بایگانی مطالب نشریه

با متخلفان ا‌رزی برخورد قاطع شود

رئیس‌جمهور، سخنان رهبر معظم انقلاب را چراغ راه همگان دانست و با بیان اینکه مسئولان، خط مقدم این خطابه برای تحقق شعار سال هستند،‌ گفت: همۀ مدیران کشور مسئولیت دارند، مطالبۀ رهبر معظم انقلاب را که مطالبۀ عمومی است با نگاهی نو و طرح‌ها و برنامه‌های مدون با جدیت پیگیری و اجرایی کنند.

 

رئیس‌جمهور، سخنان رهبر معظم انقلاب را چراغ راه همگان دانست و با بیان اینکه مسئولان، خط مقدم این خطابه برای تحقق شعار سال هستند،‌ گفت: همۀ مدیران کشور مسئولیت دارند، مطالبۀ رهبر معظم انقلاب را که مطالبۀ عمومی است با نگاهی نو و طرح‌ها و برنامه‌های مدون با جدیت پیگیری و اجرایی کنند.
به گزارش ایسنا، سید ابراهیم رئیسی در جلسۀ امروز چهارشنبه هیأت دولت با اشاره به محورها و فرازهای راهگشای سخنان مقام معظم رهبری در جمع کارگزاران نظام، آن را چراغ راه برای همگان دانست و مسئولان کشور را خط مقدم این خطابه برای تحقق عملی و اجرایی شعار سال مبنی بر مهار تورم و رشد تولید خواند.
رئیس جمهوری تأکید کرد: همه اعضای دولت و مدیران کشور مسئولیت دارند، مطالبۀ رهبر معظم انقلاب را که مطالبۀ عمومی است با نگاهی نو و طرح‌ها و برنامه‌های مدون با جدیت پیگیری و اجرایی کنند.
او وزارتخانه‌ها و دستگاههای دولتی را مکلف کرد در کوتاه‌ترین زمان و حداکثر تا ۲۵ روز ضمن ارائه گزارش عملکرد، برنامه‌های مجموعۀ تحت مدیریت خود را برای تحقق منویات مقام معظم رهبری، ارائه کنند.
رئیس‌جمهور شرط تحقق رشد اقتصادی و تولید را مشارکت مردم و استفاده از ظرفیت‌ها، سرمایه‌ها و امکانات فراوان بخش خصوصی دانست و گفت: در این زمینه مسئولان دستگاه‌های اجرایی موظفند سازوکار میدان‌دادن و مشارکت بخش خصوصی در امر رشد تولید و اقتصاد را تعیین و نقشه راه مدونی ارائه دهند. رئیسی دانش‌بنیان کردن اقتصاد را از محورهای مهم و مورد توجه دولت برشمرد و با اشاره به افزایش چشمگیر شرکت‌های دانش‌بنیان فعال و مؤثر در عرصه تولید، خدمات و اقتصاد کشور بر تقویت وجه دانش‌بنیان اقتصاد تأکید کرد و از دستگاههای مسئول خواست تمهیدات لازم برای اجرای آن را در مدت زمان کوتاهی فراهم کنند.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه مبارزه با فساد شعار مبنایی و ملاک عمل دولت سیزدهم از روز نخست آغاز به کار بوده و در آینده نیز خواهد بود، بر لزوم شناخت و حذف گلوگاه‌ها و اصلاح بسترهای فسادزا در بخش‌های مختلف به‌ویژه بخش‌های صدور مجوز، ثبت سفارش‌ها و اختصاص ارز تأکید کرد

رئیس‌جمهور با بیان اینکه مبارزه با فساد شعار مبنایی و ملاک عمل دولت سیزدهم از روز نخست آغاز به کار بوده و در آینده نیز خواهد بود، بر لزوم شناخت و حذف گلوگاهها و اصلاح بسترهای فسادزا در بخش‌های مختلف به‌ویژه بخش‌های صدور مجوز، ثبت سفارش‌ها و اختصاص ارز تأکید کرد و اظهار داشت: مسئولان در هر سطحی موظفند بخش‌های حساس که زمینۀ بروز و ظهور فساد اداری و مالی را فراهم می‌کند، با دقت بیشتری مورد توجه قرار دهند و عنصر اعتماد به مدیران را با ابزار نظارت بیشتر و دقیق‌تر، مکمل مبارزه با فساد سازند.
رئیسی لزوم تکیه بر منابع قابل اعتماد و مطمئن در تأمین و هزینه‌کرد بودجه را از الزامات جلوگیری از کسری بودجه و عملکرد شفاف دستگاهها و نهادها برشمرد و بر توجه جدی و پیگیری دولت به اصلاح ساختار بودجه و نظام برنامه‌ریزی در استفاده از منابع تأکید کرد.
رئیس‌جمهور با یادآوری ضرورت توجه ویژه به موضوع بهره‌وری در عملکرد دستگاه‌های دولتی، سازمان امور اداری و استخدامی کشور را موظف کرد سازوکار مبنا بودن بهره‌وری را در دادن امتیازات به نهادها و سازمان‌ها تهیه و در کوتاهترین زمان به دولت ارائه کند.
لزوم انجام اقدامات بیشتر در زمینه مدیریت مصرف انرژی در کنار افزایش تولید از دیگر محورهای سخنان رئیس‌جمهور در جلسۀ امروز هیأت دولت بود که به وزارتخانه‌های ذیربط توصیه شد الگوی مصرف متناسب با رشد تولید را با مشارکت صاحبنظران و دست‌اندرکاران بخش انرژی تهیه و ارائه کنند. رئیسی نظارت بر عملکرد شرکت‌های بزرگ و جلوگیری از سوء رفتار و عمل این شرکت‌ها در استفاده از منابع مالی دولتی را ضروری خواند و تصریح کرد: برخورد قاطع با متخلفان که با استفاده از مواد اولیه داخلی و به قیمت ریال، کالا را تولید ولی با نرخ ارزی و گران عرضه می‌کنند و سبب اخلال در نظام اقتصادی و آسیب به سفره مردم می‌شوند، در دستور کار مسئولان باشد.
رئیس‌جمهور همچنین با اشاره به نقش مخرب فعالیت برخی مؤسسات مالی در اقتصاد کشور، رئیس‌کل بانک مرکزی را مکلف کرد از اختیارات خود برای ساماندهی فعالیت این مؤسسات استفاده کند.
رئیس‌جمهور پیش‌بینی و پیشگیری از آسیب‌های اقتصادی و زیان به سفره مردم را در هر وضعیتی، شرط مدیریت مطلوب خواند و بر انجام تدابیر لازم برای تأمین و عرضه به موقع و پایدار کالاهای اساسی و مورد نیاز مردم تأکید کرد.
رئیسی با اشاره اهمیت و نقش اقتصاد دریاپایه، تصریح کرد: نهادهای مسئول و دستگاه‌های مرتبط با اقتصاد دریا برای تسریع افزایش سهم این بخش در اقتصاد کشورمان و رساندن سهم ۲,۲ دهم درصد کنونی به میزان مناسب و قابل قبول برنامه‌ریزی و تلاش کنند و در همین راستا کارگروهی برای تقسیم کار در حوزۀ اقتصاد دریاپایه به ریاست معاون اول تشکیل شود.
رئیس‌جمهور همچنین با تأکید بر تلاش بیشتر برای تکمیل کریدور شمال-جنوب به وزیر راه‌وشهرسازی مأموریت داد در انجام کار با جدیت تسریع نماید.
رئیسی همچنین با اشاره به تحقق ۹۷ درصدی درآمدهای پیش‌بینی‌شده دولت در بودجه ۱۴۰۱ از رئیس سازمان برنامه‌وبودجه خواست ابعاد مهم و مثبت اقدامات دولت در جلوگیری از کسر بودجه در سال گذشته و همچنین ابعاد بودجه ۱۴۰۲ را برای افکار عمومی و رسانه‌ها تبیین کند تا مردم و نخبگان از تدابیر و اقدامات سازندۀ دولت در شرایط سخت اطلاع یابند.
رئیس‌جمهور همچنین پیروزی حقوقی جمهوری اسلامی ایران در نهاد بین‌المللی دیوان لاهه را به‌عنوان یک شاخص در حقانیت ایران اسلامی در برابر دشمنانش به ویژه آمریکا توصیف و تصریح کرد: این رأی باید تا اجرایی شدن کامل آن توسط بخش‌های مسئول پیگیری و ابعاد آن برای مردم تبیین و روشن شود.
رئیسی در بخش دیگری از سخنانش از خدمات و تلاش‌های بی‌وقفه بخش‌های مختلف در ایام تعطیلات نوروز قدردانی و با ابراز تأسف از بالابودن شمار قربانیان حوادث جاده‌ای، تأکید کرد: همه دستگاههای مسئول باید برای کاهش این ضایعه و خسارت سنگین و غم‌انگیز تلاش و برنامه‌ریزی و مدیریت کنند.
رئیس‌جمهور با اشاره به نشست ۴ ساعته خود با جمعی از تولیدکنندگان کشور بر لزوم مشارکت دادن اتحادیه‌ها و اصناف در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی کشور تأکید کرد و افزود: تا تشکیل وزارت یا سازمان، یا هر نهاد دیگری با رأی نمایندگان در مجلس شورای اسلامی باید از طریق اتحادیه‌ها و واگذاری امور به آنها و همچنین نظارت سازمان حمایت از تولیدکننده و مصرف‌کننده قیمت‌ها کنترل و مدیریت شود.
رئیسی با اشاره به فرمایشات شفاف و روشنگرانۀ مقام معظم رهبری دربارۀ مسئلۀ حجاب تأکید کرد: با توجه به شرعی و قانونی بودن حجاب، لازم است دستگاههای مسئول با برنامه‌ریزی و درایت لازم کار را دنبال نمایند.
رئیس‌جمهور همچنین با قدردانی از خدمات و تلاش‌های دکتر یوسف نوری، وزیر پیشین آموزش و پرورش، از دکتر صحرایی به‌عنوان چهرۀ شاخص فرهنگی، ‌علمی و تربیتی با سابقۀ معلمی و آموزش و پرورشی نام برد و برای او در ایام سرپرستی این وزارتخانه آرزوی توفیق کرد.

ورزش برای صلح

«ورزش، جهان را تغییر می‌دهد. الهام‌بخش است و این قدرت را دارد که مردم را با هم به روشی متحد کند. این ورزش است که به زبان جوانان صحبت می‌کند و در اوج ناامیدی، چراغ امید را روشن نگه می‌دارد.» این جمله‌ها آخرین سخنان نلسون ماندلا، رهبر پیشین آفریقا جنوبی پیش از مرگش در سال ۲۰۱۰ در فینال جام جهانی آفریقا جنوبی بود. کسی که در زمان ریاست جمهوری خود از راگبی یا همان فوتبال آمریکایی به عنوان نیرو و راهی برای اتحاد مردم کشورش و کاهش اختلافات بین سیاه‌پوستان و سفیدپوستان پس از دوران آپارتاید استفاده کرد و توانست احساس غرور را در دل ملتش زنده کند. سه سال پس از این سخنرانی تاثیرگذار در آگوست سال 2013، سازمان ملل متحد روز 6 آوریل که برابر سالگرد افتتاح بازی‌های المپیک مدرن در آتن در سال 1896 است را «روز جهانی ورزش برای توسعه و صلح» اعلام کرد. این روز سالانه در قالب رویدادی در سازمان ملل، جشن گرفته می‌شود. امسال نیز این رویداد با موضوعاتی حول محور حقوق بازیکنان و تاثیرات آنها، ایجاد برابری و تکثر و همگرایی، جنسیت، نژاد و چشم انداز رسانه‌ای در حال تغییر، انجام اقدامات اقلیمی در داخل و خارج از زمین بازی و نقش دولت‌ها در دستیابی به اهداف جهانی با حضور بازیکنان پیشین فوتبال و بسکتبال، کوهنوردان، فعالان محیط زیست و روزنامه‌نگاران برگزار می‌شود.

 

بر اساس اهداف سازمان ملل برای دستیابی به جهانی بهتر تا سال 2030 با توسعه پایدار، ورزش نقش مهمی در توسعه پایدار دارد. بر اساس اهداف توسعه پایدار، ورزش امکان تحقق توسعه و صلح و افزایش بردباری و احترام را ایجاد می‌کند. همچنین می‌تواند سهم به‌سزایی در توانمندسازی زنان و جوانان و دستیابی به اهداف سلامت جمعی، آموزش و همگرایی داشته باشد. از این رو روز جهانی ورزش برای توسعه و صلح با هدف ترویج شیوه‌های زندگی فعال و کشف راه‌های جدید برای دسترسی بیشتر و همگانی به ورزش با تاکید ویژه بر مشارکت بیشتر کودکان در فعالیت‌های ورزش گرامی داشته می‌شود.
به صلح فرصت بدهید
در حالی این روزها حدود 70 درگیری مسلحانه، جنگ و بحران اقلیمی در سراسر جهان در جریان است، توماس باخ، رئیس کمیته بین‌المللی المپیک به مناسبت دهمین سالگرد «روز جهانی ورزش برای توسعه و صلح» بر نیاز فوری جهان به استفاده به قدرت متحدکننده ورزش به عنوان نیرویی برای خیر جمعی در جهان امروزی تأکید کرد. او در یک پیام ویدیویی گفت: «ورزش مردم را برای رقابتی مسالمت‌آمیز گرد هم می‌آورد و قدرت ایجاد صلح و تفاهم ما با همنوعان را دارد. این کاری است که ورزش برای ایجاد صلح دارد، کاری از محرومیت و تبعیض برنمی‌آید. باخ با اشاره به اینگه صلح چیزی فراتر از کنار گذاشتن اختلافات است و گفت:‌ «ورزش می‌تواند تأثیر مثبتی بر ایجاد دنیایی بهتر، بهبود زندگی مردم و تبدیل دنیا به جایی که همه بتوانند در آن پیشرفت کنند، داشته باشد.» او همچنین ورزش را ابزاری کم‌هزینه و با تأثیر بالا برای حمایت از همه کشورها – بزرگ یا کوچک، غنی یا فقیر برای ساختن جهانی صلح‌آمیزتر، سالم‌تر، برابرتر و پایدارتر برای همه دانست. رئیس کمیته بین‌المللی المپیک از جهانیان خواست که به ماموریت ایجاد دسترسی همگانی به ورزش بپیوندند و صلح را در آغوش بگیرند.

معاون دبیر کل سازمان ملل: ورزش می‌تواند با توانمندسازی زنان و دختران، جوانان، افراد دارای معلولیت و سایر گروه‌های حاشیه‌نشین، پیشبرد اهداف سلامت، پایداری و آموزش، پتانسیل فوق‌العاده‌ای برای پیشبرد اهداف توسعه پایدار (SDGs) و برای ارتقای صلح و حقوق بشر ارائه کند

خیر جمعی ما در گرو ورزش
ورزش این قدرت را دارد که اشتیاق، انرژی و اشتیاق ما را حول یک هدف جمعی تنظیم کند و امید را پرورش دهد و اعتماد را دوباره به دست آورد. معاون دبیر کل سازمان ملل، آمینه جی محمد، ورزش را به نفع خیر جمعی ما می‌داند: «باید قدرت فوق‌العاده ورزش برای کمک به ساختن آینده‌ای بهتر و پایدارتر برای همه استفاده کنیم.» به گفته او رویداد روز جهانی ورزش برای توسعه و صلح امسال با عنوان «امتیازی به نفع مردم و سیاره»، فرصتی برای شناخت نقش مثبت ورزش و فعالیت بدنی در جوامع و زندگی مردم در سراسر جهان ایجاد می‌کند و به طور گسترده‌ای بر موضوع فراگیر توسعه پایدار و صلح متمرکز است. معاون دبیر کل سازمان ملل معتقد است که ورزش می‌تواند با توانمندسازی زنان و دختران، جوانان، افراد دارای معلولیت و سایر گروه‌های حاشیه‌نشین، پیشبرد اهداف سلامت، پایداری و آموزش، پتانسیل فوق‌العاده‌ای برای پیشبرد اهداف توسعه پایدار (SDGs) و برای ارتقای صلح و حقوق بشر ارائه کند. سازمان ملل مدت‌هاست که قدرت و جهانی بودن ورزش را به رسمیت شناخته است و از آن برای متحد کردن افراد و گروه‌ها از طریق حمایت از ورزش برای تلاش‌های توسعه، شرکت در رویدادها از سطح جهانی تا سطح مردمی و توسعه کمپین‌ها و ابتکارات مرتبط با ورزش استفاده می‌کند.
فراخوانی برای تغییری اجتماعی در سطح جهان
فراخوان دهمین رویداد جهانی ورزش برای توسعه و صلح، برای همه افراد و سازمان‌ها است تا با هم برای ترویج ورزش به عنوان وسیله‌ای برای ساختن آینده‌ای بهتر برای همه همکاری کنند. از آنجایی که این روز به قدرت ورزش در گرد هم آوردن مردم تاکید دارد، می‌تواند بروز تغییرات اجتماعی را تسهیل و برجسته کند. ورزش توانایی منحصربه‌فردی برای فراتر رفتن از موانع و ارتقای درک افراد از فرهنگ‌ها، مذاهب و پیشینه‌های مختلف دارد. برگزاری این رویداد با نگاهی بر سلامت و تندرستی می‌تواند اهرمی برای توجه به مسائلی مانند چاقی و کم‌تحرکی نیز باشد تا سبک زندگی سالم نیز ترویج شود. به گزارش سازمان ملل این روز پایه برابری جنسیتی با توانمندسازی زنان و دختران را تقویت می‌کند و آنها را به شرکت در ورزش تشویق و فرصت هایی را برای زنان فراهم می‌کند تا اعتماد به نفس و مهارت‌های رهبری و عزت نفس آنها تقویت شود. در نهایت ورزش می‌تواند با ایجاد فرصت‌هایی برای تحصیل و اشتغال به کاهش فقر کمک کند. ترویج ورزش در روز جهانی ورزش برای توسعه و صلح می تواند به مردم جوامع محروم کمک کند تا به فرصت‌های تحصیلی و شغلی دسترسی پیدا کنند و در نتیجه کیفیت کلی زندگی آنها را بهبود پیدا کند.

کشورهای جنوب بازارهای بالقوه آب بسته‌بندی

گزارش جدید سازمان ملل با عنوان «صنعت جهانی آب آشامیدنی بسته‌بندی: مروری بر اثرات و روندها» به بررسی صنعت آب بسته‌بندی و تصورات رایج دربارۀ آن می‌پردازد و توزیع جغرافیایی، ساختار، روندها، و عوامل پیشران‌ بازار جهانی آب بسته‌بندی را تحلیل می‌کند. همچنین، وضعیت کنونی کیفیت آب بسته‌بندی، اثرات آن بر منابع آب و نقش بطری‌های پلاستیکی را در آلوده‌سازی محیط‌زیست بررسی کرده است، و این پرسش را مطرح می‌سازد که صنعت آب بسته‌بندی، چه نقشی در راستای محقق‌ساختن هدف توسعۀ پایدار مبتنی بر دسترسی همگانی به آب آشامیدنی سالم ایفا می‌کند؟

 

در گزارش جدید سازمان ملل با عنوان «صنعت جهانی آب آشامیدنی بسته‌بندی: مروری بر اثرات و روندها» تنها آن دسته از آب‌های بسته‌بندی در نظر گرفته شده است که از نظر طعم، تفاوت چندان (یا هیچ تفاوتی) با آب لوله‌کشی شهری ندارند. این گزارش نشان می‌دهد که آب بسته‌بندی به‌طور گسترده، هم در کشورهای شمال و هم در کشورهای جنوب مصرف می‌شود، البته قیمت آن می‌تواند بیشتر از آب لوله‌کشی باشد.
میزان فروش جهانی آب بسته‌بندی تقریباً 270 میلیارد دلار آمریکا و 350 میلیارد لیتر برآورد شده است. در این گزارش، 50 کشور برتر جهان از نظر فروش کل و سرانۀ فروش آب بسته‌بندی (به دلار و لیتر) مشخص شده است. منطقۀ آسیا و اقیانوسیه، حدود نیمی از بازار جهانی آب بسته‌بندی، و کشورهای جنوب مجموعاً حدود 60 درصد را به خود اختصاص داده‌اند.
ایالات متحده آمریکا، چین و اندونزی، بر روی هم، نیمی از بازار جهانی را تشکیل می‌دهند. آلمان بزرگترین بازار در اروپا، مکزیک بزرگترین بازار در منطقۀ امریکای لاتین و کارائیب، و آفریقای جنوبی بزرگترین بازار در آفریقا به شمار می‌آیند. سنگاپور و استرالیا، هم از نظر درآمد سالانه و هم از نظر حجم سرانه فروش آب بسته‌بندی پیشتازند. شاخص‌های سرانه ایالات متحده و چین بسیار کمتر است.
این گزارش نشان می‌دهد که عوامل پیشران بازار آب بسته‌بندی به شکل قابل توجهی در کشورهای شمال و جنوب متفاوت است. در کشورهای شمال، آب بسته‌بندی غالباً محصول سالم‌تر و ذائقه‌پسندتر از آب لوله‌کشی تلقی می‌شود و بیشتر یک کالای لوکس به شمار می‌آید تا یک ضرورت. در کشورهای جنوب، فروش آب بسته‌بندی عمدتاً متأثر از پوشش ناکافی یا فقدان تأمین عمومی و مطمئن آب است.
نتیجۀ بررسی حدود 60 نمونه موردی از بیش از 40 کشور در مناطق مختلف جهان، موارد متعددی از آلودگی غیرارگانیک[1]، ارگانیک[2] و میکروبیولوژیکی را در صدها برند آب بسته‌بندی نشان داده است و میزان این آلاینده‌ها غالباً فراتر از استاندارد کشورها یا استانداردهای جهانی بوده است.
این نتیجه، مدرکی قاطع علیه این تصور گمراه‌کننده است که آب بسته‌بندی، منبع بی‌چون و چرای آب آشامیدنی است. باوجود اینکه می‌توان نمونه‌های متعددی از کیفیت پایین آب در تأمین عمومی آب آشامیدنی برشمرد، دشوار می‌توان ادعا کرد که آب بسته‌بندی «سالم‌تر» است.
برداشت آب برای تولید آب بسته‌بندی می‌تواند در کاهش منابع آب زیرزمینی در محدوده‌های برداشت نقش داشته باشد، البته نمونه‌هایی از این دست نادر است. بااین‌همه، حتی اگر چنین برداشت‌هایی در سطح جهانی، یا در مقایسه با مصرف‌کنندگان بزرگ‌تر آب مانند کشاورزی آبی، کوچک باشد، اثرات آن بر منابع آب در مقیاس محلی ممکن است قابل توجه باشد.
کمبود داده‌های موجود دربارۀ حجم برداشت آب در صنعت آب بسته‌بندی، عمدتاً به دلیل عدم شفافیت و مبنای قانونی است تا شرکت‌های تولید آب بسته‌بندی را به انتشار عمومی حجم برداشت آب و ارزیابی پیامدهای محیط‌زیستی فعالیت‌های آنان وادار سازد.
کشورهای جنوب که در آنها آب آشامیدنی سالم همیشه در دسترس نیست، بازارهای بالقوۀ آب بسته‌بندی به شمار می‌آیند. فقدان سیاست‌های ملی مدیریت آب ممکن است سبب برداشت بی‌رویه از آب‌ زیرزمینی برای تولید آب بسته‌بندی شود، بی‌آنکه کمک چندانی به تأمین بلندمدت پایدار آب آشامیدنی کرده باشد.
این گزارش، اطلاعات پراکنده را درباره آلودگی پلاستیک صنعت آب بسته‌بندی گردآوری کرده است. این اطلاعات نشان می‌دهد که در حال حاضر در جهان حدود 600 میلیارد بطری پلاستیکی تولید می‌شود که معادل تقریباً 25 میلیون تن زباله پلاستیکی است که بازیافت نمی‌شوند و در محل‌های دفن زباله یا بی‌ضابطه دفع می‌شوند.
البته در این میان نشانه‌هایی از آگاهی رو به رشد اجتماعی درباره اثرات نامطلوب پلاستیک‌ها بر محیط‌زیست وجود دارد، ولی به نظر نمی‌رسد راهکارهای کاهش اثرات محیط‌زیستی پلاستیک‌ها پیشرفت زیادی کرده باشد. بنابراین، آلودگی پلاستیکی احتمالاً در سال‌های آتی نیز ادامه خواهد داشت.
این گزارش معتقد است درحالی‌که پیشرفت در راستای تحقق دسترسی همگانی به آب آشامیدنی سالم هنوز فاصلۀ زیادی با اهداف خود دارد، گسترش بازارهای آب بسته‌بندی، این پیشرفت را کُند می‌کند، زیرا توجهات و منابع را از ضرورت شتاب‌بخشیدن به توسعۀ سامانه‌های عمومی تأمین آب منحرف می‌کند. برآوردها حاکی از آن است که کمتر از نیمی از کل پولی که مردم سالانه برای آب بسته‌بندی می‌پردازند، برای فراهم‌ساختن دسترسی به آب سالم برای صدها میلیون نفر که از آب لوله‌کشی محروم هستند کافی خواهد بود.
در حال حاضر اقداماتی در سطح جهانی شکل گرفته است (مانند اتحاد سرمایه‌گذاران جهانی برای توسعه پایدار[3]) که هدف آنها افزایش بودجه برای اهداف توسعۀ پایدار، از جمله موارد مرتبط با آب است. چنین اقداماتی می‌تواند فرصتی برای صنعت آب بسته‌بندی باشد تا به کنشگری فعال در این فرایند تبدیل شود و پیشرفت در راستای تأمین آب سالم و مطمئن را به‌ویژه در کشورهای جنوب تقویت نماید.
مأخذ:
Global Bottled Water Industry: A Review of Impacts and Trends United Nations, University Institute for Water, Environment and Health, Hamilton, Canada. 2023.
1- ترکیبات معدنی مانند فلزات، نیترات‌ها و آزبست. این آلاینده‌ها به‌طور طبیعی در برخی آب‌ها وجود دارند، اما می‌توانند از طریق کشاورزی، تولید مواد شیمیایی و سایر فعالیت‌های انسانی وارد آب شوند.
2- مواد شیمیایی کربن‌پایه مانند حلال‌ها و آفت‌کش‌ها که می‌تواند از طریق روان‌آب زمین‌های زراعی یا تخلیۀ فاضلاب کارخانه‌ها وارد آب شود.
-3alliance of Global Investors for Sustainable Development
برآوردها حاکی از آن است که کمتر از نیمی از کل پولی که مردم سالانه برای آب بسته‌بندی می‌پردازند، برای فراهم‌ساختن دسترسی به آب سالم برای صدها میلیون نفر که از آب لوله‌کشی محروم هستند کافی خواهد بود
فقدان سیاست‌های ملی مدیریت آب ممکن است سبب برداشت بی‌رویه از آب‌ زیرزمینی برای تولید آب بسته‌بندی شود، بی‌آنکه کمک چندانی به تأمین بلندمدت پایدار آب آشامیدنی کرده باشد
1- ترکیبات معدنی مانند فلزات، نیترات‌ها و آزبست. این آلاینده‌ها به‌طور طبیعی در برخی آب‌ها وجود دارند، اما می‌توانند از طریق کشاورزی، تولید مواد شیمیایی و سایر فعالیت‌های انسانی وارد آب شوند.
2- مواد شیمیایی کربن‌پایه مانند حلال‌ها و آفت‌کش‌ها که می‌تواند از طریق رواناب زمین‌های زراعی یا تخلیه فاضلاب کارخانه‌ها وارد آب شود.
-3alliance of Global Investors for Sustainable Development

شب یلدای  بی‌پایان ِکارگردان

«جشن تولده. ممنوعه؟ زن بی‌حجاب نداریم. زن باحجابم نداریم… جشن تولد یه بچه‌ست ولی بچه هم نداریم. مهمونیه ولی مهمون نداریم. نمایشه، نمایش. نمایش یه نفره.» این چند جمله از دیالوگ فیلم «شب یلدا» ساخته کیومرث پوراحمد است. کارگردانی که روایت‌های روانش از زندگی خاطره‌ساز بود و حالا دیگر کارگردان را هم نداریم! پوراحمد، دیروز 16 فروردین‌ماه در سن 74 سالگی به زندگی خود پایان داد.

 

خبر درگذشت پوراحمد مانند سایر خبرهای مشابه، ابتدا در شبکه‌های اجتماعی پیچید اما مجله فیلم امروز با اعلام «خودخواسته بودن» این مرگ، همه را شوکه کرد.
سید مهدی فلاح میری دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان گیلان خبر فوت کیومرث پوراحمد را تایید کرد و به خبرگزاری‌ها گفت: به محض دریافت گزارش، بازپرس ویژه قتل در محل حاضر شد و با بررسی‌های اولیه نظر بر خودکشی این کارگردان سینما داشتند که واکاوی جزئیات، مستلزم رسیدگی دقیق قضایی است.
او زمان درگذشت پوراحمد را ساعت یک بامداد روز چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ در یکی از واحدهای دهکده ساحلی انزلی اعلام کرد و گفت: در حال حاضر جسد به پزشکی قانونی انتقال داده شد تا علت تامه مرگ بررسی و خبر تکمیلی متعاقبا اطلاع‌رسانی شود.
کیومرث پوراحمد، متولد 25 آذر 1328، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده بود. دانش‌آموخته رشته کارگردانی سینما بود و فعالیت خود را با نقدنویسی به خصوص در ماهنامه فیلم آغاز کرد. از ۱۳۵۳ با دستیاری در مجموعه تلویزیونی «آتش بدون» دود وارد سینما شد. پوراحمد شرح حال خود را در کتابی با عنوان «کودکی نیمه‌تمام» منتشر کرده ‌است. مادرش، پروین‌دخت یزدانیان با بازی در فیلم‌های او، کار بازیگری را آغاز کرد و آثار برجسته‌ای با بازی او به ثبت رسید.

احمد طالبی‌‌نژاد، منتقد سینما: در هیچ‌کدام از آثار پوراحمد نشانه‌ای از خودکشی ندیدم. در بهت هستم که این چه راهی بود برای پایان دادن به زندگی. آثار پوراحمد سرشار از امید و دوست داشتن بود

سریال «قصه‌های مجید»، که بر اساس کتابی به همین نام از هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شد یکی از خاطره‌انگیزترین ساخته‌های پوراحمد است. جالب آنکه داستان اصلی مجید در شهر کرمان می‌گذرد اما پوراحمد، رویدادگاه این سریال را به اصفهان منتقل کرد.
جایزه ویژه و لوح تقدیر سازمان میراث فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری برای فیلم «به خاطر هانیه»، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر برای فیلم «خواهران غریب»، جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم پنانگ برای فیلم «خواهران غریب»، تندیس بهترین فیلم جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران برای فیلم «شب یلدا» و تندیس بهترین کارگردانی و تندیس بهترین فیلم‌نامه جشن خانه سینما برای فیلم «اتوبوس شب» ازجمله جوایز این کارگردان بوده است.
باید یا کارگردان شوم یا معلم
پوراحمد در سلسله نشست‌های تاریخ شفاهی در «موزه سینما» با اشاره به دوران کودکی خود گفته بود: من در اصل نجف‌آبادی هستم و در زمان کودکی سرگرمی زیادی برای ما وجود نداشت؛ یک مدادرنگی شش تایی کوچک برای ما جهان بزرگی بود.
پوراحمد درباره آشنایی‌اش با سینما هم گفته بود: برادر بزرگم چندبار من را به سینما برده بود. یادم می‌آید فیلم‌های عروس فراری، آقا جنی شده و اسپارتاکوس را با او در سینما دیدم و با دیدن فیلم اسپارتاکوس دریچه دیگری از سینما به روی من باز شد و دائم از خودم می‌پرسیدم این فیلم‌ها را چگونه می‌سازند و این تصاویر را چگونه کنار هم قرار می‌دهند و هنوز بعد از سال‌ها اسپارتاکوس فیلم محبوب من است.
او همواره با خودش می‌گفته که «من یا باید کارگردان شوم و یا معلم» و درست در همان زمانی که برای کار به روزنامه اطلاعاتی می‌رود و همکار فریدون جیرانی و رسول صدرعاملی در این روزنامه می‌شود، تصمیم می‌گیرد که فیلم بسازد. به این ترتیب فیلمنامه «تاتوره» را به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌برد که بعد از ۱۳ بار اصلاح، تصویب می‌شود. خودش گفته بود که «یادم می‌آید با محمدمهدی دادگو سر جوی‌های محوطه موزه سینما باهم قرارداد بستیم و اولین فیلم بنیاد سینمایی فارابی را من ساختم.»

شاهین امین، منتقد سینما: مسئله عجیبی که وجود دارد این است که پوراحمد خیلی زندگی‌اش را دوست داشت. معمولا حتی با موضوعات تلخ هم خیلی صریح برخورد می‌خورد که گاهی با طنز همراه بود. انسان اهل زندگی‌ای بود و رقم زدن این اتفاق عجیب و دردناک است

«شب یلدا» روایتی از زندگی کارگردان
پوراحمد در مصاحبه‌ای گفته بود که «همه فیلم‌هایم را دوست دارم اما شب یلدا، اتوبوس شب، خواهران غریب، به خاطر هانیه و قصه‌های مجید را بیشتر دوست دارم.»
اما همانطور که بارها گفته بود، شب یلدا روایتی از یک بازه زمانی مهم در زندگی شخصی است. او بعد از چند سال دوری از سینما و ساخت موفق مجموعه تلویزیونی «سر نخ»، تصمیم گرفت به ساخت این فیلم گرفت: «شب یلدا زندگی خودم است و بدین شکل ساخته شد که خودم پلان به پلان بازی می‌کردم و محمدرضا فروتن تکرار می‌کرد. به شکلی که وقتی مادرم در اصفهان فیلم را دیده بود کاملا متوجه شده بود که زندگی خودم است زیرا حرکات و نحوه بیان محمدرضا فروتن درست مثل من بود که بلافاصله به من زنگ زد و گفت کیومرث تو واقعا خودت را یک سال در خانه حبس کرده بودی و به ما نگفته بودی.»
طالبی‌نژاد: آثارش سرشار از امید بود
احمد طالبی‌نژاد، منتقد سینما درباره مقایسه نحوه مرگ پوراحمد با آثارش به «پیام ما» می‌گوید: «در هیچ‌کدام از آثار پوراحمد نشانه‌ای از خودکشی ندیدم. در بهت هستم که این چه راهی بود برای پایان دادن به زندگی. آثار پوراحمد سرشار از امید و دوست داشتن بود.»
او ادامه می‌دهد: «قطعا تنگناهایی وجود داشت اما نه فقط در حوزه فیلمسازی که ممکن است در زندگی شخصی‌اش وجود داشته باشد و البته به این معنا نیست که سانسورچی‌ها و ممیز کردن آثار را موثر ندانم.»
این منتقد سینما درباره آثار پوراحمد می‌گوید: «او یکی از بهترین فیلم‌های دوران کودکی و نوجوانی ما را در قالب «قصه‌های مجید» ساخته که الگویی برای فیلمسازان است.»
امین: به اندازه‌ای که می‌خواست، فیلم نساخت
شاهین امین، منتقد سینما نیز در پاسخ به این پرسش که برجسته‌ترین نقاط سینمای پوراحمد چیست، به «پیام‌ ما» می‌گوید: کیومرث پوراحمد مثل هر فیلمسازی آثار خوب زیادی داشته است. فیلم کوتاه «آلبوم تمبر» یکی از فیلم‌های جذاب و شیرین اوست. سریال «قصه‌های مجید» را نیز همه می‌شناسند و «شب یلدا» درخشان‌ترین اثر اوست. «خواهران غریب» اثر پرمخاطب و جذاب پوراحمد بود. مجموعه تلویزیونی«سرنخ» نیز یکی از کارهای خوب اوست.
او درباره ویژگی آثار پوراحمد عنوان می‌کند: «او سعی می‌کرد آثارش ایرانی و مشخص باشد متعلق به یک جغرافیا و فرهنگ است. سعی نمی‌کرد بزرگنمایی کند و فیلم‌هایش دارای اصالت بود. نوع فیلمسازی او به‌گونه‌ای بود که گویی فیلمسازی کاری سهل است و این فقط از مهارت آدمی مثل کیومرث پوراحمد برمی‌آمد. مهارت از آن دسته بخش‌هاییست که ما امروز در سینما خیلی به آن احتیاج داریم. شاید یکی از نقاط ضعف سینمای ما این است که تکنولوژی را ابزاری می‌دانند و سعی می‌کنند با دوربین و تدوین کارهای عجیب و غریبی انجام دهند اما مهارت فیلمسازی مربوط به جهان زیسته، تجربه‌های شخصی و تسلط به روایت است. پوراحمد از آن دسته هنرمندانی است که این مهارت را در آثارش داشت. البته او مثل هر فیلمسازی، کارهای ضعیفی در کارنامه خود داشت اما چیزی که از او به یاد مانده، نقاط درخشان سینمایی اوست.»
امین درباره مرگ این کارگردان سینما می‌گوید: «مسئله عجیبی که وجود دارد این است که پوراحمد خیلی زندگی‌اش را دوست داشت. معمولا حتی با موضوعات تلخ هم خیلی صریح برخورد می‌خورد که گاهی با طنز همراه بود. انسان اهل زندگی‌ای بود و رقم زدن این اتفاق عجیب و دردناک است.»
او ادامه داد: «تنگناهایی که پوراحمد در فیلمسازی با آنها روبه‌رو شده، حتما در نحوه مرگش موثر بوده است. وقتی که شما در چنین مسیر حرفه‌ای قدم برمی‌دارید با مشکلاتی مواجه می‌شوید. پوراحمد در سال‌های اخیر به اندازه‌ای که می‌خواست فیلم نساخت. متاسفانه در کشورمان قدر خیلی از آدم‌ها را نمی‌دانیم. در حرفه‌های مختلف افرادی وجود دارند که سرمایه‌های کشور هستند. ما این سرمایه‌ها را به اشکال مختلف از دست می‌دهیم. باید از این آدم‌ها کمک گرفت و استفاده کرد. باید از فیلمسازان بهره برد نه به این علت که فیلم بسازد، آنها می‌توانند دانسته‌های خود را منتقل کنند و حتی اگر منتقل نکنند، می‌توانند برای دیگران ایجاد انگیزه کنند که آدم‌های توانایی بودند. در هر صورت مرگ تلخی بود و هنوز هم نمی‌توانیم باور کنیم.»

کابوس اقلیمی برای ایرانیان

نتایج یک پژوهش جدید که در مقاله‌ای در مجله معتبر بین‌المللی «لنست» منتشر شده نشان می‌دهد مرگ و میر انسانی ناشی از گرمایش زمین در خاورمیانه و شاخ آفریقا، بین ۱۰ تا ۶۰ برابر افزایش می‌یابد.
براساس این گزارش، خاورمیانه از آسیب‌پذیرترین نقاط جهان در برابر افزایش تغییر اقلیم است و ایران نیز بدترین چشم‌انداز را دارد.
براساس این پژوهش در حال حاضر، شمار مرگ‌ومیرهای ناشی از گرمایش زمین در خاورمیانه، به‌طور متوسط ۲.۱ نفر به ازای ۱۰۰ هزار نفر است، اما اگر گرمایش زمین با روند کنونی ادامه یابد، تا دهۀ ۶۰ قرن جاری، این رقم به بالای ۱۲۳ نفر خواهد رسید. در مورد ایران، هم‌اکنون این رقم ۱۱ مورد مرگ به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر است که پنج برابر متوسط خاورمیانه است، اما تا چهار دهۀ آینده این رقم به ۴۲۳ نفر خواهد رسید.
این گزارش در ادامه می‌افزاید که اگر جامعۀ جهانی بتواند میزان گرمایش زمین را در محدودۀ «۲ درجه» نگه دارد، شمار مرگ‌ومیرهای ناشی از این پدیده در خاورمیانه به حدود ۲۰ نفر به ازای ۱۰۰هزار نفر خواهد رسید؛ به عبارتی شتاب رشد آن ۸۰ درصد کاهش خواهد یافت، اما باز هم ۱۰ برابر سطح کنونی است. در این گزارش، خاورمیانه از آسیب‌پذیرترین نقاط جهان در برابر افزایش گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی است و ایران نیز در میان این کشورها بدترین چشم‌انداز را دارد.
ایران در ردۀ «بدترین عملکرد» محیط‌زیستی جهان قرار گرفت. در حال حاضر ایران از این لحاظ، بعد از مصر، مقام دوم خاورمیانه و شاخ آفریقا را دارد، اما تا چهار دهۀ آینده ایران صدرنشین مرگ‌و‌میر انسانی ناشی از پدیدۀ گرمایش خواهد بود.
این گزارش می‌افزاید هم‌اکنون شمار مرگ‌ومیر سالانه ناشی از گرمایش زمین در ایران حدود ۱۷۰۳ نفر و حتی شش برابر عربستان است.
مهمترین عامل گرمایش زمین، انتشار گازهای گلخانه‌ای است. آمارهای بین‌المللی، از جمله بانک جهانی، آژانس بین‌المللی انرژی و پروژۀ جهانی کربن نشان می‌دهد ایران بیشترین انتشار گازهای گلخانه‌ای در خاورمیانه را دارد و در سطح جهانی نیز در مقام هفتم قرار گرفته است.
آمارهای پروژۀ جهانی کربن نشان می‌دهد ایران سالانه فقط ۷۵۰ میلیون تن انتشار دی‌اکسید کربن حاصل از سوخت‌های فسیلی دارد که حتی از انتشار گازهای گلخانه‌ای آلمان نیز که اقتصادش ۱۲ برابر بزرگتر از ایران است، بیشتر است.
همچنین این آمارها نشان از افزایش چشمگیر تولید گازهای گلخانه‌ای در ایران است، به‌طوری‌که از ابتدای دهۀ گذشته تا سال ۲۰۲۱، تولید گازهای گلخانه‌ای ایران ۳۱ درصد رشد داشته است. چنین سرعت رشد و حجم عظیمی از تولید گازهای گلخانه‌ای ایران در حالی است که این کشور طبق توافقنامه پاریس، متعهد شده بود تولید گازهای گلخانه‌ای خود را تا سال ۲۰۳۰ حتی ۴ درصد نیز کاهش دهد و مدعی شده بود حتی این کاهش می‌تواند به ۱۲ درصد برسد. انتشار افسارگسیخته گازهای گلخانه‌ای ایران طی سال‌های گذشته باعث آلودگی شدید هوا شده است و بسیاری از شهرهای بزرگ کشور در سال گذشته تنها چند روز هوای سالم را تجربه کرده‌اند.

مثل خود سینما

کیومرث پوراحمد نخستین فیلمساز شناخته‌شده‌ای بود که از نزدیک دیدم. نیمه آبان 1393. در کرمان دانشجو بودم و اولین سالی بود که تعطیلات محرم را به خانه نرفته بودم. فردای عاشورا مشغول گذراندن کسالت بین‌التعطیلی بودیم که ناگهان خبر دادند کیومرث پوراحمد تا ساعتی دیگر به تالار اصلی دانشگاه باهنر می‌آید. از تبلیغات ضعیف و وقت‌نشناسی مدیران دانشگاه حرص می‌خوردم. هر زمان دیگری بود سالن لبریز از جمعیت می‌شد، اما پوراحمد در حالی وارد سالن شد که نیمی از صندلی‌ها خالی بود. بانیان برنامه از فرط بی‌برنامگی، پک دی‌وی‌دی «قصه‌های مجید» را به مسئول سالن دادند تا یکی از اپیزودها را پخش کند.
چراغ‌ها خاموش شد و نمایش فیلم (یا در واقع سریال!) بارها دیده شده آغاز شد. همان قسمتی بود که مجید تصمیم می‌گیرد میگو بخورد تا باهوش شود. اما تیتراژی در کار نبود و یکی دو دقیقه را گذراندیم، بدون اینکه چیزی از داستان بفهمیم. هنوز به دقیقه پنجم نرسیده، پوراحمد از ردیف اول بلند شد و سالن را ترک کرد. چند لحظه بعد، صدای داد و فریاد که از بیرون سالن بلند شد. از سالن بیرون آمدیم و پوراحمد را دیدم که با عصبانیت فریاد می‌زند و ده دوازده دورش را گرفته‌اند تا آرام‌اش کنند. قضیه چه بود؟ مسئول پروژکتور از هولش سی‌دی دوم اپیزود را گذاشته بود. نصف اپیزود در سی دی قبلی بود و ما داشتیم فیلم را از وسط تماشا می‌کردیم! پوراحمد سیگاری گرفته بود و بلند بلند به مسئول پخش فحش می‌داد. برگزارکننده برنامه هم سعی داشت او را آرام کند و به او بقبولاند که «تقصیر صداوسیماست که سی‌دی رو بد ساخته». من اگر جای کارگردان بودم دوتا فحش آبدارتر حواله آن بابا می‌کردم که این‌قدر ناشیانه ماجرا را توجیه نکند، اما پوراحمد پکی به سیگارش زد و فریاد زد: «خاک بر سر صداوسیما که اینقدر بی‌سواده!» نمایش فیلم را قطع کردند. آقای کارگردان را با سلام و صلوات به سالن برگرداندند و مسئولین دانشگاه رفتند بالای تریبون تا از او دلجویی کنند. بعد هم برنامه پرسش و پاسخ برگزار شد و حرف‌های پوراحمد آن‌قدر حاشیه‌ساز شد که بسیج دانشجویی فردایش شب‌نامه داد و تجمع اعتراضی برگزار کرد. اما تصویری که آن شب از پوراحمد در ذهن من ماند، پیرمردی بداخلاق و مهربان بود. آن‌قدر بداخلاق که به سادگی فریادش به آسمان می‌رفت و آن‌قدر مهربان که دلش نیامد میزبانان ناشی خود را برنجاند. آن استدلال کودکانه را پذیرفت و به جلسه بازگشت.
آن‌چه از کیومرث پوراحمد می‌شناسیم، همین تضادها است. او همزمان یک ویژگی را هم داشت و هم نداشت. کارنامه پنجاه ساله فیلمسازی‌‌اش پرتنوع و در عین حال پرنوسان بود. از درام‌های اجتماعی و سینمای نوجوان گرفته تا کمدی و فیلم تاریخی و حتی سریال پلیسی. حتی سیر کیفی مشخصی نیز نداشت که بتوان آن را «سینوسی» خواند. کشکولی بود از ساخته‌های متوسط، ضعیف، نسبتا خوب، بسیار ضعیف و بسیار خوب. اصفهانی بود و بهترین آثارش نیز رنگ و بوی اصفهان دارند («قصه‌های مجید»، «شب یلدا» و سریال «سرنخ»). اما بیشتر ساخته‌هایش هیچ ارتباطی به اصفهان و فرهنگ آن نداشت. دستیار کیارستمی بود اما بعدها در جریان اصلی فیلم ساخت. عاشق قصه‌گویی بود و آثارش نشانی از گرایش‌های آلترناتیو هنری نداشتند. در بزنگاه‌های سیاسی (مثل انتخابات 88 و 92) مچ بند سبز و بنفش می‌بست و سخنرانی می‌کرد، اما در بیشتر اوقات بی‌سروصدا مشغول کار خودش بود. با آن چهره عبوس و قد بلند و موی فرفری آن‌قدر ترسناک به نظر می‌رسید که عباس کیارستمی برای به گریه انداختن کودک فیلم «خانه دوست کجاست» از او استفاده کرد، اما آن‌قدر بچه‌ها را خوب می‌شناخت که چند سال بعد، به‌یادماندنی ترین فیلم/سریال نوجوانانه تاریخ سینما و تلویزیون ایران را خلق کرد. کیومرث پوراحمد دیروز در 74 سالگی درگذشت؛ به مرگی خودخواسته، که نشانه بن‌بست و ناامیدی است. با این همه، مردم ایران بخشی از امیدبخش‌ترین خاطرات تصویری خود را از پوراحمد دارند. سینما بازنمای واقعیت است و به همان اندازه دور از واقعیت. تضادی شبیه به خود پوراحمد و البته آن‌چه برجا می‌ماند یادها و آثار است؛ یاد داستان‌هایی با پایان خوش، که هرقدر با واقعیت بیرونی همخوان نباشند، دل‌ها را برای خلق روزگاری بهتر گرم نگه می‌دارند.

زندگی در تهران گران‌تر می‌شود

علیرضا زاکانی، شهردار تهران، اسفند امسال اعلام کرد که زندگی در تهران را ارزان می‌کند. او بهمن سال 1400 هم گفته بود که با گران‌کردن شهر تهران مخالف است و در دو حوزۀ مسکن و میادین میوه‌وتره‌بار، برنامه‌های مشخصی برای بازشدن گره زندگی مردم و کاهش هزینه‌های زندگی در پایتخت دارد. اما تصمیم اخیر شهرداری و شورای شهر تهران برخلاف این ادعا به نظر می‌رسد. اعضای شورای شهر تهران اواخر سال گذشته پس از بحث و بررسی فراوان با افزایش میانگین 40درصدی نرخ بلیت اتوبوس در خطوط اتوبوسرانی شهر تهران در سال آینده موافقت کردند. این اتفاق درحالی رخ داده است که میانگین افزایش حقوق کارگران تنها 27درصد است.

 

اعضای شورای شهر تهران پیش از آغاز سال 1402 با افزایش میانگین 45درصدی نرخ تاکسی و افزایش میانگین 40درصدی نرخ اتوبوس و افزایش میانگین 25درصد نرخ بلیت مترو برای سال آینده موافقت کردند. البته پیشنهاد شهردار تهران افزایش نرخ بیشتر بود، اما در نهایت شورای شهر تهران نرخ بلیت اتوبوس و مترو و تاکسی را تا سقف 45درصد افزایش داد. این اتفاق درحالی رخ داده است که میانگین افزایش حقوق کارگران تنها 27درصد بوده است. افزایش نرخ کرایه وسایل نقلیه عمومی در پایان سال قبل واکنش بسیاری از فعالان حوزۀ شهری را به همراه داشت. برخی این افزایش قیمت‌ها را با دورۀ پنجم شورا و شهرداری مقایسه کردند، مرور اخبار نشان می‌دهد که نرخ کرایه اتوبوس در شهر تهران در سال 1400، آخرین دورۀ حضور اصلاح‌طلبان، حدود 35درصد افزایش پیدا کرده بود. برخی دیگر از مخالفت‌ها به تبعات این افزایش قیمت در ترددها اشاره داشت.
پژوهشی که در دهۀ نود در مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهرداری تهران دربارۀ حساسیت قیمت‌گذاری وسایل نقلیه عمومی منتشر شده است، نشان می‌دهد که افزایش نرخ کرایه تاکسی باعث کاهش مسافران این مُد حمل‌ونقلی خواهد شد، برای اتوبوس نیز وضعیت مشابه است، اما تأثیر قابل توجهی بر تعداد مسافران مترو به دلیل مزیت سرعت خود ندارد.
یک پژوهش دیگر نشان می‌دهد که قیمت‌گذاری می‌تواند به@عنوان یک ابزار مناسب برای مدیریت تقاضای وسایل نقلیۀ شخصی به کار رود. این پژوهش که در سال 93 منتشر شده است و محمود صفارزاده، مدرس دانشگاه تربیت مدرس، نیز یکی از نویسندگان آن است نتیجه گرفته که با تعیین عوارض، در شرایطی که بالاترین قیمت تعیین‌شده برای ورود به محدوده‌ها وجود دارد، ممکن است تا حدود 33درصد از کاربران از سفر خود منصرف شوند.

پژوهشی که در دهۀ نود در مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهرداری تهران دربارۀ حساسیت قیمت‌گذاری وسایل نقلیه عمومی منتشر شده است، نشان می‌دهد که افزایش نرخ کرایه تاکسی باعث کاهش مسافران این مد حمل‌و‌نقلی خواهد شد، برای اتوبوس نیز وضعیت مشابه است، اما تأثیر قابل توجهی بر تعداد مسافران مترو به دلیل مزیت سرعت خود ندارد.

اما بهروز شیخ رودی، کارشناس مالیه شهرداری و معاون محاسبات و پایش شورای پنجم شهر تهران در گفت‌وگو با روزنامۀ پیام ما نظر دیگری دربارۀ افزایش نرخ کرایه‌ها دارد. او معتقد است که یکی از اصول مالیۀ شهری، عدالت است. او می‌گوید این عدالت با آن چیزی که رئیس شورا مدعی بوده متفاوت است: برنامۀ اسکان بشر ملل متحد در خطوط راهنمای تبیین‌شده برای عدالت در مالیۀ شهری دو ویژگی را برشمرده است: اول اینکه پرداخت‌های شهروندان متناسب با کیفیت خدمت دریافت‌شده باشد و دیگر اینکه پرداخت شهروند متناسب با سطح توانایی مالی او باشد. از این منظر اگر نگاه کنید می‌بینید نتیجه سیاستگذاری شورای شهر تهران که عمده ریاستش در ادوار مختلف که مسئولیتش با آقای چمران بوده با عدالت تناسبی نداشته است.
شیخ‌رودی ادامه می‌دهد: بلیط اتوبوس مد حمل‌ونقل مورد استفاده کارگران و کارمندان است. بلیت این وسیله نقلیه عمومی۴۰درصد گرانتر شده است. یعنی شورایی که بارها شعار عدالت مطرح کرده است، می‌خواهد تورم ۴۰درصدی را به کارگر و کارمندی تحمیل کند که حقوقش فقط ۲۷درصد افزایش یافته و این یعنی اضافه پرداخت ۱۳درصدی نسبت به رشد دستمزدها در هربار اتوبوس سوارشدن یک نفر از اعضای خانواده یک کارگر و کارمند. حالا ببینید پرداخت بلیط اتوبوس با این افزایش قیمت چه تناسبی با توان پرداخت یک خانوادۀ تحت پوشش نهادهای حمایتی یا یک زن سرپرست خانوار و دستفروش دارد؟!
شیخ‌رودی به موضوع دیگری اشاره می‌کند که مدتی پیش در دورۀ زاکانی رخ داد، موضوعی که حتی به‌زعم مدیریت شهری نیز «بی‌سابقه» بود. شیخ‌رودی می‌گوید: سال گذشته برای اولین‌بار در طول تاریخ بلدیه به بسازبفروش‌ها تا ۴۰درصد تخفیف دادند.
تخفیف بی‌سابقه در تاریخ مدیریت شهری یکی از دستاوردهای شورای ششم است، دستاوردی که به اذعان خزانه‌دار شورا بیش‌ازآنکه این تخفیف به جیب مردم برود به جیب بسازبفروش‌ها رفته است و تنها عدم‌النفعش گریبان شهروندان، به‌ویژه شهروندان جنوب شهری و مستضعفین، را گرفته است. این مسئول سابق تأکید دارد که این موضوع نسبتش با عدالت چه بوده است؟
باوجود این توضیحات و مخالفت‌هایی که در فضای مجازی به تصمیم مدیریت شهری عنوان شد، مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران اعلام کرد که نرخ کرایه‌های حمل‌و‌نقل عمومی از اردیبهشت افزایش پیدا می‌کند.

توسعه هرمز مدفون زیر خاک‌های رنگین

سال‌هاست که موضوع برداشت خاک‌های رنگین هرمز چه در قالب معدنی معروف به معدن سرخ و چه با فروش جزیی در شیشه‌ها و بطری‌های رنگی از سوی اهالی بومی‌‌ به گردشگران، مسئلۀ بسیاری از رسانه‌ها شده و اثرات مخرب محیط‌زیستی آن در بوتۀ نقد کارشناسی قرار گرفته است. معدنی که فعالیتش هرازگاهی با سروصدا و هجمۀ فعالان محیط‌زیست متوقف می‌شود و سوغاتی که حتی با ساعت‌‌ها بحث و گفت‌وگو با برخی تسهیلگران و بومی‌ها، همواره به‌عنوان سوغات اول این جزیرۀ کوچک مطرح می‌شود و به فروش می‌رسد. اما میان این کشمکش مداوم، خاک هرمز همیشه برند یک گردشگری و معرف سرزمینی با داستان‌های هیجان‌انگیز پریان و اوهام سِحر و جادو، دست‌ساخته‌هایی بی‌نظیر از سوزن‌دوزی و حصیر و مناظری شبیه کوه‌های شهر «اُز» است. گویی همۀ داشته‌های فرهنگی و تاریخی جزیره را هم زیر سایۀ خود پنهان نگه‌داشته، انگار رنگین‌کمانی از خاک جزیره، سال‌هاست به جای توسعه، زمینۀ توسعه‌نیافتگی و مانع شکوفایی توانِ خلاقانه در این سرزمین شده است.

 

پیش از عید نوروز فیلمی‌ در فضای مجازی منتشر شد که معدن سرخ هرمز را که بارها بر تعطیلی آن تأکید شده بود، در حال فعالیت نشان می‌داد. گرچه سندی مبنی بر تأیید تاریخ این فیلم وجود نداشت، اما بلافاصله استاندار هرمزگان درخصوص این معدن موضع‌گیری کرد. مهدی دوستی 22 اسفند 1401 در شورای معادن این استان گفت: «هرمز یک منطقۀ گردشگری است که مزیت نسبی آن، خاک سرخی است که در آن وجود دارد و هیچ کجای دنیا کسی مزیت نسبی‌اش را به فروش نمی‌رساند. برهمین اساس نمی‌توان گردشگریِ هرمز را که بسیار سودآورتر از فعالیت این معدن است، فدا کنیم و جلوی ثبت ملی و جهانیِ جزیره را بگیریم. لازم است خسارت‌های وارده به بهره‌برداران و سرمایه‌گذاران معدن خاک سرخ هرمز برآورد و به آن‌ها پرداخت شود و اگر لازم بود معدنی معوض به آن‌ها داده شود تا مزیت نسبیِ جزیره هرمز حفظ شود. »
با این وجود بلافاصله با شروع نوروز فیلم‌های زیادی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که خریدوفروش خاک‌های رنگی هرمز در جزیره را به‌عنوان سوغات به گردشگران، نشان می‌داد. فیلم‌هایی که عموماً با انتقاد کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه بود. براساس اعلام اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی هرمزگان جزیره هرمز در روزهای پیک گردشگری نوروز بیش از 190هزار نفر به این جزیره سفر کردند. گرچه نرخ ماندگاری این گردشگران 24 ساعت بود، اما کمبود امکانات اقامتی در جزیره‌ای که در اوج روزهای گردشگری حدود 32 برابر جمعیت 5هزار و 800 نفری‌اش گردشگر دارد و توجه نکردن به صنایع‌دستی این منطقه و معوق ماندن اجرای طرح‌های گردشگری، تبعات خود را بر آن داشته و دارد.

یکی از اهالی هرمز: جزیره برای شماها عکس و فیلم‌های زیباست، اما هنوز برای مردم اینجا رفاه نیست. مشکل آب و برق و گاز و پخت‌وپز داریم. شما فقط می‌بینید مردم خاک را می‌فروشند، اما مگر همین خاک برایشان چقدر پول می‌شود؟ ماهی چند میلیون تومان؟ اندازه درآمد یک کارگر هم نیست.

موضوع را حساس نمی‌کنیم
کمتر گردشگری به هرمز وارد می‌شود و دست خالی برمی‌گردد. فروش خاک در بطری‌های شیشه‌ای به‌عنوان محبوب‌ترین سوغات این جزیره رونق دارد. این درحالی‌است که کارشناسان توسعۀ جامعۀ محلی معتقدند صنایع‌دستی این منطقه می‌تواند جایگزین این منبع بسیار دیر تجدیدشونده گردد؛ نظری که البته بسیاری از اهالی بومی‌با آن مخالف هستند.
رئیس کل دادگستری هرمزگان در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید: «دربارۀ فیلم منتشرشده از فعالیت دوبارۀ معدن سرخ، موضوع را به دادستان اعلام و دستور پیگیری داده است.»
مجتبی قهرمانی می‌افزاید: «در مورد مسئلۀ فروش خاک به گردشگران ترجیح می‌دهیم موضوع را به مسئله‌ای حساسیت‌زا تبدیل نکنیم. حجم خاک جابه‌جاشده بسیار محدود است و بخشی از درآمد جامعۀ محلی نیز از محل آن تأمین می‌شود.» موضوعی که سخنگوی سازمان هواپیمایی کشور هم بر آن صحه می‌گذارد. بیشتر خاک هرمز از سوی گردشگران خریداری می‌شود و با هواپیما و از طریق فرودگاه بندرعباس از جزیره و استان خارج می‌گردد. جعفر یازرلو به پیام‌ما می‌گوید: «براساس مقررات هواپیمایی مسئولیت جلوگیری از حمل خاک مانند ارز و طلا و .. به عهدۀ گمرکات و پلیس فرودگاه است. اما با توجه به میزان محدود این خاک طبیعتاً همکاران فرودگاه مانع ورود آن به هواپیما نمی‌شوند.»
ارزان است، می‌خریم و می‌فروشیم
زیبنده یکی از زنان هرمزی است که در مکانی شبیه به بازارچه محلی سوغات به گردشگران عرضه می‌کند. او بیشتر از خاک رنگی خاک سرخ می‌فروشد و به هر مشتری توضیح می‌دهد که می‌تواند از این خاک غذا درست کند،‌ زیبنده به هرکدام روش طبخ غذا را هم توضیح می‌دهد. سال‌ها پیش ساعت‌ها پای داستان‌های زیبنده نشسته بودم. زیبنده این بار نیز بسیاری از حرف‌های پیشش را تکرار می‌کند. او می‌گوید: «اینجا کار یعنی همین. کار یعنی این که مردها با سه‌چرخه مسافرها را جابه‌جا کنند و دور بدهند و زن‌ها این چیزها را بفروشند. من و بسیاری از این زن‌ها خاک را نفروشیم، چه بفروشیم؟»

رئیس کل دادگستری هرمزگان: در مورد مسئلۀ فروش خاک به گردشگران ترجیح می‌دهیم موضوع را به مسئله‌ای حساسیت‌زا تبدیل نکنیم. حجم خاک جابه‌ج شده بسیار محدود است و بخشی از درآمد جامعۀ محلی نیز از محل آن تامین می‌شود.

زیبنده ادامه می‌دهد: «قدیم‌ها بسیاری از مردها صیاد بودند. صید حالا رونقی ندارد. آنقدر هم اجازه صید را به از ما بهتران دادند که دیگر دریا برکتی ندارد. می‌دانی ترال چیست؟ ما که نمی‌دانیم چه خبر است، اما می‌دانیم در این دریا آنقدر شرکت‌هایی که بومی‌ نیستند صید می‌کنند که حد ندارد. حالا در این آشفتگی ما چه کنیم؟»
زیبنده مانند همیشه با همان مهربانی من را دعوت به سفر به هرمز می‌کند و می‌گوید: «یادت هست می‌گفتی مردهای شما چرا همه فقط زیر حصیر می‌نشینند و قلیان چاق می‌کنند؟ الان تعداد آدم‌هایی که زیر حصیر نشسته‌اند و فقط از بیکاری باد می‌خورند چند برابر شده است. بیکاری زیاد شده، گرانی زیاد شده. خاک تنها سرمایۀ ماست. در حقیقت مال ماست. حالا دوستان تو می‌خواهند کاری کنند همین سرمایه را هم نداشته باشیم؟»
برای زبیده توضیح می‌دهم که منظور من و دوستانم بریدن نان آنان نیست و مثل همیشه دلم می‌خواهد زبیده برود سراغ سوزن دوزی‌اش. می‌گوید: «نمی‌شود. این ارزان است و همه ‌می‌خرند. تهیه آن هم زمان کمی‌ می‌برد. تعدادی آدم آمدند و اتفاقاً برخی زنان برایشان نازبالش و رومیزی، روبالشتی و چه‌ها و چه‌ها که نمی‌دوزند؛ می‌برند آنها را در بازار تهران می‌فروشند. اما به ازای کاری که انجام می‌دهند پول زیادی گیرشان نمی‌آید.»
جنس‌های چینی، آن هم گران
محمد بارانی یکی دیگر از اهالی هرمز است. جوان است و با یک موتور، مسافرها را دور جزیره می‌گرداند. محمد در گذشته زیورآلاتی با صدف درست می‌کرد و مادر و خواهرانش می‌فروختند. اما حالا می‌گوید خبری نیست و آن‌ها هم شیشه‌ها و پلاستیک‌های خاک می‌فروشند. محمد می‌گوید: دریا که دیگر صدف ندارد. باید کسی از بازار تهران یا بازار بندرعباس صدف‌های وارداتی چینی بخرد. دیگر قیمتش نمی‌ارزد. ریسه‌ای 200 هزار تا 300 هزار تومان صدف بخری می‌خواهی چند بفروشی؟ نمی‌شود. باور می‌کنید زن‌های ما دیگر کمتر نخ زری برای لباس‌های خودشان می‌خرند؟! چون قیمتش خیلی زیاد شده و نمی‌صرفد. ما که به این چیزها به چشم تزیین و سوغات نگاه نمی‌کنیم؛ مصرف مردم است. نمی‌توانند همه چیز را گران تهیه کنند.»
محمد ادامه می‌دهد: «جزیره برای شماها عکس و فیلم‌های زیباست، اما هنوز برای مردم اینجا رفاه نیست. مشکل آب و برق و گاز و پخت‌وپز داریم. شما فقط می‌بینید مردم خاک را می‌فروشند اما مگر همین خاک برایشان چقدر پول می‌شود؟ ماهی چند میلیون تومان؟ اندازه درآمد یک کارگر هم نیست.»
خاک برند اول
یک کارشناس توسعۀ جامعۀ محلی در گفت‌وگو با «پیام‌ما» این ایده را مطرح می‌کند که موضوع، معرفی خاک رنگین هرمز به‌عنوان نخستین برند گردشگری است. زبیده میری توضیح ‌می‌دهد: «در مورد جزیره‌ای مانند هرمز باید پیش از تلاش برای توسعۀ گردشگری در این منطقه، بسته‌ای به عنوان بسته گردشگری طراحی می‌شد. یعنی در طراحی این بسته، پتانسیل‌های موجود سنجیده و برای یک کلیت، برندسازی می‌شد. امروز کسی جز خاک بی‌نظیر رنگین‌کمانی جزیره چیزی از این جزیره نمی‌شناسد. باوجوداین، این منبع را هدر می‌دهند. یعنی نه پایداری در آن لحاظ شده است، نه می‌تواند ارزش‌افزودۀ خاصی به ارمغان بیاورد.»
او ادامه می‌دهد: «حتی این محصول در یک بسته‌بندی قابل اعتنا هم ارائه نمی‌شود. یعنی به ابتدایی‌ترین شکل ممکن به فروش می‌رسد. من فکر می‌کنم فروش این خاک خودش یک الگوی ضدّتوسعه است. مثلاً از همین خاک سرخ غذا پخته می‌شود و به‌عنوان چاشنی بسیاری از غذاهای محلی هرمز استفاده می‌شود. آیا شما در جزیره به رستورانی برخورده‌اید که این غذاهای خاکی را برای شما طبخ کند؟ ارزش‌افزودۀ این رستوران چقدر متفاوت از فروش خاک در پلاستیک یا شیشه است؟ دوم آیا می‌بینید روی داستان‌ها و افسانه‌های منطقه کار شده باشد؟ آیا ساختارهای گردشگری، حتی به اندازه استراحت در ساحل، فراهم است؟ خاک، راه اول و ناچاری مردم برای رسیدن به درآمد اقتصادی است و مسئولان در نبود اقدامات و برنامه‌های صحیح خودشان، ناچار به مماشات با این قضیه هستند. در حالی که باید مردم را برای استفاده از روش‌های خلاقانه آموزش داد و توانمند کرد.»
طرح‌های معطل
نبود زیرساخت و ساختارهای گردشگری در هرمز درحالی‌است که پس از حدود دو دهه از رونق گردشگری در این جزیره، سال 98 استاندار وقت هرمزگان اعلام کرده بود: «به‌طور جدی به دنبال اجرای طرح‌های گردشگری و طبیعت‌گردی در راستای ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی در جزیره هرمز هستیم.»
فریدون همتی گفته بود: «مردم هرمز می‌توانند مشارکت بیشتری در راستای اجرای طرح‌های توسعه‌ای در این جزیره داشته باشند که از آن جمله، ایجاد بوم‌گردی‌ها جهت افزایش ماندگاری و حضور گردشگران در جزیره هرمز است. ارائۀ آموزش‌های لازم در راستای ارتقای توانمندی مردم، پرداخت تسهیلات و توجه به فعالیت‌ها و اشتغال بومی ‌و محلی، از جمله صنایع‌دستی و محصولات خوراکی این جزیره، مورد توجه قرار دارد. مجموعۀ مدیریت استان و دستگاههای اجرایی نیز در حال ایجاد زیرساخت‌ها و تأسیسات مناسب در این جزیره، از جمله جاده رینگ دور جزیره و امکانات مناسب برای گردشگران و مردم هستند.»

روبان‌های سبز در 200 شهر روسیه

مقاومت در برابر جنگ با اوکراین و روایت پوتین از این جنگ می‌تواند خطرات جدی برای فعالان اجتماعی روسیه داشته باشد. علی‌رغم این تهدیدها، «جنبش روبان‌ سبز» که یک کمپین آگاهی‌رسانی عمومی علیه جنگ است تا امروز در 200 شهر روسیه اجرا شده است. اما پرسش واقعی اینجاست که آیا جنبش‌هایی از این دست، قدرت تغییر افکار عمومی را دارند؟ کولن وود خبرنگار وب‌سایت کودا استوری در مقاله‌ای به بررسی این کمپین پرداخته که در ادامه بخش‌هایی از آن آمده است.

 

این تصور که نقد کردن جنگ اوکراین در روسیه غیرممکن است، دور از واقعیت است. بعد از اینکه نیروهای امنیتی تظاهرات‌ خیابانی‌ای که در روزهای ابتدایی جنگ برگزار می‌شد را با خشونت سرکوب کردند، اعتراضات عمومی تقریباً ناپدید شد. فعالان مدنی همچنان در مکان‌های مختلف پلاکاردهایی را با پیام‌های حاوی صلح حمل می‌کردند، اما حتی پلاکاردهای سفید هم جمع‌آوری می‌شدند و با حاملان آنها برخورد می‌شد. در چنین شرایط و تهدیدهایی، اشکال دیگری از مقاومت شکل گرفت.
کمپین «روبان سبز» یکی از این ابتکارات است. این کمپین مانیفست ساده‌ای دارد: از مردم می‌خواهد در اماکن عمومی روبان‌هایی سبز آویزان کنند و از این راه مخالفت خود را با جنگ ابراز کنند. تا این لحظه مردم 200 شهر روسیه در این کمپین شرکت کرده‌اند. روبان‌های سبز از تیرهای چراغ برق، در پیاده‌روها، دستشویی‌های عمومی و … شهرهای روسیه، از محله‌های شلوغ مسکو گرفته تا روستاهای سیبری، آویزان و عکس آنها در شبکه‌های اجتماعی گذاشته شده است. یکی از سازمان‌دهان این کمپین به کودا استوری می‌گوید: وقتی تمامی راههای دیگر ممنوع است، حداقل این، راهی امن برای ابراز نظر است.
روزهای اول جنگ، مردم روبان سبز به موهایشان یا کوله‌پشتی‌هایشان می‌بستند. روزانه تقریباً 500 عکس در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شد، البته نیروهای پلیس خیلی زود متوجه جریان شدند. ماه مارس 2022 یک وکیل به جرم «بی حرمتی به ارتش روسیه» 200 دلار جریمه شد و نیکلای رادکین، فعال اجتماعی، نیز به همین جرم و برای بستن روبان سبز به مراسم روشن کردن شمع برای شهروندان اوکراینی کشته شده در اومسک، 400 دلار جریمه شد.

پژوهشی که در دهۀ نود در مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهرداری تهران دربارۀ حساسیت قیمت‌گذاری وسایل نقلیه عمومی منتشر شده است، نشان می‌دهد که افزایش نرخ کرایه تاکسی باعث کاهش مسافران این مد حمل‌و‌نقلی خواهد شد، برای اتوبوس نیز وضعیت مشابه است، اما تأثیر قابل توجهی بر تعداد مسافران مترو به دلیل مزیت سرعت خود ندارد.

هرچه صحبت کردن عمومی درباره جنگ ممنوع و خطرناک‌تر شد، به مرور بستن روبان سبز (اعتراض خاموش) هم فراگیرتر شد. فعالان تکنولوژی یک ربات تلگرام طراحی کردند که کاربران می‌توانستند عکس‌های خود از روبان‌های سبز را بدون مشخص شدن شماره تلفن و اطلاعات اکانت خود به اشتراک بگذارند. امروز صفحه‌های رسمی روبان سبز در اینستاگرام، تلگرام و تیک تاک توسط 5 نفر اداره می‌شود که سه نفر از آنها در روسیه نیستند.
یکی دیگر از اهداف این کمپین خبررسانی و اطلاع‌رسانی درست درباره جنگ به مردم روسیه است. بسیاری از مردم روسیه منبعی برای دسترسی به اخبار صحیح درباره جنگ ندارند. برخی فعالان به روبان‌ها هشتگ‌ها و آدرس‌هایی را وصل می‌کنند که از طریق آنها می‌توانند به اخبار جنگ و عکس‌هایی که از ویرانی‌های جنگ وجود است دسترسی پیدا کنند. در رسانه‌های رسمی روسیه امکان ندارد چنین عکس‌هایی یافت شوند؛ شهرهای نابود شده در دونتسک، سربازان روسی زخمی‌شده، و برنامه‌هایی که برای فرستادن هزاران نفر به جبهه‌ها وجود دارد.
شرکت‌کنندگان ثابت در کمپین از شهرهای مسکو و سن‌پترزبورگ (شهرهای اصلی روسیه) و چند شهر دیگر مانند کلینینگراد و سوچی هستند. نمی‌توان دقیق گفت چند روبان سبز در سراسر روسیه آویخته شده است، اما تحقیقات وب سایت کودا استوری تخمین می‌زند حدود 10 هزار روبان در این کمپین استفاده شده باشد.
اما فراتر از حلقۀ فعالان اجتماعی، آیا واقعاً چنین تلاش‌‌هایی در واقعیت تغییری هم ایجاد می‌کند؟ البته جذاب است که به گستردگی جغرافیایی کمپین نگاه کنیم و یا تعداد دنبال‌کننده‌های اکانت‌های مربوط به کمپین را در شبکه‌های مجازی به‌عنوان عاملی برای اینکه عموم مردم روسیه دربارۀ جنگ چه فکر می‌کنند در نظر بگیریم. اما این اعداد هنوز به‌طور نسبی پایین هستند و بی‌نام بودن کمپین هم باعث می‌شود نتوانیم تخمین بزنیم چه تعداد افراد واقعاً در کمپین کنشگر هستند.
ماریا پوپوا استاد علوم سیاسی در دانشگاه مک‌گیل کانادا معتقد است: «تصور بسیار قوی اما بی‌پایه‌ای وجود دارد که چون دولت روسیه سرکوبگر است، اکثریت مردم با جنگ مخالف هستند اما می‌ترسند نظر خود را ابراز کنند». محققان و روزنامه‌نگاران، چه در غرب و چه در روسیه، نسبت به نظرسنجی‌های عمومی مشکوک هستند. این نظرسنجی‌ها میزان پاسخ‌گیری کمی دارند و فشار اجتماعی‌ای که برای انتخاب یک نظر خاص وجود دارد، نتایج پایانی را مخدوش می‌کند. کارشناسان نسبت به جدی گرفتن محبوبیت بالای پوتین و حمایت مردم روسیه از جنگ نیز هشدار داده‌اند.
این کمپین نمی‌تواند مسئلۀ ابهام در افکار عمومی را حل کند، اما دیدِ خوبی دربارۀ طبیعت اپوزیسیون در روسیه و ماهیت اعتراضات در اختیار ما می‌گذارد. سازمان‌دهندگان کمپین از ابتدا تأکید داشتند که «روبان سبز» یک سازمان نیست، بلکه یک جنبش بدون ساختار است. آنها اعلام کردند «هیچ مدیریت یا فرماندهی از بالایی در این کمپین وجود ندارد.» اماماریا سیدورکینا، انسان‌شناس دانشگاه تگزاس، روبان سبز را به اعتراض‌های گسترده ضددولتی در 2011 و دیگر اعتراضات بدون رهبر در روسیه مرتبط می‌داند.
اپوزیسیون، هرازگاهی، به دلایل تاکتیکی، در طول جنگ چندپاره بوده‌ است. گروه‌هایی مانند «کولکتیو فمینیستی ضدجنگ» و «سازمان مبارزه آنارکو-کومونیست‌ها» همگی گروههای کوچک و حتی فعالیت‌های فردی‌ای را ترتیب داده‌اند تا به بدنۀ گستردۀ سازمان آسیبی وارد نشود. اما کنشگری فردی باعث می‌شود فعالان ضدجنگ احساس کنند جدا افتاده‌اند. یکی از فعالان کمپین روبان سبز به کودا استوری گفته است همین که روبان‌های سبز را در سطح شهر می‌بیند، می‌داند تنها نیست. او ادامه می‌دهد: «خیلی‌ها مثل ما هستند، و همین احساس تعلق داشتن به یک اجتماع از مهم‌ترین دستاوردهای کمپین روبان سبز است.»
اما دکتر پوپوا معتقد است سلامت روان اپوزیسیون در روسیه نباید هدف غایی جنبش‌های اعتراضی مانند روبان سبز باشد. او که در تنظیم «بیانیۀ دانشمندان نگران کانادایی از همه روسیه به اوکراین» نقش داشته، بر اهمیت تغییر افکار عمومی تأکید می‌کند. او اینطور می‌گوید: «من آنها را قضاوت نمی‌کنم که آیا کارشان باعث تغییر شده یا نه، بلکه برای من مهم است آیا آنها واقعاً تلاشی در راستای تغییر افکار مردم دارند یا خیر؟ هدف باید همیشه دسترسی به مردم، و به نوعی قانع کردن و تغییر دادن نظر آنها باشد.»
درنهایت، کمپین روبان سبز توجه برخی مخالفانش را هم به خود جلب کرده است. یکی از سازمان‌دهندگان می‌گوید که تهدیدهای بسیاری دریافت کرده و عکس‌های زیادی از روبان‌های سوخته برای او ارسال می‌شود، اما این را نشانه‌ای از اثرگذاری کمپین می‌داند. البته باید بتوان از هویت شرکت‌کنندگان در کمپین محافظت کرد. او اینطور پیام کمپین را خلاصه می‌کند: «اگر آنها با ما مبارزه می‌کنند، یعنی داریم کار خودمان را درست انجام می‌دهیم.»

تکثیر گونه‌های در معرض انقراض با راه‌اندازی بانک سلولی

رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست راه‌اندازی بانک سلولی گونه‌های جانوری در معرض تهدید ایران را یک نقطه امید برای حیات وحش کشور توصیف کرد و گفت: امیدواریم بتوانیم در آینده گونه‌های حیات وحش در معرض خطر انقراض را تکثیر کنیم.
به گزارش ایسنا، علی سلاجقه، در مراسم امضای توافق‌نامه «راه‌اندازی بانک سلولی گونه‌های جانوری در معرض تهدید ایران» بین سازمان حفاظت محیط‌زیست و جهاد دانشگاهی، با اشاره به امضای این توافق‌نامه در روز ملی ذخایر ژنتیکی و زیستی گفت: این توافق‌نامه فتح بابی در مسائل مختلف و نیازهای کشور خواهد بود.
او با بیان این‌که در یکسال گذشته تلاش‌های خوبی در زمینه تکثیر حیوانات در اسارت انجام شد، گفت:‌ از منظر علمی این کار دستاورد فوق‌العاده‌ای بود. بحث‌های ژنتیکی و سلولی حیوانات مختلف حیات وحش و تکثیر گونه، موضوعی است که در بحث حفاظت از گونه‌ها مغفول مانده است. این موضوع یکی از ارکان اساسی و حائز اهمیت در حفاظت گونه‌ها خارج از طبیعت است و امیدواریم این موضوع هر چه سریع‌تر منجر به دستاورد در این زمینه شود.

سلاجقه: امیدواریم در اولین فرصت و هر چه سریع‌تر، همانند پژوهشگاه رویان، در حوزۀ حیات وحش نیز دستاورد داشته باشیم و مردم استفاده از روش‌های سلولی و مولکولی و انجماد سلول‌ها را برای حفظ امنیت حیات ببینند

سلاجقه با اشاره به اینکه در حال حاضر ۲۶ گونه‌ در معرض خطر انقراض برای نمونه‌برداری ژنتیکی انتخاب شده است، گفت: اگر زودتر این موضوع مطرح می‌شد، این امکان وجود داشت که این طرح در برنامۀ هفتم توسعه گنجانده شود، ولی این موضوع را حتماً در دولت مطرح می‌کنیم و می‌خواهیم که از اعتبارات فعلی سازمان استفاده شود و فرآیند حفظ ذخایر ژنتیکی گونه‌های حیات وحش ادامه یابد.
او ادامه داد: امیدواریم در اولین فرصت و هر چه سریع‌تر، همانند پژوهشگاه رویان، در حوزۀ حیات وحش نیز دستاورد داشته باشیم و مردم استفاده از روش‌های سلولی و مولکولی و انجماد سلول‌ها را برای حفظ امنیت حیات ببینند. در بحث امنیت غذایی و حفظ ذخایر ژنتیکی دام‌ها، کار انجام شده و امیدواریم در بحث حیات وحش که امنیت حیاتی کشور است نیز دستاوردهایی داشته باشیم.
رئیس سازمان محیط‌زیست با بیان اینکه در رأس کشورهایی هستیم که در زمینۀ بانک سلولی گونه‌های جانوری در معرض تهدید انقراض فعالیت می‌کنیم، گفت: دستاوردهای این اقدام می‌تواند برای حیات وحش کشور یک نقطه امید باشد و امیدواریم بتوانیم در آینده گونه‌های حیات وحش در معرض خطر انقراض را تکثیر کنیم.
او عنوان کرد که جهاد دانشگاهی در مورد گونه‌های گیاهی و حفظ زیستگاه‌ها نیز می‌تواند وارد شود و امیدواریم این اتفاق میمون بیفتد.

میزبان نشست اقلیمی به‌دنبال توسعۀ سوخت‌های فسیلی

|پیام ما| انتقاد از انتخاب رئیس بیست و هشتمین اجلاس اقلیمی سازمان ملل متحد هنوز پایان نیافته است. قرار است این اجلاس آذرماه امسال در دبی برگزار شود، اما شکایت منتقدان پایان ندارد. سلطان الجابر، وزیر کشور امارات متحده عربی، رئیس اجلاس COP28 خواهد بود، اما با حفظ سمت مدیرعاملی یکی از بزرگترین شرکت‌های نفتی ابوظبی! شرکت «ادنوک» یکی از بزرگترین برنامه‌های توسعۀ نفت و گاز را دارد و از سناریوی اقلیمی صفر خالص آژانس بین‌المللی انرژی تا سال 2050 فراتر رفته است. منتقدان می‌گویند علاوه بر اینکه سیاست‌های اقلیمی امارات «بسیار ناکافی» است، سمت مهم الجابر در ادنوک، می‌تواند روند مذاکرات را به خطر بیندازد.

 

امارات متحده عربی، کشور نفت‌خیز خلیج فارس که میزبان اجلاس اقلیمی سازمان ملل در سال جاری است، سومین برنامۀ بزرگ صفر خالص را برای توسعۀ نفت و گاز در جهان دارد. مسئولان این کشور می‌گویند همۀ برنامه‌ریزی‌ها برای حرکت به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر است، اما داده‌های تازه خلاف این گفته‌ها و شعارها را نشان می‌دهد.
سازمان ملل متحد، دسامبر 2022، در تصمیمی جنجالی، مدیرعامل شرکت ملی نفت امارات (Adnoc) را به‌عنوان رئیس اجلاس منصوب کرد. با وجود انتقادات بسیار اما دوماه پیش امارات اعلام کرد که الجابر، همچنان سمت خود را به‌عنوان رئیس شرکت نفت و تجارت انرژی پایدار این کشور حفظ خواهد کرد. این موضوع باعث خشم فعالان اقلیمی شد و آنها گفتند که این یک تضاد منافع آشکار است. بعضی حتی این ماجرا را به منصوب کردن رئیس یک شرکت دخانیات در یک معاهدۀ ضد سیگار تشبیه کردند.
جابر اگرچه در سال 2008 جایزه «زاید برای انرژی‌های آینده» را در راستای ترویج انرژی پایدار بنیان نهاده است و در کارنامه‌اش عضویت در گروه مشورتی انرژی و تغییرات آب‌وهوایی (AGECC) سازمان ملل در سال 2010 و سمت نمایندۀ ویژه امارات در حوزۀ انرژی و تغییر اقلیم را دارد و در سال 2011 از سوی سازمان ملل به‌عنوان یکی از «قهرمانان کرۀ زمین» معرفی شده و جایزه «بینش کارآفرینی» را دریافت کرده است، اما حالا گاردین از داده‌های تازه‌ای خبر داده که براساس آن، او بر توسعۀ تولید نفت و گاز معادل 7.5 میلیارد بشکه نفت نظارت می‌کند. این درحالی‌است که 90 درصد این منابع باید در زمین باقی بماند و استخراج نشود تا سناریوی صفر خالص تعیین‌شده از سوی آژانس بین‌المللی انرژی عملی شود.

تسنیم اسوپ، مدیر اجرایی شبکه بین‌المللی اقدام اقلیمی می‌گوید وضعیت اضطراری اقلیمی به اقدامات نیاز دارد، نه کلمات. در حالی که الجابر خواستار اقدامات جسورانه برای حفظ دمای زیر 1.5 درجه سانتیگراد است، اقدامات او با شعارهایی که سرمی‌دهد، مطابقت ندارد. اسوپ و دیگر فعالان، از الجابر خواسته‌اند تا از سمت خود در ادنوک استعفا دهد

تحلیل جدید نشان می‌دهد که شرکت نفت ادنوک، برنامه‌های بزرگی برای توسعۀ کوتاه‌مدت دارد؛ برنامه‌هایی برای افزودن 7.6 بشکه نفت به سبد تولیدی خود در سال‌های آینده. این داده‌ها به دست سازمان غیردولتی Urgewald بررسی شده و طبق آن، در نوامبر 2022، ادنوک از سرمایه‌گذاری 150 میلیارد دلاری طی پنج سال برای فراهم کردن «استراتژی رشد شتابان» در تولید نفت و گاز خبر داده است.
کارشناسان مستقل اهداف و سیاست‌های اقلیمی امارات متحده عربی را «بسیار ناکافی» ارزیابی می‌کنند و از سوی دیگر دبیرکل سازمان ملل به‌تازگی خواستار «توقف [تمامی] مجوزها یا تأمین مالی نفت و گاز جدید» شده است.
اظهارات اخیر الجابر نیز چندان با برنامه‌های عظیم ادنوک برای تولیدات جدید نفت و گاز سازگار نیست. او در کنفرانس «جاده‌ای به COP28» گفته بود: «ما (جهان) باید به سرعت انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش دهیم.» روز بعد او در میزگرد آژانس بین‌المللی انرژی اظهاراتی مشابه داشت: «شرکت‌های نفت و گاز باید حول صفر خالص همراستا شوند». الجابر در فوریه بار دیگر گفت: «ما در امارات از انتقال انرژی ابایی نداریم و به سمت آن می‌دویم».
با این‌همه، فقط 10 درصد از توسعۀ ادنوک با سناریوی آژانس بین‌المللی انرژی برای رسیدن جهان به انتشار خالص کربن صفر تا سال 2050 سازگار است. طبق اعلام آژانس بین‌المللی انرژی هدف 2050 نیازی به تصویب هیچ پروژۀ نفت و گاز جدیدی پس از سال 2021 نیست، اما 90 درصد از توسعۀ نفت و گازی که توسط ادنوک برنامه‌ریزی شده بود، پس از این تاریخ پیشرفت کرده است.
بنابراین مازاد تولید شرکت نفت ادنوک از سناریوی صفر خالص آژانس بین‌المللی انرژی 6.8 میلیارد BBOE است؛ یعنی سومین جهش بزرگ در سراسر جهان. آرامکو عربستان، با 11.4 BBOE، بیشترین مازاد را دارد و قطر انرژی، با 7.6 BBOE، در رتبه دوم قرار دارد.
شرکت ادنوک امارات یکی از بزرگترین برنامه‌های توسعه نفت و گاز را دارد که از سناریوی اقلیمی صفر خالص آژانس بین‌المللی انرژی تا سال 2050 فراتر رفته است. برنامه‌های توسعۀ کوتاه‌مدتی که در این تحلیل گنجانده شده‌اند، شامل برنامه‌های تولید و بهره‌برداری در حال توسعه، تصمیم به نهایت سرمایه‌گذاری یا حتی حفر چاه‌ها قبل از شروع تولید است. میادین این دسته، معمولاً ظرف هفت سال استخراج نفت و گاز را آغاز می‌کنند.

کارشناسان مستقل در Climate Action Tracker به این نتیجه رسیده‌اند که برنامه‌های توسعۀ سوخت فسیلی امارات با محدودکردن گرمایش جهانی به 1.5 درجه سانتیگراد سازگار نیست و اهداف و سیاست‌های اقلیمی امارات متحده عربی را «بسیار ناکافی» ارزیابی کرده‌اند. گزارش اخیر هیئت بین‌دولتی تغییر اقلیم که مورد تأیید همۀ دولت‌های جهان است، نیز هشدار داده که انتشار کربن از پروژه‌های سوخت فسیلی موجود در جهان به تنهایی برای عبور از دمای 1.5 درجه سانتیگراد کافی است

براساس این داده‌ها، بعضی از بزرگترین برنامه‌های توسعه که با سناریوی صفر خالص مطابقت ندارند، به عنوان بخشی از پروژۀ زاکم در سواحل امارات متحده عربی اجرا می‌شوند. ادنوک گسترش تولید در این میدان را یک «مگاپروژه» و «دومین میدان نفتی بزرگ فراساحلی جهان» توصیف می‌کند. براساس اطلاعات این شرکت نفتی، این پروژه شامل ساخت چهار جزیرۀ مصنوعی در آب‌های کم‌عمق است که می‌تواند 450 چاه، 90 سکوی نفتی و همچنین دکل‌های حفاری، تأسیسات پردازش و زیرساخت‌های دیگر را در خود جای دهد.
کارشناسان مستقل در Climate Action Tracker به این نتیجه رسیده‌اند که برنامه‌های توسعۀ سوخت فسیلی امارات با محدودکردن گرمایش جهانی به 1.5 درجۀ سانتیگراد سازگار نیست و اهداف و سیاست‌های اقلیمی امارات متحده عربی را «بسیار ناکافی» ارزیابی کرده‌اند. گزارش اخیر هیئت بین‌دولتی تغییر اقلیم که مورد تأیید همۀ دولت‌های جهان است، نیز هشدار داده که انتشار کربن از پروژه‌های سوخت فسیلی موجود در جهان به تنهایی برای عبور از دمای 1.5 درجه سانتیگراد کافی است.
نیلز بارتش از سازمان غیردولتی Urgewald می‌گوید: «داده‌های جدید نشان می‌دهد که انتصاب سلطان الجابر به عنوان رئیس COP28 تمسخر اجلاس تغییر اقلیم سازمان ملل است. انتصاب یک مدیر نفت و گاز به‌عنوان رئیس این اجلاس نشان‌دهندۀ نداشتن آگاهی کامل از مشکلات موجود و یک سیگنال سیاسی مهلک به جهان است.»
در همین حال تسنیم اسوپ، مدیر اجرایی شبکه بین‌المللی اقدام اقلیمی، معتقد است که وضعیت اضطراری اقلیمی به اقدامات نیاز دارد، نه کلمات. او می‌گوید: «در حالی که الجابر خواستار اقدامات جسورانه برای حفظ دمای زیر 1.5 درجه سانتیگراد است، اقدامات او با شعارهایی که سر می‌دهد، مطابقت ندارد. نقش متناقض او به‌عنوان مدیر عامل ادنوک این سؤال را مطرح می‌کند: آیا الجابر می‌تواند نقشی عینی در تضمین یک نتیجه بلندپروازانه در COP28 ایفا کند، که روشن می‌کند هیچ پروژۀ جدید سوخت فسیلی وجود ندارد؟» اسوپ و دیگر فعالان، از الجابر خواسته‌اند تا از سمت خود در ادنوک استعفا دهد.
لارنس توبیانا، دیپلمات سابق فرانسوی و معمار برجستۀ توافقنامه اقلیمی پاریس در سال 2015، می‌گوید: «همۀ کشورها و شرکت‌های انرژی باید به هشدارهای آژانس بین‌المللی انرژی و IPCC توجه داشته باشند، در غیر این صورت دهه‌ها تلاش دیپلماتیک و همچنین امنیت جمعی ما در این سیاره از بین می‌رود.» از نگاه او ریاست COP28 مسئولیت بزرگی برای نشان‌دادن و پر کردن شکاف بین اهداف پاریس و برنامه‌های ناکافی آب‌وهوایی امروز است. حالا به‌عنوان یک صادرکنندۀ بزرگ نفت، این فرصت امارات است تا نشان‌دهد بعد از این اجلاس به اهداف و برنامه‌های کربن صفر پایبند است یا نه.
کریستیانا فیگورس، مقام ارشد سازمان ملل در آب‌وهوا در زمان امضای توافق پاریس، هم می‌گوید: «ما می‌دانیم که اقتصاد امارات مبتنی بر هیدروکربن است و همچنین می‌دانیم که اکنون دیگر جایی برای سوخت‌های فسیلی جدید وجود ندارد. درحالی‌که برای دکتر سلطان آسان نیست، مهم است که همۀ رؤسای اجلاس‌های اقلیمی سازمان ملل علم‌محور باشند. امیدوارم که امارات از فرصت میزبانی استفاده کند.»
از سوی دیگر سخنگوی ادنوک می‌گوید: «جهان به ترکیب متنوعی از راه‌حل‌ها برای تسریع در انتقال انرژی و در عین حال حصول اطمینان از توسعۀ اقتصادی پایدار و تأمین تقاضای روبه‌رشد جهانی انرژی نیاز دارد. با توجه به اینکه انتظار می‌رود جمعیت جهان تا سال 2030 به بیش از 8.5 میلیارد نفر افزایش یابد، ما در حال سرمایه‌گذاری این ظرفیت هستیم تا بتوانیم تقاضای جمعیت آینده را با برخی از بشکه‌های کم‌مصرف کربن موجود برآورده کنیم».
آلدن مایر در اندیشکدۀ E3G، که از زمان آغاز مذاکرات اقلیمی سازمان ملل در سال 1991 در این مذاکرات شرکت داشت نیز بر این عقیده است که ریاست الجابر در COP28 و سمت مدیرعاملی ادنوک «به وضوح تضاد منافع را به همراه دارد». او می‌گوید: «شاید دکتر الجابر کسی باشد که در نهایت صنعت نفت و گاز را به سمت انرژی پاک سوق دهد. اما من شک دارم.»

فساد مردم را نا امید می‌کند

در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان جمعی از مسئولان نظام عصر دیروز (سه‌شنبه) با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

 

به گزارش ایسنا، در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان، سران قوا، مسئولان و کارگزاران نظام، جمعی از مدیران ارشد دستگاه‌های مختلف، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولان سابق و فعالان اجتماعی و فرهنگی، عصر دیروز (سه‌شنبه) با حضور در حسینیۀ امام خمینی(ره) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، دیدار کردند.
گزیدۀ بیانات رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
ماه رمضان، ماه ذکر است. ماه یاد است. ماه تابیدن انوار ذکر الهی بر دلهاست. این را به‌راحتی از دست ندهیم. هیچ‌وقتِ سال، این اندازه، دلها آمادۀ تلقّیِ انوارِ الهی، انوار هدایت الهی، برکات الهی، رحمت الهی نیست. این ماهِ رمضان است. ماهی که یک شب در آن هست که برتر از هزار ماه است: خَیرٌ مِن أَلْفِ شَهر، ماه تلطیف دل و جان است. این زندگی مادّی، بخصوص زندگی ماشینی، روابط ما را، درون ما را، باطن ما را، عملکرد ما را از لطافت می‌اندازد؛ مثل چرخی که احتیاج به روغن‌کاری دارد تا راحت بچرخد تا سایشِ مضر نداشته باشد، ذکر و دعا در این ماه چنین نقشی را ایفا می‌کند، ما را تلطیف می‌کند؛ دلهایمان را، جانهایمان را، با تلاوت قرآن، با دعاهای شبانه‌روزی، با خود روزه، با شب قدر.
اقتصاد اولین مسئلۀ کشور است. مهمترین مسئلۀ کشور است؛ مسئلۀ معیشت مردم است. شعار امسال شعار مهمی است. اینکه ما شعارها را شعارهای اقتصادی قرار دادیم این به‌معنای بی‌اعتنایی به مسائل فرهنگی و اجتماعی و اینها نیست. آنها هم به جای خود مهم است، اما یک اقتصاد نابسامان بر روی فرهنگ جامعه هم اثر می‌گذارد.
تورم بالا در چند سال پی‌درپی، این خیلی چیز مهمی است. سال‌های متعدد، پشت سر هم، تورم بالا. خب؛ این روی نظام توزیع درآمدها در کشور اثر می گذارد. توزیع درآمدهای کشور را ناموزون می‌کند. یک عده‌ای محروم می‌مانند، یک عده‌ای هم حالا از طرق مختلفی جیب‌هایشان پر می شود. از هر دو طرف ایجاد فساد خواهد شد.

اقتصاد اولین مسئلۀ کشور است. مهمترین مسئلۀ کشور است؛ مسئلۀ معیشت مردم است. شعار امسال شعار مهمی است. اینکه ما شعارها را شعارهای اقتصادی قرار دادیم این به معنای بی‌اعتنایی به مسائل فرهنگی و اجتماعی و اینها نیست

گاهی شده که ما تورم را توانستیم کنترل کنیم، اما از آن طرف با رکود همراه بوده، این به ضرر کشور است. اینکه تورم بیاید پایین اما رکود حاکم بر اقتصاد کشور باشد این چیز خوبی نیست. مهم این است که بتوانیم تورم را مهار کنیم، تولید هم به رکود نیانجامد. تولید رشد پیدا کند و این ممکن است.
ما ظرفیت‌های زیادی در کشور داریم. بعضی از امکانات ما امکانات سخت‌افزاری است. منابع طبیعی داریم، موقعیت جغرافیا داریم، زیرساخت‌های اقتصادی داریم، کارخانجات، دستگاهها، بعضی امکانات نرم‌افزاری است، نیروی انسانی خلّاق داریم، جوان‌های پرانگیزه داریم، ظرفیت‌های علمی داریم، ظرفیت‌های فناوری داریم، فکرهای نو داریم.
اینها امکانات کشور است. اینها همه‌اش باید در خدمت مهار تورم و رشد تولید قرار بگیرد. امکانات اجرایی داریم، امکانات تقنینی داریم، امکانات قضایی داریم، امکانات رسانه‌ای داریم، تجربه‌ها و عناصر مجرّب داریم، کسانی هستند که کارآزموده‌اند، کار کرده‌اند، می‌شناسند، بلدند. از همۀ اینها باید استفاده بشود. از ارتباطات خارجی استفاده کنیم. ارتباطات خارجی، ارتباط خارجی فقط ارتباط با آمریکا و با چهار کشور اروپایی که نیست. دنیا دویست و خرده‌ای کشور هستند. اینها هرکدام یک ظرفیتی‌اند. از این ارتباطات خارجی می‌شود استفاده کرد برای این.

فساد، مردم را ناامید می‌کند، مأیوس می‌کند، میل به سلامت را در افراد کاهش می‌دهد. وقتی کسی میبیند که فلان آدم با شیوه‌ غیرقانونی، غلط توانست جیب خودش را پر کند، این هم وسوسه می‌شود. فساد یک بیماری مسری است، بیماری بسیار خطرناکی است، موجب هلاک جامعه است

یکی دیگر از الزامات عملی شدن شعار امسال ثبات در سیاست‌ها و تصمیم‌های اقتصادی است؛ اینکه در سیاست‌های پولی‌مان، در سیاست‌های مالی‌مان مدام تغییرات پی‌درپی بدهیم، این خیلی مضرّ است برای کشور، خیلی مضرّ است. حالت بی‌اطمینانی به‌وجود می‌آید. کارآفرین را مردّد می‌کند، آن کسی که می‌خواهد سرمایه‌گذاری کند، کارآفرینی کند، او را مردّد می‌کند. ما حالا دنبال سرمایه‌گذاری خارجی هم هستیم؛ به خارجی‌ها می‌گوییم بیایند سرمایه‌گذاری کنند، هر کسی که می‌تواند و مایل است بیاید سرمایه‌گذاری کند، او هم سود می‌برد، ما هم سود می‌بریم. خارجی‌ها نگاه می‌کنند به سرمایه‌گذاران داخلی، اینها ویترین نظامند. می‌خواهند ببینند که شما با سرمایه‌گذار کارفرمای داخلی و کارآفرین داخلی چه‌جوری رفتار می‌کنید، بعد اگر چنانچه دیدند خوب رفتار می‌کنید آنها هم می‌آیند.
در مسئلۀ اقتصاد چند توصیۀ کلیدی هم هست. در رأس این توصیه‌ها مبارزه با فساد است. مبارزه با فساد که در شعارهای رئیس‌جمهور محترم در دوران انتخابات و بعد از انتخابات هم وجود داشته، همه‌ ما هم به این معتقدیم واقعاً. مبارزه‌ با فساد کار لازمی است. البته کار بسیار دشواری است؛ مثل یک اژدهای هفت‌سر، از همه طرف خطرش انسان را تهدید می کند.
فساد، مردم را ناامید می‌کند، مأیوس می‌کند، میل به سلامت را در افراد کاهش می‌دهد. وقتی کسی می‌بیند که فلان آدم با شیوۀ غیرقانونی، غلط توانست جیب خودش را پر کند، این هم وسوسه می‌شود. فساد یک بیماری مسری است، بیماری بسیار خطرناکی است، موجب هلاک جامعه است واقعاً. مبارزه‌ با فساد لازم است. بدون رودربایسی، بدون ملاحظه بایستی با فساد مبارزه کرد هر جا که هست و این در رأس کارهای مهمی است که در زمینۀ مسائل اقتصادی لازم است. در زمینه‌ی مسائل اقتصادی یک توصیه‌ی دیگری که عرض میکنیم مسئله‌ی رابطه‌ی منطقی دستگاه‌های مسئول با شرکتهای بزرگ دولتی است. ما شرکتهای بزرگی داریم که مال دولت است، سرمایه‌اش متعلق به دولت است، درآمدش هم مال دولت است. رابطه‌ی دولت با اینها بایستی تنظیم بشود، رابطه‌ی دولت با این شرکتها باید تنظیم بشود. بعضی از مدیران خوب و فعال در این شرکتها هستند باید اینها تأیید بشوند، حمایت بشوند. در بخش خصوصی هم همین‌جور.
یکی از وظایف ما و بخصوص از وظایف قوه‌ی مجریه و دولت این است که از این مدیران فعال و خوب حمایت بشود، بهترین حمایتی هم که از یک مدیر کارآفرین و فعال میشود کرد این است که بتوانیم برای محصول او بازار فراهم کنیم؛ چه بازار خارجی، چه بازار داخلی، قدرت رقابت‌پذیری به او بدهیم، به او کمک کنیم برای بالا بردن کیفیت.
این مدیرانی که عرض کردم خصوصیت‌شان این است که در دوران جنگ سخت اقتصادی این چند ساله اینها توانستند کار کنند، اینها توانستند بایستند، توانستند کشور را پیش ببرند در بعضی از بخشها لذا اینها بایستی کمک بکنند این حمایت بشود. آنها هم وظایفی دارند بخصوص دولتی‌ها، مدیران دولتی باید مشخص بکنند که عملکردشان و نقش‌شان در زمینه‌ی سیاست کلی اقتصاد کشور چیست، این باید مشخص بشود. یعنی فلان شرکت بزرگ که متعلق به دولت هم هست، مواد اولیه‌اش هم داخلی است، از این شرکتهای بزرگ این‌جوری ما داریم تعدادی، شرکت بزرگ، پر درآمد با مواد اولیه‌ی داخلی این قیمت محصول خودش را با دلار تلگرامی، همین دلارهای جعلی، این قیمتهای جعلی دلار که هدایت میشود از طرف دشمن، با او تطبیق میکند. چرا؟ چرا شما به دلار حاکمیت میدهید؟ چرا برای ریال رقیب را تقویت میکنید؟ یکی از وظائف عمده‌ی ما این است که ما رقیب ریال را تقویت نکنیم در داخل.
یکی از گرفتاری‌های کشور ما مسئله‌ی آویزان شدن به دلار است، در بخشهای مختلف اقتصاد ما. گفتم من در مشهد؛ بعضی از کشورها خودشان را از دلار جدا کردند و معاملاتشان را از طریق دیگری، حتی از سوئیفت اینها را خارج کرده بودند، اینها ارتباطاتشان را با سوئیفت هم قطع کردند، آنها قطع کرده بودند، اینها هم قطع کردند، وضعشان بهتر شد. کشورهایی هستند الان که وضعشان بهتر شد.