؟
کتاب «این همه چیز را تغییر میدهد: سرمایهداری در برابر اقلیم» نوشته نائومی کلاین، اثری است که درک ما از بحران اقلیمی و ارتباط آن با نظام اقتصادی جهانی را دگرگون میکند. کلاین، نویسندهای که بهخوبی دغدغههای زیستمحیطی و عدالت اجتماعی را در آثار خود به تصویر کشیده است، در این کتاب با نگاهی انتقادی و موشکافانه به ساختارهای سرمایهداری، توضیح میدهد که چگونه این نظام اقتصادی تغییرات اقلیمی را تشدید کرده و مانعی بزرگ بر سر راه حل بحران جهانی شده است.
کمی درباره نویسنده
نائومی کلاین، نویسنده، فعال اجتماعی و فیلمساز کانادایی است که به تحلیلهای سیاسی خود و حمایت از اکوفمینیسم، عدالت اقلیمی و نقد جهانیسازی و سرمایهداری شناخته میشود. او از سال ۲۰۲۱ بهعنوان استاد عدالت اقلیمی در دانشگاه بریتیش کلمبیا فعالیت میکند و از بنیانگذاران مرکز عدالت اقلیمی است.
کلاین با انتشار کتاب «بدون لوگو» که نقدی بر جهانیسازی و سلطه برندها است، به شهرت رسید. او سپس با مستند «تسخیر» درباره کارگران خودگردان در آرژانتین که به همراه همسرش ساخت، توجه بیشتری را به خود جلب کرد. در ادامه، کتاب «دکترین شوک»، با تحلیل تاریخ اقتصاد نئولیبرالی، موقعیت او را در حوزه نقد اجتماعی تثبیت کرد. کتاب «این همه چیز را تغییر میدهد: سرمایهداری در برابر اقلیم» که در فهرست پرفروشترینهای نیویورک تایمز قرار گرفت، موفق به دریافت جایزه هیلاری وستون شد.
کلاین در کتاب «این همه چیز را تغییر میدهد: سرمایهداری در برابر اقلیم» بهوضوح نشان میدهد که بحران اقلیمی نتیجه مستقیم نظام سرمایهداری و تمرکز آن بر رشد بیپایان اقتصادی است. او معتقد است که سرمایهداری با تکیه بر مصرفگرایی، استخراج بیرویه منابع طبیعی و انتشار گسترده گازهای گلخانهای، محیط زیست را به مرز نابودی رسانده است.
در قلب این بحران، باور به «رشد بیپایان» نهفته است. نظام اقتصادی سرمایهداری از رشد بهعنوان معیاری برای موفقیت استفاده میکند و همین امر باعث میشود که منابع طبیعی، بدون توجه به محدودیتهای آن، مورد بهرهبرداری قرار گیرد. او بیان میکند که اگر بخواهیم از این بحران عبور کنیم، باید این ایده را که رشد اقتصادی بیپایان امکانپذیر است، به چالش بکشیم.
عدالت اجتماعی و تاثیرات نامتقارن تغییرات اقلیمی
یکی از بخشهای مهم کتاب، بررسی تاثیرات نامتقارن تغییرات اقلیمی بر جوامع مختلف است. کلاین توضیح میدهد که کشورهای فقیر و مناطق آسیبپذیر، با وجود نقش کمرنگشان در تولید آلایندهها، بیشترین آسیب را از بحران اقلیمی متحمل میشوند.
برای مثال، طوفانها، خشکسالیها و افزایش سطح دریاها بهطور مستقیم زندگی میلیونها نفر را در کشورهای در حال توسعه تهدید میکند. کلاین معتقد است که مقابله با تغییرات اقلیمی فقط به معنای کاهش انتشار گازهای گلخانهای نیست، بلکه باید به نابرابریهای اجتماعی نیز رسیدگی شود.
نقش انرژیهای تجدیدپذیر
یکی از راهکارهای کلیدی که کلاین در کتاب خود پیشنهاد میدهد، گذار به انرژیهای تجدیدپذیر است. او بر این باور است که سوختهای فسیلی، بهعنوان یکی از بزرگترین عوامل گرمایش جهانی، باید با منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر جایگزین شوند.
این گذار انرژی نهتنها به کاهش انتشار گازهای گلخانهای کمک میکند، بلکه میتواند فرصتهای شغلی جدیدی ایجاد کرده و اقتصادهای محلی را تقویت کند. او به نمونههایی از پروژههای انرژی پاک در جوامع مختلف اشاره میکند که با موفقیت توانستهاند تحولات مثبتی را به ارمغان بیاورند.
کلاین در کتاب خود به اهمیت جنبشهای مردمی برای مقابله با تغییرات اقلیمی میپردازد. او معتقد است که دولتها و شرکتهای بزرگ، به دلیل منافع اقتصادی، اغلب تمایلی به ایجاد تغییرات واقعی ندارند و این وظیفه مردم است که با مشارکت فعال و فشار بر نهادهای قدرت، مسیر را برای تغییر هموار کنند.
کلاین به جنبشهای زیستمحیطی موفقی اشاره میکند که توانستهاند پروژههای مخرب مانند استخراج نفت و گاز یا ساخت سدهای بزرگ را متوقف کنند. او از خوانندگان میخواهد که به این جنبشها بپیوندند و نقش خود را در ایجاد آیندهای پایدار ایفا کنند.
یکی از نکات فراموش نشدنی کتاب، تحلیل کلاین از نقش دولتها و سیاستگذاریها در تشدید یا کاهش بحران اقلیمی است. او به این موضوع اشاره میکند که بسیاری از دولتها، علیرغم تعهدات بینالمللی، همچنان به حمایت از صنایع آلاینده ادامه میدهند.
برای مثال، کلاین به یارانههای دولتی برای سوختهای فسیلی اشاره میکند و بیان میکند که این سیاستها تغییرات اقلیمی را تشدید میکند و سرمایهگذاری در انرژیهای پاک را نیز به حاشیه میبرد. او از دولتها میخواهد که بهجای حمایت از صنایع مخرب، به سمت سیاستهایی حرکت کنند که توسعه پایدار و عدالت اجتماعی را تقویت کند.
کلاین در کنار ارائه راهکارها، به چالشهای موجود در مسیر مقابله با تغییرات اقلیمی نیز اشاره میکند. او بیان میکند که تغییر نظام اقتصادی و گذار به انرژیهای تجدیدپذیر، نیازمند اراده سیاسی، سرمایهگذاری بلندمدت و مشارکت همهجانبه است.
همچنین، او به مقاومت شرکتهای بزرگ سوخت فسیلی و لابیهای سیاسی اشاره میکند که از تغییر وضعیت موجود جلوگیری میکنند. این شرکتها با استفاده از قدرت مالی و نفوذ خود، تلاش میکنند تا افکار عمومی را منحرف کرده و سیاستهای زیستمحیطی را تضعیف کنند. «این همه چیز را تغییر میدهد» کتابی است که هر فرد علاقهمند به محیط زیست و عدالت اجتماعی باید بخواند. پیام اصلی کلاین این است که بحران اقلیمی فرصتی است برای بازنگری در نظامهای اقتصادی و اجتماعی و حرکت به سمت آیندهای پایدارتر و عادلانهتر.
