بایگانی
حادثههای طبیعی در کمین پایتخت
تهران در منطقهای واقع شده است که در معرض سوانح طبیعی مختلف، در درجه اول زلزله، بعد سیل و رویدادهای مرتبط با آلودگی هوا قرار دارد. درک اینکه چه تعداد سوانح طبیعی باعث وقفه در روند زندگی و کار در تهران شده است، مستلزم بررسی دقیق دادههای تاریخی و رویدادهای اخیر است. تهران بر رو و در نزدیکی چندین روند گسل فعال اصلی قرار دارد. از سوی دیگر تصور میشود در بخشهای جنوبی و غربی تهران حداقل یک روند گسل بنیادی بهصورت پنهان و در زیر آبرفتهاست. این موضوع بههمراه سابقه لرزهخیزی، تهران را بهویژه در برابر فعالیتهای لرزهای آسیبپذیر میکند. مهمترین زمینلرزه تاریخ معاصر در نزدیکی تهران زلزله بویینزهرا با بزرگای ۷.۲ در ۱۰ شهریور ۱۳۴۲ بوده که تهران را نیز در فاصله حدود ۱۵۰ کیلومتری شرق کانون لرزاند که اثرات مخربی را نیز بعضاً در جنوب تهران آن روزگار برجای گذاشت. زلزلههای کوچکتر اغلب در حوالی تهران رخ میدهند -مانند زلزله ملارد با بزرگای ۵.۰ در ۲۹ آذر ۱۳۹۶ که موجب اختلال در تهران نیز شد. سابقه لرزهخیزی تهران نشان میدهد در پهنه پیرامون تهران میتوان انتظار داشت که سالانه حدود دو زمینلرزه با بزرگای ۴ یا بیشتر رخ دهد. طبیعی است که بسیاری از این زمینلرزهها جزئی هستند و آسیب یا اختلال قابلتوجهی ایجاد نمیکنند، ولی گاه مانند زلزله ملارد در ۲۹ آذر ۱۳۹۶ میتوانند منجر به تخلیه موقت و تشدید اضطراب در بین ساکنان شوند. زمینلرزههای بزرگ میتوانند بهطور بالقوه زیرساختها را مختل کنند.
سیل یکی دیگر از سوانح طبیعی است که تهران را بهطور متناوب تحتتأثیر قرار داده است. بارندگی شدید میتواند منجر به سیل ناگهانی در مناطق شهری بهدلیل سیستمهای زهکشی نامناسب شود. در فروردین ۱۳۹۸ بارانهای شدید باعث جاری شدن سیل شدید در نقاطی از ایران، از جمله مناطق اطراف تهران شد. این اتفاق منجر به بسته شدن جادهها و وقفه در فعالیتهای روزانه برای چند روز شد. تغییراقلیم موجب شده است حوادث سیل در دو دهه گذشته مکرر و شدیدتر گزارش شود. یکی از مرگبارترین حوادث سیل تهران در تاریخ ایران در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۳۳ رخ داد. این سیل فاجعهبار منجر به تلفات تخمینی بین دو هزار تا ۱۰ هزار نفر شد. این سیلاب بهعنوان یکی از برترین رویدادهای جهان از نظر اقلیمی در قرن بیستم است. سیل عمدتاً ناشی از بارندگی شدید بود که سامانه رودخانهای و قابلیتهای زهکشی منطقه را تحتتأثیر قرار داد. نیویورک تایمز گزارش داد که حدود دو هزار نفر در مدت کوتاهی پس از این رویداد، جان خود را از دست دادهاند؛ اگرچه تخمینهای بعدی تعداد بیشتری از تلفات را نشان داد. ۵۸ سال بعد سیلاب امامزاده داوود در ۷ مرداد ۱۴۰۱ با ۲۴ کشته مجدداً یادآور این حادثه تلخ در استان تهران شد.
در سه دهه اخیر آلودگی هوا که یک سانحه طبیعی مانند زلزله یا سیل نیست، بهویژه در نیمه دوم سال به رویدادهای مخرب محیطزیستی تبدیل شده است که بر سلامت عمومی و زندگی روزمره در تهران اثر میگذارد، و برآورد میشود بهطور متوسط سالانه بیش از چهار هزار نفر در تهران و پیرامون آن در اثر آلودگی هوا میمیرند. در طول ماههای زمستان وارونگی دما آلایندهها را نزدیک زمین به دام میاندازد که منجر به سطوح خطرناک کیفیت هوا میشود و فعالیتهای خارج از منزل را مختل میکند. سازمان بهداشت جهانی (WHO) گزارش داده است آلودگی هوا بهطور قابلتوجهی به مشکلات بهداشتی در جمعیت شهری مانند تهران دامن میزند. آلودگی هوا سالانه تعداد قابلتوجهی از مرگومیرهای زودرس را بهدنبال دارد. در سال ۱۴۰۰، شش هزار و ۳۹۸ نفر بر اثر آلودگی هوا در تهران جان خود را از دست دادند. این آمار هشداردهنده تأثیر شدید کیفیت بد هوا بر سلامت ساکنان شهر را برجسته میکند. عوامل اصلی در این نرخ بالای مرگومیر شامل سوزاندن سوختهای مازوت با گوگرد بالا و سوختهای دیزل غیراستاندارد در نیروگاهها و وسایل نقلیه است که بهطور قابلتوجهی سطوح آلایندههای مضر مانند ذرات معلق (PM10)، دیاکسید گوگرد (SO2) و دیاکسید نیتروژن (NO2). معاونت بهداشت و تغییراقلیم وزارت بهداشت اعلام کرد تقریباً ۱۴ درصد از مرگومیرهای طبیعی در ایران به آلودگی هوا نسبت داده میشود و این امر بر نقش حیاتی آن بهعنوان یک خطر برای سلامت عمومی تأکید دارد. اولین گام شامل جمعآوری دادههای کیفیت هوا از ایستگاههای پایش در سراسر تهران است. این شامل اندازهگیری آلایندههایی مانند ذرات معلق (PM10 و PM2.5)، دیاکسید نیتروژن (NO2)، دیاکسید گوگرد (SO2) و ازن (O3) است.
آمار سلامت: دادهها در مورد میزان مرگومیر و علل مرگومیر از ادارات بهداشت برای درک میزان مرگومیر پایه در جمعیت بسیار مهم است. محققان سطوح غلظت آلایندههای مختلف را در طول زمان تجزیه و تحلیل میکنند تا میانگین سطوح قرار گرفتن در معرض جمعیتهای مختلف در تهران را تعیین کنند. این اغلب شامل سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای نقشهبرداری نقاط حساس آلودگی و ارتباط آنها با دادههای جمعیتی است.
در سده ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ تهران و استانهای همجوار آن (البرز، مرکزی، قزوین و قم) با ۲۸ سانحه طبیعی که مهمترین آنها سیل و زلزله بوده، تحتتأثیر قرار گرفته است و حدود ۱۱ میلیون نفر در این سوانح آسیب دیده و دستکم ۵۶ هزار نفر کشته شدهاند.
سومین نیروگاه خورشیدی غرب مازندران وارد مدار شد
مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق غرب مازندران از ورود سومین نیروگاه خورشیدی کوچکمقیاس به مدار سراسری در این خطه گردشگرپذیر استان خبر داد.
به گزارش خبرنگار پیام ما، برابر مصوبه وزارت نیرو که در دیماه سال گذشته رسانهای شد، همه دستگاههای اجرایی موضوع ماده پنج قانون خدمات کشوری ملزم هستند از ابتدای سال ۱۴۰۳ حدود پنج درصد از برق مصرفی خود را از طریق انرژیهای تجدیدپذیر و پاک تأمین و در طی مدت چهار سال این عدد را باید به ۲۰ درصد برسانند.
ماده پنج قانون خدمات کشوری سازمانها و اداراتی را که مشمول اجرای این مصوبه دانسته شامل تمامی وزارتخانهها، مؤسسههای دولتی، نهادهای عمومی غیردولتی، شرکتهای دولتی و دستگاههایی شرکت ملی نفت ایران، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، بانک مرکزی، بیمههای دولتی معرفی کرده است.
مصطفی بابایی افزود: این نیروگاه ماه جاری در امور توزیع نیروی برق بخش ییلاقی و کوهستانی کجور نوشهر نصب و برق تولیدی آن وارد مدار سراسری شد که با احتساب ۲ نیروگاه دیگر در شهر عباسآباد و چمستان نور میزان تولید انرژی حدود ۲۵ کیلووات بوده است.
وی حجم سرمایهگذاری برای راهاندازی نیروگاه خورشیدی در امورات ۹ گانه توزیع برق غرب مازندران را حدود ۲۰ میلیارد ریال اعلام و اضافه کرد: برنامهریزیشده تا پایان امسال در سایر ساختمانهای امور توزیع از جمله رامسر، تنکابن، چالوس، نوشهر، کلاردشت، محمودآباد و نور این نیروگاه نصب شود و با راهاندازی این نیروگاه توان تولید انرژی طبق ارزیابیها به میزان ۶۰ مگاوات خواهد رسید.
مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق غرب مازندران یادآور شد: علاوه بر این تلاشها، برایآنکه بر اساس بازه زمانی تعریف شده مصوبه وزارت نیرو در حوزه نصب نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس کارها پیش برود رایزنیهایی هم با ادارات منابع طبیعی و آبخیزداری برای تحویلگرفتن زمین ملی، شهرکهای مسکونی، شهرداریها و در مجموع تمامی سازمانها و اداراتی که مشمول ماده پنج قانون خدمات کشوری میشوند انجامگرفته است و نشستی در ابتدای ماه جاری با مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران – نوشهر بابت تحویلگرفتن زمین ملی برای نصب نیروگاه برگزار شده و بهزودی هم نشست دیگر دراینارتباط خواهیم داشت.
بابایی افزود: نکته مهمتر آنکه ادارات کمیته امداد هم آمادگی برای راهاندازی این نیروگاهها را دارند و برآوردها روی ۲۵۰ کیلووات بوده امیدوارم این پیگیریها هم به نتیجه برسد.
وی با بیان این که ظرفیت نیروگاههای غرب مازندران مربوط به اداره خودمان ۶۰ کیلووات است، گفت: طبق برآورد منطقه غرب مازندران با حضور سرمایهگذاران در مجموع آمادگی تولید ۳۰ تا ۴۰ مگاوات را دارد.
بنا به گفته کارشناسان و متخصصان حوزه برق، توسعه ۱۰ هزار مگاواتی تجدیدپذیرها سبب کاهش مصرف سوخت فسیلی میشود، کمک به حفظ محیطزیست و کاهش مصرف سوختهای فسیلی از دیگر مزیتهای آن بوده که امروز در سازمان جهانی انرژی بهعنوان یک الزام در کشورها بوده که باید اجرایی شود.
ثبت سفارش نیروگاههای تجدیدپذیر تسهیل شد
مدیرکل دفتر نظارت بر احداث و تولید نیروگاههای ساتبا گفت: دفتر تخصصی وزارت صمت در ساتبا بهمنظور تسهیل امور سرمایهگذاران صنعت تجدیدپذیر، تسریع در ثبت سفارش تجهیزات نیروگاههای تجدیدپذیر و رفع مشکلات پروندههای ثبت سفارش تجهیزات نیروگاههای تجدیدپذیر آغاز به کارکرده است.
علی شبنورد خاطرنشان کرد: باتوجهبه ضرورت رفع ناترازی برق، همه وزارتخانهها و نهادهای ذیربط، تسهیلگری و حمایت از توسعه تجدیدپذیر را در اولویت برنامههای کاری خود قرار دادهاند.
او ادامه داد: پیرو هماهنگی انجام شده بین وزیران صمت و نیرو در راستای تسهیل و تسریع امور سرمایهگذاران صنعت تجدیدپذیر در فرایند تشکیل پرونده سامانه جامع تجارت، اخذ تأییدیه ثبت سفارش و واردات تجهیزات نیروگاهی، دفتر پاسخگویی و رسیدگی به مشکلات این امور با حضور نمایندگان وزارت صمت از ۱۹ آبانماه ۱۴۰۳ در سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری برق (ساتبا) فعالیت خود را آغاز کرده است.
شبنورد در باره وظایف دفتر صمت در ساتبا، افزود: این دفتر در ساختمان شماره یک ساتبا مستقر بوده و متقاضیان میتوانند با هماهنگی دفتر نظارت بر احداث و تولید نیروگاههای ساتبا جهت مراجعه و پیگیری امور مربوط به ثبت سفارشات و تخصیص ارز اقدام کنند.
ایران چهار سال گذشته را بهطور کامل در خشکسالی بهسر برد و هر سال هم تغییر الگوی بارش را تجربه کرد هم کاهش محسوس آن را نسبت به بلندمدت. شرایطی که بهنظر میرسد امسال هم تداوم داشته باشد و کشور پنجمین سال خشک را از سر بگذارند. رئیس مرکز خشکسالی و بحران سازمان هواشناسی کشور میگوید در دو ماه نخست سال جاری فقط استانهای شمال کشور بارانهای بیش از حد نرمال را تجربه کردهاند و تغییر محسوسی در سایر مناطق که موجب بهبود وضعیت خشکسالی شود، ایجاد نشده است. بهگفته «احد وظیفه»، شرایط بارش در شمال کشور و استانهای ساحلی در حد نرمال تا بیش از نرمال بود، ولی بقیه نقاط کشور شرایط خوبی ندارند: «جنوبغرب کشور مانند خوزستان، ایلام، چهارمحالوبختیاری و کهگیلویهوبویراحمد وضعیت نرمال ندارند. البته در کهگیلویهوبویراحمد یک بارش قابلتوجه طی دو ماه بارید، اما همان یکبار بود که عدد بارش این استان را کمی بالا نگه داشت. نمیتوانیم بر این بارش هم تکیه کنیم؛ چون درست است که میزان بارش فعلاً آمار را بالا نشان میدهد، اما همین یکبار بود و عملاً هنوز بارانی برای این منطقه شروع نشده است.»
چشمانداز خشک
او ادامه میدهد: «برای ماه آذر و فصل زمستان هم مدلها و الگوها بارش کمتر از نرمال را پیشبینی میکنند. انتظار ما براساس خروجی مدلها این است که کمتر از نرمال و ریسک خشکسالی قابلتوجه باشد. بر همین اساس، ما انتظار داریم که بهاحتمال زیاد با کمبارشی مواجه خواهیم بود. البته این را هم بگویم که همه اینها پیشبینیها انجام شده است و بهاحتمال بسیار زیاد به وقوع میپیوندد، اما ممکن است تغییر کند. پس این گفتهها قطعی نیست.»
او تأکید میکند که خوشبختانه شمال کشور را باید از پیشبینی کنار گذاشت و نهتنها استانهای شمالی احتمالاً بارشهای بیش از نرمال را تجربه خواهند کرد بلکه کاهش محسوس دمای هوا طی چندماه گذشته در این استانها برای البزر هم شرایط خوبی را رقم خواهد زد: «دمای پایینتر از نرمال در ارتفاعات البرز باعث میشود برفی که طی این دو ماه در این مناطق باریده است، ماندگاری بیشتری داشته باشد. همه اینها به این معنا نیست که ما انتظار ترسالی را بکشیم، اما شرایط بهگونهایست که نسبت به سال گذشته بهویژه در البرز شرایط بهتری را خواهیم داشت. آسمان خیلی پهلوانی کند، شرایط ما را در مجموع به نرمال نزدیکتر کند.»
وظیفه توضیح میدهد: «در مجموع چشمانداز بارش امسال کشور سال خشکی است و تداوم خشکسالی را خواهیم داشت. طی چندسال اخیر هم الگوی بارشها تغییر کرده است. این روند عمومی در دنیاست که باتوجهبه تغییراقلیم همه دنیا انتظار دارند روند تغییر بهگونهای باشد که مناطق مرطوب، مرطوبتر و مناطق خشک، خشکتر میشوند. الگوی بارشها هم در زمان وقوع بهسمت بارش رگباری و سیلآساست که تخریب بهجای میگذارد. این چشمانداز آینده است که با گرم شدن زمین فراوانی چنین رخدادهایی هم بیشتر میشود.
سدهای خالی
در شرایطی که وظیفه ترسیم کرده است، دور از انتظار نیست که سدهای کشور با چالش تأمین و ذخیره آب روبهرو باشند. اکنون با وجود ۲۲ میلیارد و ۶۴۰ میلیون مترمکعب آب ذخیرهشده در سدهای کشور، ۴۴ درصد ظرفیت مخازن سدها پُر و ۵۶ درصد این ظرفیت خالی است.
در ۵۶ روز ابتدایی سال آبی جاری در مجموع ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون مترمکعب آب وارد سدهای ایران شده که نسبت به در مدت مشابه سال آبی گذشته، کاهش ۳ درصدی داشته است
براساس آمار شرکت مدیریت منابع آب کشور در ۵۶ روز ابتدایی سال آبی جاری (از ابتدای مهرماه ۱۴۰۳ تا ۲۶ آبانماه) در مجموع دو میلیارد و ۴۰۰ میلیون مترمکعب آب وارد سدهای ایران شده که نسبت به ورودی دو میلیارد و ۴۸۰ میلیون مترمکعبی آب به سدها در مدت مشابه سال آبی گذشته، کاهشی ۳درصدی داشته است.
همچنین در این مدت، بهمنظور تأمین آب شرب، کشاورزی، صنعت و مباحث زیستمحیطی، چهار میلیارد و ۳۲۰ میلیون مترمکعب آب از سدهای کشور رهاسازی شده است که نسبت به خروجی چهار میلیارد و ۵۷۰ میلیون مترمکعبی آب در مدت مشابه سال آبی قبل از سدها، کاهشی شش درصدی را نشان میدهد.
با وجود ۲۲ میلیارد و ۶۴۰ میلیون مترمکعب آب ذخیرهشده در سدهای کشور، ۴۴ درصد ظرفیت مخازن سدها پُر و ۵۶ درصد این ظرفیت خالی است.
میزان ذخایر آبی سدها در روز ۲۶ آبانماه ۱۴۰۲ بالغبر ۲۰ میلیارد و ۷۰ میلیون مترمکعب بود که مقایسه این رقم با حجم فعلی ذخایر آبی سدها، نشاندهنده رشد ۱۳ درصدی است.
بار سنگین آبخوانها
در شرایط فعلی و کاهش چشمگیر نزولات آسمانی بهنظر میرسد امسال هم بخش قابلتوجهی از تأمین آب مورد نیاز کشور در بخش شرب بر دوش آبخوانها باشد. طبق آماری که با شروع سال آبی جدید وزارت نیرو منتشر کرده است، ۹ درصد از برداشتها از منابع آب زیرزمینی در بخش شرب و بهداشت مورد استفاده قرار میگیرد و این درحالیاست که برای مصرف آب شرب هر خانوار، استاندارد یا الگویی در نظر گرفته شده است که این الگو در استانهای کشور بنابر شرایط اقلیمی، آبوهوایی، میزان منابع و ذخایر آبی و حتی اقتصادی آنها در ماه متغیر است. درعینحال که الگوی مصرف آب بهصورت میانگین در ایران بهازای هر نفر ۱۵۰ لیتر در شبانهروز است، غالباً میزان مصرف آب از الگوی پیشبینیشده فراتر میرود و نیاز است کهمصرف آب را به این عدد برسانیم تا در سالهای آینده بتوان از این کالای مهم و اساسی بهره بیشتری برد. مصرف آب بسیاری از خانوارهای ایرانی اعم از شهری و روستایی از حد مجاز و الگوی مصرف پیشبینیشده بیشتر است، بهطوریکه براساس آخرین آمار وزارت نیرو ۴۸ درصد خانوارها جزو مشترکان پرمصرف محسوب میشوند و نکته قابلتوجه این است که ۴۸ درصد خانوارهای بالای الگو حدوداً ۷۰ درصد حجم آب شرب کشور را مصرف میکنند.
اقلیمی که ایران در آن قرار دارد، منطقهای گرموخشک است. متوسط حجم بارشهای سالانه یکسوم میانگین جهانی است و از طرفی زاویه تابش خورشید نسبت به سایر مناطق، عمودتر است. درنتیجه قرار داشتن کشور در چنین اقلیمی با حجم تبخیر بالای آب اهمیت موضوع آب را صدچندان میکند.
چالش تهران
این وضعیت در مناطقی از کشور از جمله تهران که با جمعیتی عظیم و منابع آب اندک مواجه است، حادتر میشود، بهطوریکه اخیراً سخنگوی صنعت آب کشور از دشواری تأمین آب شرب پایتخت با تداوم بارگذاری جمعیتی خبر داده و گفته است اگر روند بارگذاری جمعیت در شهر تهران کنترل نشود، باتوجهبه محدودیت منابع آب، بهسختی میتوان پاسخگوی تأمین آب شرب باشیم و حتماً به مدیریت مصرف نیاز خواهد بود. بر این اساس، آب تهران درصورت افزایش جمعیت با چالشهای اساسیتری مواجه میشود که آینده آن را بیشازپیش به خطر میاندازد. منابع آبی خود تهران صرفاً محدود به چند رودخانه کوچک همانند کن و تجریش و نیز منابع آب زیرزمینی است. پتانسیلهای آبی تهران اجازه استقرار جمعیت کثیر را نمیدهد و برای حل مشکل تأمین آب شرب از دهههای پیش، انتقال آب از محل سدهای کرج، لتیان و ماملو و سایر طرحهای انتقال بینحوضهای همانند لار و طالقان در دستورکار قرار داشته و اجرایی شده است. بنابراین، خود تهران منابع آب محدود و ناچیزی برای تأمین آب شرب دارد.
در حوزه البرز، کاهش دمای هوا سازمان هواشناسی را به ماندگاری بیشتر برف در این رشتهکوه امیدوار کرده است که این اتفاق میتواند منجر به بهبود شرایط آبخوانها در این بخش شود
بهگفته «عیسی بزرگزاده»، سخنگوی صنعت آب کشور، نیز در همین رابطه گفته است از سالهای دور مجبور شدیم از حوضههای مجاور آب را به تهران منتقل کنیم و این انتقال آب موجب تشویق سکنی گزیدن جمعیت در این محدوده شده است و با حفظ و تداوم وضعیت فعلی، تأمین آب این جمعیت رو به رشد مسئله همیشگی است. اگر روند افزایش جمعیت در شهر تهران کنترل نشود، باتوجهبه محدودیت منابع آب، بهسختی میتوان پاسخگوی تأمین آب شرب باشیم و حتماً به مدیریت مصرف نیاز خواهد بود.
چالش در تأمین آب شرب در کنار چالش تأمین آب کشاورزی دو بخش قابلتوجه از مشکلات مدیریت منابع آبی امسال برای وزارت نیرواست که بهنظر میرسد میتواند او را بیش از گذشته بهسمت برداشت از آبخوانها و توسعه طرحهای انتقال آب از دریا و شیرینسازی آب شور سوق دهد. طرحهایی که با وجود اینکه در کوتاهمدت راهگشا بهنظر میرسند، اما از سوی کارشناسان با انتقادات فراوان روبهرو هستند.
میراث فرهنگی، زبان کودکان را نمیشناسد
برنامه با حضور بچهها برگزار شده است، کسانی که چندان به قواعد بزرگترها آشنا نیستند، دنیای خودشان را دارند و سخنرانیها چندان برایشان جذاب نیست، سرشان در گوشی است و چیزی از فضای مراسم نظرشان را جلب نمیکند. اما وقتی «الهه تاجیک» با لحن دلنشین شروع به قصهگویی میکند، شوق سرتاپای بچهها را پر میکند. میدانند که باید بادقت به قصه گوش کنند و به سؤالات راوی پاسخ درست بدهند. راوی بدون اینکه جملات و روایتش توی ذوق بزند، بخشهای مختلف کتاب را -جلد و آستر بدرقه و شیرازه- در قالب یک قصه به بچهها معرفی میکند و یک جمله را چند بار در قصه تکرار میکند و از بچهها میخواهد توصیه مادربزرگ قصه را به دختر داستان تکرار کنند: «خواستن، توانستن است». همان بچههایی که در طول برنامه با گوشی سرگرم بازی و تماشای فیلم بودند، سرتاپا به قصه گوش میدهند و راوی را همراهی میکنند. به همین سادگی میتوان با دنیای بچههای نسل «Z» ارتباط برقرار کرد و پیام درست را به آنها منتقل کرد. به همین سادگی میتوان آنها را با شاهنامه آشنا کرد و با آنها از سعدی گفت و درباره موزه و قصههای آن برایشان حرف زد. اما این اتفاق به ندرت میافتد و دلیل آن بیتوجهی مصرانه مدیران ارشد وزارت میراثفرهنگی و سیاستگذاران این حوزه به ضرورت آگاهی کودکان از مصادیق میراث فرهنگی است. با وجود این غفلت سازمانیافته، فعالان حوزه کودک در تمام این سالها تلاشهایی ارزشمند در جهت دوستی کودکان با میراث فرهنگی و موزه داشتند، تلاشهایی که چندان مورد حمایت قرار نگرفته و استمرار پیدا نکرده و محدود به مناسبتها سالانهای مثل روزهای جهانی کودک و موزه شده است.
میراث فرهنگی باید به زبان کودک ترجمه شود
پس از اجرای سرود توسط کودکان عضو کانون پرورش فکری، و قصهگویی الهه تاجیک، مربی این کانون، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی از نگاهی که به موضوع کودکان در ساختار فرهنگی کشور وجود دارد، گفت و به برنامههای این پژوهشگاه در این حوزه اشاره کرد. «مصطفی دهپهلوان» با تأکید بر اینکه در عرصه میراث فرهنگی اگر محصول و دستاوردی برای نسل آینده نداشته باشیم، هر کاری کنیم کار پوچی است، گفت: «باید با تحقیق و پژوهش در حوزه میراث فرهنگی و انتقال آن به نسل آینده و جامعه، پاسداران خوبی برای میراث فرهنگی کشور باشیم. من به حوزه کودک و نوجوان بسیار امیدوارم و فکر میکنم اگر حوزه کودک و نوجوان را در بخش میراث فرهنگی تقویت کنیم، محافظان شایستهای برای آینده و میراث فرهنگی کشور تربیت خواهیم کرد. میراث فرزندان این مرزوبوم امروز اینچنین لگدمال و به غارت برده میشود به دست غربیان، این نشان میدهد که ما جهل میراثی عظیمی در کشور داریم و عمق این جهل در کشور این روزها خیلی زیاد است.
وقتی در باغموزه نگارستان، کانون کودکان و نوجوانان باغ نگارستان را تأسیس کردم، معاون وقت فرهنگی دانشگاه گفت این ضرورت دانشگاه تهران نیست، تو به قشر دانشگاهی بپرداز. ایشان برای افتتاح کانون ما هم حضور پیدا نکرد، ولی ما کار خودمان را با ۴۰ کارشناس حوزه کودک آغاز کردیم و اتفاقات خوبی را رقم زدیم؛ چون معتقدیم حوزه کودک بسیار مهم است
در این شرایط بسیار ضروری است که در حوزه کودک و نوجوان کار کنیم. زمانی که من در باغموزه نگارستان کانون کودکان و نوجوانان باغ نگارستان را تأسیس کردم، یادم میآید که معاون وقت فرهنگی دانشگاه به من گفت این ضرورت دانشگاه تهران نیست، تو به قشر دانشگاهی بپرداز. ایشان برای افتتاح کانون ما هم حضور پیدا نکرد، ولی ما کار خودمان را با ۴۰ کارشناس حوزه کودک آغاز کردیم و اتفاقات خوبی را رقم زدیم؛ چون معتقدیم حوزه کودک بسیار مهم است.» دهپهلوان با اشاره به رونمایی از نشان وازیگ (نشان بازیهای میراثی) توسط پژوهشگاه میراثفرهنگی در خردادماه امسال گفت: «ما سرمان را بالا میگیریم و در پژوهشگاه این افتخار را داریم که در کنار مباحث بسیار تخصصی حوزه میراث فرهنگی گردشگری و هنرهای سنتی، میخواهیم به حوزه کودک و نوجوان هم بپردازیم و با تولید بازیهای میراثی مفاهیم این حوزه را به نسل بعد منتقل کنیم». بهگفته دهپهلوان یکی از بازیهایی که معاونت فناوری پژوهشگاه با همکاری کانون پرورش فکری در دست تولید دارد، تخته بازی معروف شهر سوخته است که کودکان از طریق آن میتوانند با اهمیت تاریخی شهر سوخته سیستان و آثار بهدستآمده در آن آشنا شوند.
دهپهلوان معتقد است: «تا زمانی که داشتهها و سرمایهها میراثی را مکتوب نکردهایم، نمیتوانیم میراث فرهنگی را حفظ کنیم. باستانشناسان و زبانشناسان و فعالان میراث فرهنگی، باید نتایج پژوهشها و تحقیقات خود را منتشر کنند و نهادهایی مثل کانون پرورش فکری کودک و نوجوان، این اطلاعات و دانش را به زبان کودکان ترجمه کند تا این میراث به نسل بعد منتقل شود. در غیر اینصورت، میراث ما همچنان خاک خواهد خورد و همچنان غارت خواهد شد. ما باید بتوانیم میراث فرهنگی را به زبان کودک منتقل کنیم و از تمام بسترهای روز برای رسیدن به این هدف استفاده کنیم. پژوهشگاه امروز به دیجیتالسازی کتابها و استفاده از هوش مصنوعی فکر میکند و با همکاری مراکزی مثل کانون پرورش فکری، بهدنبال ایجاد فضا و بستر مناسب میراثی برای انتقال این مفاهیم هستیم، ما باید این امانت را به نسل بعد منتقل کنیم.»
پژوهشهای ما در کتابخانهها خاک میخورد
نشست روز شنبه در پژوهشگاه میراث فرهنگی، علاوهبر روی جهانی کودک یک مناسبت دیگر هم داشت: «هفته کتاب» و به همین مناسبت در پایان نشست از جدیدترین عناوین منتشرشده توسط پژوهشگاه رونمایی شد. موضوع کتاب و انتشار نتایج پژوهشها هم یکی از موضوعاتی بود که در این نشست به آن اشاره شد و نکات مهمی در این زمینه مطرح شد. یکی از گلهمندیهای پژوهشگران از مجموعههای زیرنظر وزارت میراث فرهنگی، محدودیتها و سختگیریهایی است که در مواجهه با پژوهشگران اعمال میشود. یکی از این مجموعهها پژوهشگاه میراثفرهنگی است که در ارائه نتایج پژوهشهای خود به دانشجویان، رسانهها و پژوهشگران محدودیتهایی قائل است. علاوهبراین، انتشار نتایج پژوهشها هم وضعیت مطلوبی ندارد.
«ذاتالله نیکزاد»، معاون پژوهشی پژوهشگاه میراثفرهنگی در سخنرانی خود به همین چالش اشاره و نکات قابلتأملی را مطرح کرد: «در ایران پژوهش فراوان انجام میشود، در همین پژوهشگاه میراثفرهنگی هم پژوهشهای فراوانی صورت میگیرد که امیدوارم فرصت نشر پیدا کنند. انتشار دستاوردهای پژوهشی بسیار مهم است. نتایج پژوهشها باید فرصت انتشار پیدا کنند و در اختیار جامعه هدف قرار بگیرند تا پژوهشهای ما در کتابخانهها خاک نخورد. اگر برای انجام یک پژوهش هزینههای فکری و ذهنی و مالی اختصاص پیدا کند، اما نتایج آن منتشر نشود و به دست کسانی که باید برسد نرسد، انجام این کار فایدهای ندارد. شاید نشر کاغذی مثل گذشته رونق نداشته باشد، اما راههای بسیاری برای نشر آثار وجود دارد.»
نکته دیگری که نیکزاد به آن اشاره میکند، موضوع ارائه و فروش کتابهای منتشرشده است. فروشگاههایی که اغلب در موزهها و مراکز گردشگری تحتمدیریت وزارت میراثفرهنگی اداره میشوند، تبدیل به مراکزی برای فروش اجناس چینی شدهاند و بخشی هم به صنایعدستی ایران اختصاص دادهاند، اما برای ارائه کتابهای تخصصی این حوزه فضایی در نظر گرفته نشده است: «پژوهشگاه در زمینه علوم میراثی مرجع است، اما این مرجع بودن فقط با انجام پژوهش حاصل نمیشود؛ با نشر آن پژوهش و در اختیار عموم قرار گرفتن کامل میشود. این مسئله مهمی است. لازم است پژوهشگاه و وزارت میراثفرهنگی فروشگاههایی برای فروش کتابهای منتشرشده و تخصصی در تمام استانها راهاندازی کند. در گذشته این مراکز وجود داشت، اما متأسفانه در ۲۰ سال اخیر بهمرور این فروشگاهها تعطیل شدند. درنتیجه، پژوهشهای حوزه میراث فرهنگی که در خود پژوهشگاه یا بخشهای دیگر وزارتخانه منتشر میشوند، در اختیار کسی قرار نمیگیرند». بهرغم تمام تلاشهایی که افراد دلسوز در حوزه پژوهش و آگاهیبخشی میراث فرهنگی در طول سالیان انجام دادهاند، توجه به این بخش و حمایت از آن در مجموعه و ساختار وزارت میراثفرهنگی آنگونهکه باید صورت نگرفته است. درحالیکه حفظ میراث فرهنگی کشور تنها با آگاهی عمومی امکانپذیر است و این آگاهی طریق تولید محتواهای متنوع و جذاب که مبتنیبر دانش و تخصص این حوزه هستند، امکانپذیر میشود.
پایداری و بقای بشر در سایه تغییراقلیم
زمین، خانه مشترک ما، امروز در معرض یکی از مهمترین مخاطرات در تاریخ بشر قرارگرفته است. دمای جهانی در بالاترین رکوردهای خود قرار دارد و مخاطرات مرتبط با تغییراقلیم مانند خشکسالی، سیل و طوفان زندگی میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهند، ازاینرو رویداد تغییر اقلیم هرساله نمایندگان کشورها را گرد هم میآورند تا راهحلهایی برای جلوگیری از تخریب هرچه بیشتر محیطزیست و کاهش اثرات تغییر اقلیم پیدا کنند. اجلاس کاپ ۲۹ نیز در همین راستا برگزار شد تا دولتها و رهبران کشورها بتوانند با ارائه راهکارهای عملی و قابلاجرا، از آسیبهای گسترده به طبیعت بکاهند.
تغییر اقلیم تنها مسئلهای زیستمحیطی نیست، بلکه امنیت غذایی و اقتصادی جهانی را نیز تهدید میکند. پیشبینیها نشان میدهند که تا سال ۲۰۲۵، تغییر اقلیم میتواند منجر به مرگ میلیونها نفر و برجا گذاشتن خسارات اقتصادی عظیم شود. به گزارش مجله نیچر، از سال ۲۰۰۰ میلادی تاکنون، تأثیرات تغییرات آب و هوایی موجب از دست رفتن زندگی میلیونها نفر براثر سیل، خشکسالی و موجهای گرمای شدید شده است و این مخاطرات در کشورهای فقیر و آسیبپذیر مانند افغانستان و سومالی با شدت بیشتری خود را نشان میدهد.
از زمانی که بشر با مخاطرات تغییر اقلیم روبهرو شد، اقدامات جهانی برای کنترل انتشار گازهای گلخانهای و کاهش اثرات منفی فعالیتهای صنعتی آغاز شد. در سال ۱۹۹۲، نمایندگان بیش از ۱۵۰ کشور در شهر ریودوژانیرو برزیل گرد هم آمدند و باهدف کاهش گازهای گلخانهای و حفظ طبیعت برای نسلهای آینده، کنوانسیون تغییر آبوهوا را پایهگذاری کردند. ازآنپس این کنوانسیون بهعنوان بستری برای بحث و تصمیمگیری درزمینهٔ تغییرات اقلیمی و همکاریهای بینالمللی شناخته شد. کشورها هرساله گرد هم میآیند تا میزان پیشرفت خود در این مسیر را بررسی کنند و برنامههای جدیدی برای حفاظت از محیطزیست و کاهش انتشار کربن به تصویب برسانند.
هدف اصلی کنوانسیون، تثبیت غلظت گازهای گلخانهای در سطحی است که از آسیبهای جبرانناپذیر ناشی از تغییر اقلیم به زندگی انسانها و زیستبومهای طبیعی جلوگیری کند. از دیگر اهداف این کنوانسیون، تدوین گزارشهای دورهای وضعیت تغییر اقلیم در کشورهای عضو، تعیین میزان انتشار و جذب گازهای گلخانهای و اجرای برنامههای کاهش انتشار در بخشهای مختلف مانند انرژی، صنعت، حملونقل و کشاورزی است. توسعه فناوریهای نوین برای کاهش انتشار گازهای آلاینده، همکاریهای منطقهای و بینالمللی و توجه به سازگاری با تغییرات اقلیمی در سیاستهای توسعه نیز ازجمله مواردی است که کشورهای عضو به دنبال آن هستند.
مسئله تغییراقلیم، موضوعی با مسئولیت مشترک اما متفاوت است؛ یعنی تمام کشورها در قبال محیطزیست مسئولیت دارند اما این مسئولیت یکسان نیست. کشورهای توسعهیافته به دلیل فعالیتهای صنعتی و مصرف بالای انرژی، نقش بیشتری در تغییراقلیم داشتهاند و امکانات بیشتری نیز برای مقابله با این تغییرات در اختیاردارند. در همین راستا، این کشورها متعهد شدند که تا سال ۲۰۲۵ مبلغ ۱۰۰ میلیارد دلار بهعنوان کمک مالی برای حمایت از کشورهای درحالتوسعه برای مقابله با تغییراقلیم اختصاص دهند.
ایران نیز بهعنوان کشوری که تحت تأثیر تغییراقلیم و مخاطرات زیستمحیطی مانند پدیده ریز گردها، در این نشستها حضورداشته است. ایران با تدوین سند اقتصاد کمکربن، برنامه راهبرد ملی تغییر اقلیم و تشکیل کارگروه ملی تغییر اقلیم گامهایی در راستای اجرای تعهدات خود برداشته است ولی تحریمها و محدودیتهای انتقال فناوریهای پیشرفته کارآمدی تلاشهای این کشور را تحت تأثیر قرار داده است.
افزایش دما و تغییرات الگوهای بارش اثرات مخربی بر کشاورزی و منابع غذایی جهان بهجای میگذارند. زمینهای حاصلخیز در اثر سیلابها، خشکسالیها و آلودگیها به زمینهای بایر و مرده تبدیل میشوند و محصولات کشاورزی در معرض نابودی قرار میگیرند. پیشبینیها نشان میدهند که تا سال ۲۰۳۰، وقوع مخاطرات طبیعی مانند خشکسالی و سیلابها به طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت. این مسئله زنجیره تأمین غذا را تهدید میکند و مخاطرات جدیدی در عرصه امنیت غذایی در جهان ایجاد میکند. برای کشاورزان و جامعههای فقیر، این مخاطرات به معنای فقر و گرسنگی بیشتر است و برای کشورها بهویژه کشورهای کمدرآمد، مسئله اقتصادی و اجتماعی که مدیریت آن آسان نخواهد بود.
برای مقابله با این مخاطرات، همکاری جامعه جهانی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. سرمایهگذاری در کشاورزی پایدار، کاهش فقر و تقویت تابآوری جوامع در برابر مخاطرات طبیعی ازجمله راهکارهایی است که میتواند جوامع را در برابر مخاطرات تغییرات اقلیمی محافظت کند. ایجاد زیرساختهای مقاوم در برابر مخاطرات اقلیمی، سرمایهگذاری در توسعه فناوریهای نوین و ترویج استفاده از انرژیهای تجدید پذیر نیز میتواند گامی مؤثر در راستای کاهش انتشار گازهای گلخانهای باشد. همزمان تلاش برای برقراری صلح و جلوگیری از درگیریهای نظامی که منابع غذایی و طبیعی را نابود میکنند، میتواند به حفظ امنیت غذایی کمک کند.
تغییراقلیم امروز تنها تهدیدی برای محیطزیست نیست، بلکه تهدیدی برای بقای بشر است. جامعه جهانی بر کشتی واحدی به نام زمین سوار است و امنیت و آینده آنها به هم گرهخورده است. تمام اقدامات برای کاهش گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی، مسئولیتی است که بر دوش همه جوامع قرار دارد تا برای نسلهای آینده محیطی پایدار و سالم بهجا بگذارند. تقویت زیرساختهای کشاورزی، ذخیرهسازی مواد غذایی و توسعه روشهای کشاورزی مقاوم به تغییرات اقلیمی، تنها بخشی از اقداماتی است که میتواند امنیت غذایی را تضمین کند و از فروپاشی سیستمهای زیستی جلوگیری کند.
در این میان، نقش همبستگی و همکاری اجتماعی برجسته است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند راهکارهای خلاقانه و همبستگی هستیم. اگر کشورها با تعهد و همکاری به حل این مسئله بپردازند، میتوانند از منابع آب و غذای سالم حفاظت کنند و بقای خود و نسلهای آینده را تضمین کنند.
عدالت اجتماعی و محیطزیستی؛ آیا در طرح یارانه بنزین دیده میشود؟
چند وقتی است طرح تخصیص بنزین به فرد بهجای خودرو مطرح شده است. اگرچه برخی متخصصان از این ایده دفاع میکنند، کارشناسان دیگری معتقدند که اینگونه طرحها در عمل به تحقق عدالت اجتماعی و محیطزیستی کمک چندانی نمیکنند. در این ویدیو، با مثالی از کشور چین توضیح میدهیم که چگونه این کشور در آینده نزدیک خود را از وابستگی به سوختهای فسیلی آزاد میکند.
تدوین: ساغر کوهستانی
کشاورزی شهری فرصتی برای پایداری و احیای گیاهان بومی
درحالیکه شهرنشینی روزبهروز در حال گسترش است و فضاهای طبیعی در اطراف شهرها کمتر میشود، کشاورزی شهری بهعنوان راهحلی نوین و پایدار به میان آمده است. کشاورزی شهری نهتنها به مردم کمک میکند که بخشی از غذای خود را تولید کنند، بلکه به بهبود کیفیت محیطزیست و افزایش سرسبزی در شهرها نیز میانجامد. در ایران، باتوجهبه تنوع اقلیمی و وجود گیاهان بومی گرانبها، کشاورزی شهری میتواند فرصتی برای احیای این گیاهان و تقویت فرهنگ حفاظت از محیطزیست باشد.
چرا کشاورزی شهری اهمیت دارد؟
با افزایش شهرنشینی، مردم دسترسی کمتری به منابع غذایی محلی و تازه دارند و محصولات غذایی بیشتر از مناطق دوردست به شهرها منتقل میشود که این موضوع باعث افزایش ردپای کربنی و هزینههای حملونقل میشود. کشاورزی شهری این مشکل را با تولید محلی غذا حل میکند و به کاهش وابستگی به منابع دوردست کمک میکند. این نوع کشاورزی، علاوه بر کمک به اقتصاد خانوارها، امکان دسترسی به غذای سالم و ارگانیک را نیز فراهم میکند.
پتانسیلهای کشاورزی شهری در ایران
ایران با اقلیمهای متنوع خود، از مناطق کوهستانی و نیمهخشک گرفته تا مناطق مرطوب و ساحلی، محیط مناسبی برای رشد گیاهان مختلف دارد. بسیاری از این گیاهان، بهویژه گونههای بومی، میتوانند در فضاهای کوچک شهری کاشته شوند. بهعنوانمثال، برخی گیاهان دارویی و معطر مانند آویشن، گلگاوزبان، و اسطوخودوس که بومی ایران هستند، بهراحتی در بالکنها، حیاطها یا حتی پشتبامها قابلپرورش هستند. این گیاهان علاوه بر خواص درمانی و کاربردهای آشپزی، به دلیل مقاومتشان در برابر شرایط خشک و کمآبی، به آبیاری کمتری نیاز دارند.
گیاهان بومی، فرصتی برای کشاورزی شهری پایدار
یکی از ویژگیهای مهم گیاهان بومی، سازگاری آنها با شرایط محیطی و اقلیمی منطقه است. در ایران، گیاهان بومی که به شرایط آب و هوایی کمآب و خشکسالی عادت کردهاند، نقش مهمی در کشاورزی شهری پایدار ایفا میکنند. کاشت گیاهان بومی مانند بادرنجبویه، زعفران و اسپند در فضای شهری به کاهش مصرف آب کمک میکند و در عین حال زیبایی و تنوع بیشتری به فضاهای سبز شهری میبخشد.
این گیاهان، علاوه بر سازگاری با محیط، به محیط زیست شهری نیز کمک میکنند. به عنوان مثال، زعفران که از گیاهان بومی خراسان است، نه تنها با شرایط کمآب سازگار است بلکه کاشت آن در باغچههای شهری، فضای بومی و اصالتبخش شهرها را به نمایش میگذارد. از سوی دیگر، گیاهانی مانند ریحان و تره که در بسیاری از مناطق ایران یافت میشوند، به راحتی در باغچههای کوچک و حتی گلدانها رشد میکنند و به ایجاد حس زندگی و تازگی در فضاهای شهری کمک میکنند.
کشاورزی شهری و آموزش زیستمحیطی
کشاورزی شهری تنها محدود به تولید غذا نیست؛ بلکه فرصتی برای آموزش و ترویج فرهنگ زیستمحیطی نیز فراهم میکند. در شهرهای ایران، با ترویج کشاورزی شهری، میتوان به مردم و به ویژه کودکان آموزش داد که چگونه از منابع طبیعی استفاده بهینه کنند و با طبیعت ارتباط برقرار کنند. این کار به ایجاد حس مسئولیتپذیری نسبت به محیط زیست کمک میکند و مردم را تشویق میکند تا در حفظ و احیای گونههای بومی نقش داشته باشند.
بسیاری از مدارس و نهادهای آموزشی در ایران میتوانند با ایجاد باغچههای کوچک و کاشت گیاهان بومی، دانشآموزان را به نگهداری از گیاهان و درک بهتر از محیط زیست تشویق کنند. این فعالیتها به دانشآموزان کمک میکند تا اهمیت حفظ منابع طبیعی و استفاده درست از آب را درک کنند.
چالشها و راهکارهای کشاورزی شهری در ایران
اگرچه کشاورزی شهری فواید زیادی دارد، اما چالشهایی نیز به همراه دارد. یکی از مشکلات مهم، کمبود فضای سبز و زمینهای قابل کاشت در شهرهای بزرگ است. با این حال، استفاده از روشهایی مانند کاشت گیاهان در گلدانها، باغچههای عمودی و یا روی پشتبامها، میتواند به حل این مشکل کمک کند. همچنین، نبود فرهنگ مناسب در زمینه کاشت گیاهان بومی و اهمیت آنها یکی دیگر از موانع است. برای حل این مشکل، نیاز است که شهرداریها و نهادهای زیستمحیطی، آگاهیرسانی بیشتری در این زمینه انجام دهند.
نتیجهگیری
کشاورزی شهری در ایران میتواند گامی موثر برای بهبود کیفیت زندگی شهرنشینان، کاهش آلودگی و ترویج استفاده از گیاهان بومی باشد. با کاشت و پرورش گیاهان بومی در فضاهای کوچک شهری، نه تنها به کاهش مصرف آب و حفاظت از منابع طبیعی کمک میکنیم، بلکه به احیای فرهنگ استفاده از گیاهان بومی و حفظ تنوع زیستی کشور نیز یاری میرسانیم. این فرصت با همکاری مردم، نهادهای آموزشی و شهرداریها میتواند به واقعیت تبدیل شود و شهری سبزتر و پایدارتر برای آیندگان به ارمغان بیاورد.
زلزله که میآید، تُخم هراس ابدی در زمین زندگی میکارد؛ زمینی که تا دیروز پا را سفت بر آن میگذاشتیم و مهرههای شطرنج زندگی را جورچین میکردیم، دیگر ستونگاه امنیت نیست. این روزها و هزاران سال دیگر، زمین زیر پای مردمان دیار سرپل ذهاب میلرزد و انگار همیشه زمین قاچ برمیدارد و در دهان مکنده آن حیات فرو میغلتد.
آبان الفبای زندگی را به آذر میآموخت که زمین لرزید، عقربههای ساعت نیز لرزید و ثانیهشمارهای بحران از حرکت ایستاد؛ دقیق بهوقت شب حوالی ساعت ۲۱ و ۴۸ دقیقه که کانون آن را از گله گزارش کردند و قدرت ریشتر آن را ۷.۳؛ کودکان زیر آوار ماندند، مادران ضجه زدند و گونه ریشریش کردند و پدران کمر زیر آوار شکستند.
بامداد آبان ۹۶ سرپل ذهاب شد قیامت! عکاسان در ثبت سوژه در قاب دوربین اسیر ترحم شدند و آنسوی دوربین گریستند. خبرنگاران خبرها نگاشتند بر صفحه تاریک قیراندود تاریخ. خیزران شد زندگی و نفیر آن بر آسمان ایران نشست؛ تاجایی که تیتر رسانهها شد: ایران گریست/ خون گریست.
از آن شب شوم، شبهراسی و سقفهراسی خواب را از چشم مردمان این دیار زخمی ربود و آنگونهکه پیداست؛ خشونت ناشی از خشم لرزیدن زمین، سامان اجتماعی را نابسامان و امنیت روانی را چنان بههمریخته است که این چینی نازک تنهایی نهتنها تَرک؛ بلکه برای ابد شکسته است؛ دقیق چون شیشه اعتماد مردمان رودبار، منجیل و بم که صدای بم زندگی در موسیقی همنوا با بم شنیده شد و مرگ ارگ بر مزار تاریخ ماندگار ماند.
پاییز دیگر برای سرپل ذهابیها، فصل رنگینکمان رنگها و پدرسالار فصلها نیست بلکه فصل سیاه هجران جگرسوختگانی که مادر، پدر، فرزند، خواهر و یا برادر را از دست دادهاند. سقف نامهربان، مسکن مهر که فروریخت، پنجره زندگی شکست؛ پنجرهای که تا دیروز کبوتر یاکریم بر رُف آن به دانههای گندم، مهربانی گودی کف دستان مادران نوک میزد.
پنجره شکست و چشمها چشمه جوشان خون شدند؛ وقتی که تکهای از شیشه پنجره حیات، فَرق سر کودک را شکافت و قلب مادر را از فراق دلبند، تکهتکه کرد.
سال گذشته زیر طاق، گرا بر گردن گردنه پاطاق، منظومه منظوم شیرین و فرهاد را در قاب دوربین با همکار دیرین قصرشیرین که خاطرههای تلخ گس خرمالویی از جهان زیست مردمان زلزلهزده دارد؛ بازروایت میکردیم که از چشم جوان رعنا قامتخمیده ارغوانی نشسته در کانکس نگهبان طاق بی طاق، دانهدانه یاقوت انار سُرخ غم میبارید، جوانی که ساعتها به لنز دوربین اندک شادی ما لبخند ملیح میزد؛ از تراژدی ناتمام پرده برداشت و گفت… دلخوش سیری چند؟
این جوان که در زلزله، اعضای خانواده را از دست داده بود، از تنهایی چنان سخن میگفت که هیچ رماننویسی این بار تحملناپذیر هستی را نتوان به صلیب کشید، او خود مسیحی بود مصلوب که تنهایی پرهیاهو در آن دشنه میزد بر حیاتِ بیحیاط، و اطمینان نداشت به هیچ طاقی حتی طاق گرا و شاید هم سقف آسمان.
آنگونهکه رفیق خبرنگار قصرشیرین به تلخی فصل مرگ عشق شیرین و فرهاد، از سرزمین شیرین، برایم میگفت: آن روزها یعنی آبان ۹۶ قیامت دیده است؛ قیامتی که قلم هیچ خبرنگاری از پس روایت برساختی آن بر نیامد و نمیآید.
همکار سرزمین لیموهای تُرش آوارگی جنگ گفت در این زلزله ۱۲ هزار واحد مسکونی شهری و روستایی بهصورت ۱۰۰ درصد بر سر ساکنان آوار شد و ستون ۱۵ هزار واحد مسکونی نیز آسیب دید.
او گفت و من اشک ریختم بر گورستان غریبانی که ۳۱ کودک را بیسرپرست کرد، آغوش مهربان ۳۱ مادر را از فرزندان گرفت، ۴۷ پدر مُردند و ۱۳ نفر نیز پدر و مادر را از دست دادند.
«محافظان زمین» فریادی برای نجات طبیعت
در دنیایی که بحرانهای زیستمحیطی به یکی از چالشهای اساسی بشر تبدیل شدهاند، هنر و سینما نقش بیبدیلی در آگاهیبخشی و ایجاد انگیزه برای تغییر دارند. مستند «محافظان زمین» (۲۰۲۴) به کارگردانی «آن دو کاربوچیا» نمونهای موفق از این تلاشهاست؛ اثری که بااستفاده از روایتهای واقعی، تصویرهایی تأثیرگذار و پیوند عمیق میان انسان و طبیعت، به بررسی مشکلات زیستمحیطی و راههای مقابله با آنها میپردازد.
این مستند فراتر از یک گزارش ساده و صرفاً هشداردهنده و نقبی به دل بحرانهای محیطزیستی است که با نمایش مشکلاتی همچون آتشسوزیهای گسترده جنگلی، آلودگی منابع آبی، تغییراقلیم و پیامدهای آن بر زندگی انسانها، سعی در جلب توجه مخاطب دارد. در «محافظان زمین»، داستانهایی از افرادی روایت میشود که زندگی خود را به حفظ و مراقبت از محیطزیست اختصاص دادهاند؛ افرادی که با تمام توان در برابر تخریب طبیعت ایستادهاند و الهامبخش تغییر و امید هستند.
یکی از ویژگیهای این مستند، قدرت بصری و روایت احساسی آن است. تصاویر زیبای مناظر طبیعی و درعینحال صحنههای دردناک از تخریب محیطزیست، بهشکلی هنرمندانه در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا احساسات مخاطب را برانگیزند و او را به تفکر وادارند. این روایتهای تصویری بهخوبی نشان میدهند که چگونه فعالیتهای انسانی میتوانند تعادل طبیعت را برهم بزنند و چگونه تلاشهای فردی و جمعی میتوانند تغییری مثبت ایجاد کنند.
اما تأثیر این مستند تنها به بیان مشکلات زیستمحیطی محدود نمیشود و «محافظان زمین» بهشکلی ملموس به مسائل اجتماعی و انسانی نیز میپردازد. ارتباط تغییراقلیم با نابرابریهای اجتماعی، مهاجرتهای اقلیمی و مشکلات بهداشتی، از جمله مسائلی هستند که در این فیلم به آنها اشاره شده است. این رویکرد چندجانبه به بحرانهای زیستمحیطی، نشاندهنده این واقعیت است که حل مشکلات زیستمحیطی تنها در گرو تغییرات در سیاستها و رفتارهای فردی نیست بلکه نیازمند تغییرات عمیق اجتماعی و فرهنگی است.
بازخوردهای مثبت و استقبال گسترده منتقدان و مخاطبان از این مستند نشان میدهد چنین آثاری میتوانند بستری برای گفتوگو، همکاری و اقدامات عملی در راستای حفاظت از محیطزیست فراهم کنند. نمایش این فیلم در جشنوارههای سینمایی و پخش عمومی آن، فرصتی برای ایجاد آگاهی و همافزایی در جهت بهبود وضعیت زمین است.
یکی از چالشهای مهم در ساخت مستندهای زیستمحیطی، حفظ تعادل میان هشدار و امید است. «محافظان زمین» با تصویری واقعبینانه از بحرانها و درعینحال ارائه راهحلهایی برای مقابله، بهخوبی این تعادل را برقرار کرده است. این مستند با نشان دادن اینکه تغییرات مثبت همچنان ممکن است، مخاطب را به نقش خود در ایجاد تحول باورمند میکند.
استفاده از فناوریهای نوین، مانند تصاویر هوایی، فیلمبرداری با کیفیت بالا و استفاده از دادههای علمی، به این مستند امکان داده است تا پیام خود را بهشکلی مؤثرتر و جذابتر منتقل کند. این تجربههای بصری، ارتباط عمیقتری با مخاطب ایجاد و او را به مشارکت و تغییر دعوت میکند.
«محافظان زمین» یادآور این واقعیت است که هر فرد میتواند در تغییر مسیر تخریب بهسوی محافظت از زمین سهمی داشته باشد. این مستند با تأکید بر قدرت همکاری و تلاش جمعی، از ما میخواهد با دیدی بازتر و ارادهای قویتر درجهت حفظ محیطزیست و ایجاد آیندهای پایدار گام برداریم. هنر و سینما میتوانند صدای طبیعت را به گوش جهانیان برسانند و ما را بهعمل وادارند؛ و این همان چیزی است که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
در عملیات پاکسازی جدارهای داخلی و خارجی مسجد جامع عباسی، با چه نوع آسیبهایی مواجه شدید؟
آسیبهای مختلفی از جمله جدایش، شکستگی و پریدگی لعاب کاشیها در این بنا دیده شد، اما اصلیترین مسئله حجم انبوهی از آلایندهها بر سطح کاشیکاریها بود. آلودگیها بهقدری روی سطح کاشیها تجمع یافته بود که پاکسازی اصولی برای جلوگیری از جذب رطوبت و تخریب لازم بود. در دهههای اخیر، کاشیها فقط غبارروبی میشدند که این امر بهمرور زمان منجر به کاهش شفافیت و زیباییشناسی آنها شده بود.
کاشیهای مسجد جامع عباسی چند سال است که پاکسازی اصولی از آلودگی هوا نشدهاند؟
در برخی دورهها غبارزدایی انجام شده، اما تخمین ما این است که حداقل چهار تا پنج دهه است کاشیها بهصورت اصولی از آلودگی پاکسازی نشدهاند. البته ما هم نمیتوانیم ادعا کنیم که همه آلودگی را بهطور کامل از بین میبریم، زیرا شناسایی دقیق آلودگیها یک بحث تخصصی و نیازمند بررسی دقیق است.
آلودگی هوا تأثیرات چندجانبهای بر بناهای تاریخی دارد. آلایندههای محیطی از کارخانهها، بادهای محلی یا تأسیسات صنعتی در اطراف بنا موجب تیرگی و سیاه شدن سطوح معماری میشوند
برای بنای تاریخی مثل مسجد جامع عباسی استاندارد پاکسازی چندوقت یکبار است؟
این موضوع بستگی به محیط و میزان آلودگی هوا دارد. برای بنای مسجد جامع عباسی که در محیطی با آلودگی بالا قرار دارد، دورههای پاکسازی ۱۵ساله توصیه میشود.
آلودگی هوا چه تأثیراتی بر بناهای تاریخی دارد؟
آلودگی هوا تأثیرات چندجانبهای بر بناهای تاریخی دارد. آلایندههای محیطی از کارخانهها، بادهای محلی یا تأسیسات صنعتی در اطراف بنا موجب تیرگی و سیاه شدن سطوح معماری میشوند. در بعضی از موارد، آلایندهها به نقاشیها، کاغذ و پارچهها نیز آسیب میرسانند و ساختارهای سلولزی و سطحهای رنگی را تخریب میکنند.
آلودگی هوای اصفهان چه تأثیری بر کاشیهای مسجد جامع عباسی داشته است؟
آلودگی هوا تجمع بسیاری از آلایندهها روی کاشیها ایجاد کرده و علاوهبر کاهش شفافیت و زیبایی کاشیها، امکان جذب رطوبت و آسیب به ساختار کاشی را افزایش داده است. بنابراین، ما مداخله کردیم تا با روشهایی کمخطر آلودگیها را پاکسازی کنیم و از تخریب بیشتر جلوگیری کنیم.
موقعیت جغرافیایی مسجد جامع عباسی و آلودگی هوای اصفهان چگونه بر این بنا تأثیر میگذارند؟
تأسیسات صنعتی مانند پالایشگاهها و کارخانهها در اطراف غرب اصفهان قرار دارند و جریان هوا بهسمت مسجد جامع عباسی میتواند موجب رسیدن آلایندهها به این بنا شود. تأثیرات مخرب آلودگی طی ۳۰ تا ۴۰ سال اخیر قابلتوجه بوده و منجر به تغییر رنگ و تیرگی کاشیها شده است.
در مسجد جامع عباسی با چند نوع کاشی مواجه هستید؟
این بنا طی دورههای مختلف تاریخی مرمت و با انواع متنوع کاشیها از دوره صفوی تا معاصر تزئین شده است. نوع کاشی و قرارگیری آن در بخشهای مختلف، میزان آسیبپذیری آنها را تحتتأثیر قرار میدهد.
بیشترین آسیبها در اثر آلودگی هوا مربوط به کدام دوره است؟
نمیتوان بهصورت دقیق دورهای خاص را مشخص کرد. آسیبپذیری کاشیها بستگی به موقعیت مکانی آنها دارد؛ برای مثال، کاشیهای معرق روی گنبد بهدلیل بارش باران بیشتر در معرض آسیب هستند.
در فضای داخلی مسجد جامع عباسی، آلودگی هوا بیشتر به کاشیهای کدام دورهها آسیب رسانده است؟
کیفیت ساخت کاشیها در دورههای مختلف متفاوت است. بااینحال، نمیتوان دقیقاً گفت کدام دورهها بیشتر تحتتأثیر بودهاند؛ زیرا میزان آلودگی و نوع ساختار کاشیها نیز در این آسیبپذیری مؤثر است.
عملیات پاکسازی کاشیهای داخلی مسجد جامع عباسی با چه گستردگی انجام شده است؟
وسعت پروژه بسیار بالاست و اعتبارهای مالی در هر مرحله تعیینکننده میزان پاکسازی است. عملیات بهصورت فازبندی انجام میشود و جدارهای داخلی و خارجی را شامل میشود.
اگر این عملیات پاکسازی صورت نمیگرفت، کاشیهای مسجد جامع عباسی با چه مشکلاتی روبهرو میشدند؟
عدم پاکسازی بهموقع آلودگیها باعث جذب رطوبت میشد که با وجود آلایندههای فلزی از کارخانهها، رنگ کاشی تغییر میکرد و سطح آن مات میشد. بنابراین پاکسازی بموقع برای حفظ زیبایی و جلوگیری از ماتی و تغییر رنگ ضروری است.
روشهای غیراصولی پاکسازی چگونه به کاشیها آسیب میرسانند؟
استفاده از مواد شیمیایی مانند قلیاها یا اسیدها ممکن است به ساختار کاشی آسیب برساند و موجب تبادل یونی شود که بهمرور زمان کاشی را تضعیف میکند. ما در این پروژه از روشهای ملایمتر و بدون استفاده از مواد شیمیایی خورنده استفاده کردهایم.
باتوجهبه نبود تکنولوژیهای پیشرفته در گذشته، چگونه کاشیها تا این حد سالم باقی ماندهاند؟
درگذشته بهدلیل محیط طبیعیتر و نبود آلایندههای صنعتی، کاشیها کمتر تحتتأثیر آلودگی قرار میگرفتند. اما امروزه آلودگی صنعتی بهشدت افزایش یافته است و کاشیها نیاز به پاکسازی مداوم دارند.
پاکسازی کاشیهای مسجد جامع عباسی براساس چه مطالعاتی صورت گرفته است؟
نوع آلودگیهای موجود شناسایی و آزمایشهایی روی نمونههای کاشی انجام شده است. نمونههای جدید و تاریخی بررسی شدند تا روش پاکسازی مناسبی انتخاب شود که آسیبی به کاشیهای تاریخی نرساند.
آیا بعد از پاکسازی، کاشیهای مسجد جامع عباسی نیاز به پایش مجدد ندارند؟
پایش مستمر و حضور مرمتگران برای حفظ سلامت این بناهای تاریخی ضروری است. پس از پاکسازی، عملیات باید بهصورت دورهای ادامه یابد تا درصورت نیاز، اقدامات مرمتی لازم بموقع انجام گیرد.
مازوت چه تأثیری بر کاشیهای این بنای تاریخی دارد؟
سوخت مازوت بهدلیل داشتن ترکیبات نیتروژن و سولفور، باعث ایجاد بارانهای اسیدی میشود و به ملاتهای بنا و سطح کاشیها آسیب میرساند. ما در این پروژه از روشهای ملایم مانند آب و الکل برای پاکسازی استفاده کردهایم و بهطور کلی از مواد شیمیایی خورنده اجتناب کردهایم.
قانون تنفس جنگل به شماره افتاد
درباره ضرورت حفظ درختان شکسته و افتاده بهعنوان سهم بومسازگان جنگلهای هیرکانی و بهویژه نقش زیستگاهی این درختان و همچنین نقشآفرینی ویژه و کمتر شناخته شده این درختان بر زمین افتاده در چرخه پایدار عناصر غذایی و حفظ حاصلخیزی پایدار خاک، سالها گفته و نوشته شده است. در این یادداشت کوتاه نمیخواهم با ساختن دوباره چرخ، به بیان نکات کارشناسی و علمی این چالش بپردازم؛ چراکه روش و شیوه برخورد و پیشبرد کارشناسیمحور را در بسیاری از چالشها و گرفتاریهای کشور، شکستخورده ارزیابی میکنم.
باتوجهبه ضعف بسیار شدید و ناتوانی سازمان کارگزار منابع طبیعی کشور بهویژه در بخش حفاظت و صیانت، در کوتاهمدت به بزرگترین ابزار و دستاویز برای شکستن قانون تنفس جنگل و برداشت غیرقانونی درختان و پایههای مادری با مجوزهای قانونی و قاچاق سازماندهیشده چوب جنگلی تبدیل خواهد شد
به بیان دیگر، نگاه بهرهکشانه از ثروتهای ملی و طبیعی چنان در کشور نهادینه و بیرقیب شده است که دیگر رمقی و انگیزهای برای پرداختن به آن نیست. تنها کوتاه و گویا این دیدگاه دانشبنیان را به شما یادآوری میکنم که برجایماندن و پوسیدن درختان ریشهکنشده در کف جنگل، نه هدردادن ثروتهای ملی بلکه یک ضرورت فنی و کارشناسی است و بر این بنیان باید اجازه داد درختان ریشهکن در کف جنگل بمانند و بپوسند. بومسازگان رویشگاه جنگلی ۳۰ تا ۴۰ میلیونساله هیرکانی، میلیونها سال با این روش به تعادل درآمده است و بیرونکشیدن این درختان شکسته و افتاده جز به چالش کشیدن و برهمزدن این تعادل چندین میلیونساله، هیچ توجیهی ندارد. درک این ماجرا مانند همان موضوع «باز وحشی کردن گوزن قرمز هیرکانی» برای دانشآموختگان رشتههای دیگر دشوار است، ولی برای دانشآموختگان حوزه مرتبط، یک اصل بدیهی و پیشپاافتاده است.
کدام کارشناسان قرار است تصمیمگیری کنند؟
یکی از وعدههای شیرین دوران تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری شما، کارشناس محور کردن تصمیمهای مهم بود! همان هنگام چون سرانجام چنین وعدهای را پیشبینی میکردم، یادداشتی با این سرنویس در همین روزنامه «پیام ما» نوشتم که «رئیسجمهور از کدام کارشناسان میگوید؟»؛ چراکه پیشبینی میکردم صدای کارشناسان میهندوست و دغدغهمندانی که چشم طمع مالی و اقتصادی و جایگاهی ندارند، هرگز از دیوارهای کاخ نهاد ریاستجمهوری گذر نخواهد کرد. ولی باید اعتراف کنم که هرگز و هرگز گمان نمیکردم که این پیشبینی در کمتر از صد روز پس از روی کارآمدی دولت شما محقق شود. گمان میکنم شما دراینخصوص و در میان همه رئیسجمهورهای پیشین با فاصلهای دورودراز رکورد زدید!
مگر قرار نبود از دیدگاه کارشناسان بهره بگیرید؟ شفاف برای مردم و شهروندان بگویید که سرپرست سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور در جایگاه نهاد کارگزاری تخصصی، با کدام گروه از کارشناسان دراینباره گفتوگو و نظرخواهی کرده است؟ لازم است جلساتی با کارشناسان و دغدغهمندان و دلسوزان واقعی این سرزمین برگزار شود
قاچاق چوب افزایش مییابد
برداشت از درختان شکسته و بادزده و افتاده در کف جنگل، دستهگلی بود که رئیس پیشین سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور با گردشی ۱۸۰درجهای در دیدگاهایش پس از راهیابی به ساختمان اُزگل و نشستن بر کرسی ریاست این سازمان اجرایی کرد. اگرچه عمر دوران مدیریتی او کفاف نداد تا این موضوع را عملیاتی کند و تنها نشانهگذاری درختان در دوره کارگزاری ایشان انجام شد، ولی بهتازگی شاهد صدور نامه رسمی سرپرست سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور درباره عملیاتی شدن این برداشتها هستیم.
در راستای اصلاح و برچیده شدن روشهای ویرانگر برای آینده و همه آنچه در گذشته رخ داد، موشکافی و مسببان وضعیت امروز محیط زیست و منابع طبیعی کشور شناسایی و به قانون سپرده شوند
این یادآوریها و مطالبهگری را تنها خیرخواهی یک کنشگر و شهروند عادی جامعه برشمرید که تردید نداریم و نداشته باشید، گمان نداریم و نداشته باشید، شک نداریم و نداشته باشید، میدانیم و بدانید که کلیدواژه و رمز عملیات برداشت درختان شکسته و افتاده، باتوجهبه ضعف بسیار شدید و ناتوانی سازمان کارگزار منابع طبیعی کشور بهویژه در بخش حفاظت و صیانت، در کوتاهمدت به بزرگترین ابزار و دستاویز برای شکستن قانون تنفس جنگل و برداشت غیرقانونی درختان و پایههای مادری با مجوزهای قانونی و قاچاق سازماندهیشده چوب جنگلی تبدیل خواهد شد.
سکوت درباره الیمالات توجیه ندارد
با هر کارشناسی که دفتر و اطرافیان خودتان معرفی میکند هم درباره چالشهای منابع طبیعی کشور و بهویژه گرفتاریهایی که در برجایمانده اندک جنگلهای هیرکانی با آن روبهرو هستیم گفتوگو کنید، بیتردید بیرون کشیدن درختان شکسته و افتاده را آخرین اولویت مدیریتی این رویشگاهها بر خواهند شمرد؛ البته اگر هنوز نسبت به آنچه در دوران تحصیل خود آموخته، پایبند باشند. مگر سازمان متولی و کارشناسان طرفدار این طرح درباره توقف زادآوری، قاچاق چوب، اشغال عرصههای جنگلی و تغییر کاربری آنها که به بزرگترین آفتهای افتاده به جان این جنگلها تبدیل شده، تا امروز طرح و برنامه و دیدگاه کارشناسی ارائه کردند؟ از آنهایی که این نان را در کاسه دولت شما گذاشتند، بپرسید درباره تجاوز و اشغال به عرصههای جنگلی الیمالات که تشت رسوایی ساختار مدیریتی منابعطبیعی کشور را از عرش به فرش درانداخت ولی صدای مهلک و جانفرسای آن، خود به خوابزدگان را بیدار نکرد، چه موضعی اتخاذ کردند که امروز نگران سیلگیری و آتشسوزی این جنگلها بهواسطه برجای ماندن این درختان در کف جنگل هستند؟ در جایگاه مجری قانون اساسی برای افکار عمومیشان دخالت مجمع تشخیص مصلحت نظام را واکاوی و موشکافی کنید. چگونه مدیرعامل یک شرکت بهرهبردار میتواند با رئیس مجمع دیدار خصوصی داشته باشد و مهمترین دستاورد دولتهای پیشین را اینگونه نقض کند؟
قانون تنفس، دستاورد جامعه مدنی
قانون مترقی تنفس جنگلهای شمال اگرچه بهدرستی اجرا نشد، ولی بیگمان یکی از بزرگترین دستاوردهای جامعه مدنی ایران و نظام حکمرانی کشور است که نگارش و تأیید و تصویب و اجرای آن با خود شما دستکم چهار رئیسجمهور را به خود دیده است. در دوران سه رئیس دولت پیشین، مافیای چوب که به همت دولتها و ملت از جنگلهایی که سرمایه همه ملت ایران است بیرون ریخته شده بودند، با وجود تلاشهای بسیار توفیق دستدرازی دوباره به این ثروتهای ملی را نیافتند، شما هم با پایبندی به عهد و میثاق خود با مردم اجازه ندهید با برداشتهای ویژه و هدفمند از تبصره ۱ ماده ۳۶ قانون برنامه توسعه کل کشور، این دستاورد بزرگ قربانی مطامع مالی گروهی شود و تنها بدنامیآن بهنام دولت شما ثبت شود.
در پایان پیشنهاد میکنم نسبت به پیگیری این پرسشهای هرگز پاسخدادهنشده اقدام فرمایید؛
۱. چرا انتشار گزارش رسمی از چگونگی اجرا و دستاوردهای اجرای «طرحهای بهرهبرداری چوبی» ذیل نام فریبنده «طرحهای جنگلداری» از جنگلهای شمال در شصت سال گذشته و همچنین سرنوشت درآمدهای کلان ناشی از تولید و فروش بیش از ۶۰ میلیون مترمکعب چوب جنگلی را پیگیری نمیکنید؟ آیا شهروندانی که بیش از نیمقرن شاهد غرش کامیونهای با بار چوب جنگلی بودند، نباید بدانند که پولهای حاصل از فروش این حجم عظیم چوب چه شد؟
۲. برنامه دولت برای حذف ردیفهای اختصاصی بودجه سال ۱۴۰۴ به ۴۱۱ طرح عمرانی فاقد مجوز ارزیابی اثرات محیط زیستی چیست؟
۳. چرا کارگروهی برای بررسی دستاورد اقدام رؤیایی کاشت یک میلیارد درخت تشکیل نمیدهید تا مشخص شود امروز این ایده در کجای کار است؟ منابع مالی آن از کجا تأمین شد؟ آب موردنیاز آن از کجا تأمین خواهد شد؟ اصلاً این ایده حتی درصورت موفقیت کامل چند درصد از سهم تولید کربن مازاد ایران را کاهش میدهد و آیا به هزینههایش میارزد؟
۴. اقدام و برنامه دولت شما برای بازپسگیری عرصههای ملی بهناحق واگذارشده به پتروشیمی میانکاله و گردشگری الیمالات و بستن راه ادامه چنین فعالیتهایی علیه منابع ملی و طبیعی چیست؟
۵. برنامه دولت برای خروج دام مازاد، توقف اشغال عرصههای طبیعی و تغییر کاربریها و ممنوعیت سند زدن و فروش بستر رودخانههای این سرزمین و واگذاری اراضی با خاکهای برخوردار از امکان تولیدات کشاورزی برای ساخت مسکن ملی چیست؟
۶. مگر قرار نبود انتخاب مدیران بر بنیان خرد جمعی انجام شوند؟ مگر قرار نبود با گزینش کارشناسان خبره در مصدر امور رویکردهای مدیریتی اصلاح و تغییر کند؟ پس چرا وزیر جهادکشاورزی برای گزینش رؤسای سازمان منابعطبیعی و سازمان امور اراضی چنین نمیکند و همه درها و پنجرههای وزارت جهادکشاورزی را به روی کنشگران بسته و تصمیمها در تاریکخانهها گرفته میشود و چرا باگذشت صد روز هنوز این سازمان رئیس ندارد؟ مگر وزیر جهادکشاورزی عضو کابینه شما و مکلف به پیگیری و اجرای دستورات شما نیست؟
۷. چرا گروهی را مأمور به ارزیابی آنچه بهنام طرح احیای خلیج گرگان و تالاب میانکاله رخ داد، نمیکنید؟ چند هزار میلیارد تومان پول این ملت باوجود هشدارها برای این طرح رؤیایی به چاه ویل جیب چه کسانی ریخته شد؟ وضعیت کانالهای لایروبیشده امروز چگونه است؟ چرا یک عکس هم منتشر نمیشود؟
۸. رویکرد و راهکار دولت شما برای تغییر در ساختار مدیریت سازهمحور آب و برچیدن استیلای مافیای سدسازی و انتقال آب بر نظام تصمیمگیری این حوزه چیست؟ برنامه و رویکرد دولت شما برای بهبود مدیریت منابع آب و توقف روند فرونشستهای گسترده که موجودیت و هویت تاریخی-تمدنی یک ملت کهن را نشانه رفته چیست؟ نگویید اجرای برنامه هفتم توسعه که داغ دل هر کارشناس دردمندی از مفاد آن قانون در سر فصلهای مربوط به کشاورزی و آب تازه میشود.
۹. برنامه دولت که این چنین بر ناترازی انرژی و ضرورت اصلاح قیمت حاملهای سوخت پافشاری دارد، برای کاهش یا حذف فلرینگ در میادین نفت و گاز کشور چیست؟ آیا زیبنده صنعت نفت ما با بیش از دستکم ۱۲۰ سال تاریخ مدون مدرن است که معادل ۳۰ درصد مصرف گاز کشور ترکیه، منابع گازی را در فلرها دود هوا کنیم و هنوز زمستان نیامده از کمبود گاز طبیعی بگوییم و نیروگاهها را خاموش کنیم؟
۱۰. اصلاح و بهبود محیطزیست و منابع طبیعی کشور نیازمند ایجاد تغییر زیربنایی نگرشها به این دو حوزه است. ابلاغ دستور جمعآوری درختان شکسته و افتاده آشکارا نشان میدهد که هیچ برنامهای برای این بخش ندارید. شاید این ارزیابی را نادرست و شتابزده بدانید و انتظار داشته باشید که شهروندان مطالبهگر بیشتر خویشتنداری کنند. اگر چنین است، بیان کنید و بگویید که مثلاً تا فلان تاریخ صبر کنید، این گامها برداشته خواهد شد.
اگرچه بخشی از این مطالبات دهگانه، به سالها و دورههای قبل بازمیگردد و پیوندی با دولت شما ندارد، ولی چون روندها و روشها همان است، انتظار میرود در راستای اصلاح و برچیدهشدن این روشهای ویرانگر برای آینده، همه آنچه در گذشته رخ داد موشکافی و مسببان وضعیت امروز محیطزیست و منابع طبیعی کشور شناسایی و به قانون سپرده شوند. بعید میدانم پوشاندن جامه عمل به این درخواست، سخت، دشوار یا خواستهای غیرمنطقی باشد. خلاصه اینکه در آستانه یکصدمین روز کاری دولتتان، منتظر شنیدن گزارشهای شما درباره چنین موضوعات زیربنایی و ماندگاری بودیم، نه شکستن کمر همان دستاوردهای پرهزینه پیشین! گفته بودید با من حرف بزنید، با شما حرف زدم….. منتظر عمل بمانم؟
