بایگانی
تالاب انزلی یکی از اکوسیستمهای آبی با اهمیت جهانی است که در طول سالها با مشکلات مدیریتی، محیطزیستی و اقتصادی فراوانی روبهرو بوده است. این تالاب که در کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده و زیستگاه گونههای مختلف گیاهی و جانوری است، بهدلیل سوءمدیریت، درگیری دستگاههای مختلف و نداشتن یک نقشهراه جامع و هماهنگ، دچار بحران شده است و اکنون بهوضوح صاحب ندارد. چندین دستگاه دولتی مسئولیت مدیریت و حفاظت از تالاب انزلی را برعهده دارند، اما متاسفانه، عدم هماهنگی و نبود یک نهاد مجری و ناظر واحد موجب شده است این دستگاهها نتوانند بهطور مؤثر و همزمان اقدامات لازم را برای احیای تالاب انجام دهند.
سازمان حفاظت محیطزیست، نظارت و اجرای پروژههای احیا
سازمان حفاظت محیطزیست وظیفه نظارت بر وضعیت محیطزیستی تالابها و اجرای پروژههای احیا را برعهده دارد. این سازمان باید بهطور مستمر به پایش اکوسیستم تالاب، وضعیت گونههای گیاهی و جانوری و وضعیت آلودگی آب بپردازد و اقدامات لازم را برای حفاظت از تالاب انجام دهد. وظایف این سازمان شامل مدیریت آلودگیها، کنترل گونههای مهاجم و نظارت بر وضعیت اکوسیستم تالاب است.
وزارت نیرو و حقابه انزلی
وزارت نیرو مسئول مدیریت منابع آبی کشور است و نقش آن در تأمین منابع آب تالابها و جلوگیری از خشکسالیهای ناشی از کاهش آبهای سطحی، بسیار مهم است. این وزارتخانه باید منابع آبی مورد نیاز برای تالابها را تأمین کند و پروژههای مربوط به آبشماری و کنترل سیلابها را بهطور مؤثر انجام دهد. کاهش سطح آب دریای خزر و کمبود منابع آبی از مشکلات عمدهای است که وزارت نیرو باید در مدیریت آنها نقش داشته باشد. یکی از مشکلات اساسی تالاب انزلی، ورود حجم زیادی از فاضلابهای شهری، صنعتی و کشاورزی از طریق رودخانههای زرجوب و گوهررود به این تالاب است. وزارت نیرو و سازمان آبوفاضلاب مسئولیت نظارت و مدیریت تصفیه فاضلابهای شهری را برعهده دارند. طبق قانون آبوفاضلاب کشور، این سازمان موظف به ایجاد سیستمهای تصفیه فاضلاب است. بااینحال، بهدلیل ضعف در ایجاد و توسعه سیستمهای تصفیه مؤثر، حجم زیادی از فاضلابها بهطور مستقیم وارد تالاب میشود. این آلودگیها باعث تشدید فرایند اتروفیکاسیون و نابودی تدریجی اکوسیستم تالاب میشوند
وزارت جهادکشاورزی مسئول مدیریت کشاورزی و جلوگیری از اثرات منفی آن بر تالابهاست. این وزارتخانه باید برنامههای مناسب برای کنترل فرسایش خاک، جلوگیری از رسوبگذاری و مدیریت منابع طبیعی در اطراف تالاب را پیادهسازی کند. همچنین، نقش این وزارتخانه در حفاظت از منابع آبهای زیرزمینی و حفظ تنوعزیستی تالاب نیز اهمیت دارد.
شهرداری، مدیریت فاضلاب شهری و صنعتی
این وزارتخانه مسئول اجرای پروژههای زیربنایی در اطراف تالابهاست. وزارت کشور باید بهویژه در مدیریت فاضلاب شهری و صنعتی، ایجاد تصفیهخانهها و جلوگیری از ورود آلایندهها به تالابها نقش مؤثری ایفا کند. شهرداریها نیز باید در این زمینهها همکاریهای لازم را انجام دهند و نظارتهای زیستمحیطی را تقویت کنند.
سازمان بنادر و دریانوردی مسئول ساخت و نگهداری بنادر و اسکلهها در کشور است. درباره تالاب انزلی، فعالیتهای این سازمان در تخریب اسکله T در ورودی حوضچه قدس که مانع از ورود آب دریا به تالاب شده است، نقش مهمی ایفا میکند. اسکله T باعث کاهش تبادل آبی میان تالاب و دریا میشود و شرایط اکولوژیکی تالاب را مختل میکند. سازمان بنادر باید برنامهریزیهای دقیقی برای اصلاح یا حذف این ساختارها و جلوگیری از تخریب بیشتر تالاب بهعمل آورد.
وزارت راهوشهرسازی، تکمیل پروژههای زیرساختی
یکی دیگر از دستگاههای مهم در مدیریت تالاب، وزارت راهوشهرسازی است. این وزارتخانه بهویژه در پروژههای ساخت پلهای کنارگذر انزلی نقش دارد. عدم تکمیل پروژه پلهای کنارگذر و استفاده از پلهای موقت در داخل تالاب که قرار بود موقت باشند، ولی بعد از سالیان دراز هنوز در حال استفاده شدن هستند، باعث مسدود شدن مسیرهای آبی و ایجاد رسوبگذاریهای اضافی میشود. وزارت راه باید نسبت به تکمیل پروژههای زیرساختی بهویژه پلها و جادهها، بدون آسیب رساندن به اکوسیستم تالاب، اقدام کند.
درگیری بین دستگاهها و نبود نقشهراه هماهنگ
چالش اصلی در مدیریت تالاب انزلی نبود هماهنگی میان این دستگاهها است. هریک از نهادها مسئولیتهای خاص خود را دارند، اما در عمل هیچکدام بهطور کامل و همزمان در راستای احیای تالاب اقدام نمیکنند. بهعنوان مثال، سازمان حفاظت محیطزیست ممکن است پروژههای مربوط به حفاظت از گونههای زیستی و کنترل آلودگیها را پیش ببرد، درحالیکه وزارت جهادکشاورزی در حال اجرای پروژههای مربوط به آبخیزداری است؛ هیچکدام از این پروژهها بدون همکاری نزدیک و هماهنگی میان دستگاهها نمیتوانند اثرات مثبت و پایداری بههمراه داشته باشند.
در بسیاری از موارد، هر دستگاه سیاستها و برنامههای خود را بهطور جداگانه پیادهسازی میکند و هیچ نهاد واحدی برای مدیریت و نظارت بر این فعالیتها وجود ندارد. این ناهماهنگیها باعث میشود پروژهها تداخل یا نقصهای جدی پیدا کنند و درنهایت تأثیرات منفی بر وضعیت تالاب بگذارند. همچنین، این دستگاهها از نبود یک نقشهراه جامع و کامل رنج میبرند که بتواند اولویتها و راهکارهای مشخص برای احیای تالاب را بهطور یکپارچه و هماهنگ تعریف کند.
درحالیکه برخی دستگاهها برای اجرای پروژههای مختلف در زمینه تالابها بودجههای قابلتوجهی دریافت میکنند، اما تخصیص نادرست یا تأخیر در تخصیص این منابع، روند احیای تالابها را با مشکلات جدی روبهرو کرده است. طبق بودجه سال ۱۴۰۳، سازمان حفاظت محیطزیست بودجهای معادل ۲۴۰ میلیارد تومان برای پروژههای مرتبط با تالابها اختصاص داده است، درحالیکه وزارت نیرو حدود ۴۵۰ میلیارد تومان برای تأمین منابع آبی و کنترل سیلابها تخصیص داده است. همچنین، وزارت جهادکشاورزی صد میلیارد تومان به پروژههای آبخیزداری و جلوگیری از فرسایش خاک اختصاص داده است. این اعتبارها باید بهطور مؤثر و بموقع هزینه شوند، اما بهدلیل مشکلات اجرایی و عدم نظارت، در بسیاری از موارد نتایج لازم حاصل نمیشود.
این درحالیاست که تالاب انزلی در حال حاضر وضعیت وخیمی دارد:
– سطح آب تالاب در مقایسه با دهههای گذشته کاهش چشمگیری داشته است (بهعنوان مثال، کاهش ۴۰ درصدی از سال ۱۳۷۰ تا کنون).
– سالانه حدود یک میلیون مترمکعب رسوب وارد تالاب میشود (منبع: سازمان محیطزیست).
– جمعیت پرندگان مهاجر در ۱۰ سال اخیر حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است.
– روزانه هزاران مترمکعب فاضلاب شهری و صنعتی بدون تصفیه وارد تالاب میشود.
– صید ماهی در دهه اخیر حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است که نشاندهنده تأثیر مستقیم آلودگی بر اقتصاد محلی است.
قوانین محکم در کنار مشارکت جامعه محلی
مدیریت تالابهای موفق در جهان مانند تالاب اورلاندو در نروژ یا تالاب اورگلیدز در آمریکا نشان میدهد وجود یک نهاد متولی واحد، قوانین محکم و مشارکت جامعه محلی میتواند به احیای تالابها کمک کند. برای مثال، در تالاب اورگلیدز، یک برنامه جامع با همکاری دولت فدرال، ایالت فلوریدا و سازمانهای مردمی اجرا شده که منجر به کاهش آلودگی و احیای اکوسیستم شده است.
همچنین، فعالیت مجموعههای غیردولتی مانند اتحادیه قایقرانان بندر انزلی در پاکسازی، و فشار و مطالبهگری از دستگاههای مسئول بسیار مؤثر بوده است و از سوی دیگر، مشارکت جوامع محلی در طرحهای کشاورزی پایدار میتواند به کاهش آلودگی و حفظ تالاب کمک کند. از جمله این موارد میتوان به فعالسازی «ستاد احیای تالاب انزلی» زیر نظر معاون اول رئیسجمهور و با انتخاب یک فرد بهعنوان مدیر اجرایی بهعنوان پاسخگو، مشابه طرح احیای دریاچه ارومیه، تصویب قانون خاص تالاب انزلی در مجلس برای تعیین نهاد متولی، جریمه آلودهکنندگان و اختصاص بودجه ثابت برای امورات تالاب همچون لایروبی و پاکسازی و …، استفاده از فناوریهای نوین مانند پایش ماهوارهای و ایجاد نیزارهای مصنوعی برای کاهش رسوب، تخریب اسکله T و احیای رسوبگیرهای ورودیهای تالاب و لایروبی چند پهنه خشکشده تالاب و مسیر رودخانههای اصلی بهصورت مداوم اشاره کرد.
تالاب انزلی بهعنوان یک اکوسیستم با ارزش جهانی، نیازمند مدیریتی هماهنگ، یکپارچه و با دیدگاه بلندمدت است. دستگاههای مختلف مسئول در این حوزه باید از هماهنگی کامل برخوردار باشند و در راستای اهداف مشترک برای احیای تالاب عمل کنند. در حال حاضر، نبود نقشهراه جامع و متولی واحد، درگیریهای داخلی بین دستگاهها، تخصیص نادرست و عدم نظارت بر منابع مالی، باعث شده است تالاب انزلی به جایی برسد که «صاحب ندارد». برای احیای این تالاب، باید تمامی دستگاهها بهطور هماهنگ و با تخصیص بموقع و صحیح منابع مالی، پروژههای احیا را پیش ببرند و مسئولیتهای خود را بهطور مؤثر انجام دهند.
اگر ظرف پنج سال آینده اقدامی جدی برای این تالاب صورت نگیرد، ممکن است تالاب انزلی به نقطه بیبازگشت برسد و به یک باتلاق آلوده تبدیل شود. بنابراین، اقدام فوری و هماهنگ بین تمام نهادهای مسئول و مشارکت جامعه محلی ضروری است.
باز شدن زخم کهنه تنش آبی میان اصفهان و یزد در کنار کمبود بارشها، بار دیگر مسئله حکمرانی آب را به صدر مباحث اجتماعی و حتی سیاسی کشور بازگردانده است. هر از چندگاه که اینگونه تنشهای اجتماعی رخ میدهد، سیاستگذاران سعی میکنند عجولانه و در کوتاهمدت مشکل را حل کنند، انگار اراده و خواستی برای سیاستگذاری مناسب و بلندمدت وجود ندارد.
بهنظر میرسد در کنار کمبود بارشها، حکمرانی آب و پایبندی به اصول اینگونه حکمرانی از اصلیترین دلایلی است که کشور را دمادم دچار بحرانهای آبی میکند. عدم کاربست مفاهیم حکمرانی خوب در حوزه آب پیامدهای تلخ و هشداردهندهای همچون کاهش آب دریاچه ارومیه، رودخانه زایندهرود، دشت هامون، کاهش حقابههای حیاتی رودهایی چون کارون و نیز افت نگرانکننده سطح آب دریاهای مرزی را در پی داشته است و این وقایع نهتنها تهدیدی برای محیطزیست، که زنگ خطری برای امنیت ملی و معیشت مردم هستند.
در برخی مناطق از جمله اصفهان و یزد، بحران آب به منازعات اجتماعی میان مردم انجامیده و این خود، ریشه در عدم درایت در مدیریت منابع دارد. اقداماتی که پس از وقوع تنشهای اجتماعی در پیش گرفته شد، نظیر ترمیم خطوط انتقال آب یا تخصیص مقطعی حقابهها، تنها واکنشهایی موقتی برای مهار بحران بودند؛ نه راهکارهایی پیشگیرانه. اگر این تدابیر پیش از بروز بحران صورت میگرفت، شاید از بسیاری از پیامدهای ناگوار جلوگیری میشد.
انتقادها درباره حکمرانی آب در ایران وقتی جدیتر میشود که به گواه تاریخ ایران در منطقه خشک و نیمهخشک جهان قرار دارد و هر سیاستگذاری قبل از پیادهسازی یک جریان و روند در حوزه آب این مسئله مهم را میداند، اما انگار حکمرانی نمیداند!
حکمرانی خوب؛ مفاهیم و کاربردها
حکمرانی خوب (Good Governance) در سه دهه اخیر مورد توجه بسیاری از تحلیلگران اجتماعی قرار گرفته است. پژوهشهای فراوانی انجام شده که در آن از این نکته سخن رفته است که ضعف در بهکارگیری و عملی کردن اصول حکمرانی خوب، یکی از مهمترین موانع رشد و توسعه در کشورهای جهان سوم است و حکمرانی نامطلوب باعث تأخیر در رشد اقتصادی کشورهای درحالتوسعه شده است.
در قاموس حکمرانی خوب سه حوزه دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی بازیگران اصلی هستند و کنش و رفتار هر کدام از این بازیگران در رشد و توسعه کشور تعیینکننده و اثرگذار است.
طبق جدیدترین تعریف بانک جهانی، حکمرانی خوب، در اتخاذ سیاستهای پیشبینیشده آشکار و صریح دولت (که نشاندهنده شفافیت فعالیتهای دولت است)، بوروکراسی شفاف، پاسخگویی دستگاههای اجرایی در قبال فعالیتهای خود، مشارکت فعال مردم در امور اجتماعی و سیاسی و نیز برابری همه افراد در برابر قانون، تبلور مییابد. بهطورکلی میتوان گفت حکمرانی خوب، تمرین مدیریت (سیاسی، اقتصادی، اجرایی و…) منابع یک کشور، برای رسیدن به اهداف تعیینشده است. این تمرین دربرگیرنده راهکارها و نهادهایی است که افراد و گروههای اجتماعی از طریق آن، توانایی دنبال کردن علایق و حقوق قانونی خود را باتوجهبه محدودیتها داشته باشند.
اصول حکمرانی خوب
در برخی از متون، حکمرانی خوب (Good Governance) بهمعنی دولت خوب (Good Government) نیز تعریف شده است. بااینحال، نمیتوان این دو مفهوم را مترادف دانست، زیرا همه نهادهای جامعه در قوه مجریه خلاصه نشده و سایر نهادها نیز در روند اداره یک کشور بهاندازه خود سهیم هستند. اما بنابه توافقی که میان کارگزاران این حوزه وجود دارد، اصول حکمرانی خوب عبارت است از: مشارکت، حاکمیت قانون، شفافیت، پاسخگویی، شکلگیری وفاق عمومی، حقوق مساوی (عدالت)، اثربخشی و کارایی و مسئولیتپذیری.
حکمرانی آب به چه معناست؟
حکمرانی آب یکی از ارکان اساسی حکمرانی خوب در هر کشوری است که قصد مدیریت منابع خود را دارد. بدون شک بر سر این مسئله که آب عنصری غیرقابلجایگزین است، بین تمامی کنشگران اجتماعی توافق وجود دارد.
آب کالایی است اجتماعی، اقتصادی و امنیتی و بر تمامی این حوزهها اثر مستقیم دارد. مفهوم حکمرانی آب نخستینبار در دومین اجلاس جهانی آب در لاهه مطرح شد. همچنین، در سال ۲۰۰۳ شورای جهانی آب حکمرانی آب را بهعنوان طیف وسیعی از سیستمهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اداری که با هدف توسعه و مدیریت منابع آب و ارائه خدمات آب به سطوح مختلف جامعه ایجاد شدهاند، تعریف کرد. حکمرانی آب سیاستگذاریها و نحوه تأمین و توزیع آب و نهادهای رسمی و غیررسمی دخیل در این روند را تشریح و تعریف میکند.حکمرانی آب چهار بعد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی دارد و این چهار بعد با چهار شاخص مشارکت ذینفعان، استفاده عادلانه، استفاده بهینه و استفاده پایدار تعریف میشود. درواقع، حکمرانی آب در ساحت نظریه و عمل بهعنوان چراغ راهی برای جامعه و سیاستگذاران بر تدبیر خردمانه امور تأکید دارد تا حداکثر نتایج مطلوب برای جامعه حاصل شود.
حکمرانی آب در ایران به کدام سو میرود؟
بهنظر میرسد برای پاسخ به این سؤال چالشهای زیادی وجود دارد، اما دادههای آماری حاکی از آن است که ما در زمینه حکمرانی آب وضعیت مطلوبی نداریم و سیاستهای اجراشده در کنار تغییراقلیم دست به دست هم داده است تا بخشی از زیستبوم ایران بهسرعت وارد بحرانهای آبی و اقلیمی عمیق تنشهای گاه و بیگاه شود.
با وجود اینکه حکمرانی آب از تغییرات زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرات فراوانی میپذیرد، ولی بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاسی عقیده دارند درصورت ادامه سیاستهای فعلی سرزمین ایران بهزودی در بخشهایی، مقدمات اولیه زیست و سکونت را از دست خواهد داد. اگر روند کنونی در زمینه برداشت از آبهای زیرزمینی، تخصیص حقابهها، توسعه ناهمگون و قارچگونه کلانشهرها و کشتهای آببر ادامه یابد، ما زودتر شاهد فجایعی خواهیم بود که میتوانستیم از مدتها قبل، از وقوع آنها جلوگیری کنیم. تا روزی که عرصه حکمرانی در حوزههای محیطزیستی عرصه تاختوتاز سیاستمدارانی است که منافع گروهی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند، نمیتوان انتظار داشت تغییرات چندانی در این زمینه ایجاد شود.
چه کنیم تا از ما آبی برای آیندگان گرم شود
در حوزه آب نیز مانند بسیاری دیگر از حوزه اجتماعی و اقتصادی ما با نوعی اقتدارگرایی ایرانی مواجهیم که باعث میشود تصمیمات خلقالساعه و جبری گرفته شوند و این تصمیمات زمانی سفرههای آب زیرزمینی را میخشکانند و روزگاری هم به ته کشیدن آب دریاچهها و تالابها میانجامند. درواقع، اقدامات جزیرهای و دستورهای سهل و ممتنع سیستم سیاستگذاری در درازمدت نهتنها بنبستهای تأمین و توزیع آب را حل نکرده است که وضعیت را بهسمت تنشی گسترده سوق داده است. بهنظر میرسد سیاستگذاران باید نگاه بخشی و سیاسی را کنار بگذارند و خردمندانه سعی در پیریزی یک شاکله ماندگار و درازمدت در زمینه حکمرانی آب باشند که این شاکله تمامی عوامل زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی را در کنار هم قرار دهد و بهترین وضعیت آینده را برای منابع آبی رقم بزند. این اتفاق جز با همکاری دو ضلع دیگر عرصه حکمرانی، یعنی جامعه مدنی و بخش خصوصی، میسر نمیشود و این دو ضلع نیز باید منافع عمومی و درازمدت را سرلوحه اقدامات خود در حوزه آب قرار دهند. درنهایت، باید گفت همه سیاستهایی که باید بلندمدت و خردمندانه گرفته شوند، تنها درصورتی به ثمر مینشینند که دولت و جامعه کمآبی را در اقلیم خشک ایران با تمام وجود درک کنند و راه سازگاری با این کمآبی را در پیش گیرند.
دانش تاریخی، حلقه مفقوده مقابله با فرونشست
| پیام ما | در نخستین نشست خبری رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، «محمدابراهیم زارعی» به پرسشهایی درباره فعالیتها و اقدامات این مجموعه پاسخ داد. زارعی در ابتدای سخنان خود با اشاره به برنامههای پژوهشگاه برای تقویت جایگاه علمی و پژوهشی کشور در عرصه باستانشناسی، از ادامه و گسترش کاوشها در مناطق شمالی خلیجفارس و سواحل دریای مکران خبر داد و گفت در این مناطق تمرکز بیشتری بر مطالعات باستانشناسی میشود. او گفت با وجود انجام مطالعات وسیع در سواحل جنوبی خلیجفارس، وظیفه ماست که توجه بیشتری به سواحل شمالی آن و دریای مکران داشته باشیم و تیمهای کاوش بهزودی در منطقه مکران مستقر میشوند.
زارعی در پاسخ به پرسشهایی درباره همکاری با گروههای باستانشناسی چینی، گفت از زمان آغاز مسئولیت او در پژوهشگاه، هیچگونه فعالیت میدانی یا کاوشی از سوی باستانشناسان چینی در ایران انجام نشده است و تنها جلسهای رسمی با سفارت چین برگزار شده که محتوای آن نیز بهشکل رسمی اطلاعرسانی شده و هیچ تصمیم محرمانهای در کار نبوده است. او تأکید کرد درصورت حضور هیئتهای خارجی، پژوهشگاه ملزم به اطلاعرسانی رسمی و شفاف است و هیچ فعالیتی بدون اعلام عمومی انجام نمیگیرد.
در بخشی دیگر از این نشست، زارعی به موضوع «حفاریهای سفارشی» اشاره کرد و گفت در طول دوران مدیریت او در پژوهشگاه، بههیچعنوان چنین مجوزهایی صادر نشده و نخواهد شد. او خطاب به رسانهها و افکار عمومی گفت: «تعهد میدهم که حتی یک مجوز برای حفاری به درخواستهای سفارشی یا مشکوک صادر نشود. ما در برخورد با متخلفان هیچ مماشاتی نداریم و با هرگونه رفتار غیرعلمی در حوزه میراث فرهنگی برخورد میکنیم.»
رئیس پژوهشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به کاوشهای نجاتبخشی در سدهایی مانند چمشیر و چپرآباد اشاره کرد و گفت در برخی پروژهها، تعهداتی از سوی مجریان عمرانی داده شده بود که متأسفانه اجرایی نشد. او تأکید کرد پژوهشگاه بهدنبال تسریع این کاوشها نیست، زیرا کار علمی نیازمند دقت و زمان است. بهگفته او، گاه خروج یک شیء از خاک تا دو ماه زمان نیاز دارد و این فرایند نمیتواند تحت فشار اجرایی یا عمرانی تسریع شود.
در ادامه، زارعی به موضوع پرحاشیه کاوشهای باستانشناسی در محدوده متروی بافت تاریخی شیراز پرداخت. او با رد انعقاد تفاهمنامه رسمی میان پژوهشگاه و نهادهای دیگر، اعلام کرد سند منتشرشده در فضای مجازی تنها یک پیشنویس قدیمی است که بدون هماهنگی با پژوهشگاه دستکاری شده و فاقد اعتبار رسمی است. بهگفته زارعی، مسئولیت مستقیم این پروژه برعهده پژوهشگاه میراثفرهنگی است و سرپرست کاوش نیز از اعضای هیئتعلمی دانشگاه شیراز و دارای تأییدیه رسمی از شورای پژوهشی پژوهشگاه است. او تأکید کرد ادعاهای مطرحشده از سوی رئیس دانشگاه هنر شیراز فاقد وجاهت قانونی است، زیرا این دانشگاه هیچگونه مسئولیتی در پروژه مذکور ندارد.
زارعی با اشاره به جزئیات کاوشهای انجامشده، گفت تاکنون لایههایی از دوران پهلوی دوم و سپس دوره قاجار کشف شده است و آثار بهدستآمده شامل قطعات سفال لعابدار، بدون لعاب و چندین سکه تاریخی است. این اشیا مطابق قانون تا یک ماه برای مستندسازی و مطالعات تخصصی در اختیار باستانشناس باقی میمانند و سپس به مراجع ذیربط تحویل داده میشوند.
زارعی در ادامه، با تأکید بر اهمیت آموزش و فرهنگسازی، افزود: حتی در میان تحصیلکردهها، سواد میراثی پایین است و یکی از دلایل آن، فقدان آموزش در این حوزه از سطح مدرسه است. او خبر داد که تفاهمنامهای با وزارت آموزشوپرورش برای آغاز این آموزشها در مدارس در حال تنظیم است.
ابراهیم زارعی در پاسخ به پرسش «پیام ما» درباره خطر فرونشست و آسیب آن به آثار تاریخی گفت: پژوهشگاه در حال همکاری با سازمان زمینشناسی و سازمان نقشهبرداری کشور است تا از ظرفیت تخصصی این نهادها استفاده کند. هرچند گاهی فرونشست آنقدر بحرانی شده است که نه وزارت میراث و نه سازمان نقشهبرداری هیچ اقدامی نمیتوانند انجام دهند. او فرونشست را یکی از مهمترین تهدیدها علیه میراث فرهنگی کشور دانست و هشدار داد استفاده بیرویه از منابع آب زیرزمینی، از جمله حفر چاههای غیرمجاز، باید متوقف شود. او توجه به دانش و معماری ایرانی را در کنترل وضعیتی که فرونشست برای ایران ایجاد کرده، اثرگذار دانست و گفت توجهی به این دانش نمیشود. باید به مطالعات باستانشناسی و تاریخی توجه شود تا خطای کمتری در تصمیماتمان باشد. زارعی در ادامه گفت: تلاشمان این است که در حوزه تغییراقلیم هم اقدامات و پژوهشهایی انجام دهیم.
زارعی همچنین با رد شایعه انحلال پژوهشگاه میراثفرهنگی تأکید کرد پژوهشگاه در مسیر تقویت و توسعه بیشتر قرار دارد. او گفت: بخشی از چالشها بهدلیل محدودیت منابع مالی است، اما تلاش میشود تا با استفاده از ظرفیتهای بیناستانی و انعقاد تفاهمنامه با بیش از ۲۵ استان کشور، برنامههای پژوهشی و ادغام مأموریتی با قدرت بیشتری اجرا شود.
در پایان نشست، رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی به موضوع نقش گردشگری پایدار در حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی کشور اشاره و اعلام کرد پژوهشگاه آماده است در همکاری با معاونت گردشگری و سایر نهادها، طرحهای اولویتدار را
اجرا کند.
آنچه سوختهای فسیلی بر سر محیطزیست آوردهاند، بر کسی پوشیده نیست. از انتشار آلایندههایی همچون اکسیدهای گوگرد، اکسیدهای نیتروژن و منوکسیدکربن تا ذرات معلق گرفته تا انتشار گازهایی که اگرچه آلاینده محسوب نمیشوند، اما دارای اثر گلخانهای هستند و عامل افزایش دمای عمومی زمین محسوب میشوند، همه و همه از آثار استفاده از سوختهای فسیلی هستند. دستکم در دو دهه اخیر، بسیاری از رسانهها درباره این اثرات صحبت کردهاند و امروز کمتر کسی را میتوان یافت که از ابعاد تأثیرات منفی این سوختها بیخبر باشد. سوختهای فسیلی در تمام مراحل از استخراج تا پالایش و استفاده، دارای آلایندگی هستند. اگرچه در چند دهه همواره تلاش بر این بوده است که از آلایندگی آنها کاسته شود، اما باتوجهبه میزان استفاده گسترده از آنها در تولید برق، واحدهای صنعتی، حملونقل، گرمایشی و… نمیتوان هر میزان تولید آلودگی و گاز گلخانهای با منشأ این سوختها چشمپوشی کرد.
اما تأثیر دیگری که این سوختها بر محیطزیست دارد، کمی پیچیدهتر است و در حوزه اقتصاد و سیاستگذاری باید آن را جستوجو کرد. تجربه بیش از ۱۵۰ سال استفاده از سوختهای فسیلی در جهان نشان میدهد در دسترس بودن و قیمت نسبتاً ارزان این سوختها از یکسو و سود سرشار حاصل از تولید و فروش آنها برای تولیدکنندگان از سوی دیگر، باعث میشود کشورها کمتر به آثار و تبعات استفاده از آنها بیندیشند و حرکت آنها بهسوی جایگزینها با مشکل روبهرو باشد. کشورهایی که به دریای ذخایر زیرزمینی نفت و گاز دسترسی دارند، معمولاً کمتر نگران بهرهوری انرژی هستند و برنامههای توسعه خود را برپایه سوخت ارزانی که در اختیار دارند، استوار میکنند. اینچنین است در کویرهای سوزان خاورمیانه، امارات متحده عربی پیست اسکی سرپوشیده راهاندازی میکند و صنایع فولادی جانماییشده در میان کویرهای خشک ایران برای جبران کمبود آب خود -به پشتوانه سوخت فسیلی ارزان- برنامه شیرینسازی و پمپاژ آب از سواحل خلیجفارس و دریای عمان را برای فاصلهای چندصد کیلومتری از ساحل راهاندازی میکنند. اینچنین است که میزان «شدت انرژی» (نسبت مصرف انرژی به میزان تولید) در خاورمیانه بالاست و تنها شدت انرژی در ایران، ۲.۵ برابر میانگین جهانی است. مسئله، تنها فراوانی نیست، بلکه نادیده انگاشتن آثاری است که استفاده از همین سوختهای فسیلی داشته است. دستکم در هفت دهه از قرن بیستم، سوخت فسیلی ابزار قدرتمند سیاستمداران در جامعه جهانی بود و بخش مهمی از مناسبات قدرت بهواسطه همین ابزار تغییر کرد.
اقتصادهای کوچک و بزرگ بهواسطه همین سوختها سر برآوردند و پا گرفتند و بازارهای وابسته را شکل دادند. همین قدرت اقتصادی و بهتبع آن قدرت سیاسی برگرفته از هیدروکربنهای پرطرفدار حتی بر روند پیگیریها برای ایجاد تغییر، کاهش اثرات محیطزیستی و گذار بهسوی منابع انرژی پاک تأثیر منفی داشته و دارد. مروری بر اخبار و جهتگیری رهبران جهان، چهرههای سیاسی و رسانهها درباره مسائلی همچون تغییراقلیم و گذار به انرژی پاک، بهسادگی امکان تفکیک بهرهمندان از خان نعمت سوخت فسیلی را از تحولخواهان میسر میکند. آنچه سوختهای فسیلی -در کنار خدمات ارزشمندشان به توسعه جوامع بشری- بر سر اکوسیستمها و منابع حیاتی زمین آوردهاند، تنها آلایندههایشان نیست، بلکه بخش مهمی از آن، ایجاد فضایی سیاسی و اقتصادی است که گذار به عصر انرژیهای جدید و پاکتر را دشوار میکند.
جمعهشب، در آخرین روزهای فروردین سال ۱۴۰۴، سارقان به یک دانشجوی دختر در نزدیکی خوابگاه دانشگاه شهید بهشتی حمله میکنند. آنطورکه در اطلاعیه دانشگاه آمده است، دانشجو دچار جراحت میشود و پلیس تحقیقاتش را آغاز میکند. برخی خلوتی مسیر، روشن نبودن و کمبود سرویسهای حملونقل را مقصر ماجرا میدانند. رئیس دانشگاه شهید بهشتی نیز با این روایتها همراه است. آنطورکه خبرگزاری فارس نوشته، او گفته برای حل این بحران، همراهی نهادهای امنیتی و اجتماعی و فرهنگسازی عمومی نیاز است. «محمودرضا آقامیری»، گلایه کرده: «اقداماتی مانند اختصاص سرویس و بهبود وضعیت روشنایی در دستورکار دانشگاه قرار گرفته، اما سارق همیشه نقطهای را هدف میگیرد که از دید ما پنهان مانده است. ما بارها خواستار رفع مشکلاتی مانند روشنایی و نصب دوربین در این محدوده شدیم، اما وقتی اقدامی انجام نشد، تصمیم گرفتیم از داخل دانشگاه برای حل مشکل وارد عمل شویم.»
این دانشجوی دختر که در رسانهها نامی از او برده نشده، از این اتفاق جان سالم به در برده است و مسئولان گفتهاند خسارتهای مالی و جانی او جبران شده است؛ اما «نگرانی» همچنان با دانشجوهای دیگر همراه و همقدم است. آنها بلافاصله بعد از این اتفاق در کانال تلگرامی خوابگاههای دانشگاه متنی منتشر کردند: «مسیر تردد دانشجویان دختر از خوابگاه کوی دختران بهسمت خوابگاه کوی پسران، بهویژه در بلوار دانشجو، بهشدت تاریک و فاقد روشنایی کافی است. این وضعیت، محیطی ناامن و ترسناک برای دانشجویان، بهویژه در ساعات پایانی شب ایجاد کرده است.» آنها پرسیدهاند: چه زمانی مسئولان برای این موضوع چارهاندیشی میکنند؟
مسیر خلوت و ناامن است
اتفاقی که برای دختر دانشگاه شهید بهشتی افتاد، دانشجوها را به یاد قتل «امیرمحمد خالقی»، در حوالی خوابگاه دانشگاه تهران انداخته است؛ اتفاقی که در بهمنماه پارسال رخ داد و موضوع تأمین امنیت در اطراف خوابگاههای دانشجویی را در اذهان عمومی برجسته کرد. دانشجویان دانشگاه بهشتی اما روایتهای مشابه دیگری هم دیده یا شنیدهاند. خوابگاه دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی در داخل دانشگاه است، یک در از داخل دانشگاه دارد و در دیگر آن در بلوار دانشجو است. خاطرات، بیشتر متعلق به آنهایی است که از بیرون دانشگاه باید وارد خوابگاه شوند.
یکی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی: من سال ۱۴۰۱ حدود یک ربع دیر به خوابگاه رسیدم. درها را بسته بودند. وحشت کردم. آنقدر ایستادیم تا بالاخره در را برایمان باز کردند. شبیه یک تنبیه سخت بود
یکی از این دانشجوها که تا همین پارسال در خوابگاه دانشگاه سکونت داشت به «پیام ما» میگوید: «شبها مسیر بهشدت ترسناک و خلوت است و روشنی چندانی ندارد. ماشینهای زیادی از آنجا تردد نمیکنند و خط ثابت اتوبوس و تاکسی در برخی ساعتها وجود ندارد. به همین دلیل، دانشجوها مجبورند با ماشینهای شخصی تردد کنند تا سریعتر به زمان مقرر خوابگاه برسند. فشار از چند طرف به بچهها وارد میشود.» او میگوید گاهی همین اتومبیلهای شخصی بودند که برای دانشجوها ایجاد آزار کردند. «سارا» از نگهبانهای خوابگاه خاطره خوشی در ذهن ندارد. او میگوید مقرراتی که برای ورود و خروج به خوابگاه تنظیم شده است، به حدی سفت و سخت است که دانشجوها مجبورند برای رسیدن بموقع با همین ماشینهای شخصی تردد کنند: «من سال ۱۴۰۱ حدود یک ربع دیر به خوابگاه رسیدم. درها را بسته بودند. وحشت کردم. آنقدر ایستادیم تا بالاخره در را برایمان باز کردند. شبیه یک تنبیه سخت بود.» سارا بلوار دانشجو را، همان خیابانی که در خوابگاه دانشگاه در آن قرار دارد، شبیه یک «بیابان» توصیف میکند: «خوابگاه داخل دانشگاه است. از ساعتی بهبعد دیگر نمیتوانید داخل دانشگاه بمانید. از طرفی، مسیر بهشدت سربالایی است و دانشجوها اذیت میشوند و بچهها ترجیح میدهند از در بلوار دانشجو بروند. مدتی هم سگهای ولگرد در خیابان بودند و به بچهها حمله میکردند.»
او میگوید حتی وجود داروخانه، پارک و فضاهای اینچنینی در خیابان اصلی نتوانسته از نگرانی دانشجوها بکاهد و امنیت را به محیط بازگرداند.
«الهام» دانشجوی دیگری که اکنون در خوابگاه دانشگاه بهشتی زندگی میکند، نیز کموبیش روایتهایی مشابه سارا دارد. او به «پیامما» میگوید این خفتگیری و سرقتها فقط در شب تاریک رخ نمیدهد و اتفاقاً گاهی در روز روشن هم خود و دوستانش شاهد آن بودهاند: «من روایتهایی درباره خوابگاه خودمان و خوابگاههای مرکز شهر هم شنیدم که در ساعت ۵ و ۶ بعدازظهر هم اتفاقات مشابه رخ داده است.» او میگوید در نزدیکی خوابگاه بهشتی در خیابان ولنجک پارکی وجود دارد و یکبار، وقتی گوشی فردی سرقت شده است، ماشینهای گشت که معمولاً شبها در پارک میایستند و در کوچهپسکوچههای ولنجک گشت میزنند، متوجه ماجرا میشوند و سارق را پیدا میکنند: «اما این اتفاقات خیلی ساعت مشخصی ندارد.»
فقط دختران نبودند که متوجه این ناامنیها شدهاند. «سیروس»، یکی از فارغالتحصیلان دانشگاه که دوباره گذرش به دانشگاه افتاده، پارسال شاهد سرقت تلفن همراه در بلوار دانشجو بوده است؛ سرقتی که البته سارقش پیدا میشود. او به «پیامما» توضیح میدهد حتی همین حالا و باوجود کافه در خیابان هنوز این خیابان خلوت و ناامن است و این ناامنی حتی متعلق به الان هم نیست و موضوعی همیشگی بوده است.
شهرسازی به کمک امنیت شهر میآید؟
اما راه امن کردن مسیرهای خلوتی که تردد در آنها محدود است، چیست؟ کتاب «بهسوی شهرهای امنتر» که گردآوری مفاهیم مرکز بینالمللی پیشگیری از جرایم و انجمن اروپایی امنیت شهری و برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد است، برای امن کردن شهرها چند رویکرد معرفی میکند که برخی از آنها موفقیتآمیزند و برخی دیگر موفقیت مقطعی داشتهاند: «در رویکرد اول حکومتهای محلی برای تقویت امنیت از طریق سرکوب تلاشهای کردهاند، افزایش نیروی انسانی پلیس و افزایش مدت محکومیت زندان.» نویسنده این کتاب میگوید اداره این رویکرد با دشواری همراه است و تأثیرگذاری آن همزمان سؤالبرانگیز است. رویکرد دوم علاوهبر سرکوب، به پیشگیری میاندیشد: «افزایش و تربیت افسران پلیس، مهمترین بازیگر در این زمینه است.» اما رویکرد سوم: «عدم تمرکز مبارزه را در نظر دارد؛ از طریق اعطا نمایندگی به رهبران و مقامات محلی و مشارکت میان انجمنهای مدنی که پلیس میتواند در آنها شرکت داشته باشد.»
«الهام امینی»، پژوهشگر شهری، اما در گفتوگو با «پیامما» از رویکردی میگوید که مشارکت هرچه بیشتر شهرسازان را نیاز دارد. او توصیه میکند در کنار شش رشتهای که برای ساختمانسازی فعالیت میکنند، رشته شهرسازی هم جدی گرفته شود: «این موضوع باید در سطح ملی باشد و چکلیست شهرسازان جدی گرفته میشود، اما در تهران شهرداری هیچگونه همکاریای نمیکند. یعنی کلاً با مهندسان شهرساز غیر از آنها که به استخدام شهرداری درآمدهاند، بیگانه هستند.» چکلیستی که امینی از آن صحبت میکند، چند ویژگی دارد: «بسیاری از ساختمانها که اغتشاش در دید دارند، نور مناسب ندارند، نمای داخلی و خارجیشان ضد مراقبت است، میتواند با چکلیست شهرداری قابل رفع و رجوع باشد؛ یا حتی فضای سبز طراحیشده که دید را محدود کرده است، شما بهعنوان شهرساز میتوانید فرمی را طراحی کنید که مشکلات را کاهش دهد.» این چکلیست اما هنوز ابلاغ نشده است: «چکلیست طراحی شده است، به دفتر مقررات ملی هم ارسال شده و جزو صلاحیتهای مهندسان شهرساز است و گفتهاند بهزودی ابلاغ میشود، اما همین حالا که من با شما صحبت میکنم هنوز شرح خدمات مهندسان شهرساز ابلاغ نشده است.» او میافزاید: در چکلیست مورد بحث، اقدامات و شهرسازی با رویکرد طراحی شهری برای پیدا کردن نقاط امن در شهر دیده شده است.
اما برای ساختمانهایی که پیشتر طراحی شدهاند، چه راهکارهایی باید اندیشیده شود؟ امینی برای پاسخ به این پرسش از طراحی شهری و پیدا کردن نقاط ناامن در شهر حرف میزند که باید پیش از ساختوساز شناسایی شوند. او برای معرفی یکی از راههای شناسایی، به طرحی بهنام «دیدهبانی شهر» که حدود یک دهه پیش در منطقه یک شهر تهران اجرایی شد، اشاره میکند: «این موضوع اصلاحنشدنی نیست، طرحی بود بهنام دیدهبانی شهر تهران که دیدهبانها نقاط ضعف شهر را شامل نقاط امنیتی و نقاطی که از نظر سیل و زلزله مشکلساز هستند، پیدا میکردند و به مسئولان شهرداری گزارش میدادند. این طرح بسیار سروصدا کرد و بهصورت آزمایشی در منطقه یک تهران اجرایی شد. آماری که دیدهبانها به آن رسیدند، وضعیت وخیمی را روایت میکرد، اوضاع آنقدر پیچیده بود که بهصورت محرمانه در نظر گرفته شد و آمار و اطلاعات منتشر نشد.»
اما آیا طراحی و برنامهریزی شهری تمام ماجراست؟ پاسخ بسیاری به این پرسش منفی است و آنها اقتصاد را یکی از عوامل تأثیرگذار در افزایش سرقت میدانند. یک پژوهش در سال ۹۴ به رابطه میان بیکاری و فقر با جرایم اجتماعی پرداخته است. «مهرزاد ابراهیمی» و «عبدالوهاب چاکرزهی» در این مقاله که در نشریه پژوهشهای راهبردی منتشر شده است، نتیجه گرفتند: «بررسی رابطه میان جرم و بیکاری حکایت از ارتباط مستقیم این دو عامل دارد؛ بهطوریکه با افزایش بیکاری در بین جوانان بالای ۱۶ سال، نرخ جرم در جامعه افزایش مییابد و همجهت با این عامل، نقش درآمد در ارتکاب جرم نشان میدهد در سطوح درآمدی پایین، احتمال ارتکاب جرم افزایش مییابد؛ به این علت که هزینه احتمال دستگیری افرادی که درآمد اندکی دارند، بسیار پایین است.» آنها همچنین نوشتند: «بیکاری، تورم و فقر موجب افزایش نرخ ارتکاب جرم میشود، چون این عوامل تفاوت میان جرم و کار قانونی را افزایش میدهد.»
این توضیحات اما نگرانی دانشجویان را کاهش نمیدهد. آنها نگران وضعیتی هستند که هرروز با آن سروکار دارند.
از چاه «فسیلی» به چاله «تجدیدپذیرها»
روز «زمین پاک» بهعنوان روزی نمادین برای آگاهیبخشی در مورد چگونگی حفاظت از «زمین» و قدردانی از آن نامگذاری شده است. شعار جهانی روز زمین برای سال ۲۰۲۵ «توان ما، زمین ما» با تمرکز بر استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر است و «انرژی پاک، زمین پاک» بهعنوان شعار ملی روز زمین پاک در سال ۱۴۰۴ انتخاب شده است.
انتخاب این شعار بهعنوان شعار ملی در ایران با تمرکز ویژه دولت بر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر بهعنوان بخشی از برنامه تنوعبخشی به سبد انرژی دور از انتظار نبود. چالشهای عمیق انرژی تکمحوری کشور (سوخت فسیلی بهعنوان پایه تولید برق) تا کمبود و ناترازی گسترده تولید و مصرف، آلودگی شدید ناشی از سوخت مازوت در زمستان و افزایش قابلملاحظه بیماران مبتلا به عارضههای تنفسی، تا هجمههای بینالمللی ناشی از تولید بالای کربن در کشور (رتبه ششم جهانی) پیش از فرارسیدن روز زمین پاک، دولت چهاردهم را بر آن داشته بود تا بهسمت انرژیهای نو، تجدیدپذیر و پاک برود. اما حالا کارشناسان میپرسند آیا دولت ملاحظات مربوط به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را هم مدنظر قرار داده است؟ با اینکه توسعه تجدیدپذیرها به ادبیات قانونی کشور هم وارد شده و بخشی در برنامه هفتم توسعه را هم به خود اختصاص داده است، آیا هر تجدیدپذیر بهمنزله استفاده از پاک است؟ سؤال بنیادین این کارشناسان این است: ادبیات کلان برنامهریزی در کشور پاک را چگونه معنا کرده است؟ سؤالی که پاسخش بیگمان میتواند بخش قابلتوجهی از برنامههای توسعه انرژیهای نو را در کشور (درصورت توجه به آن) تغییر دهد.
جابهجایی آلایندهها
«صابر معصومی» مشاور گروه کربن پژوهشکده مطالعات فناوری ریاستجمهوری است. او میگوید: «اول به این سؤال پاسخ دهیم که پاک را چگونه معنا کردهایم؟ وقتی میگوییم انرژی پاک، دقیقاً این پاک را به چه بخشی از آن نسبت میدهیم؟ اگر منظور این است که درصورت توسعه تجدیدپذیرها ما مازوت کمتری خواهیم سوزاند یا سوخت فسیلی کمتری استفاده خواهیم کرد، بله درست است؛ اما انرژی تجدیدپذیر و نو الزاماً زمین ما را پاک خواهد کرد؟ خیر.»
او ادامه میدهد: «زمین پاک ایدهآلی است که دست یافتن به آن بسیار دشوار است. اگر بخواهیم موضوع زمین پاک را به بحث انرژی ربط دهیم، بهشکل دقیقتر میتوانیم بگوییم ما با تغییر منابع انرژی لزوماً آلایندگی را کم نکردهایم، بلکه آن را از جایی به جای دیگر منتقل کردهایم. ما صورت مشکل را عوض کردهایم و برای مشکلات جدید باید دنبال راهحل باشیم.»
معصومی توضیح میدهد برای تعیین پاک بودن یک انرژی نمیتوان صرفاً به خروجی یا محصول نهایی آن استناد کرد. او از لیتیوم بهعنوان یکی از آلایندههایی که در ذخیره انرژی استفاده میشود، نام میبرد یا اثری که توسعه نیروگاههای بزرگمقیاس خورشیدی بر فرسایش خاک دارند یا در مثالی دیگر، آنچه پسماند یا زبالهها و نخالههای ساخت و توسعه این نیروگاهها را شامل میشود: «در مثال لیتیوم، ما عملاً داریم زمین را با معادن بیشتر تخریب میکنیم تا مثلاً ماشینهای برقی داشته باشیم. ضریب تبدیل تجدیدپذیرها هم کمتر از تجدیدناپذیرها است. بنابراین، ما باید منابع بیشتری مصرف کنیم تا میزان مشخصی انرژی نسبت به حاملهای قدیمی و فسیلی و غیره تولید کنیم. پس، از نظر محیطزیستی نباید فکر کنیم که تجدیدپذیرها یا انرژیهای اصطلاحاً پاک در باغ سبز است.»
«ما نمیتوانیم اطلاق کلیای به یک انرژی داشته باشیم و بگوییم این انرژی پاک است.» این جملهای است که معصومی بر آن تأکید میکند: «چنین چیزی نیست. گاهی پاکی در انتهای فرایند است، یعنی شهروند دیگر در هوا آلودگی را نمیبیند. گاهی این پاکی در فرایند تولید است. گاهی در فرایند جذب انرژی به پاکی اشاره میکنیم. پاک معانی متفاوتی دارد. ما باید سانتیمانتالیسم را از ایده انرژیهای نو جدا کنیم و مسئله را واقعبینانه بسنجیم.»
او ادامه میدهد: «عقل جمعی بشری به این تیجه رسیده است که باید این نوع انرژی را بیازماید. درحقیقت، بشر امروز موضوع آلایندگی انرژی را حل نکرده است بلکه آزمایش میکند که آیا میتواند درعینحال که انرژی مورد نیازش را تأمین میکند، کمتر به محیطزیست آسیب بزند یا خیر.»
با همه آنچه معصومی در مورد آن زنهار میدهد، اما معتقد است ایران نباید از قافله توسعه تجدیدپذیرها، البته با بیشترین رعایت ممکن و مطالعه، جا بماند؛ زیرا بغرنجهای انرژی و اقتصادی در ایران توان تحمل بسیاری اتفاقات دیگر را ندارد: «شرایط پیچیده داخل از حیث انرژی که مشخص است. از نظر اقتصاد و روابط بینالملل نیز درصورت بیتوجهی به انرژیهای نو، ممکن است برای کشور مشکلاتی پیش بیاید. مانند اینکه در بازارهای جهانی محصولات تولیدشده در ایران را که فاقد گواهی کربن یا تولیدشده با سوختهای فسیلی باشند، یا مبادله نکنند یا با تعرفههای سنگینی مبادله کنند. دنیا امروز تصمیم گرفته است وارد مرحله آزمودن انرژیهای نو یا تجدیدپذیر و یا اصطلاحاً پاک شود و ما باید با این موج جهانی پیش برویم.»
مصرف را کم کنید
«مصطفی سابقی»، کارشناس انرژی، نیز میگوید آنچه برای نزدیک شدن به داشتن زمین پاک مورد نیاز است، صرفاً تمرکز بر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیست بلکه تمرکز بر دو موضوع بهرهوری و میزان مصرف است: «دلیل اصلی که ما ناگریزیم بخش قابلتوجهی سوخت فسیلی استخراج کنیم و از آن برای تولید مثلاً برق استفاده کنیم، این است که اساساً طی چهل و اندی سال فقط بر موضوع تأمین تمرکز کردهایم. آنقدر بر بخش تأمین تمرکز کردهایم و مصرف غیربهینه را بالا بردهایم که ناچاریم حتی به قیمت افزایش آلودگی فاجعهبار هوا، مازوت بسوزانیم و برق تأمین کنیم. تولید انرژی ردپای بالای محیطزیستی دارد. مطالعات میگوید ردپای تجدیدپذیرها در مورد محصول نهایی کمتر است، اما این الزاماً در مورد تأسیسات و تجهیزات نیست. وقتی میگویید از انرژی تجدیدپذیر بهعنوان انرژی پاک استفاده کنیم، دقیقاً فقط به تداوم منبع تأمینکننده فکر میکنید و این اصلاً معادل آسیب نرساندن به محیطزیست نیست؛ گرچه کمتر آسیب میرسانند. باید تمرکز اصلی در درجه نخست بر کاهش مصرف و در درجه بعد یا همپای آن، بر بهرهوری باشد؛ یعنی فرایندهایی که مجموع انرژی مورد نیاز شما را کاهش دهد، حالا این انرژی را به هر شکلی که میخواهید بهدست آورده باشید.»
او توصیف میکند که اگر سوختهای فسیلی چاهی باشد که منابع و محیطزیست و سلامت را میبلعد، انرژیهایی که به آن پاک میگویند، یک چاله هستند: «یعنی همچنان آسیب دارند و در مواردی حتماً باید همزمان با توسعه آنها به کنترل و مدیریت اثرات آن نیز فکر کرد. بنابراین، من فکر میکنم مدیران کلان کشور باید اثرات همهجانبه توسعه تجدیدپذیرها را در نظر بگیرند. بهعنوان مثال، اگرچه تولید انرژی به کمک نیروگاههای خورشیدی پاک و بدون آلایندگی بهنظر میرسد، اما در عمل اینگونه نیست. درواقع، در نیروگاههای خورشیدی سلولهای فتوولتائیک (سلولهایی که انرژی خورشیدی را بهطور مستقیم به انرژی الکتریسیته تبدیل میکند) که پس از مصرف و خرابی دور ریخته میشوند، یکی از منابع آلاینده محیطزیست بهشمار میآیند. علاوهبراین، در نیروگاههای خورشیدی از سلولهایی استفاده میکنند که از «گالیم آرسنید» که سمی است، ساخته شدهاند. حتی در نیروگاههای تولید برق با توربینهای بادی، آلودگیهایی نظیر آلودگی ظاهری، سروصدا و تداخل با امواج تلویزیونی وجود دارد. علاوهبراین، نیروگاههای بادی که در مسیر کوچ پرندگان قرار دارند، خطر بزرگی برای سلامت پرندگان به حساب میآیند.»
فاجعهای کمسابقه
سابقی میگوید اگرچه تجهیزات و استانداردها امروزه بسیار پیشرفتهتر از گذشته است، اما هنوز خاطرات فجایعی که در برق پاک اتفاق افتاده بود، در حافظه بشر باقی است: «همه میدانیم و شنیدهایم که انرژی هستهای بهعنوان انرژی پاک با اثرات نزدیک به صفر انتشار گاز گلخانهای شناخته میشود، اما همین نیروگاههای اتمی با تولید تقریباً پنج درصد از کل انرژی مصرفی دنیا، بیشترین پتانسیل برای اثرات خطرناک بر محیطزیست را دارند. درصورت بروز یک فاجعه امکان از بین رفتن زندگی و حیات جانداران در منطقه وسیعی در اطراف این نیروگاهها وجود دارد؛ همانگونهکه این اتفاق در سال ۱۹۸۶ میلادی در نیروگاه چرنوبیل در شمال اوکراین اتفاق افتاد و پس از انفجار، محیط اطراف تأسیسات نیروگاه به امواج رادیواکتیو آلوده شد و بعد بهتدریج ابرهای آلوده به نواحی دورتر سر کشیدند. یکی دیگر از آلایندگیهای نیروگاههای هستهای، زبالههای هستهای است که دفع آنها خطرات و آلایندگیهای زیادی برای محیطزیست ایجاد میکند. مشابه آلودگیای که نیروگاه متسامور ارمنستان ایجاد کرد و فکر میکنم بلاخره حدود یک سال است که غیر فعال شده.»
آنچه را که کارشناسان در مورد آن هشدار میدهند، بیش از یکدهه پیش و در زمان اوج تبلیغات جهانی در مورد انرژیهای پاک و تجدیدپذیر شورای جهانی انرژی اعلام کرده بود. این شورا در سال ۲۰۱۴ میلادی اعلام کرده بود با وجود اهمیت مصرف بهینه از منابع انرژی تجدیدپذیر، تنها راه حقیقی مقابله با کاهش اثرات و آلایندگی تولید انرژی در جهان کاهش مصرف است.
چند روز پیش استاندار کرمانشاه در اظهاراتی با اعلام اینکه اختلافات موجود با میراثفرهنگی درباره اجرای پروژه تلهکابین تاقبستان تا ۹۰ درصد حل شده، گفته است این پروژه باید بهسرعت از سر گرفته شود و به نتیجه برسد. پروژهای که بدون شک شانس جهانی شدن را برای همیشه از تاقبستان میگیرد و منجر به تخریب گسترده محوطههای پیشازتاریخ در محدوده این اثر ارزشمند میشود. اما فارغ از تمام این آسیبهای جبرانناپذیر و همچنین تخریبهای محیطزیستی، از منظر اصول شهرسازی نیز این پروژه توجیه منطقی ندارد.
طرحی بدون مطالعه و بدون چشمانداز
«بیژن کلهرنیا» عضو هیئتعلمی دانشگاه و پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی، در گفتوگو با «پیام ما» بهصراحت اعلام میکند اجرای این پروژه از هیچ زاویهای توجیهپذیر نیست: «تاقبستان بههیچوجه مکان مناسبی برای احداث تلهکابین نیست و چنین پروژهای نهتنها به میراث تاریخی آسیب میزند، بلکه ظرفیتهای گردشگری این اثر ارزشمند را نیز تهدید میکند؛ چراکه مقیاس پروژه با مقیاس محیط تاقبستان همخوانی ندارد.» او با اشاره به وضعیت توسعه شهری کرمانشاه، میگوید: «این شهر از منظر توسعه در شرایط مطلوبی قرار ندارد. شهر با مشکلات متعددی از جمله در زمینههای پاکیزگی محیط، ساماندهی فضاهای زیستپذیر، وضعیت مسکن، حملونقل عمومی، آلودگی هوا، گردوغبار و مسائل زیستمحیطی دستوپنجه نرم میکند. درنتیجه، نمیتوان کرمانشاه را در زمره شهرهای پیشرفته کشور دانست؛ حتی از منظر شاخصهای کیفیت شهری، این شهر در میان شهرهای متوسط نیز جایگاهی ندارد. مسائل شهر کرمانشاه صرفاً کالبدی نیستند؛ بلکه ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز بهشدت تحتتأثیر قرار گرفتهاند. با چنین نگاهی به وضعیت کنونی شهر، پروژه تلهکابین بههیچوجه در اولویت برنامههای توسعه شهری قرار نمیگیرد. اولویتهای کنونی باید بر ارتقای کیفیت محیطی، بهبود وضعیت معیشت، ارتقای امنیت، ساماندهی حملونقل، و توسعه رفاه شهری متمرکز باشند. اجرای پروژهای نظیر تلهکابین، تنها زمانی موجه است که مجموعهای از پروژههای زیربنایی و رفاهی برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان اجرایی شده باشد و شرایط برای طرحهای فرعی مثل تلهکابین مهیا شده باشد. در حال حاضر، باتوجهبه حجم گسترده مشکلات و بحرانهایی که شهر کرمانشاه با آن مواجه است، طرح تلهکابین نهتنها اولویتی ندارد، بلکه طرح آن در این شرایط، فاقد توجیه عقلانی، فنی و شهری است.»
کلهرنیا به موضوع مهمتری اشاره میکند که چشمانداز آینده این طرح را نیز زیر سؤال میبرد؛ بهگفته او: «تلهکابین دیگر در زمره پروژههای مدرن و مطلوب تفریحی و ورزشی در سطح جهانی محسوب نمیشود. ایندست پروژهها مدتهاست که بهدلیل آسیبهای جدی به محیطزیست، از دستورکار شهرهای توسعهیافته خارج شدهاند. نمونههایی مانند تلهکابین نمکآبرود که جنگل را میتراشد و یا تلهکابین گنجنامه همدان که بافت کوهستانی را تخریب کرده، مصادیق همین موضوع هستند. تلهکابین در دنیا جایگاه خود را به پروژههای نوآورانهتر، سازگار با محیطزیست و دارای بازدهی بیشتر داده است.» او تأکید میکند: «حتی اگر فرض کنیم که افکار عمومی بهدنبال اجرای چنین پروژهای هستند، باز هم نمیتوان از الزامات اولیه مانند مطالعات محیطزیستی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی چشمپوشی کرد. این پروژه تاکنون هیچگونه مطالعه کارشناسانهای نداشته که براساس آن ادعا شود تلهکابین برای کرمانشاه ضروری و مفید است. طبق قوانین مدیریت شهری نوین، هیچ پروژهای بدون ارزیابیهای زیستمحیطی نباید اجرایی شود.» او با بیان اینکه مسیر عبور این تلهکابین از نقطهای از کوهستان در مجاورت اثر تاریخی تاقبستان در نظر گرفته شده که ممکن است آسیبهای جبرانناپذیری به این اثر و حریم آن وارد کند، میگوید: «بزرگترین خطری که این پروژه بههمراه دارد، از دست رفتن شانس ثبت تاقبستان در فهرست میراث جهانی یونسکو است. این اثر یکی از فاخرترین یادمانهای فرهنگی و تاریخی ایران و کرمانشاه است؛ زیرا آخرین بازمانده هنر دوران باستان، بهویژه ساسانی، محسوب میشود.» کلهرنیا معتقد است تا زمانی که وضعیت ثبت جهانی تاقبستان مشخص نشده است، نباید هیچگونه اقدام عمرانی در این محدوده آغاز شود؛ زیرا از دست رفتن این شانس بهخاطر اجرای یک پروژه که حتی مطالعات علمی روی آن انجام نشده، یک فاجعه فرهنگی است.
او این فرض را هم مطرح میکند که اگر بهگفته مسئولان، مردم خواهان احداث تلهکابین در شهر باشند، میتوان با نگاهی تخصصی مکان مناسب دیگری برای آن در نظر گرفت و پیشنهاد او دهکده المپیک است: «این منطقه با مساحتی بالغبر ۱۴۰ هکتار، بسیار وسیعتر از محدوده تاقبستان است و باتوجهبه ماهیت ورزشی و تفریحی خود، ظرفیتهای متعددی برای همافزایی با طرحهای مشابه دارد. همچنین، امکان احداث مراکز اقامتی و تجاری در این منطقه وجود دارد که میتواند ارزش اقتصادی و اجتماعی پروژه را چندین برابر کند.» او تأکید میکند: «تاقبستان در حال حاضر فاقد ظرفیت لازم برای توسعه است. دو پارک شرقی و غربی در اطراف این محوطه بهطور کامل از بین رفتهاند و به مکانی ناامن برای حضور خانوادهها تبدیل شدهاند. روشنایی شبانه وجود ندارد، فضای سبز نابود شده و تنها درختان مهاجم باقی ماندهاند. هیچ فضای تفریحی یا رفاهی شایستهای برای استفاده خانوادهها در این محدوده وجود ندارد. ساخت تلهکابین در این محدوده کاملاً غیرضروری و اشتباه خواهد بود.»
قیامتی است تاقبستان
«حسین رایتیمقدم»، مدیرکل اسبق حفظ و احیای بناهای تاریخی سازمان میراثفرهنگی، با اشاره به اقدامات گسترده و علمی در سالهای گذشته برای حفاظت و ساماندهی محوطه تاریخی تاقبستان، به «پیام ما» میگوید: «تاقبستان نامزد ثبت جهانی یونسکو است. احداث تلهکابین در محدوده آن، با مخدوش کردن منظر تاریخی و بصری آن، بهطور مستقیم این فرایند را تهدید میکند. این درحالیست که در طول سالیان گذشته، برای حفظ و صیانت از این اثر، کاوشهای علمی و پروژههای بزرگ و ارزشمندی اجرا شده است؛ پروژههایی که با صرف هزینههای کلان و بهرهگیری از تخصص بینالمللی صورت گرفتهاند.» او از اقداماتی که برای حفظ تاقبستان از خطراتی مثل رطوبت یا ورود بازدیدکنندگان به محدوده تاقها صورت گرفته است، میگوید و تأکید میکند: «مطالعات هیدرولوژیک دقیقی انجام دادیم و با اجرای اقدامات علمی، تاقبستان را از خطرات متعددی که تهدیدش میکرد، نجات دادیم.
رایتیمقدم: تصمیم به اجرای پروژه تلهکابین تمام تلاشهای ارزشمند ملی و بینالمللی برای حفظ تاقبستان را زیر سؤال میبرد و آثار ارزشمند پیشازتاریخ را که در این ناحیه وجود دارد، از بین میبرد
این اقدامات چشمانداز حفاظتی داشتند و نقش مهمی در فراهم آوردن زمینه برای ثبت جهانی این اثر ایفا کردند.» او ادامه میدهد: «تصمیم به اجرای پروژه تلهکابین تمام تلاشهای ارزشمند ملی و بینالمللی برای حفظ تاقبستان را زیر سؤال میبرد و درحقیقت، توهینی به این شهر عزیز و بافرهنگ محسوب میشود. تلهکابین آثار ارزشمند پیشازتاریخ را که در این ناحیه وجود دارد، از بین خواهد برد. دکتر بیگلری، از متخصصان نامدار حوزه آثار پیشازتاریخ، صراحتاً بیان کردهاند یافتههای این منطقه بهلحاظ وسعت و اهمیت در جهان کمنظیر است.»
رایتیمقدم با مرور خاطرات گذشته و تلاشهایی که برای تاقبستان صورت گرفته، متأثر میشود و میگوید: «بهظاهر آرام تاقبستان نگاه نکنید، قیامتی است تاقبستان؛ پر از فرهنگ و تمدن. اجرای یک پروژه با نگاه درآمدزایی و بدون هویت در دل چنین منظری که میتواند بهعنوان میراث بشری ثبت و معرفی شود، چه توجیه عقلانی دارد؟ چه عقل سلیمی اجازه چنین تخریبی را میدهد؟ تاقبستانی که امروز میبینیم، حاصل سالها پژوهش، تلاش و عشق به میراث فرهنگی در این سرزمین است؛ نباید بهنام توسعه، قربانی طرحهایی شود که ارتباطی با ارزشهای ما ندارند.»
فراتر از تلهکابین
«الهام افکاری»، کارشناس میراثفرهنگی، در واکنش به از سرگیری این پروژه با بیان شاخصههای ارزشمند تاقبستان و تأکید بر اینکه این اثربخشی از هویت کرمانشاه است، به ضوابط توسعه اشاره میکند و میگوید: «توسعه، در نگاه علمی فرایندی چندبُعدی است و نمیتوان آن را صرفاً با معیار درآمدزایی تعریف کرد. اگر قرار است طرحی اجرا شود، باید در کنار منافع اقتصادی، با اصول حفاظت از هویت تاریخی و فرهنگی منطبق باشد.» او همچنین به گسترده بودن ابعاد این پروژه اشاره میکند و تخریبهای محیطزیستی که علاوه بر به مخاطره افتادن محوطههای پیشازتاریخ، تاقبستان را تهدید میکنند: «در عمل، آنچه پس از اجرای تلهکابین رخ میدهد، چیزی فراتر از ایجاد یک مسیر تفریحی خواهد بود. تجربههای مشابه در کشور نشان داده است در کنار ایستگاههای تلهکابین، مجتمعهای تجاری، رستورانها و فروشگاهها هم ساخته میشوند و تمام اینها آسیبهای جدی محیطزیستی بهدنبال دارند. این همان موضوعی است که نگرانی از اجرای این پروژه را بیشتر میکند.»
او همنظر با دیگر کارشناسان، معتقد است این پروژه در محدوده تاقبستان هیچ توجیه عقلانی ندارد، ضمن اینکه علاوهبر تمام تهدیدات بالقوه، مجریان پروژه مسیر قانونی برای اجرای آن را هم طی نکردهاند: «اجرای هر پروژهای در حریم آثار تاریخی، مستلزم انجام مطالعات دقیق علمی و صدور مجوز از میراثفرهنگی است. اما تلهکابین تاقبستان، نهتنها برای این مجوزها اقدامی نکرده است، که در کمیسیون ماده ۵ هم بررسی و تأیید نشده. این پروژه هیچگونه ارزیابی زیستمحیطی، فنی، ترافیکی و میراثی ندارد و این یک تخلف آشکار است.» البته او به موضوع قابلتأمل دیگری هم اشاره میکند: «متأسفانه تجربه نشان داده است گاهی با وجود مخالفت کمیتههای کارشناسی، در سطوح بالاتر، پروژهها به تصویب میرسند.» دلایل برای اجرا نشدن پروژه، بسیار است، اما اصرار مدیران شهری برای انجام آن و اقداماتی که پیشازاین با ورود بولدوزرها به محدوده تاقبستان صورت گرفت، نگرانی برای آینده این اثر ارزشمند را تشدید میکند.
در کنار مخالفت فعالان میراثفرهنگی با این پروژه، در روزهای اخیر نیز یک کارزار مردمی برای توقف این پروژه خطاب به رئیسجمهور، دادستانی کل کشور و وزیر میراثفرهنگی شکل گرفت که در متن آن آمده است: «پروژههای اینچنینی با یدک کشیدن عنوان توسعه گردشگری، باعث از بین رفتن اصل و کالبد و تمامیت و حریم میراث فرهنگی خواهد شد؛ درصورتیکه گردشگری در ذات خود باید باعث اعتلا و معرفی میراث فرهنگی شود. گردشگری علیه میراث فرهنگی بهمعنای واقعی کلمه، نقض غرض و مانند چاقویی است که دسته خود را میبرد. میراث فرهنگی، ارثیه پدری نیست و متعلق به تمام مردم ایران و نسلهای آینده این سرزمین است و مدیران و مسئولان، صاحبان میراث فرهنگی نیستند که با تصمیمهای غلط و نابجا باعث زوال و نابودی آن شوند.»
بهنظر میرسد مجریان پروژه روی سفر استانی رئیسجمهور برای تأیید و تأمین بودجه احداث تلهکابین در تاقبستان حساب باز کردهاند. باید دید وزارت میراثفرهنگی تا چه اندازه در این زمینه با قاطعیت برخورد میکند. تصمیم مدیران تعیین میکند سرنوشت تاقبستان جهانی شدن است، یا فراموشی زیر سایه سنگین تلهکابین.
چه زمانی وارد انجمن یوز شدید؟ این انجمن نخستین تجربه شما در حفاظت از حیاتوحش بود؟ در آنجا چه میکردید؟
ترم دوم کارشناسی بودم، در آستانه ۱۹سالگی، که یکی از اساتید دانشگاه درباره مفهوم کار داوطلبانه صحبت کرد و لیست تعدادی از NGOهای فعال در حوزه محیطزیست را معرفی کرد. یادم میآید تعداد زیادی از همکلاسیها در انجمن حامیان زمین شروع به فعالیت کردیم و بعد از مدت کوتاهی من از آنجا خارج شدم و به انجمن یوزپلنگ ایرانی پیوستم. انگیزه من برای پیوستن به انجمن یوزپلنگ ایرانی، حضور داوطلبانه در کارهای میدانی از جمله دوربینگذاریها و آنالیز دادههای مربوط به گونهها بود، اما آن زمان گارد عجیبی برای ورود من و دخترهای دیگر، به بخش پژوهش وجود داشت. درواقع، حلنشدنیترین بخش کار، حضور در سفرها بود. بهبهانههای مختلف از حضور من و دو-سه دختر همسنوسال دیگر جلوگیری میشد و این درحالی بود که پسرهای همسنوسال ما بهراحتی در جمع پذیرفته میشدند. البته، خالی از انصاف است، اگر به آنالیز دادههای مربوط به عکسهای دوربین تلهای که در یک بازه به من سپرده شد و پیشزمینه پایاننامه کارشناسیام به حساب میآمد، اشاره نکنم. بههرجهت، حفاظت برای من امر مهمی بود و بخش پژوهش را جایگزین کردم و در کنار خانم زواران حسینی، کار آموزش محیطزیست و نوشتن طرحدرسهای اختصاصی برای گروههای هدف مشخص را یاد گرفتم. در همین بخش بود که من با خانمها باقری و ببرگیر در حوزه مشارکتهای مردمی آشنا شدم که برای من حلقه گمشدهای بین حفاظت و مردم بود. در سالهایی که در انجمن یوزپلنگ ایرانی بهعنوان داوطلب و عضو مجمع عمومی بودم، در بخشهای مربوط به آموزش مدارس، کارگاههای مشارکت مردمی، بخش روابطعمومی و مدت کوتاهی بهعنوان یکی از اعضای علیالبدل هیئتمدیره فعالیت کردم.
چرا این حوزه را انتخاب کردید؟ آیا در آن سالها حضور زنان در حوزه حیاتوحش پررنگ بود؟
علاقه من به حیاتوحش، به سالهای قبل از دانشجویی برمیگردد. الهامبخش من، برای خواندن این مسیر، خالهام بود. وقتی دانشآموز دبیرستان بودم، او تازه بهعنوان استاد دانشگاه در رشته ادبیات شروع به کار کرده بود و رشته محیطزیست را او به من معرفی کرد. جملهاش دقیقاً این بود: «رشتهای هست که بهنظرم رشته توئه، مدام با حیاتوحش و تالاب و جنگل سروکار دارید.»
وقتی وارد دانشگاه شدم، میدانستم که حیاتوحش و حفاظت از آن برایم مهم است، اما درباره گونه و دورنمای تنوعزیستی، ایده خاصی نداشتم؛ درباره حضور زنان هم کلیشه خاصی در ذهنم نبود. تا آن زمان، تمام زنان تأثیرگذار در زندگی من، بهسمتی که خودشان میخواستند حرکت میکردند و محدودیتی به چشم من نیامده بود. واحدهای دوره کارشناسی و اخبار آن روزها که یوزپلنگ را تبدیل به نماد حفاظت کرده بود، علاقه من به گربهسانان را دوچندان کرد. اما چالشهای حضور زنان، بهویژه وقتی انتظار حمایت از زنان و دختران اطرافم و مردان همسنوسال خودم داشتم، بسیار ناامیدکننده بود. دوران کارشناسی ارشد برای من، دوره دوریام از فضای کارهای داوطلبانه و پژوهشهای میدانی محسوب میشود؛ دورهای که حتی ارتباط مجازی را با اهالی محیطزیست به حداقل رساندم و اخبار مربوط به انقراض یا حفاظت را پیگیری نمیکردم. بعد از اتمام مقطع کارشناسی ارشد، وقتی تصمیم گرفتم مقطع دکتری را در ایران بمانم، انزوای محیطزیستیام را هم کنار گذاشتم.
شما همچنان به کار در یک انجمن در حوزه حیاتوحش مشغولید، تفاوت کار انجمنها در آن سالها و امروز چگونه است؟
بله، در دو سال اخیر با مؤسسه رمیاران حیاتوحش ایرانیان همکاری میکنم. فضای داوطلبانه همیشه بابت گنجینه منابع انسانی که دارد، برای من پراهمیت است و رمیاران، شانس دوبارهای بود که به خودم در فضای داوطلبانه دادم. در بدو ورود من به رمیاران، دید همسطح و برابر بین دختر و پسر، برای من مهم بود و در گفتوگوی اولیه با مدیرعامل رمیاران، دغدغه من حل شده بود. در حال حاضر، پررنگترین کار من در رمیاران در بخش پژوهش، مربوط به پایش جمعیت پلنگ پارک ملی صیدوا، و بخش تسهیلگری است که در سال پیش رو برنامههای گستردهتری برای این بخش در ذهن داریم. در هر تیم بزرگ، نقطهنظرات متفاوت و زمان اندک برای در میان گذاشتن دغدغه تمام افراد وجود دارد. مسئولیت کمیته منابع انسانی در مؤسسه رمیاران بهعهده من است و هدف من از پذیرفتن چنین مسئولیتی، مراقبت از دغدغهها، چالشها و نیازهای کاری افراد است تا بتوانیم درهای گفتوگو را باز نگه داریم و اگر جایی، کسی احساس نابرابری و عدم شفافیت داشت، بتواند آن را با تیم مطرح کند و مسئله حل شود. درواقع، دلم میخواهد نسل جدید حفاظت در فضای منصفانهتری فعالیت کند.
در فرایندهای اداری با وجود اینکه دیدگاه در سالهای اخیر به نسبت اوایل دهه ۹۰، تغییر کرده است، اما همچنان محدودیتهایی که بابت زن بودن ایجاد میشوند، بیشمارند
آیا چالشهای زنان در امر حفاظت حل شده است؟
در فرایندهای اداری با وجود اینکه دیدگاه در سالهای اخیر به نسبت اوایل دهه ۹۰ تغییر کرده است، اما همچنان محدودیتهایی که بابت زن بودن ایجاد میشوند، بیشمارند؛ محدودیتهایی که بعضاً با تبصرههایی عجیبتر از خودشان، مانند همراهی با پدر یا برادر یا یکی از محارم، حلشده تلقی میشوند. محدودیتهایی که بارها باعث صرفنظر از پژوهش در منطقه مورد مطالعه خاصی شده است و مسیر کلی پژوهش را تغییر داده است.
این ماجرا اما در میان مردم روستاها که در ورطه کارهای اداری نمیافتند، بسیار سهلتر است. در سالهایی که بهعنوان تسهیلگر وارد روستایی شدهام تا بخشی از پایاننامه یا رسالهام را جلو ببرم، انگار زن بودن، نقطهقوتی بود تا اکثر اهالی دستهای مساعدتشان را رو به من باز کنند. و این نشان میدهد اقبال اجتماعی، علیه حضور یک دختر تنها، آنطورها هم که بزرگنمایی میشود، قد علم نکرده است. بااینحال، حضور یک همکار آقا یا همراهی پدرم در انجام پایاننامه ارشد، بخشی از این مسیرها را گرهگشایی کرده است. شاید اینجا، جای درستی باشد برای تشکر کردن از تمام زنان و مردانی که این مسیر را برای من و دیگر پژوهشگران انجامپذیر کردهاند.
اگر به گذشته برگردید، آیا باز هم راه سابق را میروید یا ممکن است تغییری در کارتان دهید و بهشیوه دیگری فعالیت حفاظتی را انجام دهید؟ چرا؟
با درصد بالایی پاسخم مثبت است. من از مسیری که آمدهام، لذت بردهام و گمان میکنم در دنیای علم هم بیتأثیر نبودهام. اما اگر بخواهم جزئیاتی را از گذشته تغییر دهم، شاید برگردد به زمانی که اسمش را گذاشتهام انزوای محیطزیستی، احتمالاً اگر برگردم، منزوی نخواهم شد.
واقعاً نسل جدیدی که در سن ۱۰ سال گذشته من هستند، قدرت تحلیل بسیار بالایی دارند و ارتباطشان با شبکه جهانی اطلاعات علمی امکان ایدهپردازی تحسینبرانگیزی به آنها داده است. علاوهبرآن، انگار مرام بین نسلیشان است که کار تیمی را بسیار عالی انجام میدهند و انعطاف بالایی برای پیشبرد اهداف گروهیشان دارند
شما با نسل جدید کارشناسان حیاتوحش همکاری میکنید، این تجربه چطور است؟ و آیا آنها هم حاضرند با شرایط کنونی در ایران بمانند؟
همیشه پشت سر و جلوی رویشان گفتهام: آنها شگفتانگیزند! کلیشه نمیبافم، واقعاً نسل جدیدی که در سن ۱۰ سال گذشته من هستند، قدرت تحلیل بسیار بالایی دارند و ارتباطشان با شبکه جهانی اطلاعات علمی امکان ایدهپردازی تحسینبرانگیزی به آنها داده است. علاوهبرآن، انگار مرام بین نسلیشان است که کار تیمی را بسیار عالی انجام میدهند و انعطاف بالایی برای پیشبرد اهداف گروهیشان دارند.
دلم میخواست بگویم ۱۰ سال دیگر که آنها همسن اکنون من میشوند، هنوز همهمان میان همین مرزوبوم در حال تلاشیم؛ اما سهولت دسترسی به اطلاعات، ابزارهای بهروز و قابلدسترس و امنیت اجتماعی در فعالیتهای پژوهشی که خارج از این مرز جاری است، دلیل محکمی است که روزانه به بدرقه عزیزانمان پا به فرودگاهها بگذاریم و شور و علم و تواناییشان را بدرقه آسمانی دیگر کنیم.
سازمان حفاظت محیطزیست باید چهکاری برای تداوم فعالیت کارشناسان و جلوگیری از خروج آنها انجام دهد؟
گمان نمیکنم کار سخت و مبهمی باشد. سهولت دسترسی به ابزارهایی که اساس پژوهشها هستند، تأمین مالی و احترام به دانش نیروی جوان و متخصص و استفاده از ایدههای آنها، آنچنان که شایسته است، بسیاری از ما را پاگیر همین خاک نگه میدارد.
«فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در پاسخ به سؤال پیامما در مورد اقدامات انجامشده و برنامههای آتی کارگروه مقابله با آلودگی هوا که بیش از ۲۰ عضو از دستگاههای اجرایی و سیاستگذار دارد، اعلام کرد دبیرخانه مقابله با گردوغبار در سازمان حفاظت محیطزیست فعال شده است؛ «بخش قابلتوجهی از منشأ گردوغبار در خارج از ایران و از سوی دو کشور عراق و عربستان است. بنابراین، موضوع تقویت دیپلماسی محیطزیستی نیز در دستورکار وزارت امور خارجه قرار داد.»
سخنگوی دولت: رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در اجلاس بریکس با حضور وزرای محیطزیستی این سازمان موضوع گردوغبار را پیگیری کرده است
مهاجرانی گفت: همچنین، در نشست وزاری محیطزیستی بریکس که معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست نیز حضور داشت، موضوع مقابله با گردوغبار بررسی شد و قرار است طرحهایی در این زمینه از سوی برنامه توسعه ملل متحد برنامهریزی شود.
میزبانیهای ایران
او همچنین در بخش دیگری از صحبتهایش در مورد اجلاس آفریقا و ایراناکسپو بهعنوان رویدادهای مهم کشور در آینده نزدیک نیز توضیح داد: «۵۵ کشور آفریقایی در این اجلاس شرکت میکنند. امیدواریم بتوانیم به سرمایهگذاری مطلوبی در این زمینه دست یابیم. مقامات عالیرتبه کشورها دراینرابطه فعال هستند. نمایشگاههای ایراناکسپو ۲۰۲۵ نیز از ۸ اردیبهشتماه در شهرهای تهران و اصفهان برگزار میشود. نزدیک به سه هزار تاجر در این نمایشگاه شرکت میکنند، درنتیجه فرصتی مناسب برای گسترش بازار است. همچنین، هفته اول اردیبهشت رئیسجمهوری به آذربایجان سفر میکنند که این سفر بسیار مهم است و در راستای ارتقای روابط دو کشور شکل میگیرد و فرصتی برای طرح موضوعات و مباحث روابط کشورها از جمله روابط دیپلماتیک و اقتصادی آنها است.»
خطوط قرمز
سخنگوی دولت در پاسخ به پرسشی درباره انتقال اورانیم غنیشده ایران گفت: بعضی از مسائل در این زمینه جزو خط قرمزهای ایران است و برخی دیگر از آنها موضوعاتی قابل گفتوگو هستند؛ اما در این مورد، نقش روسیه بهعنوان عضو دائم شورای امنیت برای ما مهم است و همکاریهای نزدیک هستهای میان ایران و روسیه نقش مهمی را برای کشور روسیه در این گفتوگوها رقم میزند. امیدواریم با اراده خوبی که از سمت دیگر میبینیم، گفتوگوها مسیر خوبی را طی کند. در این راستا، تأکید میکنیم افراد بر گمانهزنیها و عنوان مطالب بدون پشتوانه اتکا نکنند و آنچه را که از مبادی رسمی خبر اطلاعرسانی میشود، باور کنند. آن زمان که قیمت ارز بهشدت بالا میرفت، عنوان کردیم که قسمت زیادی از افزایش قیمتها در جامعه ناشی از بار روانی است و همان موقع هم قیمتها واقعی نبود و این کاهش فعلی قیمتها نشان از همان مدعاست که افزایش قیمتها صرفاً روانی بود و ناشی از مکانیزمهای بازار نبود. هرچقدر همکاری بینالمللی گسترش یابد، وضعیت اقتصادی هم بهتر میشود. کسی منکر این نیست که اگر کیک اقتصاد بزرگتر شود، قیمتها کاهش مییابد. مذاکرات بر مبنای منافع ملی و مردمی شکل میگیرد. به همین دلیل، در این مسیر برای رفع اثربخش موضوعات تحریم در مذاکرات توجه ویژه شده است؛ اما به شرط اینکه اثربخش باشد و اثراتش را در زندگی مردم ببینیم.
او ادامه داد: در حال حاضر مذاکرات خوبی در فضایی سازنده شکل گرفته است، ما بهدنبال یک توافق خوب هستیم که منافع ملی مردم ما را حفظ کند. تعجیل نداریم، اما از طرف دیگر، بهطورقطع دولت از فرایندهای فرسایشی استقبال نمیکند و معتقدیم رسیدن به یک توافق خوب با حفظ منافع ملی ما در زمان کوتاهمدت محتمل است.
تعیینتکلیف وزیر اقتصاد
مهاجرانی همچنین در مورد فرصت قانونی دولت برای معرفی وزیر اقتصاد نیز گفت: دولت در حال بررسی گزینههاست و تلاش میکند بهترین گزینهای را انتخاب کند که بتواند شرایط اقتصادی کشور را بهصورت بهتر مدیریت کند. او افزود: سرپرست وزارت اقتصاد فرد مجربی است و امور وزارتخانه را اداره میکند. در فرصت مقتضی گزینه نهایی معرفی خواهد شد.
سخنگوی دولت در ادامه با تأکید بر اینکه راهبرد دولت در ادامه تلاشهایی که دولت سیزدهم انجام داده، گسترش روابط با کشورهای همسایه و تعمیق روابط با کشورهایی است که ما نزدیکیهای فرهنگی زیادی با آنها داریم، گفت: «در این میان، کشور عربستان نقش ویژهای ایفا میکند و ما نگاه راهبردی به عربستان داریم. اولویت سیاست خارجی دولت چهاردهم، توسعه و تعمیق روابط سیاسی و دیپلماتیک با کشورهای منطقه و کشورهای مسلمان است که به تقویت مشترکات ما کمک خواهد کرد.»
او همچنین به آزادی زندانی ایرانی در عربستان اشاره کرد: این امر نشاندهنده حسن نیت عربستان در این ایام است که تا حدود زیادی خود را نمایان کرده. ما بر منافع مشترکی که با عربستان داریم، تأکید میکنیم و معتقدیم بهعنوان دو کشور بزرگ مسلمان در منطقه و در دنیا، میتوانیم تأثیرات مثبتی داشته باشیم.
مهاجرانی اولویت سیاست خارجی دولت چهاردهم را توسعه و تعمیق روابط سیاسی و دیپلماتیک با کشورهای منطقه و کشورهای مسلمان دانست و گفت: این روابط به تقویت مشترکات ما کمک میکند.
سرمایهگذار میخواهیم
مهاجرانی همچنین درباره برنامه دولت برای جذب سرمایهگذاران خارجی در کشور توضیح داد: «هر سرمایهگذاری در کشور نیازمند ایجاد بسترهای مناسب است، امیدواریم با اهتمام قانونگذاران و نهاد قانونگذاری، شاهد شرایطی باشیم که امکان سرمایهگذاری بیشتری در کشور فراهم شود.»
او همچنین درباره ایجاد بسترهای لازم برای ورود سرمایهگذاران آمریکا به ایران، توضیح داد: هیچگاه مانعی برای ورود سرمایهگذاران کشورهای مختلف نداشتیم. کشورهایی مانند آمریکا، با وضع قوانین پیچیده و چندلایه، مانع حضور سرمایهگذاران خود در ایران شدهاند. ما خود را ملزم به ایجاد فضای شفاف و باز برای سرمایهگذاران میدانیم؛ زیرا معتقدیم این امر بهنفع ملت ایران است.
ظرفیتهای بلاغی و زبانی در آثار سعدی
زبان شعر «سعدی» نمونهای برجسته از استفاده مؤثر و هنرمندانه از ظرفیتهای زبانی در ادبیات فارسی است. سعدی با تسلط بینظیر بر زبان توانسته است از این ابزار نهتنها برای انتقال مفاهیم اخلاقی، فلسفی و اجتماعی بهره گیرد، بلکه با استفاده از آن، به خلق آثاری پرداخته که هم از نظر زیباییشناسی و هم از منظر اثرگذاری فکری و عاطفی بیمانندند. زبان سعدی بهگونهای طراحی شده است که با سادگی ظاهری خود، افقهایی بیپایان از معنا را به روی مخاطب میگشاید.
یکی از ویژگیهای اصلی زبان سعدی، استفاده هوشمندانه از واژگان و جملات ساده است که درعینحال معانی پیچیده و انتزاعی را منتقل میکند. در آثار او معنا در کمترین تعداد کلمه و اغلب با دمدستیترین آنها بیشترین بسط را دارد. بهعبارتدیگر، سعدی در عین حفظ سادگی زبان، توانسته است مفاهیم عمیق و فلسفی را بهگونهای روشن و قابلفهم بیان کند. درواقع، او در استفاده از زبان نهتنها بهوضوح و شفافیت اهمیت داده، بلکه با بهکارگیری واژگان آشنا و ساده، در لایههای عمیقتر معناهایی پیچیده و غنی را میآفریند که به مخاطب اجازه میدهد تأویل خود را ارائه دهد. اشعار او با آنکه سهلاند؛ غیرقابلتکرارند. سعدی یقه مخاطب را گرفته و به دالانهایی از زیبایی میبرد که پیشازآن تجربه نکرده و نزیسته است.
انعطافپذیری زبان سعدی در استفاده از لحنهای مختلف یکی دیگر از ویژگیهای برجسته آثار اوست. سعدی با تسلط بر ساختارهای مختلف زبانی و بلاغی، قادر است در قالب و ژانرهای متنوع شعر و نثر لحن متناسب را بهکار گیرد. در غزلهای عاشقانه خود لحن شاعرانه و عاطفی دارد، درحالیکه در حکایات اخلاقی و پندآموز، لحنی آموزشدهنده و تعلیمی را پیش میگیرد. این تنوع موجب گسترش دامنه تأثیرگذاری و دربرگیرندگی زبان و آثار او بر مخاطبان مختلف از نظر اجتماعی و فرهنگی میشود. در شعر و نثر او برای هر سلیقهای، صدایی وجود دارد.
سعدی از آرایههای ادبی هنرمندانه بهره میبرد، هرکدام از این صنایع به خدمت معنی و مفهوم شعر در میآیند. برخلاف برخی شاعران که در پی پیچیدگیهای لفظی برای نشاندادن مهارت خود هستند، سعدی هوشمندانه از آنها برای تقویت و تأثیرگذاری بیشتر بر معنا و برقراری ارتباط مؤثر با مخاطب استفاده میکند. این استفاده ارگانیک و هدفمند از آرایهها، یکی از عوامل اصلی ماندگاری و تأثیرگذاری آثار سعدی است.
این شاعر توانسته است مفاهیم انتزاعی مانند عشق، زندگی و مرگ را به زبان ساده و تصویری منتقل کند، بهگونهایکه این مفاهیم برای مخاطب درونیسازی شوند و برای قامت او دوخته شوند. این شیوه بیان باعث میشود که شعر او از انتزاع به عینیت و از مفاهیم ذهنی به واقعیتهای ملموس تبدیل شود که درنهایت موجب نزدیکتر شدن مخاطب به محتوای شعر میگردد.
از دیگر ویژگیهای برجسته زبان سعدی، نزدیکی آن به زبان محاورهای و روزمره است. درحالیکه بسیاری از شاعران همدورهاش از زبان پیچیده و پرآبوتاب برای نمایش قدرت بیانی خود استفاده میکردند، سعدی در آثار خود از زبان ساده، مردمفهم و نزدیک به گفتار روزمره بهره میبرد. بسامد بالای سطرها و ابیاتی که از او به زبان روزمره مردم راه یافته و تبدیل به «ضربالمثل» شده است، نشان از این موضوع دارد. شعر و نثر او قرنها در بطن زندگی مردم، زیست کرده است.
همه این ویژگیها در کنار هم نشان میدهند سعدی نه صرفاً یک شاعر، که یک زبانآفرین بیمانند در تاریخ ادبیات فارسی است؛ کسی که با بازتعریف نسبت میان زبان، معنا و مخاطب، الگویی تازه و ماندگار برای کاربست زبان در ادبیات فراهم آورد. زبانی که در عین فصاحت، غایت بلاغت را محقق میسازد و هنوز قرنها پس از نوشتن، زنده و کارامد در جریان فرهنگی زبان فارسی حضور دارد.
«کوچه» قرار بود چهارمین دوره خود را پشت سر بگذارد و تمامی مجوزهای لازم را کسب کرده بود. این فستیوال هر سال در اسفندماه برگزار میشد، ولی بهدلیل تقارن با ماه رمضان قرار شد در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ برگزار شود. بااینحال، اظهارات امامجمعه دشتستان در آخرین خطبههای نمازجمعهاش در ۲۹ فروردین، به لغو آن منجر شد. او گفته بود: «شعار کاذب خیامخوانی و ترویج فرهنگ سنتی و اصیل بوشهر، بهانهای شده برای ترویج اختلاط، رقص، کشف حجاب و شکستن خطوط قرمز شرع و عرف. کاری که اینان مروج آن هستند، انسان را یاد عملکرد بنیاد فرح پهلوی میاندازد.» از روزهای قبل از صحبتهای او نیز خبرهایی از فشارها برای لغو آن منتشر میشد. تاجاییکه ۲۸ فروردینماه کارزاری با عنوان «حمایت از برگزاری فستیوال کوچه در بوشهر» به راه افتاد.
در شامگاه آخرین روز از فروردینماه، برگزارکنندگان «کوچه» با تأیید خبر لغو این فستیوال، در توضیح این اتفاق در صفحه رسمی خود متنی را منتشر کردند. آنها در بخشی از این بیانیه نوشتند: «ما باختیم… بیهیچ خشم و طعنهای تبریک میگیم بهسمت برنده… تو نمیدانی در درازنای زمان چه را از خودت و مردم دریغ کردی، اما تبریک. تو نمیدانی زانوبهزانو نشوندن آدم از اون سَرِ ارومیه تا اینور کاشمر تا آخرین خشکی قشم الی منتهای اهواز و اراک و اصفهون یعنی چه.»
البته چندساعت پس از انتشار خبر لغو این رویداد، کارزاری با عنوان «شادی مجوز نمیخواهد: ما به «کوچه» خواهیم آمد!» هم در وبسایت کارزار منتشر شد که تا لحظه تنظیم این گزارش به امضای بیش از هزار و ۷۰۰ نفر رسیده است.
لغو شود هم میآییم
«محسن شریفیان»، خواننده، در واکنش به این اتفاق ویدئویی منتشر کرد و گفت: «خواهیم نواخت. چه بخواهید، چه نه، از پنجم تا دهم اردیبهشت، فستیوال کوچه در جریان است.»
مردم هم در شبکههای اجتماعی واکنش مشابهی داشتند و بسیاری از آنها نوشتند که اگر این فستیوال لغو شود هم باز به بوشهر خواهند رفت.
«محمدجواد آذری جهرمی»، وزیر پیشین ارتباطات و فناوری اطلاعات، نسبت به تعطیلی فستیوال کوچه در بوشهر واکنش نشان داد. او نوشت: «کسانی که بوشهر را میشناسند، خوب میدانند که «فستیوال کوچه» چگونه جان تازهای به فرهنگ و اقتصاد این شهر بخشیده است. توقیف این رویداد شاید مصداقی از «مَنّاعٍ لِلْخَیر» باشد؛ بازداشتن از نیکی، از زیستن، از امید.»
«علی ربیعی»، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، نیز با بیان اینکه بهنظرم کمترین اهتمام و حتی دانش لازم را برای سیاستگذاری معطوف به شادی داریم، نوشت: «میشد و میشود برنامه برخاسته از متن جامعه مثل «فستیوال کوچه» را مدیریت و سامان داد. دوقطبیسازی، آفت اینگونه موارد است. باید برای داشتن جامعهای شاد و بدون تنش، رویههای درست را بهکار گرفت.»
ساعاتی بعد «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت اعلام کرد «دولت پیگیر فستیوال کوچه است». در میان پیگیریها از سوی دولت، «الیاس حضرتی»، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، نیز در بیستمین دوره جشنواره شهید رجایی اشاره کرد که پیگیریهایی درباره برگزاری این رویداد از سوی دولت انجام شده است.
پس از این واکنشها بود که همشهری نوشت «سیدعباس صالحی»، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، شخصاً پیگیر برگزاری «فستیوال کوچه» است و در این رابطه با وزیر کشور وارد مذاکره شده.
بااینحال، ادامه واکنشها به حاشیههای برگزاری این رویداد به مسئولان و مردم محدود نشد. «جاباما» و «فیدیبو» در بیانیه مشترک خود با محکوم کردن این اقدام، آن را «بیاحترامی به خواست مردم فرهنگدوست بوشهر» و «ضربهای مهلک به پویایی فرهنگی و اقتصاد گردشگری منطقه» خواندند. این دو مجموعه، تصمیمهای سلیقهای اخیر را در تعارض با توسعه پایدار، منافع ملی و رونق کسبوکارهای محلی دانستند و نسبت به نادیدهگرفتن صدای هنرمندان و فعالان فرهنگی هشدار دادند.
این دو برند تأکید کردند حمایت کامل از هنرمندان شریف بوشهر خواهند داشت و آمادگی خود را برای پشتیبانی از برگزاری رویدادها و فستیوالهای بومی محلی در تمام نقاط ایران اعلام کردند.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هماهنگیهای لازم از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ستاد تهران و بوشهر برای برگزاری چهارمین دوره فستیوال موسیقی «کوچه» صورت گرفته است. سرپرست ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر طی گفتوگویی با ایسنا اعلام کرده که مجوز برگزاری این فستیوال صادر شده است و میتواند طبق قانون در تالار لیان برگزار شود.
تکمیل ظرفیت هتلها و اقامتگاهها
این فستیوال بهانهای برای توسعه بوشهر و شهرهای اطرافش بود. برگزاری این رویداد طی سالهای گذشته باعث ایجاد زیرساختهایی شد که حالا شهر در حال استفاده از آن است. گفته میشود امسال اولین سالی بود که تورهای گردشگری برای «کوچه» به راه افتاده و تمام اقامتگاهها و هتلها و… برای فستیوال پر شد. تا جایی که گروهی از افراد در اطراف بوشهر جا گرفتهاند چرا که در شهر فضایی برای اقامت نیست. «مجید حقیقت»، یکی از شهروندان بوشهر است که حالا ساکن تهران شده اما در سالهای گذشته برای شرکت در این فستیوال به بوشهر سفر کرده است. او به «پیام ما» میگوید که این فستیوال باعث رونق کسب و کار مردم محلی و باعث شناخت بیشتر شهر شد: «استقبال از تمام شهرها زیاد بود و اوایل از شهرهای اطراف میآمدند، اما سالهای بعد، از تمام کشور.» او همچنین یکی از نکات مثبت این فستیوال را زنده شدن بافت قدیم شهر میداند.
رئیس انجمن حرفهای اقامتگاههای بومگردی استان بوشهر: درصورت لغو این رویداد، کل مبلغ بازگردانده میشود. تیم «کوچه» هم در حال هماهنگی است
«شایان بهرامی»، رئیس انجمن حرفهای اقامتگاههای بومگردی استان بوشهر نیز به «پیام ما» میگوید اولین ساعت اطلاعرسانی فستیوال، تمام مراکز اقامتی ظرفیتشان تکمیل شد: «با وجود اینکه در فصل کمسفر و بعد از تعطیلات نوروز بودیم، بیشترین استقبال از این فستیوال انجام گرفت.»
او توضیح میدهد که هتلها و بومگردیها حتی آنها که نزدیک بوشهر هستند، صد درصد تکمیل شدند: «اما درصورت لغو این رویداد، ما بهعنوان مسئولیت اجتماعی و رسالتمان اعلام کردیم، کل مبلغ عودت داده میشود. تیم «کوچه» هم در حال هماهنگی است تا برگزارکنندگان بزرگ هم با این شرایط عمل کنند.»
فستیوال «کوچه» باوجود اینکه نقش مهمی که در گردشگری این منطقه دارد، از دوره قبل هم بارها با حاشیه مواجه بود. سومین دوره از این فستیوال موسیقی در سال ۱۴۰۲ که قرار بود از دوم تا هشتم اسفند در بافت تاریخی بندر بوشهر برگزار شود، درست در آخرین ایستگاه خود یعنی شب اختتامیه بنابر دلایل نامعلوم لغو شد.
حالا اینبار، واکنشهای گسترده مردمی، هنرمندان و برخی مقامات دولتی، این رویداد را بار دیگر به صدر اخبار فرهنگی کشور بازگرداند. هرچند هنوز برگزارکنندگان آن موضعگیری نهایی نکردهاند. بهنظر میرسد «کوچه» حالا بیش از همیشه، نماد پیوند فرهنگ، گردشگری و مطالبهگری اجتماعی در برابر تصمیمهای سلیقهای شده است. چنین اقبالی از سوی عموم مردم شاید باعث شود این فستیوال در سالهای آینده با مدیریت بهتری برگزار شود تا یک اتفاق ملی به نفاق تبدیل نشود.
وزیر نیرو در پی اتفاقات اقلیمی هفته گذشته در رودخانه هیرمند در افغانستان و سیلابی شدن این رودخانه برای چندمینبار طی دو ماه گذشته، به پیامما میگوید: «پنج نوبت از طرف افغانستانی درخواست کردیم که جلسه کمیساران آب تشکیل شود. آنها هم مدام وعده دادند. طبق قاعده و آنچه معاهده اعلام کرده است جلسه کمیساران آب باید یک نوبت در ایران و یک نوبت در افغانستان برگزار شود. آخرین جلسه به میزبانی افغانستان بود و باید اینبار این نشست در ایران برگزار میشد. کمیساران افغانستانی این موضوع را مطرح کردند که نمیتوانند مجوز سفر به ایران را دریافت کنند. به همین دلیل، ما پذیرفتیم جلسه در افغانستان برگزار شود. بهزودی این سفر انجام خواهد شد. ما باید مرور کنیم که چه میزان از حقابه را باید دریافت کنیم.»
وزیر نیرو: موضوع برگزاری جلسه و سنجش میزان آورد آب هیرمند بسیار مهم است. بنابراین، کمیساران ما به افغانستان خواهند رفت
عباس علیآبادی در حاشیه افتتاح جشنواره شهید رجایی به پیامما توضیح میدهد: «در یکی از سیلابهایی که اتفاق افتاد، ما عددی بسیار کمتر از آنچه حقابه قانونی بود، دریافت کردیم. این عدد بین ۶۰ تا ۷۰ میلیون مترمکعب بود. بااینهمه، ما در مورد آب در سیستانوبلوچستان بههیچعنوان به موضوع حقابه بسنده نمیکنیم. با اینکه ما در مورد حقابه بسیار جدی هستیم، طرح تهلاب بهسرعت در حال اجراست و انشالله در زمان مقرر و بهسرعت به نتیجه خواهد رسید. انتقال آب از دریای عمان را هم در دستورکار داریم. انشالله به این طرح هم شتاب خواهیم داد.»
او همچنین مرور وضعیت منابع آبی کشور نیز میگوید: «طی ۳۰ سال گذشته، میزان آب تجدیدپذیر از حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعب به ۱۰۳ میلیارد کاهش یافته و این موضوع باعث شده است سرانه آب تجدیدپذیر برای هر فرد از شش هزار مترمکعب به حدود یکهزار و ۲۰۰ مترمکعب برسد. این آمارها بهروشنی نشان میدهد وضعیت منابع آبی کشور، مطلوب نیست و نیازمند تغییر رویکردهاست.»
برای تأمین آب سیستان در انتظار کشور همسایه نخواهیم بود و طرحهای تأمین آب قابلتوجهی را دنبال میکنیم
مصرف بینتیجه
علیآبادی همچنین در مورد تشدید ناترازی تولید و مصرف برق که امسال از روزهای نیمه فروردین منجر به اعمال خاموشی سراسری شد، توضیح میدهد: «واقعیت ناترازی بر کسی پوشیده نیست. این ناترازی سالهاست که کشور را رنج میدهد. این ناترازی را باید فاصله میان مصرف و تولید تعریف کنیم. تولید ما در کشور رشد داشته است، اما این رشد بهاندازهای نیست که بتواند تقاضا را تأمین کند. اولویت نخست ما در تأمین برق برای آینده، بهبود شدت انرژی است. یعنی واحدهایی را که GDP بیشتری تولید میکنند، در اولویت تأمین برق قرار خواهیم داد تا بتوانیم شدت انرژی را مدیریت کنیم. شدت انرژی پارامتری است که دو آیتم اصلی دارد. اگر چنانچه شاخص مصرف انرژی بالا برود، اما همزمان GDP کشور هم بالا رود بسیار هم عالی است. اما اینکه مصرف انرژی بالا باشد و درعینحال GDP پایین باشد، مناسب نیست. بنابراین، اولویت ما تأمین برق به واحدهایی است که بهرهوری بهتری دارند. از برق نتیجه بهتری را برای اقتصاد کشور به ارمغان خواهند آورد. به بخش خانگی نیز توصیه میکنم محدودیت مصرف مربوط به بدمصرفی است، نه بخشهایی که در حد الگو مصرف میکنند.»
بهگفته او، بازار کشور انواع مصارف غیراستاندارد را به خودش اختصاص داده است: «متأسفم از اینکه بگویم اغلب تجهیزاتی که در کشور فروخته میشود، شاخصهای انرژی را رعایت نمیکنند. به این دلیل که قیمت برق قیمت یارانهای است؛ این موضوع اساساً مورد توجه نیست. محدود کردن حد الگو باعث میشود خودبهخود مردم متقاضی استفاده از وسایل و تجهیزاتی باشند که مصرف بهینه انرژی دارند.»
بهگفته علیآبادی، حدود ۲۳۰ تا ۲۴۰ میلیون لیتر یا معادل آن مترمکعب گاز برای تولید برق مصرف میکند. این، عدد بسیار بزرگی است: «در زمستان سهم قابلتوجهی از این سوخت، سوخت مایع یعنی گازوئیل و مازوت است که سوخت گرانقیمتی هم به حساب میآید.»
چالش قابل مدیریت
وزیر نیرو با بیان اینکه ناترازی در آب و انرژی چالشی جدی اما قابل مدیریت است، توضیح میدهد: «ناترازی در حوزه آب و انرژی، یک واقعیت انکارناپذیر است. وزارت نیرو برای عبور از این چالش راهبردی، دو مسیر اصلی را دنبال میکند: یکی تمرکز بر افزایش تولید و دیگری مدیریت مصرف. هر دو مسیر، در کنار هم، میتوانند پایداری منابع را تضمین کنند. شدت مصرف انرژی در ایران که حاصل نسبت انرژی مصرفی به تولید ناخالص داخلی است، بسیار بالا است. این یعنی انرژی زیادی مصرف میشود، بدون اینکه به تناسب آن، تولید اقتصادی کافی صورت بگیرد. این یک هشدار جدی برای اقتصاد ملی و سیاستگذاری در حوزه انرژی است.
بهگفته او، درحالیکه طی ۴۷ سال گذشته ظرفیت تولید برق کشور بیش از ۱۳ برابر شده، میزان مصرف به بیش از ۲۳ برابر رسیده است. این فاصله، نشاندهنده رشد فزاینده مصرف و ضرورت مدیریت دقیقتر آن است. صنعت برق ایران امروز جزو پنج کشور برتر جهان از منظر توان تولید است و در ساخت تجهیزات و قطعات، به سطحی از خودکفایی و حتی صادرات رسیدهایم که افتخارآفرین است، اما این توان فنی نباید باعث نادیده گرفتن بحران مصرف شود.»
وزیر نیرو در بخش دیگری از سخنان خود، در مورد برنامههای وزارت نیرو در مدیریت مصرف نیز توضیح میدهد: «در جشنواره شهید رجایی، بهینهسازی مصرف انرژی باید یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی عملکرد دستگاهها باشد. وزارت نیرو در سال جاری با ۳۶ بسته مدیریتی، برنامهریزی دقیقی برای عبور از اوج مصرف تدوین کرده و برای همه بخشها از جمله خانگی، صنعتی و کشاورزی، الگوهای مصرف متناسب با شرایط اقلیمی و منطقهای طراحی کرده است. وزارت نیرو متعهد است برق یارانهای را در چارچوب این الگوها تأمین کند، اما مشترکانی که فراتر از الگو مصرف میکنند، باید یا اقدام به بهینهسازی مصرف کنند یا برق مورد نیاز خود را از بازار آزاد تأمین کنند.
او همچنین، با تأکید بر اینکه حل مسئله ناترازی نیازمند عزم ملی و مشارکت همگانی است، میگوید: «این وزارتخانه، هم از مسیر توسعه تولید پایدار و هم از راه مدیریت مصرف، برای رسیدن به تعادل در حوزه انرژی و آب تلاش میکند. اما موفقیت این برنامهها، نیازمند همکاری همه دستگاهها، مردم و رسانههاست.»
طرحهای متعدد
صحبتهای وزیر نیرو در شرایطی است که بنا به اعلام وزارت نیرو رفع ناترازیهای موجود با اجرای ۱۴ پروژه بزرگ در زمینه انرژی، میزان تولید برق در کشور به صد هزار مگاوات افزایش مییابد. همچنین، در بخش مدیریت تأمین و مصرف آب در کشور بازچرخانی آب و استفاده بهینه و مفید از آب با نهادینه کردن الگوی صحیح مصرف بهعنوان مهمترین اقدامات این وزارتخانه در دستورکار است.
طبق اعلام این وزارتخانه برای ایجاد ۹۳ هزار مگاوات برق در کشور سرمایهگذاری شده و قرار است این میزان بهزودی از مرز صد هزار مگاوات نیز عبور کند. شیب مصرف برق کشور نباید در هر سال با افزایش بسیار زیاد روبهرو شود.
همچنین، این وزارتخانه اعلام کرده است در حوزه آب نیز برنامههای جامعی را دنبال میکند که مهمترین آن کاهش مصرف بیرویه است. آورد آب کشور حدود ۴۰۰ میلیارد مترمکعب است و درحالیکه میزان مصرف آب نیز به ۳۷۷ میلیارد مترمکعب افزایش یافته است.
